«تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا انحراف در اعتقادات شیعیان +عکس و فیلم

به گزارش قادمون به نقل از  مشرق – “تشیع انگلیسی” یا “شیعه لندنی”؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا (ع) و گرم شدن بازار برخی انحرافات در مراسم عزای حسینی، مشرق گزارش پیشین خود را جهت مروری بر دسیسه های استکبار و فتنه های مذهبی، بازنشر میکند.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
تصاویری از هفته وحدت سال گذشته که «تشیع انگلیسی»‌ را بسیار عصبانی کرده است

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

در هفته وحدت سال 92، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز نسبت به تشیع مرتبط با انگلیس و تسنن مزدور آمریکا هشدار دادند. نیز رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند: آن تشیعی که با MI6 انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند. [1]

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.  (گزارش ویژه مشرق از سرویس اطلاعاتی انگلیس)

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهابملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
محمد بن عبدالوهاب با هدایت سرویس اطلاعاتی انگلیس در سال 1143 قمری مذهب یا فرقه‌ای تازه تاسیس کرد که امروز “وهابیت” نامیده می‌شود.

پس از آن نظریات عبدالوهاب برخلاف دستورات اسلام آغاز شد و با تحریک همفر، عبدالوهاب تا مرز اعلام پیامبری نیز پیش رفت. سرانجام با تلاش‌های همفر، محمد بن عبدالوهاب – که به استناد متون تاریخی و شهادت شخصیت‌های زمانه‌اش جوانی سرکش، تندخو و سطحی‌نگر بود –  به همراه محمد ابن سعود از سال 1143ه.ق مذهب تازه‌ای را تاسیس کرد. در اینجا ضروری است وجه تسمیه، واژه وهابی برای فرقه ساختگی محمد ابن عبدالوهاب روشن شود. کلمه وهابی از نام پدر موسس فرقه وهابی یعنی عبدالوهاب گرفته شده است، اما خود وهابیان این نسبت را صحیح نمی‌دانند.
(گزارش ویژه مشرق از ریشه‌های شکل‌گیری وهابیت)

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

اعدام محمد علی باب در سال 1266، پایان کار انگلیسی‌ها نبود و میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل) بلافاصله پس از او اعلام جانشینی کرد و این زنجیره انحراف و فرقه‌سازی ادامه پیدا کرد تا به برادرش میرزا حسنعلی نوری (معروف به بهاءالله) از یاران نزدیک محمدعلی باب رسید. پیروان مدعی میرزا یحیی نوری را “ازلی” و پیروان حسنعلی را “بهائی” نامیدند تا از دل بابیه، دو فرقه دیگر متولد شود و پیروان همین دو فرقه نیز به تکفیر و مبارزه با یکدیگر مشغول و سرگرم شوند.

دولت عثمانی این دو را به ترتیب به قبرس و فلسطین تبعید کرد و هردو در همان تبعیدگاههایشان مُردند. فرزند حسنعلی به نام میرزا عباس (عباس افندی) معروف به عبدالبهاء با حمایت دولت انگلیس اعلام جانشینی کرد و از طرف دولت این کشور نیز نشان و لقب عالی “سِر” (Sir) را دریافت کرد. جدا از فراز و فرودهای فرقه‌های ضاله‌ای چون بابیه و بهائیه و حتی وهابیت، این روند تفرقه‌افکنانه با حمایت انگلیس و رژیم اسرائیل تا به امروز ادامه پیدا کرده است و اکنون اوج آن را در سرزمین‌های اسلامی شاهد هستیم. اکنون مرکز اصلی بهائیت نیز در بندر حیفا در فلسطین اشغالی واقع شده است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
مراسم اعطای نشان دولتی انگلیس به عبدالبهاء

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
رحیم‌پور ازغدی: من آن‌ها [شیعه لندنی] را قالتاق می‌دانم. یک عده از این‌ها در حوزه ریشه دارند. اما در منشور روحانیت می‌گوید استعمار در فرهنگ حوزه‌های ما نفوذ کرده است و اولین القایشان جدایی دین از سیاست است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

روحانیون مورد حمایت انگلیس در این شبکه‌ها – متشکل از مراکز فرهنگی، حوزه‌های علمیه و شبکه‌های ماهواره‌ای – با ترویج افکار و اعتقادات افراطی از یکسو شیعیان را به لعن و برائت از اهل سنت دعوت و تشویق می‌کنند و از سوی دیگر مجاهدان شیعه در مبارزه با تروریست‌های تکفیری را با زشت‌ترین الفاظ خطاب می‌کنند تا از این منظر نیز تشیع انگلیسی گزندی را متوجه تروریست‌های مورد حمایت غرب و در صدر آن انگلیس نسازد.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
نمونه‌ای از راهپمایی “برائت” در هفته وحدت توسط معدود هواداران مرجعیت انگلیسی در سال‌های گذشته

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

تغییر چهره “تشیع” از عقلانیت به کم‌خردی و خشونت از جمله کارکردهای “تشیع لندنی” است

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های تفرقه‌افکن
هیچ انسان آزاده‌ای تمایلی به گرویدن به تشیعی که از انگلیس ترویج و تبلیغ می‌شود ندارد و این یکی از ضربات بزرگ “تشیع انگلیسی” به تشیع واقعیست.

هزینه دولت انگلیس برای ترویج قمه‌زنی

گفته شد روحانیون و مرجعیت انگلیسی بطور مستقیم از سوی دولت انگلیس مورد حمایت قرار دارند و امکانات تبلیغی در اختیار آن‌ها قرار داده می‌شود. تنها در یک مورد طی دو سال گذشته حدود 400 هزار کارت برای تقویت قمه‌زنی در انگلستان برای افراد مختلف پست شده  است که حداقل فقط یک‌ میلیون پوند هزینه ارسال این کارت‌ها بوده است. اصطلاح “شیعه انگلیسی” هم به این دلیل است که بسیاری از این عقاید و افکار از شبکه های انگلیسی پخش می‌شوند.

تشیع انگلیسی یک نوع حزب سیاسی است که دارد بسیار با برنامه و قوی کار می‌کند. بنابراین، این چیزی که به عنوان شیعه انگلیسی مطرح می‌شود، مساله‌ اصلی‌اش این است که نوک حمله از روی استکبار برداشته و متوجه مسلمانان شود. اگر ما شیعیان که 15 تا 20 درصد جمعیت مسلمانان هستیم، بگوییم استکبار اولویت اول ما نیست و جنگ اصلی ما با آن 85 درصد مسلمان است، این طرز فکر از کجا آب می‌خورد؟ آبشخور این فکر سخیف کجاست؟ [2]

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.

این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.

حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.

موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های ماهواره‌ای نزدیک و وابسته به «تشیع انگلیسی»

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.

6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.

8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.

9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …

10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام

شبکه‌های تفرقه‌افکن

14- شبکه فدک: «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه متولد 1977 میلادی (1355 شمسی) و فارغ‌­التّحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست و پنج سال داشت و تنها سه سال از از راه‌­اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می­‌گذشت که تندروی­‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمپ و او را روانه زندان کند.

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتما خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌همه زندانی و شکنجه‌شده گیر داده‌اند به این روحانی جوان، اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
یاسر الحبیب از جمله روحانیون لندن‌نشین است که با امکانات دولت انگلیس به کاشتن بذر کینه اهل تسنن در دل شیعیان مشغول است
سخنرانی‌های این “عمامه‌دار انگلیسی” متشکل از توهین‌های آشکار و مکرر به غالب مراجع عظام تقلید است. تشیع انگلیسی مراجع تقلید شیعه را خارج از دین می‌داند!

شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شده و حیطه فعّالیت‌­های خود را به شدّت گسترش دهد. روزنامه‌­ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌­ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی­‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌­ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌­ای، شبکه ماهواره‌­ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع­‌رسانی اینترنتی قرار دهد.

15- شبکه اهل بیت: این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» ابتدا در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی تلاش می‌کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ خلیفه دوم و اهانت مکرر به همسر پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه اهل بیت از آمریکا بطور 24 ساعته برنامه‌های تفرقه افکنانه میان مذاهب اسلامی پخش می‌کند

روحانی خودخوانده و مجری ثابت این شبکه، آن را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می‌کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» [3]

این شبکه لندنی، در یکی از اقدامات خود، با اعلام «ما امشب علیه عایشه اعلام جنگ می‌کنیم(!)‌» به عنوان اسم رمز، جمعیتی کوچک در لندن را گردهم آورد و  علیه همسر پیامبر اسلام (ص) به توهین پرداختند. انتشار گسترده این مراسم در شبکه‌های خبری و اجتماعی در عراق، عربستان، لبنان، پاکستان و … موجب تشدید فشارها بر شیعیان و درگیری میان اهل سنت و شیعیان در کشورهای مختلف شد. این اختلافات به حدی بالا گرفت که مراجع نیز به آن واکنش نشان دادند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

نهایتا، با استفتاء علماء عربستان از مقام معظم رهبری درباره توهین به عایشه، و پاسخ ایشان که فرمودند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیدالأنبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد (ص) می‌شود.» مانند آبی بر آتش فتنه، “لندن‌نشینان” را ناکام گذاشت و بازتاب گسترده‌ای هم در میان رسانه‌ها بویژه اهل سنت داشت.

بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی این جریان عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.

این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.

اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.

—————————————————————————————————————————–

منابع و مآخذ:

[1] دیدار علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب.
 http://www.mashreghnews.ir/fa/news/378452

– “بی‌خردی مذهبی زاده تشیع اصیل نیست”: دکتر یعقوب توکلی، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

[2] “جهل مقدس، جعل تقدس”: گفتگو با محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

– معادلاتی برای مهار قدرت نرم شیعه – مهدی عرفاتی

 http://www.teribon.ir/archives/230632  [3]

http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=28620#234171

http://rasekhoon.net/article/show/866955

http://www.fetan.ir/home

هدف تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی جلوگیری از تشکیل امت واحده است

به گزارش قادمون، ‌ حسن رحیم پور ازغدی شامگاه پنجشنبه در اختتامیه سومین همایش بین المللی تحجر و اسلام آمریکایی در محل تالار شهر مشهد با اشاره به اینکه جریانی به نام اهل سنت در شاخه اسلام امریکایی جریان اسلام تفکیری را گسترش می دهند بیان کرد: در حال حاضر جریان های تفکیری وهابی به سر دوراهی هستند که هدفشان جنگیدن با اسلام و انقلاب ایران باشد یا به فکر تشکیل خلافت اسلامی سنی باشند.

وی افزود: تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی به ظاهر علیه یکدیگر هستند که یکی به دفاع از زوجات پیامبر و صحابه پیامبر برمی خیزد و دیگری شعار اهل بیت می دهد اما در واقع هر دو کارکرد سیاسی و اجتماعی و در یک راستا را دارند و نتیجه هر دو پیشگیری از امت واحده اسلامی است.

عضو شورای انقلاب فرهنگی ادامه داد: جریان سنی گرای تکفیری تحت عنوان اهل حدیث شکل گرفته است که همچون اخباریون افراطی شیعه احادیثی را روایت می کنند که سند آن ها بسیار ضعیف است و معتقدند که نباید به سند اخبار و روایات توجه کرد.

وی بیان کرد: این دو گروه بر طبق ظاهر احادیث و آیات حکم و فتوا می دهند و معتقدند که نباید راجع به عقاید فکر و تحلیل کرد و عقل را در فهم آیات دخالت نمی دهند.

رحیم پور ازغدی یکی از مهمترین عقاید تکفیری را در حوزه خداشناسی صلب حجیت عقل در فهم آیات و روایات دانست و گفت: برخی از فتواهای این گروه ها با عقل و قرآن سازگار نیست و در آیاتی همچون «ید الله» و «کرسی الله» تعبیر به داشتن دست و پا و صندلی برای خدا می کنند اما برای آیاتی همچون «لیس کمثله شیء» پاسخی ندارند.

وی با اشاره به اینکه تکفیری ها معتقدند که انبیاء معصوم نیستند و پیامبر اکرم(ص) قبل از بعثت کافر بوده و گناه کبیره می کرده است، ادامه داد: اگر عصمت نبی زیر سوال برود توحید هم زیر سوال می رود چرا که مردم خواهند گفت خدا برای هدایت ما کسی را فرستاده است که اهل ارتکاب گناه است.

عضو شورای انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: تسنن آمریکایی اصحاب پیامبر را کاتب وحی معرفی کرده و معاویه و یزید را معصوم می دانند اما پیامبر را کافر و مرتکب گناه کبیره اما این دیدگاه در اهل سنت نیز وجود ندارد.

وی با اشاره به اینکه تشیع انگلیسی نیز از طرف دیگر اهل بیت را از پیامبر و قرآن بالاتر می داند، ادامه داد: انشعابات شیعه اهل بیت را خدا و خود را پیامبران اهل بیت می دانند که با این اقدام به دنبال ایجاد فتنه و تخریب عقاید مردم بودند.

رحیم پور ازغدی با بیان اینکه اهل سنت اهل بیت را معصوم نمی دانند اما دشمن اهل بیت نیز نیستند، خاطرنشان کرد: مکتب وهابیت و افراطی ها اسلام بنی امیه را ترویج می کنند و روششان نیز خوارج گونه است.

وی افزود: جریان های تکفیری اهل سنت خلفای صدر اسلام را سه خلیفه اول می دانند در حالی که بزرگان اهل سنت در آن زمان با بنی امیه و بنی عباس در دفاع از حقوق اهل بیت درگیر بودند.

عضو شورای انقلاب فرهنگی اظهار کرد: آمریکا و انگلیس در ۱۰۰ سال اخیر در جهان اسلام نفوذ فرهنگی پیدا کردند و در میان حتی بخشی از روحانیان شیعه و سنی افکاری که منافع کفر و استکبار و صهیونیسم را تامین می کرد را ترویج کردند که همان اسلام آمریکایی است.

وی افزود: قرار گرفتن جریان های نواندیش دینی در مقابل روحانیت و حوزه تفکر اسلام منهای سیاست و حکومت را تبلیغ می کند که امام راحل در منشور روحانیت به این نکته اشاره کرده اند.

مقصر کشتار شیعیان نیجریه ، ایران است ! + فیلم

به گزارش  قادمون ، پس از کشتار تعداد زیادی از شیعیان نیجریه و جریحه‌دار شدن قلب مسلمانان جهان از این جنایت ، جریان انحرافی صادق شیرازی و حسن اللهیاری ، به توجیه این جنایت دولت نیجریه پرداختند.

 

در همین راستا ، فرقه‌ی انحرافی صادق شیرازی که سال‌هاست از صدور و گسترش فکر و روحیه‌ی ضد استکباری ِجمهوری اسلامی ایران در جهان که برخاسته از اسلام ناب محمدی است ، بیمناک است و خود را به‌دروغ تنها میراث دار تشیع راستین معرفی می‌کند ، با وقاحت تمام این کشتار مظلومانه را به گردن جمهوری اسلامی انداخته است !

 

این جریان تکفیری که دقیقاً روی دیگر وهابیت در عصر حاضر است و همواره توهین و تکفیر بزرگان شیعه را در کارنامه‌ی ذلت‌بار خویش دارد ، این بار نیز به‌جای محکومیت دولت‌های اسلام‌ستیز خصوصاً آمریکا ، صهیونیست و عربستان جنایت‌کار که اختلاف بین مسلمین و تفرقه‌افکنی را نشانه رفته‌اند ، بار دیگر کینه‌ی شیطانی و نفسانی خویش را آشکار کرده و علت این کشتار وحشیانه را عکس‌های بزرگی از امام راحل و عظیم‌الشأن و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، معرفی می‌کند که شیعیان مظلوم نیجریه در حسینه ها و مراکز خویش نصب نموده‌اند !!!

 

این شیعیان تکفیری و انگلیسی هرگز نیندیشیده‌اند که دشمنان دنیای اسلام هیچ‌گاه با عکس و تصویر کسی دشمنی نکرده‌اند بلکه با تبلیغ آموزه‌های اسلام ناب محمدی و روحیه‌ی استکبارستیزی و دفاع از مظلوم ، دشمن‌اند ؟

 

آیا دشمنان اسلام با بیت شیرازی‌ها در لندن نیز چنین برخوردی می‌کنند و محدودیتی برای آن‌ها در انگلیس فراهم می‌کنند یا بلکه در حمایت‌های رئوفانه ی مادی و معنوی ملکه‌ی انگلیس ، به‌راحتی به تکفیر و تفسیق علمای شیعه می‌پردازند و آب تفرقه در آسیاب دشمن می‌ریزند ؟

 

آیا مشکل دشمن تنها تصویر اشخاص است نه حضور آزاد و فعالانه­ ی آن­ها؟ آیا آزادی بی‌حدواندازه‌ی بیت شیرازی‌ها در انگلیس و انجام امور محوّله در تفرقه‌افکنی و سب و لعن مقدسات اهل سنت ، وهابیت تکفیری را تحریک به مقابله و کشت و کشتار نمی‌کند بلکه تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای موجب برافروخته شدن تعصبات وهابیت می‌شود ؟

 

098

 

از آمریکا نیز ، شیخ حسن اللهیاری که همواره با اظهارنظرهای مخالف اعتقادات شیعه مورد تمسخر مردم قرارگرفته ، در جدیدترین سخنان خود بیان کرد که دولت نیجریه برای جلوگیری از گسترش حزب‌الله مجبور شده تا شیعیان را قتل‌عام کند.

 

وی که ابتدا عدم آگاهی خود را از حقیقت این جنایت اعلام می‌کند، در ادامه به تحلیل این جریان می‌پردازد و به نحوی توجیه آل سعود و دولت نیجریه را برای این کشتار ـ که عبارت است از جلوگیری از روحیه مقاومت و استکبارستیزی ـ منطقی قلمداد می‌کند.

 

کوته‌بینی‌های این شیخ لس‌آنجلسی به اینجا ختم نمی‌شود و با توهین به شیعیان جهان و مزدور و جاسوس خواندن آن‌ها، کینه خود را از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می‌گذارد، و بیان می‌کند تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، شیعه کشی نیز دیده می‌شود.

 

باید این نکته را به این روحانی‌نما متذکر شد که به شهادت خود شیعیان نیجریه اولاً شیخ زکزاکی و شیعیانی که در نیجریه به شهادت رسیدند، همه متأثر از انقلاب اسلامی و به برکت انقلاب اسلامی به مذهب تشیع گرویده‌اند، ثانیاً امروزه در جهان تعداد بی‌شماری از انسان‌ها به سبب آشنایی با جمهوری اسلامی، مذهب تشیع را برگزیده‌اند، چگونه می‌توان توقع داشت که آن‌ها از این انقلاب اعلام بیزاری کنند؛ ثالثاً آیا عزتی که شیعیان از این انقلاب کسب کرده‌اند، بالاتر است یا شیعیان مظلومی که براثر نفرت پراکنی های امثال اللهیاری، به دست وهابیت کشته می شوند؟

 

خطر جریان شیعه انگلیسی بیشتر از خطر شیوخ وهابی است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام مهدي مسائلي، در جمع طلاب مدرسه علميه عباسقلي‌خان مشهد با اشاره به رفتارهاي وحدت‌شكن و افراطي جريان موسوم به شيعه انگليسي، گفت: اين جريان انحرافي وحدت اسلامي را به معناي وحدت مذهبي تعريف مي‌كند و آن را به شيعه نسبت مي‌دهد. اين گروه در عمل به دنبال وحدت مذهبي هستند و مي‌گويند از طرفداران داعش گرفته تا اهل تسنن و حتي همه شيعيان بايد به نحوي رفتار كنند كه آن‌ها درست مي‌دانند.

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت» ادامه داد: جريان شيعه انگليسي با نسبت دادن مسئله وحدت به برخي از شخصيت‌هايي كه راهشان از مسير انقلاب جدا شده، سعي دارد موضوع وحدت را در چشم دوستداران انقلاب، اشتباه جلوه دهد، اين در حالي است كه لزوم وحدت اسلامي از فرمايشات اهل بيت عليهم‌السلام گرفته مي‌شود.

*مفهوم وحدت در سیره اهل بیت(ع)

اين پژوهشگر حوزوي در ادامه به بيان دو معناي مهمي كه اهل بيت عليهم السلام در موضوع وحدت به آن اشاره كرده‌اند، مسئله «وحدت اسلامي» را اولين اين موضوعات عنوان كرد و افزود: وحدت اسلامي يعني هركس توحيد و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول داشته باشد و شهادتين را بر زبان آورد، مسلمان است، البته اخيرا برخي مي‌گويند ما وحدت را قبول داريم، اما به معنای وحدت سياسي، به اين معنا كه ما با اهل سنت دشمن هستيم و هيچ اشتراكي با هم نداريم، اما فعلا به خاطر وجود دشمن مشترك، اقدام به وحدت تاكتيكي مي‌كنيم!!

*دفاع شیعه از اهل سنت

حجت الاسلام مسائلي با اشتباه خواندن چنين برداشتي از موضوع وحدت، خاطر نشان كرد: پایه اصلی وحدت اسلامي بر اساس حقيقتي به نام اسلام است و اگر ما از اهل سنت دفاع مي‌كنيم، براي تقويت شيعه نيست، بلکه براي تقويت اسلام است، زيرا در اين صورت هم شيعه و هم سني قوي خواهند شد.

*تفاوت “وحدت استراتژیک” و “وحدت اسلامی”

وي با تاکید بر این که وحدت ما وحدت حقيقي است، ابراز داشت: در وحدت استراتژيك تنها مصلحت شيعه در نظر گرفته مي‌شود، درصورتي كه در وحدت اسلامي مصلحت اسلام بر تمام فرق و مذاهب مي‌چربد، كما اينكه در سيره اميرالمؤمنين(ع) نيز در موارد متعدد شاهد اين امر هستيم كه هر كجا مصلحت اسلام در خطر است، با اينكه مصلحت شيعه گاه امر ديگري را اقتضا مي‌كند، حضرت به عمل مطابق مصلحت اسلام مي‌پردازند.

*تاکید اهل بیت(ع) بر تقریب مذاهب

حجت الاسلام مسائلي، بحث “تقريب مذاهب اسلامي” را دومين امري دانست كه اهل بيت عليهم‌السلام به آن اشاره كرده‌اند، افزود: ما خيال مي‌كنيم بحث تقريب مذاهب اسلامي در سال‌هاي اخير به وجود آمده، درحالي كه معنا و اهداف اين بحث در سيره اهل بيت(ع) وجود دارد.

این محقق حوزوی بيان اين كه امامان معصوم عليهم‌السلام، ائمه تمام مسلمين هستند، نه فقط ائمه شيعه، خطاب به سردمداران جریان شیعه انگلیسی گفت: در فضايي كه شما به مقدسات طرف مقابل توهين و تمام عقايد او را طرد كنيد، كسي قطعا حرف شما را گوش نخواهد كرد، چرا که تقريب مذاهب اسلامي تنها در يك فضاي دوستانه امكان‌پذير است.

*تندروی ها عامل ریخته شدن خون شیعیان

وی خاطرنشان کرد: معمولا در بيان ضررهاي ناشي از بي احترامي به عقايد طرف مقابل به بحث خسارت جاني و اينكه خون شيعيان در نقاط مختلف با اين كارها ريخته مي‌شود، اشاره مي‌كنند، اما ضرر بالاتر اين است كه ما عده‌اي را از پذيرش عقايد شيعه محروم مي‌كنيم و آسیب اين خطر به مراتب بيشتر است.

*روایتی از امام صادق(ع)

حجت الاسلام مسائلی به مفهوم “سوء تبليغ” و “تبليغ سوء” اشاره کرد و افزود: براي مثال اگر يك شيخ وهابي چندين جلسه صحبت كند، اثرآن به مراتب از كمتر يك تبليغ نابه‌جاي ماست. نكته جالب اين كه در روايات ائمه اطهار عليهم‌السلام نيز اين موضوع مورد توجه قرار گرفته و ايشان گناه اين رفتارها را بسيار سنگين‌تر از به ‌شهادت رساندن ائمه عليهم‌السلام دانسته‌اند، چرا كه شمر و يزيد جان اهل بيت عليهم‌السلام را گرفتند، اما نتوانستند خللي در تعاليم آن‌ها ايجاد كنند، اما كسي كه با تبليغ غلط و نابجا تعاليم آن‌ها را تخريب مي‌كند، كارش از امام كشي نيز بدتر است. از اين جهت است كه در حديثي از امام‌صادق عليه‌السلام آمده است «يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّ الْمُذِيعَ لَيسَ كَقَاتِلِنَا بِسَيفِهِ بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْرا؛ يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّهُ مَنْ رَوَى عَلَينَا حَدِيثاً فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلَنَا عَمْداً وَ لَم يقْتُلْنَا خَطَأً.[1] اي پسر نعمان، فاش‌كننده سرّ [ما] مثل كُشنده ما با شمشير خودش نيست؛ بلكه گناه او سنگين‌تر است. اي پسر نعمان، هركس حديثى ضد ما نقل كند، از شمار كسانى باشد كه ما را به‌عمد كشته است، نه به‌خطا.»

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت»  تصریح کرد: مخاطب اصلي اين روايت كساني هستند كه حرف‌هاي صحيح ائمه اطهار عليهم‌السلام را نابجا و بدون در نظر گرفتن ملاحظات تبليغي بيان نموده و با اين كار، ديگران را از مكتب اهل بيت عليهم‌السلام رويگردان مي‌كنند.

*وحدت اسلامي؛ اساس مبارزه با وهابيت

حجت الاسلام مسائلي با بيان اين مطلب كه وحدت اسلامي اساس مبارزه با وهابيت است، خاطر نشان كرد: افكار داعش سال‌هاست در حال تبليغ درميان اهل سنت است. القاعده از بين رفت، داعش آمد، داعش هم از بين برود چيز ديگري به جاي آن خواهد آمد.

وي صحبت با علماي اهل سنت و ايجاد زمينه جهت فتوا دادن عليه داعش توسط اين افراد را چاره کار دانست و افزود: بايد با علماي معتدل اهل سنت ارتباط بگيريم. زماني طرف گفتگوي ما الازهر بود، اما امروزه متاسفانه شاهد آن هستيم كه عربستان و جريان وهابيت محور گفتگوها را به سمت خود مي‌كشاند. ‌ما بايد خود اهل سنت را ترغيب كنيم تا عليه وهابيت كتاب بنويسند.

منبع : خبرگزاری«حوزه»

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

شبکه‌های ماهواره‌ایِ اللهیاری ، شیرازی ها و یاسر الحبیب ، مروج کینه میان شیعه و سنی هستند

حجت‌الاسلام علیرضا حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بیرجند، اظهار داشت: یکی از ملزومات دینی که در قرآن کریم و سیره و سنت پیامبر(ص) به آن تأکید شده، وحدت میان مسلمانان است.

وی با بیان اینکه در قرآن کریم با الفاظ گوناگونی بر وحدت میان مسلمانان سفارش شده است، افزود: از آن‌جایی که انقلاب اسلامی یک انقلاب دینی و رهبر آن نیز انسانی دین‌شناس بود و بر آموزه‌های دین مبین اسلام احاطه کامل داشت، از همان ابتدا مسیر وحدت را در پیش گرفت.

 

امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود

امام جمعه درمیان با بیان اینکه امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود، بیان داشت: قبل از امام خمینی (ره) نیز افرادی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده نسبت به مقوله مهم وحدت اسلامی به تبعیت از قرآن و سیره و روش ائمه(ع) و پیامبر(ص) قدم‌هایی برداشتند اما امام (ره) تشکیل امت واحده اسلامی را مطرح کردند.

حسینی با بیان اینکه امام راحل در مسیر تشکیل امت واحده اسلامی، بر تعیین حکومت اسلامی تأکید داشتند، اذعان داشت: زمانی می‌توان از وحدت اسلامی صحبت کرد که همه مسلمانان حول محور ولایت باشند.

وی ادامه داد: خاستگاه مسئله ولایت و اطاعت از ولی‌امر سوره احزاب است که در این سوره یکی از مصادیق اولی‌الامر را حاکمان صالح و شایسته معرفی می‌کند که نسبت به اقامه شعائر دینی اشراف داشته باشد.

امام جمعه درمیان با اشاره به جنبه سیاسی وحدت اسلامی، تصریح کرد: یکی از شگردها و راهبردهای سیاسی امام (ره) این بود که انقلاب را مختص یک گروه، جناح و با مذهب ندانست بلکه همه مردم و گروه‌ها را در انقلاب شریک کرد.

وی اذعان داشت: امام (ره) بر تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی تأکید داشتند و امروز می‌بینیم این مجمع با جلسات بین‌المللی خود در دنیای اسلام روشنگری می‌کند.

شبکه‌های ماهواره‌ای مروج کینه و نفاق میان شیعه و سنی هستند

امام جمعه درمیان در رابطه با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و ماهواره علیه وحدت میان شیعه و سنی، تصریح کرد: اهل تشیع و تسنن نباید تحت تأثیر القائات این‌چنینی قرار بگیرند چراکه همان‌طور که یک کتاب می‌تواند مروج افکار پلید باشد، یک رسانه و شبکه ماهواره‌ای و تلویزیونی نیز می‌تواند از طریق اتاق فکرهایی کنترل شود که مروج کینه و نفاق باشند.

حسینی با بیان اینکه هر فرهنگ و ایده‌ای برای تبیین و تبلیغ خود از یک سری ابزارها استفاده می‌کند، ادامه داد: شبکه‌هایی در ماهواره توسط افرادی مانند حسن الهیاری، شیرازی‌ها و یاسر الحبیب راه‌اندازی شده که در حقیقت این افراد در کویت به دلیل افراطی‌گری و تفرقه میان شیعه و سنی بازداشت شدند و دولت انگلیس از آنها در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای حمایت کرد.

وی افزود: صاحبان این شبکه‌ها طرفداران انگلیس و آمریکا هستند و قصد دامن زدن به آتش کینه و عداوت بین امت اسلامی را دارند.

امام جمعه درمیان گفت: اجلاس سراسری تقریب مذاهب یکی از راهکارها برای خنثی کردن توطئه‌های این شبکه‌های ماهواره‌ای است و فریاد وحدت اسلامی را به گوش جهانیان می‌رساند.

رسانه‌های حق باید ارتباط بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند

حسینی با اشاره به هوشیاری مردم، بیان داشت: رسالت رسانه‌های حق این است که با اقدام خود هجمه رسانه شیطان را خنثی کنند و ارتباط‌گیری بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت نقش آموزش در تقویت وحدت امت اسلامی، تصریح کرد: باید مراقب آموزش‌های کلاسیک و حوزوی در میان امت شیعی و سنی بود چراکه برخی از اندیشه‌های انحرافی حتی در مساجد نیز رسوخ می‌کند.

امام جمعه درمیان تأکید کرد: والدین باید در کنار اشراف اطلاعاتی نیروهای امنیتی، از حضور فرزندان خود در مراکز آموزشی دینی مطلع باشند و هر حرکت و فکری را جدی بگیرند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.

شهرستان درمیان دارالتقریب است

حسینی با بیان اینکه هر شهری افتخاری دارد و افتخار شهرستان درمیان نیز این است که دارالتقریب است، گفت: جمهوری اسلامی ایران نماد وحدت اسلامی است اما در شهرستان درمیان با توجه به جمعیت بالای اهل تسنن در کنار اهل تشیع، هیچ نمونه‌ای از تفرق میان دو گروه مشاهده نشده است.

وی با بیان اینکه علمای اهل تسنن و تشیع در شهرستان درمیان ارتباط صمیمانه‌ای با یکدیگر دارند، اظهار داشت: صحبت از وحدت در درمیان یک تاکتیک و یا ویژه هفته وحدت نیست بلکه ایجاد وحدت یک اعتقاد قلبی است که به دنبال دستور امام صادق(ع)، امام(ره) و مقام معظم رهبری شکل گرفته است.

امام جمعه درمیان بیان داشت: همان‌طور که دشمن از محافل خصوصی علیه اسلام استفاده می‌کند، علمای تشیع و تسنن نیز باید در محافل خصوصی یکدیگر مانند مراسمات ترحیم و عروسی حضور صمیمی داشته باشند چراکه وجهه تأثیرگذار و خوبی میان مردم دارد.

حسینی با اشاره به نمونه‌هایی از وحدت میان شیعه و سنی در درمیان، گفت: در دهه ولایت و امامت روزهایی که به عید قربان نزدیک‌تر است، علمای تشیع به دیدار علمای اهل تسنن می‌روند و در روزهای نزدیک به عید غدیر نیز برادران اهل تسنن برای عرض تبریک به دیدار شیعیان می‌آیند.

وی افزود: در مراسمات عزاداری شیعیان، به مداحان اجازه توهین به بزرگان اهل تسنن داده نمی‌شود و این مداحی‌های حتی جنبه وفاق و وحدت دارد.

برگزاری جشن وحدت مذاهب در کنار وحدت محاذب در درمیان

امام جمعه درمیان با اشاره به برگزاری جشن 12ربیع‌الاول که در میان اهل تسنن به میلاد پیامبر(ص) مشهور است، تصریح کرد: به دلیل همزمانی 17 ربیع‌الاول با حماسه 9 دی سعی شده تا برنامه‌ها علاوه بر وحدت مذاهب، وحدت محاذب(احزاب) را نیز دربرگیرد.

حسینی با بیان اینکه وحدت به معنای پذیرفتن سلایق گوناگون است نه یکنواخت و همسان‌شدن، خاطرنشان کرد: ولایت‌فقیه و شهدا نقطه اتصال میان تمام گروه‌ها و جریان‌ها است. / فارس

شیعه لندنی و وهابیت ، وحدت را یک شعار موقت و تاکتیک معرفی می کنند !

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدعلي علوي، از اساتيد برجسته‌ي فقه و اصول، و از شاگردان درس خارج فقه رهبر انقلاب معتقد است نوع نگاه رهبر انقلاب به موضوع وحدت، برخاسته از روش اجتهادي ايشان است. روشي كه اصطلاحا به آن روش اجتهادي خردگرايانه مي‌گويند. با او در اين‌باره به گفت‌وگو نشستيم.

* يكي از موضوعاتي كه انقلاب اسلامي از بدو پيروزي خود همواره آن را دنبال كرده، موضوع وحدت جهان اسلام بوده است، اما گويا اين موضوع مخالفان جدي‌اي هم دارد، دلايل مخالفين چيست؟

مهم‌ترين دليلي كه مخالفين اين موضوع -كه مي‌توان گفت جريان وهابيت و تكفيري‌ها در رأس آن است- بيان مي‌كنند اين است كه مي‌گويند وحدت از نظر جمهوري اسلامي، يك شعار موقت است. مي‌گويند نظام جمهوري اسلامي كه دم از وحدت مي‌زنند، يك فريب و دروغ است. مدعي‌اند كه ما اهل تسنن را كافر و دشمن مي‌دانيم و فقط در جهت تأمين منافع موقت خودمان، شعار وحدت را مطرح كرده‌ايم. وقتي هم به قدرت برسيم، اهل‌سنت را يا كنار مي‌زنيم يا اگر دستمان برسد، آن‌ها را از بين مي‌بريم. آن‌ها روي ترويج اين تفكر برنامه‌ريزي فراواني انجام داده‌اند. تأسف‌آور است كه جريان شيعه‌ي لندن‌نشين هم دقيقاً همين مسير را دنبال مي‌كنند. هر دوي اين‌ها آبشخورشان يا به‌صورت آگاهانه به غرب مي‌رسد و يا ناآگاهانه در خدمت تأمين منافع غرب فعاليت مي‌كنند.

حتي بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. مي‌گويند ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست. در حالي‌كه رهبر انقلاب به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند…به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. لذا مي‌گويند موضوع «وحدت» درست نيست و در بهترين حالت بايد بگوييم ما با اهل‌سنت فقط «اتحاد» داريم، ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست.

در حالي‌كه ما معتقديم علماي شيعه و خصوصاً امام خميني رحمةالله‌عليه و مقام معظم رهبري، به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند.

* اما رهبر انقلاب هم بعضاً به موضوع دشمن مشترك به‌عنوان عامل وحدت جهان اسلام اشاره ‌مي‌كنند.

بله، حضرت آقا به دشمن اشاره مي‌كنند، اما نه به‌عنوان تمام بحث، بلكه به‌عنوان «حداقل» و پايين‌ترين مرتبه‌ي وحدت. ولي تأكيد دارند كه هم شيعيان و هم اهل‌سنت بايد بدانند همه‌ي اين فتنه‌ها، براي اين است كه اسلام را از بين ببرند. اين هم خواست دشمن است كه مسلمانان را درگير خود كنند و تجربه‌ي خيلي خوبي هم در اين مسئله دارند. آن‌ها در ايجاد اختلاف داخلي تخصص دارند و نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه بيداري اسلامي را كه يك خيزش و حركت تاريخي با آن درجه از اهميت بود را توانستند در برخي كشورها مانند مصر منحرف كنند. اين كار دشمن مشترك است.

بنابراين وقتي رهبر انقلاب بحث وحدت را مطرح مي‌كنند، عامل «دشمن مشترك» را صرفا به‌عنوان حداقل عامل وحدت و كف خواسته‌هاي ما معرفي مي‌نمايند. اين را مي‌شود در بيانات مختلف ايشان ملاحظه كرد. براي مثال به بيانات معظم‌له در ديدار اقشار مختلف مردم در سالروز ميلاد اميرالمؤمنين عليه‌السلام در سال ۱۳۸۵ توجه كنيد. آقا مي‌فرمايند: «سم مهلك دنياي اسلام، تفرقه است. اين تفرقه، ملت‌ها را از هم جدا مي‌كند، دل‌ها را از هم جدا مي‌كند… دل سني را نسبت به شيعه، دل شيعه را نسبت به سني، آن‌چنان چركين مي‌كنند كه نتوانند با اين‌همه مشتركات، كنار هم قرار بگيرند. اين، كار دشمن است. چرا ما اين حقيقت را نمي‌فهميم؟ سال‌هاي متمادي است (از زمان مرحوم آيت‌الله بروجردي رضوان‌الله‌تعالي‌عليه و بعضي از بزرگانِ علماي اهل‌سنت در مصر) كه اين فكر پيدا شده كه بياييد اختلافات را كنار بگذاريد. سني، سني بماند، شيعه، شيعه بماند. عقايد خودتان را داشته باشيد، اما باهم، دست‌دردست هم بگذاريد. قرآن از زبان پيامبر اكرم به مسيحيان آن زمان مي‌گويد: تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا.»

ببينيد در اينجا رهبر انقلاب به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران استناد مي‌كنند. يعني مبناي تفكر ايشان در موضوع وحدت، مبناي قرآني است. اين وحدت مدنظر حضرت آقا با توجه به اين آيه چگونه حاصل مي‌شود؟ اين‌گونه حاصل مي‌شود كه ما «نقاط مشترك» را بشناسيم و روي آن‌ها متمركز شويم.

* پس صحيح‌تر اين است كه به‌جاي تمركز روي دشمن مشترك، به اصل مشتركات فراوان شيعيان و اهل‌سنت اشاره شود.

بله، دقيقا. اگر تكيه‌ي ما «صرفاً» روي دشمن مشترك باشد، وحدت يك تاكتيك و امر موقتي و زمان‌دار مي‌شود، اما اگر روي «نقاط مشترك» سرمايه‌گذاري كنيم، ديگر وحدت تبديل به استراتژي مي‌شود، زيرا مشتركات ما با آن‌ها ابدي است. لذا بزرگ كردن اختلافات جزئي در مقابل اشتراكات فراوان، كار عاقلانه‌اي نيست. اگر من و شما يك وحدت و يك نقطه‌ي مشترك ابدي داشته باشيم، اختلاف‌ها را حل مي‌كنيم. وقتي اين‌گونه شد، وحدت ديگر وسيله و ابزار نيست، بلكه هدف و ايده‌آل است. تبديل تاكتيك به استراتژي و وسيله به هدف، بستگي به آن نقطه‌ي مشترك دارد. اگر آن نقطه‌ي مشترك، نقطه‌ي مشترك موقتي مانند دشمن مشترك باشد، مي‌شود تاكتيك، چون با از بين رفتن آن دشمن، عامل وحدت هم از بين مي‌رود. اما اگر آن نقطه‌ي مشترك امر پايدار و دائمي و مستقر و مستمري باشد، مي‌شود هدف و استراتژي.

* به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي آل‌عمران اشاره كرديد، به غير از آن، چه دلايل ديگري وجود دارد براي اينكه ما اثبات كنيم موضوع وحدت در بينش قرآني، تاكتيك نيست، بلكه هدف و استراتژي دائمي و به‌معناي يكي شدن است؟

قرآن كريم در طي سه مرحله، اين مسئله را به زيبايي تبيين نموده است. قرآن به‌صورت تدريجي و در سير نزول خودش، جامعه را از حد زير صفر و جاهليت تبديل مي‌كند به متمدن‌ترينِ جوامع. كاري مي‌كند مردمي كه حتي نمي‌شد نام جامعه را بر آن‌ها گذاشت، تبديل به امت شوند. امت يعني جامعه‌اي كه شعور، فكر، خرد و هدف متعالي مشترك دارد. هدف، هدف مادي نيست كه به‌خاطر منافع مادي و اقتصادي دور هم جمع شده باشند، بلكه براي هدف مشترك متعالي و داشتن امام و امت گرد هم آمده‌‌اند؛ امامي كه جامعه را به‌‌طرف توحيد رهنمود مي‌كند. سير تكاملي و تربيتي قرآن اين‌گونه است.

در مرحله‌ي نخست قرآن مي‌فرمايد: «وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكم» (انفال: ۴۶). خداوند مي‌فرمايد اولاً بدانيد كه بايد خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد. اين به‌معني تكيه بر مشتركات است. بعد مي‌فرمايد نزاع و كشمكش نكنيد، چرا؟ چون سست مي‌شويد و قدرت و شوكت شما از ميان مي‌رود. اين اختلاف‌ها باعث مي‌شود ابهت و قدرتتان از بين برود. اين اولين قدم است، ولي در اين مرحله نمي‌ماند. اين اعجاز و زيبايي قرآن است. در مرحله‌ي دوم و بالاتر مي‌فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: ۴۹). مي‌فرمايد نه‌تنها نزاع نكنيد، بلكه بدانيد شما بالاتر از اين، بايد مانند برادر با همديگر باشيد. مرحله‌ي سوم و نهايي، كار را به‌جايي مي‌رساند كه مي‌فرمايد شما نه‌تنها نبايد اختلاف كنيد، نه‌تنها بايد مانند برادر باشيد، بلكه يك «نفس واحده» هستيد و كلمه و واژه‌هايي به‌ كار مي‌برد كه شما يكي هستيد. مثلاً مي‌فرمايد: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيوتًا فَسَلِّمُوا عَلَي أَنفُسِكمْ» (نور: ۶۱). شما وقتي وارد خانه‌اي مي‌شويد، به خودتان سلام كنيد؛ يعني شما وقتي به اهالي آن خانه سلام مي‌كنيد، در حقيقت داريد به خودتان سلام مي‌كنيد. آن‌ها با تو فرق نمي‌كنند، چون يك نفس هستيد. يا در جاي ديگري درخصوص مسئله‌ي «إفك» و تهمت به همسران پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در سوره‌ي نور مي‌فرمايد چرا اين‌كار را كرديد؟ ديگر اين‌كار را نكنيد. قرآن با عتاب خطاب مي‌كند. آيه‌ي بعد اين است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا» (نور: ۲۴). يعني مؤمنين و مؤمنات در يك جامعه‌ي اسلامي، يكي هستند. قرآن با لطافت بيان مي‌كند كه شما نفس واحده هستيد. بايد به خودتان ظن خوب داشته باشيد. بعد زيبايي آيه اين است كه از حالت خطاب به حالت غائب درمي‌آيد. مي‌فرمايد اگر شما اين‌طوري نيستيد، به ايمان خودتان شك كنيد و اگر در ايمان خودتان شك داريد، اين را بدانيد كه مؤمنين و مؤمنات همچون نفس واحده، يكي هستند. البته روايات فراواني هم در اين رابطه داريم.

* دلايل روايي و حديثي ما بر وحدتي كه حاكي از نفس واحده باشد، چيست؟

روايات زيادي داريم كه نشان مي‌دهد مسلمانان باهم مانند نفس واحدند. مثلا پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم در روايت بسيار زيبايي مي‌فرمايند: مؤمنان در دوستي و روابطشان با يكديگر همانند يك پيكر عمل مي‌كنند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.» خيلي بيان مهمي است. حضرت مي‌فرمايند مانند يك پيكر واحدند كه هرگاه اندامي از آن به درد آيد، ديگر اندام‌ها در بي‌خوابي و تب، با او هم‌ناله‌اند. آن شعر معروف سعدي كه «بني آدم اعضاي يك پيكرند/كه در آفرينش ز يك گوهرند» نيز دقيقاً از همين مضمون روايي گرفته شده است.

حديثي كه خواندم، درباره‌ي وحدت مسلمانان بود، اما مولاي متقيان علي عليه‌السلام از اين‌هم بالاتر مي‌فرمايند. در عهدنامه‌ي مالك‌اشتر مي‌فرمايند كه مردم بر دو دوسته هستند: «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي اَلدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي اَلْخَلْقِ»، يا برادر تو در دين‌اند يا همانند تو در آفرينش هستند؛ يعني حتي غيرمسلمان هم يك نوع رابطه‌اي با ما دارد كه بايد با آن‌ها ارتباط‌هاي انساني داشته باشيم. در واقع ما با غيرمسلمان‌ها هم مشتركات فراواني داريم كه بايد در تنظيم روابط، بر آن‌ها تكيه كنيم. اينكه گفتيم وحدت تاكتيك نيست و استراتژي و هدف متعالي ماست، براي همين است. ما نه‌تنها با خويشان و مسلمانان، نه‌تنها با هم‌دين و هم‌مذهب خودمان، بلكه با ديگران هم معتقديم كه بايد رابطه‌ي برادري داشته باشيم، زيرا ملاك ما افتراق‌ها نيست، ملاك مشتركات است و انسانيت بزرگ‌ترين اشتراك ماست.

مقام معظم رهبري هم بارها روي همين معيار تأكيد ويژه داشته‌اند. اصلاً براساس همين بينش قرآني است كه ايشان به جوانان غربي هم نامه نوشتند و با آن‌ها درباره‌ي «درد مشترك» صحبت كردند. ايشان در بياناتشان تأكيد دارند كه اصل مشترك پايدار براي وحدت ما، مشتركات ابدي و هميشگي ماست. مشتركاتي مانند توحيد كه قرآن مي‌فرمايد: «يا اهل الكتاب تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا»؛ يعني شما مي‌گوييد خدا را مي‌پرستيد، ما هم مي‌گوييم خدا را مي‌پرستيم. پس بياييد با همديگر صحبت كنيم. البته اين توحيد لوازمي دارد. براي مثال، مي‌فرمايد: «لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»؛ يعني لازمه‌ي توحيد اين است كه كسي ديگري را استعمار نكند. همه بنده‌ي خدا هستيم. تمام مشكلات بين مذاهب و حتي بين اديان و انسان‌ها، با تكيه روي آن نقطه‌ي مشترك، قابل حل است.

* گويا دشمن بهتر از برخي خودي‌ها به اهميت اين مشتركات پي برده است و لذا روي آن‌ها متمركز شده است.

بله، نقطه‌ي مشترك ما، اصل دين اسلام و پيامبر اسلام و قرآن است و دشمن هم دقيقاً همين نقاط مشترك را هدف گرفته است. اگر به تبليغات رسانه‌اي غرب عليه اسلام توجه كنيد، مي‌بينيد كه هتك‌حرمت به پيامبر و قرآن، همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. از طرف ديگر، تمام هم‌وغم حضرت آقا در اين سال‌ها، در ديدار با نخبگان داخلي و ساير مذاهب و مكاتب، روي اين مسئله متمركز شده است كه اين نقاط كانوني مشترك ابدي و دائمي را به كشورهاي اسلامي و به ملل اسلامي بشناسانيد. اگر اسلام را بشناسند، ديگر اين مسائل و اختلاف‌ها پيش نمي‌آيد، چون اسلام دين رحمت و رأفت است. اگر به سيره‌ي نبوي و دستورات قرآني عمل كنيم، بسياري از اين مشكلات حل خواهد شد. البته اين نگرش رهبر انقلاب برخاسته از روش فقهي ايشان است كه اصطلاحاً به آن «روش اجتهادي خردگرايانه» مي‌گوييم. اين روش البته پيشينه‌ي تاريخي دارد و شايد بتوان گفت اولين شخص در اين‌ زمينه، شيخ مفيد بوده و از آن‌موقع اين موضوع همچنان ادامه پيدا كرده است.

برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال تفرقه‌افکنی میان مسلمانان هستند

به گزارش قادمون ، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه که در مسجد اعظم قم برگزار شد با تبریک فرارسیدن هفته وحدت اظهارداشت: نباید اقداماتی انجام داد که سبب از بین رفتن وحدت مسلمانان شود.

استاد برجسته حوزه علمیه با اشاره به اینکه باید از هر عمل تفرقه انگیز جلوگیری شود افزود: برخی تصور می‌کنند با توهین به مقدسات دیگران پایبندی به ولایت را نشان داده‌اند در صورتی که این اشتباه است.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی هستند خاطرنشان کرد: دو شبکه ماهواره‌ای که از طرف انگلیس‌ها تحریک می‌شوند دائم به اهل سنت فحاشی و بی‌احترامی می‌کنند تا نشان دهند این شیعیان هستند که چنین اقدامی انجام می‌دهند.

وی با اشاره به اینکه اخیرا شیخ الازهر که بر اتحاد مسلمانان تاکید داشت سخنرانی تندی علیه تشیع داشته تصریح کرد: این واکنش‌ها از همین کانال‌های تلوزیونی سرچشمه دارد که به مقدسات دیگران بی‌احترامی می‌کنند.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه جواب مستدلی به شیخ الازهر می‌نویسم گفت: این مسائل از تحریک دشمنان ایجاد شده است و در این موارد باید سخن مراجع را در اولویت قرار داد و صحبت‌های کانال‌های وابسته و مزدور اهمیتی ندارد.

استاد برجسته حوزه علمیه با بیان اینکه دعوا میان شیعه وسنی سبب خونریزی و نابودی سرزمین‌های اسلامی می‌شود تصریح کرد: عقل و شرع اجازه نمی‌دهد که دست به این اقدامات زده شود و باید در کنار شادی به وحدت مسلمانان آسیبی نرسد.

وی با اشاره به اینکه باید از هر اقدامی که سبب نفاق و جنگ میان مسلمانان می‌شود ممانعت شود خاطرنشان کرد: انسان عاقل این سخنان را قبول می‌کند و می‌پذیرد.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به برگزاری تجمع طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه بیان کرد: جنایت نیجریه بی‌سابقه بوده است زیرا ارتش با همه امکانات به مردم بی‌پناه حمله کرده آن‌ها را به قتل رسانده است.

مرجع تقلید شیعیان با اشاره به اینکه این اقدام به تحریک سعودی و اسرائیل انجام شده است گفت: باید با شرکت در این تجمع‌ها صدای مظلومیت شیعیان نیجریه را به جهان برسانیم و نشان دهیم آن‌ها تنها نیستند./ تسنیم

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

نمونه‌ای از تحریف تاریخی نهم‌ ربیع‌الاول/ سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

تشیع به عنوان مسیر حقیقی اسلام که ریشه در مبانی نظری و عملی مکتب پیامبر(ص) دارد. التزام به این عقاید و رفتارهای برخاسته از آن باعث سعادت دین و دنیا می‌شود، خصوصاً در عرصه اجتماعی و سیاسی، هر چه التزام عملی بیشتر باشد، اهداف اسلامی بیشتر در دسترس خواهد بود، هر چه زاویه بیشتری از این معیارها ایجاد شود از اهداف اسلام دور می‌شویم و حاصل این زاویه، نزدیک شدن به جاهلیت و بهره‌برداری بیشتر دشمنان اسلام از آن خواهد بود، همانگونه که سران کفر و صاحبان سرمایه و قدرت در دوران جاهلیت از نمادها و عبادات دینی به سود خود بهره می‌بردند.

در عصر ما نیز برخی تفسیرها و برداشت‌ها از موضوع ولایت و امامت و چگونگی رابطه اما و امت باعث شده است که به نام بهره‌گیری و تبعیت از اهل بیت و وفاداری به عشق اهل بیتی کارهایی انجام شود که باعث افتراق امت اسلام و به هدر رفت جان، ناموس و منافع عظیم مسلمانان وامت اسلامی شود.

برخی از تجربیات به نام اسلام که به تشیع انگلیسی معروف شده‌اند، از مناسبت‌های اسلامی شیعی سوء بهره‌برداری می‌کنند؛ از جمله این مناسبت‌ها نهم ربیع‌الاول است که به نام سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) مزین شده است؛ اما بنابر برخی از ادله ضعیف به کشته شدن یکی از خلفاء به بهانه جشن و سرور و احیای امر اهل بیت، گفتارها و رفتارهایی نسبت به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی واقع می‌شود که توهین آمیز و تفرقه‌افکنانه است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز سالروز امامت امام عصر(عج)» به قلم جواد اسحاقیان و حجت حیدری چراتی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت است:

تبعات حرکات این جریان در امت اسلامی

«شیخ عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: بعد از اسائه ادب این اشخاص به ام‌المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است، وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان این روحانی شیعه باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. آل الشیخ ادامه داد: مخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند، عده زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‌های این شخص … به مذهب حق برگشته‌اند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر(ص) اسلام حرام است، این موضوع، شامل زنان همه پیامبران ـ‌به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر(ص) اعظم‌ـ حضرت محمد(ص) می‌شود»، فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و… به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

برخی از علمای اسلام با توجه به اهمیت این موضوع و خطر انحرافات واقع شده، کمک و همیاری به این جریان را تعاون بر اثم دانسته‌اند و در فتوای خود کمک به این جریانات و صرف وجوه شرعی به اینها را مجزی ندانسته‌اند. مانند آیت‌الله محقق کابلی.

یکی از اقدامات این جریان مشکوک، نام‌گذاری هفته برائت در ربیع‌الاول سال پیش بود، این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست‌گذاری شبکه جهانی امام حسین(ع) در بیانیه‌ای اعلام داشت: روز نهم ربیع‌الاول طبق فرموده اهل‌بیت(ع) روز غدیر ثانی نامگذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‌دانیم که از روز نهم لغایت 15 ربیع‌الاول را به‌ عنوان هفته برائت نامگذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع‌الاول

این گروه‌ها به جای پرداختن به آغاز امامت امام زمان(عج) در این روز، موضوع قتل خلیفه دوم را به غلط مطرح می‌کنند؛ لذا برنامه‌هایی مانند هفته برائت و مطالب توهین‌آمیزی درمورد مقدسات دیگر مذاهب اسلامی را بدین بهانه اجرا می‌کنند.

با رجوع به کتب تاریخی روشن می‌شود که به‌ اتفاق، ذی‌الحجه را به‌ عنوان زمان قتل خلیفه دوم دانسته‌اند و وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه از امور متواتر و قطعی بوده است. علاوه بر مورخان، فقهای بزرگ شیعه نیز بر این مسأله اتفاق و اجماع دارند.

شیخ مفید در کتاب تواریخ(مسار الشیعه ص 42)، سید بن طاووس در اقبال الاعمال(ج 3 ص 113)، ابن ادریس حلی(سرائر ج 1 ص 418)، علامه حلی(عدد القویه ص 328-331/ منتهی المطلب ج 2 ص 612 و…) و شیخ ابراهیم بن علی کفعمی (مباح ص 510)

با این وجود برخی از افراد با اغراض خاص، نسبت دادن این روزها با قتل خلیفه دوم را برجسته کرده‌اند و با برگزاری جشن‌ها و اعمال خاص در این روز که به اسم شاد کردن اهل‌بیت(ع) انجام می‌شود، آتش اختلاف و درگیری بین مذاهب اسلامی را شعله‌ور می‌کنند و دانسته یا ندانسته مسیر اهداف دشمن در استحاله و جنگ نرم را هموار می‌‌کنند. یکی از ضربه‌هایی که در این راستا به منافع امت اسلامی وارد می‌شود خدشه‌دار شدن اتحاد و انسجام اسلامی است که می‌توانست سدی محکم در برابر نفوذ باشد.

اتحاد اسلامی و آسیب‌های موجود در رابطه با آن

مفهوم وحدت و تفاوت آن با تسامح اعتقادی: هدف وحدت حفظ آرمان‌های مشترک و تقویت جبهه اسلام و نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می‌کند:‌ «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ‌سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌یحُکُمْ وَاصْبِرُ‌وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ﴿٤٦﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِنْ دِیَارِ‌هِمْ بَطَرً‌ا وَرِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّه بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ﴿٤٧﴾»، براساس آیه 46، اگر اطاعت خدا و رسول محقق نشود، تنازع و اختلاف ایجاد‌شده و قوت و استحکام و ابهت و آبروی امت اسلام مخدوش می‌شود.

اهمیت امت واحده نیز در آیات دیگر قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ از این رو اقامه شعائر و آیین‌های مذهبی باید در خدمت این آرمان کلان باشد. در آیه 47 اشاره می‌فرماید که حرکت و اقدامات شما و لو به نام دین و جهاد و… باشد، نباید ریایی باشد که موجب انسداد راه الهی و منجر به شکست خواهد شد، بنابراین اتحاد، راهبردی برای پیروزی جبهه مسلمین است، اما این به معنای تکثرگرایی در حق و کنار گذاشتن عقاید حق خود نیست. مقام معظم رهبری با توجه دادن به این نکته می‌فرمایند: مسأله، مسأله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیده خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیده‌ای رسید، درست است. مسأله این است که اصحاب عقاید مختلف، بایستی به وسوسه دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند.

این موضوع آن چنان اهمیت دارد که قرآن حتی رعایت وحدت در مشترکات اسلام و ادیان ابراهیمی دیگر را مهم می‌داند: خداوند در آیه 64 آل عمران می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریکت او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد؛ پس اگر [از این پیشنهاد] روی گرداندند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم.

وقتی با اهل کتاب دستور به همدلی داده شده و اینکه در مشترکات همراه باشند به طریق اولی در مورد شیعه و سنی ضرورت همدلی و اشتراک مساعی بیش‌تر شده است، به‌ طور کلی هر جا سخن از ولایت و صراط مستقیم الهی است، مقارن موضوع وحدت و حفظ آبرو و ابهت امت اسلامی است، در قرآن هم این مسأله مورد توجه قرار گرفته است.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا ۚ وَاذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِنَ النَّارِ‌ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»﴿١٠٣﴾، این آیه که مربوط به نقش ولایت (پیامبر) در اتحاد مسلمین است نشان می‌دهد که حضور ولی خدا باعث همدلی در مسیر اتحاد امت اسلامی می‌شود مانند جریان پیمان اخوت در مدینه.

البته روشن است که هرگونه اتحاد بر محور ولایت باید صورت بگیرد، نه آنکه خود وحدت موضوعیت داشته باشد، اما در هر حال این پیام مهم وجود دارد که ولایت و یاران ایشان به گونه‌ای عمل می‌کنند که گروه‌های مختلف اسلامی زیر پرچم اتحاد قرار بگیرند و آموزه‌ها و رفتار ولو به نام اسلام و اهل‌بیت(ع) باشد، موجب اختلاف نمی‌شود.

مستندات روایی وحدت

دسته‌های متعددی از روایات در مورد وحدت وجود دارد، برخی از آن‌ها با ارائه ملاک، عوامل اتحاد را برمی‌شمارند: «قال رسول‌الله(ص) ..فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تحت النعمه و اجتمعت الفرقه و ائتلفت الکلمه»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما اهل‌ بیت(ع)، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف‌ شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

از این‌گونه روایات می‌توان این پیام را هم به‌ دست آورد که در معیار وحدت هم خود اهل‌ بیت(ع) باید محور قرار بگیرند، لذا نوع برخورد آنان با مذاهب و گروه‌های اعتقادی در اینجا باید مورد توجه واقع شود و نباید به سلیقه و رأی شخصی خود به نام اهل‌بیت(ع) عمل کرد. چنانکه در شیعه انگلیسی هم بنا بر تفسیر و سلیقه خود عمل می‌کنند. در ادامه این نوشتار، سیره اهل‌ بیت(ع) در این موضوع خواهد آمد.

در روایت دیگر آمده است: «إِلهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟»؛ امام علی(ع) فرمود: خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است. آیا آن‌ها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می‌کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می‌کنند؟

در برخی از روایات اهداف و فواید وحدت نمایان می‌شود: «قال النبی(ص) ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم»؛ مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند. اکنون با توجه به وضعیت فعلی مسلمانان و توطئه‌های متعدد آنان در سرکوب کشورهای اسلامی و حتی حمایت از تکفیر و کشتار داخلی مسلمین، اهمیت و عمق این روایات روشن می‌شود.

دسته دیگر روایات مربوط به همراهی مذاهب اسلامی در آیین‌های دینی: روایت مبنی بر اینکه هر کس به سنی در نماز اقتدا کند، گویی به پیامبر(ص) اقتدا کرده است، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»، مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روایات داله بر استحباب شرکت در نماز جماعت اهل سنت و شرکت در صف اول نماز آن‌ها اختصاص داده است.

سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

حضرت امیر(ع) به‌عنوان امام اول و نیز صحابی برتر از دید مسلمانان (و همچنین یکی از خلفای مورد احترام امت اسلام)، می‌تواند الگوی مهمی در نحوه اتحاد مسلمانان باشد، خصوصاً که برخی از رفتارهای ضد وحدت به بهانه این انجام می‌شود که لازم است به مظلومیت ایشان توجه شود و فریاد حقانیت و مظلومیت ایشان را به جهان برسانیم. با توجه به اینکه ادله قاطع و متواتری بر حقانیت ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) وجود داشته و دارد نوع رفتار ایشان در حوادث پس از پیامبر(ص)، راهگشای امروز ما خواهد بود. نکته مهم آن است که حق خلافت و تحقق ولایت سیاسی ایشان امر شخصی و یک حق جزئی و فرعی نبوده است که قابل اغماض باشد، اما با همه این احوال، آن حضرت مصالح کلی جهان اسلام را مورد توجه قرار می‌دهند و به جبهه‌بندی خارجی دشمنان اسلام را مهم‌تر از صف‌بندی‌های خود مسلمانان می‌دانند.

شهید آیت‌الله مطهری در این مورد می‌گوید: علی(ع) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلم‌ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می‌کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می‌کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی‌نمود، طرف شور [و مشورت] قرار می‌گرفت و ناصحانه نظر می‌داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت کند، علی پاسخ می‌دهد: خیر، شرکت نکن، زیرا… اگر شخصا به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب این است. نیروهای خود را متمرکز می‌کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قوی‌تر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت. بنابراین روشن می‌شود که حفظ جان خلیفه و مرکزیت جهان اسلام برای امیرالمؤمنین(ع) چنان اهمیت دارد که برای در امان ماندن آن از خطرها راهکار مستدل ارائه می‌کند.

در جریان پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان از امیرالمؤمنین(ع) خواست که با هم طرح مشترکی داشته باشند که خلافت را بازپس بگیرند و دیگران را کنار بزنند، اما حضرت امیر این درخواست را قبول نکرد که این رفتار ایشان دلایل مختلفی داشت، اما یکی از آنها حفظ اصل اسلامی و جلوگیری از تفرق در شرایط خاص است، بنابراین در زمان ما هم این مصالح عام لازم است رعایت شود. در اینجا برخی از گروه‌های انحرافی تصور و برداشت دیگری دارند و می‌گویند نمی‌توان رفتار معصوم را در زمان خودمان پیاده کنیم، زیرا آن زمان نیروی کافی برای امام نبوده است و ضمنا معصوم هر زمان تشخیص خود را دارد که قابل الگوگیری برای ما نیست، اما این برداشت باطل است، زیرا ملاک در زمان ما همان معیار رفتار زمان معصوم است. با آنکه امامت یک حق شخصی نبود و مهم‌ترین حق اجتماعی و سیاسی است، ولی مصالح بالاتر جهان اسلام باعث می‌شود که امام این‌گونه عمل کنند. در واقع رفتار حضرت یک حرکت استراتژیک است و تبعیت ما از ایشان در زمان خودمان هم به‌ عنوان یک عمل راهبردی عقلی است، نه یک الگوگیری ساده مذهبی.

تقابل دشمن برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی

انقلاب اسلامی هم براساس این میراث ولایی و رفتار استراتژیک شکل گرفت و همان آرمان‌های وحدت‌آفرین را دنبال می‌کند: تقابل دشمنان با انقلاب اسلامی برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد، باعث جذب دل‌های مختلف شد و آحاد مسلمانان که شیعه هم نبودند، مجذوب انقلاب شدند؛ لذا دشمنان برای انتقام گرفتن از این حرکت سعی دارند به تحریک گروه‌های شیعه و سنی بپردازند تا در قالب مراسم خاص مذهبی و تعصبات هر کدام، چالش‌هایی در برابر انقلاب اسلامی و نظام ایجاد کنند.

این مسأله در حالی اتفاق می‌افتد که ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند دنیای اسلام را به اتحاد هدایت کند و ذخائر مادی معنوی امت اسلام را احیا کند و از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج کند، چنانکه با تحقق‌بخشی از اهداف انقلاب و صدور پیام آن به کشورهای اسلامی می‌توانیم این هدف‌گیری و حرکت رو به جلو را مشاهده کنیم، اما شبکه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دشمن با درک این موضوع سعی می‌کنند نیروهای امت اسلام را به اصطکاک بکشانند و انقلاب را هم یک حرکت متعصبانه مذهبی خاص جلوه دهند تا امت اسلام از گرایش به آن و اهدافش دور بماند؛ لذا می‌بینیم حرکت‌های اختلاف‌افکنانه گروه‌های خاص به نام تشیع و اهل‌بیت(ع) هم مورد حمایت آنان قرار می‌گیرد.

یکی از شبهاتی که در برابر ایده اتحاد بین شیعه و سنی مطرح می‌شود آن است که مثلاً شیعیان و انقلاب اسلامی کمک‌های متعدد به فلسطینی‌ها و برخی نهضت‌های اسلامی می‌کند که شیعه هم نیستند و آنها هم نه تنها قدردان نیستند، بلکه معمولاً در برابر ایران می‌ایستند. در این‌ صورت کمک و همدلی در این موارد چه توجیهی دارد؟

پاسخ آن است که این ناسازگاری‌ها و برخوردهایی که با ایران و شیعیان می‌شود و در کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی مسلمان منطقه و… می‌شود، مربوط به سران و کانون‌های قدرت و ثروت است، اما توده مردم همراهی خاصی با جریان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دارند، لذا در اجتماعات و نهضت‌هایی که در امت اسلامی نمایش داده می‌شود و در کل دل‌های شیعیان و اهل سنت در این جریان‌ها نزدیک است.

تقابل این جریان‌ها با انقلاب و نظام اسلامی

این گروه‌ به بهانه‌های مختلف به تقابل و توهین نسبت به نظام اسلامی اقدام کردند، به‌ عنوان نمونه در جریان تشییع یکی از عناصر این جریان با آنکه رهبر معظم پیامی هم برای وفات ایشان صادر کرد و در یکی از حرم‌های اهل‌ بیت(ع) مکانی برای دفنش در نظر گرفت‌، اما برخی از طرفداران وی به بلوا و آشوب در مراسم او پرداختند.

در طی فتنه 88، نیز به‌ صورت کامل در برابر نظام اسلامی ایستاند. در دوران فتنه با سخنرانی‌های عجیب، به جای محکوم کردن اهانت‌کنندگان به امام حسین(ع) و منافقین و فرقه‌های ضاله (که در این اهانت‌ها همکاری داشتند)، به محکوم کردن نظام پرداختند؛ این کار ایشان موجب شادمانی گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از این گروه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

این گروه، علاوه بر آنکه موجبات وهن شیعه، در منظر عموم انسان‌های مسلمان و غیرمسلمان فراهم می‌سازد، مواضع وحدت‌بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت کرده و با ترویج برخی رفتارهای اصطلاحاً مذهبی که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می‌شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه‌ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه‌ای عید غدیر ثانی.

از سوی دیگر با وجود اینکه آنها بیش‌تر اهتمامشان به اصطلاح احیای شعائر شیعی و حمایت از تشیع و اهل‌بیت(ع) است، اما در اقدامی عجیب، علیه مقاومت اسلامی در لبنان (که از شیعیان حزب‌الله متشکل هستند) فعالیت می‌کنند. نمونه دیگر اینکه این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و پشتیبانی از تمام شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) را دارد، اما در ماجرای سوریه (و تهدید حرم حضرت زینب(س) و کشتار شیعیان) کوچک‌ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی که دشمن درصدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(س) بود هیچ عکس‌العملی از این فرقه نشان داده نشد.

حمایت استعمار و سران استکبار از فعالیت‌های مربوط به این جریان‌ها

استعمار و استکبار در تاریخ پیدایش و تکامل خود همواره از سیاست اختلاف‌افکنی برای دوام خود بهره گرفته است، تنها در یک نمونه از اقدامات آنها در دو قرن اخیر، پس از آنکه از شروع نهضت بیداری مسلمانان هراسان شدند، به ایجاد فرقه‌هایی جداگانه در عالم تشیع و تسنن اقدام نمودند که همگی هدف مشترکی در فرسایش امت اسلام داشتند.

یکی از اقداماتی که استعمارگران مانند انگلیس در دوره معاصر (برای ایجاد تفرقه مذهبی بین شیعه و سنی و ایجاد پروژه شیعه‌هراسی) انجام دادند، آن است که طرح هلال شیعی را به میان آوردند که در این طرح ادعا می‌کنند برخی از کشورهای اسلامی دارای گرایش‌های شیعه سعی دارند یک منطقه خاص در امت اسلامی را تصرف کنند و اهل سنت را در حصر و محاصره خود دربیاورند تا تدریجاً دیگر مسلمانان را تحت نفوذ و سیطره خود درآورند. قابل ذکر است که برجسته کردن موضوع هلال شیعی به زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد که این نشان می‌دهد استکبار در راستای مراحل جنگ نرم به مشغول ساخت مذاهب اسلامی به همدیگر و شیعه‌هراسی و یا سنی‌هراسی اقدام کرده است.

تشکیل دفترها و مراکز حمایتی برای این گروه‌ها در انگلیس و دنبال کردن پروژه مرجع‌سازی در برابر حوزه‌های علمیه و مراجع معظم، یکی از راه‌های دخالت بیگانگان در دنیای اسلام، حمایت از رفتارها و جریانات دینی است که منافع عام آن به این کانون‌های استعماری بر می‌گردد. از جمله برخی از اشکال عزاداری که در این جریان‌ها انجام می‌شود مانند قمه‌زنی مورد حمایت قرار می‌گیرد در اینجا مستندانی در این مورد ذکر می‌کنیم:

علامه محمد جواد مغنیه از علمای بزرگ عراق در کتاب تجارب خود بحثی دارد تحت عنوان «کفن‌هایی برای زنده‌ها» می‌گوید: دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‌زنان هدیه کرد و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آنکه فرصت را از دست ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه کرد.

جامعه‌شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‌کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیأت‌ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسئولان هیأت‌ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیأت‌ها مقدار زیادی پارچه سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‌زنی داده شد.

دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت (ع)؛ کلید مشکل‌ها» در این‌باره می‌نویسد: یکی از علمای گذشته می‌فرمود: … انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، (برای قمه‌زنی) در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند./فارس

ایام ربیع الاول و تقابل آشکار جریان انحرافی شیرازی با وحدت مسلمین

آیین‌ها و مناسبت‌های دینی، اعیاد و وفیات اهل بیت(ع) از ظرفیت‌های موجود است. غدیر، عاشورا و جشن‌های مهدوی مانند نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم امکان و نهم ربیع‌الاول سالرزو آغاز امامت امان زمان (عج) چنان شورانگیز و تأثیرگذار است که علاوه بر برانگیختگی احساسات و عواطف معنوی و انسانی مردم و مشارکت بالای آن‌ها در اجرای آن، پیام‌ها و درس‌هایی به دنبال داشته که زیربنای فکری فرهنگی بسیاری از نهضت‌ها و جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش بوده است، مانند قیام‌های صدر اسلام (توابین، زید شهید، شهید فخ و …) و نیز جریان نهضت تنباکو، مشروطه و سرانجام انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت و بیداری اسلامی.

ولی متأسفانه گروه‌های انحرافی از مناسبت‌های مذهبی به خصوص نهم ربیع سوءاستفاده کرده و با اجرای برخی از برنامه‌های ناخوشایند، وحدت جامعه اسلامی را از بین می‌برند.

 

شعائر اسلامی و اولویت‌های دینی

 

در اسلام، بحث شعائر دینی داری اهمیت ویژه است. قرآن، تعظیم شعائر را نشانه تقوا دانسته است: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ امر چنین است و هر کس که شعائر الهی را بزرگ بدارد، این امر از پرهیزگاری دلهاست، «شعائر» یعنی علامات و نشانه‌هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب کرده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی می‌نامد، لذا هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عمل او از تقوای قلبش نشان می‌گیرد، چون حقیقت تقوی و از مصادیق تقوی آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب کند که این عمل امری معنوی و قائم به دل انسان است.

بر اساس آیه مذکور، شعائر، مجرای تحقق رضایت الهی و تقوا است، اما مشاهده می‌شود که گاهی برخی از مسلمانان، رفتارهای خلاف تقوا و در برابر رضایت خداوند و اولیای الهی در مراسم‌های مربوط به شعائر انجام می‌دهند که این نشان دهنده عدم تحقق تعظیم شعائر در کار ایشان است.

 

نهم ربیع‌الاول مظهر وحدت

 

این مناسبت از اهمیت خاصی برای تحقق اهاف دین برخوردار است؛مثلاً شکرگزاری نعمت امام حی و زمینه‌سازی برای تحقق جهانی شدن اسلام به وسیله امام و موعود ادیان و نیز لزوم برقراری ارتباط معنوی با ایشان و اینکه اطاعت از وی زمینه برقراری آموزه‌های جهانی اسلام را فراهم می‌کند. از سوی دیگر جهانی شدن اسلام معادل برقراری انسانیت، توحید و رفاه همراه با عدالت جهانی برای انسان است که همه این‌ها به رهبری امام زمان (عج) محقق می‌شود.

در حالی که گروه‌هایی مانند شیعه انگلیسی در پوشش بزرگداشت این مراسم، برنامه‌ها و تبلیغاتی دارند که در جهت عکس این اهداف و فرصت‌هاست؛ فعالیت‌های آن‌ها با ایجاد نفرت نسبت به تشیع و باورهای مربوط به این امام(عج) و نیز مقابل قرار دادن عموم انسان‌ها با آموزه‌های به نام تشیع، مانعی در پذیرش عمومی جهانیان نسبت به آموزه‌های اسلام می‌شود.

 

بررسی جریان‌های انحرافی معاصر در سوء استفاده از شعائر

 

برخی از این نوع جریان‌ها در پوشش علمی و نام اجتهاد به تبلیغ برداشت‌های غیرعلمی خود از دین و شعائر اهل بیت می‌پردازند. در این گروه‌ها به جای آنکه اجتهاد از طریق مرسوم و متقن حوزه‌ها اثبات شود، آن را امری موروثی کرده‌اند. نوع دیگری از سوء‌استفاده‌های این جریان، آن است که با صرف تلبس به لباس روحانیت و تبلیغات گسترده در شهرهای تحت نفوذ خود، مرجعیت را برای خود تثبیت می‌کنند.

تضعیف و تخریب جریان مقاومت اسلامی در سده اخیر: به عنوان نمونه در لبنان بین طرفداران امام موسی صدر و افرادی از این جریان درگیری رخ می‌دهد که منجر به زخمی شدن چند نفر می‌شود. بنابر گزارش ساواک در تاریخ 2536/27 در حرم حضرت زینب(ع)‌ این درگیری شدید با دخالت پلیس و زد و خورد پایان یافت. شهید چمران در جایی در این مورد می‌گوید:‌ «… عده‌ای از مسلمانان قشری و متعصب را به دور خود جمع و با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند، زیرا فتوایی برای قتال از مرجع (مورد قبول خود این گروه) وجود ندارد… ».

این ناهمگونی و تقابل با نهضت‌های اسلامی، مورد تأیید و رضایت ضمنی شبکه‌های جاسوسی مانند ساواک در زمان طاغوت قرار گرفته است. در امتداد مخالف عالمان و مجاهدان با این جریان، امام خمینی(ره) پرداخت هر نوع سهم امام به این گروه را حرام اعلام کردند. ایشان فتوا دادند که پرداخت هر نوع سهم امام به حوزه علمیه زینبیه و شاگردان این جریان حرام است و به دستور ایشان در آینده هیچ نوع حقوق به طلبه‌هایی که نزد آنها درس می‌خوانند پرداخت نخواهد شد. این جریان در برنامه‌های رسانه‌ای خود که عمدتاً از لندن پخش می‌شود، توهین‌هایی به مراجع معظم تقلید مانند حضرت آیت‌الله بهجت ره و رهبر معظم انقلاب داشته است.

شیعیان واقعی به دنبال طرح عالمانه این موضوع هستند، ولی دشمنان به دنبال آن هستند که اسم ولایت دائما موضوعی برای سرگرمی و مشغولیات مسلمان باشد، (گاهی هم خود جریان‌ها توسط دشمن بازیچه قرار می‌گیرند) در جریان فعالیت این گروه‌ها هم تحت شبکه‌های رسانه‌ای این برخورد با موضوع ولایت انجام می‌شود و اشخاص معلوم الحالی هم مدیریت و اجرای این موضوع را به عهده گرفته‌اند.

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین 1، 2 و 3 مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس،‌ الانوار‌، خدیجه‌، الزهرا، المهدی و … اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ برخی مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند.

نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که این گروه اداره می‌شود، آن هم دقیقا در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آورد. نمونه دیگری از اعمالی که باعث ایجاد چهره ناشایست از تشیع می‌شود مسأله قمه‌زنی است که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده‌اند، اما این گروه‌ها فتوای استحباب صادر کرده‌اند. البته اینگونه رفتارهای ناشایست، با برخورد و عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

برخی از فعالیت‌های رسانه‌ای مربوط به این جریان

 

شبکه فدک: یکی از فعالان این جریان که در دادگاه محکوم هم شده است، در لندن منبر می‌رود و شبکه فدک را مدیریت می‌کند. چگونگی ورود او به انگلیس هم قابل توجه است، قبل از آنکه به حمایت انگلیسی‌ها به لندن برود در کویت فعالیت داشت، اما تنها سه سال از راه‌اندازی «هیأت خدام المهدی» توسط وی در کویت می‌گذشت که تندروی‌های وی، دولت کویت را مجبور کرد هیاتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

او حضور چشمگیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. او روزنامه‌ای با نام Shianewspaper منتشر می‌کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه‌اندازد و در سال 2010 نیز مکان هیاتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیدالشهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه،‌ هیات، دفتر کار، موسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی می‌دهد. رمضان المبارک 1341 قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد، در امتداد کارهای خود اشخاص دارای سابقه قضایی را در شبکه فدک جذب کرد. یکی از این اشخاص که در فرانسه زندگی کرده بعدها وارد ایران می‌شود و از سوی دادگاه، متخلف شناخته می‌شود و از ایران خارج شده و در این رسانه‌ها فعالیت می‌کند. شخص دیگری نیز به عنوان همکار و کارشناس این شبکه از بیروت فعالیت می‌کند که او هم از متخلفین در دادگاه شناخته شده است.

شبکه سلام: مدیرمسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که در مسایل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه‌زنی دفاع کند! این در حالی است که در خلال مصاحبه‌های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین‌المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه‌زنی است.

 

تأمل علمی بر افکار و اقدامات این گروه

 

اگر به سیر اقدامات گروه‌های تفرقه افکن و شبکه‌های رسانه‌ای شیعیان انگلیسی دقت شود، روشن می‌‌شود که این اقدامات نتوانسته است غیر شیعیان را به تشیع جذب کند و بلکه برعکس تعصب افراد را به مذهب خود بیشتر کرده است و جان و مال و عرض دیگر شیعیان را هم به خطر انداخته است، بنابراین در یک جمع‌بندی حرکت این گروه‌ها نتایج معکوسی برای دنیای اسلام ایجاد کرده است، عملکرد این اشخاص در مورد عایشه کاملاً با سیره امیرالمومنی (ع) متفاوت است. حضرت امیر (ع) کسانی که به عایشه افترا زدند و اهانت کردند را مجازات کرد. در جنگ جمل نیز با وجود اقدامات تخریبی که عایشه علیه امیرالمؤمنین(ع) انجام داد، ایشان فرمود: با وجود آنچه که گفتم عایشه احترام گذشته را دارد و حسابش با خداست.

این رفتار امام، بازخورد خوبی در رفتار عایشه داشت و او بعدا بارها گریه می‌کرد و می‌گفت: کاش قبل از ماجرای جمل مرده بود و در آن حادثه حضور نمی‌یافتم. پس از پایان جنگ جمل وی دیگر در مسایل سیاسی وارد نشد و در مدینه مستقر شد.

در روز جنگ جمل مردی شروع به دشنام دادن و نسبت ناروا دادن به عایشه شد، مردم گرد او جمع شدند، عمار وقتی مطلع شد و به آن مرد گفت: خاموش باش این ناستوده «عو عو» می‌کنی، آیا به زنی که همسر پیامبر(ص) بود، دشنام می‌دهی و تهمت می‌زنی؟ این در حالی است که عمار دست‌پرورده امیرالمؤمنین(ع) است و سمبل دفاع از ولایت و بصیرت‌افزایی در آن دوران است، ولی این رفتارها را مذموم می‌داند./ فارس

 

نکاتی کلیدی از سخنان امام خامنه ای در مورد تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی

infographic10

برای دریافت تصویر با کیفیت مطلوب لطفا بر روی لینک دانلود زیر کلیک بفرمایید

لینک دانلود

منبع : رهپویان هدایت

جریان «پان ایرانیسم افراطی» با همه داعیه های غیر مذهبی ، طرف دیگر « شیعه لندنی » است

حادثه تلخ و فراموش نشدنی منا باعث شده است تا این روزها فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تبدیل به زمین بازی ایران و اعراب شود. جریانی به دنبال ایجاد فضای دو قطبی میان ایرانیان و اعراب هستند و سعی می‌کنند با پیام‌هایی که حاوی القای تحقیر ایرانیان از سوی اعراب است بر آتش خشم ایرانیان، بنزین بپاشند و آن را شعله ور تر کنند.

فاجعه منا بسیار تلخ، دردآور و ناراحت کننده است و قطعا بی‌کفایتی عربستان عامل آن بوده است اما این فاجعه نباید زمینه ساز تفرقه میان ایرانیان و اعراب شود. «ایرانی نیستی اگر کپی نکنی» نیز رمز این عملیات روانی در فضای تلگرام و شبکه های موبایلی است. این افراد سعی می‌کنند با بیان مطالبی که اساسا دروغ است زمینه ساز عصبانیت ایرانی‌ها را فراهم می‌کند.

این گروه به خوبی درک کرده است که ایرانی‌ها در این دوره و زمانه هیچ علاقه‌ای به تحقیق و یا جست و جو در اینترنت ندارند و تنها چیزهایی را که می‌شوند یا می‌بینند را دهان به دهان نقل می‌کنند بدون آنکه بدانند آیا این حرف درست است یا خیر.

به طور نمونه در یکی از این پیام‌ها آمده است که من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند که به جای فلان صدا بگوییم پارس که نام وطنمان است. به قول ظریفی: «نمی‌دانم اعراب که کلمه «پ» را ندارند، چگونه به ایرانی‌ها «پارس» را آموزش دادند. و یا در جای دیگر آمده است که من ایرانی نیستم چون اعراب به من آموختند بگویبم شاهنامه آخرش خوش است چون در آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند. این سخن در حالی مطرح می‌شود که در کتاب «ریشه‌های تاریخی امثال و حکم» نوشته‌ی مهدی پرتوی آملی که به بررسی تاریخی ریشه‌های ضرب‌المثل‌های ایرانی پرداخته شده، علت رواج این جمله را این می‌داند که در گذشته هر کس «شاهنامه» می‌خواند و به ستایش سلطان محمود غزنوی می‌رسید، از همت سلطان در تحسین «شاهنامه» خوشحال می‌شد؛ اما با پایان یافتن «شاهنامه» و فهمیدن حق‌ناشناسی سلطان محمود در قبال فردوسی و کتابش، متوجه اشتباه خود می‌شد. این روایت بعدها به ضرب‌المثل تبدیل شد و عاقلان به هر کس که دست به کار نابخردانه‌ای بزند و اصرار بر ادامه‌ آن داشته باشد، می‌گویند: شاهنامه آخرش خوش است.

برخی نویسندگان و پژوهشگران «شاهنامه» هم مفهوم کنایی این ضرب‌المثل را مربوط به رفتار سلطان محمود غزنوی و طرد فردوسی و کتابش از دربار می‌دانند. آن‌ها معتقدند، این جمله به داستان‌های «شاهنامه» ربطی ندارد و به سرگذشت فردوسی و رانده شدنش پس از 30 سال تلاش برای سرودن «شاهنامه» اشاره دارد.

همانطور که مشاهده می‌شود، این جریان به راحتی تفکرات غلطی را وارد مغز ایرانیان می‌کنند و زمینه ساز بروز نفرتی عجیب از اعراب در دل ایرانیان می‌شود. آنها تلاش می‌کنند که تمام بدبختی‌ها و ناکامی ایرانیان را به نام اعراب بنویسند. آنها به سلام و خداحافظ ایراد می‌گیرند ولی هیچگاه به دیگر کلمات وارد شده به زبان فارسی اشاره نمی‌کنند.

جریان «پان ایرانیسم افراطی» را با همه داعیه های غیر مذهبی می‏‌توان طرف دیگر « شیعه لندنی » نامید.  چند صباحی است که جریانی در تشیع که رهبری انقلاب آن را شیعه لندنی نامیدند احساسات اهل تسنن را تحریک می کنند.

  حال آن که این رفتارها باعث می‌شود دو قطبی ایرانی شیعه و عرب سنی در منطقه شکل بگیرد. این تفکرات منفی باعث می‌شود تندروهای غیر عالم و مقلدین بدون بصیرت، سعی کنند به هر شکل ممکن طرف مقابل را از بین ببرد. این روزها باید به شدت مراقب تفکر « پان ایرانیسم افراطی» و «شیعه لندنی» باشیم. در روزهایی که وحدت مهم‌ترین راه حل برای بحران خاورمیانه است.

گروه‌های ضد وحدت سعی می‌کنند با پاشیدن تخم نقاق، منطقه را به دامن جنگ و خون ریزی بکشانند. نگاهی به شعارهای داعش و مسلمان ندانستن شیعه‌ها نمونه بارز این تفکر است. پس باید مواظب نفاق در کشور و مذهب بود.

منبع : عصر ایران

با لعن کردن نمی توان راه به جایی برد/ باید با منطق صحیح و استدلال درست با افراد سخن گفت

به گزارش قادمون ، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید در مراسم افتتاحیه مرکز تخصصی شیعه شناسی حوزه علمیه قم که در مدرسه امیر المؤمنین(ع) برگزار شد، با اشاره به روایاتی از ائمه طاهرین(ع) بر جایگاه ویژه و مقامات بلند شیعیان تأکید کرد.
وی افزود: امام صادق(ع) فرمودند اگر شیعیان در مسیرهای علمی، تبلیغی و جهادی استقامت به خرج دهند خداوند نعمت های فراوانی به آن ها می دهد که از جمله آن ها این است که هرچه از خداوند بخواهند به آن ها می دهد؛ همچنین امام صادق(ع) می فرمایند که شیعیان 4 چشم دارند که دو چشم آن در سر و برای زندگی دنیوی و 2 چشم آن ها در قلب و برای زندگی معنوی است.
استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که چشم شیعیان بیدار بوده اما خداوند چشم معاندان را نابینا کرده است، اظهار داشت: شیعیان باید باهوش، به روز و دشمن شناس باشند و راه های نفوذ را بر دشمنان ببندند؛ از این عنایت های بسیار روشن می شود که خداوند چه لطفی در حق شیعیان دارند.
وی ادامه داد: مسأله شیعه و عقاید شیعه فعلا از صورت یک بحث کلامی درآمده و تبدیل به موضوع سیاسی نیز شده است، سابقا این مسأله کلامی بوده اما اکنون به دلیل انقلاب اسلامی، قدرت شیعیان، حضور شیعیان در عرصه های بین المللی و تأثیرگذاری در منطقه همه می دانند که شیعیان به ویژه شیعیان ایران حرف اول را می زنند.
این مرجع تقلید با بیان این که واقع بینان معتقد هستند که برای حل مشکلات جز کنار آمدن با ایران راهی وجود ندارد، ابراز داشت: ایران ذره ای چشم طمع به حتی یک وجب از خاک هیچ کشوری ندوخته است، دشمنان جمهوری اسلامی ایران به صورت مرتب دروغ می گویند و ادعا می کنند ایران به دنبال ایجاد هلال سبز است که دروغ محض به شمار می رود.
وی عنوان کرد: ایران می خواهد امنیت در همه کشورها باشد اما دشمنان چنین چیزی نمی خواهد و در صدد هستند که در منطقه جنگی وجود داشته باشد تا آن ها راحت باشند، در حال حاضر اسرائیل فکرش راحت است چون توانسته آتش جنگ را بر اثر نادانی گروهی در کشورهای اسلامی روشن کنند و خود در ساحل امن باشند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: اسرائیل با صراحت می گوید که داعش نباید از بین برود، جمعیتی با این وحشی گری، بی رحمی و قساوت در تمام طول تاریخ سراغ نداریم؛ داعش حتی با مغول ها نیز قابل مقایسه نیستند.
وی اضافه کرد: علت حمایت دشمنان از داعش که گروهی بی منطق و وحشی است روشن ماندن آتش جنگ در کشورهای اسلامی است، در این جا مبلغان و پژوهشگران می توانند نقش مهمی ایفا کنند که عبارت از روشن کردن مسلمانان جهان است.
استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که جوانان بسیاری از کشورهای گوناگون به گروه های تکفیری می پیوندند، گفت: اگر برای مردم روشن شود که فعالیت های تکفیری خلاف آوزه های قرآن، اسلام و پیامبر است دیگر افراد جذب این گروه ها نمی شوند.
وی افزود: دشمنان به دلیل این که اهل منطق نیستند همواره به دروغ متوسل شده و از این طریق ایران را متهم می کنند، دشمنان از طرق دروغ شیعیان را به شرک متهم می کنند؛ متأسفانه به شیعیان مسائل مضحک و خنده آوری نسبت می دهند، گاهی به اندازه ای دروغ می گویند که حتی خودشان دروغ را باور می کنند.
این مرجع تقلید با بیان این که باید پرده ها را کنار زد و با اسناد و مدارک دروغ ها را جواب داد، اظهار داشت: یکی از وظایف مهم پژوهشگران این است که تهمت ها و شبهات دشمن را شناخته و با استدلال به آن ها پاسخ داده شود.
وی ادامه داد: برخورد خوب منطقی بسیار مهم است از این رو کسی با بد و بیراه گفتن و لعن کردن به جایی نمی رسد، باید با منطق صحیح و استدلال درست با افراد سخن گفت؛ پژوهشگران نباید ساکت بنشینند بلکه مرتب باید در فکر تولید علم باشند و مدارک و جواب های تازه ای ارائه کنند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که کسانی که می خواهند در شیعه شناسی کار کنند باید نمونه شیعه خوب باشند، ابراز داشت: باید توجه شود که تبلیغ عملی بسیار مؤثرتر از تبلیغ گفتاری است، رفتار شیعیان باید نمونه باشد.
وی با اشاره به نامه نگاری ها با شیخ الازهر عنوان کرد: در این نامه ها از ادبیات خوبی استفاده کردیم شیعه ستیزی در مصر بسیار است اما زمانی که با ادبیات خوب بدون این که تزلل داشته باشیم وچیزی بر خلاف مقامات شیعه و مرجعیت بگوییم با ادبیاتی خوب توانستیم این افراد را جمع کنیم که اگر ادامه پیدا کند احتمال تحولاتی وجود دارد.
منبع : رسا

دشمنی شیرازی‌ها با شیعه تاکنون در تاریخ تشیع سابقه نداشته است و صددرصد وابسته به اجنبی است

به گزارش قادمون ، آیت‌الله محسن اراکی، دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در جلسه طلاب و فضلای استان مرکزی که در نمازخانه دفتر تبلیغات حوزه علمیه در قم برگزار شد، با اشاره به جریان غدیر و این‌که بالاخره روزی حکومت زمین به دست صاحب و ولی اصلی آن خواهد رسید، گفت: حق روزی بر جهان سایه خواهد افکند.

وی با اشاره به جریان خبیث وهابیت و وهابی‌گری در دنیای امروز، افزود: طغیان جریان وهابی گری و ضدشیعی سر بازکردن غده‌ای است که 1400 سال چرک‌های مختلف در آن جمع شده است و امروز این غده در دنیای اسلام نمایان شده است.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی اظهار داشت: این غده‌های چرکینی که از سوی حکومت‌های فاسد در پیکره جامعه اسلامی منتشر شده و فضا را آلوده کرده است، به مرور خارج شده و این پیکر اسلام تطهیر خواهد شد تا روزی که ولایت علوی امام زمان(عج) بر این جامعه پاک متجلی شود.

مسأله برجام، موضوعی سرنوشت‌ساز برای جامعه و انقلاب اسلامی است

آیت‌الله اراکی در بخش دیگری از سخنان خود به مسأله برجام اشاره کرد و ادامه داد: مسأله برجام، موضوعی سرنوشت‌ساز برای جامعه و انقلاب اسلامی است و نباید به سادگی از آن عبور کرد و مجلس شورای اسلامی باید در پخته‌تر کردن این مسأله و عدم استعجال در مورد توافق تلاش کند.

وی با بیان این‌که در مسأله‌ای که بحث سرنوشت نظام و انقلاب به آن گره خورده است نباید عجله کرد، بیان داشت: این عدم تعجیل با توجه به این‌که ما به طرف مقابل هیچ اعتمادی نداریم، پررنگ‌تر می‌شود و باید جدی‌تر با آن برخورد کرد.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تصریح کرد: اگر بنا است این توافق صورت بگیرد باید همراه با حفظ عزت ملت و جایگاه اقتداری نظام و انقلاب اسلامی باشد و به گونه‌ای انجام شد و که عزت انقلاب اسلامی که با سختی‌ها، مشکلات و ریخته‌شدن خون‌های بسیاری حاصل شده است تأمین شود.

وی با اشاره به عظمت و قدرت انقلاب اسلامی ایران در جهان، ابراز داشت: آمریکا که خود را ابرقدرت می‌نامد امروز از انقلاب اسلامی ایران بیشتر از تمام کشورهای قدرتمند حتی کشور روسیه حساب می‌برد.

آیت‌الله اراکی با توصیه به دولتمردان و اعضای مجلس شورای اسلامی مبنی بر این‌که مسأله توافق و برجام را با سعه صدر و جدیت بیشتری مورد توجه قرار دهند، گفت: در این بین وظیفه مردم و روحانیت نیز تبعیت از فرمان و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است و هیچ کس نباید جلوتر از رهبری حرکت کند چون انقلابی بودن بی‌موقع اثر کار را از بین خواهد برد و بهتر است در این مسأله پیرو فرمان رهبر عزیز، بزرگوار، هوشمند، عاقل، بصیر و انقلابی باشیم.

وی ادامه داد: البته مسؤولان نیز باید در مسأله برجام و توافق با افراد خوش‌برخورد باشند و با سعه صدر و آرامش پاسخ‌گوی سخنان جوانان، طلاب و دانشگاهیان کشور که سرمایه‌های اصلی انقلاب هستند باشند و مسائل را به شکل صحیح توجیه کنند.

دشمنی شیرازی‌ها با شیعه تاکنون در تاریخ تشیع سابقه نداشته است

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مطالبی درباره فرقه شیرازی‌ها پرداخت و اظهار داشت: مسأله فرقه شیرازی‌ها، مسأله بسیار خطرناک و حساسی است، چون این فرقه دین، اهل‌بیت(ع)، اسلام، تشیع، انقلاب و ولایت را مورد هجمه قرار داده است.

وی با بیان این‌که فرقه شیرازی‌ها 100 درصد وابسته به اجنبی هستند و خواسته‌های آنان را اجرا می‌کنند، تصریح کرد: باید مسؤولان این مسأله را به صورت جدی مورد بررسی قرار دهند و اسناد و مدارک موجود به این فرقه را هر چه سریع‌تر علنی کنند.

آیت‌الله اراکی با بیان این‌که دشمنی شیرازی‌ها با شیعه تاکنون در تاریخ تشیع سابقه نداشته است، افزود: هیچ کینه و غرضی نیز در برخورد با این فرقه نداریم و خطر این فرقه به حدی است که باید برای حفظ اسلام و تشیع در مقابل آنها ایستادگی کرد.

وی با اشاره به سابقه تعدادی از بزرگان فرقه شیرازی اظهار داشت: نوری زاده یکی از این افراد است که سابقا کارمند ساواک در زمان شاه بوده است و اکنون نیز جاسوس انگلیس است؛ احمدالکاتب یکی دیگر از افراد فعال فرقه شیرازی است که این فرد اولین کتاب را بر علیه ولایت فقیه و ولایت و امامت امام زمان(عج) نوشت که در آن کتاب امام زمان(عج) را انکار کرده است و همین‌طور یاسرالحبیب یکی از نمایندگان فرقه شیرازی است که اسلام و تشیع را مورد تمسخر قرار داده است.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با بیان این‌که امروز هر چه بدعت‌گذار در تشیع و منحرف از دین وجود دارد از پای سفره فرقه شیرازی‌ها برخواسته است، ادامه داد: باید با هوشیاری تمام با این فرقه مقابله کرد و هویت واقعی آنها را به جهانیان شناساند.

وی تبلیغ ضدشیعی به 40 زبان زنده دنیا، استفاده از ده‌ها شبکه ماهواره‌ای، صدها سایت و همین‌طور تبلیغ در مناطق شیعه‌نشین قاره‌های مختلف دنیا را برخی از فعالیت‌های ضدشیعی فرقه شیرازی‌ها برشمرد.

اساس و پایه نظام اسلامی را مجلس خبرگان حفظ کرده است

آیت‌الله اراکی در بخش پایانی سخنان خود به اهمیت مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد و افزود: اساس و پایه نظام اسلامی را مجلس خبرگان رهبری حفظ کرده است و ولی فقیه که جان نظام است را مجلس خبرگان تعیین می کند.

وی با بیان این‌که مجلس خبرگان رهبری مهم‌ترین رکن و ستون نظام بعد از ولایت است، تصریح کرد: حساسیت مجلس خبرگان بسیار بالا است و باید مراقب نفوذ دشمنان در این مسأله باشیم و این‌که رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم نفوذ دشمن در نقاط حساس کشور دغدغه دارند، امری بسیار مهم است.

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ادامه داد: نفوذ دشمن در این برهه حساس کشور نفوذ جدید و نویی است و به نوعی می‌توان گفت سخت‌ترین و پیچیده‌ترین نفوذ، این نفوذی است که امروز ممکن است اتفاق بیفتد و خطرآفرین باشد.

وی با اشاره به این‌موضوع که باید مواظب ورود افراد با ماسک انقلابی در بدنه و نقطه‌های حساس کشور و نظام  باشیم، افزود: ورود این افراد می تواند ارکان انقلاب را متزلزل کند و ممکن است این افراد از چهره‌های مهم و تأثیرگذار نظام باشند و این افراد به راحتی قابل تمییز نیستند.

آیت‌الله اراکی در پایان اظهار داشت: مهم‌ترین جایگاه تصمیم‌ساز کشور مجلس خبرگان است، بنابراین انتخابات پیش‌رو از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است و نیاز است اهتمام ویژه‌ای نسبت به آن صورت گیرد.

منبع : خبرگزاری رسا

شیعه لندنی- سنی آمریکایی هر دو بر طبل تفرقه می کوبند

این گزارش که بخش پایانی آن در روز یکشنبه دوازدهم مهر 1394 هجری خورشیدی انتشار یافت، می افزاید: «برخلاف ادعاهای بی پایه، ما در این کشورها دخالتی نمی کنیم اما به حمایت از مردم مظلوم ادامه می دهیم… ایران، از مقاومت در منطقه از جمله مقاومت فلسطین کاملاً دفاع می کند و از هرکسی که با اسرائیل مبارزه می کند و رژیم صهیونیستی را می کوبد حمایت خواهد کرد.» (رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) )
در نگاهی اجمالی به وضعیت صلح و ثبات در خاورمیانه بسیار واضح است که وضعیت امنیت در منطقه، وضعیت مطلوبی نیست و مردم مسلمان منطقه درگیر جنگ، خشونت و خونریزی و دیگر پیامدهای آن هستند.
در حال حاضر، سه کشور بزرگ در منطقه، یعنی سوریه، عراق و یمن درگیر جنگی تمام عیار هستند و کشور لبنان نیز در بخشی از مرزهای خود گرفتار این جنگ است. از طرفی در افغانستان و پاکستان نیز درگیری های پراکنده بین گروه های مختلف در گوشه هایی از آن وجود دارد. در حالی که رژیم صهیونیستی در کنار این آشوب ها به یهودی کردن بیت المقدس و پیشبرد اهداف خود در فلسطین اشغالی می پردازد؛ نکته ای که نباید از آن غافل بود.
بدیهی است در وضعیت ناامن منطقه، تنها سیاست های غرب در استثمار مردم منطقه تأمین خواهد شد و این مردم مظلوم منطقه هستند که با انواع ناملایمات، مشکلات زیادی همچون آوارگی، قتل و خشونت را باید به اجبار بپذیرند. در این میان سیاست دیرین جمهوری اسلامی ایران حمایت و دفاع از مظلومین در برابر قدرت طلبان و مستکبرین بوده است.
**حمایت از مظلومین شیعه و سنی
آیت الله محمد حسن اختری، دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع)، در گفت وگو با گزارشگر کیهان می گوید: «مسئله ظلم ستیزی و استکبار ستیزی را باید سرلوحه کار خودمان قرار بدهیم و بدانیم در این جهت نباید کوتاه بیاییم. باید با استکبار و سیاست های استکباری که به دنبال تسلط است مقابله کنیم و از مسلمانان و مظلومین حمایت و دفاع کنیم.»
دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) با بیان اینکه ما از مظلومین حمایت و پشتیبانی می کنیم، تصریح می کند: « ما هم از مظلومین فلسطینی که سنی بودند پشتیبانی کردیم و هم شیعیان را در مقاومت اسلامی حمایت کردیم. این راهی است که امام خمینی(ره ) آن را روشن و بر این اساس حرکت کردند و امروز نیز همان طوری که امام از فلسطینیان و لبنانی ها اعم از شیعه و سنی حمایت کردند، ما نیز همین راه را ادامه می دهیم.»
**تضاد تجزیه طلبی با منافع مسلمانان
مسئله دیگر که در سناریوی غرب علیه مسلمانان منطقه بسیار قابل توجه است، ترویج ادعاهای تجزیه طلبانه در برخی گروه های خاص در منطقه است.
آیت الله اختری با اشاره به سیاست دیرین انگلستان و غرب در اجرای توطئه های تجزیه طلبانه در شرق آسیا و آفریقا اظهار می دارد: «ما در برابر سیاست های تجزیه طلبانه آمریکا در منطقه، چه در سوریه و چه در عراق ایستادگی می کنیم و با سیاست تجزیه طلبی غرب در منطقه مقابله خواهیم کرد زیرا تجزیه کشورهای اسلامی بنابر قومیت ها به وحدت و همبستگی مسلمانان در برابر دشمنانشان لطمه سنگینی وارد خواهد کرد.»
وی ادامه می دهد: «اساس دین اسلام بر تقواست و اسلام بر همدلی مسلمانان از هر قومیت، رنگ و نژادی تأکید دارد. بنابراین، تجزیه کشورها براساس قومیت گرایی و مذهب گرایی خلاف نص صریح معارف دین اسلام و قرآن است.»
دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) تصریح می کند: « ما مانند گذشته، از راه هایی که برایمان امکان داشته باشد، از مظلومان حمایت می کنیم و با این تجزیه طلبی مقابله خواهیم کرد.»
**محور وحدت مسلمانان؛ تاکید بر اصول مشترک
در هر دینی، با توجه به قدمت آن، گرایش ها و مذاهب و فرقه های مختلفی پدید آمده است و هیچ یک از ادیان بزرگ دنیا از این اصل کلی مستثنا نیست. متاسفانه دشمنان جهان اسلام در راستای پیگیری و اجرای سیاست تجزیه طلبانه خود در کشورهای اسلامی در جهت تضعیف مسلمانان، بر طبل اختلاف بین مذاهب می کوبند و افراطیان فرقه های مختلف را علیه یکدیگر مسلح می کنند. از آن جا که وجود اختلاف حتی در افراد متعلق به یک طیف مذهبی و فکری نیز امری طبیعی و عادی است، مسلمانان باید با هوشیاری و آگاهی بیشتر در برابر توطئه تفرقه واکنش درخور و شایسته ای نشان دهند.
احمد سالک، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با گزارشگر کیهان در این باره می گوید: «با توجه به ضرورت همدلی و اتحاد برای داشتن قدرت مقابله با تهدیدات دشمنان اسلام و نیز با توجه به تاکیدات دین اسلام بر همدلی و وحدت مسلمین، مقام معظم رهبری به دنبال اتحاد جامعه اسلامی و مسلمین جهان هستند و این کار خیلی مهمی است.»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه اتحاد مسلمین وحدت امت ها را می طلبد، تصریح می کند: « برای تحقق وحدت و همبستگی مسلمانان باید بر روی اصول مشترک کار کرد و از دامن زدن به اختلافات و تفرقه پرهیز کرد و باید برای تحقق وحدت و همدلی تلاش کرد و زحمت کشید.»
**شیعه لندنی و سنی آمریکایی
حجت الاسلام سالک درباره ضرورت بصیرت بخشی در میان ملت های مسلمان و نقش علمای اسلام در بصیرت افزایی می گوید: « مخاطب فرمایشات رهبر معظم انقلاب همه علمای جهان اسلام بود و بدیهی است از آن جا که علما پرچمداران عقیده و اندیشه مردم هستند، نقش بسزایی در این زمینه می توانند داشته باشند.»
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس درباره گسترش افراط در میان شیعه و سنی از سوی غرب بیان می دارد: « مسئله شیعه لندنی و سنی آمریکایی یک مسئله انحرافی است که باید آن را در مباحث جریان شناسی در دل دشمن شناسی مطرح کرد؛ در این سناریو، لندن شیعه معرفی می کند و آمریکا سنی.»
وی می افزاید: «امروز به وضوح می بینیم که شیعه لندنی و سنی آمریکایی هر دو مسئله ایجاد کرده اند اما نباید فریب این دو جریان و حامیانشان را خورد.»
**توطئه تفرقه
سالک این مولفه را خطرناک و شیطانی می داند و تصریح می کند: «مسلمان واقعی چه شیعه و چه سنی، مشترکات اسلام را رها نمی کند تا در کنار دشمنان اسلام علیه مسلمان دیگری بایستد. بنابراین شیعه لندنی و سنی آمریکایی در راستای تأمین منافع دشمنان اسلام علم شده است و هیچ ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد.»
**بی شک جهان اسلام امروز بیش از هر ملت و امت دیگری نیازمند اتحاد و همدلی است.
حجت الاسلام ابوالقاسم علیزاده، معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور در گفت وگو با گزارشگر کیهان با بیان اینکه اختلافات دو مذهب شیعه و سنی هم به لحاظ تاریخی و ماهوی ریشه در مباحث فکری و اعتقادی دارد، عنوان می کند: « به طبع، روح اسلام در نشر عقاید درست و صحیح اسلامی، اتحاد و انسجام است و اختلافات جزیی در مسائل عملی اسلامی مثل احکام و فقه و شریعت است ولی از لحاظ اصول اعتقادی و مبانی اعتقادی شیعه و سنی خیلی تفاوتی ندارند بلکه اشتراکات بسیار مهمی دارند.»
وی درباره مشترکات مسلمین می گوید: «مهم ترین منبع مشترک، قرآن است که همه پایبند به آن هستند و گاهی ما در تفاسیر مربوط به قرآن می بینیم علمای شیعه از تفاسیر اهل سنت استفاده می کنند و بالعکس. همچنین در مباحث کلامی، فلسفی و عرفان و آنچه به اعتقادات مربوط می شود مثل اعتقاد به معاد و نبوت و احترام به پیامبراعظم(ص) و خاندان عصمت و طهارت اختلاف برجسته و پر رنگی وجود ندارد.»
معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با تأکید بر اینکه روح اسلام، روح وحدت و یگانگی است، تصریح می کند: «نشر حقیقت اسلام به دست علماست و بالطبع همه دنیاطلبان که عظمت اسلام و عزت مسلمانان را برنمی تابند، اگر بخواهند اختلافی بین فرق مختلف و شیعه و سنی ایجاد کنند باید به سراغ علما بروند؛ طبیعی است تنها آنهایی که خودشان خود را عالم می دانند و علم را به عنوان وسیله ای برای مطرح کردن خودشان می دانند، با چنین جریان هایی همراه می شوند.»
وی می افزاید: «مواردی بوده که عواملی از سرویس های امنیتی و اطلاعاتی غرب مثلا انگلیس، حقوق گرفتند تا با مباحث اعتقادی شیعه و سنی آشنا شوند و بعد به عنوان یک عالم شیعی یا سنی و به فرموده آقا سنی آمریکایی و شیعه لندنی در میان مسلمانان به تفرقه افکنی مشغول شوند.»
**بصیرت علما مقدم بر بصیرت مسلمانان
حجت الاسلام علیزاده با اشاره به بی بصیرتی برخی علمای شیعه و سنی و همراهی نادانسته آنان با دشمنان اسلام، اظهار می دارد: «ما عالمانی که به لحاظ علمی مطرح اما به لحاظ سیاسی ساده لوح باشند در میان علمای شیعه و اهل سنت فراوان داشته و داریم؛ افرادی که در تله دشمنان اسلام گرفتارشدند و به جای اینکه علمشان موجب روشنگری شود و در جهت عزت اسلام باشد خود اینها آتش بیار معرکه دشمن شده و سبب تفرقه و اختلاف شدند.»
معاون سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور با تأکید بر اینکه دشمنان از ظرفیت علما برای ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی استفاده می کنند، توضیح می دهد: « توده های مردم، چه شیعه و چه سنی، حقیقت اسلام را از زبان علما دریافت می کنند. این خیلی مهم است که مردم مسلمان اعم از شیعه وسنی چهره شناس باشند و سراغ کسی که ادعای عالمی دارد اما در عملکرد خود بصیرت لازم برای شناخت دشمن و توطئه هایش را ندارد، نروند.»
**تکفیری هایی که فریب عالمان مزدور را خورده اند
بنابر آن چه گفته شد، یکی از آن چیزهایی که اکنون گریبانگیر جامعه مسلمانان شده، فریب خوردگی برخی علما و بروز و ظهور علمای مزدور است که به جای تبلیغ اسلام حقیقی، بر طبل اختلاف می کوبند و مسلمانان را به نام دین خدا به جان هم می اندازند. به راستی چه کسانی جز علمای خود فروخته به دنیا یا جاهل، می توانند این چنین جماعتی را به نام دین بر آشوبند و به جان عده ای از مسلمانان دیگر بیندازند.
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان در برخی سخنرانی های خود به این مسئله اشاره کرده است که برخی از اعضای گروه های تکفیری جوانان فریب خورده ای هستند که گمان می کنند به نام دین اسلام دارند می جنگند.
همچنین در گفت وگوی زنان و اسرایی که از دست داعش فرار کرده اند با رسانه های مختلف جهان، گاهی به مقید بودن برخی از اعضای داعش به مسایل مذهبی اشاره شده است. نکته مهم در این میان، انتساب خشونت طلبی، جنایت، فساد و تفرقه به اسلام از سوی عالم نمایانی است که هیچ یک از علمای برجسته، شناخته شده و مورد تایید جهان اسلام اعم از شیعه و سنی آنها را به رسمیت نمی شناسند.
**آل سعود کانون پرورش خشونت علیه اسلام
قطعاً چنان چه تبلیغ اسلام حقیقی در کشورهای اسلامی از سوی علما و دولتمردان پیش از این دنبال می شد، امروز شاهد بروز و پیدایش جریان های تکفیری در آن وسعت نبودیم.
محمدرضا اکبری نیا کارشناس و تحلیلگر مسایل سیاسی ضمن بیان این مطلب به گزارشگر روزنامه کیهان می گوید: « البته نباید نقش مهم و جدی وهابیت و آل سعود را در پرورش و تربیت مسلمانان خشونت طلب و هنجار شکن را نادیده گرفت. عالم نمایان وهابی از ابتدای تشکیل پادشاهی آل سعود تا کنون، همواره پیروان مذاهب مختلف اسلامی اعم از شیعه و سنی را تکفیر نموده اند و آل سعود نیز با تمسک به ادعاها و فتاوای عالم نمایان وهابی به قتل و خونریزی علیه شیعیان و اهل سنت پرداخته است. »
این کارشناس مسایل سیاسی تصریح می کند: «بر همین اساس است که امروز شیعه و سنی در یمن از حملات آل سعود و متحدانش در امان نیست و مسلمانان شیعه در بحرین نیز به دست نیروهای نظامی عربستان به خاک و خون کشیده می شوند. همچنین تکفیری های تروریست نیز، به مدد و یاری همه جانبه آل سعود و وهابیت، چند سالی است شاهد فجیع ترین جنایات در طول تاریخ است. از این نظر، وظیفه سنگین علما در بصیرت بخشی و مفتضح نمودن علمای شیعه لندنی و سنی آمریکایی بیش از پیش سنگین تر شده است.»

*منبع : ایرنا

رویکرد تشیع انگلیسی : جایگزینی «شیعه» به جای «اسرائیل»! / توهین به مقدسات اهل سنت در هیئات!

در سالهای اخیر جهان اسلام با پدیده ای به نام شبکه های ماهواره ای مذهبی مواجه شده است. شبکه هایی که بعضی با هدف گسترش مبانی اسلام، بعضی دیگر با هدف گسترش مذهب خاص خود و البته دیگرانی که برای رویارویی با دیگر مذاهب اسلامی به وجود آمده اند. دسته سوم از شبکه ها را نمی توان «شیعی» یا «سنی» نامید. چرا که این شبکه ها بیش از آنکه مبلغ تشیع باشند، «سنی ستیز» اند و بیش از آنکه مبلغ تسنن باشند «شیعه ستیز» اند! یعنی اساسا هویت این شبکه ها برای جنگ با مذهبی دیگر شکل گرفته است. لذا بیش از آنکه به مسائل ایجابی مذهب خود بپردازند، به نفی و طرد و حتی توهین و فحاشی به مذهب مقابل روی می آورند.
عمده شبکه های «شیعه ستیز» با رویکردهای وهابی و سلفی شکل گرفته اند. اکثر شبکه های «سنی ستیز» نیز با رویکردهایی تشکیل شده اند که آن را «تکفیر شیعی» می نامیم. این دو جریان رسانه ای که به صورت برق آسا و البته کاملا مشکوکی رو به گسترش هستند، علیرغم تفاوت های ظاهری، در بیشتر مسائل اشتراک دارند. در واقع این دو جریان، لبه های یک قیچی اند که به جنگ یک چیز آمده اند: اسلام ناب محمدی.
دشمنی با انقلاب اسلامی ایران، ستیز با ولایت فقیه و مرجعیت شیعه و مشخصا شخص آیت الله خامنه ای، تکفیر سایر مسلمانان، مبارزه با عقلانیت اسلامی و ترویج ظاهرگرایی، ترویج اسلام سکولار و غیرسیاسی، برحذر بودن از مبارزه با استکبار و ایجاد درگیری داخلی میان مسلمین و در نهایت رویارویی علنی و عملی با اتحاد مسلمین از مهمترین اشتراکات این دو جریان رسانه ای است. و کیست که نداند اتفاقا همین مولفه هاست که اسلام را از درون پوچ و قوه مسلمین را در رویارویی با کفار از بین خواهد برد؟

الهیاری و الحبیب، پرچمداران تشیع! 

حسن الهیاری، شیخ لس آنجلس نشین که متاثر از تفکرات انجمن حجتیه است، در تاریخ 3 خرداد 92 می گوید: «من همیشه گفته ام ولایت فقیه یعنی همان ولایت ابلیس… 99 درصد علمای شیعه مخالف ولایت فقیه هستند. ما ولایت فقیه را منحرف، حکومتی ظالمانه، استبدادی و باطل می دانیم.»
او علاوه بر ولایت فقیه و انقلاب اسلامی با مراجع شیعه نیز مشکل دارد. الهیاری در تاریخ 18 /8 / 92 می گوید: «علت پیروزی انقلاب این بود که مردم ندیده بودند عالم بر سر مردم کلاه بگذارد. اما در این عصر مکارم و نوری را دیدند که دروغ می گویند.»
الهیاری در تاریخ 18 / 8 /92 با توهین وقیحانه به آیت الله مصباح یزدی می گوید: «تمساح یزدی گفته مدیریت امام خامنه ای شبیه معصوم است. این کافر چقدر نجس است.»
در ادامه یکی از بینندگان در تماس با الهیاری می گوید: «امسال محرم، یکی از شاگردان آیت الله مکارم به نقل از او گفت این که گفته می شود روز عاشورا زن ها با موی پریشان از خیمه ها بیرون آمدند، درست نیست چون اهل بیت چنین کاری نمی کنند.»
الهیاری در پاسخی بی ادبانه به این سخنان می گوید: «این سلطان شکر اصلا نمی فهمد چه می گوید.»
الهیاری البته ابایی از بیان اینکه با اسرائیل مشکلی ندارد، ندارد!. او در تاریخ 5 / 4 /92 می گوید: «من بر ضد اسرائیل صحبت نمی کنم. 60 سال پیش که اسرائیلی نبود اما این ظلم ها در دنیا زیاد بود. اگر اسرائیل از بین برود آیا عالم گلستان می شود؟ نه. این همه مواد مخدر، طلاق و اختلاف بین والدین و فرزندان و … به اسرائیل ربطی ندارد.»
این رویه البته درباره آمریکا نیز صدق می کند. او در تاریخ 13 / 8 /92 می گوید: «از آمریکا یزید نسازید. شما فقط معارف اهل بیت را بیان کنید. مجلس روضه، سازمان ملل نیست که مسائل بین المللی را آن جا بیان کنید. آنجا فقط مداحی کنید تا نزد حضرت زهرا روسفید شوید.»
حسن الهیاری البته دفاع مقدس و خون شهدا را هم زیر سوال می برد. او در تاریخ 4 /7 /92 درباره جنگ ایران و عراق می گوید: «بیشتر لشگر صدام از شهرهای نجف و کربلا و بصره بودند. شما با نام اهل بیت در جنگ ایران و عراق به جنگ طرفداران اهل بیت رفتید. کسانی که از طرف مقابل شما کشته می شدند، همه شیعه بودند. شما ایرانی ها عراق را انگولک کردید که به کشورتان حمله شد. شما در ایران فتنه کردید. صدام هم به شما حمله کرد.»
جالب اینکه الهیاری اخیرا ادعای مرجعیت نیز کرده است!
یاسر الحبیب، شیخ لندن نشین نیز چنین رویکردهایی دارد. او البته از خاستگاه فکری دیگری برخاسته و خود را مقلد «سید صادق شیرازی» می نامد. صادق شیرازی هم او را تایید کرده است. الحبیب نه تنها با آیت الله خامنه ای دشمنی می ورزد که هرکسی که معتقد به وحدت اسلامی باشد را هدف توهین قرار می دهد. آیت الله سیستانی، آیت الله بهجت، آیت الله مکارم شیرازی و … از جمله بزرگوارانی هستند که توسط یاسرالحبیب مورد توهین قرار گرفته اند. او داماد «مجتبی شیرازی» برادر «صادق شیرازی» است که رسما و علنا آیت الله خامنه ای را مورد لعن و آیت الله بهجت را تکفیر می کند. یک جستجوی ساده در اینترنت تمامی این ادعاها را اثبات می کند.
آوردن این نمونه ها از هتاکی های وقاحت آمیز الهیاری و یاسرالحبیب به انقلاب، مراجع و شهدا صرفا جهت روشن شدن رویکرد کسانی است که امروزه «پرچمدار تشیع» در دنیا شده اند! «پرچمداری تشیع» توسط امثال الهیاری و یاسرالحبیب سخنی گزافه نیست. امروز در دنیا و به ویژه در جهان اسلام تشیع را با این افراد می شناسند. یک «تشیع» فحاش و بی منطق که دست در دست آمریکا و اسرائیل به جنگ مستقیم با سایر مسلمانان وارد شده است!
این مسئله چند دلیل دارد: اول اینکه خود ما هنوز نتوانسته ایم تصویری درست از تشیع اصیل انقلابی که حضرت امام «ره» و مقام معظم رهبری سردمدار آن هستند را به جهان اسلام نشان دهیم. دلیل دیگر برجسته سازی این افراد توسط دشمن است. یاسرالحبیب شیخ جوان و ناشناسی است که به یکباره به صورت وسیعی در رسانه های جهان اسلام برجسته شده و افکار انحرافی اش به نام تشیع به بدنه مردم کشورهای اسلامی تزریق می شود.

اعتراف یاسر الحبیب به نقش خود در گسترش شیعه ستیزی (دانلود)

ضرباتی که از نبود نگاه فرهنگی در جهان اسلام می خوریم 

متاسفانه ما اساسا نگاهی فرهنگی به جهان اسلام نداشته ایم و جهت دهی به افکار عمومی مسلمانان را وانهاده و صرفا درگیر مسائل سیاسی و امنیتی بوده ایم. دشمن از این فرصت به خوبی استفاده کرده و نه تنها رویکردهای ضدشیعی را گسترش داده و از جهل مردم نسبت به تشیع در جهت بدبین کردن آنان به شیعیان استفاده کرده، بلکه جریانی تقلبی و انحرافی را به عنوان نماد تشیع به مسلمانان معرفی کرده تا بتواند تهمت های خود به تشیع را به وسیله خود شیعیان به اثبات برساند!
دلیل اینکه در چند سال اخیر محبوبیت جمهوری اسلامی در سطح جهان اسلام کاهش یافته را باید در چنین مسائلی جستجو کرد. عوام جهان اسلام قادر به تمایزگذاری میان یاسرالحبیب و آیت الله خامنه ای نیستند و در نظر آنان هر دو «شیعه» هستند. آنها به خاطر این عدم تمیز مقصر نیستند. چون به جز این روایت از تشیع، روایت دیگری را نشنیده اند. مقصر ما هستیم که اولا تشیع وحدت گرای اصیل را معرفی نکرده و ثانیا به خوبی مرز خود را با این جریانات انحرافی روشن نکرده ایم. و البته رسانه ای نداشته و نداریم که بخواهیم ذهنیت مسلمانان را نسبت به خود تصحیح کنیم. این نقیصه هم برمی گردد به نبود نگاه فرهنگی به جهان اسلام که اکنون ضربات آن را متحمل می شویم.

جایگزینی «شیعه» به جای «اسرائیل»! 

غریبه که بین مان نیست! سید حسن نصرالله یک زمانی محبوب ترین شخصیت جهان عرب بود، اما امروز دیگر نیست! چرا؟ به دلیل ایجاد رویکردهای تفرقه آمیز در جهان اسلام و بدبینی اهل سنت نسبت به شیعیان. این بدبینی چگونه به وجود آمده؟ به دست یاسر الحبیب و امثال او. البته بحران سوریه هم بی تاثیر نبوده. دشمن به وسیله رسانه های پرتعدادش، یک گزاره را هر روز بارها و بارها در گوش اهل سنت می خواند: «بشار اسد علوی با کمک ایران شیعی، روزانه هزاران سنی سوری را می کشد!»
دشمن می خواهد به جای خطر اسرائیل در منطقه، خطر دشمن ساختگی یعنی شیعیان را در دل اهل سنت ایجاد کند. کسی که این پازل را تکمیل می کند، جریان افراط گرای شیعه است که با توهین به مقدسات اهل سنت، کاری می کند که اهل سنت تبدیل به دشمن شیعیان شوند. البته ما هم بعضا به دلیل ناآگاهی پازل دشمن را کامل می کنیم. متاسفانه توهین به مقدسات اهل سنت و تحریک و تحقیر آنان در بعضی از مجامع و هیئات دیده می شود که جز منزوی کردن تشیع و دور کردن سایر مسلمانان از مکتب اهل بیت «ع» هیچ کارکرد دیگری ندارد. و بدیهی است که دور کردن دیگران از سفره اهل بیت «ع» بزرگترین خیانت است به اسلام و تشیع!
گلایه رهبر معظم انقلاب از بعضی هیئت ها (دانلود)

چه باید کرد؟ 

نکته دیگر درباره چگونگی مواجهه با جریان افراط گرای شیعه است. درست است که این جریان به وسیله استکبار تقویت می شود، اما نباید از وجهه فرهنگی آن غافل ماند. این جریان سالها روی بعضی از هیئات کار فرهنگی انجام داده و توانسته تفکر خود را به بعضی از آنان منتقل کند. بنابراین برای مقابله با این جریان باید کار فرهنگی انجام داد و صرف اقدامات امنیتی مشکلی را برطرف نمی کند. باید به مقابله با «تفکر» این جریان رفت، نه صرفا شخص صادق شیرازی.
مقابله فرهنگی با این جریان یعنی پاسخ به شبهات آنان در باب وحدت اسلامی، تبیین رویکرد وحدتی اهل بیت «ع»، تبیین روش صحیح تعظیم شعائر اهل بیت «ع» و جلوگیری از فراموشی دشمن بزرگتر یعنی استکبار جهانی در میانه اختلافات شیعه و سنی. وحدت را نیز باید از صرف شعار بیرون آورد و به صحنه عمل کشاند. رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید: « این قدر ما روایت در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه «ع» داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر اینها نماز بخوانید، مثل اینکه پشت سر پیغمبر نماز خوانده اید… این نمایش وحدت است. عملا وحدت را نشان دهید.» (4 / 8 / 88 )
در پایان توصیه دردمندانه ولی امرمان را متذکر می شویم. باشد که با عمل به فرامین ایشان، قدمی در راه اعتلای اسلام برداریم:
« این وحدت در ایران، گران به دست آمده است. این ندای وحدت در دنیا، گران جا افتاده است. این را آسان نشکنید! هر که بشکند خیانت کرده است؛ هر که میخواهد باشد. فرقی نمیکند سنّی باشد یا شیعه باشد.»( 14/6/72)
حامد رضایی
منبع : اخوت

 

جهل و توطئه ، دو اصل غیر قابل انکار در تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون به نقل از  خبرنگار مهر، ، به مناسبت عید سعید غدیر، عید اکمال دین و اتمام نعمت، طی گفتگویی تفصیلی با آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی به اهمیت واقعه غدیر در تاریخ اسلام و نوع نگرش صحیح به غدیر و نحوه ترویج آن پرداخته ایم. در خلال این گفتگو که به بحث درباره تشیع انگلیسی و ضرورت حفظ وحدت اسلامی و پرهیز از تفرقه نیز کشید، خاطرات جالبی از مناظره با علمای سایر فرق اسلامی نیز نقل شده است.

آیت الله قزوینی، علاوه بر مدیریت شبکه جهانی ولایت، مشاور بین المللی آیت الله مکارم شیرازی و از استادان حوزه علمیه قم است. وی علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای فلسفه و تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت و مؤسس و مدیر موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(ع) است. وی همچنین به عنوان یکی از چهره های ماندگار استان قزوین شناخته شده است.

*با توجه به اینکه واقعه غدیر ۳ روز به طول انجامیده و پیامبر خطبه بسیار مفصلی خوانده و در آن به مباحث مهدویت نیز اشاره کرده و حتی ۲۱ ویژگی امام زمان را برشمرده است و می توان گفت این واقعه نه تنها مختص به انتصاب حضرت علی(ع) نیست بلکه انتصاب ۱۲ امام است، به نظر شما علیرغم اهمیت فوق العاده غدیر در تاریخ اسلام، چرا این واقعه، آن گونه که باید و شاید حتی در بین شیعیان بزرگ داشته نمی شود؟

ما باید دست به دست هم بدهیم و غدیر را احیا کنیم. برای این کار ابتدا باید ببینیم که آیا به این واقعه صرفاً به صورت یک حادثه تاریخی می خواهیم نگاه کنیم یا اینکه آن را به عنوان یک قضیه تعیین کننده در سرنوشت آینده اسلام باید تلقی کنیم. اگر نگاه ما به غدیر مثل جنگ خیبر، احزاب یا قضایای دیگری است که در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است، مبدل به امری عادی و تاریخی می شود ولی اگر آمدیم غدیر را به عنوان درخشش نور رسالت در قالب امامت معرفی کردیم، این نگاه، خیلی عوارض دارد و نگرش ما را به غدیر تغییر می دهد. غدیر را باید به عنوان استمرار رسالت جهانی نبی مکرم، در زیر پرچم امامت و ولایت معرفی کنیم.

تعدادی از افراد که مسلمان شده بودند، چون شنیده بودند از تورات و انجیل، که پیامبری می آید و جهان را تسخیر می کند و دین آخر است، مسلمان شده بودند که از اسلام به یک نوایی برسند. با این واقعه تمام منافع خود را در خطر می دیدند. واقعه ای که در رأس آن شخصی به عنوان ولی معرفی می شود که در تمام جنگ های بزرگ فاتح بوده است. به قول خلیفه دوم که می گوید: «لولا سیف علی لما قام عمود الاسلام»، اگر شمشیر علی(ع) نبود پرچم اسلام برافراشته نمی شد اما خیلی‌ها بغض علی(ع) را داشتند فلذا پیغمبر(ص) به صراحت فرمود «ضَغَائِنُ فِی صُدُورِ أَقْوَامٍ ، لا یُبْدُونَهَا لَکَ إِلا مِنْ بَعْدِی»کینه هایی از علی(ع) در سینه های مردم می بینم که بعد از من به منصه ظهور می رسند.

*چه شد که واقعه غدیر به آن عظمت فراموش شد؟

در اینجا حرف های زیادی دارم برای اینکه توضیح دهم که چه شد غدیر به فراموشی سپرده شد. قریش و در رأس آن بنی امیه ۲۱ سال علیه اسلام جنگیدند، ۱۳ سال پیغمبر(ص) در مکه بود، ۸ سال هم در مدینه، و اینها سال هشتم هجری در فتح مکه در زیر شمشیر بران سربازان اسلام مسلمان شدند. امیرالمومنین(ع) در خطبه ۱۶ نهج البلاغه، قسم شدید و غلیظ می خورد و قسم به خدای هستی آفرین و خدای جان آفرین که آنهایی که در فتح مکه مسلمان شدند، تظاهر به اسلام کردند و کفر واقعی خودشان را مخفی کردند و امروز در جنگ صفین کفر واقعی شان را ابراز داشتند.

غدیر در حقیقت فصل جدیدی از تاریخ اسلام است که با معرفی علی ابن ابیطالب(ع) به عنوان ولی امر مسلمین، دین الهی کامل می شود، اکملت لکم دینکم و نعمت های الهی دیگر به آخرین مرحله های پایانی می رسد، اتممت علیکم نعمتی و دین اسلام به عنوان دین رسمی مرضی خداوند معرفی می شود؛ و رضیت لکم الاسلام دینا. اینها که ۲۱ سال با اسلام جنگیدند تازه فهمیدند که با رفتن پیامبر(ص)، اسلام خاموش نمی شود. علی(ع) آمد جای پیغمبر(ص) معرفی شد و دیدند که گفته خداوند صحیح است که فرمود: ان شانئک هو الابتر.

دیدند که بعد از علی(ع)، فرزندان پیغمبر(ص) هم جای علی(ع) خواهند نشست و لذا اینهایی که ۲۱ سال دشمنی کرده بودند، دست به دست هم دادند تا این نور غدیر را به یک نوعی خاموش کنند. شما ببینید حضرت امام(ره) از دنیا رفت مردم چه غوغایی کردند، از کجا آباد از روستاهای دور دست مردم پاشدند برای مراسم دفن امام(ره) آمدند. خود امام(ره) که خود را خاک زیر پای فرزندان پیامبر(ص) می دانست از دنیا می رود این همه هجوم می آورند، حالا پیامبر از دنیا رفته اند و هنوز پیکر روی زمین است، نه غسل کردند نه کفن کردند نه دفن کردند، رفتند در سقیفه بنی ساعده… از همانجا روشن شد که چه مسائلی پشت پرده در جریان است، لذا به تعبیر مقام معظم رهبری، برکه غدیر فراموش شد، گودی قتلگاه به وجود آمد. دست هایی که در غدیر ۳ روز بیعت کردند همه بیعت شکستند.

سه روز پیغمبر از تمام صحابه، مهاجرین و انصار برای علی(ع) بیعت گرفت. آبی پر از طشت کردند و علی(ع) دستش را داخل این طشت کرد و زن ها دستشان را داخل طشت کردند تا بیعت کنند. همان کاری که پیغمبر در عقبه کرد. این دستان بیعت در غدیر فراموش شد نتیجه اش این شد که دست قمر بنی هاشم قطع شد. دست این زنها که در غدیر بیعت کردند، فراموش شد، دست فرزندان حضرت زهرا(س) به زنجیر اسارت بسته شد. در یک جمله کوتاه باز از مقام معظم رهبری نقل می کنم که می گویند در غدیر بیعت گرفته شد اما همه بیعت شکستند. در غدیر بیعت کردند ولی جفا کردند اما در شب عاشورا بیعت برداشته شد اما وفا کردند. مقایسه کنید طلحه ها، زبیرها با آن سوابق درخشان شان، حالا ما کاری به شیعه و سنی نداریم، امیرالمومنین(ع) خلیفه چهارم عزیزان اهل سنت ماست اما چه شد و چه عواملی دست به دست هم داد که طلحه و زبیر در برابر خلیفه ای که با او بیعت کردند، شمشیر کشیدند؟

از آن طرف مسلم ابن عوسجه، زهیربن قین و غیره را ببینید که در شب عاشورا امام حسین(ع) می فرماید بیعت از شما برداشتم، بروید، می گویند اگر خدا به ما هزار جان دهد، آن را برای تو فدا می کنیم اما در غدیر این چنین نیروهایی نداشتیم. ابوذرها بودند آمدند اعتراض کردند، مقداد اعتراض کرد اما شما تاریخ را بخوانید و ببینید با اینها بعد از سقیفه چه کار کردند. دست و پای مقداد را زدند خرد کردند. دنده های سلمان را خرد کردند، مقداد را تکه پاره اش کردند. در همین سقیفه بنی ساعده، حباب ابن منذر را دندانهایش را خرد کردند. اینها گفتنی نیست؟

ما اهانت نمی کنیم ولی حقایق تاریخ را هم باید گفت. داستانی را مرحوم مظفر در کتاب دلائل الصدق دارد. می گوید یک سنی از عالم شیعه سئوال کرد چرا برای امام حسین(ع) که ۱۳۰۰ سال قبل از دنیا رفته، هر سال شما عزاداری می کنید؟ گفت: ما غدیر را نادیده گرفتیم، شما انکار کردید، می ترسیم اگر عاشورا را هم فراموش کنیم و نادیده بگیریم شما فردا بگویید امام حسین(ع) سرماخوردگی داشت و آنفلوآنزا گرفته بود و خدا رحمتش کند از دنیا رفت.

بنده حدود ۴۸ سال است که در حوزه هستم و حالا قطعاً رزومه مرا دوستان دیده اند از سال ۶۸ گواهی اجتهاد دارم. دکترای حوزه سطح ۴ دارم دکترای فلسفه و ادیان از دانشگاه بین المللی هلند دارم. مدرک پروفسوری از دانشگاه بین المللی لندن انگلیس دارم و بیش از ۴۰۰ کتاب تألیف کردم همه هم به زبان عربی، غیر از یک کتاب که در رابطه با وهابیت است و به زبان فارسی است. تعدادی از کتابهایم کتاب برگزیده سال شده اند. بنده ندیدم در یک جا پیغمبر اکرم(ص) چیزی بگوید و ادامه دهند که حاضرین به گوش غایبین برسانند، معاصرین به گوش آیندگان برسانند، اما در غدیر ببینید چند مورد داریم که ایشان تأکید می کنند که حاضرین به غایبان برسانند، پدران به پسران برسانند، حاضرینی که حرف مرا می شنوید! موظف هستید و مسئولیت دارید پیام مرا به آیندگان برسانید اما متأسفانه ما این جمله پیغمبر(ص) که فرمود «انکم مسئولون» را فراموش کردیم، «فیبلغ الشاهد الغایب»، فراموش شد و نتیجه اش این شد که می بینیم.

*وقتی در مدینه پیامبر(ص) رحلت می کند و سقیفه بنی ساعده تشکیل می شود و خلیفه تعیین می شود، طبعاً  روال باید اینگونه باشد که پیک هایی به شهرهای مهم جامعه اسلامی بفرستند و خبر دهند که پیامبر(ص) رحلت کرده و ابوبکر خلیفه شده است. آنهایی که در غدیر بودند و با علی(ع) بیعت کردند، در شهرهای مختلف جامعه اسلامی چه موضع و واکنشی نسبت به آن خبر داشتند؟

اولاً در سقیفه بنی ساعده چند نفر بودند؟ مجموع اینها ۲۰ نفر بودند. تمام کسانی که آمدند و بیعت با ابوبکر را مطرح کردند، ۲ نفر بودند؛ عمر و ابوعبیده جراح. بزرگان اهل سنت نقل کرده اند و در صحیح بخاری هم هست که خلیفه دوم می گوید: «انما کانت بیعت ابی بکر فلته»، فلته یعنی یک کار عجله ای و بدون تدبیر. خلافت ابوبکر کاری بود که عجله ای و بدون تدبیر صورت گرفت.

جالب این است که بزرگان اهل سنت می گویند ما در خلافت ابوبکر اجماعی نداریم. خود ابن تیمیه، بنیانگذار فرقه وهابیت در منهاج السنه جلد ۸ ص ۱۴۴ می گوید ما نیازی نداریم در امامت اجماعی باشد. چرا؟ زیرا در خلافت ابوبکر اجماعی در کار نبود. یا آقای قرطبی که از علمای بزرگ اهل سنت است در تفسیر قرطبی جلد اول، ص ۲۶۹ می گوید اگر یک نفر هم از اهل حله بیاید با کسی بیعت کند، آن می شود خلیفه مسلمانها، دلیل ما چیست؟ آن است که عمر رضی الله عنه با ابی بکر، بیعت کرد و ابی بکر با بیعت یک نفر به خلافت رسید. وقتی بیعت کرد همه باید بیایند با او بیعت کنند.

وقتی قبیله اسلم که یک قبیله چماق به دست بودند، از اطراف مدینه آمدند، هر کس با ابوبکر بیعت نمی‌کرد سر و گردن او را با آن چماق‌ها لت و پار می‌کردند. ما هم نمی گوییم. اینها را خودشان می‌گویند. ما این مسائل را بارها در شبکه ولایت مطرح کردیم به وهابی‌ها گفتیم بیایید به ما جواب دهید. ما در مباحث امامت و خلافت گفتیم با اهل سنت مناظره نمی‌کنیم. اصلا و ابدا، صلاح ما هم نیست. صلاح اهل سنت هم نیست ولی وهابی‌ها که می‌گویند ما نماینده اهل سنت هستیم ما حاضریم بیایند با ما مناظره کنند اگر راست می‌گویند. شما ببینید این قضایا به این شکلی اتفاق افتاد و همچنین ببینید امیرالمومنین(ع) تا ۶ ماه با ابوبکر بیعت نمی‌کند و این مطلب در صحیح بخاری است.

 بنده این قدر مناظره کرده ام که دیگر آدرس‌ها را حفظی می‌گویم. صحیح بخاری جلد ۵ صفحه ۸۰ درحدیث ۴۲و۴۱ می‌گوید علی‌ابن‌ابیطالب تا ۶ ماه بیعت نکرد. بعد جالب این است که نه تنها علی(ع) تا ۶ ماه بیعت نکرد، بلکه هیچ یک از بنی‌هاشم با ابوبکر بیعت نکردند. مگر علی و بنی‌هاشم جزو صحابه نبودند؟ تا ۶ ماه هم که صحیح بخاری می‌گوید علی بیعت نکرد. از آن طرف هم ابن حزم اندلسی متوفی سال ۳۴۵ هـ ق می‌گوید لعنت خدا بر آن اجماعی که علی داخل آن اجماع نباشد.

*شما گفتگوها و مناظرات فراوانی داشته اید در دفاع از اعتقادات تشیع. خاطراتی اگر از بعضی از این گفتگوها دارید برای ما بگویید.

یک روزی یکی از اندیشمندان اهل سنت به قم آمده بود برای تحقیق و بررسی، یکی از دوستان از جامعه المصطفی با بنده تماس گرفتند، سپس خود آیت‌الله سبحانی بعد از نماز مغرب و عشاء به من زنگ زد گفت یکی از این آقایان قرار است بیاید پیش من سئوالی دارد، من فرصت ندارم می‌فرستم منزل شما، با او صحبت کن، آمد، گفت که آقا من مذهب اهل سنت را مذهب مبتنی بر دموکراسی می‌دانم، گفتم ما هم قبول کردیم اما من سئوالی از شما دارم، اگر این سئوال را به من جواب دادی من همینجا سنی بودنم را اعلام می‌کنم، شما برو همه جا اعلام کن که قزوینی سئوالی از من کرد من جواب دادم و سنی شد. گفتم بهتر از این مگر می‌خواهی؟ گفت نه سئوالت را بپرس. گفتم شما می‌فرمایید که خلافت خلفای سه گانه، همه مبتنی بر دموکراسی بوده در همین شورای ۶ نفره‌ای که خلیفه دوم، جناب عمر آمد ۶ نفر را برای انتخاب رهبر آینده معرفی کرده این دموکراسی است. ولی ببینید در این متنی که حکم را ابلاغ کرده چه چیزی نوشته است.

تاریخ طبری را باز کردم، گفتم جناب عمر در این حکمی که برای خبرگان رهبری داده نوشته این ۶ نفر را در یک اتاق دربسته نگاه دارید به صورت قرنطینه تا سه شبانه روز، نه اینها حق دارند بیرون بروند و نه کسی از بیرون حق دارد به آنجا برود. اگر چنانچه ۵ نفر به کسی رای دادند یک نفر مخالفت کرد همانجا گردن آن یک نفر را بزنید، اگر ۴ نفر رای دادند ۲ نفر مخالفت کردند، گردن آن ۲ نفر را بزنید. گفتم برادر بزرگوارم به من جواب بده، این چه دموکراسی است که اگر کسی بیاید رای مخالف دهد گردنش زده می‌شود؟ در کجا به آن دموکراسی می‌گویند؟ گفتم این کتاب هم مال شماست. تاریخ مدینه، جلد دوم صفحه ۸۲، تاریخ طبری جلد ۲ صفحه ۵۸، کامل ابن اثیر جلد ۲ صفحه ۴۶۱. هرسه هم چاپ دارالکتاب بیروت هستند.

گفتم این یک سئوال من است جواب بده، گفتم سئوال دوم من این است در همین حکمی که عمر به این ۶ نفر داده نوشته اگر ۳ نفر یک رای دادند ۳ نفر رای دیگر و با هم برابر شدند اینجا چه کار کنیم. می گوید آنجا پسرم عبدالله عمر را صدا کنید او با هر کدام رای‌اش موافق بود او برنده و پیروز است. یعنی اگر ۳ به۳ شدیم، عبدالله عمر را بگویید بیاید او نظر دهد. نظر به هر کدام داد او برنده است. گفتم این خیلی خوب است حداقل یکی از صحابه می آید. ولی گفتم یک جمله ای از عمر در رابطه با عبدالله ابن عمر است باز در طبقات الکبری، جلد۳ صفحه ۳۴۳ که سئوال کردند از عمر چرا پسرت عبدالله بن عمر را نمی خواهی خلیفه کنی؟ عمر به طعنه گفت مادرت به عزایت بنشیند، خدا بکشدت پسر من عبدالله بن عمر بلد نیست زنش را طلاق دهد. او را خلیفه کنم؟، گفتم سئوال من این است که عمر می‌گوید پسرم عرضه طلاق زنش را ندارد حالا می‌خواهد در یک امری که سرنوشت ملت اسلامی به او بسته است، وامت اسلامی سرنوشتش به این مسئله گره خورده است، اظهار نظر کند و رأیش فصل الخطاب باشد؟

خدا را شاهد می‌گیرم این بنده خدا سرش را پایین انداخت، حدود شاید دو دقیقه فکر کرد سرش را بلند کرد به من گفت دکتر تابحال کسی چنین سئوالی از من نکرده بود. آن چنان تو مرا در بن‌بست قرار دادی، من هر چه فکر می‌کنم جوابی به تو دهم و این کار را توجیه کنم، نمی‌توانم جوابی بدهم. گفتم برادرم شاید الان به ذهنت نرسد، شما بزرگواری کن تشریف ببر، من هستم، آدرس مرا هم بلدی، من پست دولتی هم ندارم، حوزوی هستم، برو از عُلمای بزرگ، شخصیت‌ها و اساتید دانشگاه سئوال کن و اگر جواب درستی داشتی بیا به من بده. اگرجوابت قانع‌کننده بود، من روی حرفم هستم. حاضرم به دست جنابعالی تغییر مذهب دهم و به شما هم اجازه می‌دهم که بروید در همه رسانه‌ها اعلام کنید قزوینی مذهبش را تغییر داد. دیگر از این بهتر؟ ایشان از من خداحافظی کرد و تقریباً بعد از سه ماه رفت خدمت آیت الله مکارم و به دست ایشان به مذهب شیعه مشرف شد و الان در یکی از کشورهای آسیای میانه از مبلغین سخت‌کوش شیعه است. فقط یک سئوال از او کردم، نه به او توهین کردم، نه فحش دادم نه جسارت کردم. آدم منصفی بود.

خاطره دیگری تعریف کنم. سه چهار شب قبل ۱۲ میهمان از مصر داشتم. خودم دعوتشان کرده بودم. از آنها پذیرایی کردم، زیرا برای من، بسیار عزیز بودند. همه‌شان از اصحاب رسانه بودند، خبرنگار روزنامه‌های کثیرالانتشار، یا جزو مسئولان تلویزیون‌های پربیننده بودند. با یکی از این آقایان گفتگو می کردیم، گفتم ما خلافت ابوبکر را قبول نداریم، خیلی ناراحت شد. گفت شما که دم از وحدت می‌زنید، چرا ابوبکر را قبول ندارید. گفتم برای اینکه نه روایت و نه آیه‌ای داریم در تأیید مشروعیت خلیفه. اگر داریم بیان کنید. گفت آیا شما برای خلافت علی دارید؟ گفتم بله، پیغمبر(ص) فرمود: «علی ولی کل مومن من بعدی» ، علی ولی امر تمام مومنین بعد از من است. (کتاب مستدرک جلد ۳ صفحه ۱۱۰)، حاکم نیشابوری، می گوید صحیح است، ذهبی، می‌گوید روایت صحیح است. آقای البانی که بزرگ سردمدار رجال وهابی‌هاست در سلسله الاصحاب جلد ۳ صفحه ۲۲۰ می‌گوید روایت صحیح است. السنه ابن ابی قاسم صفحه ۵۵۱ می‌گوید روایت معتبر است.

یکی از اینها که اطلاعاتش بیشتر بود و تقریباً سرگروه هم بود، گفت یکی از دلایل ما برای حقانیت ابوبکر، نماز ابوبکر به جای پیغمبر(ص) است. اگر علی(ع) شایسته تر بود پیامبر علی(ع) را می فرستاد به جای ایشان نماز بخواند. حاج آقا سبحانی نقل می کرد رفته بودند در مسقط ۵۰، ۶۰ تا از علما جمع شده بودند و همین مسأله را بیان کردند و گفتند آقای سبحانی ما تأسف می‌خوریم شما راه گمراهی را رفتید  و ابوبکر را قبول ندارید. پیغمبر اکرم(ص) آخر عمر حضرت ابوبکر را فرستاد به جای خودش نماز خواند. پیغمبر(ص) وقتی فرمود در امر دین ابوبکر پیش نماز و امیر شماست خب در مسائل دنیوی جای خود را دارد.

۲۰ دقیقه ایشان صحبت کرد، آقای سبحانی گفت من گفتم بله، فقط یک مسأله است «ان الرجل لیهجر»، نعوذ بالله پیغمبر داشت هذیان می‌گفت. آیت الله سبحانی می‌گوید وقتی این را گفتم همه‌‌شان زدند زیر خنده، این سرش را پایین انداخت و تا آخر جلسه دیگر حرفی نزد. چطور شد وقتی پیغمبر(ص) می‌گوید کاغذی بیاورید من وصیتی بنویسم تا گمراه نشوید می‌گویند پیغمبر هذیان می‌گوید ولی وقتی می‌گوید ابوبکر برو نماز بخوان، این می شود بهترین دلیل خلافت ابوبکر؟ یک بام و دو هوا؟

اما نماز ابوبکر! گفتم صحیح بخاری جلد اول صفحه ۱۷۴ حدیث شماره ۷۱۳، روایت از عایشه همسر پیغمبر(ص) است. می‌گوید به ابوبکر گفتم برود نماز بخواند، رفت نماز خواند. پیغمبر حالش به قدری خراب بود که نمی‌توانست راه برود، یک دست در گردن علی و یک دست در گردن عباس، پاهای پیغمبر(ص) هم بر زمین کشانده می‌شد یعنی داشتند پیغمبر را می‌کشاندند رفت ابوبکر را کنار زد، نشسته نماز خواند. بعد صحیح بخاری می‌گوید کان ابوبکر یقتدی برسول‌الله و الناس یقتدون بابی‌بکر، ابوبکر به پیغمبر اقتدا کرده بود، مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند، گفتم سئوالی از شما دارم پیغمبر که نشسته نماز می‌خواند، نماز پیغمبر صحیح بود یا نبود، اگر صحیح است همه چرا به پیغمبر اقتدا نمی‌کنند و فقط ابوبکر دارد به پیغمبر اقتدا می‌کند. اقتدا کردن به نماز نشسته اگر صحیح است، خب همه به پیغمبر اقتدا کنند و اگر نماز پیغمبر باطل است، ابوبکری که به نماز پیغمبر اقتدا کرده، نماز او هم باطل است؛ در نتیجه نماز مردم هم باطل است. گفتم برادر بزرگوار شما بروید حداقل این کتاب صحیح بخاری خودتان را یک دوره از اول تا آخر بخوانید. این بنده خدا دیگر تا آخر جلسه حرفی نزد.

*برخی طرح بحث وحدت میان امت اسلامی را مستلزم از میان رفتن اختلافات عقیدتی می دانند و با همین برداشت ناصواب از مساله وحدت شیعه و سنی احساس خطر می کنند که عقاید را به خطر بیندازد در حالی که اساسا وحدت برای همین است که در عین اختلاف عقیده از تفرقه و دشمنی پرهیز کنیم. از نظر شما معنای وحدت چیست؟

ما عقیده به خلافت ابوبکر نداریم ولی اهل سنت را برادر خودمان می‌دانیم و آنها را مسلمان می‌دانیم. پشت سر سنی‌ها نماز می‌خوانیم. امام صادق(ع) فرمود هر کس پشت سر اهل سنت نماز بخواند مثل این است که پشت سر پیغمبر(ص) نماز خوانده است. ما ازدواج با اهل سنت را جایز می‌دانیم، هم دختر می‌دهیم هم دختر می‌گیریم. ذبیحه سنی را مباح می‌دانیم یعنی گوشت حیوانی که توسط برادر اهل سنت مان ذبح شده باشد را پاک می دانیم.

ما معتقد به امامت علی(ع) هستیم. شما اهل سنت هم ما را کافر نمی‌دانید. این معنای وحدت است. شما به عقیده خودتان باشید و ما هم به عقیده خودمان. بحث‌های علمی هم با هم می‌کنیم. بحث‌های علمی است. شما می‌گویید، من هم می‌گویم یا شما قانع می‌شوید یا من. با اینکه ما معتقد به خلافت ابوبکر نیستیم شما، ما را کافر نمی‌دانید و ما هم شما را که معتقد به خلافت بلافصل علی(ع) نیستید، کافر و فاسق و کثیف نمی‌دانیم، معنای وحدت هم همین است.

یک عده هستند که به اختلاف افکنی دامن می زنند و واقعه غدیر را طوری طرح می کنند که به وحدت لطمه بزنند. وقتی می خواهیم غدیر را به دنیا و همه مسلمان ها معرفی کنیم این معرفی چگونه باید باشد که به وحدت لطمه نزند و چطور باید بگوییم که غدیر برای همه مسلمان هاست و مختص به شیعه نیست؟

معتقدم کسی که بخواهد غدیر را معرفی کند اگر فقط بچسبد به خطبه غدیر، صد درصد کارش اشتباه است. پیغمبر اکرم(ص) یک سری زمینه‌سازی کرده است به صورت متعدد بعد از آن زمینه‌سازی‌ها آمده گفته است: «من کنت مولا فهذا علی مولا» ما متاسفانه چه در منبر چه در حوزه خبری‌مان چه در کتاب‌هایمان فقط این جمله از پیغمبر را بلدیم، اولاً پیغمبر اکرم(ص) از مدینه دارد می‌رود حج، اعلام عمومی می‌کند، طبق شهادت علمای بزرگ اهل سنت ۱۲۰ هزار یا ۱۲۴ هزار با او هستند. شما مراجعه کنید به دایره‌المعارف فرید وجدی، کتاب جدیدی هم است می‌گوید بعضی‌ها ۹۰ هزار بعضی‌ها ۱۲۴ هزار نفر تخمین زدند، این همه جمعیت را پیغمبر برای چه دارد می‌برد؟ برای اینکه یک همایش بی‌نظیری می‌خواهد تشکیل دهد و در آن همایش، می‌خواهد پیامی داشته باشد.

این یک زمینه‌سازی است. می‌رود روز ۴ ذی‌الحجه پیغمبر(ص) به مکه رسید و در کنار کوه منا سخنرانی کرد. همانجا توصیه به اهل بیت کرده است. رفتند عرفات پیغمبر آنجا سخنرانی کرد ولی در هیچ جا سخنرانی عرفات پیغمبر را مطرح نمی‌کنند، در حالی که شیعه و سنی سخنرانی پیغمبر در عرفات را نقل کرده‌‌اند. در همان‌جا باز بحث وحدت میان مسلمان‌ها و بحث ثقلین را طرح می کنند. تعبیر مهمی پیامبر(ص) در سخنرانی خود در منا دارد. البته در آن زمان منا در دست آل‌سعود نبود که این طور مردم را بکشند و الحمدالله صحابه از کشت و کشتار سالم ماندند.

پیامبر فرمود نضَّرَ الله عبدًا سَمِع مقالتی فوعاها، فبَلَّغها مَن لَم یَسْمعها، می‌گوید: فرخنده باد چهره آن کسی که سخن مرا بشنود و از سخن من پاسداری کند و او را به دیگران انتقال دهد. این سخنرانی قبل از غدیر و روز دهم است و هنوز هشت روز به غدیر مانده است. بعد در همان‌جا ایشان توصیه می‌کند مسلمان‌ها با همدیگر یکی باشند و مردم را سفارش می کنند به اینکه وحدت میان مسلمانان را حفظ کنید. تفرقه میان مسلمان‌ها ایجاد نکنید، بعد از من خون همدیگر را مباح نکنید، به جان هم نیفتید، به بهانه‌های مختلف همدیگر را نکشید. هم در خطبه عرفه و هم در خطبه منای ایشان هست.

این سخنان پیامبر قبل از غدیر است که حدود چهار، پنج خطبه از پیغمبر داریم. اینها همه زمینه‌سازی است. بعد در روز ۱۸ ذی‌‌الحجه که آیه شریفه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک به ایشان نازل می‌شود، حضرت، مردم را در یک بیابانی جمع می‌کند و می فرماید آنهایی که رفتند برگردند، آنهایی که عقب ماندند، برسند و ایشان خطبه می‌خواند. یک نکته مهم همین است که همیشه می‌گویند خطبه غدیر، حدیث غدیر نمی‌گویند. خطبه غدیر یعنی سخنرانی.

پیغمبر اکرم(ص) نماز ظهرش را خوانده تا نماز عصر، نزدیک به دو ساعت و نیم خطبه خوانده اند، تمام کتاب‌های اهل سنت را گشتیم خطبه پیدا کنیم که این خطبه غدیر چه بوده است. همه می‌گویند پیغمبر خطبه‌ای خواند و غیره، موعظه کرد و فرمود «من کنت مولا فهذا علی مولا»، دیدیم طبرانی در قرن چهارم هجری در معجم کبیرشان جلد ۶ صفحه ۱۸۰ می‌آید یک صفحه در رابطه با خطبه غدیر حرف می‌زند اما در این چهار قرن چرا از خطبه غدیر هیچ خبری در میان اهل سنت نیست؟

شهاب‌الدین زهری، از آخوندهای درباری و از تقویت‌کنندگان حکومت اموی است و در شام در مجلسی نشسته، فردی بحث غدیر را پیش می‌آورد، بلند می‌شود به او اعتراض می‌کند که مثل اینکه سرت به  تنت سنگین آمده، داری در یک شهری که علی را روزی صد مرتبه لعن می‌کنند، حدیث غدیر نقل می‌کنی؟ از احمد بن حنبل که رئیس مذهب حنابله است، سئوال می‌کنند معنای من کنت مولا فهذا علی مولا چیست، می‌گوید لا تکلم فی هذا، حرف غدیر نزن، ببینید همه وحشت دارند. اصلاً اگر قرار است غدیر به معنای محبت باشد، محبت علی مگر جرم است؟ اصلاً علی(ع) خلیفه پس از پیامبر نیست، اول ما اسلم هم نیست، داماد پیغمبر نیست، شوهر زهرا، پدر حسنین نیست، ولی مسلمان که هست، محبت مسلمان از واجبات است. المومنون بعضهم اولیا بعض، ولی می‌گویند ولی تو حق نداری پیش من از من کنت مولا فهذا علی مولا حرف بزنی. این هم باز در کتاب‌السنه پسر احمدبن حنبل، عبدالله جلد ۲ صفحه ۳۸، است. مشخص است قضیه چیست.

به قول آیت‌الله بروجردی که می‌گفت اگر بخواهیم وحدت میان شیعه و سنی را درست کنیم باید همگی بنشینیم در کنار سفره معنوی اهل‌بیت(ع) ببینیم اهل‌بیت چه می‌گویند. زیرا اهل سنت هم اهل‌بیت را قبول دارند و محبت به اهل‌بیت دارند. بارها گفتم یک سنی در عمرم ندیدم که نسبت به اهل‌بیت خدای ناکرده ارادت نداشته باشد. حالا حساب وهابی‌ها جداست. البته ۹۰ درصد از آنها هم به اهل‌بیت ارادت دارند. حالا ۱۰ درصدشان ناصبی هستند وحسابشان جداست ولی اهل سنت به اهل‌بیت ارادت دارند.

من بیش از ۲۵۰ مناظره در عربستان داشتم حتی با مفتی اعظمشان در طائف یک ساعت بگو مگو داشتم ولی ندیدم یک سنی نسبت به اهل‌بیت جسور باشد. بهترین راه این است که بیاییم بحث اهل‌بیت را که در غدیر مطرح شد و بحث توصیه نبی‌اکرم(ص) به وحدت اسلامی که در مقدمات غدیر مطرح شده را ملاک قرار دهیم و همگی در کنار سفره اهل‌بیت بنشینیم و کاملاً هم بحث ما علمی است و سیاسی نیست. اصلاً خلیفه ابوبکر یا عمر بوده به ما چه مربوط است؟ ما می‌خواهیم کنار این سفره بنشینیم، ببینیم من که الان می‌خواهم به حج بروم، می‌خواهم نماز بخوانم، اهل‌بیت چطور نماز می‌خواندند. مقاله‌ای تحت عنوان «درخشش فقه امام صادق(ع) در میان اهل سنت» دارم شما ببینید در این ۵۰، ۶۰ سال اخیر در مصر، امارات و کویت چقدر حقوق مدنی را تغییر دادند و آمدند به طرف فقه اهل‌بیت.

*درباره انگیزه های جریان موسوم به تشیع انگلیسی و آسیبی که به چهره تشیع می زنند توضیح بفرمایید.

در رابطه با تشیع انگلیسی دو مرتبه مقام معظم رهبری صحبت کردند. صحبت ایشان این بود تشیعی که از انگلیس و آمریکا پخش می‌شود، به درد شیعه نمی‌خورد و مرتبه دوم فرمود نه تشیع انگلیسی به درد ما می‌خورد نه تسنن آمریکایی. بعضی از اصحاب رسانه تشیع انگلیسی را مثل بادکنک باد کردند، اما متأسفانه اصلاً اسمی از تسنن آمریکایی نمی‌‌آورند. تشیع انگلیسی همین یاسر الحبیب است، سید مجتبی شیرازی است که به عنوان نماد تشیع انگلیسی امروز فحش به خلفا و اتهام فحشا به همسر پیغمبر شعارشان است. الان عامل اصلی شهادت شهید شحاته همین مصاحبه این آقای خبیث بوده که به طوری که خود آیت‌الله مکارم شیرازی گفت ایشان آدمی است که عقل ندارد و سفیه است.

*این جریان عامدانه آسیب می زنند یا واقعاً به این نوع از تشیع معتقدند؟

ببینید دو مسأله است؛ یک مسأله جهل و برداشت غلط از نصوص اسلامی است. یک روایت را می‌خوانند دهها روایت را کنار می‌اندازند. مثلاً می‌آید چهار روایت می‌خواند. هر کس دشمنان اهل‌بیت را لعنت کند، چقدر ثواب دارد! اولا اینها سواد ندارند که ببینند روایت سندش صحیح است یا نیست. روایت را مادامی که سندش صحیح نباشد، نمی‌توانیم به معصوم نسبت دهیم. فرض بگیریم این روایت‌ها هم که آمده در رابطه با سب و لعن دشمنان اهل‌بیت صحیح باشد، در کنار اینها روایات دیگری هم داریم، مرحوم شیخ صدوق در کتاب اعتقادش یعنی در کتابی که اعتقادات شیعه را دارد مطرح می‌کند و روایتی که در کتاب الاعتقادات می‌آید، همه پل‌های رجالی را پشت سر گذاشته و جلو رفته است، در این کتاب می‌گوید به امام صادق(ع) گفتند فردی در مسجد می‌نشیند دشمنان شما را ناسزا می‌گوید و اسم هم می‌برد امام صادق(ع) گفت خدا لعنتش کند. ما را در معرض فحش دشمن قرار می‌‌دهد. آدرس این هم کتاب اعتقادات شیخ صدوق صفحه ۱۰۷ است. بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۲۱۷ نیز همین روایت را آورده است. خب این روایت خواندنی نیست؟

در جلد دوم صفحه ۶۳۶ حدیث شماره چهار و پنج از امام صادق(ع) سئوال می‌کنند ما با اهل سنت چطور برخورد کنیم، امام نمی‌گوید برخوردتان خوب یا بد باشد. می‌گوید شما ائمه و پیشوایانی دارید و بر خودتان واجب می‌دانید از آنها تقلید کنید. پیشوایان شما ما هستیم، به خدا قسم همسایه سنی ما مریض می‌شود من (امام صادق) به عیادتش می‌روم، اگر همسایه سنی من از دنیا برود من تشییع جنازه‌اش می‌روم، امانت به من بسپارد، امانتداری می‌کنم، می‌گوید اخلاقتان را با اهل سنت خوب کنید مایه افتخار من باشید. زینت ما باشید. اگر برخورد شما با اهل سنت خوب بود می‌گویند خدا امام صادق(ع) را رحمت کند چه سربازان و شیعه‌های خوبی تربیت کرده، اما اگر رفتارتان با اهل‌سنت بد بود، می‌گویند امام صادق(ع) عرضه نداشتند شیعه را تربیت کنند، این روایت‌ها هم خواندنی است. هر دو روایت هم صد درصد صحیح است. اینها هم خواندنی است.

این آقایان می‌روند چهار روایات ضعیف را می‌خوانند تصور می‌کنند اگر آمدند به عمر و ابوبکر و عایشه فحش دادند دیگر هم خدا، هم پیغمبر از آنها راضی می‌شود و حضرت زهرا(س) را خشنود کرده‌اند و امام زمان (عج) را هم خشنود کرده‌اند. فردای قیامت هم قبل از پیغمبر(ص) به بهشت می‌روند. این یکی از عللش، برداشت غلط از نصوص اسلامی و نشأت گرفته از جهل اینهاست. این یک مساله است. تومنون ببعض و یکفرون ببعض را قرآن نسبت به یهودی ها می‌گوید که اینها به بعضی از آیات ایمان می‌آورند، به بعضی کفر می‌ورزند، این شیعه های انگلیسی هم همان صفات یهودی‌ها را دارند، بعضی از روایت‌ها را می‌گیرند بعضی دیگر را رها می‌کنند. نکته دوم توطئه و دسیسه های غیر قابل انکار است.

بنده ۴۰ روز در آمریکا بودم سال ۹۰، اکثر ایالت‌هایش رفتم و در اکثر مراکز اسلامی آنجا هم سخنرانی داشتم و در همان شهری که الله‌یاری است یعنی سن دیه گو سخنرانی داشتم و علیه الله‌یاری هم یک ساعت و نیم همان‌جا سخنرانی کردم. تمام مردم و جوان‌ها گفتند فلانی ما خجالت می‌کشیم این الله‌یاری مایه ننگ ما شده است، گفتند ایشان به مادرش دست‌ درازی کرد. همین آقایی که خودش را آیت‌الله العظمی می‌داند و می‌‌گوید علمم از همه مراجع بالاتر است، به مادرش دست درازی کرد پدرش از خانه بیرونش کرد. خودش می گوید که از اف بی آی پیش من آمدند و یک چمدان پر از دلار روی میز من گذاشتند و گفتند آقای الله‌یاری این دلارها را برای نابودی جمهوری اسلامی و برای فرج امام زمان(عج) مصرف کنید. تصور کنید این چه امام زمانی است که اف بی آی برای ظهورش پول خرج می کند!

*سفارش شده که در غدیر اطعام کنید. به عنوان آخرین سوال بفرمایید چه روایاتی در این زمینه وجود دارد که می توان برای احیای سنت اطعام و ضیافت غدیر به آنها استناد نمود؟

در منابع اهل سنت، کتاب تاریخ بغدادی، جلد هشتم صفحه ۲۸۴ دارد اگر کسی روز عید غدیر را روزه بگیرد گویا به اندازه ۶۰ سال روزه گرفته است، اطعامش هم به همین شکل است.

در روایات داریم هیچ پیامبری مبعوث نشده جز اینکه خدای عالم دستور داده روز ۱۸ ذی‌الحجه را عید بگیرند، قبل از اینکه روز ۱۸ ذی‌الحجه در اسلام روز غدیر باشد، در سابق نیز روز عید بوده است. حضرت داوود، سلیمان را روز عید نصب کرد. حضرت عیسی شمعون را روز عید نصب کرد، حضرت موسی وصی‌اش را روز عید نصب کرد. یعنی روایات هم از شیعه هم از سنی در این قضیه وجود دارد.

منبع : خبرگزاری مهر

واقعه غدیر؛ نفی اسلام سکولار

 مسئله‌ی غدیر بخشی مهم از طرح کلی و نقشه‌ی راه اسلام است که نسبت به امور دنیوی، مسائل اجتماعی، سیاسی و حکومتی سخن، طرح و برنامه دارد. رهبر انقلاب درباره‌ی رابطه‌ی میان مسائل اجتماعی و سیاسی واقعه‌ی غدیر با سکولاریسم چنین می‌فرمایند: «آن کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصىِ زندگى افراد- و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دستهاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است- جوابشان مسئله‌ى غدیر است.» با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمود رجبی، قائم‌مقام مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه‌الله‌علیه درباره‌ی چگونگی تقابل «سکولاریسم» با «ولایت» به گفت‌و‌گو نشستیم.

* واقعه‌ی غدیر در تفکر شیعه چه جایگاهی دارد؟
یکی از مقاطع بسیار حساس و سرنوشت‌ساز امت اسلامی و بلکه بشریت، عید سعید غدیرخم و اعلام عمومی ولایت حضرت علی علیه‌السلام است. مسئله‌ی غدیر از مسلمات خدشه‌ناپذیر تاریخ اسلام است و علامه امینی اسناد فراوان این حادثه‌ی تاریخی را در «الغدیر» به‌گونه‌ای بیان کرده‌اند که هیچ‌گونه تردید و خدشه‌ای نمی‌پذیرد.واقعه‌ی غدیر خم ویژه‌ی شیعیان نیست، بلکه مربوط به امت اسلامی است، زیرا یکی از مسائل بنیادین اسلام است که در آیات و روایات، تعابیری که در مورد آن آمده، در مورد هیچ اصلی از اصول اساسی اسلام نیامده است: «یا ایهال الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته» (مائده: ۶۷) یا «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دنیا» (مائده: ۳). این تعابیر در مورد سایر اصول اساسی اسلام نیامده است. یا تعبیر بلندی که از امام باقر علیه‌السلام در کتاب «کافی» (ج۲، ص۹) آمده است که فرموده‌اند: «بنی الاسلام علی خمس علی الصلاه و الزکاه و الصیام و الحج و الولایه و لم یناد بشیئ کما نودی بالولایه»

مسئله‌ی غدیر نه به تعبیر بعضی یک خاطره‌ی فرقه‌ای متعلق به شیعه است، نه به تعبیر بعضی دیگر، یک جریان تاریخی فرعی است، بلکه در آن روز، مسئله‌ی ولایت که جزء اصول اساسی اسلام است، مطرح شده و مسئله‌ی غدیر بخشی مهم از طرح کلی و نقشه‌ی راه اسلام است که ریشه‌ی الهی، قرآنی و روایی دارد. این روز متعلق به همه‌ی مسلمانان است که با ابلاغ عمومی ولایت، سرنوشت امت اسلامی ترسیم می‌شود. این حادثه‌ی عظیم و مهم تاریخی منشأ وحدت میان مسلمانان جهان در اندیشه و عمل در طول تاریخ می‌توانسته و می‌تواند باشد.

* رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «آن کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصىِ زندگى افراد- و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دستهاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است- جوابشان مسئله‌ى غدیر است.» بنابراین چه رابطه‌ای میان مسائل اجتماعی و سیاسی و غدیر وجود دارد؟
سکولاریسم درجات و ابعاد و مراتبی دارد که نصب علی علیه‌السلامدر روز عید غدیر، همه‌ی مراتب و درجات یا ابعاد آن را نفی می‌کند. مرتبه و درجه‌ی اول سکولاریسم این است که دین برای آخرت مردم و رابطه‌ی خدا و بندگان است و به امور دنیوی انسان به‌طور کلی کاری ندارد و برای آن طرح و برنامه‌ای ندارد. طبق این نظر، اسلام حتی در امور فردی هم جز آنچه مربوط به آخرت و عبادت خداست، نظری ندارد.

مرتبه و درجه‌ی دوم سکولاریسم این است که محدوده‌ی دین گرچه دنیا را دربرمی‌گیرد، ولی ویژه‌ی مسائل فردی است و مسائل اجتماعی از قلمرو دین خارج هستند. این مرتبه از سکولاریسم می‌گوید دین برای مدیریت زندگی اجتماعی بشر برنامه‌ای ندارد و آن را به عقل و تجربه‌ی بشری واگذار کرده است.

مرتبه و درجه‌ی سوم سکولاریسم ناظر به مسائل سیاسی و حکومتی است. نقطه‌ی محوری این درجه و مرتبه‌ی سکولاریسم این است که دین از سیاست جداست، سیاست یک امر زمینی است که انسان‌ها خود باید برای آن برنامه‌ریزی کنند و آن را اجرا کنند و دین برای مسائل حکومتی و سیاسی برنامه‌ای ندارد و نباید در آن دخالت کند.

نخست باید تصویر درستی از مسئله‌ی غدیر و ابلاغ ولایت داشته باشیم. نصب امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از سوی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یک رفتار شخصی و آینده‌نگری شخصی نبوده است، بلکه ایشان به دستور خدا این موضوع را ابلاغ می‌کند؛ یعنی حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به‌عنوان یک شخص که حاکم اسلامی و فرد اول جامعه‌ی خود است، حاکم و نقشه‌ی راه پس از خود را تعیین نمی‌کند، بلکه ایشان تعیین حاکم اسلامی پس از خود و نقشه‌ی راه را به‌عنوان بخشی از دین که مأمور به ابلاغ آن است، معرفی می‌کند؛ یعنی این سیستم حکومتی و حاکم، بخشی از دین و آن‌هم بخش اساسی دین است که به یک معنا معادل کل رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا آن مقطع (یعنی سال پایانی عمر شریف آن حضرت) محسوب می‌شود و به عبارت دیگر، اساسی‌ترین رکن دین است که پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مأمور به ابلاغ آن است.

وقتی این نصب حتی مصلحت‌اندیشی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم نیست، بلکه در متن دین اسلام است و از مهم‌ترین و اساسی‌ترین اصول آن محسوب می‌شود، پس اسلام در متن خود نسبت به امور دنیوی (درجه‌ی اول سکولاریسم) و مسائل اجتماعی زندگی بشر (مرتبه‌ی دوم سکولاریسم) و درخصوص مسائل سیاسی و حکومتی (درجه‌ی سوم سکولاریسم) سخن و طرح و برنامه دارد.

نصب امیرالمؤمنین به‌معنای فراگیری قلمرو دین نسبت به دنیای مردم است و همه‌ی امور اجتماعی باید در چارچوب طرح مدیریتی و هدایتی دین جریان یابد و سیستم حکومتی بخشی از نقشه‌ی راه جامع دین برای سعادت دنیا و آخرت مردم است. به عبارت مرحوم مدرس رحمه‌الله‌علیه، دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست. پس نصب علی علیه‌السلام به‌معنای نفی همه‌ی اشکال سکولاریسم است و نپذیرفتن آن به‌معنای سکولاریزه کردن اسلام است.

آنچه در صدر اسلام رخ داد و تن به نصب امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام ندادند، در واقع نقطه‌ی آغاز سکولاریسم در اسلام است. در واقع کنار زدن حضرت علی علیه‌السلام از منصب امامت و ولایت جامعه در صدر اسلام، نقطه‌ی آغاز سکولاریسم در جامعه‌ی اسلامی است. نصب آن حضرت به ولایت، خط بطلان کشیدن بر سکولاریسم در همه‌ی ابعاد و اشکال آن به‌ویژه جدایی دین از سیاست و حکومت است.

* چرا معارف اسلامی به‌گونه‌ای است که برای اجرای آن باید حتماً حکومت تأسیس کرد؟
به‌عنوان مقدمه، این نکته را عرض کنم که براساس دلایل عقلی و بینش دینی (قرآنی و روایی)، خداوند آفریننده‌ی جهان و از جمله انسان است و هرچه انسان‌ها دارند از آن خداست. به همین دلیل، حق حاکمیت ذاتاً از آن خداست، زیرا کسی ذاتاً حق حاکمیت می‌تواند داشته باشد که مالک یک شیء یا فرد باشد و هیچ‌کس ذاتاً مالک انسان و آنچه دارد نیست و نمی‌تواند باشد. پس حق حاکمیت ذاتاً از آن خداست. البته این حق حاکمیت ذاتی را خداوند می‌تواند به کس یا کسانی تفویض کند و در این‌صورت، طبق ضوابط عقل و بینش اسلامی هیچ‌کس حق حاکمیت بر افراد دیگر را ندارد، مگر خداوند یا کسی که خداوند این حق ذاتی خود را به او تفویض کرده باشد.

از سوی دیگر، طبق آموزه‌های دینی، تنها پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و پس از پیامبر، امامان معصوم علیهم‌السلام و در زمان غیبت امام معصوم، ولایت‌فقیه است که خداوند حق حاکمیت را به آن‌ها تفویض کرده است. بنابراین حق حاکمیت سیاسی، طبق تبیینی که ذکر شد، تنها برای پیامبر و امامان و ولایت‌فقیه است.

اما دلیل اینکه چرا تعالیم دینی مستلزم تشکیل حکومت است، این است که از منظر عقلی، جامعه باید حاکم و حکومتی داشته باشد، زیرا وجود اصل حکومت و حاکم دارای فوایدی است و فقدان آن موجب خلأها و آسیب‌های مهمی همچون هرج‌ومرج است و وجود حکومت این آسیب‌ها و خلأها را از بین می‌برد. از سوی دیگر، اسلام احکام اجتماعی فراوانی دارد که اجرای آن‌ها وابسته به نظام حکومتی است و در خلأ حکومت امکان اجرا ندارد و قطعاً عملی نمی‌شود و درصورتی‌که حکومت به‌طور کلی یا حکومتی طبق موازین دینی تشکیل نشود، این احکام اجرا نخواهد شد، زیرا خودخواهی و منفعت‌خواهی انسان‌ها مانع اجرای آن می‌شود. اگر اسلام برای اجرای این احکام برنامه‌ای در قالب حکومت نداشته باشد، جعل این احکام و ابلاغ آن‌ها از سوی خدا در قرآن و توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم لغو است و با حکمت خداوندی سازگار نیست.

به بیان دیگر، انسان موجودی اجتماعی است و ادیان و به‌ویژه اسلام برای اداره و مدیریت و راهنمایی چنین انسانی آمده‌اند. آمده‌اند تا انسان را در تمام ابعادش هدایت و مدیریت کنند. از سوی دیگر، ابعاد فردی و اجتماعی انسان به‌صورت یک ارگانیسم درهم‌تنیده است و فردی‌ترین مسائل انسانی، پیوندی با بُعد اجتماعی او دارد و اینکه انسان‌ها به‌صورت ایزوله و جدای از اجتماع زندگی کنند، عملاً نزدیک به محال است. به تعبیر دیگر، هر فعالیتی که انسان انجام می‌دهد، بُعدی اجتماعی دارد و با رویکردی اجتماعی قابل بررسی است. اسلام هم با همین منظر برای انسان برنامه‌ریزی کرده و به همین دلیل است که مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمایند: «الاسلام اجتماعی فی کل شئونه»؛ اسلام در همه‌ی شئونش اجتماعی است. در واقع دینی که می‌خواهد چنین انسانی را هدایت و مدیریت کند، اگر در همه‌ی شئونش اجتماعی نباشد، قادر به هدایت و مدیریت چنین انسانی نیست.

از سوی دیگر، وقتی به متون دینی (آیات و روایات) رجوع می‌کنیم، می‌بینیم در متن دین، آموزه‌ها و احکام اجتماعی فراوان وجود دارد که از آن جمله اشاره به سیستم حکومتی و ویژگی‌های حاکم است. روشن است که اسلام راضی به ترک و نادیده گرفتن احکام خویش نیست و دستور به رعایت آن می‌دهد. بنابراین هم در متن دین مسائل اجتماعی آمده است و هم آن احکام از منظر دین باید اجرا شود و هم برای مجری آن شرایط خاصی تعیین شده و آن شرایط از منظر دین لازم‌الاجراست و اگر این مجموعه‌ی آموزه‌ها را در نظر بگیریم، وجود حکومت برای اجرای آن‌ها از ضروریات است. علاوه بر آنکه مسلمانان از اتکا و رجوع به حکام جور نهی شده‌اند و حکام جور مصداق طاغوت نامیده شده‌اند. پس باید حکام حقی بر جامعه‌ی اسلامی حکم‌فرمایی کنند.

* برخی معتقدند که حتی اگر حکومت دینی باشد هم نیازی نیست خود را مکلف به سعادت اخروی انسان‌ها بداند. به زبان ساده، معتقدند که حکومت مسئول بهشت بردن انسان‌ها نیست. این گزاره تا چه‌اندازه صحیح است؟
ان‌شاء‌الله که کسانی که چنین سخنی می‌گویند یا از آن دفاع می‌کنند، متوجه لوازم سخن خود نیستند. در اسلام احکام کیفری داریم و بخشی از حقوق اسلامی حقوق جزاست. مثلاً ما در اسلام حکم قصاص را داریم. این حکم قصاص لازم‌الاجراست یا خیر. اگر لازم‌الاجراست که مسلماً هم لازم‌الاجراست، آیا اجرای آن جنبه‌ی بازدارندگی دارد و موجب ترک جرم می‌شود؟ اگر می‌شود که مسلماً هم به‌لحاظ دینی، هم به‌لحاظ عقلی و هم به‌لحاظ تجربی جنبه‌ی بازدارندگی دارد و نزدیک به بدیهی است که چنین اثری دارد، آیا بازدارندگی آن به این معنا نیست که دیگران را از جهنمی شدن حفظ می‌کند و زمینه‌های ورود به بهشت را برایشان فراهم می‌سازد؟ پس طبق بیانات و آموزه‌های اسلامی، دولت اسلامی موظف به اعمالی است که مردم را به بهشت ببرد و از سقوط در جهنم بازدارد. پس نسبت به بهشت رفتن و جهنم نرفتن مردم مسئولیت دارد. دست‌کم یکی از فلسفه‌ها و حکمت‌های احکام کیفری و از جمله جعل حکم قصاص، به بهشت رفتن و جلوگیری از جهنم رفتن مردم است و قوه‌ی قضائیه‌ی ما یا دیگر نهادهای مربوط، مأمور به چنین وظیفه‌ای هستند.

آیا امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بر همه‌ی مسلمانان واجب است؟ وجوب آن از مسلمات اسلام است. آیا نتیجه‌ی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر به بهشت بردن و از جهنم نجات دادن مردم نیست؟ وقتی شرط احتمال تأثیر در مورد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در آموزه‌های اسلامی مطرح می‌شود، معنایش این است که این دستور صرفاً یک دستور عبادی نیست که باید انجام گیرد و به اثرگذاری یا عدم آن نظری ندارد؛ یعنی این فریضه‌ی الهی برای بهشت بردن مردم است.

ارشاد جاهل در همان محدوده‌ای که فقها فتوا داده‌اند، واجب است. آیا وجوب آن به این معنا نیست که مسلمانان مأمور به انجام آن هستند و آیا نتیجه‌ی ارشاد جاهل و هدف از آن، جز این است که مردم راه رفتن به بهشت را به دست آورند و با پیمودن آن به بهشت بروند. پس کسی که ارشاد جاهل می‌کند، می‌خواهد طرف مقابلش را به بهشت ببرد.

آیا حرمت نگهداری کتب گمراه‌کننده جز برای پاسخ‌گویی به آن یا مصلحت اهم دیگری، به‌معنای جلوگیری از جهنمی شدن انسان‌ها نیست؟

به نظر می‌رسد این تفکر از یک منظر، افراطی‌ترین شکل سکولاریسم را در درون خود دارد، زیرا سکولارها می‌گفتند دین به دنیای مردم و مسائل سیاسی و اجتماعی کاری ندارد و ناظر به تأمین آخرت مردم است. طبق این دیدگاه، دین حتی برای آخرت هم دستوری به مردم نمی‌دهد که مردم را به‌سوی بهشت راهنمایی کنید، زمینه‌های آن را فراهم کنید و عوامل شناختی و انگیزشی آن را ایجاد کنید و از رفتن مردم به جهنم جلوگیری کنید.

* چرا حکومت اسلامی وظیفه‌ی سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه را عهده‌دار است؟
حکومت اسلامی وظیفه‌ی اصلی‌اش اداره‌ی جامعه براساس احکام و آموزه‌های اسلامی و نهادینه‌سازی و فرهنگ‌سازی دین و آموزه‌های اسلامی است.

از سوی دیگر، احکام اسلامی برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی هستند. این حقیقت از آیات و روایات و نیز دلایلی که حکمای اسلامی برای لزوم بعثت انبیا ذکر کرده‌اند، استفاده می‌شود و در منابع مربوط تبیین شده است.

نتیجه‌ی این دو مقدمه آن است که حکومت اسلامی وظیفه‌ی تأمین سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه را براساس آموزه‌های اسلامی و در چارچوب آن به‌عهده دارد، زیرا علاوه بر اقتضای تأسیس حکومت اسلامی، در متن دین، برای حکومت اسلامی وظایفی در این زمینه تعیین شده است.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای

مستندات حمایت لندن و ریاض از فرقه شیرازی/ پنج شاخص تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری مهر : یکی از راه‌های ضربه‌زدن جریانات استکباری بخصوص سرویس‌های جاسوسی انگلیس، آمریکا و صهیونیسم به دین مبین اسلام، فرقه‌سازی و تشدید اختلافات در میان مذاهب اسلامی است. تشکیل گروه‌های تندروی اهل تسنن موسوم به تکفیری-وهابی و همچنین حمایت از افراطیون شیعی همچون فرقه شیرازی در داخل ایران، عراق و کشورهای منطقه از جمله اقداماتی است که کشورهای غربی درراستای سیاست‌های ضداسلامی خود دنبال می‌کنند.

رهبر معظم انقلاب در همین زمینه می‌فرمایند: «ما تشیعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیعی نیست که ائمه(ع) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیعی که بر پایه ایجاد اختلاف، بر پایه‌ تمهید و صاف‌کردن جاده برای حضور دشمن‌های اسلام است، این تشیع، تشیع نیست؛ این انحراف است.»

1766704 (1)

برای تبیین بهتر ویژگی‌ها و شاخص‌های عملی و نظری جریان تشیع انگلیسی بخصوص فرقه شیرازی با «آیت‌الله محسن اراکی» دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به گفتگو نشستیم. وی سال گذشته اظهارات صریحی را در مورد فرقه شیرازی مطرح کرد که این مساله باعث واکنش‌های شدیدی از سوی رسانه‌ها و عوامل طیف شیرازی شد.

آیت‌الله اراکی در گفتگوی تفصیلی با مهر در ارتباط با این واکنش‌ها گفت: «وقتی احساس وظیفه شد که این مطالب را بیان کنم پیش بینی می‌کردم که ممکن است واکنش هایی را به همراه داشته باشد. البته برای من چنین واکنش‌هایی اهمیت ندارد. من ۴۵ سال است مبارزه می‌کنم و آماده هستم که هر ضرری را به جان بخرم.»

وی افزود: «فرقه شیرازی‌ جریانی سازمان یافته‌ و یک حزب سیاسی است که اهداف سیاسی خاص را دنبال می‌کند. این جریان حزبی سیاسی با شعارها و پوشش دینی است که به دنبال اهداف سیاسی می‌رود و از طرف بیگانگان حمایت کامل می‌شود. من بر آنچه می‌گویم مدرک دارم. این مدارک را حتی دستگاه‌های اطلاعاتی ما ضبط کرده‌اند و هر وقت صلاح بدانند افشا می‌کنند.»

دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از «کمک‌های مالی عربستان به فرقه شیرازی» خبر داد و تصریح کرد: «ما اطلاعات دقیق و مدارک مستند داریم که حتی عربستان سعودی که در زمره تسنن افراطی است و باید با جریان تشیع افراطی دشمن باشد، با واسطه و روش‌های خاص خودش از این جریان حمایت مالی می‌کند.»

آیت‌الله اراکی پایگاه اجتماعی این جریان را در حوزه‌های علمیه ضعیف دانست و گفت: «ببینید این جریان با وجود هزینه‌ها و فعالیت‌هایی که کرده است، نتوانسته یک آدم دارای اطلاعات علمی که بشود به او در عرف حوزوی «فاضل» اطلاق کرد تربیت کند.»

رئیس اسبق مرکز اسلامی لندن با اشاره به شاخص‌های نظری و عملی فرقه شیرازی گفت: «زاویه داشتن با وحدت مسلمین، مقابله با هر نوع حمایتی از مردم مظلوم فلسطین، همراهی با خط صهیونیست‌ها و عدم دغدغه‌مندی برای مقابله با آمریکا، انگلیس و رژیم‌های وابسته به آن از جمله شاخص‌های جریان شیرازی است.»

آیت الله اراکی تاکید کرد: «من وقتی گفتم سید صادق شیرازی سواد ندارد یعنی سواد فقاهتی و تخصص در مسائل اسلامی ندارد نه اینکه سواد خواندن و نوشتن ندارد. سواد دارد اما سوادی که او را به عنوان یک مجتهد معرفی کند ندارد. یکی از شیوه های کار جریان شیرازی این است که بروند آدم‌های کم سواد که مثلا خوش صدا هستند و می‌توانند مداحی کنند و روضه بخوانند را جذب کنند. بنابراین روضه خوان‌ها، مداح‌ها و عامه کسانی که از جریان شیرازی حمایت می‌کنند آدم‌های کم سوادی هستند که اطلاعات بسیار اندکی از مسائل دینی دارند.»

دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی همچنین خواستار برخورد قاطع‌تر دستگاه‌های امنیتی با این فرقه شد و گفت: «فرقه شیرازی جریانی است که از لحاظ امنیتی جریان خطرناکی است و تنها بعد فرهنگی ندارد و بعد امنیتی هم دارد. ما امیدواریم که مسئولین امنیتی هر زمان که صلاح دیدند قاطع‌تر با این گروه برخورد کنند.»

مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:

حضرتعالی سال گذشته اظهارات صریحی را در مورد تشیع انگلیسی و مصداق طیف سیدصادق شیرازی داشتید که پس از آن واکنش‌های تندی علیه شما در سطح برخی رسانه‌های و شبکه‌های مجازی مطرح شد. آیا سخنان شما از سال گذشته تاکنون علاوه بر واکنش‌های رسانه‌ای با بازخورد یا واکنشی منفی در قالب ارسال نامه و یا احیانا تهدید از سوی این طیف و حامیان آنها همراه بوده است یا خیر؟

واکنش‌ها که طبیعی است. وقتی احساس وظیفه شد که این مطالب را بیان کنم پیش بینی می‌کردم که ممکن است واکنش هایی را به همراه داشته باشد. البته برای من چنین واکنش‌هایی اهمیت ندارد. من ۴۵ سال است مبارزه می‌کنم و آماده هستم که هر ضرری را به جان بخرم. برای من تهدید چندان تازگی ندارد و مهم نیست بلکه آنچه اهمیت دارد انجام وظیفه است. سخنانی که مطرح شد بحمدالله اثر بسیار خوبی در ایجاد بصیرت و توجه مردم متدین در داخل و خارج از کشور داشت و بسیاری از علمایی که حقیقت این گروه را نمی‌شناختند به حقیقت آن آشنا شدند.

امروز این گروه در جمع اهل ایمان ما یک گروه منزوی و کاملا مشکوک است. البته علائم و نشانه‌های وابستگی این گروه به اجنبی زیاد است و تامل و تفکر زیادی نمی‌خواهد و احتیاج به تحقیقی بسیاری هم ندارد. این گروه دقیقا در چارچوب سیاست های بیگانگان و انگلیسی‌ها عمل می‌کند. از قدیم استراتژی سیاست مداران انگلیس استراتژی دین سازی یا مذهب سازی یا ایجاد گرایش های منحرف در درون ادیان و در درون مذاهب بود. ایجاد بهایی گری و حمایت از آن در حدی بود که وقتی فلسطین مستعمره انگلیس شد، بهایی ها آنجا دفتر زدند و فلسطین اشغالی را پایتخت و مرکز اصلی بهاییان کردند.

ایجاد و حمایت از وهابی‌گری از دیگر اقدامات انگلیسی‌ها برای ضربه زدن به اسلام است. جدیدا هم انگلیسی‌ها در عراق در حال حمایت از گروه‌هایی همچون «احمدالحسن یمانی» که ادعای مهدویت دارند هستند. ما در این زمینه مدارکی داریم و قرائن زیادی وجود دارد که انگلیس‌ها و شبکه‌های جاسوسی از جمله CIA و موساد نقش فعالی در این زمینه ایفا می‌کنند. سرنخ این اقدامات مربوط به دستگاه‌های جاسوسی انگلیس می‌شود زیرا آنها از یک سو تجربه بسیار زیاد و از سوی دیگر شبکه گسترده مزدورانی دارند که متاسفانه از نفوذ زیادی هم برخوردارند.

من وقتی در انگلیس بودم گزارشی به من رسید که این‌ها توانسته‌اند از بسیاری جوان‌های شیعه و سنی برای کارهای جاسوسی خود سربازگیری کنند. من آن روزها وقتی به دانشگاه‌ها سر می‌زدم و کار دانشگاهی داشتم می‌دیدیم که حتی در مساجد دانشگاه‌ها تشکیلاتی وجود دارد که به نوعی از سوی دولت حمایت می‌شوند. منظور این است که چون انگلیسی‌ها سابقه زیادی در نفوذ و حضور در کشورها و ملت های شرقی داشته‌اند از تجربه زیادی در این عرصه برخوردار هستند؛ لذا اساس برنامه‌ریزی در این زمینه را انگلیسی‌ها انجام می‌دهند و منظور از تشیع انگلیسی هم همین است؛ یعنی تشیعی که با برنامه‌ریزی، مدیریت انگلیس‌ها و دستگاه های جاسوسی بوجود آمده و حمایت مالی و تبلیغاتی می‌شود. منظور از تشیع انگلیسی این نیست که شیعیانی هستند که در انگلیس سکونت دارند، اتفاقا شیعیان بسیار خوبی در انگلیس هستند که وقتی می‌بییند عده ای به وسیله سیاستمداران انگلیسی حمایت می شوند رنج می‌کشند.

بنابراین اقدامی که از سوی بنده انجام گرفت اقدام موثری بود، البته قاعدتا باید علما و نهادها از این اقدام حمایت کنند و خدا را شکر تعدادی هم حمایت کردند و به میدان آمدند ولی به هر حال ما امروز در یک جنگی سخت با گرایش‌های انحرافی به سر می‌بریم. امروز تصمیم انگلیس و آمریکا بر این است که با ایجاد جریان‌های انحرافی چه در اهل سنت و چه در جامعه شیعه، پراکندگی و جنگ درون مذهبی را تشدید کنند. این بزرگترین خطری است که با آن روبرو هستیم. همه کسانی که دغدغه دین و اسلام دارند باید کمک کنند تا بتوانیم مقابل جریان‌های انحرافی بایستیم.

آیا تشیع انگلیسی در حال حاضر محدود به طیف شیرازی‌ها، یاسر الحبیب و اللهیاری می‌شود یا اینکه طیف‌های دیگری هم مشمول این جریان هستند؟

مصاحبه با آیت الله اراکی

آنها تلاش دارند که از هر طریق نفوذ کنند و از ابزارهای مختلفی بهره ببرند، منتهی آن جریان سازمان یافته‌ای که امروز در سطح جهان تشیع کار می‌کند طیف مذکور است. ما درون جهان تشیع و جامعه اهل سنت دو مشکل داریم؛ اولین مشکل افراط‌گری‌های گروه‌های تندرویی است که در بین اهل سنت و تشیع بوجود می‌آید و مشکل دیگر سازماندهی این اقدامات در جهت اهداف بیگانه است. آنچه خطرناک‌تر است همین بخش دوم است. در این سازمان‌دهی‌ها آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها موفق بوده‌اند؛ حمایت دستگاه‌های جاسوسی آمریکا، انگلیس و اسرائیل بطور مخفیانه و پنهانی از داعش موید همین مساله است. علت اینکه داعش جریان خطرناکی شده به لحاظ سازمان یافتگی آنهاست والا در میان اهل سنت گروه‌های تندروی فراوان دیگری وجود دارد منتهی خطرناک‌ترین آنها جریان هایی از قبیل داعش است که سازمان یافته‌اند. وقتی ۱۰ داعشی در یک کشور به وجود بیاینhttp://qademon.ir/wp-admin/edit-comments.phpد و بطور سازمان یافته فعالیت کنند، ممکن است امنیت کشوری را به خطر بیندازند اما اگر در یک کشور هزارتا آدم تندرو غیر سازمان یافته باشند نمی‌توانند خطری که همان ۱۰ نفر سازمان یافته ایجاد می‌کنند را بوجود آوردند.

ببینید فرقه شیرازی‌ در واقع یک جریان سازمان یافته‌ و یک حزب سیاسی است که اهداف سیاسی خاص را دنبال می‌کند. این جریان یک حزب دینی نیست بلکه حزبی سیاسی با شعارها و پوشش دینی است که به دنبال اهداف سیاسی می‌رود و از طرف بیگانگان حمایت کامل و گسترده تبلیغاتی، رسانه‌ای و مالی می‌شود. من بر آنچه می‌گویم مدرک دارم. این مدارک را حتی دستگاه‌های اطلاعاتی ما ضبط کرده‌اند و هر وقت صلاح بدانند افشا می‌کنند. آنچه من عرض می‌کنم تنها از روی حدس و تخمین نیست، اگرچه تحلیل ما هم همین است و قبل از اینکه مدارک عینی پیدا شود نیز همین بود، اما مدارک عینی پیدا شد و تحلیل ما را تایید کرد.

برخی معتقدند امروز تشیع لندنی در حوزه‌های علمیه آماده یارگیری برای مقابله با تشیع انقلابی است. وزن سیاسی و پایگاه اجتماعی این جریان به خصوص فرقه شیرازی در داخل و خارج از کشور بویژه در حوزه‌های علمیه چقدر است؟

این جریان پایگاه اجتماعی ضعیفی دارد اما آنچه خطر این‌ها را چند برابر می‌کند سه موضوع است، یک، امپراتوری رسانه‌ای است که با حمایت خارجی‌ها در اختیارشان قرار گرفته شده است. اگر یادتان باشد زمانی اعلام کردند چندین میلیون دلار در حوزه مبارزه فرهنگی با جمهوری اسلامی توسط کنگره آمریکا تصویب و ما بعد از تصویب آن دیدیم که رسانه‌های وابسته به گروه شیرازی تاسیس شدند. برخی مسئولین آمریکایی صراحتا گفتند استراتژی ما این است که گروه‌های افراطی مذهبی را در داخل جوامع شیعی تشویق و پشتیبانی کنیم. امروز شاید بیش از ۲۰ ماهواره به همراه شبکه‌های ارتباط اجتماعی زیادی در اختیار این جریان قرار دارد که در راستای اهداف آنها عمل می‌کنند. دوم، سازمان یافتگی این جریان است که به طور کاملا دقیق و منظم عمل می‌کنند، سوم، حمایت مالی گسترده ای است که از سوی خارجی‌ها نسبت به این جریان انجام می‌گیرد.

ما اطلاعات دقیق و مدارک مستند داریم که حتی عربستان سعودی که در زمره تسنن افراطی است و باید با جریان تشیع افراطی دشمن باشد، با واسطه و روش های خاص خودش از این جریان حمایت مالی می‌کند. حمایت مالی گسترده از این جریان، سازمان یافتگی و تشکیلات رسانه‌ای فرقه شیرازی با وجود تعداد اندک آنها، خطر بزرگی را به وجود آورده است که باید با این خطر مقابله شود. ما یقین داریم اگر جوان‌ها و جامعه دینی ما بیدار شوند و این جریان را منزوی کنند، می‌توانند اثر رسانه‌ای، تشکیلات سازمان یافته و پول هایی که در این راه خرج می‌شود را از بین ببرند.

نفوذ این جریان در حوزه‌های علمیه چقدر است؟

بسیار اندک و محدود است. ببینید این جریان با وجود هزینه‌ها و فعالیت‌هایی که کرده است، نتوانسته یک آدم دارای اطلاعات علمی که بشود به او در عرف حوزوی «فاضل» اطلاق کرد، تربیت کند. اصلا شما یک استاد حوزه علمیه شناخته شده‌ای که پیرو این جریان و خط فکری آنها باشد مشاهده نمی‌کنید. بنابراین این نشان دهنده این است که جریان شیرازی نتوانسته در حوزه‌های علمیه نفوذ چشمگیری داشته باشد. البته گاهی طلبه‌های جوانی که آشنایی با این جریان ندارند و تازه وارد حوزه شده اند؛ ممکن است تحت تاثیر این جریان و خط فکری آنها قرار بگیرند و دلیل روشنگری ما نسبت به این جریان هم، آگاه‌سازی طلاب جوان بود زیرا خوف این می‌رود که طلبه‌های جوان به دلیل عدم آشنایی به حقیقت تحت تاثیر تبلیغات آنها قرار بگیرند.

البته شاید جریان تشیع انگلیسی با اسم و تابلوی مشخصی در حوزه‌های علمیه نباشند. شاخصه‌های نظری و عملی جریان تشیع انگلیسی چیست؟ 

ببینید شاخص اول این جریان زاویه داشتن با وحدت مسلمین است. یعنی هرجایی که باشند با وحدت و اتحاد مسلمین مخالفت می‌کنند و از طریق روش‌های مختلف و با تزویر و شیوه‌های غیرسلیم سعی می‌کنند وحدت مسلمین را زیر سوال ببرند، لذا می‌بینید که بجای هفته وحدت، هفته برائت می‌گویند یا مثلا امسال شنیدیم سیدصادق شیرازی اطلاعیه داده و گفته بیایید به جای قدس، حرمین عسگریین را یاری کنید و جمعه آخر ماه رمضان را به عنوان روز «نصرت عسگریین» بنامید. این امر نشان می‌دهد که خط اصلی این جریان ضدیت با وحدت مسلمین است.

شاخص دیگر این جریان همراهی با خط صهیونیست‌هاست، یعنی هر جریانی که در خط مقاومت و علیه نظام صهیونیستی باشد توسط تشیع انگلیسی منکوب و رد می‌شود. این موضوع خیلی روشن است. به عنوان مثال مجری شبکه امام حسین(ع) که از شبکه‌های وابسته به سیدصادق شیرازی است، بعد از ماه رمضان سال گذشته و پس از جنگ غزه مدام علیه حمایت‌های ایران از مردم مظلوم غزه سخن می‌گفت و در بین سخنان خود یک دروغ عجیب مطرح کرد تا مثلا به زعم خودش مردم ایران را از حمایت مردم فلسطین باز بدارد. می‌گفت «نشنیدید که هلال احمر ایران یک هواپیما خون برای مجروحین فلسطین فرستاده است و آنها خون‌ها را رد کردند و گفتند این خون، خون شیعه است زیرا ما نمی‌خواهیم بگذاریم این خون در رگ‌های ما جریان پیدا کند؟ » این خیلی دروغ عجیبی است. آنها با چنین دروغی می‌خواهند احساسات مردم ایران را علیه مردم مظلوم فلسطین برانگیزند و حمایت از فلسطین را تضعیف کنند.

اخیرا یک موج رسانه‌ای به راه افتاده است که حماس، گروه‌های تکفیری و تروریستی را علیه مردم یمن تجهیز و حمایت می‌کند و در حفر تونل‌های زیرزمینی علیه جنبش انصارالله فعال است. این مطالب را هم شیرازی‌ها شایع کردند؟

مصاحبه با آیت الله اراکی

بله، هم این جریان و هم دیگران عوامل نشر این شایعات هستند. اما اصل این نوع تبلیغات را دستگاه‌های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس انجام می‌دهند منتهی از کانال‌های مختلف، یکی از کانال‌هایی هم که در این راستا خوب عمل می‌کند فرقه شیرازی است.

هیچکدام از این مطالب واقعیت ندارد. امروز گروه حماس سازمان یافته و در داخل فلسطین علیه صهیونیست‌ها درگیر است. این طور نیست که گروه‌هایی از جمله حماس این طرف و آن طرف بروند و به تکفیری‌ها کمک کنند؛ اگر اینطور بود که دیگر کسی در غزه نمی‌ماند، اصلا سازمان حماس اصرار دارد که همه نیروهای حماس در داخل غزه بمانند، این جزو سیاست‌های اصلی آنهاست. ولی شما می‌بینید در مصر و در صحرای سینا، وقتی عملیاتی علیه دولت انجام می‌گیرد به حماس نسبت می‌دهند با اینکه حماس بارها گفته ما دست به این اقدامات نمی‌زنیم. اصلا گروه‌های افراطی نیازی به کمک حماس ندارند. ممکن است افرادی از فلسطین به تروریست‌ها و تکفیری‌ها بپیوندند همانطور که از ایران هم ممکن است به تکفیری ملحق شوند که اتفاق هم افتاده است، یعنی گاهی داعش توانسته از ایران هم سربازگیری کند اما این چه ارتباطی به نظام جمهوری اسلامی دارد؟

چون گرایش حماس «اخوانی» است و اخوانی‌ها هم با دولت سوریه مشکل دارند از این جهت شایع شده حماس به گروه‌های تکفیری علیه دولت سوریه کمک می‌کند.

خیر. امروز اخوانی‌های سوریه از گروه‌های افراطی مثل جبهه النصره و داعش فاصله گرفتند. حتی اخوانی‌های سوریه موضع قبلی خود را رها کردند و دیگر به شکل سابق نیستند. اصلا اخوانی‌های سوریه ربطی به اخوانی‌های حماس و اردن ندارند، اصلا سازمان اخوان المسلمین یک سازمان به هم پیوسته و هماهنگ نیست، سیاست اخوانی‌های اردن، حماس، سوریه، مصر و ترکیه مستقل از یکدیگرند و هریک سیاست خودشان را دارند. البته ممکن است در بعضی موضع گیری‌ها از هم حمایت کنند ولی هرکدام از اینها یک سازمان مستقل هستند و تنها در جریان‌های کلان فکری با هم اشتراک دارند.

شاخص دوم جریان شیرازی این است که سعی دارد با هر نوع حمایتی از مردم مظلوم فلسطین مقابله و جنبه مردمی این حمایت را تضعیف کند.

شاخص سومی که برای شیرازی‌ها می‌توان برشمرد عدم دغدغه‌مندی برای مقابله با آمریکا، انگلیس و رژیم‌های وابسته به آن است. مثلا کسی در دنیا نمانده که وجدان داشته باشد و ماجرای یمن را ببیند و سعودی‌ها را محکوم نکند. تاکنون این جریان یک کلمه علیه جنایات سعودی‌ها نسبت به مردم یمن سخن نگفته است. مردم یمن مثل حماس نیستند که مثلا بنابر ادعای اینها ناصبی باشند. جریان شیرازی در ماجرای یمن هیچ موضع‌گیری علیه عربستان نکرد و تاکنون هیچ موضعی علیه آمریکا و انگلیس نداشته است. حتی وقتی می‌خواهند در مسائل عراق ورود کنند، از انگلیس، آمریکا و کشورهای هم پیمان آنها صحبت نمی‌کنند و نمی‌گویند که این‌ها در عراق توطئه می‌کنند و پشت پرده همه جنایت‌هایی که بر مردم عراق می‌شود هستند. بلکه گاهی همین فرقه شیرازی به دروغ بعضی از اقداماتی که تروریست‌ها در عراق انجام می‌دهند را به ایران منسوب می‌کنند.

شاخص چهارمی که فرقه شیرازی و جریان تشیع انگلیسی دارد شاخص بی سوادی است. اینکه می‌گویم بی‌سواد نه اینکه سواد خواندن و نوشتن ندارند. من وقتی گفتم سید صادق شیرازی سواد ندارد یعنی سواد فقاهتی و تخصص در مسائل اسلامی ندارد نه اینکه سواد خواندن و نوشتن ندارد. سواد دارد اما سوادی که او را به عنوان یک مجتهد معرفی کند ندارد. یکی از شیوه های کار جریان شیرازی این است که بروند آدم‌های کم سواد که مثلا خوش صدا هستند و می‌توانند مداحی کنند و روضه بخوانند را جذب کنند. بنابراین روضه خوان‌ها، مداح‌ها و عامه کسانی که از جریان شیرازی حمایت می‌کنند آدم‌های کم سوادی هستند که اطلاعات بسیار اندکی از مسائل دینی دارند. همین اطلاعات اندک هم این جریان را به روش‌های «اخباری‌گری» کشانده است. یکی می‌گفت از بزرگان این فرقه پرسیدم نظرتان نسبت به یک حدیث که در بحارالانوار آمده است چیست؟ ایشان جواب داد «همه احادیث بحارالانوار صحیح هستند! » اصلا خود مرحوم مجلسی هم چنین ادعایی نداشته که هر چه در بحار آمده صحیح است. چطور می‌شود این همه روایت که از منابع مجهول و ناشناخته در کتاب بحار آمده است؛ صحیح باشد؟ کسی از علمای متقدم و متاخر ما چنین ادعایی نکرده است. تنها علت طرح ادعای صحت کامل بحارالانوار این است که بتوانند برای هر بدعتی که می‌گذارند و هر انحرافی که ایجاد می‌کنند دلیلی بتراشند زیرا در بحارالانوار آنقدر روایت وجود دارد که هرکسی بخواهد در دین انحرافی ایجاد کند می‌تواند یک روایت ولو با تحریف و تفسیر غلط بیابد و آن را دست مایه انحراف در دین قرار دهد.

شاخص پنجم جریان شیرازی این است که روی احساسات شیعی کار می‌کنند تا بتوانند از طریق برانگیختن احساسات مردم برای خود سربازگیری کنند.

ببینید قطعا شعائر حسینی از بزرگترین شعائر اسلامی است و اسلام و تشیع نیز مرهون قیام سید الشهدا است. اما گاهی این جریان بر شعائر حسینی بیش از محدوده شرع تکیه می‌کند، یعنی نمی‌آیند شعائر اصلی را تبلیغ کنند. شیرازی‌ها در این زمینه یک کتاب و یک اعلامیه ننوشتند که بیاید اهداف حقیقی قیام سیدالشهدا(ع) را تبیین، تحلیل و از اتهاماتی که به قیام امام حسین(ع) منتسب می‌شود دفاع کنند. امروز بعضی جریان‌های افراطی اهل سنت و دشمنان داخلی و خارجی اهداف قیام سیدالشهدا(ع) را زیر سوال می‌برند اما این جریان با این همه ادعایی که نسبت به شعائر حسینی دارد یک واکنش درست و حسابی در تبیین اهداف سید الشهدا(ع) انجام نداده است. یعنی تاکنون از خودشان یک رسانه، کتاب و چیزی که از تشیع دفاع حقیقی و مستدل کند ارائه نداده‌اند.

جریان شیرازی سراغ شعائری می‌رود که بتواند به شکلی در بین جامعه شیعی تفرقه ایجاد کند. مثلا سراغ قمه‌زنی رفته‌اند و این حرکت را اصول دین کرده‌اند و هرکسی هم با قمه‌زنی مخالف باشد را مخالف حسین بن علی(ع) و تشیع معرفی می‌کنند. خب این یعنی چی؟ اصلا قمه‌زنی در تاریخ تشیع وجود نداشته است و اصالتی ندارد، تاریخ پیدایش این پدیده به ۲۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. مگر امام صادق(ع) قمه می‌زد؟ مگر اصحاب امام صادق(ع) و ائمه اطهار قمه می‌زدند؟ مگر شیخ مفید، شیخ طوسی، علما و مراجع ما قمه می‌زدند؟ اگر بنا بود قمه زنی از مهمترین شعائر حسینی باشد باید اول علمای ما این کار را انجام بدهند چراکه به عنوان مثال علما در روضه خوانی‌ها و سینه زنی‌ها پیش قدم بودند و مردم را تشویق به این شعائر می‌کردند. ما باید شعائر حسینی را از علما و مراجع دین یاد بگیریم، اما شما در تاریخ یک عالم شیعه را نمی‌توانید پیدا کنید که قمه زده باشد، زیرا اصلا قمه‌زنی در بین شعائر حسینی رسم نبوده است.

این جریان علاوه بر قمه‌زنی سراغ روش‌های غلط و تحریف شده هم رفته است مثلا روی خار، آتش یا چیزهای آتشین راه می‌روند و یا خود را روی زمین می‌کشند و کارهای عجیب و غریب می‌کنند. این حرکات نه تنها با شعائر حسینی ارتباطی ندارد بلکه شعائر تشیع و قیام حسینی را در دیدگاه مردم دنیا به یک کار خرافی، بی‌معنا، بی هدف و بی‌خودی تبدیل می‌کند و موجب می‌شود آنهایی که می‌خواهند به تشیع یا به اسلام حقیقی و اسلام ناب روی بیاورند از اسلام روی گردان شوند.

آیا تحریک هیجانات شیعه علیه اهل تسنن در استان‌های سنی نشین ایران بسترساز یک سری اقدامات ضد امنیتی نشده است؟ بالاخره جریان تشیع انگلیسی علاوه بر اینکه می‌تواند عامل انحراف در مبانی شیعه باشد، این توانایی را دارد که بسترساز برخی مسائل ضد امنیتی و اجتماعی شود.

ببینید مردم طی یک اتفاق نتیجه اقدامات و رفتارهای این جریان را در سراسر جهان مشاهده کردند. این اتفاق مربوط به ماجرای شهادت مرحوم «شیخ حسن شحاطه» مصری می شود که از اهل تشیع بود. شیخ شحاطه را مردم کوچه بازار کشتند اما این جنایت را چه کسی سازماندهی کرد؟ چه کسی این آتش را برافروخت؟ «یاسر الحبیب» که از طرفداران سیدصادق شیرازی است و وکیل و وابسته به او محسوب می‌شود و از قدیم در دامن شیرازی‌ها پرورش یافته مسبب اصلی مرگ شیخ شحاطه است.

ماجرا از این قرار بود که یک هفته قبل از شهادت این شیخ، شبکه ماهواره‌ای «فدک» با وی مصاحبه کرد و انقدر به پای شیخ شحاطه پیچید تا توانست حرف‌هایی را در توهین به مقدسات اهل تسنن از وی بگیرد، یعنی این شیخ را وادار به توهین کرد. خب نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که مردم در محل سکونت همین آقا تحریک شدند و جریان‌هایی هم آمدند روی این مساله کار کردند و مردم را به واکنش واداشتند. من خودم پوسترهایی در «محله الجیزه» که محل سکونت شیخ شحاطه بود دیدم که نوشته بود «چه نشسته‌اید و چرا عکس‌العمل نشان نمی‌دهید که فلانی به مقدسات اهل تسنن توهین کرد.» همین عبارات تحریک کننده باعث شد که مردم کوچه و بازار علیه شیخ شحاطه تحریک شوند و او و چند نفر دیگر از اطرافیانش را بکشند.

بنابراین کارهایی که رسانه‌های نزدیک به شیرازی می‌کنند اثر دارد. مثلا همین عبدالمالک ریگی که در ایران دستگیر شد در اعترافاتش صراحتا گفت ما وقتی می‌خواستیم نیروهای خودمان را برای عملیات ضد شیعی آماده کنیم، نوار سخنرانی افرادی که وابسته به گروه شیرازی بودند را برای آنها می‌گذاشتیم و می‌گفتیم «ببینید اینها چگونه به مقدسات شما توهین می‌کنند؟ اینها شیعه هستند.» یعنی گروهک ریگی به وسیله اظهارات فرقه شیرازی سعی می‌کرد جوان‌های ساده اهل سنت را علیه شیعیان تحریک کند.

پس از تحولات عراق و هجوم تروریست ها به این کشور، برخی گفتند ایجاد اختلاف و درگیری بین اهل تشیع و تسنن در مناطق سنی نشین می‌تواند بسترساز یارگیری گروه‌های تکفیری بخصوص داعش در داخل ایران باشد. یعنی مشابه همان اتفافاتی که در بغداد می‌افتد و شیعیان تندرو به محل‌های سنی‌نشین می‌روند و به مقدسات آنها توهین می‌کنند. به عنوان مثال اوایل امسال بود که افراطی‌های شیعی اهانتی به محل دفن ابوحنیفه در بغداد کردند و بسترساز برخی بمب‌گذاری‌ها در بغداد توسط تندروهای اهل تسنن شدند. آیا ممکن است اقدامات و تحریکات جریاناتی مانند فرقه شیرازی زمینه‌ساز نفوذ تکفیری‌ها و داعش در استان‌های مرزی و سنی نشین‌ ما شود؟

مصاحبه با آیت الله اراکی

ببینید در کشور ما کنترل وجود دارد و نهادهای امنیتی، قضایی و فرهنگی و همچنین علمای اهل سنت و شیعه اوضاع را کامل کنترل و هدایت می‌کنند. تاکنون اتفاق قابل توجهی در داخل کشور نداشتیم منتهی در خارج از کشور اتفاقاتی رخ داده است. شما اگر تحلیل و پیگیری کنید خواهید دید که چگونه داعش موفق می‌شود این همه نیرو را در سراسر جهان بسیج کند. دلیل عمده بسیج این جوان‌ها برای پیوستن به داعش و گروه‌های افراطی نظیر داعش، دیدن و شنیدن رسانه‌های وابسته به سیدصادق شیرازی مثل فدک و امام حسین(ع) است. البته رسانه‌های تسنن افراطی مانند «شبکه وصال» و «کلمه» هم هستند که جامعه سنی را علیه جامعه شیعی تحریک می‌کنند.

بنابراین فرقه شیرازی جریانی است که از لحاظ امنیتی جریان خطرناکی است و تنها بعد فرهنگی ندارد و بعد امنیتی هم دارد. ما امیدواریم که مسئولان امنیتی هر زمان که صلاح دیدند قاطع‌تر با این گروه برخورد کنند.

کنفرانس وحدت چقدر توانست این مسائل را حل و فصل کند یا به تعبیری بازخوردهای امنیتی کنفرانس وحدت چیست؟ برخی انتقاد دارند که کنفرانس وحدت در سطح نخبگان انجام می‌شود و صرفا محدود به سمینار و ارائه مقاله است و به آنچه در میان توده‌های مذهبی می‌گذرد توجهی ندارد. پاسخ شما چیست؟

ببینید کنفرانس وحدت که نمی‌تواند همه مردم دنیا را جمع کند بلکه از عناصر اثرگذار دعوت می‌کند و تاکنون تاثیرات زیادی هم گذاشته است. ما اگر بخواهیم تاثیرگذاری کنفرانس وحدت را بسنجیم، بهترین شاخص ما اخبار و تحلیل‌های رسانه‌های دشمن مانند BBC، در مورد این کنفرانس است. مثلا شما دیدید که سال گذشته BBC چقدر سعی کرد علیه کنفرانس وحدت شانتاژ کند و تاثیرگذاری آن را به حداقل برساند و یا از بین ببرد، البته موفق نبود. بنابراین موضع‌گیری بسیار شدید و تند رسانه‌هایی مانند BBC و CNN نشان دهنده این است که کنفرانس وحدت اثرگذار است و الا رسانه‌هایی مانند العربیه و BBCنسبت به این کنفرانس آنقدر عکس‌العمل منفی نشان نمی‌دادند و سعی نمی‌کردند با کنفرانس وحدت مبارزه کنند.

این همه کنفرانس در دنیا برگزار می‌شود، شیخ الازهر کنفرانس برگزار کرد، اما چرا به این شکل با آن برخورد نمی‌کنند و تنها با کنفرانس وحدت اینگونه مواجه می‌شود؟ دلیل این موضوع اثرگذاری کنفرانس است. ما بازتاب‌های کنفرانس را از سراسر جهان دریافت می‌کنیم. من حتی با بسیاری از شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام که دیدار داشتم، آنها اثرگذاری این کنفرانس را تایید می‌کردند. البته کنفرانس وحدت نمادی از فعالیت‌های زیادی است که خودش را در این قالب نشان می‌دهد والا این اقدام تنها فعالیت مجمع تقریب نیست بلکه مجمع تقریب دریایی از فعالیت‌ها را ساماندهی می‌کند اما برای اینکه اعلام موضعی صورت بگیرد کنفرانس وحدت را تشکیل می‌دهد. در حقیقت کنفرانس وحدت پرچمی است که برافراشته می‌شود تا بتواند مواضع جهان اسلام و شخصیت‌های موثر آن را اعلام کند.