نوشته‌ها

شیعه انگلیسی، ماموریت فتنه انگیزی در جهان اسلام و سوء استفاده از احساسات مذهبی را دارد

به گزارش قادمون ٬ نشستی با عنوان «آشنایی اجمالی با شیعه انگلیسی» با حضور حجت الاسلام مهدی مسائلی، محقق و پژوهشگر، مدرس حوزه و همچنین متخصص در رشته فرق و عقاید در مرکز تخصصی فقه و اصول النفیسه برگزار شد.

 

حجت الاسلام مسائلی در ابتدای سخنان خود تفاوت میان عنوان «شیعه انگلیسی» و «تشیع انگلیسی» را تبیین کرد و گفت: تشیع انگلیسی به اندیشه های افراطی و فرقه گرایانه یی گفته می شود که ترویج آنها دشمنان را در رسیدن به اهداف شان یاری می کند، گر چه ممکن است افراد ناخواسته و از روی جهل، تعصب، غفلت، جاه طلبی به ترویج این تفکرات و رفتارها بپردازند.

 

وی شیعه انگلیسی را مزدورانی دانست که نظام سلطه، مستقیما آنها را به خدمت گرفته تا به گسترش و هدایت تشیع انگلیسی اقدام کنند.

 

وی در ادامه تصریح کرد: بکار بردن تعبیر تشیع انگلیسی برای جریان و گروهی، مستلزم ارتباط مستقیم شان با انگلیس نیست؛ شیعه انگلیسی جهت سوء استفاده از احساسات مذهبی و چه بسا افراطی آنها ماموریت فتنه انگیزی در جهان اسلام را دارد و با چند واسطه مروج اسلام آمریکایی و سکولار است.

 

وی با ارائه سندهای تصویری از مروجان این تفکر در شبکه های ماهواره ای وابسته به انگلستان، دلایلی را جهت ارتباط این تفکر به غرب را اثبات نمود.

 

مدرس حوزه مقابله با اسلام اصیل در جبهه درونی و خاصیت ضد تبلیغی علیه شیعه را، از برنامه های اصلی تشیع انگلیسی بر شمرد و خاطر نشان کرد: تشیع انگلیسی ستیز با مسلمانان را از اولویت های خویش می داند و با مبارزه درون مذهبی و با ایجاد تزلزل در تفکرات شیعیان، آنها را از تفکر انقلابی و خط مقاومت اسلامی دور کرده و حزب الله لبنان را که پیرو و حامی ولایت فقیه است را، حزب الشیطان معرفی می کند.

 

مسائلی در همین راستا افزود: تشیع انگلیسی در تبلیغات خود چهره ای متفاوت و ناپسند از تشیع به جهانیان ارائه می کند و در این مسیر جاذبه های تشیع را به دافعه تبدیل کرده است که از جمله می توان به انتشار کتاب الفاحشه الوجه الاخرلعائشه  توسط یاسر الحبیب اشاره کرد که این امر موجب بر انگیخته شدن احساسات اهل سنت و ایجاد هجمه های بر علیه شیعیان شد.

 

محقق و پژوهشگر حوزه، از مختصات فکری و رفتاری تشیع انگلیسی به ترویج افراط گرایی در شعائر مذهبی از جمله؛ قمه زنی و لعن علنی، مخالفت با علوم عقلی و توجه به ظاهر گرایی، عدم دخالت روحانیون در تصدی امور کشور و غیر قابل اجرا بودن حدود اسلام تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج الله) وهمچنین عدم تشخیص حق و باطل در زمان کنونی، اشاره کرد که منتسبان به این جریان با به کار بردن عنوان «شعیره » درباره قمه زنی، هر گونه مخالفت با اینگونه عزاداری را حرام و انجام آن را اصل تشیع معنا و به راحتی مخالفان قمه زنی را از دایره تشیع خارج می کنند.

 

وی ادامه داد: صادق شیرازی طرفداران قمه زنی را، علوی و مخالفان آن را اموی می داند و یاسر الحبیب از مروجان این تفکر با بیان مکاشفه ای جعلی، حکم مخالفت با قمه زنی را محاربه با امام زمان دانست که همین امر موجب گسترش آن در بین تشیع انگلیسی شده که چهره شیعه را در اذعان عمومی وهن آلود و خشن معرفی می کند.

 

منبع : خبرگزاری شبستان

رد پای بیت سید صادق شیرازی این بار در سینما + فیلم

به گزارش قادمون ، به تازگی یاسر الحبیب یکی از چهره‌های مشهور فرقه انحرافی تشیع انگلیسی در سخنانی که از شبکه ماهواره‌ای «فدک» که با حمایت مالی انگلستان و جریان‌های مخالف وحدت اسلامی در بین مسلمانان اداره می شود از ساخت فیلمی به نام «یوم العذاب» پرده برداشت.

 

یاسر الحبیب بیان داشت: «این فیلم که توسط برجسته ترین کارگردان ها و هنرمندان غربی تهیه خواهد شد، به تبیین زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به ویژه دوران پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) خواهد پرداخت. مردم جهان برای نخستین بار در این فیلم خواهند دید که چگونه خلیفه اول و همراهانش به منزل آن حضرت حمله می برند و حرمت ایشان را می شکنند! این فیلم باعث تخریب شخصیت اسطوره ای خلفا(شیخین) خواهد شد… این فیلم فرق بین اسلام واقعی واسلام انحرافی (یعنی اسلام سقیفه) را نشان خواهد داد… ما قسم خورده ایم که انتقام حضرت زهرا(س) را خواهیم گرفت!»

 

2015-103-51
این شبکه ماهواره‌ای تا کنون اقدام به جذب میلیون ‌ها پوند کمک برای ساخت این فیلم کرده است، پیش از این نیز یاسر الحبیب با اقدامات خود زمینه تحریک احساسات بخشی از مسلمانان جهان را را فراهم کرده بود که به نظر می رسد اقدام برنامه ریزی شده اخیر وی زمینه ساز برنامه‌های بلند مدت دیگری از سوی وی و جریانات افراطی باشد.
یاسر الحبیب، موسس شبکه ماهواره ای فدک و پناهنده لندنی قبلا نیز با قرار دادن شعار « الله اکبر … عایشه فی النّار» در بالای صفحه شبکه ماهواره ای خود احساسات بخشی از مسلمانان را برانگیخت و «شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام واکنش نشان داد. وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی! خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.». در حقیقت واکنش ها به نحوی بود که بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به‌ام المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شد.
علمای شیعه عربستان و کویت از جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیدهاشم السلمان» مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را طرد کردند. این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را در این مورد خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند و ایشان پاسخ دادند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به‌ ویژه سیدالانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمّد (صلّی‌ الله ‌علیه‌ و آله) می‌شود.»
پاسخ مقام معظم رهبری در عالم اسلام به شدت انعکاس پیدا کرد. آیات عظام سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، علمای عربستان و بحرین و لبنان به موضعگیری علیه این اقدامات پرداختند. انعکاس گسترده این فتوا در رسانه‌ها و مطبوعات منطقه موجی از آرامش را به میان اهل تسنن و کسانی که تحت تاثیر اقدامات یاسر الحبیب بودند، به وجود آورد. اما با این همه این اعمال زمینه ایجاد گروههای مانند داعش را به وجود آورد که به بهانه خونخواهی از مقدسات اهل سنت در مقابل اهانت به این مقدسات دست به کشتار مسلمانان می زنند.

 

مستند نقش تشیع انگلیسی در کشتار شیعیان

 

 

اما این پایان ماجرا نبود… و یاسر الحبیب در این راستا به اهانت به مراجع عظام تقلید پرداخت.

 

توهین های یاسرالحبیب به مراجع و مجاهدین شیعه

 

 

متاسفانه یاسر الحبیب با استناد به تبعیت خود از مرجعیت شیرازی و با توجه به حمایت های قبلی و سکوت های معنادار فعلی آقای سید صادق شیرازی به این قبیل اعمال که جان و مال و ناموس شیعیان را به هدر می دهد می پردازد. سکوتی که هیچ توجیه شرعی برای آقای سید صادق شیرازی ندارد در حالی که با برائت از اعمال این شخص و فتوای به حرمت ساخت چنین فیلمی از سوی سید صادق شیرازی قطعا بهانه ای برای این قبیل فعالیت ها از سوی یاسر الحبیب باقی نخواهد ماند. بنابراین در صورت عدم اقدامی از سوی ایشان، مسئولیت و تبعات ساخت چنین فیلمی به طور مستقیم متوجه جناب آقای سید صادق شیرازی خواهد بود.

واکنش مراجع عظام تقلید به ساخت فیلم انحرافی «یوم العذاب»

 

در چند روز اخیر مراجعی از جمله آیات عظام تقلید علوی گرگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، جعفر سبحانی و صافی گلپایگانی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه حکم شرعی حمایت، تبلیغ و تماشای چنین فیلمی چیست، فرمودند:

 

*پاسخ آیت الله علوی گرگانی

باتوجه به اینکه اینگونه فیلم‌ها باعث اختلاف افکنی بین مسلمین بخصوص شیعیان و برادران اهل سنت می‌گردد، بخصوص فیلمی که سازندگان و تهیه‌کنندگان آن از عوامل هالیود و صهیونیزم می باشد به صلاح مسلمین نیست و کمک به این فیلم را جایز نمی‌دانیم و مومنین باید هوشیاری کامل خود را از حرکات دشمن حفظ کنند و به بانیان این فیلم هشدار می دهم که موجب نارضایتی قلب نازنین حضرت زهرا(سلام الله علیها) نشوید.

*پاسخ حضرت آیت الله مکارم شیرازی

بدون شک کسانی که کمک به تهیه و نشر این فیلم و یا تماشای آن بکنند، مرتکب گناه کبیره شده‌اند. مخصوصاً در شرایط فعلی که هرگونه اختلاف بین مسلمین سبب پیروزی دشمنان اسلام است، این‌گونه کارها مسئولیت شرعی سنگینی دارد و به احتمال قوی دست دشمنان اسلام (که این فیلم به دست آنها تهیه می‌شود) در آن باز است و برنامه ریزی کرده اند و چنانچه خون‌هایی در این راه ریخته شود، تمام کسانی که کمک کرده‌اند، در آن شریک هستند . باید به همه اعلام کنید افرادی که دنبال تهیه چنین برنامه های تفرقه آمیزی هستند، از ما نیستند آنها متأسفانه از ارادت جمعی از محبان اهل بیت(علیهم السلام) و مخصوصاً محبان بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سوء استفاده می‌کنند و پیام‌هایی که این فیلم‌ها دارد پیام اسلام و شیعه اهل‌بیت (علیهم السلام) نیست.

همیشه موفق باشید.

 

* پاسخ آیت الله نوری همدانی

آیت الله حسین نوری همدانی نیز در پاسخ بیان کرده است: ما با فعالیت هایی از این قبیل مخالف هستیم و هرگز آن را به صلاح اسلام نمی دانیم و هر گونه مساعدت و توجه به آن و تماشای آن را حرام و خلاف شرع می دانیم.

 

* پاسخ آیت الله سبحانی

آیت الله جعفر سبحانی نیز در پاسخ بیان کرده است: در این اوضاع و شرایط حاکم بر کشورهای اسلامی و با توجه به فتنه عظیمی که امروزه به وسیله اجانب برپا شده که در نتیجه مسلمان به دست مسلمان کشته می شود و در نتیجه میلیون ها مردم عراق و سوریه از خانه و کاشانه خود آواره و به غرب پناهنده می شوند… در این شرایط و اوضاع، بسیار دور از عقل و تقوا است که فیلمی ساخته شود که در باطن فقط خواسته دشمنان را تامین کند؛ بنابراین ساخت آن حرام و کمک مالی به آن اعانت به اثم است.

* پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی در پاسخ بیان کرده است: اینجانب بارها و بارها تذکر داده ام که همیشه شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باید مراقب باشند که اعمال آنها موجب تقویت دین مبین اسلام و نشر معارف نورانی قرآن و عترت گردد و مقتضیات زمان و مکان را رعایت نمایند و از کارهایی که نتیجه آن توهین و بی احترامی به اسلام و مذهب گردد و تعدادی از شیعیان مظلوم به وسیله ایادی دشمنان اسلام مجروح و یا شهید گشته و عده ای از اوطان خود آواره گردند اجتناب نمایند. علی هذا مومنین باید کمال مراقبت را داشته و از هرگونه فعالیت مانند ساخت فیلم و غیره که چنین نتایج سوئی دارد بر حذر باشند.

پشتیبانی یهود از فرقه ی شیرازی ها !

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران تازه‌ترین جلسه اخلاق خود را که در شب میلاد فرخنده پیامبر(ص) و امام صادق(ع) برگزار شد، به این موضوع اختصاص داد که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

 

حالا علّت این که یک عدّه با هفته وحدت مخالف هستند، چیست؟ جز یهود ملعون، چه کسی از اختلافات سود می‌برد؟!

 

ما نباید کاتولیک‌تر از پاپ شویم، مگر ما از ائمّه دین‌شناس‌تر هستیم؟! آن‌ها برای حفظ اتّحاد، خلفا را یاری کردند تا دین بماند. برای همین است که خودشان گفتند: «لو لا علی لهلک …». چون حضرت آن‌ها را یاری می‌کردند.

 

حالا معلوم می‌شود کسانی که در این زمانه، کاسه داغ‌تر از آش شدند، اصلاً متوجّه اسلام و دین نیستند، سیّاس کیّاس نیستند، در حالی که بیان شده: «المؤمن کیّس» مؤمن، مکر ندارد، ولی سیاست و کیاست دارد و مراقب است که دشمن از حرکاتش سوء استفاده نکند.

 

لذا با کمی دقّت متوجّه می‌شویم که این تکفیری‌ها و عوامل اختلاف در مسلمین، از کجا سرچشمه می‌گیرند. وقتی این‌ها مجروح می‌شوند، به بیمارستان‌های تل آویو و حیفا منتقل می‌شوند تا درمان شوند. حالا کدام آدم عاقلی است که متوجّه نشود دست یهود در کار است؟!

 

این باند شیرازی‌ها هم که سبب اختلاف‌افکنی شدند، از همان طریق پشتیبانی می‌شوند. آن‌ها به فتوای مراجعمان که بیان فرمودند: نباید لعن علنی بیان شود هم اعتراض کرده و این مراجع بزرگوار، اهانت و جسارت می‌کنند.

 

لذا با کمی تأمّل می‌فهمیم که عامل این اختلافات، یهود است. چون آن‌ها به خصوص بعد از انقلاب دیدند که این اسلام ناب تا کجاها رفته و چگونه دراد گسترش پیدا می‌کند، لذا تصمیم بر نفوذ و تفرقه‌افکنی در آن گرفتند. شیخ زکزاکی، مالکی مذهب بود، امّا با جریان انقلاب اسلامی ایران، به این اسلام ناب پیوست و میلیون‌ها نفر را به اسلام ناب دعوت کرد. وقتی فهمیدند که این‌طور دارد گسترش می‌یابد شروع به خرابکاری کردند.

 

برای همین است که بیان شده قبل از ظهور ما باید تمرین امام و امّتی داشته باشیم. امام المسلمین یکی بیش نیست. اصلاً بحث بیان کردن لفظ امام به این دو سیّد بزرگوار همین است.

 

همان‌طور که بیان کردم: امام وقتی در نجف بودند و رساله‌شان چاپ شد و دیدند بر روی آن نوشته شده: زعیم حوزه‌های علمیّه، سریع اعتراض کردند و فرمودند: بروید آن را بردارید و مجدّد چاپ کنید. اطرافیان چون می‌دانستند امام در بحث اسراف بسیار دقیق هستند، گفتند: آقا! دیگر چاپ شده، اسراف است. امام برآشفتند و فرمودند: شما می‌خواهید اسراف را به من یاد بدهید، بروید عوض کنید. وقتی به چاپخانه رفتند، مسئول آن‌جا گفت: این سیّد کیست که برای این مطلب معترض شده، ما این را برای تمام مراجع می‌نویسیم و کسی تا به حال اعتراض نکرده است!

 

امّا همین امام در سنّ هشتاد سالگی که به ایشان امام گفتند، هیچ اعتراضی نکردند، آیا در آن سن، تازه حبّ به ریاست پیدا کرده بودند؟! خیر، ایشان می‌دانستند که در این دوره باید بحث امام و امّت تمرین شود و إلّا خودشان هم می دانستند که معصوم نیستند. حالا در مورد امام المسلمین هم همین‌طور است، خدا لعنت کند کسانی را که نگذاشتند بعد از امام، به ایشان هم امام گفته شود.

 

امّت، یازده امام را قدر ندانستند، خدا هم آخرین ذخیره خود را تا آمادگی نبیند، نمی‌فرستد. پس حداقل در میان ما که داعیه‌دار اسلام ناب هستیم باید بحث امام و امّت تمرین شود تا حضرت ظهور کنند.

 

پس همان‌طور که بیان شد توأمان شدن این دو ولادت بحث وحدت است و این که دین غیر از یک دین نیست و مذاهب همه تراشیده یهود هستند. دشمن این وحدت را نمی‌خواهد. وهابیّت و بهائیّت دو بازوی یهود هستند. وهابیّت را در بین اهل جماعت ایجاد کردند. اوایل علمای اهل جماعت اعتراض کردند و آن‌ها را تکفیر کردند، امّا بالاخره در آن‌جا نفوذ پیدا کردند و الآن هم حکومت می‌کنند و تکفیری‌ها هم شکل داده‌اند. امّا بهائیّت در این‌جا از بین رفت. حالا که دیدند از آن، نتیجه‌ای نگرفتند، سراغ افرادی که به ظاهر در لباس مرجعیّت هستند و به ظاهر هم خیلی ولایت اهل بیت را دارند، رفتند و از طریق آن‌ها در بین شیعیان اختلاف افکنی می‌کنند و شبکه‌های ماهواره‌ای زیادی در اختیارشان قرار دادند. امّا در حالی که این افراد، دروغ‌گویان عالم هستند و از لحاظ علمی هم در حدّ مرجعیّت که هیچ، حتّی طلبه‌های ما هم حاضر به مناظره با آن‌ها هستند.

 

امّا آنچه حائز اهمیّت است، این است که هر دو گروه،هم تکفیری‌ها و هم این افرادی که ظاهر ادّعای ولایت اهل‌بیت را دارند، با جمهوری اسلامی مخالفند. یعنی می‌توان فهمید که وجه مشترک آنان، از بین بردن اسلام ناب است. یهود می‌خواهد عالم اسلام را با هم درگیر کند و همدیگر را بکشند و خودش هم از دور نظاره کند.

 

همین افراد که ادّعای تشیّع می‌کنند، سید حسن نصرالله عزیز را لعن می‌کنند و می‌گویند: موشک‌های آنان بر سر زنان و فرزندان یهود فرود می‌آید. یعنی خودشان هم دارند نشان می‌دهند که داعیه‌دار دفاع از یهود هستند، در حالی که اصلاً صهیونیست‌ها عمداً آمدند و سرزمین فلسطینی‌ها را اشغال کردند. مشخّص است که وقتی افرادی با این پول‌های انگلیسی تغذیه شوند، از یهود هم دفاع خواهند کرد. / فارس

 

برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال تفرقه‌افکنی میان مسلمانان هستند

به گزارش قادمون ، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه که در مسجد اعظم قم برگزار شد با تبریک فرارسیدن هفته وحدت اظهارداشت: نباید اقداماتی انجام داد که سبب از بین رفتن وحدت مسلمانان شود.

استاد برجسته حوزه علمیه با اشاره به اینکه باید از هر عمل تفرقه انگیز جلوگیری شود افزود: برخی تصور می‌کنند با توهین به مقدسات دیگران پایبندی به ولایت را نشان داده‌اند در صورتی که این اشتباه است.

مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به دنبال ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی هستند خاطرنشان کرد: دو شبکه ماهواره‌ای که از طرف انگلیس‌ها تحریک می‌شوند دائم به اهل سنت فحاشی و بی‌احترامی می‌کنند تا نشان دهند این شیعیان هستند که چنین اقدامی انجام می‌دهند.

وی با اشاره به اینکه اخیرا شیخ الازهر که بر اتحاد مسلمانان تاکید داشت سخنرانی تندی علیه تشیع داشته تصریح کرد: این واکنش‌ها از همین کانال‌های تلوزیونی سرچشمه دارد که به مقدسات دیگران بی‌احترامی می‌کنند.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه جواب مستدلی به شیخ الازهر می‌نویسم گفت: این مسائل از تحریک دشمنان ایجاد شده است و در این موارد باید سخن مراجع را در اولویت قرار داد و صحبت‌های کانال‌های وابسته و مزدور اهمیتی ندارد.

استاد برجسته حوزه علمیه با بیان اینکه دعوا میان شیعه وسنی سبب خونریزی و نابودی سرزمین‌های اسلامی می‌شود تصریح کرد: عقل و شرع اجازه نمی‌دهد که دست به این اقدامات زده شود و باید در کنار شادی به وحدت مسلمانان آسیبی نرسد.

وی با اشاره به اینکه باید از هر اقدامی که سبب نفاق و جنگ میان مسلمانان می‌شود ممانعت شود خاطرنشان کرد: انسان عاقل این سخنان را قبول می‌کند و می‌پذیرد.

آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به برگزاری تجمع طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه بیان کرد: جنایت نیجریه بی‌سابقه بوده است زیرا ارتش با همه امکانات به مردم بی‌پناه حمله کرده آن‌ها را به قتل رسانده است.

مرجع تقلید شیعیان با اشاره به اینکه این اقدام به تحریک سعودی و اسرائیل انجام شده است گفت: باید با شرکت در این تجمع‌ها صدای مظلومیت شیعیان نیجریه را به جهان برسانیم و نشان دهیم آن‌ها تنها نیستند./ تسنیم

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

نمونه‌ای از تحریف تاریخی نهم‌ ربیع‌الاول/ سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

تشیع به عنوان مسیر حقیقی اسلام که ریشه در مبانی نظری و عملی مکتب پیامبر(ص) دارد. التزام به این عقاید و رفتارهای برخاسته از آن باعث سعادت دین و دنیا می‌شود، خصوصاً در عرصه اجتماعی و سیاسی، هر چه التزام عملی بیشتر باشد، اهداف اسلامی بیشتر در دسترس خواهد بود، هر چه زاویه بیشتری از این معیارها ایجاد شود از اهداف اسلام دور می‌شویم و حاصل این زاویه، نزدیک شدن به جاهلیت و بهره‌برداری بیشتر دشمنان اسلام از آن خواهد بود، همانگونه که سران کفر و صاحبان سرمایه و قدرت در دوران جاهلیت از نمادها و عبادات دینی به سود خود بهره می‌بردند.

در عصر ما نیز برخی تفسیرها و برداشت‌ها از موضوع ولایت و امامت و چگونگی رابطه اما و امت باعث شده است که به نام بهره‌گیری و تبعیت از اهل بیت و وفاداری به عشق اهل بیتی کارهایی انجام شود که باعث افتراق امت اسلام و به هدر رفت جان، ناموس و منافع عظیم مسلمانان وامت اسلامی شود.

برخی از تجربیات به نام اسلام که به تشیع انگلیسی معروف شده‌اند، از مناسبت‌های اسلامی شیعی سوء بهره‌برداری می‌کنند؛ از جمله این مناسبت‌ها نهم ربیع‌الاول است که به نام سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) مزین شده است؛ اما بنابر برخی از ادله ضعیف به کشته شدن یکی از خلفاء به بهانه جشن و سرور و احیای امر اهل بیت، گفتارها و رفتارهایی نسبت به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی واقع می‌شود که توهین آمیز و تفرقه‌افکنانه است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز سالروز امامت امام عصر(عج)» به قلم جواد اسحاقیان و حجت حیدری چراتی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت است:

تبعات حرکات این جریان در امت اسلامی

«شیخ عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: بعد از اسائه ادب این اشخاص به ام‌المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است، وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان این روحانی شیعه باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. آل الشیخ ادامه داد: مخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند، عده زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‌های این شخص … به مذهب حق برگشته‌اند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر(ص) اسلام حرام است، این موضوع، شامل زنان همه پیامبران ـ‌به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر(ص) اعظم‌ـ حضرت محمد(ص) می‌شود»، فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و… به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

برخی از علمای اسلام با توجه به اهمیت این موضوع و خطر انحرافات واقع شده، کمک و همیاری به این جریان را تعاون بر اثم دانسته‌اند و در فتوای خود کمک به این جریانات و صرف وجوه شرعی به اینها را مجزی ندانسته‌اند. مانند آیت‌الله محقق کابلی.

یکی از اقدامات این جریان مشکوک، نام‌گذاری هفته برائت در ربیع‌الاول سال پیش بود، این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست‌گذاری شبکه جهانی امام حسین(ع) در بیانیه‌ای اعلام داشت: روز نهم ربیع‌الاول طبق فرموده اهل‌بیت(ع) روز غدیر ثانی نامگذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‌دانیم که از روز نهم لغایت 15 ربیع‌الاول را به‌ عنوان هفته برائت نامگذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع‌الاول

این گروه‌ها به جای پرداختن به آغاز امامت امام زمان(عج) در این روز، موضوع قتل خلیفه دوم را به غلط مطرح می‌کنند؛ لذا برنامه‌هایی مانند هفته برائت و مطالب توهین‌آمیزی درمورد مقدسات دیگر مذاهب اسلامی را بدین بهانه اجرا می‌کنند.

با رجوع به کتب تاریخی روشن می‌شود که به‌ اتفاق، ذی‌الحجه را به‌ عنوان زمان قتل خلیفه دوم دانسته‌اند و وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه از امور متواتر و قطعی بوده است. علاوه بر مورخان، فقهای بزرگ شیعه نیز بر این مسأله اتفاق و اجماع دارند.

شیخ مفید در کتاب تواریخ(مسار الشیعه ص 42)، سید بن طاووس در اقبال الاعمال(ج 3 ص 113)، ابن ادریس حلی(سرائر ج 1 ص 418)، علامه حلی(عدد القویه ص 328-331/ منتهی المطلب ج 2 ص 612 و…) و شیخ ابراهیم بن علی کفعمی (مباح ص 510)

با این وجود برخی از افراد با اغراض خاص، نسبت دادن این روزها با قتل خلیفه دوم را برجسته کرده‌اند و با برگزاری جشن‌ها و اعمال خاص در این روز که به اسم شاد کردن اهل‌بیت(ع) انجام می‌شود، آتش اختلاف و درگیری بین مذاهب اسلامی را شعله‌ور می‌کنند و دانسته یا ندانسته مسیر اهداف دشمن در استحاله و جنگ نرم را هموار می‌‌کنند. یکی از ضربه‌هایی که در این راستا به منافع امت اسلامی وارد می‌شود خدشه‌دار شدن اتحاد و انسجام اسلامی است که می‌توانست سدی محکم در برابر نفوذ باشد.

اتحاد اسلامی و آسیب‌های موجود در رابطه با آن

مفهوم وحدت و تفاوت آن با تسامح اعتقادی: هدف وحدت حفظ آرمان‌های مشترک و تقویت جبهه اسلام و نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می‌کند:‌ «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ‌سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌یحُکُمْ وَاصْبِرُ‌وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ﴿٤٦﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِنْ دِیَارِ‌هِمْ بَطَرً‌ا وَرِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّه بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ﴿٤٧﴾»، براساس آیه 46، اگر اطاعت خدا و رسول محقق نشود، تنازع و اختلاف ایجاد‌شده و قوت و استحکام و ابهت و آبروی امت اسلام مخدوش می‌شود.

اهمیت امت واحده نیز در آیات دیگر قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ از این رو اقامه شعائر و آیین‌های مذهبی باید در خدمت این آرمان کلان باشد. در آیه 47 اشاره می‌فرماید که حرکت و اقدامات شما و لو به نام دین و جهاد و… باشد، نباید ریایی باشد که موجب انسداد راه الهی و منجر به شکست خواهد شد، بنابراین اتحاد، راهبردی برای پیروزی جبهه مسلمین است، اما این به معنای تکثرگرایی در حق و کنار گذاشتن عقاید حق خود نیست. مقام معظم رهبری با توجه دادن به این نکته می‌فرمایند: مسأله، مسأله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیده خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیده‌ای رسید، درست است. مسأله این است که اصحاب عقاید مختلف، بایستی به وسوسه دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند.

این موضوع آن چنان اهمیت دارد که قرآن حتی رعایت وحدت در مشترکات اسلام و ادیان ابراهیمی دیگر را مهم می‌داند: خداوند در آیه 64 آل عمران می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریکت او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد؛ پس اگر [از این پیشنهاد] روی گرداندند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم.

وقتی با اهل کتاب دستور به همدلی داده شده و اینکه در مشترکات همراه باشند به طریق اولی در مورد شیعه و سنی ضرورت همدلی و اشتراک مساعی بیش‌تر شده است، به‌ طور کلی هر جا سخن از ولایت و صراط مستقیم الهی است، مقارن موضوع وحدت و حفظ آبرو و ابهت امت اسلامی است، در قرآن هم این مسأله مورد توجه قرار گرفته است.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا ۚ وَاذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِنَ النَّارِ‌ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»﴿١٠٣﴾، این آیه که مربوط به نقش ولایت (پیامبر) در اتحاد مسلمین است نشان می‌دهد که حضور ولی خدا باعث همدلی در مسیر اتحاد امت اسلامی می‌شود مانند جریان پیمان اخوت در مدینه.

البته روشن است که هرگونه اتحاد بر محور ولایت باید صورت بگیرد، نه آنکه خود وحدت موضوعیت داشته باشد، اما در هر حال این پیام مهم وجود دارد که ولایت و یاران ایشان به گونه‌ای عمل می‌کنند که گروه‌های مختلف اسلامی زیر پرچم اتحاد قرار بگیرند و آموزه‌ها و رفتار ولو به نام اسلام و اهل‌بیت(ع) باشد، موجب اختلاف نمی‌شود.

مستندات روایی وحدت

دسته‌های متعددی از روایات در مورد وحدت وجود دارد، برخی از آن‌ها با ارائه ملاک، عوامل اتحاد را برمی‌شمارند: «قال رسول‌الله(ص) ..فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تحت النعمه و اجتمعت الفرقه و ائتلفت الکلمه»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما اهل‌ بیت(ع)، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف‌ شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

از این‌گونه روایات می‌توان این پیام را هم به‌ دست آورد که در معیار وحدت هم خود اهل‌ بیت(ع) باید محور قرار بگیرند، لذا نوع برخورد آنان با مذاهب و گروه‌های اعتقادی در اینجا باید مورد توجه واقع شود و نباید به سلیقه و رأی شخصی خود به نام اهل‌بیت(ع) عمل کرد. چنانکه در شیعه انگلیسی هم بنا بر تفسیر و سلیقه خود عمل می‌کنند. در ادامه این نوشتار، سیره اهل‌ بیت(ع) در این موضوع خواهد آمد.

در روایت دیگر آمده است: «إِلهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟»؛ امام علی(ع) فرمود: خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است. آیا آن‌ها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می‌کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می‌کنند؟

در برخی از روایات اهداف و فواید وحدت نمایان می‌شود: «قال النبی(ص) ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم»؛ مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند. اکنون با توجه به وضعیت فعلی مسلمانان و توطئه‌های متعدد آنان در سرکوب کشورهای اسلامی و حتی حمایت از تکفیر و کشتار داخلی مسلمین، اهمیت و عمق این روایات روشن می‌شود.

دسته دیگر روایات مربوط به همراهی مذاهب اسلامی در آیین‌های دینی: روایت مبنی بر اینکه هر کس به سنی در نماز اقتدا کند، گویی به پیامبر(ص) اقتدا کرده است، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»، مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روایات داله بر استحباب شرکت در نماز جماعت اهل سنت و شرکت در صف اول نماز آن‌ها اختصاص داده است.

سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

حضرت امیر(ع) به‌عنوان امام اول و نیز صحابی برتر از دید مسلمانان (و همچنین یکی از خلفای مورد احترام امت اسلام)، می‌تواند الگوی مهمی در نحوه اتحاد مسلمانان باشد، خصوصاً که برخی از رفتارهای ضد وحدت به بهانه این انجام می‌شود که لازم است به مظلومیت ایشان توجه شود و فریاد حقانیت و مظلومیت ایشان را به جهان برسانیم. با توجه به اینکه ادله قاطع و متواتری بر حقانیت ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) وجود داشته و دارد نوع رفتار ایشان در حوادث پس از پیامبر(ص)، راهگشای امروز ما خواهد بود. نکته مهم آن است که حق خلافت و تحقق ولایت سیاسی ایشان امر شخصی و یک حق جزئی و فرعی نبوده است که قابل اغماض باشد، اما با همه این احوال، آن حضرت مصالح کلی جهان اسلام را مورد توجه قرار می‌دهند و به جبهه‌بندی خارجی دشمنان اسلام را مهم‌تر از صف‌بندی‌های خود مسلمانان می‌دانند.

شهید آیت‌الله مطهری در این مورد می‌گوید: علی(ع) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلم‌ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می‌کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می‌کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی‌نمود، طرف شور [و مشورت] قرار می‌گرفت و ناصحانه نظر می‌داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت کند، علی پاسخ می‌دهد: خیر، شرکت نکن، زیرا… اگر شخصا به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب این است. نیروهای خود را متمرکز می‌کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قوی‌تر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت. بنابراین روشن می‌شود که حفظ جان خلیفه و مرکزیت جهان اسلام برای امیرالمؤمنین(ع) چنان اهمیت دارد که برای در امان ماندن آن از خطرها راهکار مستدل ارائه می‌کند.

در جریان پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان از امیرالمؤمنین(ع) خواست که با هم طرح مشترکی داشته باشند که خلافت را بازپس بگیرند و دیگران را کنار بزنند، اما حضرت امیر این درخواست را قبول نکرد که این رفتار ایشان دلایل مختلفی داشت، اما یکی از آنها حفظ اصل اسلامی و جلوگیری از تفرق در شرایط خاص است، بنابراین در زمان ما هم این مصالح عام لازم است رعایت شود. در اینجا برخی از گروه‌های انحرافی تصور و برداشت دیگری دارند و می‌گویند نمی‌توان رفتار معصوم را در زمان خودمان پیاده کنیم، زیرا آن زمان نیروی کافی برای امام نبوده است و ضمنا معصوم هر زمان تشخیص خود را دارد که قابل الگوگیری برای ما نیست، اما این برداشت باطل است، زیرا ملاک در زمان ما همان معیار رفتار زمان معصوم است. با آنکه امامت یک حق شخصی نبود و مهم‌ترین حق اجتماعی و سیاسی است، ولی مصالح بالاتر جهان اسلام باعث می‌شود که امام این‌گونه عمل کنند. در واقع رفتار حضرت یک حرکت استراتژیک است و تبعیت ما از ایشان در زمان خودمان هم به‌ عنوان یک عمل راهبردی عقلی است، نه یک الگوگیری ساده مذهبی.

تقابل دشمن برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی

انقلاب اسلامی هم براساس این میراث ولایی و رفتار استراتژیک شکل گرفت و همان آرمان‌های وحدت‌آفرین را دنبال می‌کند: تقابل دشمنان با انقلاب اسلامی برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد، باعث جذب دل‌های مختلف شد و آحاد مسلمانان که شیعه هم نبودند، مجذوب انقلاب شدند؛ لذا دشمنان برای انتقام گرفتن از این حرکت سعی دارند به تحریک گروه‌های شیعه و سنی بپردازند تا در قالب مراسم خاص مذهبی و تعصبات هر کدام، چالش‌هایی در برابر انقلاب اسلامی و نظام ایجاد کنند.

این مسأله در حالی اتفاق می‌افتد که ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند دنیای اسلام را به اتحاد هدایت کند و ذخائر مادی معنوی امت اسلام را احیا کند و از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج کند، چنانکه با تحقق‌بخشی از اهداف انقلاب و صدور پیام آن به کشورهای اسلامی می‌توانیم این هدف‌گیری و حرکت رو به جلو را مشاهده کنیم، اما شبکه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دشمن با درک این موضوع سعی می‌کنند نیروهای امت اسلام را به اصطکاک بکشانند و انقلاب را هم یک حرکت متعصبانه مذهبی خاص جلوه دهند تا امت اسلام از گرایش به آن و اهدافش دور بماند؛ لذا می‌بینیم حرکت‌های اختلاف‌افکنانه گروه‌های خاص به نام تشیع و اهل‌بیت(ع) هم مورد حمایت آنان قرار می‌گیرد.

یکی از شبهاتی که در برابر ایده اتحاد بین شیعه و سنی مطرح می‌شود آن است که مثلاً شیعیان و انقلاب اسلامی کمک‌های متعدد به فلسطینی‌ها و برخی نهضت‌های اسلامی می‌کند که شیعه هم نیستند و آنها هم نه تنها قدردان نیستند، بلکه معمولاً در برابر ایران می‌ایستند. در این‌ صورت کمک و همدلی در این موارد چه توجیهی دارد؟

پاسخ آن است که این ناسازگاری‌ها و برخوردهایی که با ایران و شیعیان می‌شود و در کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی مسلمان منطقه و… می‌شود، مربوط به سران و کانون‌های قدرت و ثروت است، اما توده مردم همراهی خاصی با جریان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دارند، لذا در اجتماعات و نهضت‌هایی که در امت اسلامی نمایش داده می‌شود و در کل دل‌های شیعیان و اهل سنت در این جریان‌ها نزدیک است.

تقابل این جریان‌ها با انقلاب و نظام اسلامی

این گروه‌ به بهانه‌های مختلف به تقابل و توهین نسبت به نظام اسلامی اقدام کردند، به‌ عنوان نمونه در جریان تشییع یکی از عناصر این جریان با آنکه رهبر معظم پیامی هم برای وفات ایشان صادر کرد و در یکی از حرم‌های اهل‌ بیت(ع) مکانی برای دفنش در نظر گرفت‌، اما برخی از طرفداران وی به بلوا و آشوب در مراسم او پرداختند.

در طی فتنه 88، نیز به‌ صورت کامل در برابر نظام اسلامی ایستاند. در دوران فتنه با سخنرانی‌های عجیب، به جای محکوم کردن اهانت‌کنندگان به امام حسین(ع) و منافقین و فرقه‌های ضاله (که در این اهانت‌ها همکاری داشتند)، به محکوم کردن نظام پرداختند؛ این کار ایشان موجب شادمانی گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از این گروه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

این گروه، علاوه بر آنکه موجبات وهن شیعه، در منظر عموم انسان‌های مسلمان و غیرمسلمان فراهم می‌سازد، مواضع وحدت‌بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت کرده و با ترویج برخی رفتارهای اصطلاحاً مذهبی که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می‌شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه‌ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه‌ای عید غدیر ثانی.

از سوی دیگر با وجود اینکه آنها بیش‌تر اهتمامشان به اصطلاح احیای شعائر شیعی و حمایت از تشیع و اهل‌بیت(ع) است، اما در اقدامی عجیب، علیه مقاومت اسلامی در لبنان (که از شیعیان حزب‌الله متشکل هستند) فعالیت می‌کنند. نمونه دیگر اینکه این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و پشتیبانی از تمام شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) را دارد، اما در ماجرای سوریه (و تهدید حرم حضرت زینب(س) و کشتار شیعیان) کوچک‌ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی که دشمن درصدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(س) بود هیچ عکس‌العملی از این فرقه نشان داده نشد.

حمایت استعمار و سران استکبار از فعالیت‌های مربوط به این جریان‌ها

استعمار و استکبار در تاریخ پیدایش و تکامل خود همواره از سیاست اختلاف‌افکنی برای دوام خود بهره گرفته است، تنها در یک نمونه از اقدامات آنها در دو قرن اخیر، پس از آنکه از شروع نهضت بیداری مسلمانان هراسان شدند، به ایجاد فرقه‌هایی جداگانه در عالم تشیع و تسنن اقدام نمودند که همگی هدف مشترکی در فرسایش امت اسلام داشتند.

یکی از اقداماتی که استعمارگران مانند انگلیس در دوره معاصر (برای ایجاد تفرقه مذهبی بین شیعه و سنی و ایجاد پروژه شیعه‌هراسی) انجام دادند، آن است که طرح هلال شیعی را به میان آوردند که در این طرح ادعا می‌کنند برخی از کشورهای اسلامی دارای گرایش‌های شیعه سعی دارند یک منطقه خاص در امت اسلامی را تصرف کنند و اهل سنت را در حصر و محاصره خود دربیاورند تا تدریجاً دیگر مسلمانان را تحت نفوذ و سیطره خود درآورند. قابل ذکر است که برجسته کردن موضوع هلال شیعی به زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد که این نشان می‌دهد استکبار در راستای مراحل جنگ نرم به مشغول ساخت مذاهب اسلامی به همدیگر و شیعه‌هراسی و یا سنی‌هراسی اقدام کرده است.

تشکیل دفترها و مراکز حمایتی برای این گروه‌ها در انگلیس و دنبال کردن پروژه مرجع‌سازی در برابر حوزه‌های علمیه و مراجع معظم، یکی از راه‌های دخالت بیگانگان در دنیای اسلام، حمایت از رفتارها و جریانات دینی است که منافع عام آن به این کانون‌های استعماری بر می‌گردد. از جمله برخی از اشکال عزاداری که در این جریان‌ها انجام می‌شود مانند قمه‌زنی مورد حمایت قرار می‌گیرد در اینجا مستندانی در این مورد ذکر می‌کنیم:

علامه محمد جواد مغنیه از علمای بزرگ عراق در کتاب تجارب خود بحثی دارد تحت عنوان «کفن‌هایی برای زنده‌ها» می‌گوید: دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‌زنان هدیه کرد و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آنکه فرصت را از دست ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه کرد.

جامعه‌شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‌کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیأت‌ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسئولان هیأت‌ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیأت‌ها مقدار زیادی پارچه سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‌زنی داده شد.

دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت (ع)؛ کلید مشکل‌ها» در این‌باره می‌نویسد: یکی از علمای گذشته می‌فرمود: … انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، (برای قمه‌زنی) در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند./فارس

شبکه های شیعه نمای صادق شیرازی ، سوار بر موج افراطی گری!

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام و المسلمین مهدی مسائلی در چهارمین نشست برنامه کافه نقد با موضوع نقد و بررسی «شبکه های ماهواره ای شیعه نما» که در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی برگزار شد، با بیان این مطلب افزود:این شبکه ها با تقسیم کارکرد خود از لحاظ منابع فکری از شهری دیگر و در اصفهان حمایت مالی می شوند.

وی ادامه داد: ۱۲ هزار نفر در قالب ۷ عضو در اصفهان به این شبکه ها کمک می کنند و آنها را از لحاظ مالی می گرداند.

این مولف و پژوهشگر دینی اضافه کرد: برخی از طلاب مدرسه علمیه ذوالفقار با مدیریت سید مهدی امامی و حسینیه قائمیه اصفهان نیز فعالیت های خود را بر اساس رویکرد فتوای آیت الله شیرازی برنامه ریزی می کنند.

حجت الاسلام مسائلی اذعان داشت: حسینیه بیت العباس واقع در چهارراه نظر به دلیل برنامه هایی که با رویکرد شبکه امام حسین (ع) و کانال های شیعه نما داشت پلمپ شد.

وی با اشاره به اینکه تفرقه بین شیعه و سنی از مهمترین فعالیت های شبکه های شیعه نماست، اذعان داشت: فرقه شیرازی ها مدیریت افراطی گری را در دست گرفته اند.

این پژوهشگر دینی با اعتقاد بر اینکه جریان داعش یک شبه به وجود نیامده است، خاطر نشان کرد: سال ها این جریان در پیروان اهل سنت جریان داشته و اکنون به مرحله اجرا درآمده است.

حجت الاسلام مسائلی تصریح کرد: هدف فرقه شیرازی ها این است که این اختلافات بین اهل تسنن و تشیع را به جنگ شیعه و سنی تبدیل کنند تا به منافع خود برسند و به فرموده مقام معظم رهبری شبکه های شیعه نما می خواهند جنگ شیعه با شیعه راه بیندازند.

 

09

 

حجت الاسلام مسائلی گفت: آنها سید حسن نصرالله را به عنوان دشمن شماره یک خود می دانند و در یکی از شبکه های شیعه نما عنوان شده است خطر شیعیان جمهوری اسلامی ایران پررنگ تر از خطر وهابیت است.

در ادامه این نشست سید علی حسینی پژوهشگر رسانه و کارشناس ارشد ارتباطات اظهار داشت: سید صادق شیرازی برای نشان دادن اینکه مذهب تشیع آمیخته با خون است در مراسم قمه زنی حضور پیدا می کند و تصویرنادرستی از شیعه را در شبکه های مختلف به مردم نشان می دهد.

وی ادامه داد: او معتقد است مذهب تشیع تنیده با خون و قیام و مذهب تسنن تنیده با مسجد و نماز است.

حسینی با بیان اینکه فرقه شیرازی ها بر ناصبی بودن فلسطینی ها اصرار دارند، تاکید کرد: آنها تلاش می کنند اولویت مسلمان بودن فلسطینی ها را حذف کنند و برتری تبری را بر تولی به کرسی بنشانند.

این پژوهشگر رسانه با اشاره به اینکه آنها وحدت بین شیعه و سنی را بی معنا و لعن اهل تسنن را واجب می دانند، گفت: لعن، حرام شرعی است و حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: به اهل تسنن به هیچ معنایی لعن نکنید.

حسینی از یاسر الحبیب ، مدیر شبکه فدک ساکن انگلیس نام برد و بیان کرد: این شبکه ها با اجرای برنامه های رسانه ای اسلام واقعی را زیر سوال می برند.

حاشیه ها:

در ابتدای این نشست پخش کلیپ های مختلفی از شبکه های شیعه نما با سخنرانی های طرفداران فرقه شیرازی و به زبان عربی و فارسی پخش شد. در این کلیپ ها شیعه واقعی را به نام دجالیه و القاب نادرست و کریه دیگری عنوان کردند. نشان دادن سخنان مدیران این شبکه ها حاضران را به تحیر وا داشت. در پایان این نشست کارشناسان به سوالات حاضران پاسخ دادند. در بین حاضران یکی از طلاب با بیان اینکه در جلسه نقد باید گروه مخالف هم حضور داشته باشند خطاب به حجت الاسلام مسائلی گفت: چرا مدرسه علمیه ذوالفقار را در این خصوص زیر سوال بردید و آیا شما مرجعیت آیت الله شیرازی را قبول دارید یا خیر. حجت الاسلام مسائلی این مخاطب جوان را با جوابی قانع کننده راضی کرد.

پس از اتمام نشست نیز حاضران به طور خصوصی سوالات خود را با حجت الاسلام مسائلی و سید علی حسینی کارشناس ارتباطات مطرح کردند.

 

منبع : هنرما،

 

شیعه لندنی، داعش و وهابیت ، توطئه های دشمنان برای اختلاف و درگیری مسلمانان با یکدیگر است

به گزارش قادمون  سردار علیرضا افشار روز چهارشنبه در آیین راهپیمایی یوم الله 13 آبان در زاهدان گفت : این اقدام ارزشمند ملت ایران در تسخیر لانه جاسوسی به دیگر کشورهای ستمدیده فهماند که از قدرت پوشالی آمریکا نترسند و همواره برای استقلال و عزت خود حکومت های دست نشانده را کنار بزنند.
وی ادامه داد: دانشجویان پیرو خط امام (ره) فرمان امام و پیشوای خود را با جان و دل پذیرا شدند و با تسخیر لانه جاسوسی نشان دادند که این مکان سفارخانه نیست بلکه جایی برای جاسوسی کل منطقه از جمله عراق، شوروی سابق و افغانستان است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح اظهار داشت: آمریکایی ها در لانه جاسوسی علاوه بر توطئه در داخل ایران با بکارگیری دستگاه های پیشرفته در مرزهای ایران برای رصد کشورهای مختلف به دنبال توطئه در این منطقه بودند.
سردار افشار با بیان اینکه بصیرت دانشجویان پیرو خط امام(ره) تسخیر لانه جاسوسی را در پی داشت، افزود: نشان دادن اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند از مهم ترین دستاوردهای این تسخیر برای ملت ایران بود.
وی گفت: آمریکا به عنوان یک کشور جنایتکار در طول عمر انقلاب اسلامی همواره ضمن عذرخواهی از ملت ایران به دنبال دراز کردن دست دوستی بود اما در عمل علیه کشور ما توطئه می کرد.
وی تصریح کرد: مرگ بر آمریکا از سوی ملت ایران بخاطر رفتار این کشور علیه ایران اسلامی است به طوری که این شعار سمبل مقاومت، عزت، استقلال و آگاهی مردم کشور در مقابل استکبار و زیاده خواهی آنان است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام راحل در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ادامه داد: این شعار یک شعار احساسی نیست بلکه برآمده از بصیرت و دانش ملت ایران است که هرچه می گذرد آگاهی در این زمینه افزایش می یابد.
سردار افشار افزود: آنچه که باید در پرتو بصیرت دنبال شود وحدت امت اسلامی است زیرا دشمن سعی دارد علاوه بر اختلاف داخلی در ایران بین کشورهای منطقه از جمله شیعه و سنی در نقاط مختلف جهان تفرقه ایجاد کند که در این زمینه داعش را برای اهل سنت و شیعه لندنی را برای شیعیان راه اندازی کرده است.
عضو شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا افزود: شیعه لندنی، داعش و وهابیت همه توطئه های دشمنان برای به جان هم انداختن مسلمانان و اختلاف و درگیری با یکدیگر است تا رژیم غاصب اسرائیل آزادانه قدس شریف را تسخیر کند.
وی ادامه داد: هم اینک مشاهده می شود که با وجود همه توطئه ها انتفاضه ملت فلسطین نقشه دشمنان را نقش بر آب کرده به طوری که در داخل فلسطین اشغالی قیامی آغاز شده که بزدوی منجر به سقوط این رژیم غاصب صهیونیستی می شود.
وی با بیان اینکه پیروزی امت اسلامی در سایه وحدت امکان پذیر می شود، گفت: مسلمانان باید آگاه باشند که دشمنان با تمام توان و قوا و بکارگیری ترفندهای گوناگون از جمله شبکه های اجتماعی وحدت مسلمانان را نشانه گرفته اند.
وی خاطر نشان کرد: اکنون به برکت بصیرت و آگاهی ملت بزرگ ایران دشمن در مقابل این ملت خاضع شده و از قدرت آن هراس دارد به طوری که حتی در میز دیپلماسی، ایران اسلامی قدرت برتر است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح بیان کرد: قدرت ملت ایران است که به دیپلمات ها توان داده تا قاطعانه در مقابل کشورهای استکباری سخن به میان آورند.
سردار افشار با بیان اینکه سیستان و بلوچستان گلی از گلستان ایران است گفت: مردم فهیم این استان با بصیرت و آگاهی همه توطئه های دشمنان را نقش برآب کرده اند که این بسیار ارزشمند است.
وی بیان کرد: امنیت حاکم بر این منطقه ناشی از وحدت و همبستگی شیعه و سنی و آحاد مردم این استان است.
وی ادامه داد: دشمنان نظام همواره از آبادانی و توسعه این منطقه نگران بوده اند به طوری که بارها با توطئه های مختلف در صدد ایجاد تفرقه برآمده اند که خوشبختانه همه این نقشه های شوم در سایه وحدت و همبستگی شیعه و سنی در این استان نقش بر آب شد.

 

منبع : ایرنا

فیلم/ قمه زنی ، یکی از اصول دین جریان منحرف شیرازی ها !

[vc_row][vc_column width=”2/3″][vc_column_text]

به گزارش قادمون- تشیع انگلیسی یا شیعه لندنی؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر معظم انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی و حمایت افراطی از سنت غلط و تحقیر آمیز قمه زنی ، تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.

26355881874093564

[/vc_column_text][/vc_column][vc_column width=”1/3″][highlights type=”” no_thumbs=”0″ cat=”3″ posts=”10″ sort_by=”” sort_order=”desc” title=”” title_type=”small” view_all=”1″ link=”” main_color=”” tags=”” term_ids=”” post_format=”” offset=”” post_type=”” excerpt_len=””][/vc_column][/vc_row]

تشیع انگلیسی انتقام یهود از اهل بیت (علیهم السلام ) است!

به گزارش قادمون ،  عزاداری های محرم و زنده نگاه داشتن یاد و نام امام حسین (ع) همیشه تاریخ خشم دشمنان اهل بیت (ع) را برانگیخته و عکس العمل های آنان را در پی داشته است تا جایی که به بهانه های مختلف می کوشند به آن حمله کرده و اساسش را زیر سوال ببرند!، از این رو و به مناسبت فرا رسیدن محرم حسینی در گفتگویی با آیت الله روح الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی (عج) و استاد اخلاق، چرایی عزاداری ها و برگزاری مجالس حسینی را به بحث و بررسی گذاشته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:

در باب عزاداری برای امام حسین (ع) در دهه نخست محرم گاه این سوال پیش می آید که چرا قبل از رسیدن سالروز شهادت و پیش از رسیدن سالروز واقعه عاشورا عزاداری می کنیم، مگر گریه بر شخصی که هنوز از دنیا نرفته در اسلام مکروه نیست تا جایی که گفته شده حتی برای فرد محتضر عزاداری نشود، پس چرا شیعه در دهه نخست محرم عزاداری می کند؟!

باید توجه داشت در عزاداری اهل بیت علیهم السلام به ویژه برای امام حسین (ع) می خواهیم جریان عاشورا فراموش نشود و مهم آنکه نخستین کسانی که این عزاداری را انجام داده اند شخص ائمه (ع) بوده اند چنانکه امام سجاد (ع) برای آنکه واقعه عاشورا که در بیابانی برهوت رخ داده بود در آینده فراموش نشود، در هر شرایطی از کربلا یاد کرده و می گریستند.

برای مثال وقتی می خواستند در گوش نوزادی اذان بگویند، می گریستند و وقتی از چرایی این گریه سوال می شد، می فرمودند: یاد برادرم علی اصغر (ع) افتادم.

یا اگر به مجلسی دعوت می شدند و آب به ایشان تعارف می شد، می گریستند و دلیل آن را به یاد آوردن تشنگی کربلا معرفی می کردند؛ همچنین وقتی صحنه ذبح گوسفند را می دیدند، می گریستند و می فرمودند:  در کربلا حضرت حسین بن علی علیهماالسلام را بین دو شط با لب تشنه به شهادت رساندند.

بعد از ایشان امام باقر (ع) در فضای بازی که بر اثر درگیری بنی امیه و بنی عباس فراهم شده بود عزاداری بر امام حسین (ع) را قبل از عاشوار و از روز نخست محرم انجام می دادند و امام صادق (ع) نیز در اوج درگیری ظالمان با یکدیگر این راه را ادامه دادند.

چنانکه ابی بصیر می گوید: حضرت صادق (ع) ما را دعوت کرده و میان اتاقی بزرگ چادر زدند تا بانوان هم در روضه شرکت کنند، در حالی در طول سال ما هرگز صدای زنان اهل بیت (ع) را نمی شنیدیم!

دکتر ژوزف فرانسوی می گوید: اینکه شیعیان به ظاهر عزادار اند، خیر اینطور نیست، عزادار کسی است که گوشه ای نشسته و زانوی غم بغل می گیرد اما اینها به نام عزاداری نمی گذارند نام امام حسین (ع) فراموش شود، آنها سیاه پوشیده و در خیابان آمده و فریاد می زنند «هیهات من الذله» و اینچنین دیگران می پرسند حسین (ع) که بود که شیعه برای او اینچنین عزاداری می کند؟!

یا گاندی می گوید: من مبارزاتم را از امام حسین (ع) فرا گرفتم.

این عزاداری ها از نظر پاسخ دهی به شبهات و چالش هایی که دشمنان مطرح می کنند، چه نقشی دارد؟

این عزاداری ها از زمان ائمه معصوم علیهم السلام تا کنون اجازه نداده که کسی در واقعیت کربلا تردید کند، برای مثال برخی درباره فاطمیه می گویند چنین چیزی وجود نداشت در حالی که این اتفاق در مدینه النبی (ص) و مرکز اسلام رخ داد اما به دلیل آنکه در مراحل نخست خوب تبلیغ و تبیین نشد برخی شبهه افکنی کردند، از این رو است که رهبر معظم انقلاب خود مجلس فاطمیه را برگزار می کنند که فراموش نشود و حتی در سال جاری که مصادف بود با ایام فاطمیه بعد از تشرف به حرم رضوی، بعد از سخنرانی برای برگزاری فاطمیه به تهران بازگشتند.

اما درباره عاشورا چون از روز نخست حضرات معصومان (ع) جلسان عزاداری را اقامه کردند، امروز کسی نیست که منکر واقعه عاشوار و ماجرای کربلا شود.

علاوه بر این، یکی از فلسفه های عزاداری تبیین حقایق دین و واقعیت تاریخ است نه اینکه شیعه عزادار باشد و در ظاهر مشکی بپوشد و این حالتِ عبرت دارد چنانکه امروز ملت ما همین حالت را دارد و چه نسبت به امام راحل و چه رهبر معظم انقلاب می گویند: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند!»

این یعنی ما تاریخ را فهمیده ایم و می دانیم عاشورا چرا رخ داد و عزاداری برای همین است که مردم مواظبت کنند تا مبادا عاشورای دیگری تکرار شود!

پس این اشکال تراشی ها و ایرادگیری هایی که نسبت به مجالس عزاداری امام حسین (ع) گرفته می شود و سخنانی که می گوید هزینه این مجالس و عزاداری ها  و نذورات به فقرا و ایتام و .. اختصاص داده شود، با چه هدفی مطرح می شود؟

آنهایی که ایراد می گیرند، دو گروه اند برخی جاهل اند اما برخی عامدند چون در طول تاریخ از این عزاداری ها  ضربه خورده اند.

برای همین بود که صدام حتی بلند زیارت خواندن در حرم اهل بیت (ع) را برنمی تافت و ممانعت می کرد یا اگر کسی نذر می کرد روز اربعین پیاده حتی به صورت پنهانی به کربلا بیاید، ممانعت می شد و اگر می فهمیدند یا آنها را می کشتند یا برای عبرت دیگران دست و پایشان را قطع می کردند!

اینها همه نیست مگر برای آنکه دشمن از جریان آگاهی بخشی نسبت به واقعه عاشورا هراسان است و این تبیین رخ نمی دهد مگر با برگزاری عزاداری ها و جلسات حسینی؛ از این رو است که امام خمینی (ره) فرمودند: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه می دارد.» چراکه فلسفه قیام حسینی و چرایی جنایات کربلا علیه خاندان رسالت و فرزند پیامبر (ص) را تبیین و تشریح می کند.

این دلایل برای زنده نگهداشتن یاد کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) است، اما عزاداری برای سبک زندگی روزمره ما چه آثاری دارد؟

به گفته امیرالمومنین (ع) تاریخ را نمی خوانیم که قصه ای خوانده باشیم، بلکه می خوانیم برای عبرت گرفتن در آینده.

یک نکته این است که تبیین وقایع عاشورا در امروز راه را نشان می دهد که شمر زمان را بشناسیم، شمر یک اسم است در کربلا و یک واقعیت مفهومی است در طول تاریخ که نماد جبهه باطل است، برای همین است که شهید مطهری تاکید دارد که شمر امروز را بشناسیم!

بازگویی جریان کربلا و تکرار هر ساله آن از این رو است که ما یزدیان زمان را بشناسیم و مبادا با غفلت و جهل امام خویش را به قتلگاه ببریم چراکه دشمن همواره درصدد است که در دین خدا نفوذ کرده و آن را به زانو درآورد.

باید توجه داشت آنها که مقابل امام حسین (ع) در کربلا صف آرایی کردند به ظاهر دیندار بودند اما با جهل خود، فرزند پیامبر (ص) را به قتلگاه بردند، بنابراین، امروز هم جریان کربلا و واقعه عاشورا عبرت های فراوان دارد تا مبادا به دینداری خود غره شویم و امام و نایب امام خویش را تنها بگذاریم.

بنابراین، جریان امروز همان جریان تاریخی نبرد حق و باطل است و چه بسا کسی علی رغم روزه و نماز به دام شیطان بیفتد و با ضعف در دشمن شناسی کاری کند که به اسم عزاداری برای امام حسین (ع) اما با قمه زنی و توهین به مقدسات اهل سنت، به دین و مسلمین ضربه بزند.

چنین رفتارهای افراطی و داخل کردن انحراف در ارزشی همچون عزاداری برای امام حسین (ع) از کجا نشات می گیرد؟

آنها که چنین می کنند و شیعه را به قمه زنی و توهین و تحقیر ارزش های دیگر مذاهب تحریک می کنند همچون وهابیت ملعون، یهودی صفت اند!

اینها مردم را برای انتقام از اهل بیت (ع) تحریک می کنند چراکه از امیرمومنان (ع) و دیگر ائمه (ع) ضربه خوردند برای همین است که یهود وهابیت را در میان اهل سنت و بهاییت را در شیعه ایجاد کرد تا انتقام بگیرد.

وهابیت اهل جماعت را تحریک کرده و می گویند شیعه به مقدسات شما توهین می کند و اینچنین زمینه کشتار بسیاری از شیعیان را در یمن، لبنان، پاکستان و … رقم می زند.

بنابراین، تبیین حقیقی عاشورای حسینی برای جوامع بشری به ویژه شیعه راهگشای ابدی و آگاهی بخش است تا امام خویش را به قتلگاه نفرستند!

با توجه به حضور حضرت بقیه الله الاعظم (عج) در جامعه و حی و حاضر بودن ایشان، آیا می توان عزاداری برای امام حسین (ع) را نوعی ارادت به ساحت آن حضرت (عج) و ابراز همدری و نیز یکی از ملزومات انتظار پویا دانست؟

نه تنها وجود مقدس حضرت حجت (عج) بلکه روح مطهر پیامبر (ص) نیز با این عزاداری ها خشنود می شود چراکه با اعلان عزاداری، اعلام می کنیم که ما جزء کسانی که از روی غفلت و یا عامدا بر جانشین برحق شما تعدی کردند، نیستیم و به امام زمان (عج) خود می گوییم این جلسات تسلای دل شما و اعلام انزجار نسبت به جریان باطل است.

اینکه عرض می کنیم: «آجرک الله یا صاحب الزمان» یعنی می گوییم شما حقید و ما در جریان باطل نیستیم و با این عزاداری ها علی رغم گذشت ۱۴ قرن از واقعه عاشورا در صراط مستقیم قرار داریم به عبارت بهتر این جلسات و عزاداری ها بلند کردن عَلَم وفاداری به جریان حق است.

پس باید مبلغان، منابر و رسانه های ما در تبیین صحیح و اثرگذار وقایع کربلا و نیز تبیین اهداف دشمن برای تحریف و زیر سوال بردن ارزش های این واقعه بسیج شوند، چراکه دشمن وقتی در جبهه نابودی این واقعه شکست خورد به میدان تحریف وارد شد.

منبع : قدس آنلاین

همکاری پشت پرده جریان صادق شیرازی و جاسوس های انگلیسی

جریانی افراطی و نا آشنا با مبانی اسلام و وحدت اسلامی که با عنوان “تشیع لندنی” نام برده می‌شود و فرقه‌ای که شخصی با نام “صادق شیرازی” در داخل کشور نمایندگی و سرپرستی آن را بر عهده دارد، با حمایت‌هایی که از جانب دشمنان اتحاد مسلمانان دریافت می‌کند، ضربات سختی را بر پیکره “امت واحده اسلامی” وارد می‌کند.

سازماندهی این طیف که به نام تشیع در حال فعالیت هستند، در کشورهای خارجی و توسط سرویس‌های جاسوسی آن کشورها انجام می‌شود و به‌خصوص دست کشورهای “انگلیس” و “آمریکا” در هدایت و پشتیبانی از این فرقه تا حدود زیادی هویدا شده است.

این دو کشور که نیک دریافته‌اند تنها راه جلوگیری از نفوذ  پیشرفت همه‌جانبه مسلمانان سرگرم کردن آنها به اختلافات درونی و در نتیجه غفلت از دشمن مشترک است، تاکنون حمایت‌های بی‌دریغی را از مروجان توطئه اختلاف و چنددستگی بین مسلمین به‌عمل آورده‌اند.

تاسیس چندین شبکه‌ماهواره‌ای در کشور انگلیس به قصد اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و ترویج عزاداری‌های خشن و به دور از شان اهل بیت(علیهم السلام) از جمله همین پشتیبانی‌هاست و البته در ورای فعالیت این فرقه افراطی و غریبه با اسلام، اهداف بلندمدت دیگری نیز در سر توطئه‌گران پرورانده می‌شود.

اهمیت “تشیع وابسته و اختلاف‌افکن” برای سرویس جاسوسی انگلیس تا آنجا است که هر شخصی از هر تابعیتی که باشد اگر وابسته به این فرقه باشد، به آسانی موفق به گرفتن تابعیت انگلیس شده و حتی به دست آوردن شناسنامه انگلیسی نیز برای وابستگان تشیع انگلیسی، کار دشواری نیست.

از انگلیس خبیث و آمریکای جنایتکار که بگذریم، کشوری چون “عربستان سعودی” که داعیه خادمیِ حرمین شریفین را دارد،- و البته خیانت آنان به اسلام دست کمی از کینه و دشمنی صهیونیسم نسبت به اسلام ندارد- از فرقه شیرازی پشتیبانی زیادی کرده و روادید سفر وابستگان این فرقه برای سفر به این کشور، خیلی سریع و با تشریفات کم صادر می‌شود.

13940126000050

اختلاف‌افکنی بین شیعه و  اهل تسنن و جلوگیری از ایجاد وحدت بین مسلمانان، مساله تازه‌ای نیست؛ بلکه در کتاب خاطرات همفر- جاسوس انگلیسی- به‌عنوان اولین مورد از نقاط ضعف مسلمین “اختلاف بین شیعه و سنی” ذکر شده و در جاهای دیگر به تقویت و تعمیق این اختلاف تاکید شده است.

در بخش دیگری از کتاب خاطرات این جاسوس، به نقاط قوت مسلمانان اشاره شده و راه‌های از بین بردن آن را نیز متذکر شده است. از جمله راهبردهای مقابله با ممالک اسلامی، “دامن زدن به اختلافات مذهبی با ایجاد حس بدگمانی و سوء ظن در میان مسلمانان شیعه و سنی” بوده که امروزه نیز بر مبنای همین هدف، برنامه‌های کشورهای غربی با پیش‌قدمی افرادی نفوذی، اجرا می‌شود.

شوربختانه باید گفت، اکنون توهین‌های فعالین تشیع انگلیسی مانند: “یاسرالحبیب” و یا افرادی مثل مجتبی شیرازی (برادر منتسب به صادق شیرازی ) به مقدسات اهل سنت و همسران پیامبر اعظم(صل الله علیه و آله وسلم)، به‌عنوان موضع‌گیری شیعه علیه اهل تسنن پمپاژ شده، ولی فتوای مراجع عالیقدر تقلید از جمله: مقام معظم رهبری مبنی بر “حرمت سب صحابه و همسران پیامبر” چندان ترویج نمی‌شود.

مطابق این کتاب، یکی از دیگر از نقاط قوت جامعه اسلامی که باید برای مقابله آن اقدام شود،”برپا داشتن مراسم عزاداری امام حسین(ع) از سوی شیعه در ماه‌های محرم و صفر که در استحکام مبانی ایمان مسلمین تاثیر انکارناپذیری دارد” بوده که در همین راستا نیز برای “ترویج عزاداری‌های خشن”، “تشویق به قمه‌زنی”، “تبلیغ نهضت امام حسین(ع) به‌عنوان قیامی غیرسیاسی”، در شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به فرقه “صادق شیرازی” برنامه‌هایی تولید و پخش می‌شود و دیگر رسانه‌های آنها نیز بر اجرای دسیسه دشمن اصرار ویژه‌ای دارند.

IMG-20150105-WA0007

“برهم زدن رابطه دوستی آمیخته با احترام بین عالمان دین و مردم وظیفه‌ای است که هیچ مامور انگلیسی نباید فراموش کند”، بندی دیگر از توطئه استعمار پیر یعنی انگلیس برای تسلط بر جوامع اسلامی بوده که به دو روش توصیه شده است: یکی “تهمت وارد ساختن به علما و مراجع” و دیگری “ورود برخی از عالم‌نمایان وابسته به انگلیس در لباس دین” است.

با کمال تاسف امروزه مشاهده می‌شود که در هر دو راستا اقدامات مشکوکی صورت می‌گیرد. در شبکه‌های ماهواره‌ای مروج تشیع انگلیسی به علمای بزرگ دین مانند: مرحوم “آیت الله بهجت”، “آیت الله مکارم شیرازی” و دیگر بزرگان موافق وحدت، توهین‌های بی‌شرمانه‌ای می‌شود.

از سوی دیگر افرادی با تفکرات انگلیسی و ضد وحدت را وارد حوزه‌های علمیه کرده و از طریق ترویج تحجر و خشونت در اسلام، راه پیش‌رونده فتح سنگرهای کلیدی جهان توسط اسلام را می‌بندند.

خیانت تفرقه و تکه‌تکه کردن جامعه عظیم اسلامی که منجر به “ریخته شدن خون مسلمان به دست مسلمان” شده و برخی از نتایج آن اکنون در کشورهای اسلامی مشاهده می‌شود، گناه نابخشودنی است که افرادی مانند: “صادق شیرازی” از مسببین آن هستند و باید در پیشگاه خداوند متعال، پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) پاسخگو باشند، حتی اگر نام “منافق” نیز بر آنها نهاده نشود.

چه نام مناسبی بر کتاب نهاده بودند: “چگونه اسلام را نابود کنیم؟” و چه خوب افرادی آگاهانه- و عده زیادی ناآگاهانه- به‌نام اسلام قدم در مسیر طراحی شده توسط دشمنان قسم‌خورده اسلام و مسلمین بر می‌دارند و به دست خود تیشه بر ریشه نهال سر به فلک کشیده اسلام می‌زنند و چه معجزه‌آسا خداوند از این دین آسمانی محافظت می‌کند؛ چرا که قرار بود بعد از یک قرن نامی از اسلام باقی نماند و اما از آن روز نزدیک به سه قرن گذشته و اسلام هر روز بالنده‌تر از دیروز می‌شود. براستی “متناقض‌نمایی” عجیب است!

شیعیان انگلیسی می خواهند با قمه زنی ، جریان امام حسین (علیه السلام) را از مسیر اصلی منحرف کنند

ماه محرم ، زمينه را براي اعتلاي جامعه در راستاي فرهنگ حسيني آماده مي‌كند به همين بهانه با حاج غلامرضا سازگار مداح اهل بيت گفت‌وگويي داشتيم و نظر ايشان را جويا شديم.

با توجه به اين‌كه فعال در دستگاه امام حسين و هيأت‌ها هستيد به نظر شما الزامات يك هيأت انسان‌ساز كه مي‌تواند باعث رشد بصيرت و فهم جامعه بشود چيست؟

اول گردانندگان و بانيان هيأت‌ها هستند كه خودشان بايد افرادي متعهد و انقلابي باشند و دوم گويندگان يعني وعاظ و مادحين كه محتواي مطالبشان چه سخنراني و چه روضه‌خواني بايد انقلابي و ارزشمدارانه باشد اين دو اصل مهم در تاثيرگذاري يك هيات انسان‌ساز بسيار موثر هستند صرف برگزاري يك هيات عزاداري كافي نيست. واعظين متدين و انقلابي مي‌توانند مستمعين خود را متدين و انقلابي كنند، از طرفي داشتن اخلاق خوب و پسنديده هم در اثرگذاري يك هيات بسيار مهم است اگر همه عوامل هيات به خصوص خادمان كه با مردم مرتبط هستند افرادي خوش خلق و متواضع باشند تاثير زيادي در اثرگذاري هيات دارد.

چه كنيم تا اين اصولي كه اشاره كرديد در هيات‌هاي مذهبي ما رعايت شود؟

اين مسئله با تعامل و ارتباط و برگزاري جلسات بين عوامل هيات‌هاي مذهبي عملي است. روساي هيأت‌ها بايد بزرگ و ريش سفيدي كه همه قبولش دارند را در هيات داشته باشند كه حرفش تاثير گذار است تا به واسطه او مفاهيمي كه لازم است را به افراد هيات گوشزد كنند، زيرا اين دو اصل خيلي مهمتر از بزرگي و پرجمعيتي هيات و شهرت آن است بايد هدف معرفي معارف اهل بيت و تقوا باشد اگر هياتي مي‌خواهد جامعه را بسازد و باعث تعالي اجتماع شود مستلزم اين است كه اول خودش را بسازد و اين تنها شيعيان هستند كه چنين مجالسي را براي اهلبيت برپا مي‌كنند در طول سال مراسم حسينيه، ‌حسنيه،‌ فاطميه و… داريم؛ در واقع به نوعي زلف ما را به اهل بيت گره زده‌اند و اين هيات‌ها بهترين وسيله براي ساختن جامعه محسوب مي‌شوند براي همين از حساسيت بالايي برخوردارند پس نياز به مراقبت و تلاش زيادي دارند تا اثرگذاري مثبت به‌خصوص بر نسل نوجوان و جوان داشته باشند.

حضرت امام هم در این خصوص بیانیات بسیاری داشتند.

بله دقيقا همين طور است و همه بار به دوش هيات هاي مذهبي است اگر هيأتي برپا مي‌كنيم بايد در راه زنده نگه داشتن اسلام باشد. امام صادق(ع) دعا كردند در حق آنهايي كه امر ما را زنده كردند يعني دين و خدا و راه اهل بيت را زنده نگه بدارند. رهبرمعظم انقلاب در جايي فرمودند چه بسا در بعضي از هيأت‌ها دو ساعت سينه مي‌زنند و گريه مي‌‌كنند اين خيلي خوب است از نظرعاطفي ولي از نظر سازندگي چيزي به دست نمي‌آورند.

با توجه به اين مسئله آيا هيات‌هاي سنتي بيشتر موثر هستند يا هيات‌هايي كه به سبك جديد فعال هستند؟

فرقي ندارد مهم محتوايي است كه ارائه مي‌كنند. هيأت سنتي يا جديد اگر بدون محتواي خوب و معتبر و اثرگذار باشند قابل قبول نيست. مداح بايد محتواي خوبي در اشعارش داشته باشد حال چه به سبك سنتي بخواند و چه به سبك جديد، مهم فحواي كلام ومحتوايي است كه براي مستمعين ارائه مي‌كند حالا اگر مداحي صدايش هم خوب باشد و خوب بخواند كه قدرت تاثيرش بيشتر هم است و يا سخنران و واعظ بايد مطالب خوب براي مستمعين ارائه دهد.

سازگار: هیأت باید در هرمقطعی با يزيد زمان مبارزه كند

از نظر شما آيا در سخنراني‌هاي هيات‌ها ورود به مسائل سياسي هم جايز است ؟

من نمي‌گويم تمام مجالس عزاداري ما فقط بايد منبر و وعظ و روضه باشد، بلكه مي‌بايست درلابه لاي مطالب از مسايل سياسي روز نيز صحبت كنند و باعث اطلاع رساني مستمعين شوند زيرا بالاخره ما انقلابي كرديم عليه استكبارجهاني ايستاديم و شهيداني داديم و در رأس نظام ما فرزند فاطمه زهرا است. ايشان سفارش كرده‌اند هيات‌ها سكولار نباشند يعني بي‌تفاوت نسبت به انقلاب نباشند و جلسات در هر زماني با يزيد زمان مبارزه كنند و از حسين زمان دفاع كنند منتهي همه مجلس هيات هم نبايد اين‌گونه سياسي باشد بلكه در حين خواندن و سخنراني اشاراتي كنند و از تقواي سياست بگويند آن هم سياست كلي نه جناحي وحزبي بايد سياست كلي انقلاب و نظام را اشاره داشته باشند

يكي از مسايلي كه حضرت آقا هم خيلي به آن درهيات‌ها تاكيد دارند مراقبت از نفوذ شيعه انگليسي است چه كنيم تا اين دسيسه نرم دشمن را برملا سازيم؟

شيعه انگليسي چيز خاصي نيست، كه مشخص باشد بلكه هركس بخواهد مطالب و جريان امام حسين(ع) را از مسير اصلي خارج كند و به انحراف بكشاند دانسته يا نادانسته انگيسي است؛ وقتي در شهر مي‌ريزند و كارهايي مي‌كنند و قمه مي‌زنند و بين شيعه و سني را عمدا يا سهوا اختلاف مي‌اندازند مصداق شيعه انگليسي است؛ يعني دست‌هاي پشت پرده انگليس مي‌خواهد اين اتفاقات بيفتد لذا شيعه انگليسي چيز عجيب و غريبي نيست كه تا ببنيم بگوييم اينها شيعيان انگليسي هستند هر چيزي كه شيعه را تضعيف و تخريب كند و باعث انزجار عمومي از شيعيان بشود انگليسي است براي همين بايد مراقب بود تا درهيات‌هاي عزاداري حقيقت اسلام و اهل بيت پياده و اجرا شود و باعث رنجش شيعيان نشويم اگرحقيقت اسلام درهيات‌ها مطرح شود ديگر كار درست مي‌شود و مشكلي نيست.

روزي از امام علي(ع) پرسيدند شما نماز مي‌خوانيد معاويه هم نماز مي‌خواند پس كدام بر حق هستيد فرمود حق منوط به اين است كه تو حق را بشناسي وقتي حق را شناختي تشخيص مي‌دهي كدام بر حق هستيم؛ بنابراين بايد حق را در هيأت‌ها نشان و معرفي كرد و باعث بصيرت افزايي مستمعين بخصوص جوانان شد و در اين راستا نقش وعاظ و مداحين بسيارمهم اساسي است.

پيشنهاد شما براي بهترشدن مراسم عزاداري‌ها چيست؟

دستگاه امام حسين(ع) با وجود تمام هجمه‌هاي دشمن با عنايت الهي روز به روز خودش قوي و متعالي مي‌شود تنها بايد ازعشق و علاقه به امام حسين(ع) و اهل بيت بهره درست برد، زيرا زنجير عشق به گردن مردم است. ما به عنوان خادمين دستگاه امام حسين(ع) بايد اين زنجير را بگيريم و به سوي خدا بكشانيم. نوجوانان و جوانان در محرم آمادگي بيشتري دارند و ممكن است در غير ايام محرم اين شرايط را نداشته باشند پس بايد از چنين ظرفيت خوبي كه ايجاد مي‌شود براي تعالي و رشد جامعه ايران اسلامي كمال استفاده را برد .

منبع: 598

جریان‌های انحرافی در پی ترویج قمه‌زنی و مباحث اختلاف‌انگیز هستند

به گزارش قادمون ،  آیت‌الله محمد یزدی در دیدار مسئولان هیئت و کانون خادم‌الرضا(ع) به تلاش‌های دشمنان شیعه و جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و تاکید کرد: امروز دشمن از همه ابزارهای ارتباطی و اطلاع‌رسانی و تبلیغی استفاده می‌کند تا نسل جوان ما را با دین و فرهنگ دینی بیگانه کند و ما وظیفه داریم در مقابل این تهاجم‌ها از همه وسایل و ابزارهای امروزی استفاده کنیم تا این توطئه‌ها خنثی شوند.

وی با بیان نقش رهبری در جامعه و تاثیرگذاری آن در جهان امروز اظهار کرد: امروز همه باید قدر نعمت بزرگ رهبری را بدانیم و متوجه باشیم که در همه بحران‌ها و مشکلات رهبر آگاه و بیدار و جامع‌الشرایط ما هستند که موجب حفظ منابع دنیوی و اخروی همه آحاد مردم بوده‌اند و با هدایت‌های خویش و مواضع روشن و قاطع خود جامعه را از بحران عبور دادند.

وی با اشاره به فاجعه منا نیز گفت: اگر تشر و اعلام قاطع فرمانده کل قوی و رهبر شجاع نبود عربستان در مقابل ایران و دیگر کشور‌ها رفتار صحیح نمی‌کرد و برخورد رهبری باعث شد دیگر سران کشور‌ها هم موضع بگیرند و این نعمت بزرگ نقش و تاثیر کلام رهبری را ما باید قدر بدانیم.

رییس مجلس خبرگان از استقبال گسترده جوانان در هیئت خادم‌الرضا ابراز خرسندی و تاکید کرد: این میزان حضور جوانان که سرمایه‌ای مذهبی است باید به خوبی حفظ شود و مواظبت کنید از شعائر حسینی که دچار آسیب‌های حاشیه‌ای نشود.

وی مسئولان خادم الرضا را نسبت به جریان‌های انحرافی که در مقابل سخن و نهی رهبری سعی در ترویج مسائلی مثل قمه‌زنی یا مباحث اختلاف‌انگیز دارند هشدار داد و از هیات‌های عزاداری خواست که مواظب تحرکات این جریان‌های وابسته به بیگانه باشند.

 

منبع : ایلنا

از مؤلفه‌های جنگ نرم ، دامن زدن به اختلافات مذهبی در قالب «تشیع انگلیسی » و «تسنن آمریکایی» است

به گزارش قادمون ، به نقل از روزنامه حمایت، «جنگ نرم» در مقابل «جنگ سخت» عبارت است از هر نوع عملیات روانی و تبلیغات رسانه‌‌ای در جامعه هدف که بدون تهاجم نظامی، طرف مقابل را به شکست وا می‌دارد. براندازی، جنگ در فضای مجازی، تاسیس شبکه‌های رادیو تلویزیونی و پخش شایعات از مهمترین انواع جنگ نرم هستند. جنگ نرم با هدف تضعیف اندیشه و تفکرات بنیادی و اعتقادی جامعه مورد نظر طراحی شده و به مدد تبلیغات رسانه‌ای، موجب از بین رفتن ساختارهای اعتقادی، فرهنگی و در نهایت سیاسی خواهد شد.
تاریخچه جنگ نرم به دهه 70 میلادی و زمانی باز می‌گردد که توسط اساتید ممتاز علوم سیاسی و مدیران سابقه‌دار سازمان جاسوسی آمریکا و پنتاگون در دوران جنگ سرد و تحت عنوان «کمیته خطر» طراحی شد. این کمیته در رویکرد خود علیه اتحاد جماهیر شوروی، تنها راه شکست بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشی نظام کمونیستی از درون می‌دانست. همراهی جریان‌ اصلاح‌طلب گورباچف برای ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر در قوانین شوروی سابق موسوم به پروسترویکا با طراحان راهبردهای پنتاگون که دکترین مهار و جنگ رسانه‌ای را پیش از آن کلید زده بودند، موجبات فروپاشی شوروی را فراهم آورد. استکبار به رهبری آمریکا پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 و پایان جنگ سرد به این نتیجه رسید که رقیب قابل توجهی در دنیا وجود ندارد و به همین دلیل تلاش نمود در عرصه‌های مختلف، نفوذ و سیطره خود بر کشورهای جهان را تحمیل کند. بنابراین به یک مجموعه مقتدر فرهنگی نیاز بود تا به واسطه آن بتواند اهداف خود را محقق نماید که از آن به عنوان «ناتوی فرهنگی» یاد می‌شود.
جمهوری اسلامی ایران، به دلیل وسعت سرزمینی، جمعیت زیاد، بهره‌مندی از امکانات نظامی، منابع طبیعی و نیز موقعیت ممتاز جغرافیایی در خاورمیانه به قدرتی بلامنازع در منطقه تبدیل شده و از این رو، کارشناسان سیاسی غرب معتقدند مقابله و براندازی نظام از طریق حمله نظامی به هیچ عنوان قابل تحقق نیست. پدیده جنگ نرم علیه نظام اسلامی به اشکال مختلف مانند اخلال در امورات اقتصادی، ایجاد نارضایتی در جامعه، تاسیس قارچ‌گونه سازمان‌های به اصطلاح مردم‌نهاد، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی برای تضیعف ارکان نظام بروز و ظهور دارد. از جمله مؤلفه‌های دیگر این نبرد، سوء استفاده از وجود تنوع‌های قومی و قبیله‌ای، دامن زدن به اختلافات مذهبی در قالب «تشیع انگلیسی »و «تسنن آمریکایی» و تاسیس شبکه‌های رادیو تلویزیونی فارسی زبان است.
تهاجم به بنیادهای فکری، اخلاقی و فرهنگی جامعه از سوی دشمنان انقلاب و نظام اسلامی امری دیرپا و مسبوق به سابقه است و از اوایل پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی شاهد جنگ نرم دشمن علیه بنیان‌ها، ارزش‌ها و تفکرات انقلابی بوده‌ایم. هر چه زمان گذشته‌ است، بر شدّت ابعاد این نبرد افزوده شده چرا که دشمنان دریافته‌اند بهترین شیوه برای تغییر جهت نظام و برای استحاله آن و متوقف نمودن انقلاب اسلامی، تهاجم به بنیادهای اخلاقی و فرهنگی آحاد مردم است. به همان اندازه که نظام اسلامی در حوزه نظامی و امنیتی ساختارهای دفاعی قدرتمندی ایجاد نموده و قادر به دفاع مقتدرانه از خود است و به همان میزان که در عرصه سیاسی تلاش کرده است با نفوذی‌ها برخورد نماید، متاسفانه در حوزه فکری و فرهنگی تقریباً هیچ ساختار منسجم، فرماندهی واحد دفاعی و مدیریت یکپارچه‌ای وجود ندارد. مدافعان پراکنده‌ای که در این جبهه مشغول کارزار سخت با دشمن هستند پشتیبانی نمی‌شوند و سربازان جبهه فرهنگی انقلاب نه تنها مورد حمایت نیستند بلکه حتی توسط برخی از مسئولین دچار آسیب نیز می‌شوند. روند منطقی این امور، فرصتی را برای دشمن فراهم کرده است که بر حجم، شدت و کیفیت جنگ نرم خود به ساختارهای ذکر شده بیفزاید.
علت این امر را باید در جمع‌بندی ناصحیح مسئولین فرهنگی جستجو کرد زیرا اساساً جریانی در کشور وجود دارد که مقوله تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را افسانه و خیال‌پردازی می‌داند. وقتی چنین باوری وجود داشته باشد، طبیعی است که اعلان خطری هم به جامعه ابلاغ نمی‌شود اکنون شاهدیم که عملاً‌ بخش‌های مرتبط با موضوع حساس فرهنگ، اعتقادات انقلابی – دینی و نیز برخی چهر‌ه‌های تاثیرگذار سیاسی – فرهنگی نیز در این حوزه دچار نوعی رکود و بی‌عملی شده‌، احساس خطر نمی‌کنند و تنها پرچمدار این گفتمان، شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی است. در نتیجه، جامعه و بعضی رسانه‌ها خطر حمله ناتوی فرهنگی دشمن را جدّی تلقی نکرده و فریادهایی که بعضاً زده می‌شود کاملاً فردی و موردی است. روشن است که در چنین شرایطی، اقدامات صورت گرفته  جدّی و هدفمند نباشد و به صورت جبهه‌ای واحد و حرکتی دارای قوام تبدیل نشوند.
کشور ما در عرصه‌های اقتصادی، سیاست خارجی و دفاعی مورد طمع و تهاجم قرار دارد اما از آنجا که دشمن به خوبی واقف است ورود و نفوذ از این منافذ بسیار سخت و در برخی موارد ناممکن است، انرژی اصلی را بر وارد نمودن ضربات سهمگین و مهلک بر پیکره نظام اسلامی متمرکز نموده است. در مواردی نیز آسیب‌های جدّی وارد شده که از آن جمله به برخی تغییرات در سبک زندگی و استحاله‌ باورها و نگرش‌ در برخی از جوانان می‌توان اشاره کرد. این خاصیت حوزه تفکر و فرهنگ است که از جنگ نرم، تاثیر پذیرد و دچار تغییرات نامحسوسی شود که حتی جامعه هدف نیز احساس تهاجم و ضربه‌پذیری نکند.
در حالی که با تهاجم نرم دشمن در ساختارهای فکری و اخلاقی جامعه رو به رو هستیم، متاسفانه هر کدام از نهادهای مسئول، تکلیف خود را بر دوش دیگری می‌گذارد و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند و در این میان هنوز، وظیفه تغذیه فکری و رساندن خوراک فرهنگی به جامعه، صاحب یا صاحبان اصلی خود را نشناخته است. در نتیجه، بیم آن است که بنیه فرهنگی و اخلاقی جامعه رو به تحلیل رفته و از آن سو، موج تهاجم روز به روز رو به فزونی گذارد و این دو قطب غیرهمنام وقتی به یکدیگر می‌رسند، همان لطماتی را بر جامعه وارد می‌کنند که موجبات هشدارهای مکرر دلسوزان و دردمندان جامعه را تاکنون فراهم آورده است. بهترین دستورالعمل در هماورد نابرابر نظام اسلامی با دشمنان همان است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی روز گذشته در جمع مسئولان رسانه ملی بر آن تاکید کردند و فرمودند: «دست‌یابی به تحلیلی مبنایی، صحیح و واقع‌بینانه از شرایط داخلی، منطقه‌ای و جهانی جمهوری اسلامی» مهم‌ترین کار برای مقابله با جنگ نرم است.نویسنده: دکتر محمدصادق کوشکی