«تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا انحراف در اعتقادات شیعیان +عکس و فیلم

به گزارش قادمون به نقل از  مشرق – “تشیع انگلیسی” یا “شیعه لندنی”؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا (ع) و گرم شدن بازار برخی انحرافات در مراسم عزای حسینی، مشرق گزارش پیشین خود را جهت مروری بر دسیسه های استکبار و فتنه های مذهبی، بازنشر میکند.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
تصاویری از هفته وحدت سال گذشته که «تشیع انگلیسی»‌ را بسیار عصبانی کرده است

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

در هفته وحدت سال 92، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز نسبت به تشیع مرتبط با انگلیس و تسنن مزدور آمریکا هشدار دادند. نیز رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند: آن تشیعی که با MI6 انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند. [1]

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.  (گزارش ویژه مشرق از سرویس اطلاعاتی انگلیس)

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهابملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
محمد بن عبدالوهاب با هدایت سرویس اطلاعاتی انگلیس در سال 1143 قمری مذهب یا فرقه‌ای تازه تاسیس کرد که امروز “وهابیت” نامیده می‌شود.

پس از آن نظریات عبدالوهاب برخلاف دستورات اسلام آغاز شد و با تحریک همفر، عبدالوهاب تا مرز اعلام پیامبری نیز پیش رفت. سرانجام با تلاش‌های همفر، محمد بن عبدالوهاب – که به استناد متون تاریخی و شهادت شخصیت‌های زمانه‌اش جوانی سرکش، تندخو و سطحی‌نگر بود –  به همراه محمد ابن سعود از سال 1143ه.ق مذهب تازه‌ای را تاسیس کرد. در اینجا ضروری است وجه تسمیه، واژه وهابی برای فرقه ساختگی محمد ابن عبدالوهاب روشن شود. کلمه وهابی از نام پدر موسس فرقه وهابی یعنی عبدالوهاب گرفته شده است، اما خود وهابیان این نسبت را صحیح نمی‌دانند.
(گزارش ویژه مشرق از ریشه‌های شکل‌گیری وهابیت)

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

اعدام محمد علی باب در سال 1266، پایان کار انگلیسی‌ها نبود و میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل) بلافاصله پس از او اعلام جانشینی کرد و این زنجیره انحراف و فرقه‌سازی ادامه پیدا کرد تا به برادرش میرزا حسنعلی نوری (معروف به بهاءالله) از یاران نزدیک محمدعلی باب رسید. پیروان مدعی میرزا یحیی نوری را “ازلی” و پیروان حسنعلی را “بهائی” نامیدند تا از دل بابیه، دو فرقه دیگر متولد شود و پیروان همین دو فرقه نیز به تکفیر و مبارزه با یکدیگر مشغول و سرگرم شوند.

دولت عثمانی این دو را به ترتیب به قبرس و فلسطین تبعید کرد و هردو در همان تبعیدگاههایشان مُردند. فرزند حسنعلی به نام میرزا عباس (عباس افندی) معروف به عبدالبهاء با حمایت دولت انگلیس اعلام جانشینی کرد و از طرف دولت این کشور نیز نشان و لقب عالی “سِر” (Sir) را دریافت کرد. جدا از فراز و فرودهای فرقه‌های ضاله‌ای چون بابیه و بهائیه و حتی وهابیت، این روند تفرقه‌افکنانه با حمایت انگلیس و رژیم اسرائیل تا به امروز ادامه پیدا کرده است و اکنون اوج آن را در سرزمین‌های اسلامی شاهد هستیم. اکنون مرکز اصلی بهائیت نیز در بندر حیفا در فلسطین اشغالی واقع شده است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
مراسم اعطای نشان دولتی انگلیس به عبدالبهاء

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
رحیم‌پور ازغدی: من آن‌ها [شیعه لندنی] را قالتاق می‌دانم. یک عده از این‌ها در حوزه ریشه دارند. اما در منشور روحانیت می‌گوید استعمار در فرهنگ حوزه‌های ما نفوذ کرده است و اولین القایشان جدایی دین از سیاست است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

روحانیون مورد حمایت انگلیس در این شبکه‌ها – متشکل از مراکز فرهنگی، حوزه‌های علمیه و شبکه‌های ماهواره‌ای – با ترویج افکار و اعتقادات افراطی از یکسو شیعیان را به لعن و برائت از اهل سنت دعوت و تشویق می‌کنند و از سوی دیگر مجاهدان شیعه در مبارزه با تروریست‌های تکفیری را با زشت‌ترین الفاظ خطاب می‌کنند تا از این منظر نیز تشیع انگلیسی گزندی را متوجه تروریست‌های مورد حمایت غرب و در صدر آن انگلیس نسازد.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
نمونه‌ای از راهپمایی “برائت” در هفته وحدت توسط معدود هواداران مرجعیت انگلیسی در سال‌های گذشته

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

تغییر چهره “تشیع” از عقلانیت به کم‌خردی و خشونت از جمله کارکردهای “تشیع لندنی” است

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های تفرقه‌افکن
هیچ انسان آزاده‌ای تمایلی به گرویدن به تشیعی که از انگلیس ترویج و تبلیغ می‌شود ندارد و این یکی از ضربات بزرگ “تشیع انگلیسی” به تشیع واقعیست.

هزینه دولت انگلیس برای ترویج قمه‌زنی

گفته شد روحانیون و مرجعیت انگلیسی بطور مستقیم از سوی دولت انگلیس مورد حمایت قرار دارند و امکانات تبلیغی در اختیار آن‌ها قرار داده می‌شود. تنها در یک مورد طی دو سال گذشته حدود 400 هزار کارت برای تقویت قمه‌زنی در انگلستان برای افراد مختلف پست شده  است که حداقل فقط یک‌ میلیون پوند هزینه ارسال این کارت‌ها بوده است. اصطلاح “شیعه انگلیسی” هم به این دلیل است که بسیاری از این عقاید و افکار از شبکه های انگلیسی پخش می‌شوند.

تشیع انگلیسی یک نوع حزب سیاسی است که دارد بسیار با برنامه و قوی کار می‌کند. بنابراین، این چیزی که به عنوان شیعه انگلیسی مطرح می‌شود، مساله‌ اصلی‌اش این است که نوک حمله از روی استکبار برداشته و متوجه مسلمانان شود. اگر ما شیعیان که 15 تا 20 درصد جمعیت مسلمانان هستیم، بگوییم استکبار اولویت اول ما نیست و جنگ اصلی ما با آن 85 درصد مسلمان است، این طرز فکر از کجا آب می‌خورد؟ آبشخور این فکر سخیف کجاست؟ [2]

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.

این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.

حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.

موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های ماهواره‌ای نزدیک و وابسته به «تشیع انگلیسی»

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.

6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.

8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.

9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …

10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام

شبکه‌های تفرقه‌افکن

14- شبکه فدک: «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه متولد 1977 میلادی (1355 شمسی) و فارغ‌­التّحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست و پنج سال داشت و تنها سه سال از از راه‌­اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می­‌گذشت که تندروی­‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمپ و او را روانه زندان کند.

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتما خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌همه زندانی و شکنجه‌شده گیر داده‌اند به این روحانی جوان، اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
یاسر الحبیب از جمله روحانیون لندن‌نشین است که با امکانات دولت انگلیس به کاشتن بذر کینه اهل تسنن در دل شیعیان مشغول است
سخنرانی‌های این “عمامه‌دار انگلیسی” متشکل از توهین‌های آشکار و مکرر به غالب مراجع عظام تقلید است. تشیع انگلیسی مراجع تقلید شیعه را خارج از دین می‌داند!

شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شده و حیطه فعّالیت‌­های خود را به شدّت گسترش دهد. روزنامه‌­ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌­ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی­‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌­ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌­ای، شبکه ماهواره‌­ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع­‌رسانی اینترنتی قرار دهد.

15- شبکه اهل بیت: این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» ابتدا در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی تلاش می‌کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ خلیفه دوم و اهانت مکرر به همسر پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه اهل بیت از آمریکا بطور 24 ساعته برنامه‌های تفرقه افکنانه میان مذاهب اسلامی پخش می‌کند

روحانی خودخوانده و مجری ثابت این شبکه، آن را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می‌کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» [3]

این شبکه لندنی، در یکی از اقدامات خود، با اعلام «ما امشب علیه عایشه اعلام جنگ می‌کنیم(!)‌» به عنوان اسم رمز، جمعیتی کوچک در لندن را گردهم آورد و  علیه همسر پیامبر اسلام (ص) به توهین پرداختند. انتشار گسترده این مراسم در شبکه‌های خبری و اجتماعی در عراق، عربستان، لبنان، پاکستان و … موجب تشدید فشارها بر شیعیان و درگیری میان اهل سنت و شیعیان در کشورهای مختلف شد. این اختلافات به حدی بالا گرفت که مراجع نیز به آن واکنش نشان دادند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

نهایتا، با استفتاء علماء عربستان از مقام معظم رهبری درباره توهین به عایشه، و پاسخ ایشان که فرمودند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیدالأنبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد (ص) می‌شود.» مانند آبی بر آتش فتنه، “لندن‌نشینان” را ناکام گذاشت و بازتاب گسترده‌ای هم در میان رسانه‌ها بویژه اهل سنت داشت.

بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی این جریان عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.

این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.

اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.

—————————————————————————————————————————–

منابع و مآخذ:

[1] دیدار علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب.
 http://www.mashreghnews.ir/fa/news/378452

– “بی‌خردی مذهبی زاده تشیع اصیل نیست”: دکتر یعقوب توکلی، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

[2] “جهل مقدس، جعل تقدس”: گفتگو با محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

– معادلاتی برای مهار قدرت نرم شیعه – مهدی عرفاتی

 http://www.teribon.ir/archives/230632  [3]

http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=28620#234171

http://rasekhoon.net/article/show/866955

http://www.fetan.ir/home

مستندی گویا از نقش شیعه انگلیسی در کشتار شیعیان +فیلم

مشترکات و آموزه‌های اولیه اسلام به وفور سخن از انسانیت و اخلاق مداری حتی در برخورد با مخالفین دارد. از همین جا این سوال مهم به ذهن خطور می‌کند که چگونه گروههایی مانند داعش توانسته‌اند دهها هزار نفر را برای کشتار مسلمانان جذب خود کنند؟

 
به گزارش قادمون ، برای پاسخ، باید به این نکته روانشناسانه توجه کرد که هر انسانی با احساس این که ناجوانمردانه و به دور از اخلاق و انسانیت به حریم مقدسات و باورهای او تجاوز شده است تحریک شده و در صدد دفاع از مقدسات خود بر می آید و هر چه این احساس قوی تر باشد عکس العمل، شدیدتر خواهد بود.

 
گروه های وهابی مانند داعش و امثال داعش با نمایش توهین‌های برخی جهال به مقدسات اهل سنت و بزرگ نمایی و انتساب آن ها به تمام شیعیان سعی در تحریک و تهییج عواطف اهل سنت و جذب آن ها در جبهه خود دارند که بر اساس شواهد و مستندات در این زمینه تا حد زیادی نیز موفق بوده اند. در حقیقت سوء استفاده این گروهک ها از اعمال و رفتار برخی از شیعه نمایان در توهین به مقدسات اهل سنت دستاویزی گران بها برای حیات و بقای این گروهها می باشد.

 
کشورهایی مانند آمریکا و انگیس نیز نه تنها از گروههای تروریستی مانند داعش از طریق های مختلف حمایت کرده اند بلکه همیشه با دادن امکانات به افراد معلوم الحالی که می توانند آتش این اختلافات را شعله ورتر سازند در صدد ایجاد نا امنی و گسترش جنگ در کشورهای اسلامی بوده اند. امری که کم ترین نتیجه آن عقب ماندگی مسلمانان و آقایی همیشگی آن ها بر مسلمانان است.

 
این در حالی است که اعمال و رفتار سخیف برخی شیعه نمایان هیچ سابقه ای در سیره اهل بیت علیهم السلام ندارد، به طور نمونه، در حالی که امیرالمومنین علیه السلام چه در زمان خلافت خود یا پیش از آن، نقدهای قوی و مستدلی از عملکرد خلفا داشته اند اما تاریخ هیچ گاه رفتار سبک و توهین آمیزی که خالی از ادب و اخلاق اسلامی باشد نسبت به خلفای اهل سنت از ایشان ذکر نکرده است. نمونه بارز دیگر از این سیره، رفتار امام صادق علیه السلام با اهل سنت در زمان خود است. به گواهی تاریخ برخورد امام صادق علیه السلام با اهل سنت و اعتقادات ایشان به گونه ای بوده است که هزاران شاگردِ اهل سنت را جذب خود کرد.

 

این رفتار حکیمانه اهل بیت علیهم السلام با اهل سنت و اعتقادات ایشان در سیره علمای بزرگ شیعه نیز مشهود است. به عنوان نمونه بسیاری از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضی (که به اتفاق تمام علمای شیعه از اسوه ها و علمای بسیار بزرگ شیعه اند) از اهل سنت بوده اند. این بزرگواران چطور مسائل را بیان می کردند که اهل سنت تحمل می کردند!؟ نمونه ی بارز دیگر کتاب بسیار نفیس و خواندنی «المراجعات» تالیف علامه سید شرف الدين عاملی از علمای بزرگ شیعه است. این کتاب، مکتوب مناظره ایشان با یکی از علمای سنی مذهب «شیخ سلیم بشری مالکی» از علمای الازهر مصر است.

 
در این کتاب می بینیم که مناظره ایشان در حالی که بیان کننده مبنایی ترین اعتقادات شیعه و مسئله امامت است وَ در آن تمام معتقدات اهل سنت در مورد خلافت مورد نقد و اشکال قرار گرفته است اما بدون این كه كوچكترین شائبه ای از توهین به کسی در آن به مشام برسد، انجام گرفته است. این کتاب الگویی زنده و گویا از سیره اهل بیت علیهم السلام در برخورد با اهل سنت است. با خواندن این كتاب خواهیم فهمید كه چگونه می توان بدون هتک حرمت و تحریک عواطف اهل سنت بر اصول خود پافشاری كرد، و به اختلافات فرقه ای دامن نزد.

 
یاسر الحبیب از جمله عوامل تشیع انگلیسی است که با راه اندازی شبکه فدک و متاسفانه تحت حمایت و رهبری فکری سید صادق شیرازی و امکانات دولت بریتانیا به اهانت به مذاهب مختلف مسلمانان می‌پردازد.

 
لینک دانلود
 
منبع: جام نیوز

هدف تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی جلوگیری از تشکیل امت واحده است

به گزارش قادمون، ‌ حسن رحیم پور ازغدی شامگاه پنجشنبه در اختتامیه سومین همایش بین المللی تحجر و اسلام آمریکایی در محل تالار شهر مشهد با اشاره به اینکه جریانی به نام اهل سنت در شاخه اسلام امریکایی جریان اسلام تفکیری را گسترش می دهند بیان کرد: در حال حاضر جریان های تفکیری وهابی به سر دوراهی هستند که هدفشان جنگیدن با اسلام و انقلاب ایران باشد یا به فکر تشکیل خلافت اسلامی سنی باشند.

وی افزود: تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی به ظاهر علیه یکدیگر هستند که یکی به دفاع از زوجات پیامبر و صحابه پیامبر برمی خیزد و دیگری شعار اهل بیت می دهد اما در واقع هر دو کارکرد سیاسی و اجتماعی و در یک راستا را دارند و نتیجه هر دو پیشگیری از امت واحده اسلامی است.

عضو شورای انقلاب فرهنگی ادامه داد: جریان سنی گرای تکفیری تحت عنوان اهل حدیث شکل گرفته است که همچون اخباریون افراطی شیعه احادیثی را روایت می کنند که سند آن ها بسیار ضعیف است و معتقدند که نباید به سند اخبار و روایات توجه کرد.

وی بیان کرد: این دو گروه بر طبق ظاهر احادیث و آیات حکم و فتوا می دهند و معتقدند که نباید راجع به عقاید فکر و تحلیل کرد و عقل را در فهم آیات دخالت نمی دهند.

رحیم پور ازغدی یکی از مهمترین عقاید تکفیری را در حوزه خداشناسی صلب حجیت عقل در فهم آیات و روایات دانست و گفت: برخی از فتواهای این گروه ها با عقل و قرآن سازگار نیست و در آیاتی همچون «ید الله» و «کرسی الله» تعبیر به داشتن دست و پا و صندلی برای خدا می کنند اما برای آیاتی همچون «لیس کمثله شیء» پاسخی ندارند.

وی با اشاره به اینکه تکفیری ها معتقدند که انبیاء معصوم نیستند و پیامبر اکرم(ص) قبل از بعثت کافر بوده و گناه کبیره می کرده است، ادامه داد: اگر عصمت نبی زیر سوال برود توحید هم زیر سوال می رود چرا که مردم خواهند گفت خدا برای هدایت ما کسی را فرستاده است که اهل ارتکاب گناه است.

عضو شورای انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: تسنن آمریکایی اصحاب پیامبر را کاتب وحی معرفی کرده و معاویه و یزید را معصوم می دانند اما پیامبر را کافر و مرتکب گناه کبیره اما این دیدگاه در اهل سنت نیز وجود ندارد.

وی با اشاره به اینکه تشیع انگلیسی نیز از طرف دیگر اهل بیت را از پیامبر و قرآن بالاتر می داند، ادامه داد: انشعابات شیعه اهل بیت را خدا و خود را پیامبران اهل بیت می دانند که با این اقدام به دنبال ایجاد فتنه و تخریب عقاید مردم بودند.

رحیم پور ازغدی با بیان اینکه اهل سنت اهل بیت را معصوم نمی دانند اما دشمن اهل بیت نیز نیستند، خاطرنشان کرد: مکتب وهابیت و افراطی ها اسلام بنی امیه را ترویج می کنند و روششان نیز خوارج گونه است.

وی افزود: جریان های تکفیری اهل سنت خلفای صدر اسلام را سه خلیفه اول می دانند در حالی که بزرگان اهل سنت در آن زمان با بنی امیه و بنی عباس در دفاع از حقوق اهل بیت درگیر بودند.

عضو شورای انقلاب فرهنگی اظهار کرد: آمریکا و انگلیس در ۱۰۰ سال اخیر در جهان اسلام نفوذ فرهنگی پیدا کردند و در میان حتی بخشی از روحانیان شیعه و سنی افکاری که منافع کفر و استکبار و صهیونیسم را تامین می کرد را ترویج کردند که همان اسلام آمریکایی است.

وی افزود: قرار گرفتن جریان های نواندیش دینی در مقابل روحانیت و حوزه تفکر اسلام منهای سیاست و حکومت را تبلیغ می کند که امام راحل در منشور روحانیت به این نکته اشاره کرده اند.

مقصر کشتار شیعیان نیجریه ، ایران است ! + فیلم

به گزارش  قادمون ، پس از کشتار تعداد زیادی از شیعیان نیجریه و جریحه‌دار شدن قلب مسلمانان جهان از این جنایت ، جریان انحرافی صادق شیرازی و حسن اللهیاری ، به توجیه این جنایت دولت نیجریه پرداختند.

 

در همین راستا ، فرقه‌ی انحرافی صادق شیرازی که سال‌هاست از صدور و گسترش فکر و روحیه‌ی ضد استکباری ِجمهوری اسلامی ایران در جهان که برخاسته از اسلام ناب محمدی است ، بیمناک است و خود را به‌دروغ تنها میراث دار تشیع راستین معرفی می‌کند ، با وقاحت تمام این کشتار مظلومانه را به گردن جمهوری اسلامی انداخته است !

 

این جریان تکفیری که دقیقاً روی دیگر وهابیت در عصر حاضر است و همواره توهین و تکفیر بزرگان شیعه را در کارنامه‌ی ذلت‌بار خویش دارد ، این بار نیز به‌جای محکومیت دولت‌های اسلام‌ستیز خصوصاً آمریکا ، صهیونیست و عربستان جنایت‌کار که اختلاف بین مسلمین و تفرقه‌افکنی را نشانه رفته‌اند ، بار دیگر کینه‌ی شیطانی و نفسانی خویش را آشکار کرده و علت این کشتار وحشیانه را عکس‌های بزرگی از امام راحل و عظیم‌الشأن و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، معرفی می‌کند که شیعیان مظلوم نیجریه در حسینه ها و مراکز خویش نصب نموده‌اند !!!

 

این شیعیان تکفیری و انگلیسی هرگز نیندیشیده‌اند که دشمنان دنیای اسلام هیچ‌گاه با عکس و تصویر کسی دشمنی نکرده‌اند بلکه با تبلیغ آموزه‌های اسلام ناب محمدی و روحیه‌ی استکبارستیزی و دفاع از مظلوم ، دشمن‌اند ؟

 

آیا دشمنان اسلام با بیت شیرازی‌ها در لندن نیز چنین برخوردی می‌کنند و محدودیتی برای آن‌ها در انگلیس فراهم می‌کنند یا بلکه در حمایت‌های رئوفانه ی مادی و معنوی ملکه‌ی انگلیس ، به‌راحتی به تکفیر و تفسیق علمای شیعه می‌پردازند و آب تفرقه در آسیاب دشمن می‌ریزند ؟

 

آیا مشکل دشمن تنها تصویر اشخاص است نه حضور آزاد و فعالانه­ ی آن­ها؟ آیا آزادی بی‌حدواندازه‌ی بیت شیرازی‌ها در انگلیس و انجام امور محوّله در تفرقه‌افکنی و سب و لعن مقدسات اهل سنت ، وهابیت تکفیری را تحریک به مقابله و کشت و کشتار نمی‌کند بلکه تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای موجب برافروخته شدن تعصبات وهابیت می‌شود ؟

 

098

 

از آمریکا نیز ، شیخ حسن اللهیاری که همواره با اظهارنظرهای مخالف اعتقادات شیعه مورد تمسخر مردم قرارگرفته ، در جدیدترین سخنان خود بیان کرد که دولت نیجریه برای جلوگیری از گسترش حزب‌الله مجبور شده تا شیعیان را قتل‌عام کند.

 

وی که ابتدا عدم آگاهی خود را از حقیقت این جنایت اعلام می‌کند، در ادامه به تحلیل این جریان می‌پردازد و به نحوی توجیه آل سعود و دولت نیجریه را برای این کشتار ـ که عبارت است از جلوگیری از روحیه مقاومت و استکبارستیزی ـ منطقی قلمداد می‌کند.

 

کوته‌بینی‌های این شیخ لس‌آنجلسی به اینجا ختم نمی‌شود و با توهین به شیعیان جهان و مزدور و جاسوس خواندن آن‌ها، کینه خود را از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می‌گذارد، و بیان می‌کند تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، شیعه کشی نیز دیده می‌شود.

 

باید این نکته را به این روحانی‌نما متذکر شد که به شهادت خود شیعیان نیجریه اولاً شیخ زکزاکی و شیعیانی که در نیجریه به شهادت رسیدند، همه متأثر از انقلاب اسلامی و به برکت انقلاب اسلامی به مذهب تشیع گرویده‌اند، ثانیاً امروزه در جهان تعداد بی‌شماری از انسان‌ها به سبب آشنایی با جمهوری اسلامی، مذهب تشیع را برگزیده‌اند، چگونه می‌توان توقع داشت که آن‌ها از این انقلاب اعلام بیزاری کنند؛ ثالثاً آیا عزتی که شیعیان از این انقلاب کسب کرده‌اند، بالاتر است یا شیعیان مظلومی که براثر نفرت پراکنی های امثال اللهیاری، به دست وهابیت کشته می شوند؟

 

خطر جریان شیعه انگلیسی بیشتر از خطر شیوخ وهابی است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام مهدي مسائلي، در جمع طلاب مدرسه علميه عباسقلي‌خان مشهد با اشاره به رفتارهاي وحدت‌شكن و افراطي جريان موسوم به شيعه انگليسي، گفت: اين جريان انحرافي وحدت اسلامي را به معناي وحدت مذهبي تعريف مي‌كند و آن را به شيعه نسبت مي‌دهد. اين گروه در عمل به دنبال وحدت مذهبي هستند و مي‌گويند از طرفداران داعش گرفته تا اهل تسنن و حتي همه شيعيان بايد به نحوي رفتار كنند كه آن‌ها درست مي‌دانند.

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت» ادامه داد: جريان شيعه انگليسي با نسبت دادن مسئله وحدت به برخي از شخصيت‌هايي كه راهشان از مسير انقلاب جدا شده، سعي دارد موضوع وحدت را در چشم دوستداران انقلاب، اشتباه جلوه دهد، اين در حالي است كه لزوم وحدت اسلامي از فرمايشات اهل بيت عليهم‌السلام گرفته مي‌شود.

*مفهوم وحدت در سیره اهل بیت(ع)

اين پژوهشگر حوزوي در ادامه به بيان دو معناي مهمي كه اهل بيت عليهم السلام در موضوع وحدت به آن اشاره كرده‌اند، مسئله «وحدت اسلامي» را اولين اين موضوعات عنوان كرد و افزود: وحدت اسلامي يعني هركس توحيد و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول داشته باشد و شهادتين را بر زبان آورد، مسلمان است، البته اخيرا برخي مي‌گويند ما وحدت را قبول داريم، اما به معنای وحدت سياسي، به اين معنا كه ما با اهل سنت دشمن هستيم و هيچ اشتراكي با هم نداريم، اما فعلا به خاطر وجود دشمن مشترك، اقدام به وحدت تاكتيكي مي‌كنيم!!

*دفاع شیعه از اهل سنت

حجت الاسلام مسائلي با اشتباه خواندن چنين برداشتي از موضوع وحدت، خاطر نشان كرد: پایه اصلی وحدت اسلامي بر اساس حقيقتي به نام اسلام است و اگر ما از اهل سنت دفاع مي‌كنيم، براي تقويت شيعه نيست، بلکه براي تقويت اسلام است، زيرا در اين صورت هم شيعه و هم سني قوي خواهند شد.

*تفاوت “وحدت استراتژیک” و “وحدت اسلامی”

وي با تاکید بر این که وحدت ما وحدت حقيقي است، ابراز داشت: در وحدت استراتژيك تنها مصلحت شيعه در نظر گرفته مي‌شود، درصورتي كه در وحدت اسلامي مصلحت اسلام بر تمام فرق و مذاهب مي‌چربد، كما اينكه در سيره اميرالمؤمنين(ع) نيز در موارد متعدد شاهد اين امر هستيم كه هر كجا مصلحت اسلام در خطر است، با اينكه مصلحت شيعه گاه امر ديگري را اقتضا مي‌كند، حضرت به عمل مطابق مصلحت اسلام مي‌پردازند.

*تاکید اهل بیت(ع) بر تقریب مذاهب

حجت الاسلام مسائلي، بحث “تقريب مذاهب اسلامي” را دومين امري دانست كه اهل بيت عليهم‌السلام به آن اشاره كرده‌اند، افزود: ما خيال مي‌كنيم بحث تقريب مذاهب اسلامي در سال‌هاي اخير به وجود آمده، درحالي كه معنا و اهداف اين بحث در سيره اهل بيت(ع) وجود دارد.

این محقق حوزوی بيان اين كه امامان معصوم عليهم‌السلام، ائمه تمام مسلمين هستند، نه فقط ائمه شيعه، خطاب به سردمداران جریان شیعه انگلیسی گفت: در فضايي كه شما به مقدسات طرف مقابل توهين و تمام عقايد او را طرد كنيد، كسي قطعا حرف شما را گوش نخواهد كرد، چرا که تقريب مذاهب اسلامي تنها در يك فضاي دوستانه امكان‌پذير است.

*تندروی ها عامل ریخته شدن خون شیعیان

وی خاطرنشان کرد: معمولا در بيان ضررهاي ناشي از بي احترامي به عقايد طرف مقابل به بحث خسارت جاني و اينكه خون شيعيان در نقاط مختلف با اين كارها ريخته مي‌شود، اشاره مي‌كنند، اما ضرر بالاتر اين است كه ما عده‌اي را از پذيرش عقايد شيعه محروم مي‌كنيم و آسیب اين خطر به مراتب بيشتر است.

*روایتی از امام صادق(ع)

حجت الاسلام مسائلی به مفهوم “سوء تبليغ” و “تبليغ سوء” اشاره کرد و افزود: براي مثال اگر يك شيخ وهابي چندين جلسه صحبت كند، اثرآن به مراتب از كمتر يك تبليغ نابه‌جاي ماست. نكته جالب اين كه در روايات ائمه اطهار عليهم‌السلام نيز اين موضوع مورد توجه قرار گرفته و ايشان گناه اين رفتارها را بسيار سنگين‌تر از به ‌شهادت رساندن ائمه عليهم‌السلام دانسته‌اند، چرا كه شمر و يزيد جان اهل بيت عليهم‌السلام را گرفتند، اما نتوانستند خللي در تعاليم آن‌ها ايجاد كنند، اما كسي كه با تبليغ غلط و نابجا تعاليم آن‌ها را تخريب مي‌كند، كارش از امام كشي نيز بدتر است. از اين جهت است كه در حديثي از امام‌صادق عليه‌السلام آمده است «يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّ الْمُذِيعَ لَيسَ كَقَاتِلِنَا بِسَيفِهِ بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْرا؛ يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّهُ مَنْ رَوَى عَلَينَا حَدِيثاً فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلَنَا عَمْداً وَ لَم يقْتُلْنَا خَطَأً.[1] اي پسر نعمان، فاش‌كننده سرّ [ما] مثل كُشنده ما با شمشير خودش نيست؛ بلكه گناه او سنگين‌تر است. اي پسر نعمان، هركس حديثى ضد ما نقل كند، از شمار كسانى باشد كه ما را به‌عمد كشته است، نه به‌خطا.»

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت»  تصریح کرد: مخاطب اصلي اين روايت كساني هستند كه حرف‌هاي صحيح ائمه اطهار عليهم‌السلام را نابجا و بدون در نظر گرفتن ملاحظات تبليغي بيان نموده و با اين كار، ديگران را از مكتب اهل بيت عليهم‌السلام رويگردان مي‌كنند.

*وحدت اسلامي؛ اساس مبارزه با وهابيت

حجت الاسلام مسائلي با بيان اين مطلب كه وحدت اسلامي اساس مبارزه با وهابيت است، خاطر نشان كرد: افكار داعش سال‌هاست در حال تبليغ درميان اهل سنت است. القاعده از بين رفت، داعش آمد، داعش هم از بين برود چيز ديگري به جاي آن خواهد آمد.

وي صحبت با علماي اهل سنت و ايجاد زمينه جهت فتوا دادن عليه داعش توسط اين افراد را چاره کار دانست و افزود: بايد با علماي معتدل اهل سنت ارتباط بگيريم. زماني طرف گفتگوي ما الازهر بود، اما امروزه متاسفانه شاهد آن هستيم كه عربستان و جريان وهابيت محور گفتگوها را به سمت خود مي‌كشاند. ‌ما بايد خود اهل سنت را ترغيب كنيم تا عليه وهابيت كتاب بنويسند.

منبع : خبرگزاری«حوزه»

تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

شبکه‌های ماهواره‌ایِ اللهیاری ، شیرازی ها و یاسر الحبیب ، مروج کینه میان شیعه و سنی هستند

حجت‌الاسلام علیرضا حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بیرجند، اظهار داشت: یکی از ملزومات دینی که در قرآن کریم و سیره و سنت پیامبر(ص) به آن تأکید شده، وحدت میان مسلمانان است.

وی با بیان اینکه در قرآن کریم با الفاظ گوناگونی بر وحدت میان مسلمانان سفارش شده است، افزود: از آن‌جایی که انقلاب اسلامی یک انقلاب دینی و رهبر آن نیز انسانی دین‌شناس بود و بر آموزه‌های دین مبین اسلام احاطه کامل داشت، از همان ابتدا مسیر وحدت را در پیش گرفت.

 

امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود

امام جمعه درمیان با بیان اینکه امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود، بیان داشت: قبل از امام خمینی (ره) نیز افرادی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده نسبت به مقوله مهم وحدت اسلامی به تبعیت از قرآن و سیره و روش ائمه(ع) و پیامبر(ص) قدم‌هایی برداشتند اما امام (ره) تشکیل امت واحده اسلامی را مطرح کردند.

حسینی با بیان اینکه امام راحل در مسیر تشکیل امت واحده اسلامی، بر تعیین حکومت اسلامی تأکید داشتند، اذعان داشت: زمانی می‌توان از وحدت اسلامی صحبت کرد که همه مسلمانان حول محور ولایت باشند.

وی ادامه داد: خاستگاه مسئله ولایت و اطاعت از ولی‌امر سوره احزاب است که در این سوره یکی از مصادیق اولی‌الامر را حاکمان صالح و شایسته معرفی می‌کند که نسبت به اقامه شعائر دینی اشراف داشته باشد.

امام جمعه درمیان با اشاره به جنبه سیاسی وحدت اسلامی، تصریح کرد: یکی از شگردها و راهبردهای سیاسی امام (ره) این بود که انقلاب را مختص یک گروه، جناح و با مذهب ندانست بلکه همه مردم و گروه‌ها را در انقلاب شریک کرد.

وی اذعان داشت: امام (ره) بر تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی تأکید داشتند و امروز می‌بینیم این مجمع با جلسات بین‌المللی خود در دنیای اسلام روشنگری می‌کند.

شبکه‌های ماهواره‌ای مروج کینه و نفاق میان شیعه و سنی هستند

امام جمعه درمیان در رابطه با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و ماهواره علیه وحدت میان شیعه و سنی، تصریح کرد: اهل تشیع و تسنن نباید تحت تأثیر القائات این‌چنینی قرار بگیرند چراکه همان‌طور که یک کتاب می‌تواند مروج افکار پلید باشد، یک رسانه و شبکه ماهواره‌ای و تلویزیونی نیز می‌تواند از طریق اتاق فکرهایی کنترل شود که مروج کینه و نفاق باشند.

حسینی با بیان اینکه هر فرهنگ و ایده‌ای برای تبیین و تبلیغ خود از یک سری ابزارها استفاده می‌کند، ادامه داد: شبکه‌هایی در ماهواره توسط افرادی مانند حسن الهیاری، شیرازی‌ها و یاسر الحبیب راه‌اندازی شده که در حقیقت این افراد در کویت به دلیل افراطی‌گری و تفرقه میان شیعه و سنی بازداشت شدند و دولت انگلیس از آنها در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای حمایت کرد.

وی افزود: صاحبان این شبکه‌ها طرفداران انگلیس و آمریکا هستند و قصد دامن زدن به آتش کینه و عداوت بین امت اسلامی را دارند.

امام جمعه درمیان گفت: اجلاس سراسری تقریب مذاهب یکی از راهکارها برای خنثی کردن توطئه‌های این شبکه‌های ماهواره‌ای است و فریاد وحدت اسلامی را به گوش جهانیان می‌رساند.

رسانه‌های حق باید ارتباط بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند

حسینی با اشاره به هوشیاری مردم، بیان داشت: رسالت رسانه‌های حق این است که با اقدام خود هجمه رسانه شیطان را خنثی کنند و ارتباط‌گیری بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت نقش آموزش در تقویت وحدت امت اسلامی، تصریح کرد: باید مراقب آموزش‌های کلاسیک و حوزوی در میان امت شیعی و سنی بود چراکه برخی از اندیشه‌های انحرافی حتی در مساجد نیز رسوخ می‌کند.

امام جمعه درمیان تأکید کرد: والدین باید در کنار اشراف اطلاعاتی نیروهای امنیتی، از حضور فرزندان خود در مراکز آموزشی دینی مطلع باشند و هر حرکت و فکری را جدی بگیرند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.

شهرستان درمیان دارالتقریب است

حسینی با بیان اینکه هر شهری افتخاری دارد و افتخار شهرستان درمیان نیز این است که دارالتقریب است، گفت: جمهوری اسلامی ایران نماد وحدت اسلامی است اما در شهرستان درمیان با توجه به جمعیت بالای اهل تسنن در کنار اهل تشیع، هیچ نمونه‌ای از تفرق میان دو گروه مشاهده نشده است.

وی با بیان اینکه علمای اهل تسنن و تشیع در شهرستان درمیان ارتباط صمیمانه‌ای با یکدیگر دارند، اظهار داشت: صحبت از وحدت در درمیان یک تاکتیک و یا ویژه هفته وحدت نیست بلکه ایجاد وحدت یک اعتقاد قلبی است که به دنبال دستور امام صادق(ع)، امام(ره) و مقام معظم رهبری شکل گرفته است.

امام جمعه درمیان بیان داشت: همان‌طور که دشمن از محافل خصوصی علیه اسلام استفاده می‌کند، علمای تشیع و تسنن نیز باید در محافل خصوصی یکدیگر مانند مراسمات ترحیم و عروسی حضور صمیمی داشته باشند چراکه وجهه تأثیرگذار و خوبی میان مردم دارد.

حسینی با اشاره به نمونه‌هایی از وحدت میان شیعه و سنی در درمیان، گفت: در دهه ولایت و امامت روزهایی که به عید قربان نزدیک‌تر است، علمای تشیع به دیدار علمای اهل تسنن می‌روند و در روزهای نزدیک به عید غدیر نیز برادران اهل تسنن برای عرض تبریک به دیدار شیعیان می‌آیند.

وی افزود: در مراسمات عزاداری شیعیان، به مداحان اجازه توهین به بزرگان اهل تسنن داده نمی‌شود و این مداحی‌های حتی جنبه وفاق و وحدت دارد.

برگزاری جشن وحدت مذاهب در کنار وحدت محاذب در درمیان

امام جمعه درمیان با اشاره به برگزاری جشن 12ربیع‌الاول که در میان اهل تسنن به میلاد پیامبر(ص) مشهور است، تصریح کرد: به دلیل همزمانی 17 ربیع‌الاول با حماسه 9 دی سعی شده تا برنامه‌ها علاوه بر وحدت مذاهب، وحدت محاذب(احزاب) را نیز دربرگیرد.

حسینی با بیان اینکه وحدت به معنای پذیرفتن سلایق گوناگون است نه یکنواخت و همسان‌شدن، خاطرنشان کرد: ولایت‌فقیه و شهدا نقطه اتصال میان تمام گروه‌ها و جریان‌ها است. / فارس

شیعه لندنی و وهابیت ، وحدت را یک شعار موقت و تاکتیک معرفی می کنند !

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدعلي علوي، از اساتيد برجسته‌ي فقه و اصول، و از شاگردان درس خارج فقه رهبر انقلاب معتقد است نوع نگاه رهبر انقلاب به موضوع وحدت، برخاسته از روش اجتهادي ايشان است. روشي كه اصطلاحا به آن روش اجتهادي خردگرايانه مي‌گويند. با او در اين‌باره به گفت‌وگو نشستيم.

* يكي از موضوعاتي كه انقلاب اسلامي از بدو پيروزي خود همواره آن را دنبال كرده، موضوع وحدت جهان اسلام بوده است، اما گويا اين موضوع مخالفان جدي‌اي هم دارد، دلايل مخالفين چيست؟

مهم‌ترين دليلي كه مخالفين اين موضوع -كه مي‌توان گفت جريان وهابيت و تكفيري‌ها در رأس آن است- بيان مي‌كنند اين است كه مي‌گويند وحدت از نظر جمهوري اسلامي، يك شعار موقت است. مي‌گويند نظام جمهوري اسلامي كه دم از وحدت مي‌زنند، يك فريب و دروغ است. مدعي‌اند كه ما اهل تسنن را كافر و دشمن مي‌دانيم و فقط در جهت تأمين منافع موقت خودمان، شعار وحدت را مطرح كرده‌ايم. وقتي هم به قدرت برسيم، اهل‌سنت را يا كنار مي‌زنيم يا اگر دستمان برسد، آن‌ها را از بين مي‌بريم. آن‌ها روي ترويج اين تفكر برنامه‌ريزي فراواني انجام داده‌اند. تأسف‌آور است كه جريان شيعه‌ي لندن‌نشين هم دقيقاً همين مسير را دنبال مي‌كنند. هر دوي اين‌ها آبشخورشان يا به‌صورت آگاهانه به غرب مي‌رسد و يا ناآگاهانه در خدمت تأمين منافع غرب فعاليت مي‌كنند.

حتي بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. مي‌گويند ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست. در حالي‌كه رهبر انقلاب به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند…به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. لذا مي‌گويند موضوع «وحدت» درست نيست و در بهترين حالت بايد بگوييم ما با اهل‌سنت فقط «اتحاد» داريم، ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست.

در حالي‌كه ما معتقديم علماي شيعه و خصوصاً امام خميني رحمةالله‌عليه و مقام معظم رهبري، به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند.

* اما رهبر انقلاب هم بعضاً به موضوع دشمن مشترك به‌عنوان عامل وحدت جهان اسلام اشاره ‌مي‌كنند.

بله، حضرت آقا به دشمن اشاره مي‌كنند، اما نه به‌عنوان تمام بحث، بلكه به‌عنوان «حداقل» و پايين‌ترين مرتبه‌ي وحدت. ولي تأكيد دارند كه هم شيعيان و هم اهل‌سنت بايد بدانند همه‌ي اين فتنه‌ها، براي اين است كه اسلام را از بين ببرند. اين هم خواست دشمن است كه مسلمانان را درگير خود كنند و تجربه‌ي خيلي خوبي هم در اين مسئله دارند. آن‌ها در ايجاد اختلاف داخلي تخصص دارند و نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه بيداري اسلامي را كه يك خيزش و حركت تاريخي با آن درجه از اهميت بود را توانستند در برخي كشورها مانند مصر منحرف كنند. اين كار دشمن مشترك است.

بنابراين وقتي رهبر انقلاب بحث وحدت را مطرح مي‌كنند، عامل «دشمن مشترك» را صرفا به‌عنوان حداقل عامل وحدت و كف خواسته‌هاي ما معرفي مي‌نمايند. اين را مي‌شود در بيانات مختلف ايشان ملاحظه كرد. براي مثال به بيانات معظم‌له در ديدار اقشار مختلف مردم در سالروز ميلاد اميرالمؤمنين عليه‌السلام در سال ۱۳۸۵ توجه كنيد. آقا مي‌فرمايند: «سم مهلك دنياي اسلام، تفرقه است. اين تفرقه، ملت‌ها را از هم جدا مي‌كند، دل‌ها را از هم جدا مي‌كند… دل سني را نسبت به شيعه، دل شيعه را نسبت به سني، آن‌چنان چركين مي‌كنند كه نتوانند با اين‌همه مشتركات، كنار هم قرار بگيرند. اين، كار دشمن است. چرا ما اين حقيقت را نمي‌فهميم؟ سال‌هاي متمادي است (از زمان مرحوم آيت‌الله بروجردي رضوان‌الله‌تعالي‌عليه و بعضي از بزرگانِ علماي اهل‌سنت در مصر) كه اين فكر پيدا شده كه بياييد اختلافات را كنار بگذاريد. سني، سني بماند، شيعه، شيعه بماند. عقايد خودتان را داشته باشيد، اما باهم، دست‌دردست هم بگذاريد. قرآن از زبان پيامبر اكرم به مسيحيان آن زمان مي‌گويد: تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا.»

ببينيد در اينجا رهبر انقلاب به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران استناد مي‌كنند. يعني مبناي تفكر ايشان در موضوع وحدت، مبناي قرآني است. اين وحدت مدنظر حضرت آقا با توجه به اين آيه چگونه حاصل مي‌شود؟ اين‌گونه حاصل مي‌شود كه ما «نقاط مشترك» را بشناسيم و روي آن‌ها متمركز شويم.

* پس صحيح‌تر اين است كه به‌جاي تمركز روي دشمن مشترك، به اصل مشتركات فراوان شيعيان و اهل‌سنت اشاره شود.

بله، دقيقا. اگر تكيه‌ي ما «صرفاً» روي دشمن مشترك باشد، وحدت يك تاكتيك و امر موقتي و زمان‌دار مي‌شود، اما اگر روي «نقاط مشترك» سرمايه‌گذاري كنيم، ديگر وحدت تبديل به استراتژي مي‌شود، زيرا مشتركات ما با آن‌ها ابدي است. لذا بزرگ كردن اختلافات جزئي در مقابل اشتراكات فراوان، كار عاقلانه‌اي نيست. اگر من و شما يك وحدت و يك نقطه‌ي مشترك ابدي داشته باشيم، اختلاف‌ها را حل مي‌كنيم. وقتي اين‌گونه شد، وحدت ديگر وسيله و ابزار نيست، بلكه هدف و ايده‌آل است. تبديل تاكتيك به استراتژي و وسيله به هدف، بستگي به آن نقطه‌ي مشترك دارد. اگر آن نقطه‌ي مشترك، نقطه‌ي مشترك موقتي مانند دشمن مشترك باشد، مي‌شود تاكتيك، چون با از بين رفتن آن دشمن، عامل وحدت هم از بين مي‌رود. اما اگر آن نقطه‌ي مشترك امر پايدار و دائمي و مستقر و مستمري باشد، مي‌شود هدف و استراتژي.

* به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي آل‌عمران اشاره كرديد، به غير از آن، چه دلايل ديگري وجود دارد براي اينكه ما اثبات كنيم موضوع وحدت در بينش قرآني، تاكتيك نيست، بلكه هدف و استراتژي دائمي و به‌معناي يكي شدن است؟

قرآن كريم در طي سه مرحله، اين مسئله را به زيبايي تبيين نموده است. قرآن به‌صورت تدريجي و در سير نزول خودش، جامعه را از حد زير صفر و جاهليت تبديل مي‌كند به متمدن‌ترينِ جوامع. كاري مي‌كند مردمي كه حتي نمي‌شد نام جامعه را بر آن‌ها گذاشت، تبديل به امت شوند. امت يعني جامعه‌اي كه شعور، فكر، خرد و هدف متعالي مشترك دارد. هدف، هدف مادي نيست كه به‌خاطر منافع مادي و اقتصادي دور هم جمع شده باشند، بلكه براي هدف مشترك متعالي و داشتن امام و امت گرد هم آمده‌‌اند؛ امامي كه جامعه را به‌‌طرف توحيد رهنمود مي‌كند. سير تكاملي و تربيتي قرآن اين‌گونه است.

در مرحله‌ي نخست قرآن مي‌فرمايد: «وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكم» (انفال: ۴۶). خداوند مي‌فرمايد اولاً بدانيد كه بايد خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد. اين به‌معني تكيه بر مشتركات است. بعد مي‌فرمايد نزاع و كشمكش نكنيد، چرا؟ چون سست مي‌شويد و قدرت و شوكت شما از ميان مي‌رود. اين اختلاف‌ها باعث مي‌شود ابهت و قدرتتان از بين برود. اين اولين قدم است، ولي در اين مرحله نمي‌ماند. اين اعجاز و زيبايي قرآن است. در مرحله‌ي دوم و بالاتر مي‌فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: ۴۹). مي‌فرمايد نه‌تنها نزاع نكنيد، بلكه بدانيد شما بالاتر از اين، بايد مانند برادر با همديگر باشيد. مرحله‌ي سوم و نهايي، كار را به‌جايي مي‌رساند كه مي‌فرمايد شما نه‌تنها نبايد اختلاف كنيد، نه‌تنها بايد مانند برادر باشيد، بلكه يك «نفس واحده» هستيد و كلمه و واژه‌هايي به‌ كار مي‌برد كه شما يكي هستيد. مثلاً مي‌فرمايد: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيوتًا فَسَلِّمُوا عَلَي أَنفُسِكمْ» (نور: ۶۱). شما وقتي وارد خانه‌اي مي‌شويد، به خودتان سلام كنيد؛ يعني شما وقتي به اهالي آن خانه سلام مي‌كنيد، در حقيقت داريد به خودتان سلام مي‌كنيد. آن‌ها با تو فرق نمي‌كنند، چون يك نفس هستيد. يا در جاي ديگري درخصوص مسئله‌ي «إفك» و تهمت به همسران پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در سوره‌ي نور مي‌فرمايد چرا اين‌كار را كرديد؟ ديگر اين‌كار را نكنيد. قرآن با عتاب خطاب مي‌كند. آيه‌ي بعد اين است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا» (نور: ۲۴). يعني مؤمنين و مؤمنات در يك جامعه‌ي اسلامي، يكي هستند. قرآن با لطافت بيان مي‌كند كه شما نفس واحده هستيد. بايد به خودتان ظن خوب داشته باشيد. بعد زيبايي آيه اين است كه از حالت خطاب به حالت غائب درمي‌آيد. مي‌فرمايد اگر شما اين‌طوري نيستيد، به ايمان خودتان شك كنيد و اگر در ايمان خودتان شك داريد، اين را بدانيد كه مؤمنين و مؤمنات همچون نفس واحده، يكي هستند. البته روايات فراواني هم در اين رابطه داريم.

* دلايل روايي و حديثي ما بر وحدتي كه حاكي از نفس واحده باشد، چيست؟

روايات زيادي داريم كه نشان مي‌دهد مسلمانان باهم مانند نفس واحدند. مثلا پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم در روايت بسيار زيبايي مي‌فرمايند: مؤمنان در دوستي و روابطشان با يكديگر همانند يك پيكر عمل مي‌كنند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.» خيلي بيان مهمي است. حضرت مي‌فرمايند مانند يك پيكر واحدند كه هرگاه اندامي از آن به درد آيد، ديگر اندام‌ها در بي‌خوابي و تب، با او هم‌ناله‌اند. آن شعر معروف سعدي كه «بني آدم اعضاي يك پيكرند/كه در آفرينش ز يك گوهرند» نيز دقيقاً از همين مضمون روايي گرفته شده است.

حديثي كه خواندم، درباره‌ي وحدت مسلمانان بود، اما مولاي متقيان علي عليه‌السلام از اين‌هم بالاتر مي‌فرمايند. در عهدنامه‌ي مالك‌اشتر مي‌فرمايند كه مردم بر دو دوسته هستند: «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي اَلدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي اَلْخَلْقِ»، يا برادر تو در دين‌اند يا همانند تو در آفرينش هستند؛ يعني حتي غيرمسلمان هم يك نوع رابطه‌اي با ما دارد كه بايد با آن‌ها ارتباط‌هاي انساني داشته باشيم. در واقع ما با غيرمسلمان‌ها هم مشتركات فراواني داريم كه بايد در تنظيم روابط، بر آن‌ها تكيه كنيم. اينكه گفتيم وحدت تاكتيك نيست و استراتژي و هدف متعالي ماست، براي همين است. ما نه‌تنها با خويشان و مسلمانان، نه‌تنها با هم‌دين و هم‌مذهب خودمان، بلكه با ديگران هم معتقديم كه بايد رابطه‌ي برادري داشته باشيم، زيرا ملاك ما افتراق‌ها نيست، ملاك مشتركات است و انسانيت بزرگ‌ترين اشتراك ماست.

مقام معظم رهبري هم بارها روي همين معيار تأكيد ويژه داشته‌اند. اصلاً براساس همين بينش قرآني است كه ايشان به جوانان غربي هم نامه نوشتند و با آن‌ها درباره‌ي «درد مشترك» صحبت كردند. ايشان در بياناتشان تأكيد دارند كه اصل مشترك پايدار براي وحدت ما، مشتركات ابدي و هميشگي ماست. مشتركاتي مانند توحيد كه قرآن مي‌فرمايد: «يا اهل الكتاب تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا»؛ يعني شما مي‌گوييد خدا را مي‌پرستيد، ما هم مي‌گوييم خدا را مي‌پرستيم. پس بياييد با همديگر صحبت كنيم. البته اين توحيد لوازمي دارد. براي مثال، مي‌فرمايد: «لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»؛ يعني لازمه‌ي توحيد اين است كه كسي ديگري را استعمار نكند. همه بنده‌ي خدا هستيم. تمام مشكلات بين مذاهب و حتي بين اديان و انسان‌ها، با تكيه روي آن نقطه‌ي مشترك، قابل حل است.

* گويا دشمن بهتر از برخي خودي‌ها به اهميت اين مشتركات پي برده است و لذا روي آن‌ها متمركز شده است.

بله، نقطه‌ي مشترك ما، اصل دين اسلام و پيامبر اسلام و قرآن است و دشمن هم دقيقاً همين نقاط مشترك را هدف گرفته است. اگر به تبليغات رسانه‌اي غرب عليه اسلام توجه كنيد، مي‌بينيد كه هتك‌حرمت به پيامبر و قرآن، همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. از طرف ديگر، تمام هم‌وغم حضرت آقا در اين سال‌ها، در ديدار با نخبگان داخلي و ساير مذاهب و مكاتب، روي اين مسئله متمركز شده است كه اين نقاط كانوني مشترك ابدي و دائمي را به كشورهاي اسلامي و به ملل اسلامي بشناسانيد. اگر اسلام را بشناسند، ديگر اين مسائل و اختلاف‌ها پيش نمي‌آيد، چون اسلام دين رحمت و رأفت است. اگر به سيره‌ي نبوي و دستورات قرآني عمل كنيم، بسياري از اين مشكلات حل خواهد شد. البته اين نگرش رهبر انقلاب برخاسته از روش فقهي ايشان است كه اصطلاحاً به آن «روش اجتهادي خردگرايانه» مي‌گوييم. اين روش البته پيشينه‌ي تاريخي دارد و شايد بتوان گفت اولين شخص در اين‌ زمينه، شيخ مفيد بوده و از آن‌موقع اين موضوع همچنان ادامه پيدا كرده است.

برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال تفرقه‌افکنی میان مسلمانان هستند

به گزارش قادمون ، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه که در مسجد اعظم قم برگزار شد با تبریک فرارسیدن هفته وحدت اظهارداشت: نباید اقداماتی انجام داد که سبب از بین رفتن وحدت مسلمانان شود.

استاد برجسته حوزه علمیه با اشاره به اینکه باید از هر عمل تفرقه انگیز جلوگیری شود افزود: برخی تصور می‌کنند با توهین به مقدسات دیگران پایبندی به ولایت را نشان داده‌اند در صورتی که این اشتباه است.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی هستند خاطرنشان کرد: دو شبکه ماهواره‌ای که از طرف انگلیس‌ها تحریک می‌شوند دائم به اهل سنت فحاشی و بی‌احترامی می‌کنند تا نشان دهند این شیعیان هستند که چنین اقدامی انجام می‌دهند.

وی با اشاره به اینکه اخیرا شیخ الازهر که بر اتحاد مسلمانان تاکید داشت سخنرانی تندی علیه تشیع داشته تصریح کرد: این واکنش‌ها از همین کانال‌های تلوزیونی سرچشمه دارد که به مقدسات دیگران بی‌احترامی می‌کنند.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه جواب مستدلی به شیخ الازهر می‌نویسم گفت: این مسائل از تحریک دشمنان ایجاد شده است و در این موارد باید سخن مراجع را در اولویت قرار داد و صحبت‌های کانال‌های وابسته و مزدور اهمیتی ندارد.

استاد برجسته حوزه علمیه با بیان اینکه دعوا میان شیعه وسنی سبب خونریزی و نابودی سرزمین‌های اسلامی می‌شود تصریح کرد: عقل و شرع اجازه نمی‌دهد که دست به این اقدامات زده شود و باید در کنار شادی به وحدت مسلمانان آسیبی نرسد.

وی با اشاره به اینکه باید از هر اقدامی که سبب نفاق و جنگ میان مسلمانان می‌شود ممانعت شود خاطرنشان کرد: انسان عاقل این سخنان را قبول می‌کند و می‌پذیرد.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به برگزاری تجمع طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه بیان کرد: جنایت نیجریه بی‌سابقه بوده است زیرا ارتش با همه امکانات به مردم بی‌پناه حمله کرده آن‌ها را به قتل رسانده است.

مرجع تقلید شیعیان با اشاره به اینکه این اقدام به تحریک سعودی و اسرائیل انجام شده است گفت: باید با شرکت در این تجمع‌ها صدای مظلومیت شیعیان نیجریه را به جهان برسانیم و نشان دهیم آن‌ها تنها نیستند./ تسنیم

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

نمونه‌ای از تحریف تاریخی نهم‌ ربیع‌الاول/ سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

تشیع به عنوان مسیر حقیقی اسلام که ریشه در مبانی نظری و عملی مکتب پیامبر(ص) دارد. التزام به این عقاید و رفتارهای برخاسته از آن باعث سعادت دین و دنیا می‌شود، خصوصاً در عرصه اجتماعی و سیاسی، هر چه التزام عملی بیشتر باشد، اهداف اسلامی بیشتر در دسترس خواهد بود، هر چه زاویه بیشتری از این معیارها ایجاد شود از اهداف اسلام دور می‌شویم و حاصل این زاویه، نزدیک شدن به جاهلیت و بهره‌برداری بیشتر دشمنان اسلام از آن خواهد بود، همانگونه که سران کفر و صاحبان سرمایه و قدرت در دوران جاهلیت از نمادها و عبادات دینی به سود خود بهره می‌بردند.

در عصر ما نیز برخی تفسیرها و برداشت‌ها از موضوع ولایت و امامت و چگونگی رابطه اما و امت باعث شده است که به نام بهره‌گیری و تبعیت از اهل بیت و وفاداری به عشق اهل بیتی کارهایی انجام شود که باعث افتراق امت اسلام و به هدر رفت جان، ناموس و منافع عظیم مسلمانان وامت اسلامی شود.

برخی از تجربیات به نام اسلام که به تشیع انگلیسی معروف شده‌اند، از مناسبت‌های اسلامی شیعی سوء بهره‌برداری می‌کنند؛ از جمله این مناسبت‌ها نهم ربیع‌الاول است که به نام سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) مزین شده است؛ اما بنابر برخی از ادله ضعیف به کشته شدن یکی از خلفاء به بهانه جشن و سرور و احیای امر اهل بیت، گفتارها و رفتارهایی نسبت به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی واقع می‌شود که توهین آمیز و تفرقه‌افکنانه است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز سالروز امامت امام عصر(عج)» به قلم جواد اسحاقیان و حجت حیدری چراتی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت است:

تبعات حرکات این جریان در امت اسلامی

«شیخ عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: بعد از اسائه ادب این اشخاص به ام‌المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است، وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان این روحانی شیعه باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. آل الشیخ ادامه داد: مخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند، عده زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‌های این شخص … به مذهب حق برگشته‌اند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر(ص) اسلام حرام است، این موضوع، شامل زنان همه پیامبران ـ‌به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر(ص) اعظم‌ـ حضرت محمد(ص) می‌شود»، فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و… به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

برخی از علمای اسلام با توجه به اهمیت این موضوع و خطر انحرافات واقع شده، کمک و همیاری به این جریان را تعاون بر اثم دانسته‌اند و در فتوای خود کمک به این جریانات و صرف وجوه شرعی به اینها را مجزی ندانسته‌اند. مانند آیت‌الله محقق کابلی.

یکی از اقدامات این جریان مشکوک، نام‌گذاری هفته برائت در ربیع‌الاول سال پیش بود، این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست‌گذاری شبکه جهانی امام حسین(ع) در بیانیه‌ای اعلام داشت: روز نهم ربیع‌الاول طبق فرموده اهل‌بیت(ع) روز غدیر ثانی نامگذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‌دانیم که از روز نهم لغایت 15 ربیع‌الاول را به‌ عنوان هفته برائت نامگذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع‌الاول

این گروه‌ها به جای پرداختن به آغاز امامت امام زمان(عج) در این روز، موضوع قتل خلیفه دوم را به غلط مطرح می‌کنند؛ لذا برنامه‌هایی مانند هفته برائت و مطالب توهین‌آمیزی درمورد مقدسات دیگر مذاهب اسلامی را بدین بهانه اجرا می‌کنند.

با رجوع به کتب تاریخی روشن می‌شود که به‌ اتفاق، ذی‌الحجه را به‌ عنوان زمان قتل خلیفه دوم دانسته‌اند و وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه از امور متواتر و قطعی بوده است. علاوه بر مورخان، فقهای بزرگ شیعه نیز بر این مسأله اتفاق و اجماع دارند.

شیخ مفید در کتاب تواریخ(مسار الشیعه ص 42)، سید بن طاووس در اقبال الاعمال(ج 3 ص 113)، ابن ادریس حلی(سرائر ج 1 ص 418)، علامه حلی(عدد القویه ص 328-331/ منتهی المطلب ج 2 ص 612 و…) و شیخ ابراهیم بن علی کفعمی (مباح ص 510)

با این وجود برخی از افراد با اغراض خاص، نسبت دادن این روزها با قتل خلیفه دوم را برجسته کرده‌اند و با برگزاری جشن‌ها و اعمال خاص در این روز که به اسم شاد کردن اهل‌بیت(ع) انجام می‌شود، آتش اختلاف و درگیری بین مذاهب اسلامی را شعله‌ور می‌کنند و دانسته یا ندانسته مسیر اهداف دشمن در استحاله و جنگ نرم را هموار می‌‌کنند. یکی از ضربه‌هایی که در این راستا به منافع امت اسلامی وارد می‌شود خدشه‌دار شدن اتحاد و انسجام اسلامی است که می‌توانست سدی محکم در برابر نفوذ باشد.

اتحاد اسلامی و آسیب‌های موجود در رابطه با آن

مفهوم وحدت و تفاوت آن با تسامح اعتقادی: هدف وحدت حفظ آرمان‌های مشترک و تقویت جبهه اسلام و نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می‌کند:‌ «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ‌سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌یحُکُمْ وَاصْبِرُ‌وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ﴿٤٦﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِنْ دِیَارِ‌هِمْ بَطَرً‌ا وَرِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّه بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ﴿٤٧﴾»، براساس آیه 46، اگر اطاعت خدا و رسول محقق نشود، تنازع و اختلاف ایجاد‌شده و قوت و استحکام و ابهت و آبروی امت اسلام مخدوش می‌شود.

اهمیت امت واحده نیز در آیات دیگر قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ از این رو اقامه شعائر و آیین‌های مذهبی باید در خدمت این آرمان کلان باشد. در آیه 47 اشاره می‌فرماید که حرکت و اقدامات شما و لو به نام دین و جهاد و… باشد، نباید ریایی باشد که موجب انسداد راه الهی و منجر به شکست خواهد شد، بنابراین اتحاد، راهبردی برای پیروزی جبهه مسلمین است، اما این به معنای تکثرگرایی در حق و کنار گذاشتن عقاید حق خود نیست. مقام معظم رهبری با توجه دادن به این نکته می‌فرمایند: مسأله، مسأله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیده خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیده‌ای رسید، درست است. مسأله این است که اصحاب عقاید مختلف، بایستی به وسوسه دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند.

این موضوع آن چنان اهمیت دارد که قرآن حتی رعایت وحدت در مشترکات اسلام و ادیان ابراهیمی دیگر را مهم می‌داند: خداوند در آیه 64 آل عمران می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریکت او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد؛ پس اگر [از این پیشنهاد] روی گرداندند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم.

وقتی با اهل کتاب دستور به همدلی داده شده و اینکه در مشترکات همراه باشند به طریق اولی در مورد شیعه و سنی ضرورت همدلی و اشتراک مساعی بیش‌تر شده است، به‌ طور کلی هر جا سخن از ولایت و صراط مستقیم الهی است، مقارن موضوع وحدت و حفظ آبرو و ابهت امت اسلامی است، در قرآن هم این مسأله مورد توجه قرار گرفته است.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا ۚ وَاذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِنَ النَّارِ‌ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»﴿١٠٣﴾، این آیه که مربوط به نقش ولایت (پیامبر) در اتحاد مسلمین است نشان می‌دهد که حضور ولی خدا باعث همدلی در مسیر اتحاد امت اسلامی می‌شود مانند جریان پیمان اخوت در مدینه.

البته روشن است که هرگونه اتحاد بر محور ولایت باید صورت بگیرد، نه آنکه خود وحدت موضوعیت داشته باشد، اما در هر حال این پیام مهم وجود دارد که ولایت و یاران ایشان به گونه‌ای عمل می‌کنند که گروه‌های مختلف اسلامی زیر پرچم اتحاد قرار بگیرند و آموزه‌ها و رفتار ولو به نام اسلام و اهل‌بیت(ع) باشد، موجب اختلاف نمی‌شود.

مستندات روایی وحدت

دسته‌های متعددی از روایات در مورد وحدت وجود دارد، برخی از آن‌ها با ارائه ملاک، عوامل اتحاد را برمی‌شمارند: «قال رسول‌الله(ص) ..فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تحت النعمه و اجتمعت الفرقه و ائتلفت الکلمه»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما اهل‌ بیت(ع)، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف‌ شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

از این‌گونه روایات می‌توان این پیام را هم به‌ دست آورد که در معیار وحدت هم خود اهل‌ بیت(ع) باید محور قرار بگیرند، لذا نوع برخورد آنان با مذاهب و گروه‌های اعتقادی در اینجا باید مورد توجه واقع شود و نباید به سلیقه و رأی شخصی خود به نام اهل‌بیت(ع) عمل کرد. چنانکه در شیعه انگلیسی هم بنا بر تفسیر و سلیقه خود عمل می‌کنند. در ادامه این نوشتار، سیره اهل‌ بیت(ع) در این موضوع خواهد آمد.

در روایت دیگر آمده است: «إِلهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟»؛ امام علی(ع) فرمود: خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است. آیا آن‌ها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می‌کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می‌کنند؟

در برخی از روایات اهداف و فواید وحدت نمایان می‌شود: «قال النبی(ص) ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم»؛ مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند. اکنون با توجه به وضعیت فعلی مسلمانان و توطئه‌های متعدد آنان در سرکوب کشورهای اسلامی و حتی حمایت از تکفیر و کشتار داخلی مسلمین، اهمیت و عمق این روایات روشن می‌شود.

دسته دیگر روایات مربوط به همراهی مذاهب اسلامی در آیین‌های دینی: روایت مبنی بر اینکه هر کس به سنی در نماز اقتدا کند، گویی به پیامبر(ص) اقتدا کرده است، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»، مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روایات داله بر استحباب شرکت در نماز جماعت اهل سنت و شرکت در صف اول نماز آن‌ها اختصاص داده است.

سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

حضرت امیر(ع) به‌عنوان امام اول و نیز صحابی برتر از دید مسلمانان (و همچنین یکی از خلفای مورد احترام امت اسلام)، می‌تواند الگوی مهمی در نحوه اتحاد مسلمانان باشد، خصوصاً که برخی از رفتارهای ضد وحدت به بهانه این انجام می‌شود که لازم است به مظلومیت ایشان توجه شود و فریاد حقانیت و مظلومیت ایشان را به جهان برسانیم. با توجه به اینکه ادله قاطع و متواتری بر حقانیت ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) وجود داشته و دارد نوع رفتار ایشان در حوادث پس از پیامبر(ص)، راهگشای امروز ما خواهد بود. نکته مهم آن است که حق خلافت و تحقق ولایت سیاسی ایشان امر شخصی و یک حق جزئی و فرعی نبوده است که قابل اغماض باشد، اما با همه این احوال، آن حضرت مصالح کلی جهان اسلام را مورد توجه قرار می‌دهند و به جبهه‌بندی خارجی دشمنان اسلام را مهم‌تر از صف‌بندی‌های خود مسلمانان می‌دانند.

شهید آیت‌الله مطهری در این مورد می‌گوید: علی(ع) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلم‌ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می‌کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می‌کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی‌نمود، طرف شور [و مشورت] قرار می‌گرفت و ناصحانه نظر می‌داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت کند، علی پاسخ می‌دهد: خیر، شرکت نکن، زیرا… اگر شخصا به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب این است. نیروهای خود را متمرکز می‌کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قوی‌تر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت. بنابراین روشن می‌شود که حفظ جان خلیفه و مرکزیت جهان اسلام برای امیرالمؤمنین(ع) چنان اهمیت دارد که برای در امان ماندن آن از خطرها راهکار مستدل ارائه می‌کند.

در جریان پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان از امیرالمؤمنین(ع) خواست که با هم طرح مشترکی داشته باشند که خلافت را بازپس بگیرند و دیگران را کنار بزنند، اما حضرت امیر این درخواست را قبول نکرد که این رفتار ایشان دلایل مختلفی داشت، اما یکی از آنها حفظ اصل اسلامی و جلوگیری از تفرق در شرایط خاص است، بنابراین در زمان ما هم این مصالح عام لازم است رعایت شود. در اینجا برخی از گروه‌های انحرافی تصور و برداشت دیگری دارند و می‌گویند نمی‌توان رفتار معصوم را در زمان خودمان پیاده کنیم، زیرا آن زمان نیروی کافی برای امام نبوده است و ضمنا معصوم هر زمان تشخیص خود را دارد که قابل الگوگیری برای ما نیست، اما این برداشت باطل است، زیرا ملاک در زمان ما همان معیار رفتار زمان معصوم است. با آنکه امامت یک حق شخصی نبود و مهم‌ترین حق اجتماعی و سیاسی است، ولی مصالح بالاتر جهان اسلام باعث می‌شود که امام این‌گونه عمل کنند. در واقع رفتار حضرت یک حرکت استراتژیک است و تبعیت ما از ایشان در زمان خودمان هم به‌ عنوان یک عمل راهبردی عقلی است، نه یک الگوگیری ساده مذهبی.

تقابل دشمن برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی

انقلاب اسلامی هم براساس این میراث ولایی و رفتار استراتژیک شکل گرفت و همان آرمان‌های وحدت‌آفرین را دنبال می‌کند: تقابل دشمنان با انقلاب اسلامی برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد، باعث جذب دل‌های مختلف شد و آحاد مسلمانان که شیعه هم نبودند، مجذوب انقلاب شدند؛ لذا دشمنان برای انتقام گرفتن از این حرکت سعی دارند به تحریک گروه‌های شیعه و سنی بپردازند تا در قالب مراسم خاص مذهبی و تعصبات هر کدام، چالش‌هایی در برابر انقلاب اسلامی و نظام ایجاد کنند.

این مسأله در حالی اتفاق می‌افتد که ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند دنیای اسلام را به اتحاد هدایت کند و ذخائر مادی معنوی امت اسلام را احیا کند و از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج کند، چنانکه با تحقق‌بخشی از اهداف انقلاب و صدور پیام آن به کشورهای اسلامی می‌توانیم این هدف‌گیری و حرکت رو به جلو را مشاهده کنیم، اما شبکه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دشمن با درک این موضوع سعی می‌کنند نیروهای امت اسلام را به اصطکاک بکشانند و انقلاب را هم یک حرکت متعصبانه مذهبی خاص جلوه دهند تا امت اسلام از گرایش به آن و اهدافش دور بماند؛ لذا می‌بینیم حرکت‌های اختلاف‌افکنانه گروه‌های خاص به نام تشیع و اهل‌بیت(ع) هم مورد حمایت آنان قرار می‌گیرد.

یکی از شبهاتی که در برابر ایده اتحاد بین شیعه و سنی مطرح می‌شود آن است که مثلاً شیعیان و انقلاب اسلامی کمک‌های متعدد به فلسطینی‌ها و برخی نهضت‌های اسلامی می‌کند که شیعه هم نیستند و آنها هم نه تنها قدردان نیستند، بلکه معمولاً در برابر ایران می‌ایستند. در این‌ صورت کمک و همدلی در این موارد چه توجیهی دارد؟

پاسخ آن است که این ناسازگاری‌ها و برخوردهایی که با ایران و شیعیان می‌شود و در کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی مسلمان منطقه و… می‌شود، مربوط به سران و کانون‌های قدرت و ثروت است، اما توده مردم همراهی خاصی با جریان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دارند، لذا در اجتماعات و نهضت‌هایی که در امت اسلامی نمایش داده می‌شود و در کل دل‌های شیعیان و اهل سنت در این جریان‌ها نزدیک است.

تقابل این جریان‌ها با انقلاب و نظام اسلامی

این گروه‌ به بهانه‌های مختلف به تقابل و توهین نسبت به نظام اسلامی اقدام کردند، به‌ عنوان نمونه در جریان تشییع یکی از عناصر این جریان با آنکه رهبر معظم پیامی هم برای وفات ایشان صادر کرد و در یکی از حرم‌های اهل‌ بیت(ع) مکانی برای دفنش در نظر گرفت‌، اما برخی از طرفداران وی به بلوا و آشوب در مراسم او پرداختند.

در طی فتنه 88، نیز به‌ صورت کامل در برابر نظام اسلامی ایستاند. در دوران فتنه با سخنرانی‌های عجیب، به جای محکوم کردن اهانت‌کنندگان به امام حسین(ع) و منافقین و فرقه‌های ضاله (که در این اهانت‌ها همکاری داشتند)، به محکوم کردن نظام پرداختند؛ این کار ایشان موجب شادمانی گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از این گروه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

این گروه، علاوه بر آنکه موجبات وهن شیعه، در منظر عموم انسان‌های مسلمان و غیرمسلمان فراهم می‌سازد، مواضع وحدت‌بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت کرده و با ترویج برخی رفتارهای اصطلاحاً مذهبی که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می‌شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه‌ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه‌ای عید غدیر ثانی.

از سوی دیگر با وجود اینکه آنها بیش‌تر اهتمامشان به اصطلاح احیای شعائر شیعی و حمایت از تشیع و اهل‌بیت(ع) است، اما در اقدامی عجیب، علیه مقاومت اسلامی در لبنان (که از شیعیان حزب‌الله متشکل هستند) فعالیت می‌کنند. نمونه دیگر اینکه این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و پشتیبانی از تمام شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) را دارد، اما در ماجرای سوریه (و تهدید حرم حضرت زینب(س) و کشتار شیعیان) کوچک‌ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی که دشمن درصدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(س) بود هیچ عکس‌العملی از این فرقه نشان داده نشد.

حمایت استعمار و سران استکبار از فعالیت‌های مربوط به این جریان‌ها

استعمار و استکبار در تاریخ پیدایش و تکامل خود همواره از سیاست اختلاف‌افکنی برای دوام خود بهره گرفته است، تنها در یک نمونه از اقدامات آنها در دو قرن اخیر، پس از آنکه از شروع نهضت بیداری مسلمانان هراسان شدند، به ایجاد فرقه‌هایی جداگانه در عالم تشیع و تسنن اقدام نمودند که همگی هدف مشترکی در فرسایش امت اسلام داشتند.

یکی از اقداماتی که استعمارگران مانند انگلیس در دوره معاصر (برای ایجاد تفرقه مذهبی بین شیعه و سنی و ایجاد پروژه شیعه‌هراسی) انجام دادند، آن است که طرح هلال شیعی را به میان آوردند که در این طرح ادعا می‌کنند برخی از کشورهای اسلامی دارای گرایش‌های شیعه سعی دارند یک منطقه خاص در امت اسلامی را تصرف کنند و اهل سنت را در حصر و محاصره خود دربیاورند تا تدریجاً دیگر مسلمانان را تحت نفوذ و سیطره خود درآورند. قابل ذکر است که برجسته کردن موضوع هلال شیعی به زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد که این نشان می‌دهد استکبار در راستای مراحل جنگ نرم به مشغول ساخت مذاهب اسلامی به همدیگر و شیعه‌هراسی و یا سنی‌هراسی اقدام کرده است.

تشکیل دفترها و مراکز حمایتی برای این گروه‌ها در انگلیس و دنبال کردن پروژه مرجع‌سازی در برابر حوزه‌های علمیه و مراجع معظم، یکی از راه‌های دخالت بیگانگان در دنیای اسلام، حمایت از رفتارها و جریانات دینی است که منافع عام آن به این کانون‌های استعماری بر می‌گردد. از جمله برخی از اشکال عزاداری که در این جریان‌ها انجام می‌شود مانند قمه‌زنی مورد حمایت قرار می‌گیرد در اینجا مستندانی در این مورد ذکر می‌کنیم:

علامه محمد جواد مغنیه از علمای بزرگ عراق در کتاب تجارب خود بحثی دارد تحت عنوان «کفن‌هایی برای زنده‌ها» می‌گوید: دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‌زنان هدیه کرد و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آنکه فرصت را از دست ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه کرد.

جامعه‌شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‌کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیأت‌ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسئولان هیأت‌ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیأت‌ها مقدار زیادی پارچه سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‌زنی داده شد.

دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت (ع)؛ کلید مشکل‌ها» در این‌باره می‌نویسد: یکی از علمای گذشته می‌فرمود: … انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، (برای قمه‌زنی) در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند./فارس

ایام ربیع الاول و تقابل آشکار جریان انحرافی شیرازی با وحدت مسلمین

آیین‌ها و مناسبت‌های دینی، اعیاد و وفیات اهل بیت(ع) از ظرفیت‌های موجود است. غدیر، عاشورا و جشن‌های مهدوی مانند نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم امکان و نهم ربیع‌الاول سالرزو آغاز امامت امان زمان (عج) چنان شورانگیز و تأثیرگذار است که علاوه بر برانگیختگی احساسات و عواطف معنوی و انسانی مردم و مشارکت بالای آن‌ها در اجرای آن، پیام‌ها و درس‌هایی به دنبال داشته که زیربنای فکری فرهنگی بسیاری از نهضت‌ها و جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش بوده است، مانند قیام‌های صدر اسلام (توابین، زید شهید، شهید فخ و …) و نیز جریان نهضت تنباکو، مشروطه و سرانجام انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت و بیداری اسلامی.

ولی متأسفانه گروه‌های انحرافی از مناسبت‌های مذهبی به خصوص نهم ربیع سوءاستفاده کرده و با اجرای برخی از برنامه‌های ناخوشایند، وحدت جامعه اسلامی را از بین می‌برند.

 

شعائر اسلامی و اولویت‌های دینی

 

در اسلام، بحث شعائر دینی داری اهمیت ویژه است. قرآن، تعظیم شعائر را نشانه تقوا دانسته است: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ امر چنین است و هر کس که شعائر الهی را بزرگ بدارد، این امر از پرهیزگاری دلهاست، «شعائر» یعنی علامات و نشانه‌هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب کرده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی می‌نامد، لذا هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عمل او از تقوای قلبش نشان می‌گیرد، چون حقیقت تقوی و از مصادیق تقوی آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب کند که این عمل امری معنوی و قائم به دل انسان است.

بر اساس آیه مذکور، شعائر، مجرای تحقق رضایت الهی و تقوا است، اما مشاهده می‌شود که گاهی برخی از مسلمانان، رفتارهای خلاف تقوا و در برابر رضایت خداوند و اولیای الهی در مراسم‌های مربوط به شعائر انجام می‌دهند که این نشان دهنده عدم تحقق تعظیم شعائر در کار ایشان است.

 

نهم ربیع‌الاول مظهر وحدت

 

این مناسبت از اهمیت خاصی برای تحقق اهاف دین برخوردار است؛مثلاً شکرگزاری نعمت امام حی و زمینه‌سازی برای تحقق جهانی شدن اسلام به وسیله امام و موعود ادیان و نیز لزوم برقراری ارتباط معنوی با ایشان و اینکه اطاعت از وی زمینه برقراری آموزه‌های جهانی اسلام را فراهم می‌کند. از سوی دیگر جهانی شدن اسلام معادل برقراری انسانیت، توحید و رفاه همراه با عدالت جهانی برای انسان است که همه این‌ها به رهبری امام زمان (عج) محقق می‌شود.

در حالی که گروه‌هایی مانند شیعه انگلیسی در پوشش بزرگداشت این مراسم، برنامه‌ها و تبلیغاتی دارند که در جهت عکس این اهداف و فرصت‌هاست؛ فعالیت‌های آن‌ها با ایجاد نفرت نسبت به تشیع و باورهای مربوط به این امام(عج) و نیز مقابل قرار دادن عموم انسان‌ها با آموزه‌های به نام تشیع، مانعی در پذیرش عمومی جهانیان نسبت به آموزه‌های اسلام می‌شود.

 

بررسی جریان‌های انحرافی معاصر در سوء استفاده از شعائر

 

برخی از این نوع جریان‌ها در پوشش علمی و نام اجتهاد به تبلیغ برداشت‌های غیرعلمی خود از دین و شعائر اهل بیت می‌پردازند. در این گروه‌ها به جای آنکه اجتهاد از طریق مرسوم و متقن حوزه‌ها اثبات شود، آن را امری موروثی کرده‌اند. نوع دیگری از سوء‌استفاده‌های این جریان، آن است که با صرف تلبس به لباس روحانیت و تبلیغات گسترده در شهرهای تحت نفوذ خود، مرجعیت را برای خود تثبیت می‌کنند.

تضعیف و تخریب جریان مقاومت اسلامی در سده اخیر: به عنوان نمونه در لبنان بین طرفداران امام موسی صدر و افرادی از این جریان درگیری رخ می‌دهد که منجر به زخمی شدن چند نفر می‌شود. بنابر گزارش ساواک در تاریخ 2536/27 در حرم حضرت زینب(ع)‌ این درگیری شدید با دخالت پلیس و زد و خورد پایان یافت. شهید چمران در جایی در این مورد می‌گوید:‌ «… عده‌ای از مسلمانان قشری و متعصب را به دور خود جمع و با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند، زیرا فتوایی برای قتال از مرجع (مورد قبول خود این گروه) وجود ندارد… ».

این ناهمگونی و تقابل با نهضت‌های اسلامی، مورد تأیید و رضایت ضمنی شبکه‌های جاسوسی مانند ساواک در زمان طاغوت قرار گرفته است. در امتداد مخالف عالمان و مجاهدان با این جریان، امام خمینی(ره) پرداخت هر نوع سهم امام به این گروه را حرام اعلام کردند. ایشان فتوا دادند که پرداخت هر نوع سهم امام به حوزه علمیه زینبیه و شاگردان این جریان حرام است و به دستور ایشان در آینده هیچ نوع حقوق به طلبه‌هایی که نزد آنها درس می‌خوانند پرداخت نخواهد شد. این جریان در برنامه‌های رسانه‌ای خود که عمدتاً از لندن پخش می‌شود، توهین‌هایی به مراجع معظم تقلید مانند حضرت آیت‌الله بهجت ره و رهبر معظم انقلاب داشته است.

شیعیان واقعی به دنبال طرح عالمانه این موضوع هستند، ولی دشمنان به دنبال آن هستند که اسم ولایت دائما موضوعی برای سرگرمی و مشغولیات مسلمان باشد، (گاهی هم خود جریان‌ها توسط دشمن بازیچه قرار می‌گیرند) در جریان فعالیت این گروه‌ها هم تحت شبکه‌های رسانه‌ای این برخورد با موضوع ولایت انجام می‌شود و اشخاص معلوم الحالی هم مدیریت و اجرای این موضوع را به عهده گرفته‌اند.

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین 1، 2 و 3 مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس،‌ الانوار‌، خدیجه‌، الزهرا، المهدی و … اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ برخی مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند.

نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که این گروه اداره می‌شود، آن هم دقیقا در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آورد. نمونه دیگری از اعمالی که باعث ایجاد چهره ناشایست از تشیع می‌شود مسأله قمه‌زنی است که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده‌اند، اما این گروه‌ها فتوای استحباب صادر کرده‌اند. البته اینگونه رفتارهای ناشایست، با برخورد و عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

برخی از فعالیت‌های رسانه‌ای مربوط به این جریان

 

شبکه فدک: یکی از فعالان این جریان که در دادگاه محکوم هم شده است، در لندن منبر می‌رود و شبکه فدک را مدیریت می‌کند. چگونگی ورود او به انگلیس هم قابل توجه است، قبل از آنکه به حمایت انگلیسی‌ها به لندن برود در کویت فعالیت داشت، اما تنها سه سال از راه‌اندازی «هیأت خدام المهدی» توسط وی در کویت می‌گذشت که تندروی‌های وی، دولت کویت را مجبور کرد هیاتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

او حضور چشمگیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. او روزنامه‌ای با نام Shianewspaper منتشر می‌کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه‌اندازد و در سال 2010 نیز مکان هیاتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیدالشهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه،‌ هیات، دفتر کار، موسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی می‌دهد. رمضان المبارک 1341 قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد، در امتداد کارهای خود اشخاص دارای سابقه قضایی را در شبکه فدک جذب کرد. یکی از این اشخاص که در فرانسه زندگی کرده بعدها وارد ایران می‌شود و از سوی دادگاه، متخلف شناخته می‌شود و از ایران خارج شده و در این رسانه‌ها فعالیت می‌کند. شخص دیگری نیز به عنوان همکار و کارشناس این شبکه از بیروت فعالیت می‌کند که او هم از متخلفین در دادگاه شناخته شده است.

شبکه سلام: مدیرمسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که در مسایل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه‌زنی دفاع کند! این در حالی است که در خلال مصاحبه‌های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین‌المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه‌زنی است.

 

تأمل علمی بر افکار و اقدامات این گروه

 

اگر به سیر اقدامات گروه‌های تفرقه افکن و شبکه‌های رسانه‌ای شیعیان انگلیسی دقت شود، روشن می‌‌شود که این اقدامات نتوانسته است غیر شیعیان را به تشیع جذب کند و بلکه برعکس تعصب افراد را به مذهب خود بیشتر کرده است و جان و مال و عرض دیگر شیعیان را هم به خطر انداخته است، بنابراین در یک جمع‌بندی حرکت این گروه‌ها نتایج معکوسی برای دنیای اسلام ایجاد کرده است، عملکرد این اشخاص در مورد عایشه کاملاً با سیره امیرالمومنی (ع) متفاوت است. حضرت امیر (ع) کسانی که به عایشه افترا زدند و اهانت کردند را مجازات کرد. در جنگ جمل نیز با وجود اقدامات تخریبی که عایشه علیه امیرالمؤمنین(ع) انجام داد، ایشان فرمود: با وجود آنچه که گفتم عایشه احترام گذشته را دارد و حسابش با خداست.

این رفتار امام، بازخورد خوبی در رفتار عایشه داشت و او بعدا بارها گریه می‌کرد و می‌گفت: کاش قبل از ماجرای جمل مرده بود و در آن حادثه حضور نمی‌یافتم. پس از پایان جنگ جمل وی دیگر در مسایل سیاسی وارد نشد و در مدینه مستقر شد.

در روز جنگ جمل مردی شروع به دشنام دادن و نسبت ناروا دادن به عایشه شد، مردم گرد او جمع شدند، عمار وقتی مطلع شد و به آن مرد گفت: خاموش باش این ناستوده «عو عو» می‌کنی، آیا به زنی که همسر پیامبر(ص) بود، دشنام می‌دهی و تهمت می‌زنی؟ این در حالی است که عمار دست‌پرورده امیرالمؤمنین(ع) است و سمبل دفاع از ولایت و بصیرت‌افزایی در آن دوران است، ولی این رفتارها را مذموم می‌داند./ فارس

 

اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در جریان سخنرانی‌شان در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله به جریان تحریف خط امام اشاره کردند و به تبیین اصول هفتگانه بنیان‌گذار فقید انقلاب اسلامی در طول ده سال دوران حاکمیت اسلامی و پانزده سال دوران نهضت پرداختند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مجموعه‌ی محصولات چندرسانه‌ای درباره «اصول هفتگانه امام رحمه‌الله» را در هفت قسمت، تولید و منتشر می‌کند. اولین قسمت از این مجموعه به بحث «اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی» اختصاص دارد. پیش از این نیز مجموعه پوسترهای «تحریف امام» تهیه و منتشر شده بود.

بشنوید :

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:

ما اگر بخواهیم شخصیّت امام را به معنای واقعی کلمه پیدا کنیم، این راه دارد؛ اگر ما این راه را رفتیم، مطلب حل خواهد شد والّا امروز کسانی می‌آیند طبق میل خود و سلیقه‌ی خود یک‌جور امام را معرّفی میکنند، ممکن است در فرداها کسان دیگری بیایند و بر طبق سلایق دیگری، بر طبق حوادث دیگری که در دنیا پیش می‌آید، مصلحت بدانند که امام را جور دیگری معرّفی کنند؛ این نمیشود. محبوبیّت امام در بین مردم یک چیز ماندگار است؛ این را نتوانست دشمن از بین ببرد؛ برای همین، مسئله‌ی تحریف شخصیّت امامِ نافذ در دلهای مردمان زیادی – در کشور و بیرون از کشور – خطر بزرگی محسوب میشود.
 آن راهی که میتواند مانع از این تحریف بشود، بازخوانی اصول امام است. امام یک اصولی دارد، یک مبانی‌ای دارد؛ این مبانی در طول ده سال دوران حاکمیّت اسلامی و پیش از آن در طول پانزده سال دوران نهضت، در بیانات گوناگون بیان شده است؛ اصول امام را در این بیانات میشود پیدا کرد؛ این اصول را، این خطوط را کنار هم که بگذاریم، یک شاکله‌ای از امام بزرگوار تشکیل خواهد شد؛ شخصیّت امام این است. نمیگویم به هر مطلب فرعی توجّه کنید؛ زندگی امام مثل زندگی همه‌ی انسانهای دیگر فرازونشیب‌هایی دارد؛ حوادثی در آن اتّفاق افتاده است و هر حادثه‌ای اقتضائی داشته است؛ مطالب اصولی را عرض میکنیم، آن چیزهایی که قابل انکار نیست، جزو بیّنات امام است، در طول سالهای متمادی، چه قبل از تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چه قبل از آن و چه بعد از آن، این اصول را امام در بیانات خود تکرار کرده است؛ این اصول را گزینشی هم نبایستی انتخاب کرد. اصول امام ممکن است فقط اینها نباشد، صاحب‌نظران  و افرادی که میتوانند و توانایی این کار را دارند، بروند دنبال کنند، بیانات امام را نگاه کنند – بحمدالله تدوین‌شده است، موجود است، در اختیار همه است – و این اصول را استخراج‌ کنند. من امروز همه‌ی اصول قابل استخراج از بیانات امام را نمیتوانم عرض بکنم، نمیخواهم گزینشی باشد، لذا میگویم افراد بروند نگاه کنند، مواردی را پیدا کنند؛ امّا آنچه عرض میکنم جزو مسلّماتِ منطق امام و مکتب امام و راه امام و خطّ امام است.
مراسم بیست‌وششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

* اوّلین مطلبی که در [مکتب‌] امام وجود دارد، اثباتِ اسلام ناب محمدّی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟ اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه‌ی زمانها – تا آنجایی که ما می‌شناسیم، ممکن است در آینده هم همین‌جور باشد – دو شاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجّر؛ لذا امام، آن‌کسانی را که تفکّر سکولاری داشتند – یعنی دین را، جامعه را، رفتار اجتماعی انسانها را،جدای از اسلام میخواستند – همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجّرانه‌ی به دین داشتند؛ یعنی نگاه عقب‌افتاده‌ی غیر قابل فهم برای انسانهای نواندیش و متعصّبانه‌ی برروی مبانی غلط، تحجّر؛ هردوی اینها را امام در کنار هم همواره ذکر کرده است. امروز که شما نگاه میکنید، می‌بینید هردو نمونه‌ی اسلام، در دنیای اسلام وجود دارد، هردو هم مورد حمایتِ قدرتهای قلدر دنیا و مورد حمایت آمریکا است. امروز، هم جریان منحرف داعش و القاعده و امثال اینها مورد حمایت آمریکا و اسرائیلند، هم بعضی از جریانهای به نام اسلام و بیگانه‌ی از عمل اسلامی و فقه اسلامی و شریعت اسلامی، مورد حمایت آمریکا است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متّکی به کتاب و سنّت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و مِتُد علمیِ جاافتاده و تکمیل‌شده‌ی در حوزه‌های علمیّه، استنباط میشود و به دست می‌آید. این‌جور نیست که روش استنباط مورد توجّه نباشد و هرکسی بتواند قرآن را باز کند و اصول حرکت اجتماعی را استنباط بکند؛ نه، این یک مِتُد دارد، این یک روش دارد؛ این روش علمی است، کارشده است، کسانی هستند که میتوانند این روش را دنبال کنند. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار این است. البتّه هرکسی هم که آن مِتُد را بلد است، آن روش را بلد است، قادر نیست؛ باید فکر روشن داشته باشد، باید آشنا با زمان و مکان باشد، باید نیازهای بالفعل جوامع بشری و جوامع اسلامی را بشناسد، باید دشمن را بشناسد، نحوه‌ی دشمنی‌های او را بداند، آن‌وقت میتواند اسلام ناب را مشخّص کند و بشناسد و بشناساند. اسلام آخوندهای درباری – که امام مکرّر با همین تعبیر از آنها اسم می‌آوردند – اسلام داعشی؛ از آن طرف، اسلامِ بی‌تفاوت در مقابل جنایات صهیونیستی، در مقابل جنایات آمریکا، اسلامِ چشم‌دوخته‌ی به آمریکا و قدرتهای بزرگ و به اشاره‌ی آمریکا، اینها همه سر در یک آخور دارند؛ در یک جا اینها همه به هم میرسند؛ از نظر امام اینها همه مردودند. اسلامی که امام معرّفی میکند، در مقابل همه‌ی اینها است.
پیرو امام، آن کسی که دنباله‌رو امام است، باید مرزبندی داشته باشد؛ هم با اسلام متحجّر، هم با اسلام سکولار؛ اسلام ناب را شناسایی کند و دنبال کند. یکی از اصول امام این است. این چیزی نیست که امام یک‌بار گفته باشد؛ در سرتاسر آثار امام، بیانات امام، گسترده است.
مراسم بیست‌وششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

* باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول  الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند.
متن کامل وصیتنامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۶۸/۰۳/۱۵

13940924_0231656

سکوت مدعی مرجعیت شیعه ، از فاجعه ی منا تا حادثه ی خونبار نیجریه !

به گزارش جبهه ی فرهنگی قادمون ( نقد تشیع انگلیسی ) ، به دنبال جنایات وحشیانه ی ارتش صهیونیستی «نیجریه» علیه شیعیان این کشور و بازداشت دبیر کل شیعیان نیجریه ، آیت الله شیخ ابراهیم زکزاکی حفظه الله ، جهان تشیع را غم فرا گرفته است و شیعیان سراسر جهان و مراجع معظم  تقلید این جنایت وحشیانه را محکوم نموده اند .

 

اما نکته ی قابل پیش بینی و تأمل اینکه در مقابل این فاجعه ضد انسانی و اسلامی و موضع پرشور شیعیان جهان و حتی اهل سنت ، “صادق شیرازی” که مدعی مرجعیت شیعه بوده و در سال های اخیر درصدد مصادره ی مراسم باشکوه اربعین می باشد ، نه این فاجعه غمبار و اسفناک را محکوم نموده و نه موضعی فعالانه گرفته است . تنها ، سایت وی برای فرار از فشار افکار عمومی ، به مقدار ناچیز و غیرقابل اعتنایی اکتفا و پیامی از طرف “سازمان به اصطلاح جهانی دیدبان حقوق شیعیان” صادر نموده و بدون ذکر نامی از دبیر کل شیعیان نیجریه ، آیت الله شیخ ابراهیم زکزاکی حفظه الله ، کشتار شیعیان در منطقه شمالی زاریا در کشور نیجریه را محکوم نموده است .

 

در مقابل این موضع فعالانه ی جهان تشیع ، می‌توان برخی از نشانه های وحدت دو جریان تندروی “تشیع لندنی” و “وهابیت تکفیری” را فهمید.

 

photo_2015-08-28_17-53-12

 

البته مشخص است که صادق شیرازی و جریان تشیع لندنی نباید نگاهی خشمگین به جریانات وهابی – صهیونیستی داشته باشند ؛ چرا که این جریان انحرافی ، نور چشم وهابیت تکفیری و سازمان های جاسوسی غربی – عبری است و خدمات ارزنده و شایان تقدیری را به آنها ارائه کرده است .

 

برای اثبات این ادعا ذکر همین نکته کافی است که در بیشتر اوقات، به دست آوردن روادید عربستان برای مسلمانان ایران بسیار دشوار بوده و در نقطه مقابل، وابستگان به فرقه انحرافی شیرازی با استقبال نمایندگی سعودی برای اعطای روادید مواجه هستند.

 

از طرف دیگر، هر دو فرقه انحرافی مسلمان‌نما، نوکران و جیره‌خواران غرب هستند و در این موضوع مشترک هستند که در برابر دریافت وجوهی کلان از اربابان خود، تخریب پایه‌های اسلام و مسلمین را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

 

نکته ی قابل توجه اینکه ، فهم علت بی اهمیتی این فاجعه ی غمبار برای شخص صادق شیرازی بسیار ساده است . آیت اللهِ مجاهد ، شیخ ابراهیم زکزاکی – حفظه الله – از طرفداران سرسخت نظام جمهوری اسلامی و حضرت آیت الله امام خمینی – قدس الله نفسه – و حضرت آیت الله امام خامنه ای – حفظه الله – است به طوری که وی در اوایل انقلاب تحت تاثیر دیداری که با حضرت امام خمینی داشت به مذهب حقه ی تشیع گروید .

 

6854592-10478517

 

آیت الله شیخ ابراهیم زکزاکی امروز به عنوان رهبر شیعیان نیجریه شناخته می شود ، در کشوری که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فقط دو قبیله ، محب اهل بیت (علیهم السلام)  بودند که به دو هزار نفر هم نمی رسید اما بعد از انقلاب اسلامی جمعیت شیعه در این کشور کمونیستی به ۵ میلیون رسیده و همه آنها مقلد مقام معظم رهبری هستند.

 

photo_2015-12-17_01-44-52

 

ایشان بارها وفاداری خود را نظام جمهوری اسلامی ثابت کرده و آرمان وی صدور پیام انقلاب اسلامی به کشورهای اسلامی است به طوری که گفته است : “منطق امام رضا – علیه السلام – منطق گفت‌وگو و عقلانیت است و در دوران ما جمهوری اسلامی ایران با تأسی به همین عقلانیت و فرهنگ رضوی به پیش می‌رود و موفق می‌شود و باید پیام ایران را به کشورهای خود ببریم” .

 

1381979

 

این فاجعه ، اولین محل آزمون فرقه صادق شیرازی نیست . آنها در برابر فاجعه ی اسفناک منا و کشتار و نسل‌کشی مسلمانان مظلوم فلسطین و وقایع دیگر امت اسلام نیز سکوت کرده و خم به ابرو نمی‌آورند.

 

سوال اینستاگرامی حاج محمدرضا طاهری از مخاطبان

حاج محمدرضا طاهری در اینستاگرام خود نوشت:

راه امام خمينى پاينده باد …..

سلام ، اين عكس انقدر گويا هست كه احتياج به هيچ توضيحى ندارد ! چرا اين دسته از شيعيان مظلوم به خاك و خون كشيده ميشوند ؟؟!!

چرا به كسانى كه تشيع انگليسى را ترويج ميدهند كوچكترين تعرضى نميشود و هر روز به بودجه ها و تعداد رسانه هايشان كمك هاى جهانى هم ميشود ؟؟!! صهيونيستها و مجريان خبيثشان ( جنايتكاران ال سعود ) از شيعيانى كه خط و مشئ حضرت امام اعلى الله مقامه و مقام معظم رهبرى حضرت امام خامنه اى حفظه الله را كه همان اسلام ناب محمدى عليه واله السلام ميباشد هراس دارند وبه خيال خام خودشان اگر تعدادى از شيعيان مخلص رابه شهادت برسانند ، ريشه ى تفكر اسلام ناب را خشكانده اند !! و به واقع درست فرموده اند كه : خداوند دشمنان ما را از احمقها افريده است !

 

1381979_142

داعش ، زاده ی اسلام خشن و تشیع لندنی خروجی اسلام رحمانی است

حجت الاسلام خلیل عالمی، عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه ، با بیان اینکه این مسأله تازه ای نیست که دشمنان می‏خواهند اسلام را وارانه نمایش دهند، ابراز کرد: کسانی که اسلام اصیل را شناخته اند و منافع خود را در خطر دیدند همیشه درصدد این کار بودند که نور الهی را خاموش کنند آیه« لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ » اشاره به همین دارد.

 

وی افزود: همان گونه که خداوند متعال اراده‏اش بر این است که اسلام برای همیشه جاودانه بماند دشمنان اسلام نیز سعی کرده اند همیشه دین را منحرف کنند که این کار تازه‏ای نیست بلکه در صدر اسلام و در مقابل دین پیامبر(ص) نیز اسلام اموی را که خاندان ابوسفیان ترویج می کردند وجود داشت.

 

عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه ادامه داد: اگر اسلام در هویت واقعی خودش نشان داده شود مستکبران و کسانی که دنبال ظلم هستند را سر جای خودشان خواهد نشاند؛ بنابراین مستکبرین همواره درصدد این بودند که اسلام را وارونه جلوه دهند و این یک حربه جدیدی نیست.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه مستکبرین با سه راهبرد به جنگ با اسلام ناب آمده اند و زمانی که دین اسلام خواست به مردم معرفی شود دشمنان با این سه استراتژی به مقابله با دین پرداختند، تصریح کرد: اولا اینکه می‏دانستند بشر بدون دین نمی تواند زندگی کند؛ بنابراین برای تامین نیازهای معنوی ملت ها روی آوردند به دین سازی که خروجی آن عرفان های کاذب است که از آمریکا نشأت می‏گیرد؛ حتی اگر در کشورهای دیگر مانند هند هم دیده شود از آمریکا منتشر می‏شود.

 

حجت الاسلام عالمی با بیان اینکه ترویج اسلام هراسی در تمام جهان دومین راهبرد دشمنان است، گفت: این جریان اخیرا در خیلی از کشورهای دنیا دیده می‏شود که خروجی این استراتژی برعکس جلوه دادن آیه  قرآن مقدس « مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم » است.

 

وی اضافه کرد: آنها در راستای پروژه اسلام هراسی، گروه‏هایی را از جامعه اسلامی انتخاب می‏کنند و به نام اسلام تربیت و به دنیا معرفی و از آنها پشتیبانی می‏کنند که دست به کارهای خشونت آمیز بزنند، امروزه گروهای تکفیری و سلفی را آمریکا به وجود آورده تا چهره ای خشونت آمیز از اسلام در جهان به نمایش گذارد.

 

حجت الاسلام عالمی ادامه داد: کتاب خاطرات کلینتون وزیر خارجه آمریکا با عنوان« انتخاب‏های سخت» به این موضوع اشاره دارد که به وجود آوردن داعش کار ما بود؛ بنابراین از خود جهان اسلام گروه هایی را تربیت می‏کنند که دست به خشونت زنند و اسلام هراسی را در دنیا منتشر کنند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه ایجاد این جریان ها برای دشمنان منفعت دارد، تصریح کرد: اسلام رحمانی چند سالی است که معرفی شده است، اسلام رحمانی که اسلام بی خطر و بی‏اثری است به انتشار این اسلام می‏پردازند در واقع اسلام رحمانی همان اسلام لیبرال است و اسلامی که هیچ خاصیتی ندارد و می خواهند این اسلام را را ترویج دهند تا مردم از اسلام ناب محمدی فاصله بگیرند.

 

عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه افزود: خروجی اسلام خشن، داعش است و خروجی اسلام رحمانی، شیعه لندنی است در واقع سطحی نگری از اسلام واقعی است که دشمنان دنبال همین هستند که مسأله اسلام را بی ارزش جلوه دهند، در اسلام رحمانی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد و آزادی‏های غربی را توجیه می‏کند.

 

وی در پایان گفت: مستکبرین با این کار می‏خواهند اسلام را خلع سلاح کنند و خودشان در جهان اسلام و در میان مسلمانان حضور دائمی داشته باشند، اینها با اسلام برده دلار و غرق در فساد مانند اسلام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کاری ندارند، دشمنان از اسلام استکبار ستیز می ترسند؛ بنابراین درصدد وارونه جلوه دادن آن هستند آنها می‏خواهند برای تأمین منافع نامشروع خودشان که اسلام اصیل مانع است در کنار این اسلام یک اسلام بدلی که ظاهرش فریبنده است را ایجاد کنند تا بتوانند به منافع خودشان برسند. / رسا نیوز

جریان “اسلام غیرناب” یا همان “تشیع انگلیسی” به دنبال راه نفوذ در جهان است

به گزارش قادمون ، حجت‌الاسلام عبدالمجید اشکوری در هفدهمین نشست تخصصی ائمه جماعات استان قم که با موضوع تحلیل مسائل فرهنگی در تالار اجتماعات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهار کرد: در صورتی که بخواهیم وضعیت فرهنگی کشور را گزارش کنیم باید راه‌های گوناگونی را مورد بررسی قرار دهیم.

وی با بیان اینکه برای گزارش وضعیت فرهنگی باید به گذشته رجوع کنیم و وضعیت فرهنگی کشور را از گذشته تاکنون مورد ارزیابی قرار دهیم، گفت: به این شیوه می‌توان به نتیجه رسید که از کجا آمدیم و به کجا رسیدیم و در این صورت می‌توانیم نقاط ضعف و قوت را ارزیابی کرده و به نتیجه برسیم.

این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: راه دیگری نیز برای ارزیابی وضعیت فرهنگی کشور وجود دارد و ما در این شیوه باید با شناسایی نقاط قوت و ضعف فرهنگی به نتیجه شایسته‌ای برسیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خویش به تبیین علم سیاست پرداخت و تصریح کرد: سیاست به معنی تحمیل توانایی خود بر دیگران است و اگر کسی بتواند این کار را به صورت شایسته انجام دهد صاحب قدرت است.

اشکوری با بیان اینکه تحمیل نظر خود به دیگران با وسایل و ابزارهای مادی و معنوی میسر می‌شود، تصریح کرد: اگر این تحمیل اراده از راه ابزارهای مادی صورت بگیرد به قدرت تبدیل خواهد شد و اگر تحمیل نظر خود به دیگران از راه استفاده از ابزارهای فرهنگی میسر شود «نفوذ» صورت می‌گیرد.

وی با اشاره به مسائل جهان اسلام، عنوان کرد: در زمان کنونی چندین قدرت جهانی برای نفوذ بیشتر در جهان تلاش کرده و در این زمینه برنامه‌ریزی می‌کنند.

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی با تبیین قدرت‌های جهان اسلام، گفت: جریان اسلام ناب محمدی(ص) با محوریت انقلاب اسلامی، جریان اسلام غیرناب یا همان تشیع انگلیسی و وهابی و لیبرال ضددینی سه محور قدرت به شمار می‌روند که هر یک تلاش دارند راه نفوذ را در سطح جهان بیش از پیش باز کنند.

اشکوری ادامه داد: جریان اسلام ناب محمدی (ص) که با محوریت انقلاب اسلامی در جهان قرار گرفته است با ایجاد تمایل قلبی به شیوه اغنای عقلی می‌خواهد به یک رفتار مناسب تبدیل شود تا در جهان نفوذ کند.

وی جریان نفوذ تشیع انگلیسی را در جهان مورد توجه قرار داد و گفت: جریان اسلام غیر ناب به شیوه جریان فرهنگی به دنبال نفوذ در جهان است و اقدامات نظامی وهابیت در خدمت نفوذ فرهنگی است.

این مدرس حوزه و دانشگاه جریان نفوذی لیبرال ضد دینی را در جامعه مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: در دهه 40 جریان مارکسیست تلاش می‌کرد بر جامعه حاکم شود و اکنون جریان غرب گرای لیبرال است که به دنبال نفوذ است.

اشکوری اضافه کرد: هر یک از این جریان‌ها نقاط قوتی دارد که با همان نقاط قوت به دنبال نفوذ در جامعه است به همین دلیل اگر تامل کنیم متوجه می‌شویم که همه این قدرت‌ها به دنبال جذب مخاطب هستند.

وی موفق‌ترین جریان را در میان این سه قدرت مورد توجه قرار داد و گفت: موفق‌ترین جریان، جریانی است که به اسلام ناب محمدی ختم می‌شود زیرا که دارای قدرت نرم، اهداف مقدس و دارای عقلانیت است.

این مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه دشمن از نفوذ ما وحشت دارد،‌ عنوان کرد: ایران توانسته در منطقه با استفاده از قدرت نرم نفوذ کند و همراهان بسیاری را جلب کند.

اشکوری با اشاره به حضور سربازان از تمام نقاط دنیا برای دفاع از سوریه، بیان کرد: بیشتر سربازانی که برای دفاع در این کشور حاضر شدند همه از اهل سنت هستند که این نشان از نفوذ جریان اسلام ناب محمدی است.

وی نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپایی را مورد اشاره قرار داد و گفت: پس از انتشار این نامه همه قدرت‌های جهان از تاثیر آن به شدت نگران شدند و به فکر خنثی کردن این نفوذ فرهنگی افتادند.

این تحلیل‌گر سیاسی اضافه کرد: نفوذ جریان اسلام ناب محمدی پایدار و نفوذ جریان‌های غیر ناب و غیر اسلامی ناپایدار است به‌ همین دلیل نمی‌توانند چندان موفق باشند.

منبع :  خبرگزاری فارس

تشیع انگلیسی و تسنن لندنی، شهادتی را می‌پسندند که استکبارستیز نباشد

حجت‌الاسلام ذبیح‌الله نعیمیان، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام ، به اهمیت فرهنگ جهاد و ایثار در حفظ اسلام و جامعه اسلامی اشاره کرد و گفت: بحث فرهنگ شهادت و ایثارگری با مقوله عاشورا ارتباط تنگاتنگی دارد که به روشنی در اذهان عمومی مورد توجه همگان است.
عنصر بارز عاشورا، فرهنگ شهادت‌خواهی، ایثار و مقابله با فرهنگ جاهلیت است
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام افزود: عاشورا به عنوان یک ظرفیت دائمی برای تقویت فرهنگ دینی و حفظ و صیانت از فرهنگ اسلامی کارکرد جدی و عمیقی دارد؛ عنصر بارز در عاشورا فرهنگ شهادت‌خواهی، ایثار و مقابله با فرهنگ جاهلیت است.
وی فرهنگ شهادت را مقابل فرهنگ جاهلیت خواند و اظهار داشت: فرهنگ جاهلیت در ادوار مختلف می‌تواند به صورت‌های مختلف تکرار شود و نمودها و واقعیت‌های جدیدی پیدا کند؛ تجلیات فرهنگ جاهلی در صدر اسلام به گونه‌ای بود و در مقطع دومی که عاشورا به وقوع پیوست، جلوه‌های جدیدی پیدا کرد؛ بنابراین تقابل با آن باید با مؤلفه‌ها و ویژگی‌هایی از اسلام پاسخ داده شود که در فرهنگ عاشورا خود را نشان داد.
حجت‌الاسلام نعیمیان با اشاره به تحریف اسلام محمدی(ص) و ارائه اسلام اموی از سوی بنی امیه یادآور شد: هجمه و تولید فرهنگ جاهلیت چنان بود که ظواهر شرع به راحتی کنار گذاشته شد و بنابراین باید پاسخ شفافی به این‌ها داده می‌شد و امام حسین(ع) باید به گونه‌ای در مقابل این تخریب جاهلی می‌ایستاد تا بتواند اصل اسلام را حفظ کند.
وی گفت: با گذر از دوران پیامبراکرم(ص)، ابعاد و سطوح مختلفی از جاهلیت، خود را در برابر اسلام بازتولید کرد؛ به گونه‌ای که در مقطعی بتواند با استفاده از عنوان اسلام و حفظ ظاهری از اسلام، راه خود را بازگشاید.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام افزود: جاهلیت به این نقطه بسنده نکرد و به تدریج سعی کرد ظواهر اسلام را نیز کنار بگذارد؛ بنابراین می‌بایست در شور، شعور و تلقی‌های عمومی مسلمانان بازنگری می‌شد؛ نقاط روشنی که به سوی پنهان شدن می‌رفت، باید با فرهنگ عاشورا برجسته می‌شدند.
اسلام‌های سلفی و آمریکایی، نسخه امروز دشمنان برای مقابله با اسلام ناب است
وی اسلام‌های سلفی و آمریکایی را نسخه امروز دشمنان خواند و ابراز داشت: شهادت امام حسین(ع) و اصحاب ایشان، تلاشی برای حفظ و صیانت از نقاط روشن اسلام بود که رو به افول می‌رفتند؛ اما این فعالیت و واکنش مهم در برابر فرهنگ جاهلی را نباید محدود به آن دوران دانست.
حجت‌الاسلام نعیمیان تأکید کرد: فرهنگ شهادتی که محور عاشورا بود و به عنوان پاسخ کوبنده‌ای برای صیانت از ارزش‌های اسلامی در برابر هجمه فرهنگ جاهلی بود، در ادوار بعدی نیز می‌تواند الهام بخش باشد؛ به ویژه در دهه‌های اخیر که شکل‌ها و تجلیات نوین و متجردانه‌ای از جاهلیت را در جامعه جهانی سراغ داریم.
تلاش استکبار جهانی برای تغییر مفاهیم دینی
وی به تلاش استکبار جهانی برای تغییر مفاهیم دینی اشاره کرد و یادآور شد: هنگامی که ارزش‌ها مسخ و تبدیل به ضدارزش‌ها می‌شوند و ضدارزش‌ها به عنوان هنجارها و ارزش‌های نوین انسانی مطرح می‌شوند؛ می‌بایست از طریق فرهنگ ارزشی با آنها مقابله کرد، تا جلوی حذف ارزش‌های متعالی گرفته شود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام گفت: فرهنگ شهادت، هنگامی می‌تواند خود را در جامعه پر اهمیت نشان دهد که ارزش‌های اسلام از سوی دشمن مورد هجمه باشد و اگر به تأمل بپردازیم، می‌بینیم که در بستر فضای کنونی، کیان مسلمانان در خطر جدی قرار گرفته است.
وی به اهمیت فرهنگ شهادت در این زمان اشاره کرد و افزود: دشمنان در هر دوره اقتضائات جدیدی را می‌آورند؛ در حالی که بسیاری از مسلمانان از حفظ اسلام نیز دریغ ورزیده‌اند و تلاش کرده‌اند از شخصیت و وجود خود دفاع کنند.
حجت‌الاسلام نعیمیان، فرهنگ شهادت را موتور محرکه بیداری اسلامی در عصر حاضر خواند و تأکید کرد: در دوره‌هایی که شهادت برای بیداری اسلامی قابل تعریف است؛ فرهنگ شهادت می‌تواند به عنوان موتور محرکی باشد که افزون بر بهره‌گیری از اصل بیداری اسلامی در دوران کنونی و ظلمت‌های متراکم جدید،‌ ظلمت‌های فراگیر جهانی را دستخوش تغییراتی کند و آنها از هم بپاشد و در واقع لایه‌های بیداری اسلامی را پررنگ‌تر کند تا بتوان گام‌های نوینی را در سطح جهانی برای ارتقای بیداری مسلمانان برداشت.
هدف از تهاجم فرهنگی دشمن، تغییر هویت جامعه اسلامی است
وی هدف از تهاجم فرهنگی دشمن را تغییر هویت جامعه اسلامی و ناامیدی خواند و گفت: اصلی‌ترین هجمه کفر و استکبار جهانی در حال حاضر متوجه ارزش‌های اسلامی است؛ اگر مسلمانان در صیانت از ارزش‌های اسلامی به ناامیدی برسند؛ دیگر نمی‌توان امیدی به بیداری داشت؛ بلکه باید گفت جوامع اسلامی روبه خمودگی بیشتر و در نهایت به سمت اضمحلال پیش خواهند رفت.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام خاطرنشان کرد: صیانت از ارزش‌های اسلامی می‌تواند از طریق حفظ و صیانت درست از فرهنگ شهادت و ایثارگری باشد؛ اما دشمن تلاش می‌کند فرهنگ شهادت را در مسیری مورد بهره‌برداری قرار دهد تا وحدت اسلامی را خدشه‌دار کند.
وی یادآور شد: یک شیوه دیگر این است که افزون بر این که تلاش می‌کنند انحراف اساسی در شکل و شمایل فرهنگ جهاد و شهادت ایجاد کنند؛ به هر ظواهری تأکید می‌کنند که فرهنگ شهادت را مسخ کند و به امور ظاهری تقلیل دهد.
وی افزود: در فعالیت‌های گروه‌هایی موسوم به تشیع انگلیسی، ظواهری و کارهای نمادینی برجسته می‌شود که در مسیر استکبارستیزی نباشد و با مشغول‌سازی اذهان عمومی و جهت‌دهی جدید به شور و شعور مسلمانان مسیر دیگری برای جامعه اسلامی ایجاد کنند.
گروه‌های تکفیری وهابی و تشیع انگلیسی دو لبه قیچی تخریب اسلام
حجت‌الاسلام نعیمیان، گروه‌های تکفیری وهابی و تشیع انگلیسی را دو لبه قیچی تخریب اسلام دانست و تصریح کرد: تشیع انگلیسی و لبه دیگر دیگر آن تسنن انگلیسی می‌توانند، از فرهنگ جهاد و شهادت عبور کنند و با حفظ نام ایثار و شهادت، ماهیت آن را از بین برده و مسخ کنند.
وی افزود: در حقیقت یک مسیر در سلفی‌گری جهادی دیده می‌شود که فرهنگ جهاد و ایثار را به گونه‌ای خشن در خدمت از بین بردن وحدت اسلامی و درگیرسازی مسلمانان در جنگ‌های داخلی استفاده می‌کنند و نوع دیگر بهره‌گیری از فرهنگ شهادت نیز این است که آن را در سطح ظاهری حفظ کنند و در مسیر دیگری از آن برای ایجاد درگیری داخل جهان اسلام استفاده کنند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام تأکید کرد: اگر باطن، مسیر و غایت فرهنگ شهادت در قیام امام حسین(ع) که در جهت حفظ ارزش‌های اسلامی و استقلال جامعه اسلامی از ارزش‌های جاهلیت بود را مورد توجه قرار دهیم؛ می‌توانیم به فرهنگ شهادت و ایثار به صورت بی‌پیرایه‌ای توجه کنیم تا به عنوان راهنمای ما در دوران حاکمیت جاهلیت نوین مورد استفاده قرار بگیرد.
فرهنگ مقاومت و جهاد در مقابل توطئه نفوذ دشمن به نظام اسلامی
وی با اشاره به تلاش دشمن برای نفوذ به نظام اسلامی تصریح کرد: با فرهنگ مقاومت و جهاد می‌توانیم در برابر طاغوت‌های زمان و شاخ‌ و برگ‌های آنها به راحتی و شفافیت مواجهه داشته باشیم و از معبر جهانی طاغوت عبور کرده و به عنوان زمینه‌سازان ظهور امام زمان(عج) در عرصه مبارزه با کفر جهانی وارد شویم.
حجت‌الاسلام نعیمیان، فرهنگ شهادت را رکن اصلی صیانت از جامعه اسلامی خواند و افزود: فرهنگ شهادت و جهاد رکن مهمی در صیانت از جامعه اسلامی و برای حفظ و ارتقای ارزش‌های اسلامی است که می‌تواند مورد بهره‌برداری قرار گیرد و با تقویت و صیانت از این فرهنگ، زمینه ظهور حضرت مهدی‌(عج) فراهم شود.

تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی مکمل یکدیگر در خون ریزی و فتنه گری

در نگاهی اجمالی به وضعیت صلح و ثبات در خاورمیانه بسیار واضح است که وضعیت امنیت در منطقه، وضعیت مطلوبی نیست و مردم مسلمان منطقه درگیر جنگ، خشونت و خونریزی و دیگر پیامدهای آن هستند.
در حال حاضر، سه کشور بزرگ در منطقه، یعنی سوریه، عراق و یمن درگیر جنگی تمام عیار هستند و کشور لبنان نیز در بخشی از مرزهای خود گرفتار این جنگ است. از طرفی در افغانستان و پاکستان نیز درگیری‌های پراکنده بین گروه‌های مختلف در گوشه‌هایی از آن وجود دارد. در حالی که رژیم صهیونیستی در کنار این آشوب‌ها به یهودی کردن بیت‌المقدس و پیشبرد اهداف خود در فلسطین اشغالی می‌پردازد؛ نکته‌ای که نباید از آن غافل بود.
بدیهی است در وضعیت ناامن منطقه، تنها سیاست‌های غرب در استثمار مردم منطقه تأمین خواهد شد و این مردم مظلوم منطقه هستند که با انواع ناملایمات، مشکلات زیادی همچون آوارگی، قتل و خشونت را باید به اجبار بپذیرند. در این میان سیاست دیرین جمهوری اسلامی ایران حمایت و دفاع از مظلومین در برابر قدرت طلبان و مستکبرین بوده است.
حمایت از مظلومین شیعه و سنی
آیت الله محمد حسن اختری، دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع)، در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «مسئله ظلم ستیزی و استکبار ستیزی را باید سرلوحه کار خودمان قرار بدهیم و بدانیم در این جهت نباید کوتاه بیاییم. باید با استکبار و سیاست‌‌های استکباری که به دنبال تسلط است مقابله کنیم و از مسلمانان و مظلومین حمایت و دفاع کنیم.»
دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) با بیان اینکه ما از مظلومین حمایت و پشتیبانی می‌‌‌کنیم، تصریح می‌کند: « ما هم از مظلومین فلسطینی که سنی بودند پشتیبانی کردیم و هم شیعیان را در مقاومت اسلامی حمایت کردیم. این راهی است که امام خمینی(ره ) آن را روشن و بر این اساس حرکت کردند و امروز نیز همان طوری که امام از فلسطینیان و لبنانی‌‌ها اعم از شیعه و سنی حمایت کردند، ما نیز همین راه را ادامه می‌‌‌دهیم.»
تضاد تجزیه طلبی با منافع مسلمانان
مسئله دیگر که در سناریوی غرب علیه مسلمانان منطقه بسیار قابل توجه است، ترویج ادعاهای تجزیه‌طلبانه در برخی گروه‌های خاص در منطقه است.
آیت الله اختری با اشاره به سیاست دیرین انگلستان و غرب در اجرای توطئه‌های تجزیه‌طلبانه در شرق آسیا و آفریقا اظهار می‌دارد: «ما در برابر سیاست‌‌های تجزیه طلبانه آمریکا در منطقه، چه در سوریه و چه در عراق ایستادگی می‌‌‌کنیم و با سیاست تجزیه طلبی غرب در منطقه مقابله خواهیم کرد زیرا تجزیه کشورهای اسلامی بنابر قومیت‌ها به وحدت و همبستگی مسلمانان در برابر دشمنانشان لطمه سنگینی وارد خواهد کرد.»
وی ادامه می‌دهد: «اساس دین اسلام بر تقواست و اسلام بر همدلی مسلمانان از هر قومیت، رنگ و نژادی تأکید دارد. بنابراین، تجزیه کشورها براساس قومیت‌گرایی و مذهب گرایی خلاف نص صریح معارف دین اسلام و قرآن است.»
دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) تصریح می‌کند: « ما مانند گذشته، از راه‌‌هایی که برایمان امکان داشته باشد، از مظلومان حمایت می‌‌‌کنیم و با این تجزیه‌طلبی مقابله خواهیم کرد.»
محور وحدت مسلمانان؛ تاکید بر اصول مشترک
در هر دینی، با توجه به قدمت آن، گرایش‌ها و مذاهب و فرقه‌های مختلفی پدید آمده است و هیچ یک از ادیان بزرگ دنیا از این اصل کلی مستثنا نیست. متاسفانه دشمنان جهان اسلام در راستای پیگیری و اجرای سیاست تجزیه طلبانه خود در کشورهای اسلامی در جهت تضعیف مسلمانان، بر طبل اختلاف بین مذاهب می‌کوبند و افراطیان فرقه‌های مختلف را علیه یکدیگر مسلح می‌کنند. از آن جا که وجود اختلاف حتی در افراد متعلق به یک طیف مذهبی و فکری نیز امری طبیعی و عادی است، مسلمانان باید با هوشیاری و آگاهی بیشتر در برابر توطئه تفرقه واکنش درخور و شایسته‌ای نشان دهند.
احمد سالک، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با گزارشگر کیهان در این باره می‌گوید: «با توجه به ضرورت همدلی و اتحاد برای داشتن قدرت مقابله با تهدیدات دشمنان اسلام و نیز با توجه به تاکیدات دین اسلام بر همدلی و وحدت مسلمین، مقام معظم رهبری به دنبال اتحاد جامعه اسلامی و مسلمین جهان هستند و این کار خیلی مهمی است.»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه اتحاد مسلمین وحدت امت‌ها را می‌طلبد، تصریح می‌کند: « برای تحقق وحدت و همبستگی مسلمانان باید بر روی اصول مشترک کار کرد و از دامن زدن به اختلافات و تفرقه پرهیز کرد و باید برای تحقق وحدت و همدلی تلاش کرد و زحمت کشید.»

photo_2015-08-28_17-52-30

شیعه لندنی و سنی آمریکایی
حجت‌الاسلام سالک درباره ضرورت بصیرت بخشی در میان ملت‌های مسلمان و نقش علمای اسلام در بصیرت افزایی می‌گوید: « مخاطب فرمایشات رهبر معظم انقلاب همه علمای جهان اسلام بود و بدیهی است از آن جا که علما پرچمداران عقیده و اندیشه مردم هستند، نقش بسزایی در این زمینه می‌توانند داشته باشند.»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس درباره گسترش افراط در میان شیعه و سنی از سوی غرب بیان می‌دارد: « مسئله شیعه لندنی و سنی آمریکایی یک مسئله انحرافی است که باید آن را در مباحث جریان شناسی در دل دشمن شناسی مطرح کرد؛ در این سناریو، لندن شیعه معرفی می‌کند و آمریکا سنی.»
وی می‌افزاید: «امروز به وضوح می‌بینیم که شیعه لندنی و سنی آمریکایی هر دو مسئله ایجاد کرده‌اند اما نباید فریب این دو جریان و حامیانشان را خورد.»
توطئه تفرقه
سالک درباره نشانه‌های شیعه لندنی و سنی آمریکایی می‌گوید: «معیارها و علامت‌های این دو جریان روشن است؛ ایجاد تفرقه و درگیری درون‌تشکیلاتی در میان جامعه سنی و شیعی از جمله مهم‌ترین معیارها برای شناخت شیعه لندنی و سنی آمریکایی است.»
وی این مولفه را خطرناک و شیطانی می‌داند و تصریح می‌کند: «مسلمان واقعی چه شیعه و چه سنی، مشترکات اسلام را رها نمی‌کند تا در کنار دشمنان اسلام علیه مسلمان دیگری بایستد. بنابراین شیعه لندنی و سنی آمریکایی در راستای تأمین منافع دشمنان اسلام علم شده است و هیچ ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد.»
بی شک جهان اسلام امروز بیش از هر ملت و امت دیگری نیازمند اتحاد و همدلی است.
حجت الاسلام ابوالقاسم علیزاده، معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان با بیان اینکه اختلافات دو مذهب شیعه و سنی هم به لحاظ تاریخی و ماهوی ریشه در مباحث فکری و اعتقادی دارد، عنوان می‌کند: « به طبع، روح اسلام در نشر عقاید درست و صحیح اسلامی، اتحاد و انسجام است و اختلافات جزیی در مسائل عملی اسلامی مثل احکام و فقه و شریعت است ولی از لحاظ اصول اعتقادی و مبانی اعتقادی شیعه و سنی خیلی تفاوتی ندارند بلکه اشتراکات بسیار مهمی دارند.»
وی درباره مشترکات مسلمین می‌گوید: «مهم‌ترین منبع مشترک، قرآن است که همه پایبند به آن هستند و گاهی ما در تفاسیر مربوط به قرآن می‌بینیم علمای شیعه از تفاسیر اهل سنت استفاده می‌کنند و بالعکس. همچنین در مباحث کلامی، فلسفی و عرفان و آنچه به اعتقادات مربوط می‌شود مثل اعتقاد به معاد و نبوت و احترام به پیامبراعظم(ص) و خاندان عصمت و طهارت اختلاف برجسته و پر رنگی وجود ندارد.»
معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با تأکید بر اینکه روح اسلام، روح وحدت و یگانگی است، تصریح می‌کند: « نشر حقیقت اسلام به دست علماست و بالطبع همه دنیاطلبان که عظمت اسلام و عزت مسلمانان را برنمی‌تابند، اگر بخواهند اختلافی بین فرق مختلف و شیعه و سنی ایجاد کنند باید به سراغ علما بروند؛ طبیعی است تنها آنهایی که خودشان خود را عالم می‌دانند و علم را به عنوان وسیله‌ای برای مطرح کردن خودشان می‌دانند، با چنین جریان‌هایی همراه می‌شوند.»
وی می‌افزاید: «مواردی بوده که عواملی از سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی غرب مثلا انگلیس، حقوق گرفتند تا با مباحث اعتقادی شیعه و سنی آشنا شوند و بعد به عنوان یک عالم شیعی یا سنی و به فرموده آقا سنی آمریکایی و شیعه لندنی در میان مسلمانان به تفرقه افکنی مشغول شوند.»
بصیرت علما مقدم بر بصیرت مسلمانان
حجت الاسلام علیزاده با اشاره به بی‌بصیرتی برخی علمای شیعه و سنی و همراهی نادانسته آنان با دشمنان اسلام، اظهار می‌دارد: «ما عالمانی که به لحاظ علمی مطرح اما به لحاظ سیاسی ساده لوح باشند در میان علمای شیعه و اهل سنت فراوان داشته و داریم؛ افرادی که در تله دشمنان اسلام گرفتارشدند و به جای اینکه علمشان موجب روشنگری شود و در جهت عزت اسلام باشد خود اینها آتش بیار معرکه دشمن شده و سبب تفرقه و اختلاف شدند.»
معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با تأکید بر اینکه دشمنان از ظرفیت علما برای ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی استفاده می‌کنند، توضیح می‌دهد: « توده‌های مردم، چه شیعه و چه سنی، حقیقت اسلام را از زبان علما دریافت می‌کنند. این خیلی مهم است که مردم مسلمان اعم از شیعه وسنی چهره شناس باشند و سراغ کسی که ادعای عالمی دارد اما در عملکرد خود بصیرت لازم برای شناخت دشمن و توطئه‌هایش را ندارد، نروند.»
تکفیری‌هایی که فریب عالمان مزدور را خورده اند
بنابر آن چه گفته شد، یکی از آن چیزهایی که اکنون گریبانگیر جامعه مسلمانان شده، فریب خوردگی برخی علما و بروز و ظهور علمای مزدور است که به جای تبلیغ اسلام حقیقی، بر طبل اختلاف می‌کوبند و مسلمانان را به نام دین خدا به جان هم می‌اندازند. به راستی چه کسانی جز علمای خود فروخته به دنیا یا جاهل، می‌توانند این چنین جماعتی را به نام دین بر آشوبند و به جان عده‌ای از مسلمانان دیگر بیندازند.
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان در برخی سخنرانی‌های خود به این مسئله اشاره کرده است که برخی از اعضای گروه‌های تکفیری جوانان فریب خورده‌ای هستند که گمان می‌کنند به نام دین اسلام دارند می‌جنگند.
همچنین در گفت‌وگوی زنان و اسرایی که از دست داعش فرار کرده‌اند با رسانه‌های مختلف جهان، گاهی به مقید بودن برخی از اعضای داعش به مسایل مذهبی اشاره شده است. نکته مهم در این میان، انتساب خشونت طلبی، جنایت، فساد و تفرقه به اسلام از سوی عالم نمایانی است که هیچ یک از علمای برجسته، شناخته شده و مورد تایید جهان اسلام اعم از شیعه و سنی آنها را به رسمیت نمی‌شناسند.

14433365167591
آل سعود کانون پرورش خشونت علیه اسلام
قطعاً چنان چه تبلیغ اسلام حقیقی در کشورهای اسلامی از سوی علما و دولتمردان پیش از این دنبال می‌شد، امروز شاهد بروز و پیدایش جریان‌های تکفیری در آن وسعت نبودیم.
محمدرضا اکبری نیا کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسی ضمن بیان این مطلب به گزارشگر روزنامه کیهان می‌گوید: « البته نباید نقش مهم و جدی وهابیت و آل سعود را در پرورش و تربیت مسلمانان خشونت طلب و هنجار شکن را نادیده گرفت. عالم‌نمایان وهابی از ابتدای تشکیل پادشاهی آل سعود تا کنون، همواره پیروان مذاهب مختلف اسلامی اعم از شیعه و سنی را تکفیر نموده‌اند و آل سعود نیز با تمسک به ادعاها و فتاوای عالم نمایان وهابی به قتل و خونریزی علیه شیعیان و اهل سنت پرداخته است. »
این کارشناس مسایل سیاسی تصریح می‌کند: «بر همین اساس است که امروز شیعه و سنی در یمن از حملات آل سعود و متحدانش در امان نیست و مسلمانان شیعه در بحرین نیز به دست نیروهای نظامی عربستان به خاک و خون کشیده می‌شوند. همچنین تکفیری‌های تروریست نیز، به مدد و یاری همه جانبه آل سعود و وهابیت، چند سالی است شاهد فجیع‌ترین جنایات در طول تاریخ است. از این نظر، وظیفه سنگین علما در بصیرت بخشی و مفتضح نمودن علمای شیعه لندنی و سنی آمریکایی بیش از پیش سنگین‌تر شده است.»