جهل و توطئه ، دو اصل غیر قابل انکار در تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون به نقل از  خبرنگار مهر، ، به مناسبت عید سعید غدیر، عید اکمال دین و اتمام نعمت، طی گفتگویی تفصیلی با آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی به اهمیت واقعه غدیر در تاریخ اسلام و نوع نگرش صحیح به غدیر و نحوه ترویج آن پرداخته ایم. در خلال این گفتگو که به بحث درباره تشیع انگلیسی و ضرورت حفظ وحدت اسلامی و پرهیز از تفرقه نیز کشید، خاطرات جالبی از مناظره با علمای سایر فرق اسلامی نیز نقل شده است.

آیت الله قزوینی، علاوه بر مدیریت شبکه جهانی ولایت، مشاور بین المللی آیت الله مکارم شیرازی و از استادان حوزه علمیه قم است. وی علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای فلسفه و تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت و مؤسس و مدیر موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(ع) است. وی همچنین به عنوان یکی از چهره های ماندگار استان قزوین شناخته شده است.

*با توجه به اینکه واقعه غدیر ۳ روز به طول انجامیده و پیامبر خطبه بسیار مفصلی خوانده و در آن به مباحث مهدویت نیز اشاره کرده و حتی ۲۱ ویژگی امام زمان را برشمرده است و می توان گفت این واقعه نه تنها مختص به انتصاب حضرت علی(ع) نیست بلکه انتصاب ۱۲ امام است، به نظر شما علیرغم اهمیت فوق العاده غدیر در تاریخ اسلام، چرا این واقعه، آن گونه که باید و شاید حتی در بین شیعیان بزرگ داشته نمی شود؟

ما باید دست به دست هم بدهیم و غدیر را احیا کنیم. برای این کار ابتدا باید ببینیم که آیا به این واقعه صرفاً به صورت یک حادثه تاریخی می خواهیم نگاه کنیم یا اینکه آن را به عنوان یک قضیه تعیین کننده در سرنوشت آینده اسلام باید تلقی کنیم. اگر نگاه ما به غدیر مثل جنگ خیبر، احزاب یا قضایای دیگری است که در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است، مبدل به امری عادی و تاریخی می شود ولی اگر آمدیم غدیر را به عنوان درخشش نور رسالت در قالب امامت معرفی کردیم، این نگاه، خیلی عوارض دارد و نگرش ما را به غدیر تغییر می دهد. غدیر را باید به عنوان استمرار رسالت جهانی نبی مکرم، در زیر پرچم امامت و ولایت معرفی کنیم.

تعدادی از افراد که مسلمان شده بودند، چون شنیده بودند از تورات و انجیل، که پیامبری می آید و جهان را تسخیر می کند و دین آخر است، مسلمان شده بودند که از اسلام به یک نوایی برسند. با این واقعه تمام منافع خود را در خطر می دیدند. واقعه ای که در رأس آن شخصی به عنوان ولی معرفی می شود که در تمام جنگ های بزرگ فاتح بوده است. به قول خلیفه دوم که می گوید: «لولا سیف علی لما قام عمود الاسلام»، اگر شمشیر علی(ع) نبود پرچم اسلام برافراشته نمی شد اما خیلی‌ها بغض علی(ع) را داشتند فلذا پیغمبر(ص) به صراحت فرمود «ضَغَائِنُ فِی صُدُورِ أَقْوَامٍ ، لا یُبْدُونَهَا لَکَ إِلا مِنْ بَعْدِی»کینه هایی از علی(ع) در سینه های مردم می بینم که بعد از من به منصه ظهور می رسند.

*چه شد که واقعه غدیر به آن عظمت فراموش شد؟

در اینجا حرف های زیادی دارم برای اینکه توضیح دهم که چه شد غدیر به فراموشی سپرده شد. قریش و در رأس آن بنی امیه ۲۱ سال علیه اسلام جنگیدند، ۱۳ سال پیغمبر(ص) در مکه بود، ۸ سال هم در مدینه، و اینها سال هشتم هجری در فتح مکه در زیر شمشیر بران سربازان اسلام مسلمان شدند. امیرالمومنین(ع) در خطبه ۱۶ نهج البلاغه، قسم شدید و غلیظ می خورد و قسم به خدای هستی آفرین و خدای جان آفرین که آنهایی که در فتح مکه مسلمان شدند، تظاهر به اسلام کردند و کفر واقعی خودشان را مخفی کردند و امروز در جنگ صفین کفر واقعی شان را ابراز داشتند.

غدیر در حقیقت فصل جدیدی از تاریخ اسلام است که با معرفی علی ابن ابیطالب(ع) به عنوان ولی امر مسلمین، دین الهی کامل می شود، اکملت لکم دینکم و نعمت های الهی دیگر به آخرین مرحله های پایانی می رسد، اتممت علیکم نعمتی و دین اسلام به عنوان دین رسمی مرضی خداوند معرفی می شود؛ و رضیت لکم الاسلام دینا. اینها که ۲۱ سال با اسلام جنگیدند تازه فهمیدند که با رفتن پیامبر(ص)، اسلام خاموش نمی شود. علی(ع) آمد جای پیغمبر(ص) معرفی شد و دیدند که گفته خداوند صحیح است که فرمود: ان شانئک هو الابتر.

دیدند که بعد از علی(ع)، فرزندان پیغمبر(ص) هم جای علی(ع) خواهند نشست و لذا اینهایی که ۲۱ سال دشمنی کرده بودند، دست به دست هم دادند تا این نور غدیر را به یک نوعی خاموش کنند. شما ببینید حضرت امام(ره) از دنیا رفت مردم چه غوغایی کردند، از کجا آباد از روستاهای دور دست مردم پاشدند برای مراسم دفن امام(ره) آمدند. خود امام(ره) که خود را خاک زیر پای فرزندان پیامبر(ص) می دانست از دنیا می رود این همه هجوم می آورند، حالا پیامبر از دنیا رفته اند و هنوز پیکر روی زمین است، نه غسل کردند نه کفن کردند نه دفن کردند، رفتند در سقیفه بنی ساعده… از همانجا روشن شد که چه مسائلی پشت پرده در جریان است، لذا به تعبیر مقام معظم رهبری، برکه غدیر فراموش شد، گودی قتلگاه به وجود آمد. دست هایی که در غدیر ۳ روز بیعت کردند همه بیعت شکستند.

سه روز پیغمبر از تمام صحابه، مهاجرین و انصار برای علی(ع) بیعت گرفت. آبی پر از طشت کردند و علی(ع) دستش را داخل این طشت کرد و زن ها دستشان را داخل طشت کردند تا بیعت کنند. همان کاری که پیغمبر در عقبه کرد. این دستان بیعت در غدیر فراموش شد نتیجه اش این شد که دست قمر بنی هاشم قطع شد. دست این زنها که در غدیر بیعت کردند، فراموش شد، دست فرزندان حضرت زهرا(س) به زنجیر اسارت بسته شد. در یک جمله کوتاه باز از مقام معظم رهبری نقل می کنم که می گویند در غدیر بیعت گرفته شد اما همه بیعت شکستند. در غدیر بیعت کردند ولی جفا کردند اما در شب عاشورا بیعت برداشته شد اما وفا کردند. مقایسه کنید طلحه ها، زبیرها با آن سوابق درخشان شان، حالا ما کاری به شیعه و سنی نداریم، امیرالمومنین(ع) خلیفه چهارم عزیزان اهل سنت ماست اما چه شد و چه عواملی دست به دست هم داد که طلحه و زبیر در برابر خلیفه ای که با او بیعت کردند، شمشیر کشیدند؟

از آن طرف مسلم ابن عوسجه، زهیربن قین و غیره را ببینید که در شب عاشورا امام حسین(ع) می فرماید بیعت از شما برداشتم، بروید، می گویند اگر خدا به ما هزار جان دهد، آن را برای تو فدا می کنیم اما در غدیر این چنین نیروهایی نداشتیم. ابوذرها بودند آمدند اعتراض کردند، مقداد اعتراض کرد اما شما تاریخ را بخوانید و ببینید با اینها بعد از سقیفه چه کار کردند. دست و پای مقداد را زدند خرد کردند. دنده های سلمان را خرد کردند، مقداد را تکه پاره اش کردند. در همین سقیفه بنی ساعده، حباب ابن منذر را دندانهایش را خرد کردند. اینها گفتنی نیست؟

ما اهانت نمی کنیم ولی حقایق تاریخ را هم باید گفت. داستانی را مرحوم مظفر در کتاب دلائل الصدق دارد. می گوید یک سنی از عالم شیعه سئوال کرد چرا برای امام حسین(ع) که ۱۳۰۰ سال قبل از دنیا رفته، هر سال شما عزاداری می کنید؟ گفت: ما غدیر را نادیده گرفتیم، شما انکار کردید، می ترسیم اگر عاشورا را هم فراموش کنیم و نادیده بگیریم شما فردا بگویید امام حسین(ع) سرماخوردگی داشت و آنفلوآنزا گرفته بود و خدا رحمتش کند از دنیا رفت.

بنده حدود ۴۸ سال است که در حوزه هستم و حالا قطعاً رزومه مرا دوستان دیده اند از سال ۶۸ گواهی اجتهاد دارم. دکترای حوزه سطح ۴ دارم دکترای فلسفه و ادیان از دانشگاه بین المللی هلند دارم. مدرک پروفسوری از دانشگاه بین المللی لندن انگلیس دارم و بیش از ۴۰۰ کتاب تألیف کردم همه هم به زبان عربی، غیر از یک کتاب که در رابطه با وهابیت است و به زبان فارسی است. تعدادی از کتابهایم کتاب برگزیده سال شده اند. بنده ندیدم در یک جا پیغمبر اکرم(ص) چیزی بگوید و ادامه دهند که حاضرین به گوش غایبین برسانند، معاصرین به گوش آیندگان برسانند، اما در غدیر ببینید چند مورد داریم که ایشان تأکید می کنند که حاضرین به غایبان برسانند، پدران به پسران برسانند، حاضرینی که حرف مرا می شنوید! موظف هستید و مسئولیت دارید پیام مرا به آیندگان برسانید اما متأسفانه ما این جمله پیغمبر(ص) که فرمود «انکم مسئولون» را فراموش کردیم، «فیبلغ الشاهد الغایب»، فراموش شد و نتیجه اش این شد که می بینیم.

*وقتی در مدینه پیامبر(ص) رحلت می کند و سقیفه بنی ساعده تشکیل می شود و خلیفه تعیین می شود، طبعاً  روال باید اینگونه باشد که پیک هایی به شهرهای مهم جامعه اسلامی بفرستند و خبر دهند که پیامبر(ص) رحلت کرده و ابوبکر خلیفه شده است. آنهایی که در غدیر بودند و با علی(ع) بیعت کردند، در شهرهای مختلف جامعه اسلامی چه موضع و واکنشی نسبت به آن خبر داشتند؟

اولاً در سقیفه بنی ساعده چند نفر بودند؟ مجموع اینها ۲۰ نفر بودند. تمام کسانی که آمدند و بیعت با ابوبکر را مطرح کردند، ۲ نفر بودند؛ عمر و ابوعبیده جراح. بزرگان اهل سنت نقل کرده اند و در صحیح بخاری هم هست که خلیفه دوم می گوید: «انما کانت بیعت ابی بکر فلته»، فلته یعنی یک کار عجله ای و بدون تدبیر. خلافت ابوبکر کاری بود که عجله ای و بدون تدبیر صورت گرفت.

جالب این است که بزرگان اهل سنت می گویند ما در خلافت ابوبکر اجماعی نداریم. خود ابن تیمیه، بنیانگذار فرقه وهابیت در منهاج السنه جلد ۸ ص ۱۴۴ می گوید ما نیازی نداریم در امامت اجماعی باشد. چرا؟ زیرا در خلافت ابوبکر اجماعی در کار نبود. یا آقای قرطبی که از علمای بزرگ اهل سنت است در تفسیر قرطبی جلد اول، ص ۲۶۹ می گوید اگر یک نفر هم از اهل حله بیاید با کسی بیعت کند، آن می شود خلیفه مسلمانها، دلیل ما چیست؟ آن است که عمر رضی الله عنه با ابی بکر، بیعت کرد و ابی بکر با بیعت یک نفر به خلافت رسید. وقتی بیعت کرد همه باید بیایند با او بیعت کنند.

وقتی قبیله اسلم که یک قبیله چماق به دست بودند، از اطراف مدینه آمدند، هر کس با ابوبکر بیعت نمی‌کرد سر و گردن او را با آن چماق‌ها لت و پار می‌کردند. ما هم نمی گوییم. اینها را خودشان می‌گویند. ما این مسائل را بارها در شبکه ولایت مطرح کردیم به وهابی‌ها گفتیم بیایید به ما جواب دهید. ما در مباحث امامت و خلافت گفتیم با اهل سنت مناظره نمی‌کنیم. اصلا و ابدا، صلاح ما هم نیست. صلاح اهل سنت هم نیست ولی وهابی‌ها که می‌گویند ما نماینده اهل سنت هستیم ما حاضریم بیایند با ما مناظره کنند اگر راست می‌گویند. شما ببینید این قضایا به این شکلی اتفاق افتاد و همچنین ببینید امیرالمومنین(ع) تا ۶ ماه با ابوبکر بیعت نمی‌کند و این مطلب در صحیح بخاری است.

 بنده این قدر مناظره کرده ام که دیگر آدرس‌ها را حفظی می‌گویم. صحیح بخاری جلد ۵ صفحه ۸۰ درحدیث ۴۲و۴۱ می‌گوید علی‌ابن‌ابیطالب تا ۶ ماه بیعت نکرد. بعد جالب این است که نه تنها علی(ع) تا ۶ ماه بیعت نکرد، بلکه هیچ یک از بنی‌هاشم با ابوبکر بیعت نکردند. مگر علی و بنی‌هاشم جزو صحابه نبودند؟ تا ۶ ماه هم که صحیح بخاری می‌گوید علی بیعت نکرد. از آن طرف هم ابن حزم اندلسی متوفی سال ۳۴۵ هـ ق می‌گوید لعنت خدا بر آن اجماعی که علی داخل آن اجماع نباشد.

*شما گفتگوها و مناظرات فراوانی داشته اید در دفاع از اعتقادات تشیع. خاطراتی اگر از بعضی از این گفتگوها دارید برای ما بگویید.

یک روزی یکی از اندیشمندان اهل سنت به قم آمده بود برای تحقیق و بررسی، یکی از دوستان از جامعه المصطفی با بنده تماس گرفتند، سپس خود آیت‌الله سبحانی بعد از نماز مغرب و عشاء به من زنگ زد گفت یکی از این آقایان قرار است بیاید پیش من سئوالی دارد، من فرصت ندارم می‌فرستم منزل شما، با او صحبت کن، آمد، گفت که آقا من مذهب اهل سنت را مذهب مبتنی بر دموکراسی می‌دانم، گفتم ما هم قبول کردیم اما من سئوالی از شما دارم، اگر این سئوال را به من جواب دادی من همینجا سنی بودنم را اعلام می‌کنم، شما برو همه جا اعلام کن که قزوینی سئوالی از من کرد من جواب دادم و سنی شد. گفتم بهتر از این مگر می‌خواهی؟ گفت نه سئوالت را بپرس. گفتم شما می‌فرمایید که خلافت خلفای سه گانه، همه مبتنی بر دموکراسی بوده در همین شورای ۶ نفره‌ای که خلیفه دوم، جناب عمر آمد ۶ نفر را برای انتخاب رهبر آینده معرفی کرده این دموکراسی است. ولی ببینید در این متنی که حکم را ابلاغ کرده چه چیزی نوشته است.

تاریخ طبری را باز کردم، گفتم جناب عمر در این حکمی که برای خبرگان رهبری داده نوشته این ۶ نفر را در یک اتاق دربسته نگاه دارید به صورت قرنطینه تا سه شبانه روز، نه اینها حق دارند بیرون بروند و نه کسی از بیرون حق دارد به آنجا برود. اگر چنانچه ۵ نفر به کسی رای دادند یک نفر مخالفت کرد همانجا گردن آن یک نفر را بزنید، اگر ۴ نفر رای دادند ۲ نفر مخالفت کردند، گردن آن ۲ نفر را بزنید. گفتم برادر بزرگوارم به من جواب بده، این چه دموکراسی است که اگر کسی بیاید رای مخالف دهد گردنش زده می‌شود؟ در کجا به آن دموکراسی می‌گویند؟ گفتم این کتاب هم مال شماست. تاریخ مدینه، جلد دوم صفحه ۸۲، تاریخ طبری جلد ۲ صفحه ۵۸، کامل ابن اثیر جلد ۲ صفحه ۴۶۱. هرسه هم چاپ دارالکتاب بیروت هستند.

گفتم این یک سئوال من است جواب بده، گفتم سئوال دوم من این است در همین حکمی که عمر به این ۶ نفر داده نوشته اگر ۳ نفر یک رای دادند ۳ نفر رای دیگر و با هم برابر شدند اینجا چه کار کنیم. می گوید آنجا پسرم عبدالله عمر را صدا کنید او با هر کدام رای‌اش موافق بود او برنده و پیروز است. یعنی اگر ۳ به۳ شدیم، عبدالله عمر را بگویید بیاید او نظر دهد. نظر به هر کدام داد او برنده است. گفتم این خیلی خوب است حداقل یکی از صحابه می آید. ولی گفتم یک جمله ای از عمر در رابطه با عبدالله ابن عمر است باز در طبقات الکبری، جلد۳ صفحه ۳۴۳ که سئوال کردند از عمر چرا پسرت عبدالله بن عمر را نمی خواهی خلیفه کنی؟ عمر به طعنه گفت مادرت به عزایت بنشیند، خدا بکشدت پسر من عبدالله بن عمر بلد نیست زنش را طلاق دهد. او را خلیفه کنم؟، گفتم سئوال من این است که عمر می‌گوید پسرم عرضه طلاق زنش را ندارد حالا می‌خواهد در یک امری که سرنوشت ملت اسلامی به او بسته است، وامت اسلامی سرنوشتش به این مسئله گره خورده است، اظهار نظر کند و رأیش فصل الخطاب باشد؟

خدا را شاهد می‌گیرم این بنده خدا سرش را پایین انداخت، حدود شاید دو دقیقه فکر کرد سرش را بلند کرد به من گفت دکتر تابحال کسی چنین سئوالی از من نکرده بود. آن چنان تو مرا در بن‌بست قرار دادی، من هر چه فکر می‌کنم جوابی به تو دهم و این کار را توجیه کنم، نمی‌توانم جوابی بدهم. گفتم برادرم شاید الان به ذهنت نرسد، شما بزرگواری کن تشریف ببر، من هستم، آدرس مرا هم بلدی، من پست دولتی هم ندارم، حوزوی هستم، برو از عُلمای بزرگ، شخصیت‌ها و اساتید دانشگاه سئوال کن و اگر جواب درستی داشتی بیا به من بده. اگرجوابت قانع‌کننده بود، من روی حرفم هستم. حاضرم به دست جنابعالی تغییر مذهب دهم و به شما هم اجازه می‌دهم که بروید در همه رسانه‌ها اعلام کنید قزوینی مذهبش را تغییر داد. دیگر از این بهتر؟ ایشان از من خداحافظی کرد و تقریباً بعد از سه ماه رفت خدمت آیت الله مکارم و به دست ایشان به مذهب شیعه مشرف شد و الان در یکی از کشورهای آسیای میانه از مبلغین سخت‌کوش شیعه است. فقط یک سئوال از او کردم، نه به او توهین کردم، نه فحش دادم نه جسارت کردم. آدم منصفی بود.

خاطره دیگری تعریف کنم. سه چهار شب قبل ۱۲ میهمان از مصر داشتم. خودم دعوتشان کرده بودم. از آنها پذیرایی کردم، زیرا برای من، بسیار عزیز بودند. همه‌شان از اصحاب رسانه بودند، خبرنگار روزنامه‌های کثیرالانتشار، یا جزو مسئولان تلویزیون‌های پربیننده بودند. با یکی از این آقایان گفتگو می کردیم، گفتم ما خلافت ابوبکر را قبول نداریم، خیلی ناراحت شد. گفت شما که دم از وحدت می‌زنید، چرا ابوبکر را قبول ندارید. گفتم برای اینکه نه روایت و نه آیه‌ای داریم در تأیید مشروعیت خلیفه. اگر داریم بیان کنید. گفت آیا شما برای خلافت علی دارید؟ گفتم بله، پیغمبر(ص) فرمود: «علی ولی کل مومن من بعدی» ، علی ولی امر تمام مومنین بعد از من است. (کتاب مستدرک جلد ۳ صفحه ۱۱۰)، حاکم نیشابوری، می گوید صحیح است، ذهبی، می‌گوید روایت صحیح است. آقای البانی که بزرگ سردمدار رجال وهابی‌هاست در سلسله الاصحاب جلد ۳ صفحه ۲۲۰ می‌گوید روایت صحیح است. السنه ابن ابی قاسم صفحه ۵۵۱ می‌گوید روایت معتبر است.

یکی از اینها که اطلاعاتش بیشتر بود و تقریباً سرگروه هم بود، گفت یکی از دلایل ما برای حقانیت ابوبکر، نماز ابوبکر به جای پیغمبر(ص) است. اگر علی(ع) شایسته تر بود پیامبر علی(ع) را می فرستاد به جای ایشان نماز بخواند. حاج آقا سبحانی نقل می کرد رفته بودند در مسقط ۵۰، ۶۰ تا از علما جمع شده بودند و همین مسأله را بیان کردند و گفتند آقای سبحانی ما تأسف می‌خوریم شما راه گمراهی را رفتید  و ابوبکر را قبول ندارید. پیغمبر اکرم(ص) آخر عمر حضرت ابوبکر را فرستاد به جای خودش نماز خواند. پیغمبر(ص) وقتی فرمود در امر دین ابوبکر پیش نماز و امیر شماست خب در مسائل دنیوی جای خود را دارد.

۲۰ دقیقه ایشان صحبت کرد، آقای سبحانی گفت من گفتم بله، فقط یک مسأله است «ان الرجل لیهجر»، نعوذ بالله پیغمبر داشت هذیان می‌گفت. آیت الله سبحانی می‌گوید وقتی این را گفتم همه‌‌شان زدند زیر خنده، این سرش را پایین انداخت و تا آخر جلسه دیگر حرفی نزد. چطور شد وقتی پیغمبر(ص) می‌گوید کاغذی بیاورید من وصیتی بنویسم تا گمراه نشوید می‌گویند پیغمبر هذیان می‌گوید ولی وقتی می‌گوید ابوبکر برو نماز بخوان، این می شود بهترین دلیل خلافت ابوبکر؟ یک بام و دو هوا؟

اما نماز ابوبکر! گفتم صحیح بخاری جلد اول صفحه ۱۷۴ حدیث شماره ۷۱۳، روایت از عایشه همسر پیغمبر(ص) است. می‌گوید به ابوبکر گفتم برود نماز بخواند، رفت نماز خواند. پیغمبر حالش به قدری خراب بود که نمی‌توانست راه برود، یک دست در گردن علی و یک دست در گردن عباس، پاهای پیغمبر(ص) هم بر زمین کشانده می‌شد یعنی داشتند پیغمبر را می‌کشاندند رفت ابوبکر را کنار زد، نشسته نماز خواند. بعد صحیح بخاری می‌گوید کان ابوبکر یقتدی برسول‌الله و الناس یقتدون بابی‌بکر، ابوبکر به پیغمبر اقتدا کرده بود، مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند، گفتم سئوالی از شما دارم پیغمبر که نشسته نماز می‌خواند، نماز پیغمبر صحیح بود یا نبود، اگر صحیح است همه چرا به پیغمبر اقتدا نمی‌کنند و فقط ابوبکر دارد به پیغمبر اقتدا می‌کند. اقتدا کردن به نماز نشسته اگر صحیح است، خب همه به پیغمبر اقتدا کنند و اگر نماز پیغمبر باطل است، ابوبکری که به نماز پیغمبر اقتدا کرده، نماز او هم باطل است؛ در نتیجه نماز مردم هم باطل است. گفتم برادر بزرگوار شما بروید حداقل این کتاب صحیح بخاری خودتان را یک دوره از اول تا آخر بخوانید. این بنده خدا دیگر تا آخر جلسه حرفی نزد.

*برخی طرح بحث وحدت میان امت اسلامی را مستلزم از میان رفتن اختلافات عقیدتی می دانند و با همین برداشت ناصواب از مساله وحدت شیعه و سنی احساس خطر می کنند که عقاید را به خطر بیندازد در حالی که اساسا وحدت برای همین است که در عین اختلاف عقیده از تفرقه و دشمنی پرهیز کنیم. از نظر شما معنای وحدت چیست؟

ما عقیده به خلافت ابوبکر نداریم ولی اهل سنت را برادر خودمان می‌دانیم و آنها را مسلمان می‌دانیم. پشت سر سنی‌ها نماز می‌خوانیم. امام صادق(ع) فرمود هر کس پشت سر اهل سنت نماز بخواند مثل این است که پشت سر پیغمبر(ص) نماز خوانده است. ما ازدواج با اهل سنت را جایز می‌دانیم، هم دختر می‌دهیم هم دختر می‌گیریم. ذبیحه سنی را مباح می‌دانیم یعنی گوشت حیوانی که توسط برادر اهل سنت مان ذبح شده باشد را پاک می دانیم.

ما معتقد به امامت علی(ع) هستیم. شما اهل سنت هم ما را کافر نمی‌دانید. این معنای وحدت است. شما به عقیده خودتان باشید و ما هم به عقیده خودمان. بحث‌های علمی هم با هم می‌کنیم. بحث‌های علمی است. شما می‌گویید، من هم می‌گویم یا شما قانع می‌شوید یا من. با اینکه ما معتقد به خلافت ابوبکر نیستیم شما، ما را کافر نمی‌دانید و ما هم شما را که معتقد به خلافت بلافصل علی(ع) نیستید، کافر و فاسق و کثیف نمی‌دانیم، معنای وحدت هم همین است.

یک عده هستند که به اختلاف افکنی دامن می زنند و واقعه غدیر را طوری طرح می کنند که به وحدت لطمه بزنند. وقتی می خواهیم غدیر را به دنیا و همه مسلمان ها معرفی کنیم این معرفی چگونه باید باشد که به وحدت لطمه نزند و چطور باید بگوییم که غدیر برای همه مسلمان هاست و مختص به شیعه نیست؟

معتقدم کسی که بخواهد غدیر را معرفی کند اگر فقط بچسبد به خطبه غدیر، صد درصد کارش اشتباه است. پیغمبر اکرم(ص) یک سری زمینه‌سازی کرده است به صورت متعدد بعد از آن زمینه‌سازی‌ها آمده گفته است: «من کنت مولا فهذا علی مولا» ما متاسفانه چه در منبر چه در حوزه خبری‌مان چه در کتاب‌هایمان فقط این جمله از پیغمبر را بلدیم، اولاً پیغمبر اکرم(ص) از مدینه دارد می‌رود حج، اعلام عمومی می‌کند، طبق شهادت علمای بزرگ اهل سنت ۱۲۰ هزار یا ۱۲۴ هزار با او هستند. شما مراجعه کنید به دایره‌المعارف فرید وجدی، کتاب جدیدی هم است می‌گوید بعضی‌ها ۹۰ هزار بعضی‌ها ۱۲۴ هزار نفر تخمین زدند، این همه جمعیت را پیغمبر برای چه دارد می‌برد؟ برای اینکه یک همایش بی‌نظیری می‌خواهد تشکیل دهد و در آن همایش، می‌خواهد پیامی داشته باشد.

این یک زمینه‌سازی است. می‌رود روز ۴ ذی‌الحجه پیغمبر(ص) به مکه رسید و در کنار کوه منا سخنرانی کرد. همانجا توصیه به اهل بیت کرده است. رفتند عرفات پیغمبر آنجا سخنرانی کرد ولی در هیچ جا سخنرانی عرفات پیغمبر را مطرح نمی‌کنند، در حالی که شیعه و سنی سخنرانی پیغمبر در عرفات را نقل کرده‌‌اند. در همان‌جا باز بحث وحدت میان مسلمان‌ها و بحث ثقلین را طرح می کنند. تعبیر مهمی پیامبر(ص) در سخنرانی خود در منا دارد. البته در آن زمان منا در دست آل‌سعود نبود که این طور مردم را بکشند و الحمدالله صحابه از کشت و کشتار سالم ماندند.

پیامبر فرمود نضَّرَ الله عبدًا سَمِع مقالتی فوعاها، فبَلَّغها مَن لَم یَسْمعها، می‌گوید: فرخنده باد چهره آن کسی که سخن مرا بشنود و از سخن من پاسداری کند و او را به دیگران انتقال دهد. این سخنرانی قبل از غدیر و روز دهم است و هنوز هشت روز به غدیر مانده است. بعد در همان‌جا ایشان توصیه می‌کند مسلمان‌ها با همدیگر یکی باشند و مردم را سفارش می کنند به اینکه وحدت میان مسلمانان را حفظ کنید. تفرقه میان مسلمان‌ها ایجاد نکنید، بعد از من خون همدیگر را مباح نکنید، به جان هم نیفتید، به بهانه‌های مختلف همدیگر را نکشید. هم در خطبه عرفه و هم در خطبه منای ایشان هست.

این سخنان پیامبر قبل از غدیر است که حدود چهار، پنج خطبه از پیغمبر داریم. اینها همه زمینه‌سازی است. بعد در روز ۱۸ ذی‌‌الحجه که آیه شریفه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک به ایشان نازل می‌شود، حضرت، مردم را در یک بیابانی جمع می‌کند و می فرماید آنهایی که رفتند برگردند، آنهایی که عقب ماندند، برسند و ایشان خطبه می‌خواند. یک نکته مهم همین است که همیشه می‌گویند خطبه غدیر، حدیث غدیر نمی‌گویند. خطبه غدیر یعنی سخنرانی.

پیغمبر اکرم(ص) نماز ظهرش را خوانده تا نماز عصر، نزدیک به دو ساعت و نیم خطبه خوانده اند، تمام کتاب‌های اهل سنت را گشتیم خطبه پیدا کنیم که این خطبه غدیر چه بوده است. همه می‌گویند پیغمبر خطبه‌ای خواند و غیره، موعظه کرد و فرمود «من کنت مولا فهذا علی مولا»، دیدیم طبرانی در قرن چهارم هجری در معجم کبیرشان جلد ۶ صفحه ۱۸۰ می‌آید یک صفحه در رابطه با خطبه غدیر حرف می‌زند اما در این چهار قرن چرا از خطبه غدیر هیچ خبری در میان اهل سنت نیست؟

شهاب‌الدین زهری، از آخوندهای درباری و از تقویت‌کنندگان حکومت اموی است و در شام در مجلسی نشسته، فردی بحث غدیر را پیش می‌آورد، بلند می‌شود به او اعتراض می‌کند که مثل اینکه سرت به  تنت سنگین آمده، داری در یک شهری که علی را روزی صد مرتبه لعن می‌کنند، حدیث غدیر نقل می‌کنی؟ از احمد بن حنبل که رئیس مذهب حنابله است، سئوال می‌کنند معنای من کنت مولا فهذا علی مولا چیست، می‌گوید لا تکلم فی هذا، حرف غدیر نزن، ببینید همه وحشت دارند. اصلاً اگر قرار است غدیر به معنای محبت باشد، محبت علی مگر جرم است؟ اصلاً علی(ع) خلیفه پس از پیامبر نیست، اول ما اسلم هم نیست، داماد پیغمبر نیست، شوهر زهرا، پدر حسنین نیست، ولی مسلمان که هست، محبت مسلمان از واجبات است. المومنون بعضهم اولیا بعض، ولی می‌گویند ولی تو حق نداری پیش من از من کنت مولا فهذا علی مولا حرف بزنی. این هم باز در کتاب‌السنه پسر احمدبن حنبل، عبدالله جلد ۲ صفحه ۳۸، است. مشخص است قضیه چیست.

به قول آیت‌الله بروجردی که می‌گفت اگر بخواهیم وحدت میان شیعه و سنی را درست کنیم باید همگی بنشینیم در کنار سفره معنوی اهل‌بیت(ع) ببینیم اهل‌بیت چه می‌گویند. زیرا اهل سنت هم اهل‌بیت را قبول دارند و محبت به اهل‌بیت دارند. بارها گفتم یک سنی در عمرم ندیدم که نسبت به اهل‌بیت خدای ناکرده ارادت نداشته باشد. حالا حساب وهابی‌ها جداست. البته ۹۰ درصد از آنها هم به اهل‌بیت ارادت دارند. حالا ۱۰ درصدشان ناصبی هستند وحسابشان جداست ولی اهل سنت به اهل‌بیت ارادت دارند.

من بیش از ۲۵۰ مناظره در عربستان داشتم حتی با مفتی اعظمشان در طائف یک ساعت بگو مگو داشتم ولی ندیدم یک سنی نسبت به اهل‌بیت جسور باشد. بهترین راه این است که بیاییم بحث اهل‌بیت را که در غدیر مطرح شد و بحث توصیه نبی‌اکرم(ص) به وحدت اسلامی که در مقدمات غدیر مطرح شده را ملاک قرار دهیم و همگی در کنار سفره اهل‌بیت بنشینیم و کاملاً هم بحث ما علمی است و سیاسی نیست. اصلاً خلیفه ابوبکر یا عمر بوده به ما چه مربوط است؟ ما می‌خواهیم کنار این سفره بنشینیم، ببینیم من که الان می‌خواهم به حج بروم، می‌خواهم نماز بخوانم، اهل‌بیت چطور نماز می‌خواندند. مقاله‌ای تحت عنوان «درخشش فقه امام صادق(ع) در میان اهل سنت» دارم شما ببینید در این ۵۰، ۶۰ سال اخیر در مصر، امارات و کویت چقدر حقوق مدنی را تغییر دادند و آمدند به طرف فقه اهل‌بیت.

*درباره انگیزه های جریان موسوم به تشیع انگلیسی و آسیبی که به چهره تشیع می زنند توضیح بفرمایید.

در رابطه با تشیع انگلیسی دو مرتبه مقام معظم رهبری صحبت کردند. صحبت ایشان این بود تشیعی که از انگلیس و آمریکا پخش می‌شود، به درد شیعه نمی‌خورد و مرتبه دوم فرمود نه تشیع انگلیسی به درد ما می‌خورد نه تسنن آمریکایی. بعضی از اصحاب رسانه تشیع انگلیسی را مثل بادکنک باد کردند، اما متأسفانه اصلاً اسمی از تسنن آمریکایی نمی‌‌آورند. تشیع انگلیسی همین یاسر الحبیب است، سید مجتبی شیرازی است که به عنوان نماد تشیع انگلیسی امروز فحش به خلفا و اتهام فحشا به همسر پیغمبر شعارشان است. الان عامل اصلی شهادت شهید شحاته همین مصاحبه این آقای خبیث بوده که به طوری که خود آیت‌الله مکارم شیرازی گفت ایشان آدمی است که عقل ندارد و سفیه است.

*این جریان عامدانه آسیب می زنند یا واقعاً به این نوع از تشیع معتقدند؟

ببینید دو مسأله است؛ یک مسأله جهل و برداشت غلط از نصوص اسلامی است. یک روایت را می‌خوانند دهها روایت را کنار می‌اندازند. مثلاً می‌آید چهار روایت می‌خواند. هر کس دشمنان اهل‌بیت را لعنت کند، چقدر ثواب دارد! اولا اینها سواد ندارند که ببینند روایت سندش صحیح است یا نیست. روایت را مادامی که سندش صحیح نباشد، نمی‌توانیم به معصوم نسبت دهیم. فرض بگیریم این روایت‌ها هم که آمده در رابطه با سب و لعن دشمنان اهل‌بیت صحیح باشد، در کنار اینها روایات دیگری هم داریم، مرحوم شیخ صدوق در کتاب اعتقادش یعنی در کتابی که اعتقادات شیعه را دارد مطرح می‌کند و روایتی که در کتاب الاعتقادات می‌آید، همه پل‌های رجالی را پشت سر گذاشته و جلو رفته است، در این کتاب می‌گوید به امام صادق(ع) گفتند فردی در مسجد می‌نشیند دشمنان شما را ناسزا می‌گوید و اسم هم می‌برد امام صادق(ع) گفت خدا لعنتش کند. ما را در معرض فحش دشمن قرار می‌‌دهد. آدرس این هم کتاب اعتقادات شیخ صدوق صفحه ۱۰۷ است. بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۲۱۷ نیز همین روایت را آورده است. خب این روایت خواندنی نیست؟

در جلد دوم صفحه ۶۳۶ حدیث شماره چهار و پنج از امام صادق(ع) سئوال می‌کنند ما با اهل سنت چطور برخورد کنیم، امام نمی‌گوید برخوردتان خوب یا بد باشد. می‌گوید شما ائمه و پیشوایانی دارید و بر خودتان واجب می‌دانید از آنها تقلید کنید. پیشوایان شما ما هستیم، به خدا قسم همسایه سنی ما مریض می‌شود من (امام صادق) به عیادتش می‌روم، اگر همسایه سنی من از دنیا برود من تشییع جنازه‌اش می‌روم، امانت به من بسپارد، امانتداری می‌کنم، می‌گوید اخلاقتان را با اهل سنت خوب کنید مایه افتخار من باشید. زینت ما باشید. اگر برخورد شما با اهل سنت خوب بود می‌گویند خدا امام صادق(ع) را رحمت کند چه سربازان و شیعه‌های خوبی تربیت کرده، اما اگر رفتارتان با اهل‌سنت بد بود، می‌گویند امام صادق(ع) عرضه نداشتند شیعه را تربیت کنند، این روایت‌ها هم خواندنی است. هر دو روایت هم صد درصد صحیح است. اینها هم خواندنی است.

این آقایان می‌روند چهار روایات ضعیف را می‌خوانند تصور می‌کنند اگر آمدند به عمر و ابوبکر و عایشه فحش دادند دیگر هم خدا، هم پیغمبر از آنها راضی می‌شود و حضرت زهرا(س) را خشنود کرده‌اند و امام زمان (عج) را هم خشنود کرده‌اند. فردای قیامت هم قبل از پیغمبر(ص) به بهشت می‌روند. این یکی از عللش، برداشت غلط از نصوص اسلامی و نشأت گرفته از جهل اینهاست. این یک مساله است. تومنون ببعض و یکفرون ببعض را قرآن نسبت به یهودی ها می‌گوید که اینها به بعضی از آیات ایمان می‌آورند، به بعضی کفر می‌ورزند، این شیعه های انگلیسی هم همان صفات یهودی‌ها را دارند، بعضی از روایت‌ها را می‌گیرند بعضی دیگر را رها می‌کنند. نکته دوم توطئه و دسیسه های غیر قابل انکار است.

بنده ۴۰ روز در آمریکا بودم سال ۹۰، اکثر ایالت‌هایش رفتم و در اکثر مراکز اسلامی آنجا هم سخنرانی داشتم و در همان شهری که الله‌یاری است یعنی سن دیه گو سخنرانی داشتم و علیه الله‌یاری هم یک ساعت و نیم همان‌جا سخنرانی کردم. تمام مردم و جوان‌ها گفتند فلانی ما خجالت می‌کشیم این الله‌یاری مایه ننگ ما شده است، گفتند ایشان به مادرش دست‌ درازی کرد. همین آقایی که خودش را آیت‌الله العظمی می‌داند و می‌‌گوید علمم از همه مراجع بالاتر است، به مادرش دست درازی کرد پدرش از خانه بیرونش کرد. خودش می گوید که از اف بی آی پیش من آمدند و یک چمدان پر از دلار روی میز من گذاشتند و گفتند آقای الله‌یاری این دلارها را برای نابودی جمهوری اسلامی و برای فرج امام زمان(عج) مصرف کنید. تصور کنید این چه امام زمانی است که اف بی آی برای ظهورش پول خرج می کند!

*سفارش شده که در غدیر اطعام کنید. به عنوان آخرین سوال بفرمایید چه روایاتی در این زمینه وجود دارد که می توان برای احیای سنت اطعام و ضیافت غدیر به آنها استناد نمود؟

در منابع اهل سنت، کتاب تاریخ بغدادی، جلد هشتم صفحه ۲۸۴ دارد اگر کسی روز عید غدیر را روزه بگیرد گویا به اندازه ۶۰ سال روزه گرفته است، اطعامش هم به همین شکل است.

در روایات داریم هیچ پیامبری مبعوث نشده جز اینکه خدای عالم دستور داده روز ۱۸ ذی‌الحجه را عید بگیرند، قبل از اینکه روز ۱۸ ذی‌الحجه در اسلام روز غدیر باشد، در سابق نیز روز عید بوده است. حضرت داوود، سلیمان را روز عید نصب کرد. حضرت عیسی شمعون را روز عید نصب کرد، حضرت موسی وصی‌اش را روز عید نصب کرد. یعنی روایات هم از شیعه هم از سنی در این قضیه وجود دارد.

منبع : خبرگزاری مهر

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.