فرقه شیرازی ها: از «لعن علنی و اهانت» تا «قمه زنی و هفته برائت»

به گزارش قادمون ؛ به نقل از  قم فردا،چندی پیش بود که نشست علمی نقد و بررسی «جریانات افراطی شیعه» به همت پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی و با همکاری انجمن حدیث حوزه علمیه در قم برگزار شد.

اکنون با توجه به اهمیت مطالب مطرح شده در این نشست، مشروح سخنان حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب دانشگاه ادیان و مذاهب به شرح ذیل می باشد:
 
بحث را از این جا آغاز می کنیم که جریان «تشیّع افراطی» در روزگار ما از چه زمانی به وجود آمد؟
برای پاسخ به این پرسش باید گفت از زمانی که شخصی به نام یاسر الحبیب به عنوان داماد سید مجتبی شیرازی، در سال ۲۰۰۳ شبکه ای ماهواره ای در لندن به نام «فدک» تأسیس و شروع به توهین به مقدسات اهل سنت و تولید برنامه در باب لعن علنی کرد؛ باز هم به این مسائل دامن زده شد.

یاسر الحبیب متولد سال ۱۳۵۵ هجری شمسی است. او در حالی که تنها ۱۹ سال از عمرش می گذشت و سال های کوتاهی را درس خوانده بود؛ به کویت رفت و هیئت خُدّام المهدی را راه اندازی کرد. در همان سال ها بود که وی در یک سخنرانی در کویت به عائشه، همسر پیامبر خدا (ص) توهین کرد که همین امر با توجه به حساسیت دولت وقت کویت درباره این مسائل، به دستگیری و محکومیت وی به ۱۵ سال حبس انجامید. البته او بیش از سه ماه در زندان نماند و با توجه به مخالفت های شدید آمریکا و انگلیس با این حُکم، مورد عفو قرار گرفت و به لندن رفت!

در آن جا بود که کلیسایی در اختیار وی گذاشته شد و وی نیز با ساختن حسینیه ای در آن، شبکه «فدک» را راه اندازی کرد و به اقدامات خود ادامه داد.
او در این شبکه و در یکی از همان سال ها، در روز ۱۷ ماه مبارک رمضان که سالروز درگذشت عائشه همسر حضرت رسول الله (ص) است؛ برای نخستین باز این روز را جشن گرفت و این جشن را از شبکه خود پخش کرد؛ امری که با واکنش منفی اهل سنت مواجه شد.

او همچنین اقدام به چاپ و انتشار کتابی قطور در ۵۰ هزار نسخه به نام «الفاحشه، الوجه الآخر لعائشه» کرد و در آن نسبت های ناروایی به همسر پیامبر خدا داد. چاپ نخست این کتاب در سال ۲۰۱۰ در انگلستان منتشر و در سطح کشورهای جهان اسلام توزیع شد؛ امری که واکنش علمای اعلام بویژه حضرت آیت الله خامنه ای را به دنبال داشت و سبب شد تا ایشان این فتوا را صادر کنند که اهانت به مقدسات اهل سنت و توهین به زنان حضرت رسول الله (ص) حرام است.
اقدام دیگر وی تدارک بادکنک های رنگی و درج عبارت «العائشه فی النّار» بر روی آن ها و سپس هوا کردن همان بادکنک ها بود.

و اما لازم است تا در این قسمت از بحث، نگاهی به برخی افراد دیگر خاندان شیرازی بیندازیم.

یکی از این افراد، آیت الله سید محمد شیرازی، متولد سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در شهر سامراء عراق است. وی فرزند آیت الله سید مهدی شیرازی است. مشهور است که آیت الله سید مهدی، فرزند میرزای بزرگ شیرازی صاحب فتوای مشهور و تاریخی تحریم تنباکو است؛ در حالی که میرزای بزرگ شیرازی، برادر آیت الله سید مهدی شیرازی و عموی آیت الله سید محمد شیرازی است.

به هر حال سید محمد در دامان تربیت و درس پدر، بزرگ شد و سپس همراه وی و دیگر بستگان به کربلا مهاجرت کرد. او پس از رحلت پدر، ادعای مرجعیت کرد؛ امری که با بیانیه مراجع وقت یعنی آیات سید محمود شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی مواجه شد و آن دو مرجع زمان اعلام کردند که سید محمد شیرازی هنوز به درجه اجتهاد نرسیده است.

در هر صورت بعد از سال ها و با توجه به فشار رژیم عراق، آیت الله سید محمد شیرازی به همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد و در قم ساکن شد.
چندی بعد بود که مخالفت های وی با جمهوری اسلامی یکی بعد از دیگری رُخ نمایاند.

یکی از این مخالفت ها، مخالفت وی با نظریه ولایت فقیه بود. او بر این اساس کتابی نوشت و اعلام کرد که ولایت فقیه را قبول ندارد و در عین حال به شورایی بودن رهبری معتقد است.
آیت الله سید محمد شیرازی همچنین چندی بعد با اعدام ضدّ انقلاب خرابکار مسلّح  و جنایتکاران دستگیر شده از رژیم پهلوی هم مخالفت کرد و در این باره نیز بیانیه داد.

شاید مهم ترین مخالفت وی در آن سال ها را بتوان مخالفت با رفتن افراد به جبهه های دفاع مقدس و فتوای حُرمت این امر دانست؛ امری که وی را بیش از پیش به حاشیه راند و در عین حال حکومت بعث عراق را به تکاپو انداخت تا با دستاویز قرار دادن این فتوا، ایرانیان مسلمان را از رفتن به جبهه ها و دفاع از وطن دور کند.

سال ۱۳۸۰ شمسی بود که آیت الله سید محمد شیرازی درگذشت و برادرش سید صادق شیرازی رهبری خاندان شیرازی را به دست گرفت.
سید صادق شیرازی متولد سال ۱۳۲۰ شمسی در سامراء عراق است. وی نیز با تداوم مخالفت با نظریه ولایت فقیه و همچنین اعتقاد به نظریه رهبری شورایی شناخته می شود؛ اما در عین حال ضدیت وی با فلسفه و عرفان و به همین دلیل مخالفت با اندیشه شخصیت های مانند حضرت امام، آیت الله بهجت، آیت الله بهاءالدینی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله حسن زاده آملی از دیگر نکات درباره وی است.

اگر رویکرد جدی آیت الله سید محمد شیرازی را بتوان در نوشتن کتب متعدد در تبلیغ دین عنوان کرد؛ رویکرد غالب سید صادق شیرازی استفاده از رسانه و تأسیس شبکه های متعدد ماهواره ای مانند شبکه های فدک، سلام، مرجعیت، الانوار و همچنین شبکه های امام حسین (ع)، الزهراء (س)، امام صادق (ع)، خدیجه الکُبری (س)، العقیله (س)، اباالفضل العباس (س) و همچنین المهدی (عج) بوده است.

اکنون لازم است تا نگاهی به هزینه های راه اندازی و تداوم فعالیت شبکه های ماهواره ای بیندازیم. آمار نشان می دهد که این مبلغ در حال حاضر برای یک شبکه ماهواره ای شامل اجاره ماهواره و تولید برنامه، حداقل ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان در یک سال است که با توجه به راه اندازی حداقل ۱۸ شبکه ماهواره ای از سوی خاندان شیرازی ها، شامل برخی شبکه های ۲۴ ساعته و یا چند زبانه، این هزینه ها از ضرب این دو عدد هم فراتر می رود.
این در حالی است که به گفته دست اندرکاران برخی دیگر از شبکه های ماهواره ای مذهبی، آن ها حتی از تأمین هزینه های یک شبکه نیز در می مانند و با بدهی مواجه هستند.

اکنون پرسش این است که آن حجم عظیم هزینه های حداقل ۱۸ شبکه از کجا تأمین می شود؟ در این باره اسنادی دالّ بر حمایت و کمک های مادی و معنوی برخی کشورهای خارجی از شبکه های مرتبط با خاندان شیرازی در دسترس است که جای تأمل دارد.
نکته دیگر در رویکردهای کلّی این شبکه های ماهواره ای متعدد است که می توان آن ها در چند مورد برشمرد.

نکته نخست «لعن علنی» در این شبکه هاست؛ در حالی که متن روایات معصومین (ع) و همچنین سیره علمای ما در طول تاریخ غیر از این بوده است؛ به بیان دیگر حتی در روایت هایی که به لعن اشاره دارد؛ نامی از فرد یا افراد برده نشده و در متن زیارت عاشورا هم می بینیم که عبارت «اول و ثانی و ثالث» بدون نام بردن صریح بیان شده است. البته ذکر این نکته هم لازم است که در دین اسلام، تبرّی و لعن وجود دارد؛ اما خود ائمه معصومین (ع) به این نکته نیز توجه داده اند که این تبرّی و لعن باید به چه شکل انجام شود و به چه نوع انجام نشود.

نکته دوم در رویکردهای این شبکه ها، «توهین به مقدسات اهل سنت» است؛ در حالی که سیره علمای اعلام شیعه در طول تاریخ نشان می دهد که آنان به صورت محترمانه، عقاید اهل سنت را نقد کرده اند؛ اما در عین حال هیچ گاه اقدام به توهین یا تحقیر نکرده و حتی کنایه نزده اند.

در این باره می توان به مطلبی جالب توجه داد و آن اینکه، هیچ گاه کتاب های نوشته شده از سوی افراطیون شیعه توسط اهل سنت نقد نشده است؛ اما چه بسیار کتاب های نقد محترمانه شیعه درباره اهل سنت بوده که بارها از سوی علمای اهل سنت پاسخ داده شده و یا به آن ها حاشیه زده شده است که یکی از مهم ترین آن ها، کتاب «مِنهاج السّنّه» ابن تیمیّه است که در پاسخ به کتاب «منهاج الکلام» علامه حلی نوشته شده است.

نکته سوم در رویکردهای این شبکه های ماهواره ای، تأکید بر برگزاری هفته برائت به جای «هفته وحدت» است؛ در حالی که ائمه معصومین (ع) در برخی از روایات و در پاسخ به پرسش صحابه خود، اقامه جماعت شیعه به امامت اهل سنت را اجازه داده و حتی آن را معادل نماز خواندن در صف اول نماز جماعت و پشت سر حضرت رسول الله (ص) دانسته اند.

نکته چهارم، تأکید این شبکه ها بر برپایی دهه مُحسنیّه است؛ در حالی که تصریح تاریخ به ضربت خوردن حضرت فاطمه زهرا (س) در پشت در خانه و به فاصله ۳۰ تا ۵۰ روز پس از شهادت حضرت رسول الله (ص) اشاره دارد.

نکته پنجم، برپایی جشن های پس از پایان دهه محسنیه به عنوان جشن های از دنیا رفتن خلیفه دوم است؛ در حالی که روایات مربوط به از دنیا رفتن خلیفه دوم در نهم ماه ربیع الاول، یا سند معتبر روایی ندارد یا این که سند آن ضعیف ارزیابی شده که البته روایت صحیح، دالّ بر این اتفاق در فاصله زمانی ۲۶ تا ۲۸ ذیحجه است. همچنین این افراد در این روزها، به استناد حدیث جعلی «رُفِعَ القلم»، هر رفتار زشت و شنیعی را نیز بر خود روا می بینند! رفتارهایی که حتی یک مورد از آن ها نیز موجب وهن شیعه بوده، هست و خواهد بود.

ششمین نکته در رویکردهای کلی تشیّع افراطی، تمرکز بر امر «قمه زنی» است؛ اتفاقی که مربوط به ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال گذشته بوده و پیش از آن رواج نداشته است و بیش از هر چیز، شیعه هراسی و البته دین هراسی را دامن زده است.

و اما هفتمین و آخرین نکته، مخالفت آشکار این جریان رسانه ای با انقلاب اسلامی است که در این باره تنها لازم است تا یک سوال مطرح شود و آن اینکه، این عزیزان با در دست داشتن انواع شبکه های متعدد، چه تعداد از افراد را به مذهب شیعه علاقمند کرده اند و در برابر، تفکر انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن، چه تعداد از افراد را به سمت مذهب تشیع سوق داده است؟

اکنون باید اذعان کرد که هفت مورد برشمرده شده؛ نه تنها از اصول و فروع مذهب شیعه نیست؛ که حتی از شعائر شیعه هم تلقی نمی شود که اینان بخواهند آن ها را ترویج و تبلیغ کنند.

و اما در پایان لازم است تا چند تذکر مطرح شود.

یکی از تذکرات بیان این مطلب به برادران و خواهران اهل سنت است که بر اساس شریعت مقدس اسلام، مجازات سبّ الرسول (ص) قتل است؛ اما در عین حال سبّ زنان پیامبر یا سبّ صحابه پیامبر معادل با سبّ خود پیامبر نیست که بخواهد زمینه را برای برخورد خشن و یا کُشتن باز کند؛ بلکه این نوع سب، سبب فسق – و نَه کُفر – می شود. بنابراین لازم است تا بیان این دو تفکیک قائل شد.

همچنین نکته دیگر علمی این است که بر اساس نظر همه مفسّران شیعه، خیانت احتمالی زنان متخلف برخی پیامبران، خیانت در زمینه مسائلی غیر از مسائل زناشویی بوده است و از این رو نمی توان آنان را هیچ گاه به خیانت در زمینه مسائل زناشویی متهم کرد.

تذکر سوم در واقع نوعی درخواست از عزیزان منتسب به خاندان شیرازی و همفکران آنان است؛ در خواستی با کمال احترام و نهایت دلسوزی که به گونه ای حرف نزنیم و کاری نکنیم که فضای رسانه ای و بین المللی، علیه شیعه موضع بگیرد؛ چراکه گاهی یک اشتباه رسانه ای، زحمات چندین و چند ساله را به هدر می دهد. از این رو لازم است تا مستندهای مربوط به پشت صحنه جریانات تکفیری علیه اسلام و شیعه دیده شود تا ببینیم و بدانیم که گاهی یک اقدام به ظاهر کم اهمیت ما تا چه اندازه می تواند علیه دین خدا و در جهت تضعیف آن کوشش کند.

تذکر چهارم اشاره به این بررسی علمی آیت الله حسینی قزوینی است؛ شخصیتی که با بررسی منابع روایی مختلف به این نکته اذعان کرده است که در متون روایات، نمی توان جایی را پیدا کرد که اهل بیت معصومین (ع) به برگزاری جلسه لعن توصیه یا تشویق کرده باشند.

تذکر پنجم هم اینکه در اسلام ناب، تبرّی غیرتوهین آمیز و همچنین نقد محترمانه، قابل دفاع است و البته آن چیزی که قابل دفاع نیست؛ لعن علنی و با بیان مصادیق است.

آخرین تذکر هم درباره ترمزی است که برخی قوانین در برابر تأسیس شبکه های ماهواره ای شیعه تقریبی اعتدالی ایجاد کرده اند و آن اینکه حتی مراجع تقلید و علمای اعلام هم برای راه اندازی شبکه ماهواره ای باید از شورای نظارت بر صداوسیما مجوّز بگیرند و این در حالی است که این شورا، تاکنون کمتر اقدام به اعطای مجوّز کرده است! امری که می توان با بازنگری در آن و باز کردن راه برای تأسیس شبکه های مُبلّغ «تقریب مذاهب اسلامی و تفکر اعتدالی»، زمینه را برای ترویج خشونت و افراطیگری به حداقل رساند؛ ان شاء الله.

به گزارش قادمون به نقل از  قم فردا،چندی پیش بود که نشست علمی نقد و بررسی «جریانات افراطی شیعه» به همت پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی و با همکاری انجمن حدیث حوزه علمیه در قم برگزار شد.

اکنون با توجه به اهمیت مطالب مطرح شده در این نشست، مشروح سخنان حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیان، رئیس دانشکده مذاهب دانشگاه ادیان و مذاهب به شرح ذیل می باشد:
 
بحث را از این جا آغاز می کنیم که جریان «تشیّع افراطی» در روزگار ما از چه زمانی به وجود آمد؟
برای پاسخ به این پرسش باید گفت از زمانی که شخصی به نام یاسر الحبیب به عنوان داماد سید مجتبی شیرازی، در سال ۲۰۰۳ شبکه ای ماهواره ای در لندن به نام «فدک» تأسیس و شروع به توهین به مقدسات اهل سنت و تولید برنامه در باب لعن علنی کرد؛ باز هم به این مسائل دامن زده شد.

یاسر الحبیب متولد سال ۱۳۵۵ هجری شمسی است. او در حالی که تنها ۱۹ سال از عمرش می گذشت و سال های کوتاهی را درس خوانده بود؛ به کویت رفت و هیئت خُدّام المهدی را راه اندازی کرد. در همان سال ها بود که وی در یک سخنرانی در کویت به عائشه، همسر پیامبر خدا (ص) توهین کرد که همین امر با توجه به حساسیت دولت وقت کویت درباره این مسائل، به دستگیری و محکومیت وی به ۱۵ سال حبس انجامید. البته او بیش از سه ماه در زندان نماند و با توجه به مخالفت های شدید آمریکا و انگلیس با این حُکم، مورد عفو قرار گرفت و به لندن رفت!

در آن جا بود که کلیسایی در اختیار وی گذاشته شد و وی نیز با ساختن حسینیه ای در آن، شبکه «فدک» را راه اندازی کرد و به اقدامات خود ادامه داد.
او در این شبکه و در یکی از همان سال ها، در روز ۱۷ ماه مبارک رمضان که سالروز درگذشت عائشه همسر حضرت رسول الله (ص) است؛ برای نخستین باز این روز را جشن گرفت و این جشن را از شبکه خود پخش کرد؛ امری که با واکنش منفی اهل سنت مواجه شد.

او همچنین اقدام به چاپ و انتشار کتابی قطور در ۵۰ هزار نسخه به نام «الفاحشه، الوجه الآخر لعائشه» کرد و در آن نسبت های ناروایی به همسر پیامبر خدا داد. چاپ نخست این کتاب در سال ۲۰۱۰ در انگلستان منتشر و در سطح کشورهای جهان اسلام توزیع شد؛ امری که واکنش علمای اعلام بویژه حضرت آیت الله خامنه ای را به دنبال داشت و سبب شد تا ایشان این فتوا را صادر کنند که اهانت به مقدسات اهل سنت و توهین به زنان حضرت رسول الله (ص) حرام است.
اقدام دیگر وی تدارک بادکنک های رنگی و درج عبارت «العائشه فی النّار» بر روی آن ها و سپس هوا کردن همان بادکنک ها بود.

و اما لازم است تا در این قسمت از بحث، نگاهی به برخی افراد دیگر خاندان شیرازی بیندازیم.

یکی از این افراد، آیت الله سید محمد شیرازی، متولد سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در شهر سامراء عراق است. وی فرزند آیت الله سید مهدی شیرازی است. مشهور است که آیت الله سید مهدی، فرزند میرزای بزرگ شیرازی صاحب فتوای مشهور و تاریخی تحریم تنباکو است؛ در حالی که میرزای بزرگ شیرازی، برادر آیت الله سید مهدی شیرازی و عموی آیت الله سید محمد شیرازی است.

به هر حال سید محمد در دامان تربیت و درس پدر، بزرگ شد و سپس همراه وی و دیگر بستگان به کربلا مهاجرت کرد. او پس از رحلت پدر، ادعای مرجعیت کرد؛ امری که با بیانیه مراجع وقت یعنی آیات سید محمود شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی مواجه شد و آن دو مرجع زمان اعلام کردند که سید محمد شیرازی هنوز به درجه اجتهاد نرسیده است.

در هر صورت بعد از سال ها و با توجه به فشار رژیم عراق، آیت الله سید محمد شیرازی به همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد و در قم ساکن شد.
چندی بعد بود که مخالفت های وی با جمهوری اسلامی یکی بعد از دیگری رُخ نمایاند.

یکی از این مخالفت ها، مخالفت وی با نظریه ولایت فقیه بود. او بر این اساس کتابی نوشت و اعلام کرد که ولایت فقیه را قبول ندارد و در عین حال به شورایی بودن رهبری معتقد است.
آیت الله سید محمد شیرازی همچنین چندی بعد با اعدام ضدّ انقلاب خرابکار مسلّح  و جنایتکاران دستگیر شده از رژیم پهلوی هم مخالفت کرد و در این باره نیز بیانیه داد.

شاید مهم ترین مخالفت وی در آن سال ها را بتوان مخالفت با رفتن افراد به جبهه های دفاع مقدس و فتوای حُرمت این امر دانست؛ امری که وی را بیش از پیش به حاشیه راند و در عین حال حکومت بعث عراق را به تکاپو انداخت تا با دستاویز قرار دادن این فتوا، ایرانیان مسلمان را از رفتن به جبهه ها و دفاع از وطن دور کند.

سال ۱۳۸۰ شمسی بود که آیت الله سید محمد شیرازی درگذشت و برادرش سید صادق شیرازی رهبری خاندان شیرازی را به دست گرفت.
سید صادق شیرازی متولد سال ۱۳۲۰ شمسی در سامراء عراق است. وی نیز با تداوم مخالفت با نظریه ولایت فقیه و همچنین اعتقاد به نظریه رهبری شورایی شناخته می شود؛ اما در عین حال ضدیت وی با فلسفه و عرفان و به همین دلیل مخالفت با اندیشه شخصیت های مانند حضرت امام، آیت الله بهجت، آیت الله بهاءالدینی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله حسن زاده آملی از دیگر نکات درباره وی است.

اگر رویکرد جدی آیت الله سید محمد شیرازی را بتوان در نوشتن کتب متعدد در تبلیغ دین عنوان کرد؛ رویکرد غالب سید صادق شیرازی استفاده از رسانه و تأسیس شبکه های متعدد ماهواره ای مانند شبکه های فدک، سلام، مرجعیت، الانوار و همچنین شبکه های امام حسین (ع)، الزهراء (س)، امام صادق (ع)، خدیجه الکُبری (س)، العقیله (س)، اباالفضل العباس (س) و همچنین المهدی (عج) بوده است.

اکنون لازم است تا نگاهی به هزینه های راه اندازی و تداوم فعالیت شبکه های ماهواره ای بیندازیم. آمار نشان می دهد که این مبلغ در حال حاضر برای یک شبکه ماهواره ای شامل اجاره ماهواره و تولید برنامه، حداقل ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان در یک سال است که با توجه به راه اندازی حداقل ۱۸ شبکه ماهواره ای از سوی خاندان شیرازی ها، شامل برخی شبکه های ۲۴ ساعته و یا چند زبانه، این هزینه ها از ضرب این دو عدد هم فراتر می رود.
این در حالی است که به گفته دست اندرکاران برخی دیگر از شبکه های ماهواره ای مذهبی، آن ها حتی از تأمین هزینه های یک شبکه نیز در می مانند و با بدهی مواجه هستند.

اکنون پرسش این است که آن حجم عظیم هزینه های حداقل ۱۸ شبکه از کجا تأمین می شود؟ در این باره اسنادی دالّ بر حمایت و کمک های مادی و معنوی برخی کشورهای خارجی از شبکه های مرتبط با خاندان شیرازی در دسترس است که جای تأمل دارد.
نکته دیگر در رویکردهای کلّی این شبکه های ماهواره ای متعدد است که می توان آن ها در چند مورد برشمرد.

نکته نخست «لعن علنی» در این شبکه هاست؛ در حالی که متن روایات معصومین (ع) و همچنین سیره علمای ما در طول تاریخ غیر از این بوده است؛ به بیان دیگر حتی در روایت هایی که به لعن اشاره دارد؛ نامی از فرد یا افراد برده نشده و در متن زیارت عاشورا هم می بینیم که عبارت «اول و ثانی و ثالث» بدون نام بردن صریح بیان شده است. البته ذکر این نکته هم لازم است که در دین اسلام، تبرّی و لعن وجود دارد؛ اما خود ائمه معصومین (ع) به این نکته نیز توجه داده اند که این تبرّی و لعن باید به چه شکل انجام شود و به چه نوع انجام نشود.

نکته دوم در رویکردهای این شبکه ها، «توهین به مقدسات اهل سنت» است؛ در حالی که سیره علمای اعلام شیعه در طول تاریخ نشان می دهد که آنان به صورت محترمانه، عقاید اهل سنت را نقد کرده اند؛ اما در عین حال هیچ گاه اقدام به توهین یا تحقیر نکرده و حتی کنایه نزده اند.

در این باره می توان به مطلبی جالب توجه داد و آن اینکه، هیچ گاه کتاب های نوشته شده از سوی افراطیون شیعه توسط اهل سنت نقد نشده است؛ اما چه بسیار کتاب های نقد محترمانه شیعه درباره اهل سنت بوده که بارها از سوی علمای اهل سنت پاسخ داده شده و یا به آن ها حاشیه زده شده است که یکی از مهم ترین آن ها، کتاب «مِنهاج السّنّه» ابن تیمیّه است که در پاسخ به کتاب «منهاج الکلام» علامه حلی نوشته شده است.

نکته سوم در رویکردهای این شبکه های ماهواره ای، تأکید بر برگزاری هفته برائت به جای «هفته وحدت» است؛ در حالی که ائمه معصومین (ع) در برخی از روایات و در پاسخ به پرسش صحابه خود، اقامه جماعت شیعه به امامت اهل سنت را اجازه داده و حتی آن را معادل نماز خواندن در صف اول نماز جماعت و پشت سر حضرت رسول الله (ص) دانسته اند.

نکته چهارم، تأکید این شبکه ها بر برپایی دهه مُحسنیّه است؛ در حالی که تصریح تاریخ به ضربت خوردن حضرت فاطمه زهرا (س) در پشت در خانه و به فاصله ۳۰ تا ۵۰ روز پس از شهادت حضرت رسول الله (ص) اشاره دارد.

نکته پنجم، برپایی جشن های پس از پایان دهه محسنیه به عنوان جشن های از دنیا رفتن خلیفه دوم است؛ در حالی که روایات مربوط به از دنیا رفتن خلیفه دوم در نهم ماه ربیع الاول، یا سند معتبر روایی ندارد یا این که سند آن ضعیف ارزیابی شده که البته روایت صحیح، دالّ بر این اتفاق در فاصله زمانی ۲۶ تا ۲۸ ذیحجه است. همچنین این افراد در این روزها، به استناد حدیث جعلی «رُفِعَ القلم»، هر رفتار زشت و شنیعی را نیز بر خود روا می بینند! رفتارهایی که حتی یک مورد از آن ها نیز موجب وهن شیعه بوده، هست و خواهد بود.

ششمین نکته در رویکردهای کلی تشیّع افراطی، تمرکز بر امر «قمه زنی» است؛ اتفاقی که مربوط به ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال گذشته بوده و پیش از آن رواج نداشته است و بیش از هر چیز، شیعه هراسی و البته دین هراسی را دامن زده است.

و اما هفتمین و آخرین نکته، مخالفت آشکار این جریان رسانه ای با انقلاب اسلامی است که در این باره تنها لازم است تا یک سوال مطرح شود و آن اینکه، این عزیزان با در دست داشتن انواع شبکه های متعدد، چه تعداد از افراد را به مذهب شیعه علاقمند کرده اند و در برابر، تفکر انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن، چه تعداد از افراد را به سمت مذهب تشیع سوق داده است؟

اکنون باید اذعان کرد که هفت مورد برشمرده شده؛ نه تنها از اصول و فروع مذهب شیعه نیست؛ که حتی از شعائر شیعه هم تلقی نمی شود که اینان بخواهند آن ها را ترویج و تبلیغ کنند.

و اما در پایان لازم است تا چند تذکر مطرح شود.

یکی از تذکرات بیان این مطلب به برادران و خواهران اهل سنت است که بر اساس شریعت مقدس اسلام، مجازات سبّ الرسول (ص) قتل است؛ اما در عین حال سبّ زنان پیامبر یا سبّ صحابه پیامبر معادل با سبّ خود پیامبر نیست که بخواهد زمینه را برای برخورد خشن و یا کُشتن باز کند؛ بلکه این نوع سب، سبب فسق – و نَه کُفر – می شود. بنابراین لازم است تا بیان این دو تفکیک قائل شد.

همچنین نکته دیگر علمی این است که بر اساس نظر همه مفسّران شیعه، خیانت احتمالی زنان متخلف برخی پیامبران، خیانت در زمینه مسائلی غیر از مسائل زناشویی بوده است و از این رو نمی توان آنان را هیچ گاه به خیانت در زمینه مسائل زناشویی متهم کرد.

تذکر سوم در واقع نوعی درخواست از عزیزان منتسب به خاندان شیرازی و همفکران آنان است؛ در خواستی با کمال احترام و نهایت دلسوزی که به گونه ای حرف نزنیم و کاری نکنیم که فضای رسانه ای و بین المللی، علیه شیعه موضع بگیرد؛ چراکه گاهی یک اشتباه رسانه ای، زحمات چندین و چند ساله را به هدر می دهد. از این رو لازم است تا مستندهای مربوط به پشت صحنه جریانات تکفیری علیه اسلام و شیعه دیده شود تا ببینیم و بدانیم که گاهی یک اقدام به ظاهر کم اهمیت ما تا چه اندازه می تواند علیه دین خدا و در جهت تضعیف آن کوشش کند.

تذکر چهارم اشاره به این بررسی علمی آیت الله حسینی قزوینی است؛ شخصیتی که با بررسی منابع روایی مختلف به این نکته اذعان کرده است که در متون روایات، نمی توان جایی را پیدا کرد که اهل بیت معصومین (ع) به برگزاری جلسه لعن توصیه یا تشویق کرده باشند.

تذکر پنجم هم اینکه در اسلام ناب، تبرّی غیرتوهین آمیز و همچنین نقد محترمانه، قابل دفاع است و البته آن چیزی که قابل دفاع نیست؛ لعن علنی و با بیان مصادیق است.

آخرین تذکر هم درباره ترمزی است که برخی قوانین در برابر تأسیس شبکه های ماهواره ای شیعه تقریبی اعتدالی ایجاد کرده اند و آن اینکه حتی مراجع تقلید و علمای اعلام هم برای راه اندازی شبکه ماهواره ای باید از شورای نظارت بر صداوسیما مجوّز بگیرند و این در حالی است که این شورا، تاکنون کمتر اقدام به اعطای مجوّز کرده است! امری که می توان با بازنگری در آن و باز کردن راه برای تأسیس شبکه های مُبلّغ «تقریب مذاهب اسلامی و تفکر اعتدالی»، زمینه را برای ترویج خشونت و افراطیگری به حداقل رساند؛ ان شاء الله.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.