تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

آشوب و فتنه گری جدید جریان صادق شیرازی بر علیه جمهوری اسلامی ایران

در چند روز گذشته جریان صادق شیرازی از طریق رسانه های اجتماعیِ خود  هجمه سنگینی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای آغاز کرده اند که در ادامه ، رسانه های خانوادگی  بیت صادق شیرازی از جمله شبکه امام حسین (علیه السلام)، شیرازی مدیا ، شبکه فدک ، سایت رسام و بقیه شبکه ها و رسانه های تبلیغاتی بیت صادق شیرازی از مریدان خود در کربلا خواستند که جلوی کنسولگری ایران در کربلا تجمعات اعتراض آمیزیِ شدید الّحنی برپا کنند، در این فتنه گری و تجمع اعتراض آمیز که در  کربلا انجام شد به صورت موکد از بیت فتنه دستور رسیده بود که این تجمعات و اخلال گری ها را در راستای این باشد که خود را به عنوان سپاهیان و یاوران اهل بیت نشان دهند و همچنین جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران  به عنوان دشمن ترینِ  دشمنان اهل بیت !

 

و اما گزارش تصویری از اقدامات و فتنه گری های جریان شیرازی ها از تجمع چند نفری مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا و شرح ماوقع جریانات و فتنه گری های بیت تشیع انگلیسی !

 

Untitled11

 

12212383_915520611875107_1387864240_n

نشان دادن کلیپی چند ثانیه ای و مدعی شدن حمله به بیت متمرجع

                                                                                                                                                                قضیه از آنجا شروع شد که بیت صادق شیراری در شهر مقدس قم  در ابتدای ورودی کوچه ای که منزل اصلی صادق شیرازی در آن قرار دارد  نرده و درب بزرگی را که درب اصلی بیت آنجاست نصب کرده بودند که این درب ورودی ، مزاحم  همسایگان میشد و همسایه ها نیز از بیت شکایت به عمل آوردند به طوری که میگفتند شما به چه حقی در ابتدای ورودی کوچه ، نرده و دربی آهنین نصب کرده اید ؟! تا این که شهرداری با توجه به حجم زیاد شکایت ها تصمیم گرفت دربِ ورودی کوچه را از جا بکند. ظاهرا گذاشتن این درب ورودی توسط بیت صادق شیرازی برنامه ریزی شده بوده زیرا یک دوربین نا محسوس در کنار در نصب شده بوده و از کارکنان شهرداری در حین کندن در فیلمبرداری شده است. پس از کنده شدن این در بلا فاصله جریان شیرازی توسط شبکه های خود و مریدان صادق شیرازی به دروغ و با بی شرمی تمام ادعا کردند که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به خانه وی حمله کرده اند و درب خانه را کنده و وارد بیت شده اند و شدیدا به ساکنین بیت اهانت کرده اند!جالب این جاست که شبکه فدک در کانال یوتیوب خود کلیپی 26 دقیقه ای قرار داده است و در آن مدعی شده است که ماموران وزارت اطلاعات اقدام به شکستن درب خانه صادق شیرازی کرده اند و وارد خانه صادق شیرازی شده اند که کاملا قضیه کذب است و حتی در کلیپ مذبور کاملا مشخص است که ماموران شهرداری مبادرت به کندن دربِ ورودی کوچه نموده اند .  جریان صادق شیرازی موفق شد با این هجمه خبری ، مریدان خود را در کشورهای مختلف خشمگین سازد تا موج جدیدی از اهانت ها و هجمه ها را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای توسط مریدان جریان تشیع انگلیسی در شبکه های اجتماعی آغاز شود و در این راستا و در ادامه از مریدان جاهل خود خواسته شد تا جلوی کنسولگری ایران تجمع اعتراض آمیز شدید اللحنی را ترتیب دهند. که البته عده بسیار کم و قلیلی از مریدان صادق شیرازی در تجمع بر علیه جمهوری اسلامی ایران در مقابل کنسولگری ایران در کربلا جمع شدند .

 

12209318_914771568616678_1261541242_o

تجمع عده ی قلیلی از مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا

“نکته جالب و قابل توجه” این که همین متمرجع به صورت غیر قانونی و با بی شرمی تمام چند سال گذشته نیز  به منظور سهولت در رفت و آمد ماشینش و سهولت بدست آوردن جای پارک ، در ابتدای ورودیِ کوچه ی محل درس خارج خود نیز اقدام به نصب نرده و درب ورودی نمود که آن هم با شکایت اهالی محل و جمیع کسبه (اعم از کاسبان پاساژ کویتی ها و بقیه کاسب ها ) توسط شهرداری برداشته شد منتهی در آن زمان بیت متمرجع تشیع انگلیسی گویا فرصت فیلم برداری از کنده شدن دربِ ورودی کوچه را از دست داده بود و فرصت این که آن را به عنوان حمله ی وزارت اطلاعات به درس خارجش نشان بدهد را از دست داد !

 

 07

 

دلایل این فتنه گری ها !

 

این که چرا بیت شیرازی چنین سناریویی را قبل از اربعین حسینی و پیاده روی اربعینِ امسال  انجام داده اند بسیار جای سوال و تامل و بحث دارد  که در ادامه گوشه ای از اهداف و نقشه های آنان را برای شما عزیزان بازگو می کنیم :

 

 1- مداحان مزدور و پیرو تشیع انگلیسی در این راستا ابیاتی برای اربعین امسال آماده کرده اند که حمله به بیت شیرازی (که حقیقت ندارد) را با حمله اهل سقیفه به خانه امام علی علیه السلام تشبیه کنند !

2- رسانه های بیت شیرازی گفته اند که ایران هر از گاهی با حمله به بیت متمرجعشان  از وی می خواهند که با نظام جمهوری اسلامی بیعت کنند ( یا به قول معروف از متمرجع زهر چشمی گرفته باشند )

3- معرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان جریانی ضد اهل بیت و نشان دادن آن به عنوان جریانی که (نعوذ بالله) در راستای سقیفه فعالیت می کنند .

4- به آشوب کشیدن پیاده روی اربعین امسال و فتنه گری در بین شیعیان :

 جریان صادق شیرازی از محبوبیت بالای امام خامنه ای در بین ملت عراق  که اوج آن را در اربعین سال گذشته شاهد بودیم ، به شدت ناراحت است و با به راه انداختن این گونه فتنه گری ها سعی در ایجاد اختلاف در بین صفوف متحد شیعیان دارد .

5- پروژه مظلومیت سازی و مظلوم نمایی به طوری که خود را فردی نشان دهند که در اوج مظلومیت به ساحت آن جسارت شده است .

6-محک زدن عکس العمل مریدان بیت صادق شیرازی و همچنین محک عکس العمل جمهوری اسلامی ایران .اگر جواب مناسبی به این فتنه گریِ بیت شیرازی داده نشود مطمئناً در آینده شاهد فتنه گری ها و آشوب طلبی هایی به مراتب بزرگ تر و شدید تر خواهیم بود .

نکته :به علت هجم بالای توهین ها و فحاشی های رکیک مریدان بیت صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و سربازان گم نام امام زمان و مسئولین رده بالای کشور از نشان دادن متن آن ها معذوریم .

 

12212160_915520925208409_1148024492_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

12200840_915520768541758_1184865969_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

 

 

حجاج باید اسلام ناب محمدی را به جای اسلام آمریکایی و تشیع لندنی مد نظر داشته باشند

به گزارش قادمون ، آیت‌الله کاظم صدیقی خطیب نماز جمعه این هفته شهر تهران که در دانشگاه تهران برگزار شد با اشاره به ضرورت تبیین اسلام ناب محمدی به جای اسلام آمریکایی و تشیع لندنی برای حجاج ، اظهار داشت :
مسئله حج یک قصد است و همه مقاصد به خدا ختم می‌شود و بسیار نیکوست قدم زدن به سرزمین وحی و قدم زدن به عرفاتی که امام زمان در آن حضور فیزیکی خواهد داشت.
خطیب موقت نماز جمعه تهران خطاب به حجاج گفت: محور اصلی جهان اسلام مسئله فلسطین است و این هرگز فراموش نشود چرا که ام‌الفساد منطقه صهیونیست‌ها هستند اگر مشکل صهیونیست‌ها حل شود مشکل داعش و دیگر مشکلات خود به خود رفع می‌شود.
وی ادامه داد: دومین موضوع که حجاج باید مدنظر داشته باشند اسلام محمدی به جای اسلام آمریکایی و تشیع لندنی است تا جهان اسلام با اسلام واقعی و ناب آشنا شوند که اسلام زندگی و رأفت است.

جنایت بزرگ افراط‌گرایان شیعه

حجت الاسلام و المسلمین مهدی مسائلی در یاداشتی به بررسی تخریب چهره ی اسلام توسط افراط گرایان شیعه و سنتی پرداخت . پایگاه اطلاع رسانی ایشان نوشته است :
در سال‌های اخیر گزارش‌ها و تصاویر فراوانی از جنایت‌های بی‌سابقه و فجیع داعش منتشر شده است؛ اما بی‌شک در این میان تخریب چهره اسلام و سیره نبوی، بزرگ‌ترین جنایت داعش محسوب می‌شود؛ جنایتی که در آن سیره رحمانی پیامبر اسلام(ص) – که مورد تمجید قرآن کریم نیز قرار گرفته است – به‌صورتی خشن و جنایتکارانه به‌تصویر کشیده می‌شود. متأسفانه در سال‌های اخیر در کنار تحریف و تخریب سیره نبوی، عده‌ای از درون شیعه در حال تحریف و تخریب سیره علوی علیه‌السلام هستند؛ تحریفی که در آن فحاشی و دشنام‌گویی و لعن، جایگزین حیا، اخلاق و ادب دینی امیرالمؤمنین(ع) می‌شود. هرچه هست هردو گروه با تحریف سیره نبوی و علوی عامل ضد تبلیغی بزرگی برای اسلام و تشیع به‌شمار می‌آیند و با انحراف عده‌ای از مسیر حق و انزاجر عده‌ای دیگر از اسلام و تشیع، بزرگ‌ترین جنایت‌ها را مرتکب می‌شوند.
اما همچنان که سیره رحمانی نبوی حجاب تحریف‌ها را کنار زده و خُلق عظیم پیامبر اعظم(ص) را برای همگان نمایان می‌سازد، سیره علوی نیز چراغ پر نوری از حیا، ادب و تواضع دینی است که بُغض دشمنان و جهالت دوستان هرگز نمی‌تواند آن را خاموش کند: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ؛ می‌خواهند نور خدا را با دهان‏های خود خاموش کنند؛ ولی خدا کامل‏‌کننده‏ نور خویش است».
از این جهت در ادامه این یادداشت، گوشه‌ای از حیا و ادب دینی امام علی(ع) در مواجهه با دشمنان حق به‌تصویر کشیده می‌شود.
حقیقت این‌ است که همچون روایات نبوی[۱]، در روایات علوی نیز دشنام‌گویی و بدزبانی خارج از ساحت اخلاق اسلامی شمرده شده است؛ آن حضرت در این‌باره می‌فرمایند:
«إنَّ الْفُحْشَ وَ التَّفَحُّشَ لَیسَا مِنْ خَلَائِقِ الْإِسْلَامِ»؛[۲]
دشنام‌دادن و بددهنی [یا دشنام شنیدن] از اخلاق‌های اسلامی نیست.[۳]
همچنین روایت شده است که امیرالمؤمنین(ع) در وصیتشان خطاب به فرزندان خویش و شیعیان فرمودند:
«وَ لَا تَتَكَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ‏ لَا يَلِيقُ بِنَا وَ لَا بِشِيعَتِنَا»؛[۴]
«در كلامتان از فحش استفاده نكنيد؛ زیرا فحش و بدزبانی زيبنده ما خاندان و شيعيان ما نيست».
با این حال جریانی خاص در شیعه‌ که یاسر الحبیبِ لندن‌نشین مأموریت ترویج افکار آنان را دارد، مخالفت با دشنام‌گویی را به‌منزله خروج از دایره‌ی تشیع دانسته، همواره بر ضرورت دشنام‌گویی علنی و آشکار تأکید می‌کند. متأسفانه این جریان روایات ضعیف و متشابه علوی را به‌گونه‌ای کنار هم قرار می‌دهد تا توهین و دشنام‌گویی را روشی برخاسته از روایات جلوه دهد؛ این در حالی است که نصوص غیرقابل انکاری در نهی از این روش نادرست در روایات علوی وارد شده است؛ مثلاً هنگامی‌که حضرت امیر(ع) در جنگ صفین آگاه شد حُجْر‌بن‌عَدِی و عَمْرو‌بن‌حَمِق‌، آشکارا اهل شام را لعن می‌کنند، کسی را نزد آن‌ها فرستاد تا به آن‌ها بگوید از این کار دست بردارند. آن‌ها [با تعجب] نزد امام آمدند و عرض کردند: ای امیرالمؤمنین، آیا ما برحق نیستیم؟
ایشان فرمود: آری.
عرض کردند: آیا آن‌ها باطل نیستند؟
حضرت فرمود: آری.
عرض کردند: پس چرا ما را از دشنام‌دادن به آن‌ها منع کردید؟
حضرت خطاب به آن‌ها فرمود: « کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّی یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَی وَ خَیراً لَکُم‌؛ نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که درنتیجه ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند]؛ بلکه چه‌بهتر است اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: ازجملۀ سیرۀ [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است. این بهترین بیان و نافذترین استدلال است. نیز به‌جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری‌جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کرده و بین ما و ایشان را اصلاح کن و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده، تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد. این را من بیش‌تر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.
عرض کردند: ای امیرمؤمنان، نصیحت شما را پذیرفتیم و به ادب شما مؤدب شدیم.[۵]
‌علامه‌امینی(ره) در مقدمۀ جلد هشتم الغدیر ضمن نقل این روایت از کتاب وقعة صفین می‌گوید: ادبِ امیرالمؤمنین، ادبِ شیعه است؛ ادبِ امینی است و ما نیز همچون حُجْر‌بن‌عَدِی و عَمْرو‌بن‌حَمِق می‌گوییم: ای امیرالمؤمنین، ما نصیحتِ شما را پذیرفتیم و به ادبِ شما مؤدب شدیم. و این گفتۀ تمام شیعیان است.[۶]
همچنین یکی از اصحاب امام علی(ع) می‌گوید: نزد امام بودیم که ذکری از خوارج به میان آمد؛ ما آن‌ها را دشنام دادیم؛ امام فرمودند: «لا تسبوهم فإن قاتلوا إمام عدل فقاتلوهم وإن قاتلوا إمام جور فلا تقاتلوهم فإن لهم بذلك مقالا»؛ «به آن‌ها دشنام ندهید؛ بلکه اگر با امام عادل و برحقی جنگیدند، شما نیز با آن‌ها بجنگید [و سرکوبشان کنید] و اگر با امام ستمگر و ظالمی جنگیدند، با آن‌ها نجنگید [و کاری با آن‌ها نداشته باشید]؛ زیرا برای خواسته و دلیلی می‌جنگند».[۷]
خوارج در زمان امیرالمؤمنین(ع) از جهت فکری و رفتاری خصوصیاتی همچون داعش در زمان کنونی داشتند و خشک‌مغزی و تحجر آنان باعث شده بود تا جنایت‌های بسیاری را انجام دهند؛ با این حال امیرالمؤمنین(ع) دشنام‌گویی را روش درستی در برخورد با آن‌ها نمی‌داند.
نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفین از زید بن وَهْب روایت می‌کند‏: «أَنَّ عَلِيّاً مَرَّ عَلَى جَمَاعَةٍ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ بِصِفِّينَ فِيهِمُ الْوَلِيدُ بْنُ عُقْبَةَ وَ هُمْ‏ يَشْتِمُونَهُ‏ وَ يَقْصِبُونَهُ‏ فَأَخْبَرُوهُ بِذَلِكَ فَوَقَفَ فِي نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ: «انْهَدُوا إِلَيْهِمْ وَ عَلَيْكُمُ السَّكِينَةَ وَ سِيمَاءُ الصَّالِحِينَ وَ وَقَارُ الْإِسْلَامِ وَ اللَّهِ لَأَقْرَبُ قَوْمٍ مِنَ الْجَهْلِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَوْمٌ قَائِدُهُمْ وَ مُؤَدِّبُهُمْ‏ مُعَاوِيَةُ وَ ابْنُ النَّابِغَةِ وَ أَبُو الْأَعْوَرِ السُّلَمِيُّ وَ ابْنُ أَبِي مُعَيْط…»[۸]؛ «[امام] على در صفّين بر گروهى از شاميان كه وليد بن عقبه نيز با آنان بود بگذشت و ايشان (پس از عبور او) بر او ناسزا راندند و از او عيب‌گويى كردند. چون اين خبر را به على رساندند وى در ميان ياران خويش بايستاد و گفت: «بر ايشان بتازيد (اما) آرامش خود را حفظ كنيد و وقار اسلامى خود را نگهداريد؛ به‌خدا سوگند نزديك‌ترين قوم به جهل و دور از معرفت خداى عزّ و جلّ‏ قومى هستند كه پيشوا و مربّى آنان معاويه و پسر نابغه و ابو اعور سلمى و ابن ابى معيط باده‏گسار و حدخورده در اسلام باشند و اينانند كه اينك در برابر من در ايستاده‏اند و مرا دشنام مى‏گويند؛ پيش از اين (به ملاحظاتى) با من نجنگيده و مرا دشنام نگفته بودند؛ در حالى كه من آنان را به اسلام فرا مى‏خواندم و آنان مرا به بت‏پرستى بازمى‏خواندند. پس سپاس و ستايش از آن خداوند؛ خدايى كه جز او خداوندى نيست كه ديرى است تا تبهكاران مرا دشمن مى‏دارند…».[۹]
در این‌جا امیرالمؤمنین(ع) نه‌تنها دشنام‌گویی ابتدایی از ناحیه اصحاب خویش را خواستار نشدند؛ بلکه در مقابل دشنام شامیان نیز از اصحابشان می‌خواهند تا آرامش خود را حفظ نموده و وقار اسلامى خویش را نگهدارند.
اما سوگمندانه باید گفت امروز عده‌ای هرچند داعیه‌دار پیروی از امام علی(ع) هستند، ولی در گفتار، روش معاويه و پسر نابغه و… را دنبال می‌کنند و در برخورد با دشمنان نه‌تنها دشنام‌گویی و توهین را روا می‌دانند، بلکه دروغ و تهمت و افترا را نیز در مواجهه با مخالفان مذهبی جایز می‌شمارند. حال آن‌ که روش برخورد شیعه با مخالفان، روشی اخلاقی و مبتنی بر سلوک اهل حق است که حضرت علی(ع) دربارۀ آن ‌می‌فرمود: «اى مردم؛ وفا همراه راستى است که سپرى محکم‌تر و نگهدارنده‌تر از آن سراغ ندارم. آن‌کس‌که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. اما امروز در محیط و زمانه‌اى زندگى مى‌کنیم که بیش‌تر مردم حیله و نیرنگ را زیرکى مى‌پندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر مى‌خوانند. چگونه فکر مى‌کنند؟ خدا آن‌ها را بکشد. چه‌بسا شخصى تمام پیشامدهاى آینده را مى‌داند، راه‌هاى مکر و حیله را مى‌شناسد؛ ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست و بااین‌که قدرت انجام آن را دارد، آن را به‌روشنى رها مى‌سازد؛ اما آن‌کس‌که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت‌ها براى نیرنگ‌بازى استفاده مى‌کند».[۱۰]
علی(ع) که ما مدعی ولایت او هستیم و تبری از دشمنانش را واجب می‌دانیم، بزرگی بود که می‌فرمود: «وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیةُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یغْدِرُ وَ یفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ کُلُّ فُجَرَةٍ کُفَرَةٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یعْرَفُ بِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَةِ وَ لَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَة»؛[۱۱] «سوگند به خدا، معاویه از من سیاست‌مدارتر نیست؛ اما معاویه حیله‌گر است و معصیت و نافرمانى می‌کند. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من زیرک‌ترین افراد بودم؛ ولى هر نیرنگى گناه و هر گناهى نوعى کفر و انکار است. روز رستاخیز در دست هر حیله‌گرى پرچمى است که با آن شناخته مى‌شود. به خدا سوگند، من با فریب‌کارى غافل‌گیر نمى‌شوم و با سخت‌گیرى ناتوان نخواهم شد».[۱۲]
در روایت دیگرى از آن حضرت آمده است:
«لوْ لَا التُّقى لَکُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ»؛[۱۳]
«اگر تقوا نبود، سیاست‌مدارترین عرب بودم».
به‌راستی‌کسانی‌که دروغ و تهمت و افترا را در مواجهه با مخالفان مذهبی جایز می‌دانند، این سخن مولای متقیان را چگونه تفسیر می‌کنند؟!
سخن پایانی این‌که برای دریافت معرفت صحیح اسلامی، باید به سیره‌ی قطعی و روایات معتبر اهل‌بیت(ع) مراجعه نماییم و متشبهات روایی را به آن‌ها عرضه کنیم. امام رضا(ع) در این باره می فرمایند: «إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا»؛[۱۴] «در اخبار ما نيز همانند قرآن محكم و متشابه وجود دارد؛ لذا متشابهات آن را به محكمات آن ارجاع دهيد و صرفاً به‌دنبال متشابهات آن نرويد كه گمراه مي‌شويد».
پس با توجه به اخلاق دینی و روایات فراوانی که در نهی از دشنام‌گویی به‌صورت مطلق وارد شده است، تعابیر انتقادی قرآن و روایات را نباید سبّ و دشنام فرض کنیم؛ بلکه این تعابیر بیان حقایقی هستند که قرآن و روایات با هدف آگاه‌ساختن و تنبُّهِ مردم، با صراحت به بیان آن‌ها می‌پردازند. همچنان که تعبیرهای انتقادی قرآن کریم و روایات غالباً به‌صورت کلی و بر اساس انحرافات عقیدتی و صفات رذیله بیان شده‌اند و خصوصاً قرآن کریم، معمولاً افراد معین را مخاطب قرار نمی‌دهد و نقد نمی‌کند. همچنین بسیاری از تعبیراتی که درباره‌ی آن‌ها توهم توهین شده است، در واقع تشبیهاتی هستند که به‌صورت کلی و با هدف روشن‌شدن صفات پست و پلید منحرفان از حق بیان شده‌اند. به دیگر سخن، این تشبیهات در مقام تبیین حقیقت صفاتی هستند که اشخاص منحرف از حق، خود را به آن‌ها مزیّن کرده‌اند. تنها با این تشبیهات است که می‌توان حقارت و پستیِ آن صفات را آشکار کرد.
راست این‌که اهل‌بیت عصت و طهارت(ع) با تکیه بر اخلاق و تعقل و بردباری، حتی در مقابل توهین و دشنام جاهلان و سبک‌مغزان نیز هیچ‌گاه از اخلاق الهی خویش عدول نمی‌کردند و ازجمله‌ی عبادُالرحمانی بودند که خداوند در وصف آنان می‌فرماید: «وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاماً»؛ «هنگامى‌که جاهلان آن‌ها را مخاطب قرار مى‌دهند [و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‌پردازند]، در پاسخ آن‌ها سلام می‌گویند [و درمی‌گذرند]».
اهل‌بیت(ع) بزرگوارانی بودند که توهین و دشنام جاهلان را با خوش‌رویی و محبت پاسخ می‌گفتند؛ چنان‌که داستان بزرگ‌منشی امام‌حسن(ع) در مقابل توهین‌های مرد شامی معروف است.[۱۵].
۱. از رسول خدا(ص) نقل شده است: «الْفُحْشُ وَ التَّفَحُّشُ لَیسَا مِنَ الْإِسْلَامِ فِی شَی‌ءٍ». «دشنام‌دادن و بددهنی [یا دشنام شنیدن] در هیچ صورتی در اسلام نیست» ( لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۷؛ ورام‌بن‌ابی‌فراس، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج‌۱، ص۱۱۰).
۲. تمیمی آمُدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۲۳.
۳. آقاجمال خوانساری در شرح این روایت می‌آورد: «فحش به‌معنای دشنام‌دادن است و مراد به تفحّش این است که خود را بر آن بدارد و بنابراین، مراد از فحش این است که خصلت و خوی او دشنام‌دادن باشد و (مراد از) تفحّش این است که بالطّبع چنین نباشد و خود را به کلفت بر آن دارد و ممکن است که تفحّش به‌معنای شنیدن دشنام باشد؛ یعنی گوش‌انداختن به دشنامی که کسی به کسی دهد و رغبت در آن و شاد‌شدن از آن، یا مجرد منع و زجرنکردن او با وجود قدرت بر آن، یا شنیدن دشنامی که به او دهند؛ یعنی بی‌باک‌بودن از آن و از ‌کردنِ کاری که سبب آن گردد، یا منع و زجرنکردن او از آن با وجود قدرت بر آن» (آقاجمال خوانساری، شرح آقاجمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، ج‌۲، ص۴۹۷).
۴. قاضی نعمان مغربى، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ج‏۲، ص۳۵۲.
۵. ابن‌مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۳۹۹؛ ابوحنیفۀ دینوری، الأخبار الطوال، ص۱۶۵؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح ‌نهج البلاغة، ج۳، ص۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج‌البلاغه آورده است (شریف رضی، نهج البلاغه، ص۳۲۳، خطبۀ۲۰۶).
۶. امینی، عبدالحسین، ‌الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب‌، ج۸ ، ص‌۸ .
۷. (محمد بن سليمان الكوفي، مناقب الإمام أمير المؤمنين(ع)، چاپ اول، قم، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۳۲؛ ابن أبي شيبة الكوفي، المصنف، بيروت: دار الفكر، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹ م، ج ۸ ص ۷۳۸؛ المتقي الهندي، كنز العمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹م، ج۱۱، ص۳۲۰). البته در نقلی آمده است: «أما إذا خرجوا على إمام هدى فسبوهم! وأما إذا خرجوا على إمام ضلالة فلا تسبوهم! اما اگر بر امام برحقی خروج کردند به آن‌ها دشنام دهید و اما اگر بر امام باطلی خروج کردند، آن‌ها را دشنام ندهید» (المتقي الهندي، كنز العمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹م، ج۱۱، ص۳۲۰). ولی به‌نظر می‌رسد این نقل ناشی از اشتباه و تصحیف در روایت باشد؛ زیرا اولاً روایات دیگری از طرق شیعه و سنی در تأکید مضمون نقل اول وارد شده است (شیخ صدوق، علل الشرائع، چاپ اول، قم، كتاب‌فروشى داورى، ۱۳۸۵ش/۱۹۶۶م، ج‏۲، ص۶۰۳؛ شیخ طوسى، تهذيب الأحكام، چاپ چهارم، تهران، دار الكتب الإسلاميه، ۱۴۰۷ق، ج‏۶ ، ص۱۴۵)؛ ثانیاً خوارج در آن زمان در حال جنگ با امام بودند و اگر بخواهیم به مضمون نقل دوم متلزم شویم، نباید امام از دشنام خوارج نهی می‌کردند.
۸ . نصر بن مزاحم، وقعة صفين، مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۱.
۹. پيكار صفين، ترجمه وقعة صفين، ص۵۳۴.
۱۰. دشتی، محمد، ترجمۀ نهج‌البلاغه، ص۹۵.
۱۱. شریف رضی، نهج‌البلاغه، ص۳۱۸، خطبۀ۲۰۰. در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «لوْ لَا التُّقی لَکُنْتُ أَدْهَی الْعَرَبِ» (اگر تقوا نبود، سیاست‌مدارترین عرب بودم) (محمد‌بن‌یعقوب کلینی، کافی، ج‌۱۵، ص۷۴؛ ابن‌شعبۀ حرانی، تحف العقول، ص۹۹).
۱۲. دشتی، محمد، همان، ص۴۲۳، با اندکی تصرف در ترجمه.
۱۳. کلینی محمد‌بن‌یعقوب، کافی، ج‌۱۵، ص۷۴؛ ابن‌شعبۀ حرانی، تحف العقول، ص۹۹.
۱۴. عيون أخبار الرضا(ع)، ج‏۱، ص۲۹۰.
۱۵. نک: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج۳، ص۱۸۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۴۴.

شناخت لیدر تشیّع انگلیسی و حامیان تشیع انگلیسی

“تشیّع انگلیسی” یا ” شیعه لندنی “؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام ” تشیع انگلیسی ” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهاب ملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

سید علی محمد شیرازی پیشوای فرقه بابیه

سید علی محمد شیرازی پیشوای فرقه بابیه

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

راهپیمایی و کارناوال تشیع انگلیسی به مناسبت هفته مجعول برائت

راهپیمایی و کارناوال تشیع انگلیسی به مناسبت هفته مجعول برائت

 

اوباما مدافع هفته برائت !

اوباما مدافع هفته برائت !

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

نتیجه جستجوی  عبارت "شیعه"

نتیجه جستجوی عبارت “شیعه”

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

نامگذاری و جعل هفته برائت در مقابل هفته وحدت توسط بیت شیرازی ها

نامگذاری و جعل هفته برائت در مقابل هفته وحدت توسط بیت شیرازی ها

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه به سرکردگی مرجعیت جعلی و انگلیسی آقای صادق شیرازی، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.
این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.
تشیع انگلیسی

تشیع انگلیسی

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.
6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام
14- شبکه فدک ( که با مدیریت یاسرالحبیب داماد بیت شیرازی ها و به سفارش و دستور بر تکفیر کردنِ علمای شیعه از طرف مرجعیت انگلیسیِ ساکن درقم مشغول به کار است )
یاسر الحبیب فحاش و تکفیر کننده ی بیت شیرازی ها
……
بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی جریانِ تشیع انگلیسی به سردمداری بیت شیرازی عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.
این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.
اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.
منبع : مشرق نیوز

 

 

 

اسناد محرمانه مربوط به مکاتبات ساواک درباره ی شیرازی ها + سند

از: بیروت تاریخ: 36/05/03 [1356/05/03] شماره: 9830 وزارت امور خارجه* در ملاقاتی که سیدحسن شیرازی از اینجانب در سفارت شاهنشاهی به عمل آورد اظهار داشت در مذاکراتی که با رهبران سیاسی و مذهبی مسیحی و شخصیتهای سیاسی شیعه داشته عموما از این که سیدموسی صدر در جنگهای داخلی از چپگرایان و فلسطینیها پشتیبانی نموده و دست خود را به خون شیعیان بیگناه آلوده ساخته و گروه میلیشیای امل را برای پشتیبانی از فلسطینیها تشکیل داده، به شدت ناراضی می‌باشند** و در نظر دارند او یعنی سیدحسن شیرازی را برای رهبری مذهبی شیعه در لبنان کاندید نمایند. وی گفت از هنگامی که کمونیستها در مجلس عالی شیعه نفوذ کرده و اکثریت به دست آورده‌اند نگرانی شدید رهبران مسیحی و شیعه فراهم شد و در نظر داشتند که در موقعیت مناسب مقدمات انحلال مجلس عالی شیعه را فراهم ساخته و ترتیبی دهند که عناصر معتدل و دست راستی به مجلس عالی شیعه راه یابند و پس از تشکیل مجلس جدید سمت مذهبی سید موسی صدر را لغو و او یعنی (سیدحسن شیرازی) را به سمت رییس مجلس عالی شیعه انتخاب نمایند.( توضیحا به عرض می‌رساند سید حسن شیرازی در حال حاضر از پشتیبانی پاتریاژ(پاتریارک) خریش، کامیل شمعون، پیرجمایل، امین جمایل، شریل القیس،کامل الاسعد، کاظم الخلیل، محسن سلیم، برخوردار می‌باشد) نامبرده در پایان استدعا نموده مراتب احترام عمیق او به پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر تقدیم گردد و تاکید نمود که خدمتگزاری به پیشگاه رهبر شیعیان جهان برای هر فرد شیعه واجب و افتخار بزرگ می‌باشد. 36/05/03 قدر ساعت 1730 پاورقی :

* پیوستی سند 8- 3334 مورخه 24ـ5ـ2536 ** به راستی چه اتفاقی افتاده که احزاب مسیحی و فئودالها که سوابق آنان برهمگان روشن بوده و دستشان به خون مسلمانان آلوده است، و مردم با انتخاب امام موسی صدر دست رد بر سینه آنان زده‌اند اینگونه ناراحت و نگران وضعیت شیعیان گشته‌اند و دایه دلسوزتر از مادر شده‌اند و برای آنان اشک تمساح می‌ریزند؟! [1356/05/03]

 

یعنی هرکی بشیر جمیل رو بشناسه، می تونه بفهمه دیدار حسن شیرازی و بشیر جمیل یعنی چی!!!

بشیر جمیل یک نابغه به تمام معنا بود، یک مسیحی نابغه که تمام نبوغش رو صرف کشتن مسلمانان کرد

جالب است که در این گزارش نظر مسئول عملیات این است که حسن شیرازی طرفدار امام خمینی است، اما 4 ماه بعد حسن شیرازی در سفارت با مسئولان رژیم شاه دیدار کرده و مراتب احترامش را نثار شاه می کند ، و 5 ماه بعد از تاریخ این سندی که در زیر آمده، امام خمینی دستور میدهد دیگر به طلبه هایی که نزد حسن شیرازی درس می خوانند، شهریه داده نشود .

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/01/24
 صفحه:91

به: 334 تاریخ: 36/1/31 [1356/01/31] از: 213 شماره: 213/147 سیدحسن شیرازی سیدحسن شیرازی در تاریخ 36/1/24 [1356/01/24] در لبنان در منزل محسن سلیم در منطقه غبیری با بشیر جمیل ملاقات نموده است و خبر این ملاقات توسط روزنامه‌های وابسته به مسیحیان دست راستی لبنان همراه با عکس مفصلا منتشر گردیده* و در خبرهای منتشره گفته شده است امام شیرازی یکی از بلندپایه‌ترین رهبران مذهبی شیعه می‌باشد و در ملاقات با بشیر جمیل وعده داده است که با همه امکانات پیروان مذهب شیعه برای حفظ یکپارچگی و اتحاد لبنان تلاش خواهد نمود قبل از ملاقات با بشیر جمیل سیدحسن شیرازی با اسقف آلفرد پرویدوا، اسقف لبنان، ملاقات نموده است هدف از این ملاقات‌ها و انتشار خبر آن در شرایط کنونی آن است که سیدحسن شیرازی را در برابر سیدموسی صدر که با یکدیگر رقابت دارند و اخیرا مورد خشم دست‌راستیهای افراطی قرار گرفته است تقویت نموده و با حمایت از شیرازی موقعیت موصی صدر را تعضیف کنند و چون سیدحسن شیرازی مخالفان سرسختی مانند وزیر اوقاف سوریه دارد ممکن است اقدام اخیر و تماس وی با رهبران دست راستی و مخالفان موسی صدر به ضرر وی تمام شده و مقامات سوریه که از مدتی قبل درصدد اخراج شیرازی از سوریه بوده و به علت حمایت برادر حافظ اسد موفقیتی نداشتند اکنون مخالفان شیرازی قصد دارند ضربه مؤثری به شیرازی وارد سازند زیرا رقابت و دشمنی شیرازی باموسی صدر که مورد حمایت حافظ اسد می‌باشد به ضرر شیرازی تمام خواهد شد.

نظریه رهبر عملیات:

اطلاعات موجود حاکی است که سیدحسن شیرازی فعالیت ضدمیهنی دارد و اغلب ایرانیانی که برای زیارت به این منطقه مسافرت می‌کنند به عناوین مختلف به وی کمک مالی می‌نمایند.

نظریه نمایندگی: 1- سیدحسن شیرازی که یکی از افراد ماجراجو است که به هیچ وجه مورد اعتماد نبوده و از روش‌ها و خیانتهای خمینی حمایت کرده و می‌کند و در سوریه و در حرم مطهر زینب نیز همیشه عده‌ای ماجراجو از حمایت وی برخوردار هستند و به طور کلی شیرازی سوابق سویی دارد و هر نوع تقویت و پیشرفت وی به مصلحت نیست و به ضرر مصالح دولت شاهنشاهی است. 2- با توجه به اهمیت اقدامات اخیر شیرازی و رقابت‌های موجود که احتمالا حوادث جدیدی به دنبال خواهد داشت گزارشهای مشروح‌تری ارسال خواهد شد.

نظریه اداره کل دوم: به صحت خبر می‌توان اطمینان در مورد ملاقات سیدحسن شیرازی با بشیر جمیل و وجود اختلافاتی بین سیدحسن شیرازی و موسی صدر می‌توان اطمینان نمود.

پاورقی: * وزارت امور خارجه در طی نامه‌ای به سازمان اطلاعات و امنیت کشور اعلام می‌نماید که مسیحیان درصدد جانشینی برای امام موسی صدر هستند متن نامه بدین شرح است: [به]: 334 [از]: 213 سازمان اطلاعات و امنیت کشور. گزارش شماره 226 مورخ 2536/1/25 [1356/01/25] سفارت شاهنشاهی در بیروت حاکی است مسیحیان دست راستی که از طرز رفتار و نحوه عمل سیدموسی صدر در جریان جنگهای داخلی لبنان ناراضی می‌باشند اخیرا درصدد برآمده‌اند که مقدمات برکناری نامبرده از ریاست مجلس عالی شیعه لبنان را فراهم نموده و به تدریج شیخ حسن شیرازی امام مرقد مطهر حضرت زینب و رهبر مذهبی شیعه سوریه را آماده جانشینی نامبرده سازند.

رونوشت گزارش مزبور جهت مزید استحضار به پیوست ایفاد می‌شود. از طرف وزیر امور خارجه گیرنده: ستاد بزرگ ارتشتاران – اداره دوم اطلاعات و ضداطلاعات اصل در پرونده سیدحسن شیرازی 78260 می‌باشد. در پرونده موسی صدر 46422 بایگانی شود [ناخوانا] 36/2/10 [1356/02/10] قبلا مفاد فوق در گزارشات دیگری به عرض رسیده است. موسی صدر 46422 [1356/01/24]

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/01/29
 صفحه:83

درخواست ساواک برای تقویت حسن شیرازی در مقابل امام موسی صدر

 

به: 334 تاریخ: 36/1/29 [1356/01/29] از: 213 شماره: 213/191 موضوع: سیدحسن شیرازی رهبران دست راستی مسیحی لبنان از پیشگاه مبارک شاهانه استدعا نمودند که زعمای شیعه لبنان به علت عوام‌فریبی و فساد و چپ‌گرایی موقعیت خود را در این کشور از دست داده‌اند سازمانی از شیعیان جوان و تحصیل‌کرده به وجود آید که از طرف دولت شاهنشاهی حمایت و پشتیبانی گردد و مانع سقوط شیعیان و جاهل این کشور به دامان کمونیسم گردد.

اوامر ملوکانه بدین نحو از طریق وزارت خارجه شرفصدور یافت که (سفیر بررسی کند) و با بررسی‌های وسیعی که از طرف سفارت شاهنشاهی در لبنان در این باره به عمل آمده و با سیاستمداران جوان شیعه از قبیل دکتر عزالدین و محسن سلیم رهبران مسیحی دست راستی کتائب و احرار مذاکره گردیده چنین نتیجه گرفته شده است: 1- سیدموسی صدر ریاست مجلس عالی شیعه را دارد ایجاد این تشکیلات فایده‌ای در بر نخواهد داشت لذا باید ابتدا سیدموسی صدر از سمت رئیس مجلس عالی شیعه برکنار نمود و شخص صالحی را به جای او گمارده* زمینه برای تشکیل چنین سازمانی فراهم گردد.

2- دو سال قبل با سیدحسن شیرازی رهبر مذهبی شیعه در سوریه و امام مرقد حضرت زینب با حضور نماینده ساواک در بیروت مذاکراتی در این زمینه به عمل آمده بود ولی موقعیت سیدموسی صدر در آن موقع قوی بود و اقدامی میسرنگردید خصوصا که مسیحیان نیز از او پشتیبانی جدی می‌نمودند ولی حال تمام جبهه‌ها او را خیانتکار و مزدور بیگانه می‌دانند لذا پس از مراجعت سفیر شاهنشاه آریامهر به لبنان مشارالیه با رهبران مسیحی از جمله بشیر جمیل فرمانده فالانژها و محسن سلیم نماینده سابق شیعه ملاقات و از طرف نامبرده به آنها توصیه گردید حال که لزوم تغییر سیدموسی صدر مورد تأیید مسیحیان می‌باشد از وجود سیدحسن شیرازی استفاده شود. بشیر جمیل موضوع را در حزب کتائب مطرح نمود و مورد تصویب قرار گرفت سپس در جلسه دیگری که با حضور رهبران کتائب تشکیل گردیده بود و از طرف سفیر شاهنشاه آریامهر به آنها یادآوری گردید که برای موفقیت در این راه، لازم است انتصاب سیدحسن شیرازی به جای سیدموسی صدر و مورد تأیید واتیکان و پاتریارک خریش واقع گردد و به او هویت لبنانی داده شود به نحوی که از اصل ساکن یکی از دهات شیعه‌نشین منطقه مسیحی‌نشین کسروان معرفی گردد.

3- پاتریارک خریش با این طرح موافقت نمود همچنین با سفیر پاپ ملاقات و مذاکره نموده و او به جمیل قول داد که موافقت واتیکان را جلب کند و تأکید نمود که این مطلب را از هم اکنون تمام شده تلقی نمایند سپس مراتب به وسیله نماینده شیعه محسن سلیم به اطلاع سرکیس رئیس جمهوری رسانید و رئیس جمهوری لبنان وعده همه گونه مساعدت داد ولی به محسن سلیم تأکید کرد که وی ناگزیر است وانمود کند که در این باره نه مطلبی شنیده و نه کسی را ملاقات کرده است ولی به مقامات تأمینی دستور داده که بلافاصله یک شناسنامه و یک گذرنامه لبنانی برای او صادر و در آن قید شود که سیدحسن شیرازی مقیم دهکده حسین در جبل کسروان می‌باشد و عکس‌هایی نیز با رهبران کتائب از او گرفته‌اند (محسن سلیم گذرنامه و برگ هویت او با عکس‌های مزبور را به سفارت شاهنشاهی در لبنان فرستاده که فتوکپی آنها تهیه و با اولین پست ایفاد خواهد شد).

4- در تعقیب اقدامات فوق سفیر شاهنشاه آریامهر مجددا با سیدحسن شیرازی ملاقات نموده و خطوط وظایف آینده به دقت مورد مذاکره قرار گرفته و سیدحسن شیرازی در حضور محسن سلیم گفته که وی در گذشته خدمتگزار شاهنشاه بوده و تا آخر عمر از این افتخار برخوردار خواهد بود و مانند سیدموسی صدر نمک‌نشناس نمی‌باشد.

5- از آنجایی که سیدموسی صدر عامل شناخته شده سوریه می‌باشد و از طرفی سیدحسن شیرازی امام مرقد حضرت زینب در دمشق است ممکن است مقامات سوری با پشتیبانی از سیدموسی صدر مانع ادامه فعالیت وی گردند خصوصا در حال حاضر که لبنان نیز در اشغال قوای سوریه می‌باشد.

6- به مجرد آماده ساختن سدحسن شیرازی رهبران مسیحی و زعمای معتدل شیعه سازمانی از شیعیان جوان و تحصیل‌ کرده که به هیچ‌وجه بستگی با رهبران فاسد و عوام‌فریب سوسیالیستی شیعه ندارند و مردمانی پاک و منزه هستند به وجود آورده که ظاهرا محسن سلیم در سفر اخیر خود به واشنگتن مراتب را به اطلاع جناب آقای زاهدی سفیر شاهنشاه آریامهر رسانده و ایشان نیز گزارشی در این زمینه به شرف عرض پیشگاه مبارک شاهانه رسانیده‌اند و اوامر مبنی بر تأیید موارد فوق شرفصدور یافته است. (اسامی و مشخصات آنها با اولین پست ارسال خواهد شد). قرار است موجودیت سازمان مذکور در جراید لبنان اعلام و تبلیغات وسیعی درباره آن به عمل آید و پس از آن که سازمان مزبور قدرت کافی به دست آورد خواستار تجدید نظر در انتخاب مجلس عالی شیعه و تعیین رئیس جدید برای این مجلس بشود.

7- به احتمال قوی به یقین زعمای مذهبی و سیاسی شیعه که با تشکیلات سیدموسی صدر مخالف هستند مقدمات انحلال مجلس عالی شیعه و تعیین اعضاء مجلس مجدد را فراهم خواهند نمود و در کنار این فعالیتها تبلیغات دامنه‌داری توسط شیعیان وابسته به رهبران مسیحی به نفع سیدحسن شیرازی که خود در دشت بقاع و منطقه بعلبک شهرت نیکی دارد انجام خواهد گرفت تا در انتخابات جدید سیدحسن شیرازی به ریاست مجلس عالی شیعه برگزیده شود و نوعی همکاری غیرمرئی بین مسیحیان و شیعیان برگزار گردد که در استخوان‌بندی رژیم آینده این کشور حتی اگر به صورت فدراسیون و کفندراسیون باشد اثر مثبت داشته باشد و از اشاعه چپ‌گرایی بیشتر در بین شیعیان جلوگیری شود.

ملاحظات: گزارش فوق همراه خلاصه سوابقی که از سیدحسن شیرازی از اداره کل سوم اخذ شده بود (یکبرگ پیوست) از شرف عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر گذشت اوامر مطاع ملوکانه چنین شرفصدور یافت: “اصولا به این جماعت نمی‌توان اعتماد کرد” ضمنا تیمسار ریاست ساواک نیز چنین مقرر فرمودند: “به نظر اینجانب اصولا هیچ یک از این افراد مورد اعتماد نیستند نه در گذشته نه در حال حاضر و نه در آینده نمی‌توان به آنها اعتماد نمود. سوابق همین شیرازی هم در گذشته کمتر از موسی صدر نبوده ولی با هم رقابت نمایند و ضعیف شوند بسیار خوب است.“//// حالا اگه بعضی ها منظور تفرقه بنداز و حکومت کن رو فهمیدن!!!

** علیهذا ضمن اعلام این که اوامر ملوکانه و پینوشت تیمسار ریاست ساواک به جناب سفیر شاهنشاه آریامهر در لبنان ابلاغ گردیده مراتب جهت اطلاع اعلام می‌گردد. محترما به عرض می‌رساند فلک‌فرسا 36/1/31 [1356/01/31] اصل در پرونده سیدحسن شیرازی 7826 می‌باشد. در پرونده موسی صدر 46422 بایگانی شود [ناخوانا] 36/2/5 [1356/02/05] عملیات 36/1/31 [1356/01/31]

 

پاورقی: * به راستی جرم امام موسی صدر چه بوده این گونه برای برکناری و تضعیف او تلاش می‌کردند. آیا غیر از دفاع از حقوق شیعیان، مقابله با تجاوزات اسرائیل، دفاع از مردم محروم فلسطین و آرمان آنان گناه دیگری داشت که این گونه و از هر سو آماج حملات و تهمتها قرار می‌گرفت. او هدف خود را مشخص نموده و در راستای اهداف والای خود و در راه رضای معبود آماده هر گونه جانفشانی و فداکاری بود و جرم او هم همین بود، یکی از مهمترین اهداف جنگ داخلی لبنان ایجاد زمینه مناسب برای به راه انداختن سپتامبر سیاه دیگری بود تا برای همیشه فلسطینیان را از صحنه سیاسی حذف کنند. امام موسی صدر از همه این دسیسه‌ها آگاهی کامل داشت، به خوبی می‌دانست که اگر این توطئه‌ها عملی گردند به ضرر همه مسلمانان و جهان اسلام خواهد بود. او با تیزبینی و زیرکی خاص خود همواره سعی داشت فلسطینیان را از این فتنه‌ها دور نگه دارد به همین خاطر با فداکاری، خودش و مبارزان شیعی را سپر بلای آنان قرار می‌داد و فرصتها را از دست دشمن می‌گرفت. بسیار اتفاق می‌افتاد که درگیری بین مسلمانان و مسیحیان، نخست در منطقه‌ای سنی‌نشین به وقع می‌پیوست، ولی به واسطه همین سیاست (سپر بلا شدن) فورا به مناطق شیعه‌نشین انتقال می‌یافت و آن گاه به دست با کفایت وی مسأله حل و فصل می‌شد. گرچه این فداکاری و ایثار برای شیعیان خیلی گران تمام شد، چرا که آنان در این راه شهدای زیادی را تقدیم انقلاب فلسطین کردند و خسارتهای مالی و روانی بسیاری را نیز محتمل شدند. ولی در عین حال این حمایتها و جانبازیهای صادقانه ثمرات فراوانی را به بار آورد و باعث گردید که فلسطینیان دوستان و دشمنان واقعی خود را بهتر و بیشتر بشناسند. دیرزمانی بود که شیعیان جنوب لبنان به عنوان خائن، نوکر شاه، ستون پنجم و… معرفی می‌گشتند و عامل همه گرفتاریها و دربدریها به حساب می‌آمدند. این روش و ازخودگذشتگی، به زودی غبار تحریف را از سیمای مظلوم شیعیان کنار زد و نشان داد که همه آنها توطئه‌ای بیش نیست و شیعیان بهترین حامیان فلسطینیانند و در این راستا از جان خود نیز مایه می‌گذارند. اما هدف اصلی امام موسی صدر خیلی بالاتر از اینها بود، و به سرنوشت فلسطین می‌اندیشید و سرآغاز بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… تمام مسلمانان جهان و پی‌ریزی شالوده تمدن اسلامی آینده را، در حل مسئله فلسطین می‌دانست. وی در هر محفل و مجلسی که فرصت به دست می‌آورد از فلسطین یاد کرده و می‌گفت: “ما باید مسئله فلسطین را بدون شرمساری و یا ترس به عهده بگیریم و در این راه از دادن قربانی نهراسیم.” او موضوع اشغال فلسطین را تنها یک مسئله اسلامی نمی‌شمرد و سعی می‌کرد که آن را بیشتر، از دیدگاه فطری و انسانی مطرح کرده و مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد تا مسئله، جنبه فطری و وجدانی به خود گرفته و در محافل وجدانهای غیرمسلمانان نیز برای خود جای باز کند وی می‌گفت: “تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. همچنین این تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می‌سازد”. فرمان تاریخی امام موسی صدر مبنی بر “التعامل مع اسرائیل حرام” (معالمه با اسرائیل حرام است) بود که همه توطئه را در هم شکست و خط بطلان بر افکار سازشکاران کشید و روح و جان تازه‌ای در کالبد مبارزان مسلمان دمید و در راه جهاد و شهادت آنان را امیدوار و ثابت قدم ساخت.

به طور کلی خط مشی اساسی و دورنمای فعالیتهای امام موسی صدر در طول اقامت وی در لبنان را می‌توان در چهارچوب عنوانهای زیر خلاصه کرد: 1- جانبداری از اصل همزیستی صلح‌آمیز فرقه‌های مذهبی و طایفی چندگانه کشور لبنان و مبارزه با تلاشهای مذبوحانه در جهت تجزیه کشور. 2- حراست از اصل همزیستی مسالمت‌آمیز لبنان و فلسطین و حمایت همه‌جانبه از انقلاب فلسطین و مردم آواره آن. 3- تلاش برای رفع هر گونه اختلاف، و کوشش به خاطر تحقق اصلاحات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. 4- مردود شمردن هر گونه تعصبات فرقه‌ای و مذهبی و دوری از جنگ و ستیز فرقه‌گرایانه. 5- ارج نهادن به اصل دفاع از خویشتن برای هر گروه، دسته و افراد. 6- مبارزه با هر گونه تجاوز خارجی به کشور لبنان. 7- مبارزه مداوم با دولت غاصب اسرائیل. 8- تلاش در جهت جلوگیری از احتمال سرکوبی انقلاب فلسطین. ر.ک: امام موسی صدر امید محرومان، 167 – 170

//// چقدر چیزی که امام موسی صدر می خواسته به چیزی که امروز سیدعلی خامنه ای می خواهد، نزدیک به هم هستند

** آنچه در پی‌نوشت آمده است(بالاتر اونجا که تیمسار نظر داده بود و ** خورده کنارش) حمایت از عمق کینه وی از روحانیت دارد و دستور صریح وی مبنی بر ایجاد اختلاف و رقابت و تشدید درگیری‌ها بین روحانیت، از بهترین عوامل درس‌آموز روزگار است دشمان دین از هر اختلافی استفاده کرده و با حمایت از یکی به دیگری حمله می‌کنند این اختلافات که یا بدوا شروع شده و سپس اینها دخالت کرده‌اند و یا از ابتدا با طراحی دشمنان اسلام بوده است جز ضرر و زیان چیزی برای جامعه اسلامی نداشته است. [1356/01/29]

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 11 شهید دکتر مصطفی چمران
روزشمار: 1356/12/06
 صفحه:339

گزارش سیدحسن روحانی شیرازی در مورد تعلیم جوانان ایرانی در سازمان امل

 

خیلی محرمانه

تاریخ: [2536/12/16] [1356]

طبق اطلاع از سید حسن شیرازی روحانی شیعه معروف و دوست سفارت شاهنشاهی دستجاتی از جوانان ایرانی از ایران و عراق توسط گروهی از روحانیون مخالف بعنوان مجاهد انتخاب و بسوریه اعزام میگردند و در دمشق یکنفر ایرانی بنام سید احمد و احدی آنها را بترتیب آماده ودر بیروت تحویل مصطفی چمران رییس سرویس اطلاعاتی و عملیاتی سازمان امل متعلق به موسی صدر مینماید و این عده زیر نظر افسران چریک فلسطینی فتح در اردوگاه امل واقع در جنوب لبنان آموزش کماندوئی و خربکاری میبینند تا پس از اخذ تعلیمات مورد نظر به ایران معاودت داده شوند. این اولین مرتبه است که اطلاعایت در زمینه تعلیم جوانان ایرانی در مرکز سازمان امل وابسته به سدی موسی صدر باین سفارت شاهنشاهی واصل میگردد قبلا اطلاعاتی در دست بودکه جوانان ایرانی که برای اخذ تعلیمات کماندوئی و خرابکاری به بیورت فرستاده میشوند اکثرا وابسته به جبهه باصطلاح فدائیان خلق ایران بوده و در مرازک آموزش توده‌أی نجات فلسطین (گروه جرج حبش) تعلیمات کماندوئی میدیدند که برای هر گروه آنها یک راهنما و مترجم گذاشته میشد و نامه‌های شخصی انان به مقصد ایران از طریق بسام ابوشریف سر دبیر الهدف ارگان سازمان جرج حبش جمع‌آوری و از طریق نیکوزیا و آتن به ایران ارسال میگردد. عده‌أی از این جوانان که با لهجه همدانی صحبت مینمودند در بیروت توسط کارمندان سفارت شاهنشاهی در خیابان کورنیس مزرعه واقع در نزدیکی “صبرا” اردوگاه فلسطینی فتح دیده شده‌اند. نظریه اداره کل دوم: بحصت مفاد خبر میتوان اطمینان نمود. ضمنا وزارت امور خارجه در جریان قراردارد ملاحظات: مرابت از عرض تیمسار ریاست ساواک گذشت مقرر فرمودند” اداره کل سوم – از رهبر عملیات بخواهید عکس آنها را بنحوی تهیه و ارسال دارد. با ذکر مشخصات ظاهری و اسامی مستعار آنها را ” [1356/12/06]

 

اکثر جراید لبنان متن مصاحبه شیخ حسن دبوق را بر علیه امام موسی صدر بود منتشر کردند.

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/09/25
 صفحه:375

شماره: 213/605 تاریخ: 36/09/26 [ 1356/09/26] 1- تقریبا کلیه جراید روز جاری (36/09/25) [1356] لبنان (به غیر از الانوار و الشرق) متن مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسین دبوق پیرامون مسایل مربوط به شیعیان لبنان و بحران جنوب کشور را منتشر نموده‌اند.*

2- شیخ حسین دبوق طی این مصاحبه چگونگی حیف و میل شدن مبلغ شصت میلیون لیره لبنانی کمک اعطایی به مراجع تقلید شیعیان جهان به مجلس شیعیان لبنان و مشکلات کنونی طایفه شیعه کشور که تنها بر اثر رویه اشتباه‌آمیز موسی صدر بدان دچار هستند اشاره کرده و نیز مسئله تعیین موسی صدر به ریاست مجلس عالی شیعیان تا سن 65 سالگی را مورد انتقاد قرار داده است.

نظریه نمایندگی:

1- صحت مفاد خبر تائید می‌شود.

2- روزنامه‌های الانوار و الشرق که وابسته به سوریه هستند با توجه به روابط نزدیک موسی صدر با سوریه و یا به احتمال قوی با دریافت پول از موسی صدر از درج متن مصاحبه مزبور خود‌داری کرده‌اند.

نظریه اداره کل دوم: نظریه نمایندگی موجه به نظر میرسد. عملیات 36/09/27 46422 [ 1356/09/27]

پاورقی:

* – الف تاریخ: 36/09/27 [1356] شماره 213/16665 به : مدیریت کل اداره سوم 334 از: اداره کل دوم 213 درباره : مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسن دبوق پیرو : 213/60 – 36/09/21 [ 1356] مراتب پیروی از عرض تیمسار ریاست ساواک گذشت پی‌نوشت فرمودند:”خبر برای روزنامه‌ها نقل از جراید بیروت”. علیهذا متن پیوست جهت درج در جراید ایفاد میگردد. از طرف مدیر کل عینا به استحضار ریاست اداره چهارم عملیات و بررسی (347) برسد و پس از اجرای اوامر جهت ضبط در پرونده لطفا اعاده فرمایند. رییس اداره سوم عملیات رییس – آریایی از طرف ابوالحسنی عملیات 36/09/29 [1356] ب- تاریخ: 36/09/29 [ 1356] روزنامه اطلاعات به ادعای یکی از روحانیون شیعه لبنان موسی صدر 60 میلیون لیره کمک به شیعیان لبنان را حیف و میل کرده روزنامه‌های بیروت متن مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسن دبوق یکی از روحانیون شیعه لبنان را نقل کرده‌اند، بنا به نقل از روزنامه‌های مذکور نامبرده طی این مصاحبه به چگونگی حیف و میل شدن مبلغ 60 میلیون لیره لبنانی کمک اعطایی مراجع تقلید شیعیان جهان به مجلس شیعیان لبنان و مشکلات کنونی طایفه شیعه کشور که تنها از اثر رویه اشتباه‌آمیز موسی صدر بدان اعلامیه و بیانیه و انجام مصاحبه مطبوعاتی مبارزاتی را با موسی صدر آغاز نموده است . 3- نامبرده در اجتماع اخیر روحانیون شیعه به سمت دبیر جلسه انتخاب شد ضمنا روابط نزدیکی با کامل اسعد رییس پارلمان لبنان و سید حسن شیرازی و سید جعفر شرف‌الدین دارد.

نظریه نمایندگی:

1- شیخ حسن دبوق از مخالفین شدید موسی صدر می‌باشد. 2- نامبرده با سفارت شاهنشاهی ارتباط برقرار نموده و کمکهایی در زمینه انتشار بیانیه و درج مقاله در روزنامه‌ها از سفارت شاهنشاهی دریافت میدارد.

نظریه اداره کل دوم:

انتشار اعلامیه از طرف شیخ حسن دبوق علیه موسی صدر صحت دارد. عملیات 36/09/27 [1356] جالب است که آقای حسن دبوق و علی فقیه حتی تا به امروز که ربع قرن از آن حوادث میگذرد در لبنان ناشناخته هستند ولی در آن زمان اینگونه روی آنان مانور داده شده‌است؟! [ 1356/09/25]

حمايت طلاب مركز عالى امير المومنين عليه السلام از اقدامات روشنگرانه آیت الله اراکی

حمايت طلاب مركز عالى امير المومنين عليه السلام (قم)/ بخش برادران وخواهران از مواضع به حق حضرت استاد معظم آيت الله شيخ محسن اراكى دامت بركاته، در رابطه با فتنه گران مذهبى:

بسم الله الرحمن الرحيم

حضرت آيت الله اراكى (دام ظله)

ما طلاب مدرسه عالى امير المومنين (ع) حمايت خود را از فعاليت ها واقدامات مجاهدانه وبه حق شما در جبهه ى حق وتبيين اسلام ناب ومشخص نمودن خط تقابل آن با اسلام آميخته با نفاق و تفرقه اعلام ميداريم.

بر اين باوريم كه ساليان درازيست كه استكبار جهانى بالاخص انگليس خبيث اختلافات مذهبى را دست آويزى براى اجراى نقشه هاى شوم خود كرده است. در اهل سنت فرقه ى ضاله ى وهابيت و در شيعه بهائيت را براى انحراف مسلمين ساخته اند و هيچ وقت از تلاش خود براى ضربه زدن به اسلام و اجراى طرح هاى شيطانى خود دست بردار نيستند. ما دست هاى پشت پرده ى دستگاه هاى اطلاعاتى استكبار جهانى كه مدتى است كه با استفاده از نادانى بعضى به ظاهر شيعه وروحانى نما وتطميع وخود بزرگ پندارى آنها سعى در ايجاد انحرافى جديد هستند را مى بينيم. شبكه هاى محواره اى ورسانه هاى مجازى آنها كه با دلارهاى نا پاگ تغذيه مى شوند و به اسلام اما به كام شيطان اسلام آمريكايى وتشيع انگليسى را ترويج مى كنند، راهى به پيش نخواهند برد.

ما طلاب مدرسه عالى اميرالمومنين (ع) پايبندى بر سنت مستحكم حوزه ى علمية در مبارزه با افكار انحرافى و مقابله با جريان هاى مسموم را وظيفه ى خود مى دانيم ومانند شما و علماى سلف در اين راه مقدس جان بركف قدم بر خواهيم داشت وبا صداى رسا مى گوييم: 
اكر كسى تحت لواى عمامه، افكار آمريكايى وانگلیسى را بخواهد ترويج كند در مقابلش قد علم خواهيم كرد.

 

11150896_812170902210268_9038624761594195068_n

هشدار جدی امام صادق علیه السلام به عوام شیعه در تبعیت نکردن از علمای مشکوک

وَ مِنهُمْ أُمِّیُّونَ لا یَعْلَمُونَ الْکِتَب إِلا أَمَانىَّ وَ إِنْ هُمْ إِلا یَظنُّونَ

و پاره‌ای از آنان عوامی  هستند که کتاب خدا را جز  مشتی خیالات و آرزوها نمی‌دانند؛ و تنها به پندارهایشان دل بسته‌اند.

در ذیل این آیه ی شریف چنین نقل شده است که مردی به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کرد:

ای پسر رسول خدا(ص)!

با این که عوام یهود اطلاعی از کتاب آسمانی خود جز از طریق علمایشان نداشتند،چگونه خداوند آنها را بخاطر تقلید از علما و پذیرش آنان مذمت می کند؟! آیا عوام یهود با عوام ما که از علمای خود تقلید می کنند،تفاوت دارند؟

امام صادق علیه السلام فرمود: فرق آنها این است که عوام یهود از وضع علمای خود آگاه بودند و می دانستند که آنها به صراحت دروغ می گویند،حرام و رشوه می خورند و احکام خدا را تغییر می دهند.آنها با وجدان خود این حقیقت را دریافته بودند که چنین اشخاصی فاسق اند و جایز نیست سخنان آن ها را درباره ی خدا و احکام او بپذیرند.به این دلیل،خداوند آنها را نکوهش کرده است. اگر عوام ما هم از علمای خود فسق آشکار و تعصب شدید و حرص به دنیا و اموال حرام را ببینند و با این حال از انها پیروی کنند،مثل یهود خواهند بود که خداوند آنها را بخاطر پیروی از علمای فاسق نکوهش کرده است.

سپس امام علیه السلام فرمود:

عوام باید از دانشمندانی تقلید کنند که پاکی روح خود را حفظ می نمایند،دین خود را نگه می دارند و مخالف هوا و هوس و مطیع فرمان خدا هستند.

تفسیر نمونه،سوره ی بقره آیه ی 78

 

استفتاء به دفتر آیت الله العظمی کاظم الحسینی، آقای حائری دام ظله قم مقدس درباره سلفيهای شيعه

10969170_1532164760378326_1416125374_o

استفتاء به دفتر آیت الله العظمی کاظم الحسینی، آقای حائری دام ظله قم مقدس درباره سلفيهای شيعه

فرستنده: *******

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته موضع شما در قبال افراد مذکور چیست
-عبد الحليم الغزي؟
-ياسر الحبيب؟
-مجتبى الشيرازي؟
-احمد كاطع ( مدعي اليماني)؟
-ثائر الدراجي؟
-أحمد القابنجي؟
خواشمندم لطفا پاسخ داده و اهمال نفرمایید.
خدا سلطان اصوليين ابا جواد معظم را حفظ بفرماید.

بسم اللّه الرحمن الرحیم السلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته برادر عزیز من، خدا شما را حفظ و از همه بدی ها پاس بدارد.
اگر شما اصرار بر پاسخ دارید ما به این پاسخ امیر مومنان (علیه السلام) اکتفا می کنیم:امام على عليه السلام ـ در پاسخ به سخن حارث كه گفت : به نظر من طلحه و زبير و عايشه به حقّ احتجاج مى كردند ـ فرمود : همانا حقّ و باطل به مردم (شخصيّت افراد) شناخته نمى شود، بلكه حقّ را به پيروى كسانى كه از آن پيروى مى كنند بشناس و باطل را به اجتناب كسانى كه از آن اجتناب مى كنند .

حارث گفت: فدایت پدر و مادرم اگر از قلب ما این آلودگی را پاک نمایی و ما را بصیرتی در این کار عنایت بفرمایی. حضرت فرمودند: همین تو را که امور برتو مخلوط و ملتبس گشته بس که دین خدا را از طریق مردان نتوان شناخت، اما از علامات ونشانه های حق دین را بید شناخت. نقل از كتاب ميزان الحكمه شيخ ری شهری حفظه اللّه، ج2، ص659. پس بدان ای برادر عزیزمان: حق را بشناس تا پیروانش را بشناسی.

دفتر – قم مقدس
……………………………………..

استفتاء الى مكتب آية الله العظمى السيد كاظم الحسيني الحائري دام ظله قم المقدسة (حول السلفية الشيعية)

المرسل :*******

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
ماهو موقفكم من الأسماء التالية
-عبد الحليم الغزي؟
-ياسر الحبيب؟
-مجتبى الشيرازي؟ 
-احمد كاطع ( مدعي اليماني)؟
-ثائر الدراجي؟ 
-أحمد القابنجي؟ 
نرجوا منكم الإجابة وعدم الإهمال!!
حفظ الله سلطان الأصوليين ابا جواد المعظم

بسم اللّه الرحمن الرحیم
السلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته
أخي الكريم حفظك اللّه تعالى وحرسك من كلّ سوء: إذا كنت مصرّاً على الجواب فتكتفي بالجواب على سؤالك بمقالة أمير المؤمنين (عليه السلام) التي قالها للحارث بن حوط عندما قال له الحارث: «ما أرى طلحة والزبير وعائشة احتجّوا إلا على الحقّ».

فقال عليه السلام: «إنّ الحقّ والباطل لا يعرفان بالناس، ولكن اعرف الحقّ باتّباع من تبعه، والباطل باجتناب من اجتنبه».

فقال له الحارث: لو كشفت -فداك أبي واُمّي- الرين (أي: الغشاوة) عن قلوبنا، وجعلتنا في ذلك على بصيرة من أمرنا.

فقال أمير المؤمنين (عليه السلام): «قَدك (أي: كفاك)، فإنّك امرئ ملبوس عليك (أي: أنّ الأمر مشتبه ومختلط عليك)، إنّ دين اللّه لا يُعرف بالرجال، بل بآية (أي: علامة) الحقّ، فاعرف الحقّ تعرف أهله». عن كتاب ميزان الحكمة للشيخ الري شهري حفظه اللّه، ج2، ص659.

فاعرف -يا أخانا العزيز- الحقّ تعرف أهله.

المكتب – قم المقدسة

کذاب بیت شیرازی ها آیت الله اراکی را دعوت به مناظره کرد

عبد العظیم بحرانی یکی از مدافعان قمه زنی است که در کتاب لماذا تطبیر دروغی آشکار را به آیت الله العظمی سیستانی نسبت میدهد که با واکنش شدید بیت آیت الله العظمی سیستانی مواجه می شود.

-بحرين-
اسم: عبدالعظيم
لقب: المهتدي البحراني

عبدالعظيم سال 1960 در بحرين متولد شد
به گفته خودش سال 1974 براي تدريس حوزوي به نجف اشرف رفت و بعد از 2 سال به بحرين برگشت.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران در سالهاي اول انقلاب جوانان بحرين تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران قرار گرفته بودند و افکار آنها حکومت را آزار ميداد تا جايي که حکومت داشت به سوي سقوط پيش ميرفت .. بيت شيرازي که در ايران به اهداف خود نرسيده بودند سعي کردند با سوء استفاده از شور جوانان بحريني انقلابي شبيه انقلاب اسلامي در بحرين (به اسم خود) به وجود آورند.

آنها جنبشي تشکيل دادند که ليدرهاي عملياتي اين جنبش سيد تقي مدرسي و سيد هادي مدرسي بودند ولي رييس همه آنها سيد محمد شيرازي بود.

آن زمان حسن علي منتظري قائم مقام امام راحل بود و بيت شيرازي به خاطر اين که رابطه خوبي با منتظري داشتند بدون خبر داشتن امام و به اسم منتظري به جوانان ميگفتند که مورد تاييد امام هستند

بيت شيرازي با کمک منتظري و دامادش مهدي هاشمي دور از چشم امام و مسئولين جمهوري اسلامي اسلحه از ايران خارج ميکردند و براي رساندن آن به بحرين اسلحه هارا به کشورهاي منطقه قاچاق ميکردند.

در جريان انقلاب ناکام بحرين که به خاطر افکار ناقص بيت شيرازي به جايي نرسيد خيلي از جوانان جانشان را از دست دادند و بسياري از آنان به ايران و نقاط ديگر دنيا تبعيد شدند.

در اين بين (عبدالعظيم مهتدي البحراني) که يکي از ليدرهاي جريان شيرازي در بحرين بود از سوي حکومت آل خليفه دستگير شد و پس از دو سال حبس تبعيد شد و به ايران آمد.

او در سالهاي تبعيد بين تهران, قم و مشهد نقل مکان ميکرد و به فعاليت هاي خود در چارچوب بيت شيرازي ادامه ميداد.

در سال 1999 پس از فوت امير بحرين شيخ عيسي بن سلمان پسرش حمد به خاطر وضعيت بحرين و ترس از سقوط حکومت به دست شيعيان دست به تغييرات سياسي زد, او دستور داد همه زنداني ها آزاد شوند و تبعيد شدگان به بحرين برگردند.

در سال 2000 زنداني هاي سياسي آزاد شدند و تبعيد شدگان به بحرين باز گشتند و (عبدالعظيم مهتدي) هم بين آنان بود.

حکومت بحرين در چارچوب سياست جديد خود در پي جذب کردن معممين شيعه بود ولي به جز چند معمم کسي از معممين شيعه با حکومت رابطه نزديک بر قرار نکرد.

عبدالعظيم مهتدي خيلي سريع به حکومت نزديک شد و در مجالس خود از پادشاه بحرين حمايت ميکرد ..

((حرکت تفرقه افکني بين شيعيان بحرين))

در سال 2000 بعد از فتواي رهبري مبني بر حرام بودن قمه زني. از سوي بيت شيرازي حجمه سنگيني به رهبري شروع شد و در همه کشور ها بيت شيرازي عليه رهبري موضع ميگرفتند ماموريت مهتدي بحراني هم تضعيف کردن فتواي رهبري بود و با وجود ممنوع شدن قمه زني از سوي علماي بحرين مهتدي بحراني کتابي در حمايت قمه زني نوشت و سعي در ترويج هرچه بيشتر قمه زني داشت حتي در اين کتاب نوشته که خواب ديده حضرت زهرا سلام الله عليها در خواب از وي تشکر کرده!
وي به اين کتاب اکتفا نکرد و در ديدار خصوصي با مسئولين حکومتي بجرين به آنها گفت که آيت الله خامنه اي قمه زني را حرام کرده و اين وقت خوبيست که قمه زني را آزاد کنيد .. (قمه زني تا قبل از فتواي رهبري از سوي حکومت بحرين جرم حساب ميشد ولي بعد از فتواي رهبري حکومت نيروهايش را براي حمايت از قمه زني به محله هاي مختلف ميفرستد)

در سال 2008 علماي بحرين دستور دادند مردم بسيج شوند که اگر کسي قمه زني کند با زور هم که شده جلويش را بگيرند ولي مهتدي بحراني شب دهم محرم سال 2008 وسط جماعتي از طرفدارانش حاضر شد و علماي بحرين را تهديد کرد و فتواي تحريم قمه زني را نوعي ديکتاتوري خواند.
((ضربه فني کردن انقلاب دوم مردم بحرين در دقيقه نود))

در سال 2010 پس از انتشار کتاب لماذا تطبیر توسط بیت آیت الله سیستانی به شدت واکنش میدهد و بیانیه صادر می کند.

حضور محترم شیخ عبدالعظیم مهتدی بحرانی

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

و بعد: چندی پیش بر نسخه ای از کتاب شما«لماذا التطبیر» اطلاع یافتیم و قصص مختلف و دروغهایی که در صفحه 56 و مابعد آن، به نقل از بعضی از زوار به آیت الله سیستانی نسبت داده شده بود توجه ما را به خود جلب کرد.

و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی به یکی از قمه زنان بحرینی گفته است: آفرین بر تو ای زننده کننده‌ی شعار حسینی و عمل صالح و رزق حلال طیب مبارک.

و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی در جواب کسی که از ایشان سؤال کرده چرا در مورد قمه زنی چیزی نمی‌نویسید؟ گفته است: حاجتی به نوشتن نیست هنگامی فرزند من سید محمد باقر و فرزندان سایر مراجع و خود بعضی از مجتهدین در نجف قمه می زنند شما تصاویر اینها را بگیرید و منتشر کنید همین کافی است.

و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته اند: قمه زنی به نسبت بقیه‌ی عزاداری هایی که برای امام حسین علیه السلام انجام می شود مانند پوست برای تخم مرغ است پس هنگامی پوست تخم مرغ بشکند محتوای آن بیرون ریخته و از بین می رود.

و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته است: قمه بزنید… و با انگشتانش بر گردنش زده و گفته است: این بر گردن من است [ یعنی حلال بودن آن بر گردن من است.]

باز لازم می‌دانیم تأکید نماییم که حضرت آیت الله سیستانی دام ظله هیچ کدام از این مطالب حکایت شده را بیان ننموده اند و شگفت و تعجب باقی است برخی چگونه برای رسیدن به اهداف معین خویش به آسانی به مرجعیت دروغ می بندند؟!! شکایت آن را به نزد خدا می بریم.

11058704_812944805454760_2098898057667441085_n

در سال 2011 وقتي مردم بحرين تحت تاثير جريان بيداري اسلامي به خيابان ها ريختند و ميدان لولو را تصرف کردند حکومت شوکه شده بود و مردم از روحيه بالايي برخوردار بودند همه چيز به نفع مردم پيش ميرفت .. تا آن لحظه جريان شيرازي سکوت اختيار کرده بودند و بسيار کم به انقلاب خود جوش مردم اشاره ميکردند و حرفهاي دو پهلو ميزدند .

وقتي حکومت در زير فشار جريان هاي بين المللي و سازمان هاي حقوق بشر از بعضي مناطق نيروهاي خود را بيرون برد و عقب نشيني کردند شيرازي ها فکر کردند اين انقلاب دارد به جاهايي ميرسد به همين خاطر خيلي ناگهاني و مشکوک وارد صحنه شدند و بر خلاف شعارهاي مردم و علماي بزرگ بحرين مثل آيت الله عيسي قاسم و علامه عريفي که اصلاحات ميخواستند جريان شيرازي که مهمترين آنها مهتدي بحراني بود خواهان مواجهه مسلحانه و حمله به پليس خانه ها و وزارت خانه ها شدند که اين حرکت به خاطر وجود عده اي ساده لوح عملي شد .. سيد تقي مدرسي و سيد هادي مدرسي با سخنراني هاي روزانه از طريق تلوزيون مردم را دعوت به خشونت ميکردند که حکومت هم همين را ميخواست.

انتشار خشونت بهانه اي دست حکومت شد تا ارتش هاي عربي را وارد بحرين کند و با تمام قوا شيعيان را سرکوب کند در اين بين بار ديگر عبدالعظيم مهتدي البحراني دستگير شد .. او که تا قبل از انقلاب 2011 دوست نزديک پادشاه بحرين بود و ناگهان تغيير موضع داده بود اين بار به جرم خيانت به پادشاه به حبس محکوم شد ولي پس از مدتي باز هم در حين ناباوري از زندان آزاد شد.