نوشته‌ها

اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در جریان سخنرانی‌شان در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله به جریان تحریف خط امام اشاره کردند و به تبیین اصول هفتگانه بنیان‌گذار فقید انقلاب اسلامی در طول ده سال دوران حاکمیت اسلامی و پانزده سال دوران نهضت پرداختند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مجموعه‌ی محصولات چندرسانه‌ای درباره «اصول هفتگانه امام رحمه‌الله» را در هفت قسمت، تولید و منتشر می‌کند. اولین قسمت از این مجموعه به بحث «اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی» اختصاص دارد. پیش از این نیز مجموعه پوسترهای «تحریف امام» تهیه و منتشر شده بود.

بشنوید :

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:

ما اگر بخواهیم شخصیّت امام را به معنای واقعی کلمه پیدا کنیم، این راه دارد؛ اگر ما این راه را رفتیم، مطلب حل خواهد شد والّا امروز کسانی می‌آیند طبق میل خود و سلیقه‌ی خود یک‌جور امام را معرّفی میکنند، ممکن است در فرداها کسان دیگری بیایند و بر طبق سلایق دیگری، بر طبق حوادث دیگری که در دنیا پیش می‌آید، مصلحت بدانند که امام را جور دیگری معرّفی کنند؛ این نمیشود. محبوبیّت امام در بین مردم یک چیز ماندگار است؛ این را نتوانست دشمن از بین ببرد؛ برای همین، مسئله‌ی تحریف شخصیّت امامِ نافذ در دلهای مردمان زیادی – در کشور و بیرون از کشور – خطر بزرگی محسوب میشود.
 آن راهی که میتواند مانع از این تحریف بشود، بازخوانی اصول امام است. امام یک اصولی دارد، یک مبانی‌ای دارد؛ این مبانی در طول ده سال دوران حاکمیّت اسلامی و پیش از آن در طول پانزده سال دوران نهضت، در بیانات گوناگون بیان شده است؛ اصول امام را در این بیانات میشود پیدا کرد؛ این اصول را، این خطوط را کنار هم که بگذاریم، یک شاکله‌ای از امام بزرگوار تشکیل خواهد شد؛ شخصیّت امام این است. نمیگویم به هر مطلب فرعی توجّه کنید؛ زندگی امام مثل زندگی همه‌ی انسانهای دیگر فرازونشیب‌هایی دارد؛ حوادثی در آن اتّفاق افتاده است و هر حادثه‌ای اقتضائی داشته است؛ مطالب اصولی را عرض میکنیم، آن چیزهایی که قابل انکار نیست، جزو بیّنات امام است، در طول سالهای متمادی، چه قبل از تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چه قبل از آن و چه بعد از آن، این اصول را امام در بیانات خود تکرار کرده است؛ این اصول را گزینشی هم نبایستی انتخاب کرد. اصول امام ممکن است فقط اینها نباشد، صاحب‌نظران  و افرادی که میتوانند و توانایی این کار را دارند، بروند دنبال کنند، بیانات امام را نگاه کنند – بحمدالله تدوین‌شده است، موجود است، در اختیار همه است – و این اصول را استخراج‌ کنند. من امروز همه‌ی اصول قابل استخراج از بیانات امام را نمیتوانم عرض بکنم، نمیخواهم گزینشی باشد، لذا میگویم افراد بروند نگاه کنند، مواردی را پیدا کنند؛ امّا آنچه عرض میکنم جزو مسلّماتِ منطق امام و مکتب امام و راه امام و خطّ امام است.
مراسم بیست‌وششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

* اوّلین مطلبی که در [مکتب‌] امام وجود دارد، اثباتِ اسلام ناب محمدّی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟ اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه‌ی زمانها – تا آنجایی که ما می‌شناسیم، ممکن است در آینده هم همین‌جور باشد – دو شاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجّر؛ لذا امام، آن‌کسانی را که تفکّر سکولاری داشتند – یعنی دین را، جامعه را، رفتار اجتماعی انسانها را،جدای از اسلام میخواستند – همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجّرانه‌ی به دین داشتند؛ یعنی نگاه عقب‌افتاده‌ی غیر قابل فهم برای انسانهای نواندیش و متعصّبانه‌ی برروی مبانی غلط، تحجّر؛ هردوی اینها را امام در کنار هم همواره ذکر کرده است. امروز که شما نگاه میکنید، می‌بینید هردو نمونه‌ی اسلام، در دنیای اسلام وجود دارد، هردو هم مورد حمایتِ قدرتهای قلدر دنیا و مورد حمایت آمریکا است. امروز، هم جریان منحرف داعش و القاعده و امثال اینها مورد حمایت آمریکا و اسرائیلند، هم بعضی از جریانهای به نام اسلام و بیگانه‌ی از عمل اسلامی و فقه اسلامی و شریعت اسلامی، مورد حمایت آمریکا است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متّکی به کتاب و سنّت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و مِتُد علمیِ جاافتاده و تکمیل‌شده‌ی در حوزه‌های علمیّه، استنباط میشود و به دست می‌آید. این‌جور نیست که روش استنباط مورد توجّه نباشد و هرکسی بتواند قرآن را باز کند و اصول حرکت اجتماعی را استنباط بکند؛ نه، این یک مِتُد دارد، این یک روش دارد؛ این روش علمی است، کارشده است، کسانی هستند که میتوانند این روش را دنبال کنند. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار این است. البتّه هرکسی هم که آن مِتُد را بلد است، آن روش را بلد است، قادر نیست؛ باید فکر روشن داشته باشد، باید آشنا با زمان و مکان باشد، باید نیازهای بالفعل جوامع بشری و جوامع اسلامی را بشناسد، باید دشمن را بشناسد، نحوه‌ی دشمنی‌های او را بداند، آن‌وقت میتواند اسلام ناب را مشخّص کند و بشناسد و بشناساند. اسلام آخوندهای درباری – که امام مکرّر با همین تعبیر از آنها اسم می‌آوردند – اسلام داعشی؛ از آن طرف، اسلامِ بی‌تفاوت در مقابل جنایات صهیونیستی، در مقابل جنایات آمریکا، اسلامِ چشم‌دوخته‌ی به آمریکا و قدرتهای بزرگ و به اشاره‌ی آمریکا، اینها همه سر در یک آخور دارند؛ در یک جا اینها همه به هم میرسند؛ از نظر امام اینها همه مردودند. اسلامی که امام معرّفی میکند، در مقابل همه‌ی اینها است.
پیرو امام، آن کسی که دنباله‌رو امام است، باید مرزبندی داشته باشد؛ هم با اسلام متحجّر، هم با اسلام سکولار؛ اسلام ناب را شناسایی کند و دنبال کند. یکی از اصول امام این است. این چیزی نیست که امام یک‌بار گفته باشد؛ در سرتاسر آثار امام، بیانات امام، گسترده است.
مراسم بیست‌وششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

* باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول  الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند.
متن کامل وصیتنامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۶۸/۰۳/۱۵

13940924_0231656

اسلام آمریکایی را چگونه بشناسیم؟

اسلام آمریکایی ، چیزی به نام اسلام است که در خدمت منافع قدرتهای استکباری و توجیه‌کننده‌ اعمال آنهاست؛ بهانه‌ ای برای انزوای اهل دین و نپرداختن آنان به امور مسلمین و سرنوشت ملتهای مسلمان است؛ وسیله‌ ای برای جدا کردن بخش عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از مجموعه‌ی دین و منحصر کردن دین به مسجد است (و مسجد نه به عنوان پایگاهی برای رتق و فتق امور مسلمین – چنان‌که در صدر اسلام بوده است – بلکه به عنوان گوشه‌یی برای جدا شدن از زندگی و جدا کردن دنیا و آخرت)

اسلام آمریکایی ، اسلام انسانهای بی‌درد و بی‌سوزی است که جز به خود و به رفاه حیوانی خود نمی‌اندیشند؛ خدا و دین را همچون سرمایه‌ تجار، وسیله‌یی برای زراندوزی یا قدرت‌طلبی می‌دانند و همه‌ آیات و روایاتی را که برخلاف میل و منفعتشان باشد، بی‌محابا به زاویه‌ فراموشی می‌افکنند و یا وقیحانه تأویل می‌کنند. اسلام آمریکایی ، اسلام سلاطین و رؤسایی است که منافع ملتهای محروم و مظلوم خود را در آستانه‌ی آلهه‌ی آمریکایی و اروپایی قربان می‌کنند و در مقابل، به حمایت آنان برای ادامه‌ حکومت و قدرت ننگین خود چشم می‌دوزند؛ اسلام سرمایه‌دارانی است که برای تأمین سود خود، پا بر همه‌ی فضیلتها و ارزشها می‌کوبند.

آری، این اسلام آمریکایی است که مردم را به دوری از سیاست و فهم و بحث و عمل سیاسی می‌خواند.[۱]

برای بهتر دیدن تصویر لطفا بر روی تصویر زیر کلیک بفرمایید

60_960

واقعه غدیر؛ نفی اسلام سکولار

 مسئله‌ی غدیر بخشی مهم از طرح کلی و نقشه‌ی راه اسلام است که نسبت به امور دنیوی، مسائل اجتماعی، سیاسی و حکومتی سخن، طرح و برنامه دارد. رهبر انقلاب درباره‌ی رابطه‌ی میان مسائل اجتماعی و سیاسی واقعه‌ی غدیر با سکولاریسم چنین می‌فرمایند: «آن کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصىِ زندگى افراد- و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دستهاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است- جوابشان مسئله‌ى غدیر است.» با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمود رجبی، قائم‌مقام مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه‌الله‌علیه درباره‌ی چگونگی تقابل «سکولاریسم» با «ولایت» به گفت‌و‌گو نشستیم.

* واقعه‌ی غدیر در تفکر شیعه چه جایگاهی دارد؟
یکی از مقاطع بسیار حساس و سرنوشت‌ساز امت اسلامی و بلکه بشریت، عید سعید غدیرخم و اعلام عمومی ولایت حضرت علی علیه‌السلام است. مسئله‌ی غدیر از مسلمات خدشه‌ناپذیر تاریخ اسلام است و علامه امینی اسناد فراوان این حادثه‌ی تاریخی را در «الغدیر» به‌گونه‌ای بیان کرده‌اند که هیچ‌گونه تردید و خدشه‌ای نمی‌پذیرد.واقعه‌ی غدیر خم ویژه‌ی شیعیان نیست، بلکه مربوط به امت اسلامی است، زیرا یکی از مسائل بنیادین اسلام است که در آیات و روایات، تعابیری که در مورد آن آمده، در مورد هیچ اصلی از اصول اساسی اسلام نیامده است: «یا ایهال الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته» (مائده: ۶۷) یا «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دنیا» (مائده: ۳). این تعابیر در مورد سایر اصول اساسی اسلام نیامده است. یا تعبیر بلندی که از امام باقر علیه‌السلام در کتاب «کافی» (ج۲، ص۹) آمده است که فرموده‌اند: «بنی الاسلام علی خمس علی الصلاه و الزکاه و الصیام و الحج و الولایه و لم یناد بشیئ کما نودی بالولایه»

مسئله‌ی غدیر نه به تعبیر بعضی یک خاطره‌ی فرقه‌ای متعلق به شیعه است، نه به تعبیر بعضی دیگر، یک جریان تاریخی فرعی است، بلکه در آن روز، مسئله‌ی ولایت که جزء اصول اساسی اسلام است، مطرح شده و مسئله‌ی غدیر بخشی مهم از طرح کلی و نقشه‌ی راه اسلام است که ریشه‌ی الهی، قرآنی و روایی دارد. این روز متعلق به همه‌ی مسلمانان است که با ابلاغ عمومی ولایت، سرنوشت امت اسلامی ترسیم می‌شود. این حادثه‌ی عظیم و مهم تاریخی منشأ وحدت میان مسلمانان جهان در اندیشه و عمل در طول تاریخ می‌توانسته و می‌تواند باشد.

* رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «آن کسانى که سعى کردند اسلام را از مسائل اجتماعى و از مسائل سیاسى برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به مسائل شخصى و مسائل خصوصىِ زندگى افراد- و در واقع نگاه سکولار به اسلام داشته باشند که تبلیغات دشمنان و دستهاى دشمنان هم این بینش را در بین مسلمانان در طول سالیان دراز ترویج کرده است- جوابشان مسئله‌ى غدیر است.» بنابراین چه رابطه‌ای میان مسائل اجتماعی و سیاسی و غدیر وجود دارد؟
سکولاریسم درجات و ابعاد و مراتبی دارد که نصب علی علیه‌السلامدر روز عید غدیر، همه‌ی مراتب و درجات یا ابعاد آن را نفی می‌کند. مرتبه و درجه‌ی اول سکولاریسم این است که دین برای آخرت مردم و رابطه‌ی خدا و بندگان است و به امور دنیوی انسان به‌طور کلی کاری ندارد و برای آن طرح و برنامه‌ای ندارد. طبق این نظر، اسلام حتی در امور فردی هم جز آنچه مربوط به آخرت و عبادت خداست، نظری ندارد.

مرتبه و درجه‌ی دوم سکولاریسم این است که محدوده‌ی دین گرچه دنیا را دربرمی‌گیرد، ولی ویژه‌ی مسائل فردی است و مسائل اجتماعی از قلمرو دین خارج هستند. این مرتبه از سکولاریسم می‌گوید دین برای مدیریت زندگی اجتماعی بشر برنامه‌ای ندارد و آن را به عقل و تجربه‌ی بشری واگذار کرده است.

مرتبه و درجه‌ی سوم سکولاریسم ناظر به مسائل سیاسی و حکومتی است. نقطه‌ی محوری این درجه و مرتبه‌ی سکولاریسم این است که دین از سیاست جداست، سیاست یک امر زمینی است که انسان‌ها خود باید برای آن برنامه‌ریزی کنند و آن را اجرا کنند و دین برای مسائل حکومتی و سیاسی برنامه‌ای ندارد و نباید در آن دخالت کند.

نخست باید تصویر درستی از مسئله‌ی غدیر و ابلاغ ولایت داشته باشیم. نصب امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از سوی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یک رفتار شخصی و آینده‌نگری شخصی نبوده است، بلکه ایشان به دستور خدا این موضوع را ابلاغ می‌کند؛ یعنی حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به‌عنوان یک شخص که حاکم اسلامی و فرد اول جامعه‌ی خود است، حاکم و نقشه‌ی راه پس از خود را تعیین نمی‌کند، بلکه ایشان تعیین حاکم اسلامی پس از خود و نقشه‌ی راه را به‌عنوان بخشی از دین که مأمور به ابلاغ آن است، معرفی می‌کند؛ یعنی این سیستم حکومتی و حاکم، بخشی از دین و آن‌هم بخش اساسی دین است که به یک معنا معادل کل رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا آن مقطع (یعنی سال پایانی عمر شریف آن حضرت) محسوب می‌شود و به عبارت دیگر، اساسی‌ترین رکن دین است که پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مأمور به ابلاغ آن است.

وقتی این نصب حتی مصلحت‌اندیشی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم نیست، بلکه در متن دین اسلام است و از مهم‌ترین و اساسی‌ترین اصول آن محسوب می‌شود، پس اسلام در متن خود نسبت به امور دنیوی (درجه‌ی اول سکولاریسم) و مسائل اجتماعی زندگی بشر (مرتبه‌ی دوم سکولاریسم) و درخصوص مسائل سیاسی و حکومتی (درجه‌ی سوم سکولاریسم) سخن و طرح و برنامه دارد.

نصب امیرالمؤمنین به‌معنای فراگیری قلمرو دین نسبت به دنیای مردم است و همه‌ی امور اجتماعی باید در چارچوب طرح مدیریتی و هدایتی دین جریان یابد و سیستم حکومتی بخشی از نقشه‌ی راه جامع دین برای سعادت دنیا و آخرت مردم است. به عبارت مرحوم مدرس رحمه‌الله‌علیه، دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست. پس نصب علی علیه‌السلام به‌معنای نفی همه‌ی اشکال سکولاریسم است و نپذیرفتن آن به‌معنای سکولاریزه کردن اسلام است.

آنچه در صدر اسلام رخ داد و تن به نصب امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام ندادند، در واقع نقطه‌ی آغاز سکولاریسم در اسلام است. در واقع کنار زدن حضرت علی علیه‌السلام از منصب امامت و ولایت جامعه در صدر اسلام، نقطه‌ی آغاز سکولاریسم در جامعه‌ی اسلامی است. نصب آن حضرت به ولایت، خط بطلان کشیدن بر سکولاریسم در همه‌ی ابعاد و اشکال آن به‌ویژه جدایی دین از سیاست و حکومت است.

* چرا معارف اسلامی به‌گونه‌ای است که برای اجرای آن باید حتماً حکومت تأسیس کرد؟
به‌عنوان مقدمه، این نکته را عرض کنم که براساس دلایل عقلی و بینش دینی (قرآنی و روایی)، خداوند آفریننده‌ی جهان و از جمله انسان است و هرچه انسان‌ها دارند از آن خداست. به همین دلیل، حق حاکمیت ذاتاً از آن خداست، زیرا کسی ذاتاً حق حاکمیت می‌تواند داشته باشد که مالک یک شیء یا فرد باشد و هیچ‌کس ذاتاً مالک انسان و آنچه دارد نیست و نمی‌تواند باشد. پس حق حاکمیت ذاتاً از آن خداست. البته این حق حاکمیت ذاتی را خداوند می‌تواند به کس یا کسانی تفویض کند و در این‌صورت، طبق ضوابط عقل و بینش اسلامی هیچ‌کس حق حاکمیت بر افراد دیگر را ندارد، مگر خداوند یا کسی که خداوند این حق ذاتی خود را به او تفویض کرده باشد.

از سوی دیگر، طبق آموزه‌های دینی، تنها پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و پس از پیامبر، امامان معصوم علیهم‌السلام و در زمان غیبت امام معصوم، ولایت‌فقیه است که خداوند حق حاکمیت را به آن‌ها تفویض کرده است. بنابراین حق حاکمیت سیاسی، طبق تبیینی که ذکر شد، تنها برای پیامبر و امامان و ولایت‌فقیه است.

اما دلیل اینکه چرا تعالیم دینی مستلزم تشکیل حکومت است، این است که از منظر عقلی، جامعه باید حاکم و حکومتی داشته باشد، زیرا وجود اصل حکومت و حاکم دارای فوایدی است و فقدان آن موجب خلأها و آسیب‌های مهمی همچون هرج‌ومرج است و وجود حکومت این آسیب‌ها و خلأها را از بین می‌برد. از سوی دیگر، اسلام احکام اجتماعی فراوانی دارد که اجرای آن‌ها وابسته به نظام حکومتی است و در خلأ حکومت امکان اجرا ندارد و قطعاً عملی نمی‌شود و درصورتی‌که حکومت به‌طور کلی یا حکومتی طبق موازین دینی تشکیل نشود، این احکام اجرا نخواهد شد، زیرا خودخواهی و منفعت‌خواهی انسان‌ها مانع اجرای آن می‌شود. اگر اسلام برای اجرای این احکام برنامه‌ای در قالب حکومت نداشته باشد، جعل این احکام و ابلاغ آن‌ها از سوی خدا در قرآن و توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم لغو است و با حکمت خداوندی سازگار نیست.

به بیان دیگر، انسان موجودی اجتماعی است و ادیان و به‌ویژه اسلام برای اداره و مدیریت و راهنمایی چنین انسانی آمده‌اند. آمده‌اند تا انسان را در تمام ابعادش هدایت و مدیریت کنند. از سوی دیگر، ابعاد فردی و اجتماعی انسان به‌صورت یک ارگانیسم درهم‌تنیده است و فردی‌ترین مسائل انسانی، پیوندی با بُعد اجتماعی او دارد و اینکه انسان‌ها به‌صورت ایزوله و جدای از اجتماع زندگی کنند، عملاً نزدیک به محال است. به تعبیر دیگر، هر فعالیتی که انسان انجام می‌دهد، بُعدی اجتماعی دارد و با رویکردی اجتماعی قابل بررسی است. اسلام هم با همین منظر برای انسان برنامه‌ریزی کرده و به همین دلیل است که مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمایند: «الاسلام اجتماعی فی کل شئونه»؛ اسلام در همه‌ی شئونش اجتماعی است. در واقع دینی که می‌خواهد چنین انسانی را هدایت و مدیریت کند، اگر در همه‌ی شئونش اجتماعی نباشد، قادر به هدایت و مدیریت چنین انسانی نیست.

از سوی دیگر، وقتی به متون دینی (آیات و روایات) رجوع می‌کنیم، می‌بینیم در متن دین، آموزه‌ها و احکام اجتماعی فراوان وجود دارد که از آن جمله اشاره به سیستم حکومتی و ویژگی‌های حاکم است. روشن است که اسلام راضی به ترک و نادیده گرفتن احکام خویش نیست و دستور به رعایت آن می‌دهد. بنابراین هم در متن دین مسائل اجتماعی آمده است و هم آن احکام از منظر دین باید اجرا شود و هم برای مجری آن شرایط خاصی تعیین شده و آن شرایط از منظر دین لازم‌الاجراست و اگر این مجموعه‌ی آموزه‌ها را در نظر بگیریم، وجود حکومت برای اجرای آن‌ها از ضروریات است. علاوه بر آنکه مسلمانان از اتکا و رجوع به حکام جور نهی شده‌اند و حکام جور مصداق طاغوت نامیده شده‌اند. پس باید حکام حقی بر جامعه‌ی اسلامی حکم‌فرمایی کنند.

* برخی معتقدند که حتی اگر حکومت دینی باشد هم نیازی نیست خود را مکلف به سعادت اخروی انسان‌ها بداند. به زبان ساده، معتقدند که حکومت مسئول بهشت بردن انسان‌ها نیست. این گزاره تا چه‌اندازه صحیح است؟
ان‌شاء‌الله که کسانی که چنین سخنی می‌گویند یا از آن دفاع می‌کنند، متوجه لوازم سخن خود نیستند. در اسلام احکام کیفری داریم و بخشی از حقوق اسلامی حقوق جزاست. مثلاً ما در اسلام حکم قصاص را داریم. این حکم قصاص لازم‌الاجراست یا خیر. اگر لازم‌الاجراست که مسلماً هم لازم‌الاجراست، آیا اجرای آن جنبه‌ی بازدارندگی دارد و موجب ترک جرم می‌شود؟ اگر می‌شود که مسلماً هم به‌لحاظ دینی، هم به‌لحاظ عقلی و هم به‌لحاظ تجربی جنبه‌ی بازدارندگی دارد و نزدیک به بدیهی است که چنین اثری دارد، آیا بازدارندگی آن به این معنا نیست که دیگران را از جهنمی شدن حفظ می‌کند و زمینه‌های ورود به بهشت را برایشان فراهم می‌سازد؟ پس طبق بیانات و آموزه‌های اسلامی، دولت اسلامی موظف به اعمالی است که مردم را به بهشت ببرد و از سقوط در جهنم بازدارد. پس نسبت به بهشت رفتن و جهنم نرفتن مردم مسئولیت دارد. دست‌کم یکی از فلسفه‌ها و حکمت‌های احکام کیفری و از جمله جعل حکم قصاص، به بهشت رفتن و جلوگیری از جهنم رفتن مردم است و قوه‌ی قضائیه‌ی ما یا دیگر نهادهای مربوط، مأمور به چنین وظیفه‌ای هستند.

آیا امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بر همه‌ی مسلمانان واجب است؟ وجوب آن از مسلمات اسلام است. آیا نتیجه‌ی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر به بهشت بردن و از جهنم نجات دادن مردم نیست؟ وقتی شرط احتمال تأثیر در مورد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در آموزه‌های اسلامی مطرح می‌شود، معنایش این است که این دستور صرفاً یک دستور عبادی نیست که باید انجام گیرد و به اثرگذاری یا عدم آن نظری ندارد؛ یعنی این فریضه‌ی الهی برای بهشت بردن مردم است.

ارشاد جاهل در همان محدوده‌ای که فقها فتوا داده‌اند، واجب است. آیا وجوب آن به این معنا نیست که مسلمانان مأمور به انجام آن هستند و آیا نتیجه‌ی ارشاد جاهل و هدف از آن، جز این است که مردم راه رفتن به بهشت را به دست آورند و با پیمودن آن به بهشت بروند. پس کسی که ارشاد جاهل می‌کند، می‌خواهد طرف مقابلش را به بهشت ببرد.

آیا حرمت نگهداری کتب گمراه‌کننده جز برای پاسخ‌گویی به آن یا مصلحت اهم دیگری، به‌معنای جلوگیری از جهنمی شدن انسان‌ها نیست؟

به نظر می‌رسد این تفکر از یک منظر، افراطی‌ترین شکل سکولاریسم را در درون خود دارد، زیرا سکولارها می‌گفتند دین به دنیای مردم و مسائل سیاسی و اجتماعی کاری ندارد و ناظر به تأمین آخرت مردم است. طبق این دیدگاه، دین حتی برای آخرت هم دستوری به مردم نمی‌دهد که مردم را به‌سوی بهشت راهنمایی کنید، زمینه‌های آن را فراهم کنید و عوامل شناختی و انگیزشی آن را ایجاد کنید و از رفتن مردم به جهنم جلوگیری کنید.

* چرا حکومت اسلامی وظیفه‌ی سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه را عهده‌دار است؟
حکومت اسلامی وظیفه‌ی اصلی‌اش اداره‌ی جامعه براساس احکام و آموزه‌های اسلامی و نهادینه‌سازی و فرهنگ‌سازی دین و آموزه‌های اسلامی است.

از سوی دیگر، احکام اسلامی برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی هستند. این حقیقت از آیات و روایات و نیز دلایلی که حکمای اسلامی برای لزوم بعثت انبیا ذکر کرده‌اند، استفاده می‌شود و در منابع مربوط تبیین شده است.

نتیجه‌ی این دو مقدمه آن است که حکومت اسلامی وظیفه‌ی تأمین سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه را براساس آموزه‌های اسلامی و در چارچوب آن به‌عهده دارد، زیرا علاوه بر اقتضای تأسیس حکومت اسلامی، در متن دین، برای حکومت اسلامی وظایفی در این زمینه تعیین شده است.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای

داعش و فرقه شیرازی‌ها از یکجا تغذیه و کنترل می‌شوند

به گزارش قادمون ، حجت‌الاسلام محمدرضا تویسرکانی مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج در مراسم افتتاحیه دومین دوره آموزشی سرپرستان و خبرنگاران دفاتر استانی خبرگزاری بسیج که صبح امروز در دانشکده شهید مطهری برگزار شد، اظهار داشت: من به عنوان یک طلبه بسیجی چالش بزرگ امروز را محور اسلام می‌دانم و در این میان جبهه ای در تلاش است تا اسلام را کریه، زشت و خشن جلوه دهد.

مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج مسضعفین با تأکید بر لزوم شناخت اسلام ناب محمدی(ص) گفت: باید دید که تفاوت اسلام ناب با اسلام‌های رحمانی، سازشی و تحجر که ساخته دشمنان دین اسلام است چیست. چنانچه ما این تفاوت ها را به طور کامل نشناسیم به سمت مبارزه با اسلام سکولار می رویم و بعد می بینیم که در مسیر اسلام برائتی افتاده ایم و این یک خطر جدی است.

وی با بیان اینکه امروز امام خامنه‌ای پرچمدار اسلام ناب محمدی(ص) است، یادآور شد: در عصر کنونی با دو گروه افراطی داعش و فرقه شیرازی ها مواجه هستیم که هر دو در صدد ضربه زدن به اسلام ناب هستند. داعش گروهی از سنی‌های تندرو و شیرازی ها هم گروهی از شیعیان تندرو هستند اما هر دو گروه از یک منبع تغذیه می شوند و از یکجا کنترل می شوند و آن آمریکا است.

تویسرکانی با اشاره به اهمیت فعالیت های رسانه ای برای مقابله با اسلام های ساختگی، تصریح کرد: ما گاهی اوقات در عرصه های رسانه‌ای با کارهای نامعقول خود به صورت غیر مستقیم به جریان اسلام های آمریکایی کمک می کنیم تا به اسلام ناب ضربه وارد کنند.

وی ادامه داد: برخی فکر می کنند که با شعار دادن و فریاد سر دادن کاری انقلابی کرده اند و این در حالی است که هدف ما معرفی اسلام است نه افراد؛ گاهی اوقات مسئولی حرف ناشایستی را بیان می کند و ما نیز آن را منعکس می کنیم، چه کسی گفته که هر شخص مسئولی هر چه که گفت باید در رسانه ها منعکس شود؟

مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین افزود: وظیفه ما نشان دادن اسلام ناب محمدی(ص) و هم چنین نمایان ساختن چهره پلید سلام آمریکایی است. یک خبرنگار بسیجی نباید از حزب های چپ و راست خط بگیرد بلکه باید خط و مشی خود را بر اساس منویات و راهنمایی های رهبر معظم انقلاب مشخص کند.

وی با اشاره به موضوع برجام، اظهار داشت: نباید در مقابل برجام موضع گیری کنیم، موضع ما همان مسئله ای است که امام خامنه ای در مورد برجام بیان کردند. ایشان گفتند که نه باید ذوق زده شد و نباید مأیوس گشت، در حال حاضر تکلیف مشخص نیست که چه می شود؛ رهبر معظم انقلاب فرمودند که نباید در برجام بمانیم و باید به مسائل بعد از برجام بپردازیم.

تویسرکانی نفوذ آمریکا و اختلاف بین انقلابیون را دو خطر جدی بعد از برجام دانست و افزود: لازم است که رسانه بسیج بر این موضوعات متمرکز شود و مراقب باشیم که خود موجب نارضایتی ولی امر مسلمین نشویم.

وی در خاتمه تأکید کرد: باید در مسیری که رهبر معظم انقلاب مشخص می کنند حرکت کنیم و در این راه هدفمان معرفی اسلام ناب باشد.

مهر

کلیپ زیبای نامه امام خامنه ای خطاب به جوانان اروپایی

در پی تشدید جریان ضد اسلامی و اسلام هراسی از سوی مقامات و رسانه‌های غربی، حضرت آیت الله امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نامه مهمی خطاب به جوانان در اروپا و امریکای شمالی مرقوم کردند. حال شما عزیزان متن این نامه را به همراه تصاویر مستندی که در کلیپ آمده است را مشاهده میفرمایید .

برای دانلود کلیپ بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید

نامه رهبری

 

                           لینک دانلود

تشیع انگلیسی در بیانات حضرت آیت الله امام خامنه ای (حفظه الله)

  • تشدید اختلافات در دنیای اسلام، ممنوع است.
  • ما با رفتارهایی که بعضی از گروه‌های شیعه انجام میدهند که موجب اختلاف میشود، مخالفیم.
  • ما صریحاً گفته‌ایم که با اهانت به مقدّسات اهل‌سنّت مخالفیم.
  • یک عدّه‌ای از این‌طرف، یک عدّه‌ای از آن‌طرف، بر آتش دشمنی‌ها می‌افزایند و آنها را تشدید میکنند؛ خیلی‌هایشان هم نیّتهایشان نیّتهای خوبی است، لکن بصیرت ندارند. بصیرت لازم است؛ باید دید نقشه‌ی دشمن چیست. نقشه‌ی دشمن در درجه‌ی اوّل ایجاد اختلاف است.
  • از همه‌ی کسانی که در مقابله‌ی با سیاستهای تفرقه‌افکنانه‌ی آمریکا ایستادگی میکنند حمایت میکنیم؛ با همه‌ی کسانی که این تفرقه‌افکنی را به‌وجود می‌آورند طرفیم و مقابلیم.
  • ما تشیّعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیّعی نیست که ائمّه (علیهم‌السّلام) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیّعی که بر پایه‌ی ایجاد اختلاف، بر پایه‌ی تمهید و صاف‌کردن جادّه برای حضور دشمنهای اسلام است، این تشیّع، تشیّع نیست؛ این انحراف است.
  • تشیّع مظهر تامّ اسلام ناب است، مظهر قرآن است. ما از کسانی که کمک به وحدت میکنند حمایت میکنیم، با کسانی که ضدّ وحدت عمل میکنند مخالفت میکنیم .
  • ۱۳۹۴/۰۵/۲۶
  • یکی از چیزهایی که دشمنان اسلام در درون امّت اسلامی همیشه آن را دنبال کردند، امروز هم با شدّت دنبال میکنند، عبارت است از ایجاد اختلاف؛ جلوی این را باید گرفت.
  • هر حنجره‌ای که در جهت اختلاف حرف بزند، بلندگوی دشمن است؛ چه خودش بداند، چه نداند.
  • مراقب باشیم حنجره‌ی ما بلندگوی دشمنان اسلام و قرآن نشود؛ فریاد اختلاف سر ندهد.
  • اختلاف مذهبی، اختلاف شیعه و سنّی، اختلاف عرب و عجم، اختلاف کشورهای گوناگون، اختلاف قومیّتها و ملیّتها و تعصّبهای ناسیونالیستی، چیزهایی است که دارند در بین جوامع مسلمان مشتعل میکنند.
  • باید مقابل اینها ایستاد.
  • ۱۳۹۴/۳/۲
  • امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند؛ همه‌ی این دستها هم اگر جستجو کردید، میرسد به مراکز جاسوسی و اطّلاعاتی دشمنان اسلام؛ نه دشمنان ایران، نه دشمنان شیعه فقط؛ دشمنان اسلام.
  • آن تشیّعی که ارتباط به ام‌آی‌شش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سی‌آی‌ای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند. 
  • ۱۳۹۳/۱۰/۱۹
  • دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند. خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامی گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه میاندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند؛ که میبینید، میشنوید، یا خبر دارید. وسائل ارتباط جمعی و رسانه در اختیار اینها میگذارند؛ در کجا؟ در آمریکا! در کجا؟ در لندن!
  • آن تشیّعی که از لندن و از آمریکا بخواهد برای دنیا پخش بشود، آن تشیّع به درد شیعه نمیخورد.
  • رهبران دینی تشیّع و بخصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام بزرگوار و دیگران، این همه تأکید میکنند بر حفظ اتّحاد امّت اسلامی و برادری مسلمانان با یکدیگر، آن‌وقت یک عدّه‌ای – کاسه‌ی داغ‌تر از آش – دنبال آتش‌افروزی، دنبال ایجاد درگیری و اختلاف [هستند].
  • این همان چیزی است که دشمن میخواهد؛ این همان چیزی است که دشمنان دنیای اسلام که نه شیعه‌اند، نه سنّی اند، نه این را دوست دارند، نه آن را دوست دارند، دنبالش هستند.
  • اینها را باید بفهمیم، اینها را باید توجّه کنیم.
  • ۱۳۹۲/۶/۲۰
  • به آن شیعه‌ای هم که از روی نادانی و غفلت، یا گاهی از روی غرض – این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئله‌شان مسئله‌ی نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند – به مقدسات اهل سنت اهانت میکند .
  • عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است.
  • ۱۳۸۸/۰۲/۲۲
  • این را همه توجّه کنند؛ هم شیعه توجّه کند، هم سنّی توجّه کند؛ بازی دشمن را نخورند.
  • آن تسنّنی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیّعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، اینها مثل هم هستند؛ هر دوی آنها برادران شیطانند، هر دوی آنها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند.
  • ۱۳۹۴/۰۳/۱۴
  • ما دعوت میکنیم از همه‌ی دنیای اسلام و از همه‌ی متفکّرین، این وحدتی که امروز دنیای اسلام نیاز دارد، با تدبّر در آیات قرآن و با تأمّل در همین حقایق براحتی به دست می‌آید اگر اهل فکر و اهل مبنا، این مسائل را دنبال کنند.
  • البتّه، از این طرف هم بایستی احساسات آنها را تحریک نکنند. یک عدّه‌ای خیال میکنند اثبات تشیّع به این است که انسان به بزرگان مورد اعتقاد اهل سنّت و دیگران بنا کند مدام بدوبیراه گفتن؛ نه، این خلاف سیره‌ی ائمّه است.
  • اینکه شما می‌بینید رادیوها یا تلویزیون‌هایی در دنیای اسلام به وجود می‌آید که کار آنها این است که به‌عنوان شیعه و به نام شیعه، به بزرگان مورد اعتقاد بقیّه‌ی فِرق اسلامی بدگویی کنند، این معلوم است که بودجه‌اش بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس است؛ این بودجه‌اش بودجه‌ی انگلیس [است‌]، این شیعه‌ی انگلیسی است.
  • هیچ‌کس خیال نکند که گسترش شیعه و اعتقاد تشیّع و استحکام ایمان شیعی به این بدوبیراه گفتن و به این [طرز] حرف زدن است؛ نخیر؛ اینها عکس عمل میکند. وقتی شما بدوبیراه گفتید، دُور او یک حصاری کشیده میشود از عصبانیّت، از احساسات، و دیگر حرف حق هم برایش قابل تحمّل نیست.
  • ما حرف حسابی خیلی داریم، حرف منطقی خیلی داریم، حرفهایی که هرکسی که صاحب فکر است اگر بشنود، آنها را قبول میکند، خیلی‌ [از این حرفها] داریم؛ بگذارید این حرفها شنیده بشود، بگذارید این حرفها امکان نفوذ در دلهای طرف مقابل را پیدا کند.
  • وقتی شما فحش دادی، وقتی بدوبیراه گفتی، یک سدّی کشیده میشود و این حرف اصلاً شنیده نمیشود، گوش نمیکنند؛ آن‌وقت گروه‌های خبیث و وابسته و مزدور و پول‌بگیر از آمریکا و سیا و اینتلیجنس‌سرویس -مثل داعش و جبههالنّصره و امثال اینها- با استفاده‌ی از یک مشت آدمهای عامیِ نادانِ غافل، این اوضاع را به راه می‌اندازند که ملاحظه کردید در عراق و در سوریه و در جاهای دیگر به راه انداختند؛ این کارِ دشمن است.
  • دشمن، منتظر فرصت است؛ دشمن از هر فرصتی استفاده میکند. ما حرف حق داریم، حرف منطقی داریم، حرف محکم داریم؛ یک نمونه‌ی کوچکش این بود که من امروز به شما عرض کردم. این راجع به غدیر.
  • ۱۳۹۵/۶/۳۰
  • امروز دو اراده در این منطقه با یکدیگر در تعارضند: یک اراده، اراده‌ی وحدت است؛ یک اراده، اراده‌ی تفرقه است.
  • اراده‌ی وحدت، متعلّق به مؤمنین است؛ فریاد اتّحاد و اجتماع مسلمین از حنجره‌های بااخلاص بلند است و مسلمانها را دعوت میکنند به اینکه به مشترکاتشان توجّه بکنند؛ اگر این[طور] بشود و اگر این وحدت اتّفاق بیفتد، وضعی که امروز مسلمانها دارند دیگر به این شکل نخواهد بود و مسلمان عزّت پیدا خواهد کرد.
  • امروز شما ملاحظه کنید از منتهاالیه شرق آسیا در میانمار مسلمان‌کشی هست، تا غرب آفریقا در نیجریه و امثال اینها؛ همه‌جا مسلمانها [کشته میشوند]؛ حالا یک‌جا به دست بودایی کشته میشوند، یک‌جا به‌ دست بوکوحرام و داعش و امثال اینها کشته میشوند.
  • یک عدّه‌ای هم در این آتشها میدمند؛ شیعه‌ی انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل هم هستند؛ همه، دولبه‌ی یک قیچی هستند؛ سعیشان این است که مسلمانها را به جان هم بیندازند؛ این پیام اراده‌ی تفرقه است که اراده‌ی شیطانی است؛ امّا پیام وحدت این است که اینها از این اختلافات عبور بکنند، در کنار هم قرار بگیرند، با هم کار کنند.
  • ۱۳۹۵/۰۹/۲۷

از برادری شیطان تا ارائه تصویر انحرافی از تشیع

به گزارش قادمون به نقل از دیده‌بان ، کسانی که به دنبال ضربه زدن به اسلام هستند از هر طریقی برای این کار استفاده می‌کنند. تجربه‌های دشمنان اسلام به آن‌ها ثابت کرده است که در شرایط فعلی بهترین شیوه‌ای که می‌تواند آن‌ها را در نیل به این هدف‌شان یاری کند، ضربه زدن به اسلام از طریق خود اسلام است. در واقع امروز روشی را که دشمنان برای مقابله با اسلام به کار گرفته‌اند، ایجاد انحراف در این آیین با ارائه تفاسیر و تصاویری مخدوش از اسلام است. آن‌ها تلاش می‌کنند تصویری از اسلام ارائه دهند که در آن مبانی اصولی و اساسی اسلام خدشه‌دار شده باشد و اسلام مورد نظرشان تامین‌ کننده اهداف آن‌ها باشد. به همین جهت جریان‌های تکفیری و افراطی در بین مسلمانان بهترین مصداق برای نیل دشمنان به این هدف هستند. جریان‌های تکفیری به اسم اهل تسنن سال‌هاست که مورد استفاده استکبار قرار می‌گیرند و دشمنان به واسطه آن‌ها ضربه‌های زیادی به مسلمانان وارده آورده‌اند. اما علاوه بر این، دشمنان جریان‌هایی را نیز به نام شیعیان فعال کرده‌اند تا با تمسک به آن‌ها بتوانند اهداف مورد نظرشان را دنبال کنند. جریانی که با کنار گذاشتن اصول و مبانی اساسی تشیع و اسلام ناب تلاش می‌کند با حمایت تمام عیار استکبار تصویری غیر واقعی و انحرافی از اسلام و تشیع ارائه دهد. شیعه لندنی عنوان است که این گروه به آن معروف است و رهبر معظم انقلاب به ویژه در سال‌های اخیر مدام نسبت به خطر این گروه برای امت اسلامی هشدار داده‌اند تا جایی که در چندماه اخیر رهبر انقلاب چندین بار نسبت از این جریان نام برده‌اند. در ادامه به بررسی اجمالی رویکرد و عملکردهای این جریان می‌پردازیم:

????? ????? ???? ????? ??? ??? ??????????? ? ????????? ????? ? ???????????? ?????? ?? ???? ??????

هشدارهای صریح مقام معظم رهبری در رابطه با شیعه نمایان انگلیسی

رهبر انقلاب اسلامی همواره بر وحدت بین مسلمانان و اجتناب از هرگونه اقدام تفرقه‌افکنانه بین آحاد مختلف مسلمانان تاکیده کرده‌اند و مسلمانان را در این امر به هوشیاری دعوت کرده‌اند. تاکیدات رهبر انقلاب البته در سال‌های اخیر با اشاره صریح‌تر به گروه‌های تفرق‌افکن متظاهر به شیعه بوده و ایشان در همین چند ماه اخیر بارها از تشیعی که در لندن خط می‌گیرد سخن گفته‌اند:

«آن تشیّعی که ارتباط به ام‌آی‌شش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سی‌آی‌ای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند.»(1)

«آن تسنّنی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیّعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، این‌ها مثل هم هستند؛ هر دوی آن‌ها برادران شیطانند، هر دوی آن‌ها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند.» (2)

رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با اعضای شرکت کننده در اجلاس اتحادیه رادیو تلویزیون های اسلامی بار دیگر به موضوع تشیع لندنی اشاره فرمودند: «ما تشیّعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیّعی نیست که ائمّه (علیهم‌السّلام) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیّعی که بر پایه‌ی ایجاد اختلاف، بر پایه‌ی تمهید و صاف‌کردن جاده برای حضور دشمن‌های اسلام است، این تشیّع، تشیّع نیست؛ این انحراف است.» (3)

«یکی از راهبردهای اساسی دشمنان اسلام و بخصوص دشمنان نظام اسلامی در منطقه، راهبرد ایجاد اختلاف فرقه‌ای و مذهبی و مسئله‌ی شیعه و سنّی است؛ این را توجّه داشته باشید. و دو دسته عامل و مزدور دشمن در این زمینه شدند: یک دسته از سنّی‌ها، یک دسته از شیعه‌ها؛ یک دسته آن تکفیری‌های منحرف از حقیقت دین، یک دسته هم از کسانی که برای دشمن کار می‌کنند، زیر اسم شیعه و به نام شیعه، تحریک احساسات دیگران را می‌کنند، و دشمنی‌ها را توجیه می‌کنند و آتش فتنه را برافروخته می‌کنند.» (4)

rozenew (2)

ارائه تصویری انحرافی از اسلام اصلی‌ترین مشخصه تشیع لندنی

نگاهی به عملکردها و رویکردی که جریان تشیع لندنی پیشه کرده است، نشان می‌دهد این جریان که با حمایت تمام عیار غرب و به ویژه انگلیس برخوردار است، تلاش کرده تصویری انحرافی و غیرواقعی از اسلام و تشیع ارائه دهد. نوع مواجهه آن‌ها با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام و تاکید بر شکل خاص عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام و همچنین اقدامات تفرقه‌افکنانه آن‌ها در بین مسلمانان موجب فاصله گرفتن هرچه بیشتر آن‌ها از اسلام شده است.

شعار جدایی دین از سیاست در عین سیاست‌زدگی

جریان تشیع لندنی از جدایی دین از سیاست سخن می‌گوید. معتقد است که شان اسلام بالاتر از آن است که بخواهد در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نقش‌آفرینی کند. اسلام فقط مباحث شخصی و فردی است. امر به معروف و نهی از منکر در تفکر این جریان جایی ندارد. در واقع کنه حرف این جریان همان جدایی دین از سیاست و بی‌تفاوتی دین نسبت به مباحث اجتماعی و دنیوی است. اصلی‌ترین دغدغه‌شان دامن زدن به اختلاف‌ها و تفاوت‌های شیعه و سنی است. دشمن اصلی این جریان نه استکبار و آمریکا و اسرائیل، که برادران مسلمان‌شان هستند. این جریان هیچ‌گاه آمریکا و اسرائیل را به عنوان دشمن نمی‌بینند کاری هم با آن‌ها ندارند، حتی مورد حمایت آن‌ها هم قرار می‌گیرند. دشمن اصلی از منظر این جریان برادران مسلمانی هستند که دارای مذهبی متفاوت با آن‌ها باشند. اگر همه‌ی مواضع و رویکردها و سخنان و رسانه‌های این جریان را جست و جو کنید هیچ مخالفتی از این‌ها نسبت به آمریکا و استکبار مشاهده نمی‌شود. اما نکته قابل توجه جایی است که جریان تشیع لندنی در حالی که مدعی جدایی دین از سیاست است و در هیئت‌هایشان نیز تاکید دارند که نباید مباحث سیاسی طرح شود، اما در عمل دارای صبغه‌های سیاسی هستند و در مقابله با انقلاب و نظام اسلامی فعال هستند. تا جایی که صادق شیرازی سرکرده این جریان در مقابله با انقلاب اسلامی به حمایت از منافقین پرداخته و در اظهار نظری می‌گوید: « مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!» همچنین وی در جریان فتنه سال 88 نیز علیه جمهوری اسلامی اعلام موضع کرده و با هجمه به نظام اسلامی می‌گوید: « جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی‌هاشون گول خوردن» علاوه بر این نکته قابل توجه ارائه لیست انتخاباتی جریان شیرازی در انتخابات پارلمانی عراق است. در جریان انتخابات گذشته پارلمان عراق در شهر مقدس کربلا لیستی با عنوان “ائتلاف الرفاه و السلام(الشیرازیة)” منتسب به صادق شیرازی به صورت گسترده منتشر شد. اعضای این لیست خود را از نزدیکان و منتسبان به دفتر شیرازی معرفی کرده و حتی برخی از چهره‌های سیاسی شهر کربلا از مدیریت این ائتلاف توسط اعضای دفتر صادق شیرازی خبر دادند. البته در نهایت هیچ کدام از اعضای ائتلاف یاد شده موفق نشدند به کرسی های پارلمان عراق راه بیابند. این در حالی است که شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی جریان تشیع لندنی نیز فعال هستند و مکرر به نظام اسلامی حمله کرده و از اهانت و اتهام زدن علیه جمهوری اسلامی ابایی ندارند.

 بی‌تفاوتی در قبال داعش در عراق

راحت‌طلبی و تنزه‌طلبی خصیصه تشیع لندنی است که با زدودن صبغه‌های اجتماعی و سیاسی اسلام و تمسک صرفا به مباحث فردی اسلام و بی‌تفاوتی نسبت به بسیاری از اتفاقات پیرامون و سرخم کردن در قبال انواع جنایت‌های سلطه‌گران در دنیا، خود را از هر گونه زحمتی راحت کرده‌اند. شیعه‌نمایان انگلیسی در حالی در مغایرت با حکم مسلم مراجع تقلید شیعیان اقدام به قمه‌زنی علنی به بهانه عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام می‌کنند که در قبال جنایت‌های دشمنان شیعیان و تروریست‌هایی که در قلع و قم کردن شیعیان از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند، موضع بی‌تفاوتی اتخاذ کرده و حتی حاضر نشدند به اندازه یک موضع‌گیری رسمی و رسانه‌ای هم اقدامات آن‌ها را محکوم کنند. در واقع جنایت‌های تروریست‌های داعش در سال‌های اخیر در سوریه و به ویژه در عراق که پایگاه اصلی شیعه‌نمایان لندنی محسوب می‌شود، محک خوبی برای سنجش میزان دلبستگی جریان یاد شده به تشیع است. در شرایطی که همه گروه‌های شیعه و حتی اهل تسنن اقدامات جنایت‌بار تروریست‌های داعش را محکوم کردند و فراتر از این حتی به مقابله عملی با این گروه تروریستی روی آوردند؛ اما جریان تشیع لندنی بی‌تفاوتی در قبال این همه جنایت را اتخاذ کرد. در حالی که تا کنون تعداد بسیار زیادی از شیعیان جهان در مقابله با تروریست‌های داعش و در دفاع از عتبات متبرکه به شهادت رسیده‌اند، اما جریان تشیع لندنی همچنان تفرقه‌افکنی علیه مسلمانان و فحاشی علیه برادران مسلمان را عرصه جهاد خود قرار داده‌اند. این جریان حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و بعد از علنی شدن دفاع رزمندگان ایرانی از مردم عراق در برابر داعش نسبت به این دفاع‌ها واکنش شدید نشان داده‌اند تا جایی که در مقاله‌ای ایران را “کاسه داغ تر از آش” خوانده‌اند. آن‌ها همچنین حزب‌الله لبنان را که بیشترین نقش را در مقابله با تروریست‌ها و دفاع از عتبات متبرکه دارد، مورد هجوم سنگین قرار داده‌اند.

حسن رحیم‌پور ازغدی در رابطه با رویکرد خاص این گروه می‌گوید: «دو تا امام حسین (ع) داریم، دو تا تشیع داریم، دو نوع عزاداری داریم، دو محرم داریم، اولین روضه رسمی را برای اباعبدالله چه کسی خوانده است؟ یزید! اولین مجلس روضه و نوحه را یزید برقرار کرد، اولین روضه حقیقی را زینب سلام‌الله خواند، ما دو تا روضه داریم، روضه یزیدی و روضه زینبی، همین الان هم هردوی آن وجود دارد. در بین جامعه شیعه و در ایران هم ما دو روضه‌خوانی داریم. دو تیپ مداح و روضه خوان داریم، یک عده کسانی هستند که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبری شیعه انگلیسی‌اند و باید مراقب تشیع انگلیسی که با شبکه‌های ماهواره‌ای از لندن تغذیه می‌شود و هدفی جز احمق نشان دادن شیعه و راه انداختن جنگ‌های داخلی بین مسلمانان ندارند، باشید، پشت سر این‌ها لندن و واشنگتن و صهیونیست‌ها هستند، وهابی‌ها هستند.»

07

شبکه‌های ماهواره‌ای در خدمت تفرقه‌افکنی بین مسمانان

جریان تشیع لندنی ده‌ها شبکه ماهواره‌ای و اینترنتی در اختیار دارد که به واسطه آن‌ها به هتاکی علیه مسلمانان پرداخته و بدین‌شکل به تفرقه‌افکنی بین گروه‌های مختلف مسلمان می‌پردازند. این جریان همچنین در شبکه‌های خود جمهوری‌اسلامی را نیز مورد اهانت قرار می‌دهند. در حالی که علما و بزرگان شیعه و سنی برای ایجاد وفاق و انسجام هر چه بیشتر بین گروه‌های مختلف مسلمانان نهم تا پانزدهم ربع‌الاول را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کرده‌اند، جریان شیعه انگلیسی در اقدامی کاملا مغایر با مبانی اسلامی و تشیع، این بازه زمانی را با عنوان هفته برائت نامیده‌اند و در شبکه‌های ماهواره‌ای خود در راستای اهداف استکبار به تفرقه‌افکنی علیه مسلمان روی آورده‌اند.

1085879_609

مواضع امام خمینی(ره) در رابطه با این جریان

امام خمینی(ره) همواره بر لزوم انسجام و اتحاد هر چه بیشتر بین مسلمانان تاکید داشتند و مسلمین را از تفرقه شدیدا نهی می‌کردند. ایشان در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:

«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان همچنین می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم‌تر از آخوند فاسد است.»

سخن پایانی

تشیع لندنی جریانی است که مبانی اساسی اسلام و تشیع را کنار گذاشته و با تمسک به اقدامات و رفتارهای مغایر با اصول مسلم شیعه به دنبال ارائه چهره‌ای مخدوش و انحرافی از اسلام و تشیع است و در این مسیر حمایت‌های گسترده استکبار جهانی به ویژه انگلیس را پشت سر خود دارد. این جریان حول محور صادق شیرازی ماموریت تفرقه‌اندازی بین مسلمانان را دنبال می‌کند و دارای امکانات وسیع از جمله شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای و اینترنتی است که به واسطه آن‌ها اهداف خود را پی‌گیری می‌کند.

پیوست:

1) بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بین‌المللى وحدت اسلامی ۱۳۹۳/۱۰/۱۹

2) بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله ۱۳۹۴/۰۳/۱۴

3) بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی ۱۳۹۴/۰۵/۲۶

4) بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری 1392/6/14

5) صحیفه امام، جلد 21، صفحه، 273

6) دیدار حضرت امام(ره) با اعضای انجمن خیریه بانوان اصفهان

هر حنجره ای که در جهت اختلاف افکنی حرف بزند بلند گوی دشمن است

امام خامنه ای در دیدار با شرکت کنندگان سی و دومین دوره مسابقات حفظ و قرائت قرآن کریم، این مطلب را بیان فرمودند که هر حنجره ای که در جهت اختلاف افکنی حرف بزند بلند گوی دشمن است

????? ???????????? ?? ??????? ?????????? ????
حضرت آیت الله امام خامنه ای در این دیدار با تاکید بر لزوم حضور قرآن در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان، لازمه رسیدن به این هدف والا را دو عنصر «بصیرت» و «عزم» دانستند و گفتند: نسخه علاج مشکلات کنونی دنیای اسلام، تسلیم بودن در برابر دستورات قرآن و تسلیم نشدن در برابر تحمیلهای جاهلیت مدرن و مقاومت در برابر زورگویی های این جاهلیت است.

ایشان تلاوت و حفظ قرآن را مقدمه تخلق به اخلاق قرآنی و شکل گیری جامعه ای بر اساس دستورات قرآنی برشمردند و افزودند: امروز متأسفانه دنیای اسلام از ضعف و فقر و اختلاف و جنگهای داخلی ناشی از فشار نظام های جاهلی به شدت رنج می برد که تنها راه مقابله با این فشارهای تحمیلی، تسلیم شدن در برابر قرآن و عزم جدی برای حرکت به سمت اهداف والای آن است.

رهبر انقلاب خاطر نشان کردند: اگر یک قدم به سمت اهداف قرآنی برداشته شود، خداوند نیروی مضاعفی خواهد بخشید و این، موضوعی است که ملت ایران تجربه کرده و با مقاومت در برابر زورگویی ها، به توانایی ها و امید بیشتری دست پیدا کرده است.

حضرت آیت الله امام خامنه ای استفاده از تجربه ملت ایران در ایستادگی مقابل قدرت ها را نسخه علاج مشکلات دنیای اسلام دانستند و گفتند: ایجاد اختلاف و دو دستگی در میان امت اسلامی، امروز یکی از برنامه های اصلی دشمنان است، بنابراین همه باید مراقب باشند تا مبادا فریاد اختلاف سر دهند و بلندگوی دشمنان اسلام و قرآن شوند.

ایشان با تاکید بر اینکه هر حنجره ای که در جهت اختلاف افکنی کار کند، بلندگوی دشمن است، خاطر نشان کردند: ایجاد اختلاف تحت عناوین شیعه و سنی، عرب و عجم، و قومیتها و ملیتها و تعصبهای ناسیونالیستی، در دستور کار بدخواهان امت اسلامی قرار دارد که باید با «بصیرت» و «عزم» در مقابل آن ایستاد.

رهبر انقلاب، بصیرت و تشخیص صحیحِ «دوست» و «دشمن» را بسیار ضروری دانستند و تأکید کردند: هنگامی که عزم و اراده در کنار بصیرت قرار گیرد، پیمودن مسیر و ایستادگی در برابر فشارها و تحمیل ها و توطئه ها، آسان خواهد شد و این، همان نصرت الهی است.

حضرت آیت الله امام خامنه ای گسترش روزافزون اُنس با قرآن در جامعه را نویدبخش و امیدوار کننده خواندند و با تأکید بر لزوم اهتمام جدی مسئولان به موضوع قرآن، گفتند: باید جوانان و روشنفکران، انس بیشتری با قرآن پیدا کنند، زیرا غنی شدن ذهن از معارف قرآن، تاثیر خود را بر گفتار و رفتار و تصمیم گیریهای کلان خواهد گذاشت.

ایشان انس با قرآن را تضمین کننده آینده روشن و همراه با سعادت دانستند و تأکید کردند: امروز خوشبختانه حرکت به سمت اسلام و قرآن در میان جوامع اسلامی نیز شروع شده که بیداری اسلامی از برکات آن است.

رهبر انقلاب خاطر نشان کردند: بیداری اسلامی حقیقتی است که از بین رفتنی نیست و آثار آن روزبروزگسترش خواهد یافت.

حضرت آیت الله خامنه ای وظیفه علما، روشنفکران، نویسندگان، دانشجویان، دانش پژوهان و قاریان و حافظان قرآن را در گسترش روزافزون بیداری اسلامی، مضاعف برشمردند و تأکید کردند: باید مردم را به راهی که قرآن بشارت می دهد، امیدوار کرد.

ایشان در پایان اظهار امیدواری کردند دولتهای اسلامی بیشتر از آنکه درباره قرآن حرف بزنند، در عمل با آن آشنا شوند و دستورات آن را اجرا کنند.

در سالروز ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، فضای حسینیه امام خمینی(ره) آکنده از عطر دل انگیز آیات روح بخش کلام الله مجید شد و اساتید، قاریان و حافظان برترِ سی و دومین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، محفل نورانی انس با قرآن را در حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، بر پا کردند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب، حجت الاسلام و المسلمین محمدی نماینده ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه با تبریک اعیاد شعبانیه، گزارشی از روند برگزاری سی و دومین دوره مسابقات قرآنی بیان کرد.

ایشان با بیان اینکه مسابقات قرآنی امسال در مقایسه با سال گذشته از لحاظ کمی و کیفی از امتیازات بیشتری برخوردار بود، گفت: توجه بدون تبعیض به همه شرکت کنندگان در مسابقات و انس و الفت میان آنان، حضور قاریان نوجوان، برگزاری محافل انس با قرآن کریم در استان ها با حضور قاریان خارجی، تجلیل از بانوان فعال در عرصه قرآنی و حضور پرشور مردم و مسئولان در مسابقات از مهمترین ویژگی ها و برنامه های این دوره از مسابقات بود.

امام خامنه ای : دشمنان در صددند جنگ نیابتی را به مرز های ایران بکشانند !

امام خامنه‌ای در دیدار با جمعی از پاسداران دانشگاه امام حسین(ع) به موضوع مذاکرات هسته‌ای پرداختند و فرمودند: باز در مذاکرات حرف‌های تازه‌ای می‌زنند، در مورد بازرسی‌ها ما گفتیم که اجازه نمی‌دهیم از هیچ‌یک از مراکز نظامی هیچ‌گونه بازرسی از سوی بیگانگان انجام شود، می‌گویند اجازه مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای باید داده شود این یعنی بازجویی.

امام خامنه‌ای در جمع پاسداران دانشگاه امام حسین(ع) فرمودند: در مورد بازرسی‌ها ما گفتیم که اجازه نمی‌دهیم از هیچ‌یک از مراکز نظامی هیچ‌گونه بازرسی از سوی بیگانگان انجام شود.

 

ایشان در ادامه افزودند: ما اجازه نمی‌دهیم به حریم دانشمندان هسته‌ای و هر رشته مهم دیگر اهانت شود، من اجازه نمی‌دهم بیگانگان با دانشمندان و فرزندان عزیز ملت ایران که این دانش گسترده را به اینجا رسانده‌اند بیایند حرف بزنند.

رهبر انقلاب تصریح کردند: مسئولان عزیز ما که در این میدان با شجاعت حرکت می‌کنند بدانند تنها راه مقابله با دشمن وقیح، عزم راسخ و عدم انفعال است، باید بتوانند پیام و عظمت ملت ایران را در مذاکرات نشان دهند.

ایشان خاطرنشان کردند: بنده خبرهایی دارم که دشمنان ما با همراهی برخی مسئولین سفیه منطقه خلیج فارس در صدد هستند که جنگ‌های نیابتی را به مرزهای ایران بکشانند، پاسداران انقلاب و همه پاسداران حریم امنیت ملی بیدار و هوشیار هستند، آنها بدانند اگر شیطنتی صورت بگیرد واکنش ایران بسیار سخت خواهد بود.