تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

آشوب و فتنه گری جدید جریان صادق شیرازی بر علیه جمهوری اسلامی ایران

در چند روز گذشته جریان صادق شیرازی از طریق رسانه های اجتماعیِ خود  هجمه سنگینی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای آغاز کرده اند که در ادامه ، رسانه های خانوادگی  بیت صادق شیرازی از جمله شبکه امام حسین (علیه السلام)، شیرازی مدیا ، شبکه فدک ، سایت رسام و بقیه شبکه ها و رسانه های تبلیغاتی بیت صادق شیرازی از مریدان خود در کربلا خواستند که جلوی کنسولگری ایران در کربلا تجمعات اعتراض آمیزیِ شدید الّحنی برپا کنند، در این فتنه گری و تجمع اعتراض آمیز که در  کربلا انجام شد به صورت موکد از بیت فتنه دستور رسیده بود که این تجمعات و اخلال گری ها را در راستای این باشد که خود را به عنوان سپاهیان و یاوران اهل بیت نشان دهند و همچنین جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران  به عنوان دشمن ترینِ  دشمنان اهل بیت !

 

و اما گزارش تصویری از اقدامات و فتنه گری های جریان شیرازی ها از تجمع چند نفری مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا و شرح ماوقع جریانات و فتنه گری های بیت تشیع انگلیسی !

 

Untitled11

 

12212383_915520611875107_1387864240_n

نشان دادن کلیپی چند ثانیه ای و مدعی شدن حمله به بیت متمرجع

                                                                                                                                                                قضیه از آنجا شروع شد که بیت صادق شیراری در شهر مقدس قم  در ابتدای ورودی کوچه ای که منزل اصلی صادق شیرازی در آن قرار دارد  نرده و درب بزرگی را که درب اصلی بیت آنجاست نصب کرده بودند که این درب ورودی ، مزاحم  همسایگان میشد و همسایه ها نیز از بیت شکایت به عمل آوردند به طوری که میگفتند شما به چه حقی در ابتدای ورودی کوچه ، نرده و دربی آهنین نصب کرده اید ؟! تا این که شهرداری با توجه به حجم زیاد شکایت ها تصمیم گرفت دربِ ورودی کوچه را از جا بکند. ظاهرا گذاشتن این درب ورودی توسط بیت صادق شیرازی برنامه ریزی شده بوده زیرا یک دوربین نا محسوس در کنار در نصب شده بوده و از کارکنان شهرداری در حین کندن در فیلمبرداری شده است. پس از کنده شدن این در بلا فاصله جریان شیرازی توسط شبکه های خود و مریدان صادق شیرازی به دروغ و با بی شرمی تمام ادعا کردند که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به خانه وی حمله کرده اند و درب خانه را کنده و وارد بیت شده اند و شدیدا به ساکنین بیت اهانت کرده اند!جالب این جاست که شبکه فدک در کانال یوتیوب خود کلیپی 26 دقیقه ای قرار داده است و در آن مدعی شده است که ماموران وزارت اطلاعات اقدام به شکستن درب خانه صادق شیرازی کرده اند و وارد خانه صادق شیرازی شده اند که کاملا قضیه کذب است و حتی در کلیپ مذبور کاملا مشخص است که ماموران شهرداری مبادرت به کندن دربِ ورودی کوچه نموده اند .  جریان صادق شیرازی موفق شد با این هجمه خبری ، مریدان خود را در کشورهای مختلف خشمگین سازد تا موج جدیدی از اهانت ها و هجمه ها را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای توسط مریدان جریان تشیع انگلیسی در شبکه های اجتماعی آغاز شود و در این راستا و در ادامه از مریدان جاهل خود خواسته شد تا جلوی کنسولگری ایران تجمع اعتراض آمیز شدید اللحنی را ترتیب دهند. که البته عده بسیار کم و قلیلی از مریدان صادق شیرازی در تجمع بر علیه جمهوری اسلامی ایران در مقابل کنسولگری ایران در کربلا جمع شدند .

 

12209318_914771568616678_1261541242_o

تجمع عده ی قلیلی از مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا

“نکته جالب و قابل توجه” این که همین متمرجع به صورت غیر قانونی و با بی شرمی تمام چند سال گذشته نیز  به منظور سهولت در رفت و آمد ماشینش و سهولت بدست آوردن جای پارک ، در ابتدای ورودیِ کوچه ی محل درس خارج خود نیز اقدام به نصب نرده و درب ورودی نمود که آن هم با شکایت اهالی محل و جمیع کسبه (اعم از کاسبان پاساژ کویتی ها و بقیه کاسب ها ) توسط شهرداری برداشته شد منتهی در آن زمان بیت متمرجع تشیع انگلیسی گویا فرصت فیلم برداری از کنده شدن دربِ ورودی کوچه را از دست داده بود و فرصت این که آن را به عنوان حمله ی وزارت اطلاعات به درس خارجش نشان بدهد را از دست داد !

 

 07

 

دلایل این فتنه گری ها !

 

این که چرا بیت شیرازی چنین سناریویی را قبل از اربعین حسینی و پیاده روی اربعینِ امسال  انجام داده اند بسیار جای سوال و تامل و بحث دارد  که در ادامه گوشه ای از اهداف و نقشه های آنان را برای شما عزیزان بازگو می کنیم :

 

 1- مداحان مزدور و پیرو تشیع انگلیسی در این راستا ابیاتی برای اربعین امسال آماده کرده اند که حمله به بیت شیرازی (که حقیقت ندارد) را با حمله اهل سقیفه به خانه امام علی علیه السلام تشبیه کنند !

2- رسانه های بیت شیرازی گفته اند که ایران هر از گاهی با حمله به بیت متمرجعشان  از وی می خواهند که با نظام جمهوری اسلامی بیعت کنند ( یا به قول معروف از متمرجع زهر چشمی گرفته باشند )

3- معرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان جریانی ضد اهل بیت و نشان دادن آن به عنوان جریانی که (نعوذ بالله) در راستای سقیفه فعالیت می کنند .

4- به آشوب کشیدن پیاده روی اربعین امسال و فتنه گری در بین شیعیان :

 جریان صادق شیرازی از محبوبیت بالای امام خامنه ای در بین ملت عراق  که اوج آن را در اربعین سال گذشته شاهد بودیم ، به شدت ناراحت است و با به راه انداختن این گونه فتنه گری ها سعی در ایجاد اختلاف در بین صفوف متحد شیعیان دارد .

5- پروژه مظلومیت سازی و مظلوم نمایی به طوری که خود را فردی نشان دهند که در اوج مظلومیت به ساحت آن جسارت شده است .

6-محک زدن عکس العمل مریدان بیت صادق شیرازی و همچنین محک عکس العمل جمهوری اسلامی ایران .اگر جواب مناسبی به این فتنه گریِ بیت شیرازی داده نشود مطمئناً در آینده شاهد فتنه گری ها و آشوب طلبی هایی به مراتب بزرگ تر و شدید تر خواهیم بود .

نکته :به علت هجم بالای توهین ها و فحاشی های رکیک مریدان بیت صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و سربازان گم نام امام زمان و مسئولین رده بالای کشور از نشان دادن متن آن ها معذوریم .

 

12212160_915520925208409_1148024492_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

12200840_915520768541758_1184865969_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

 

 

زنی که به بهانه اکران فیلم رستاخیز قمه زنی کرد شناسایی شد

به گزارش قادمون به نقل از پارس ،چندی پیش، سیدمسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، با بیان اینکه متأسفانه در تعلیق اکران رستاخیز وزارت ارشاد قدری عجله کرد، گفت: «برخی اطلاعات حاکی است عده‌ای که جلو یکی از سینماهای تهران تجمع و حتی اقدام به قمه‌زنی کرده بودند، وابسته به جریان معروف «اسلام انگلیسی» بوده‌اند و اسناد و مدارک آن در اختیار نهاد مسئول است».

ماهیت معترضان اکران رستاخیز درحالی مطرح شده است که آنها ٢٤ تیر هم‌زمان با اولین روز نمایش این فیلم در سینماها با تجمع و دادن شعارهایی، مخالفت خود را نسبت به اقدام وزارت ارشاد نشان دادند. معترضان در این روز در مقابل سینما شکوفه و وزارت ارشاد در تهران تجمع کردند. تجمع‌کنندگان از پخش تصویر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و اهانت به اهل بیت(ع) معترض بودند. شعارهایی چون «هر که با آل علی در افتاد ور افتاد»، «درویش حیا کن، اکران را رها کن»، «هیهات من الذله»، «اگر فیلم اکران شود سینما ویران شود»، «حمایت از رستاخیز خیانت است به شیعه» و «هیئتی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» سر دادند. تجمع‌کنندگان بعد از سینه‌زنی و عزاداری از وزارت ارشاد به سمت سینما شکوفه در میدان شهدا راهپیمایی و به سمت درِ سینما حمله کرده و پرده فیلم رستاخیز را از سینما شکوفه پایین کشیدند که با ورود ناجا متفرق شدند.

اطلاعات جدید به دست آمده خبرنگار  نشان می دهد در این تجمع 4 زن به صورت فعال حضور داشتند که تنها یکی از آنها پوشیه داشته است که وی سر و صدای و بازار گرمی بالایی در این تجمع داشته است.

رستاخيز2 (1)

زن پوشیه پوش در ادامه سر و صداهای خود، شروع به قمه زنی و حرفهایی دون از شأن و التهاب و ایجاد جو تشنج می شود که دستگیر می شود.

بر اساس اطلاعات خبرنگار ما، وی در اظهارت خود بعد از دستگیری اظهار می دارد که در یکی از شهرهای مهم غرب کشور ساکن است. توسط فردی که به عراق و قم رفت و آمد داشته به دفتر «متمرجع خودخوانده تشیع انگلیسی» معرفی می شود. وی در جریان فیلم رستاخیز به دفتر این متمرجع خودخوانده در قم می رود و مبالغ قابل توجهی پول دریافت می کند و با یک سناریو که چند بار به صورت نمایشی وی آن را تمرین می کند در تجمع علیه فیلم رستاخیز حضور پیدا می کند.

یک منبع مطلع در گفتگو با پارس،  از شناسایی برگزارکنندگان تجمع علیه رستاخیز و شناسایی اکثر حاضرین این تجمع خبر داده و خاطرنشان ساخته است: افراد اصلی برپاییِ قمه زنی در تجمع علیه رستاخیز از بیت متمرجع انگلیسی بوده اند ولی بخش اعظم تجمع کنندگان به تحریک برپاکنندگان از مقلدین مرجعی دیگر بوده اند که در سالهای گذشته بسیار بر فاصله میان شیعه و سنی اصرار داشته است.

جنایت بزرگ افراط‌گرایان شیعه

حجت الاسلام و المسلمین مهدی مسائلی در یاداشتی به بررسی تخریب چهره ی اسلام توسط افراط گرایان شیعه و سنتی پرداخت . پایگاه اطلاع رسانی ایشان نوشته است :
در سال‌های اخیر گزارش‌ها و تصاویر فراوانی از جنایت‌های بی‌سابقه و فجیع داعش منتشر شده است؛ اما بی‌شک در این میان تخریب چهره اسلام و سیره نبوی، بزرگ‌ترین جنایت داعش محسوب می‌شود؛ جنایتی که در آن سیره رحمانی پیامبر اسلام(ص) – که مورد تمجید قرآن کریم نیز قرار گرفته است – به‌صورتی خشن و جنایتکارانه به‌تصویر کشیده می‌شود. متأسفانه در سال‌های اخیر در کنار تحریف و تخریب سیره نبوی، عده‌ای از درون شیعه در حال تحریف و تخریب سیره علوی علیه‌السلام هستند؛ تحریفی که در آن فحاشی و دشنام‌گویی و لعن، جایگزین حیا، اخلاق و ادب دینی امیرالمؤمنین(ع) می‌شود. هرچه هست هردو گروه با تحریف سیره نبوی و علوی عامل ضد تبلیغی بزرگی برای اسلام و تشیع به‌شمار می‌آیند و با انحراف عده‌ای از مسیر حق و انزاجر عده‌ای دیگر از اسلام و تشیع، بزرگ‌ترین جنایت‌ها را مرتکب می‌شوند.
اما همچنان که سیره رحمانی نبوی حجاب تحریف‌ها را کنار زده و خُلق عظیم پیامبر اعظم(ص) را برای همگان نمایان می‌سازد، سیره علوی نیز چراغ پر نوری از حیا، ادب و تواضع دینی است که بُغض دشمنان و جهالت دوستان هرگز نمی‌تواند آن را خاموش کند: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ؛ می‌خواهند نور خدا را با دهان‏های خود خاموش کنند؛ ولی خدا کامل‏‌کننده‏ نور خویش است».
از این جهت در ادامه این یادداشت، گوشه‌ای از حیا و ادب دینی امام علی(ع) در مواجهه با دشمنان حق به‌تصویر کشیده می‌شود.
حقیقت این‌ است که همچون روایات نبوی[۱]، در روایات علوی نیز دشنام‌گویی و بدزبانی خارج از ساحت اخلاق اسلامی شمرده شده است؛ آن حضرت در این‌باره می‌فرمایند:
«إنَّ الْفُحْشَ وَ التَّفَحُّشَ لَیسَا مِنْ خَلَائِقِ الْإِسْلَامِ»؛[۲]
دشنام‌دادن و بددهنی [یا دشنام شنیدن] از اخلاق‌های اسلامی نیست.[۳]
همچنین روایت شده است که امیرالمؤمنین(ع) در وصیتشان خطاب به فرزندان خویش و شیعیان فرمودند:
«وَ لَا تَتَكَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ‏ لَا يَلِيقُ بِنَا وَ لَا بِشِيعَتِنَا»؛[۴]
«در كلامتان از فحش استفاده نكنيد؛ زیرا فحش و بدزبانی زيبنده ما خاندان و شيعيان ما نيست».
با این حال جریانی خاص در شیعه‌ که یاسر الحبیبِ لندن‌نشین مأموریت ترویج افکار آنان را دارد، مخالفت با دشنام‌گویی را به‌منزله خروج از دایره‌ی تشیع دانسته، همواره بر ضرورت دشنام‌گویی علنی و آشکار تأکید می‌کند. متأسفانه این جریان روایات ضعیف و متشابه علوی را به‌گونه‌ای کنار هم قرار می‌دهد تا توهین و دشنام‌گویی را روشی برخاسته از روایات جلوه دهد؛ این در حالی است که نصوص غیرقابل انکاری در نهی از این روش نادرست در روایات علوی وارد شده است؛ مثلاً هنگامی‌که حضرت امیر(ع) در جنگ صفین آگاه شد حُجْر‌بن‌عَدِی و عَمْرو‌بن‌حَمِق‌، آشکارا اهل شام را لعن می‌کنند، کسی را نزد آن‌ها فرستاد تا به آن‌ها بگوید از این کار دست بردارند. آن‌ها [با تعجب] نزد امام آمدند و عرض کردند: ای امیرالمؤمنین، آیا ما برحق نیستیم؟
ایشان فرمود: آری.
عرض کردند: آیا آن‌ها باطل نیستند؟
حضرت فرمود: آری.
عرض کردند: پس چرا ما را از دشنام‌دادن به آن‌ها منع کردید؟
حضرت خطاب به آن‌ها فرمود: « کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّی یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَی وَ خَیراً لَکُم‌؛ نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که درنتیجه ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند]؛ بلکه چه‌بهتر است اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: ازجملۀ سیرۀ [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است. این بهترین بیان و نافذترین استدلال است. نیز به‌جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری‌جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کرده و بین ما و ایشان را اصلاح کن و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده، تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد. این را من بیش‌تر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.
عرض کردند: ای امیرمؤمنان، نصیحت شما را پذیرفتیم و به ادب شما مؤدب شدیم.[۵]
‌علامه‌امینی(ره) در مقدمۀ جلد هشتم الغدیر ضمن نقل این روایت از کتاب وقعة صفین می‌گوید: ادبِ امیرالمؤمنین، ادبِ شیعه است؛ ادبِ امینی است و ما نیز همچون حُجْر‌بن‌عَدِی و عَمْرو‌بن‌حَمِق می‌گوییم: ای امیرالمؤمنین، ما نصیحتِ شما را پذیرفتیم و به ادبِ شما مؤدب شدیم. و این گفتۀ تمام شیعیان است.[۶]
همچنین یکی از اصحاب امام علی(ع) می‌گوید: نزد امام بودیم که ذکری از خوارج به میان آمد؛ ما آن‌ها را دشنام دادیم؛ امام فرمودند: «لا تسبوهم فإن قاتلوا إمام عدل فقاتلوهم وإن قاتلوا إمام جور فلا تقاتلوهم فإن لهم بذلك مقالا»؛ «به آن‌ها دشنام ندهید؛ بلکه اگر با امام عادل و برحقی جنگیدند، شما نیز با آن‌ها بجنگید [و سرکوبشان کنید] و اگر با امام ستمگر و ظالمی جنگیدند، با آن‌ها نجنگید [و کاری با آن‌ها نداشته باشید]؛ زیرا برای خواسته و دلیلی می‌جنگند».[۷]
خوارج در زمان امیرالمؤمنین(ع) از جهت فکری و رفتاری خصوصیاتی همچون داعش در زمان کنونی داشتند و خشک‌مغزی و تحجر آنان باعث شده بود تا جنایت‌های بسیاری را انجام دهند؛ با این حال امیرالمؤمنین(ع) دشنام‌گویی را روش درستی در برخورد با آن‌ها نمی‌داند.
نصر بن مزاحم در کتاب وقعة صفین از زید بن وَهْب روایت می‌کند‏: «أَنَّ عَلِيّاً مَرَّ عَلَى جَمَاعَةٍ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ بِصِفِّينَ فِيهِمُ الْوَلِيدُ بْنُ عُقْبَةَ وَ هُمْ‏ يَشْتِمُونَهُ‏ وَ يَقْصِبُونَهُ‏ فَأَخْبَرُوهُ بِذَلِكَ فَوَقَفَ فِي نَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ: «انْهَدُوا إِلَيْهِمْ وَ عَلَيْكُمُ السَّكِينَةَ وَ سِيمَاءُ الصَّالِحِينَ وَ وَقَارُ الْإِسْلَامِ وَ اللَّهِ لَأَقْرَبُ قَوْمٍ مِنَ الْجَهْلِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَوْمٌ قَائِدُهُمْ وَ مُؤَدِّبُهُمْ‏ مُعَاوِيَةُ وَ ابْنُ النَّابِغَةِ وَ أَبُو الْأَعْوَرِ السُّلَمِيُّ وَ ابْنُ أَبِي مُعَيْط…»[۸]؛ «[امام] على در صفّين بر گروهى از شاميان كه وليد بن عقبه نيز با آنان بود بگذشت و ايشان (پس از عبور او) بر او ناسزا راندند و از او عيب‌گويى كردند. چون اين خبر را به على رساندند وى در ميان ياران خويش بايستاد و گفت: «بر ايشان بتازيد (اما) آرامش خود را حفظ كنيد و وقار اسلامى خود را نگهداريد؛ به‌خدا سوگند نزديك‌ترين قوم به جهل و دور از معرفت خداى عزّ و جلّ‏ قومى هستند كه پيشوا و مربّى آنان معاويه و پسر نابغه و ابو اعور سلمى و ابن ابى معيط باده‏گسار و حدخورده در اسلام باشند و اينانند كه اينك در برابر من در ايستاده‏اند و مرا دشنام مى‏گويند؛ پيش از اين (به ملاحظاتى) با من نجنگيده و مرا دشنام نگفته بودند؛ در حالى كه من آنان را به اسلام فرا مى‏خواندم و آنان مرا به بت‏پرستى بازمى‏خواندند. پس سپاس و ستايش از آن خداوند؛ خدايى كه جز او خداوندى نيست كه ديرى است تا تبهكاران مرا دشمن مى‏دارند…».[۹]
در این‌جا امیرالمؤمنین(ع) نه‌تنها دشنام‌گویی ابتدایی از ناحیه اصحاب خویش را خواستار نشدند؛ بلکه در مقابل دشنام شامیان نیز از اصحابشان می‌خواهند تا آرامش خود را حفظ نموده و وقار اسلامى خویش را نگهدارند.
اما سوگمندانه باید گفت امروز عده‌ای هرچند داعیه‌دار پیروی از امام علی(ع) هستند، ولی در گفتار، روش معاويه و پسر نابغه و… را دنبال می‌کنند و در برخورد با دشمنان نه‌تنها دشنام‌گویی و توهین را روا می‌دانند، بلکه دروغ و تهمت و افترا را نیز در مواجهه با مخالفان مذهبی جایز می‌شمارند. حال آن‌ که روش برخورد شیعه با مخالفان، روشی اخلاقی و مبتنی بر سلوک اهل حق است که حضرت علی(ع) دربارۀ آن ‌می‌فرمود: «اى مردم؛ وفا همراه راستى است که سپرى محکم‌تر و نگهدارنده‌تر از آن سراغ ندارم. آن‌کس‌که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. اما امروز در محیط و زمانه‌اى زندگى مى‌کنیم که بیش‌تر مردم حیله و نیرنگ را زیرکى مى‌پندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر مى‌خوانند. چگونه فکر مى‌کنند؟ خدا آن‌ها را بکشد. چه‌بسا شخصى تمام پیشامدهاى آینده را مى‌داند، راه‌هاى مکر و حیله را مى‌شناسد؛ ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست و بااین‌که قدرت انجام آن را دارد، آن را به‌روشنى رها مى‌سازد؛ اما آن‌کس‌که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت‌ها براى نیرنگ‌بازى استفاده مى‌کند».[۱۰]
علی(ع) که ما مدعی ولایت او هستیم و تبری از دشمنانش را واجب می‌دانیم، بزرگی بود که می‌فرمود: «وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِیةُ بِأَدْهَى مِنِّی وَ لَکِنَّهُ یغْدِرُ وَ یفْجُرُ وَ لَوْ لَا کَرَاهِیةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَکِنْ کُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ کُلُّ فُجَرَةٍ کُفَرَةٌ وَ لِکُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ یعْرَفُ بِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَةِ وَ لَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَة»؛[۱۱] «سوگند به خدا، معاویه از من سیاست‌مدارتر نیست؛ اما معاویه حیله‌گر است و معصیت و نافرمانى می‌کند. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من زیرک‌ترین افراد بودم؛ ولى هر نیرنگى گناه و هر گناهى نوعى کفر و انکار است. روز رستاخیز در دست هر حیله‌گرى پرچمى است که با آن شناخته مى‌شود. به خدا سوگند، من با فریب‌کارى غافل‌گیر نمى‌شوم و با سخت‌گیرى ناتوان نخواهم شد».[۱۲]
در روایت دیگرى از آن حضرت آمده است:
«لوْ لَا التُّقى لَکُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ»؛[۱۳]
«اگر تقوا نبود، سیاست‌مدارترین عرب بودم».
به‌راستی‌کسانی‌که دروغ و تهمت و افترا را در مواجهه با مخالفان مذهبی جایز می‌دانند، این سخن مولای متقیان را چگونه تفسیر می‌کنند؟!
سخن پایانی این‌که برای دریافت معرفت صحیح اسلامی، باید به سیره‌ی قطعی و روایات معتبر اهل‌بیت(ع) مراجعه نماییم و متشبهات روایی را به آن‌ها عرضه کنیم. امام رضا(ع) در این باره می فرمایند: «إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا»؛[۱۴] «در اخبار ما نيز همانند قرآن محكم و متشابه وجود دارد؛ لذا متشابهات آن را به محكمات آن ارجاع دهيد و صرفاً به‌دنبال متشابهات آن نرويد كه گمراه مي‌شويد».
پس با توجه به اخلاق دینی و روایات فراوانی که در نهی از دشنام‌گویی به‌صورت مطلق وارد شده است، تعابیر انتقادی قرآن و روایات را نباید سبّ و دشنام فرض کنیم؛ بلکه این تعابیر بیان حقایقی هستند که قرآن و روایات با هدف آگاه‌ساختن و تنبُّهِ مردم، با صراحت به بیان آن‌ها می‌پردازند. همچنان که تعبیرهای انتقادی قرآن کریم و روایات غالباً به‌صورت کلی و بر اساس انحرافات عقیدتی و صفات رذیله بیان شده‌اند و خصوصاً قرآن کریم، معمولاً افراد معین را مخاطب قرار نمی‌دهد و نقد نمی‌کند. همچنین بسیاری از تعبیراتی که درباره‌ی آن‌ها توهم توهین شده است، در واقع تشبیهاتی هستند که به‌صورت کلی و با هدف روشن‌شدن صفات پست و پلید منحرفان از حق بیان شده‌اند. به دیگر سخن، این تشبیهات در مقام تبیین حقیقت صفاتی هستند که اشخاص منحرف از حق، خود را به آن‌ها مزیّن کرده‌اند. تنها با این تشبیهات است که می‌توان حقارت و پستیِ آن صفات را آشکار کرد.
راست این‌که اهل‌بیت عصت و طهارت(ع) با تکیه بر اخلاق و تعقل و بردباری، حتی در مقابل توهین و دشنام جاهلان و سبک‌مغزان نیز هیچ‌گاه از اخلاق الهی خویش عدول نمی‌کردند و ازجمله‌ی عبادُالرحمانی بودند که خداوند در وصف آنان می‌فرماید: «وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاماً»؛ «هنگامى‌که جاهلان آن‌ها را مخاطب قرار مى‌دهند [و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‌پردازند]، در پاسخ آن‌ها سلام می‌گویند [و درمی‌گذرند]».
اهل‌بیت(ع) بزرگوارانی بودند که توهین و دشنام جاهلان را با خوش‌رویی و محبت پاسخ می‌گفتند؛ چنان‌که داستان بزرگ‌منشی امام‌حسن(ع) در مقابل توهین‌های مرد شامی معروف است.[۱۵].
۱. از رسول خدا(ص) نقل شده است: «الْفُحْشُ وَ التَّفَحُّشُ لَیسَا مِنَ الْإِسْلَامِ فِی شَی‌ءٍ». «دشنام‌دادن و بددهنی [یا دشنام شنیدن] در هیچ صورتی در اسلام نیست» ( لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۷؛ ورام‌بن‌ابی‌فراس، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج‌۱، ص۱۱۰).
۲. تمیمی آمُدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۲۳.
۳. آقاجمال خوانساری در شرح این روایت می‌آورد: «فحش به‌معنای دشنام‌دادن است و مراد به تفحّش این است که خود را بر آن بدارد و بنابراین، مراد از فحش این است که خصلت و خوی او دشنام‌دادن باشد و (مراد از) تفحّش این است که بالطّبع چنین نباشد و خود را به کلفت بر آن دارد و ممکن است که تفحّش به‌معنای شنیدن دشنام باشد؛ یعنی گوش‌انداختن به دشنامی که کسی به کسی دهد و رغبت در آن و شاد‌شدن از آن، یا مجرد منع و زجرنکردن او با وجود قدرت بر آن، یا شنیدن دشنامی که به او دهند؛ یعنی بی‌باک‌بودن از آن و از ‌کردنِ کاری که سبب آن گردد، یا منع و زجرنکردن او از آن با وجود قدرت بر آن» (آقاجمال خوانساری، شرح آقاجمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، ج‌۲، ص۴۹۷).
۴. قاضی نعمان مغربى، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ج‏۲، ص۳۵۲.
۵. ابن‌مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۳۹۹؛ ابوحنیفۀ دینوری، الأخبار الطوال، ص۱۶۵؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح ‌نهج البلاغة، ج۳، ص۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج‌البلاغه آورده است (شریف رضی، نهج البلاغه، ص۳۲۳، خطبۀ۲۰۶).
۶. امینی، عبدالحسین، ‌الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب‌، ج۸ ، ص‌۸ .
۷. (محمد بن سليمان الكوفي، مناقب الإمام أمير المؤمنين(ع)، چاپ اول، قم، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۳۲؛ ابن أبي شيبة الكوفي، المصنف، بيروت: دار الفكر، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹ م، ج ۸ ص ۷۳۸؛ المتقي الهندي، كنز العمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹م، ج۱۱، ص۳۲۰). البته در نقلی آمده است: «أما إذا خرجوا على إمام هدى فسبوهم! وأما إذا خرجوا على إمام ضلالة فلا تسبوهم! اما اگر بر امام برحقی خروج کردند به آن‌ها دشنام دهید و اما اگر بر امام باطلی خروج کردند، آن‌ها را دشنام ندهید» (المتقي الهندي، كنز العمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ – ۱۹۸۹م، ج۱۱، ص۳۲۰). ولی به‌نظر می‌رسد این نقل ناشی از اشتباه و تصحیف در روایت باشد؛ زیرا اولاً روایات دیگری از طرق شیعه و سنی در تأکید مضمون نقل اول وارد شده است (شیخ صدوق، علل الشرائع، چاپ اول، قم، كتاب‌فروشى داورى، ۱۳۸۵ش/۱۹۶۶م، ج‏۲، ص۶۰۳؛ شیخ طوسى، تهذيب الأحكام، چاپ چهارم، تهران، دار الكتب الإسلاميه، ۱۴۰۷ق، ج‏۶ ، ص۱۴۵)؛ ثانیاً خوارج در آن زمان در حال جنگ با امام بودند و اگر بخواهیم به مضمون نقل دوم متلزم شویم، نباید امام از دشنام خوارج نهی می‌کردند.
۸ . نصر بن مزاحم، وقعة صفين، مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۱.
۹. پيكار صفين، ترجمه وقعة صفين، ص۵۳۴.
۱۰. دشتی، محمد، ترجمۀ نهج‌البلاغه، ص۹۵.
۱۱. شریف رضی، نهج‌البلاغه، ص۳۱۸، خطبۀ۲۰۰. در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «لوْ لَا التُّقی لَکُنْتُ أَدْهَی الْعَرَبِ» (اگر تقوا نبود، سیاست‌مدارترین عرب بودم) (محمد‌بن‌یعقوب کلینی، کافی، ج‌۱۵، ص۷۴؛ ابن‌شعبۀ حرانی، تحف العقول، ص۹۹).
۱۲. دشتی، محمد، همان، ص۴۲۳، با اندکی تصرف در ترجمه.
۱۳. کلینی محمد‌بن‌یعقوب، کافی، ج‌۱۵، ص۷۴؛ ابن‌شعبۀ حرانی، تحف العقول، ص۹۹.
۱۴. عيون أخبار الرضا(ع)، ج‏۱، ص۲۹۰.
۱۵. نک: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج۳، ص۱۸۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۴۴.