نوشته‌ها

یاسر الحبیب ، موهن به مقدسات اهل سنت و مروج قمه‌زنی ، به ۱۰ سال حبس محکوم شد

 به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری فارس، اداره جنایی دادگاه سراسری کویت، روز سه‌شنبه، «یاسر الحبیب» شیخ لندن‌نشین مشهور را به تحمل ۱۰ سال حبس محکوم کرد.

به گزارش وبگاه روزنامه «القبس» کویت، این حکم غیابی صادر شده و یاسر الحبیب در خصوص پرونده امنیت کشور کویت به همراه یک نفر دیگر به اتهام «فتنه‌انگیزی میان اقشار مختلف مردم کویت از طریق شبکه‌ ماهواره‌ای» به حبس محکوم شد.

یاسر الحبیب (متولد ۱۹۷۹ میلادی) شیخی به ظاهر شیعه، اهل کویت و صاحب شبکه ماهواره‌ای «فدک» است که در لندن ساکن است. او برنامه‌های خود را که در آن به بهانه دفاع از شیعه، به اهل سنت و دیگر مسمانان توهین می‌کند به هیچ محدودیتی از انگلیس پخش می‌کند.

او در ماه «می» سال ۲۰۰۴ نیز به اتهام «اهانت به صحابه» پیامبر اکرم (ص) بازداشت و مسئله تا حد «امنیت کشور» کشیده و به ۱۰۰ سال حبس محکوم شد. او سه ماه را در زندان گذراند اما به مناسبت روز ملی کویت، مورد عفو امیر کویت قرار گرفت.

یاسر الحبیب که به تفرقه‌افکنی میان مسلمانان مشهور شده، سپس کویت را به مقصد عراق و ایران ترک کرد و بعد از آن به انگلیس رفت و ساکن لندن شد و پناهندگی گرفت.

برای آشنایی بیشتر با یاسر الحبیب بر روی لینک زیر کلیک کنید :

سید حسن نصرالله : تشیع انگلیسی روی دیگر تکفیر است

امت اسلام بیشترین نیاز را به دیدگاه های وحدت بخش دارد

ما الان در شرایطی هستیم که بیشترین نیاز را به  شیخ عبدالناصر الجبری و امثال او، افکار و روش او، روحیه و صداقت او و روش برادرانه اش داریم ، چرا که جهان  اسلامی ما امروز با پدیده ای بسیار خطرناک که پدیده تندروی فراری از همه محدودیت هاست، مواجه شده است. این پدیده هم در برخی محافل سنی و هم در برخی محافل شیعی دیده می‌شود .

زمانی که پدیده تکفیر و جریانات تکفیری را دنبال کنیم ، می بینیم که قبل از سال ۲۰۰۰ و در دهه ۹۰ قرن گذشته میلادی نیز  این جریان ها وجود داشته است ، اما در برخی کشورها و در برخی عرصه های محدود. اما این جریان تکفیری به این شکل که امروز معرفی  می کند، خود را نشان نداده بود. تکفیریها در پایگاههای اینترنتی فکری و اعتقادی یا در پایگاههای رسانه ای یا سیاسی یا میدانی، امروز بدون هیچ حد و مرزی و بدون هیچ قانونی موضع خود را بیان می کنند و مسائل را به فراتر از آن نیز می برند و این بسیار خطرناک است. امروز در نبرد تکفیر، آنها تنها به تکفیر اکتفا نمی کنند ، بلکه تکفیر به قتل، کشتار، جنایت، سر بریدن، شکافتن سینه، غارت و چپاول نیز گسترش پیدا کرده است . این خطرناکترین چیزی است که امت اسلام  در آن به سر می برد.

تشیع انگلیسی روی دیگر تکفیر است

متاسفانه در برخی محافل شیعی نیز گرایشهای مشخصی وجود دارد که حضرت امام خامنه ای آن را تشیع لندنی یا تشیع انگلیسی می نامند. این محافل شیعی نیز روش تکفیر و خیانت و اهانت به همه مقدسات و نمادها را در دستور کار قرار داده و نه تنها به مقدسات و نمادهای برادران اهل سنت ما، بلکه به مقدسات و نمادهای شیعه و علما و مراجع و اسوه های اخلاقی شیعیان نیز اهانت می کند.

لذا امروز می بینیم که همه امکانات برای این دو گرایش یعنی گرایش تکفیر و غلو و تندروی فراهم است، همه رسانه ها فضای لازم را برای گرایشهای تکفیر، غلو، تندروی، اهانت، توهین، اتهام، قتل و کشتار فراهم می کنند. شبکه های مقاومت از عرب ست، نیل ست و ماهواره های اروپایی حذف می شود، اما همه درهای جهان به روی شبکه های فتنه انگیز مانند وصال، صفا، فدک و غیره باز است.

اختلاف امت اسلام برنامه سرویس های جاسوسی غربی است

خواهران و برادران و ای حضرات علما!، آنچه اتفاق می افتاد، تصادفی نیست، بلکه کشورها و سرویسهای جاسوسی و مراکز مطالعاتی وجود دارند که شبانه روز فعالیت می کنند، آنها فهمیده اند که بیداری اسلامی به وجود آمده است و امت اسلامی و ملتهای مسلمان بیدار شده و به پا خاسته اند و فهمیده اند این ملتها مواضع روشنی در برابر سلطه طلبی آمریکایی و استکباری در کشورهای مسلمان و منطقه ما اتخاذ کرده اند و موضع روشن و قاطعی در پیش گرفته اند، آنها وقتی پیروزیهای مقاومت را برابر اسرائیل دیدند فهمیدند که باید اختلاف بین این امت به وجود بیاورند و هیچ راهی برای مقابله با این قیام مردمی در کشورهای اسلامی و به ویژه کشورهای عربی ندارند به جز اینکه همه این مسیرها را به طرف فتنه منحرف کنند و اختلاف بیندازند و برای پروژه های استکباری آنها هیچ چیز بهتر از این نیست که این نبرد را از عرصه واقعی و درست خود به عرصه های دیگر مانند جریانهای تکفیر و غلو منتقل کنند.

ما امروز بیش از هر زمان دیگری باید مسئولیتمان را همانند مرحوم شیخ عبدالناصر بپذیریم. ما باید از طرفی آن افراد را محاصره و با آنان مقابله و آنها را ساکت کنیم و از طرف دیگر باید برای نزدیکی و همکاری و برادری و وحدت و همگرایی بیشتر تلاش کنیم زیرا هدف تکفیری ها و تندروها و اربابان آمریکایی و صهیونیستی شان این است که بین ما جدایی بیفتد و ما از همدیگر دور شویم و هر کس به راه خود برود.

اصرار ما بر دیدار و کار مشترک بر اساس چارچوبهای سیاسی و مقاومت، بهترین پاسخ و چالش و حتی بهترین دستاوردی است که از طریق آن به شکست پروژه مقابل پی می بریم.

لزوم هوشیاری در برابر فتنه‌انگیزی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی در مراسم اربعین

به گزارش قادمون ، حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی قاضی عسکر، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان شمالی، با اشاره به در پیش بودن ایام اربعین و حضور میلیونها زائر در مراسم راهپیمایی اربعین، اظهار کرد: تجمع میلیونی اربعین تنها مختص به شیعیان نیست بلکه اکنون بسیاری از پیروان اهل سنت ایران و سایر کشورهای اسلامی و حتی مسیحیان هم در این تجمع شرکت می‌کنند.

وی با بیان اینکه آیین اربعین به نماد همبستگی امت اسلام و همه ملتهای آزادی‌خواه جهان بدل شده است، خاطرنشان کرد: در این میان برخی بدخواهان و دشمنان اسلام ناب برای تأثیرگذاری منفی بر این مراسم وارد عرصه شده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر ادامه داد: در سالهای گذشته شیعه انگلیسی از مراسم اربعین سوءاستفاده کرده و سبب تفرقه بین امت اسلامی می‌شد اما با موضع‌گیری رهبری، مراجع نجف و توجیه زائران در مورد نقشه‌ای که دشمنان برای مراسم اربعین کشیده شده بودند، اکنون اوضاع بهبود یافته است.

وی تصریح کرد: انسان نادرستی مانند یاسرالحبیب در انگلستان امکانات می‌گیرد و در ویدئویی می‌گوید خاندان سلطنتی انگلستان هم جزء اهل بیت هستند! و از سوی دیگر در آمریکا هم شبکه در اختیار پیروان سنی آمریکایی گذاشته شده و در قالب شبکه‌هایی چون وصال و غیره به شیعه بد گفته و فتنه شیعه و سنی ایجاد می‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر با تأکید بر هوشیاری همه مسلمانان درزمینه فتنه‌انگیزی شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی با استفاده از مراسم اربعین، ادامه داد: مسؤولان و کارگزاران مراسم به این نکته توجه داشته باشند و جلوی فتنه‌انگیزی دشمنان در جامعه اسلامی را بگیرند.

به گفته وی، شیعه انگلیسی چند سالی بود تلاش می‌کرد از مراسم اربعین سوءاستفاده کرده و بین شیعیان و اهل سنت اختلاف بیندازد اما رهبری و مراجع نجف فتوا داده و تأکید کردند که این مراسم باید محور وحدت امت اسلام باشد.

نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت خاطرنشان کرد: مراقب باشیم توطئه‌گران ما را نسبت به اهداف اصلی محروم و دلسرد نکنند؛ زیرا هدف مراسم اربعین حسینی و اثرگذاری آن بسیار بالا است.

وی با بیان اینکه در این زمینه برخی مسائل از جمله مسائل مربوط به نظم و امنیت زائران وجود دارد که باید به آنها توجه شود؛ تصریح کرد: در این راستا سامانه سماح برای ساماندهی و مدیریت همه اعزام‌های زائران به اربعین راه‌اندازی شد اما متأسفانه سفارت عراق مقداری خارج از سامانه سماح اقدام به صدور ویزا کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر با اشاره به اینکه در مورد روحانیان و مداحان عتبات عالیات هم حرکتهای خوبی صورت گرفته و سطح معلومات و دانش روحانیان عتبات افزایش یافته است، افزود: به عنوان مثال برای مراسم اربعین امسال ۳۵۰ نفر از اساتید شاخص حوزه‌های علمیه برای اداره کاروان‌های ما جذب شده‌اند.

گفتنی است، بر اساس برنامه امسال از کل کشور حدود ۲ میلیون ایرانی در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در کربلا شرکت می‌کنند.

تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

نمونه‌ای از تحریف تاریخی نهم‌ ربیع‌الاول/ سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

تشیع به عنوان مسیر حقیقی اسلام که ریشه در مبانی نظری و عملی مکتب پیامبر(ص) دارد. التزام به این عقاید و رفتارهای برخاسته از آن باعث سعادت دین و دنیا می‌شود، خصوصاً در عرصه اجتماعی و سیاسی، هر چه التزام عملی بیشتر باشد، اهداف اسلامی بیشتر در دسترس خواهد بود، هر چه زاویه بیشتری از این معیارها ایجاد شود از اهداف اسلام دور می‌شویم و حاصل این زاویه، نزدیک شدن به جاهلیت و بهره‌برداری بیشتر دشمنان اسلام از آن خواهد بود، همانگونه که سران کفر و صاحبان سرمایه و قدرت در دوران جاهلیت از نمادها و عبادات دینی به سود خود بهره می‌بردند.

در عصر ما نیز برخی تفسیرها و برداشت‌ها از موضوع ولایت و امامت و چگونگی رابطه اما و امت باعث شده است که به نام بهره‌گیری و تبعیت از اهل بیت و وفاداری به عشق اهل بیتی کارهایی انجام شود که باعث افتراق امت اسلام و به هدر رفت جان، ناموس و منافع عظیم مسلمانان وامت اسلامی شود.

برخی از تجربیات به نام اسلام که به تشیع انگلیسی معروف شده‌اند، از مناسبت‌های اسلامی شیعی سوء بهره‌برداری می‌کنند؛ از جمله این مناسبت‌ها نهم ربیع‌الاول است که به نام سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) مزین شده است؛ اما بنابر برخی از ادله ضعیف به کشته شدن یکی از خلفاء به بهانه جشن و سرور و احیای امر اهل بیت، گفتارها و رفتارهایی نسبت به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی واقع می‌شود که توهین آمیز و تفرقه‌افکنانه است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز سالروز امامت امام عصر(عج)» به قلم جواد اسحاقیان و حجت حیدری چراتی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت است:

تبعات حرکات این جریان در امت اسلامی

«شیخ عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: بعد از اسائه ادب این اشخاص به ام‌المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است، وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان این روحانی شیعه باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. آل الشیخ ادامه داد: مخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند، عده زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‌های این شخص … به مذهب حق برگشته‌اند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر(ص) اسلام حرام است، این موضوع، شامل زنان همه پیامبران ـ‌به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر(ص) اعظم‌ـ حضرت محمد(ص) می‌شود»، فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و… به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

برخی از علمای اسلام با توجه به اهمیت این موضوع و خطر انحرافات واقع شده، کمک و همیاری به این جریان را تعاون بر اثم دانسته‌اند و در فتوای خود کمک به این جریانات و صرف وجوه شرعی به اینها را مجزی ندانسته‌اند. مانند آیت‌الله محقق کابلی.

یکی از اقدامات این جریان مشکوک، نام‌گذاری هفته برائت در ربیع‌الاول سال پیش بود، این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست‌گذاری شبکه جهانی امام حسین(ع) در بیانیه‌ای اعلام داشت: روز نهم ربیع‌الاول طبق فرموده اهل‌بیت(ع) روز غدیر ثانی نامگذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‌دانیم که از روز نهم لغایت 15 ربیع‌الاول را به‌ عنوان هفته برائت نامگذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع‌الاول

این گروه‌ها به جای پرداختن به آغاز امامت امام زمان(عج) در این روز، موضوع قتل خلیفه دوم را به غلط مطرح می‌کنند؛ لذا برنامه‌هایی مانند هفته برائت و مطالب توهین‌آمیزی درمورد مقدسات دیگر مذاهب اسلامی را بدین بهانه اجرا می‌کنند.

با رجوع به کتب تاریخی روشن می‌شود که به‌ اتفاق، ذی‌الحجه را به‌ عنوان زمان قتل خلیفه دوم دانسته‌اند و وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه از امور متواتر و قطعی بوده است. علاوه بر مورخان، فقهای بزرگ شیعه نیز بر این مسأله اتفاق و اجماع دارند.

شیخ مفید در کتاب تواریخ(مسار الشیعه ص 42)، سید بن طاووس در اقبال الاعمال(ج 3 ص 113)، ابن ادریس حلی(سرائر ج 1 ص 418)، علامه حلی(عدد القویه ص 328-331/ منتهی المطلب ج 2 ص 612 و…) و شیخ ابراهیم بن علی کفعمی (مباح ص 510)

با این وجود برخی از افراد با اغراض خاص، نسبت دادن این روزها با قتل خلیفه دوم را برجسته کرده‌اند و با برگزاری جشن‌ها و اعمال خاص در این روز که به اسم شاد کردن اهل‌بیت(ع) انجام می‌شود، آتش اختلاف و درگیری بین مذاهب اسلامی را شعله‌ور می‌کنند و دانسته یا ندانسته مسیر اهداف دشمن در استحاله و جنگ نرم را هموار می‌‌کنند. یکی از ضربه‌هایی که در این راستا به منافع امت اسلامی وارد می‌شود خدشه‌دار شدن اتحاد و انسجام اسلامی است که می‌توانست سدی محکم در برابر نفوذ باشد.

اتحاد اسلامی و آسیب‌های موجود در رابطه با آن

مفهوم وحدت و تفاوت آن با تسامح اعتقادی: هدف وحدت حفظ آرمان‌های مشترک و تقویت جبهه اسلام و نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می‌کند:‌ «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ‌سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌یحُکُمْ وَاصْبِرُ‌وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ﴿٤٦﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِنْ دِیَارِ‌هِمْ بَطَرً‌ا وَرِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّه بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ﴿٤٧﴾»، براساس آیه 46، اگر اطاعت خدا و رسول محقق نشود، تنازع و اختلاف ایجاد‌شده و قوت و استحکام و ابهت و آبروی امت اسلام مخدوش می‌شود.

اهمیت امت واحده نیز در آیات دیگر قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ از این رو اقامه شعائر و آیین‌های مذهبی باید در خدمت این آرمان کلان باشد. در آیه 47 اشاره می‌فرماید که حرکت و اقدامات شما و لو به نام دین و جهاد و… باشد، نباید ریایی باشد که موجب انسداد راه الهی و منجر به شکست خواهد شد، بنابراین اتحاد، راهبردی برای پیروزی جبهه مسلمین است، اما این به معنای تکثرگرایی در حق و کنار گذاشتن عقاید حق خود نیست. مقام معظم رهبری با توجه دادن به این نکته می‌فرمایند: مسأله، مسأله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیده خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیده‌ای رسید، درست است. مسأله این است که اصحاب عقاید مختلف، بایستی به وسوسه دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند.

این موضوع آن چنان اهمیت دارد که قرآن حتی رعایت وحدت در مشترکات اسلام و ادیان ابراهیمی دیگر را مهم می‌داند: خداوند در آیه 64 آل عمران می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریکت او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد؛ پس اگر [از این پیشنهاد] روی گرداندند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم.

وقتی با اهل کتاب دستور به همدلی داده شده و اینکه در مشترکات همراه باشند به طریق اولی در مورد شیعه و سنی ضرورت همدلی و اشتراک مساعی بیش‌تر شده است، به‌ طور کلی هر جا سخن از ولایت و صراط مستقیم الهی است، مقارن موضوع وحدت و حفظ آبرو و ابهت امت اسلامی است، در قرآن هم این مسأله مورد توجه قرار گرفته است.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا ۚ وَاذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِنَ النَّارِ‌ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»﴿١٠٣﴾، این آیه که مربوط به نقش ولایت (پیامبر) در اتحاد مسلمین است نشان می‌دهد که حضور ولی خدا باعث همدلی در مسیر اتحاد امت اسلامی می‌شود مانند جریان پیمان اخوت در مدینه.

البته روشن است که هرگونه اتحاد بر محور ولایت باید صورت بگیرد، نه آنکه خود وحدت موضوعیت داشته باشد، اما در هر حال این پیام مهم وجود دارد که ولایت و یاران ایشان به گونه‌ای عمل می‌کنند که گروه‌های مختلف اسلامی زیر پرچم اتحاد قرار بگیرند و آموزه‌ها و رفتار ولو به نام اسلام و اهل‌بیت(ع) باشد، موجب اختلاف نمی‌شود.

مستندات روایی وحدت

دسته‌های متعددی از روایات در مورد وحدت وجود دارد، برخی از آن‌ها با ارائه ملاک، عوامل اتحاد را برمی‌شمارند: «قال رسول‌الله(ص) ..فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تحت النعمه و اجتمعت الفرقه و ائتلفت الکلمه»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما اهل‌ بیت(ع)، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف‌ شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

از این‌گونه روایات می‌توان این پیام را هم به‌ دست آورد که در معیار وحدت هم خود اهل‌ بیت(ع) باید محور قرار بگیرند، لذا نوع برخورد آنان با مذاهب و گروه‌های اعتقادی در اینجا باید مورد توجه واقع شود و نباید به سلیقه و رأی شخصی خود به نام اهل‌بیت(ع) عمل کرد. چنانکه در شیعه انگلیسی هم بنا بر تفسیر و سلیقه خود عمل می‌کنند. در ادامه این نوشتار، سیره اهل‌ بیت(ع) در این موضوع خواهد آمد.

در روایت دیگر آمده است: «إِلهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟»؛ امام علی(ع) فرمود: خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است. آیا آن‌ها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می‌کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می‌کنند؟

در برخی از روایات اهداف و فواید وحدت نمایان می‌شود: «قال النبی(ص) ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم»؛ مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند. اکنون با توجه به وضعیت فعلی مسلمانان و توطئه‌های متعدد آنان در سرکوب کشورهای اسلامی و حتی حمایت از تکفیر و کشتار داخلی مسلمین، اهمیت و عمق این روایات روشن می‌شود.

دسته دیگر روایات مربوط به همراهی مذاهب اسلامی در آیین‌های دینی: روایت مبنی بر اینکه هر کس به سنی در نماز اقتدا کند، گویی به پیامبر(ص) اقتدا کرده است، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»، مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روایات داله بر استحباب شرکت در نماز جماعت اهل سنت و شرکت در صف اول نماز آن‌ها اختصاص داده است.

سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

حضرت امیر(ع) به‌عنوان امام اول و نیز صحابی برتر از دید مسلمانان (و همچنین یکی از خلفای مورد احترام امت اسلام)، می‌تواند الگوی مهمی در نحوه اتحاد مسلمانان باشد، خصوصاً که برخی از رفتارهای ضد وحدت به بهانه این انجام می‌شود که لازم است به مظلومیت ایشان توجه شود و فریاد حقانیت و مظلومیت ایشان را به جهان برسانیم. با توجه به اینکه ادله قاطع و متواتری بر حقانیت ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) وجود داشته و دارد نوع رفتار ایشان در حوادث پس از پیامبر(ص)، راهگشای امروز ما خواهد بود. نکته مهم آن است که حق خلافت و تحقق ولایت سیاسی ایشان امر شخصی و یک حق جزئی و فرعی نبوده است که قابل اغماض باشد، اما با همه این احوال، آن حضرت مصالح کلی جهان اسلام را مورد توجه قرار می‌دهند و به جبهه‌بندی خارجی دشمنان اسلام را مهم‌تر از صف‌بندی‌های خود مسلمانان می‌دانند.

شهید آیت‌الله مطهری در این مورد می‌گوید: علی(ع) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلم‌ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می‌کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می‌کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی‌نمود، طرف شور [و مشورت] قرار می‌گرفت و ناصحانه نظر می‌داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت کند، علی پاسخ می‌دهد: خیر، شرکت نکن، زیرا… اگر شخصا به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب این است. نیروهای خود را متمرکز می‌کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قوی‌تر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت. بنابراین روشن می‌شود که حفظ جان خلیفه و مرکزیت جهان اسلام برای امیرالمؤمنین(ع) چنان اهمیت دارد که برای در امان ماندن آن از خطرها راهکار مستدل ارائه می‌کند.

در جریان پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان از امیرالمؤمنین(ع) خواست که با هم طرح مشترکی داشته باشند که خلافت را بازپس بگیرند و دیگران را کنار بزنند، اما حضرت امیر این درخواست را قبول نکرد که این رفتار ایشان دلایل مختلفی داشت، اما یکی از آنها حفظ اصل اسلامی و جلوگیری از تفرق در شرایط خاص است، بنابراین در زمان ما هم این مصالح عام لازم است رعایت شود. در اینجا برخی از گروه‌های انحرافی تصور و برداشت دیگری دارند و می‌گویند نمی‌توان رفتار معصوم را در زمان خودمان پیاده کنیم، زیرا آن زمان نیروی کافی برای امام نبوده است و ضمنا معصوم هر زمان تشخیص خود را دارد که قابل الگوگیری برای ما نیست، اما این برداشت باطل است، زیرا ملاک در زمان ما همان معیار رفتار زمان معصوم است. با آنکه امامت یک حق شخصی نبود و مهم‌ترین حق اجتماعی و سیاسی است، ولی مصالح بالاتر جهان اسلام باعث می‌شود که امام این‌گونه عمل کنند. در واقع رفتار حضرت یک حرکت استراتژیک است و تبعیت ما از ایشان در زمان خودمان هم به‌ عنوان یک عمل راهبردی عقلی است، نه یک الگوگیری ساده مذهبی.

تقابل دشمن برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی

انقلاب اسلامی هم براساس این میراث ولایی و رفتار استراتژیک شکل گرفت و همان آرمان‌های وحدت‌آفرین را دنبال می‌کند: تقابل دشمنان با انقلاب اسلامی برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد، باعث جذب دل‌های مختلف شد و آحاد مسلمانان که شیعه هم نبودند، مجذوب انقلاب شدند؛ لذا دشمنان برای انتقام گرفتن از این حرکت سعی دارند به تحریک گروه‌های شیعه و سنی بپردازند تا در قالب مراسم خاص مذهبی و تعصبات هر کدام، چالش‌هایی در برابر انقلاب اسلامی و نظام ایجاد کنند.

این مسأله در حالی اتفاق می‌افتد که ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند دنیای اسلام را به اتحاد هدایت کند و ذخائر مادی معنوی امت اسلام را احیا کند و از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج کند، چنانکه با تحقق‌بخشی از اهداف انقلاب و صدور پیام آن به کشورهای اسلامی می‌توانیم این هدف‌گیری و حرکت رو به جلو را مشاهده کنیم، اما شبکه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دشمن با درک این موضوع سعی می‌کنند نیروهای امت اسلام را به اصطکاک بکشانند و انقلاب را هم یک حرکت متعصبانه مذهبی خاص جلوه دهند تا امت اسلام از گرایش به آن و اهدافش دور بماند؛ لذا می‌بینیم حرکت‌های اختلاف‌افکنانه گروه‌های خاص به نام تشیع و اهل‌بیت(ع) هم مورد حمایت آنان قرار می‌گیرد.

یکی از شبهاتی که در برابر ایده اتحاد بین شیعه و سنی مطرح می‌شود آن است که مثلاً شیعیان و انقلاب اسلامی کمک‌های متعدد به فلسطینی‌ها و برخی نهضت‌های اسلامی می‌کند که شیعه هم نیستند و آنها هم نه تنها قدردان نیستند، بلکه معمولاً در برابر ایران می‌ایستند. در این‌ صورت کمک و همدلی در این موارد چه توجیهی دارد؟

پاسخ آن است که این ناسازگاری‌ها و برخوردهایی که با ایران و شیعیان می‌شود و در کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی مسلمان منطقه و… می‌شود، مربوط به سران و کانون‌های قدرت و ثروت است، اما توده مردم همراهی خاصی با جریان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دارند، لذا در اجتماعات و نهضت‌هایی که در امت اسلامی نمایش داده می‌شود و در کل دل‌های شیعیان و اهل سنت در این جریان‌ها نزدیک است.

تقابل این جریان‌ها با انقلاب و نظام اسلامی

این گروه‌ به بهانه‌های مختلف به تقابل و توهین نسبت به نظام اسلامی اقدام کردند، به‌ عنوان نمونه در جریان تشییع یکی از عناصر این جریان با آنکه رهبر معظم پیامی هم برای وفات ایشان صادر کرد و در یکی از حرم‌های اهل‌ بیت(ع) مکانی برای دفنش در نظر گرفت‌، اما برخی از طرفداران وی به بلوا و آشوب در مراسم او پرداختند.

در طی فتنه 88، نیز به‌ صورت کامل در برابر نظام اسلامی ایستاند. در دوران فتنه با سخنرانی‌های عجیب، به جای محکوم کردن اهانت‌کنندگان به امام حسین(ع) و منافقین و فرقه‌های ضاله (که در این اهانت‌ها همکاری داشتند)، به محکوم کردن نظام پرداختند؛ این کار ایشان موجب شادمانی گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از این گروه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

این گروه، علاوه بر آنکه موجبات وهن شیعه، در منظر عموم انسان‌های مسلمان و غیرمسلمان فراهم می‌سازد، مواضع وحدت‌بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت کرده و با ترویج برخی رفتارهای اصطلاحاً مذهبی که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می‌شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه‌ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه‌ای عید غدیر ثانی.

از سوی دیگر با وجود اینکه آنها بیش‌تر اهتمامشان به اصطلاح احیای شعائر شیعی و حمایت از تشیع و اهل‌بیت(ع) است، اما در اقدامی عجیب، علیه مقاومت اسلامی در لبنان (که از شیعیان حزب‌الله متشکل هستند) فعالیت می‌کنند. نمونه دیگر اینکه این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و پشتیبانی از تمام شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) را دارد، اما در ماجرای سوریه (و تهدید حرم حضرت زینب(س) و کشتار شیعیان) کوچک‌ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی که دشمن درصدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(س) بود هیچ عکس‌العملی از این فرقه نشان داده نشد.

حمایت استعمار و سران استکبار از فعالیت‌های مربوط به این جریان‌ها

استعمار و استکبار در تاریخ پیدایش و تکامل خود همواره از سیاست اختلاف‌افکنی برای دوام خود بهره گرفته است، تنها در یک نمونه از اقدامات آنها در دو قرن اخیر، پس از آنکه از شروع نهضت بیداری مسلمانان هراسان شدند، به ایجاد فرقه‌هایی جداگانه در عالم تشیع و تسنن اقدام نمودند که همگی هدف مشترکی در فرسایش امت اسلام داشتند.

یکی از اقداماتی که استعمارگران مانند انگلیس در دوره معاصر (برای ایجاد تفرقه مذهبی بین شیعه و سنی و ایجاد پروژه شیعه‌هراسی) انجام دادند، آن است که طرح هلال شیعی را به میان آوردند که در این طرح ادعا می‌کنند برخی از کشورهای اسلامی دارای گرایش‌های شیعه سعی دارند یک منطقه خاص در امت اسلامی را تصرف کنند و اهل سنت را در حصر و محاصره خود دربیاورند تا تدریجاً دیگر مسلمانان را تحت نفوذ و سیطره خود درآورند. قابل ذکر است که برجسته کردن موضوع هلال شیعی به زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد که این نشان می‌دهد استکبار در راستای مراحل جنگ نرم به مشغول ساخت مذاهب اسلامی به همدیگر و شیعه‌هراسی و یا سنی‌هراسی اقدام کرده است.

تشکیل دفترها و مراکز حمایتی برای این گروه‌ها در انگلیس و دنبال کردن پروژه مرجع‌سازی در برابر حوزه‌های علمیه و مراجع معظم، یکی از راه‌های دخالت بیگانگان در دنیای اسلام، حمایت از رفتارها و جریانات دینی است که منافع عام آن به این کانون‌های استعماری بر می‌گردد. از جمله برخی از اشکال عزاداری که در این جریان‌ها انجام می‌شود مانند قمه‌زنی مورد حمایت قرار می‌گیرد در اینجا مستندانی در این مورد ذکر می‌کنیم:

علامه محمد جواد مغنیه از علمای بزرگ عراق در کتاب تجارب خود بحثی دارد تحت عنوان «کفن‌هایی برای زنده‌ها» می‌گوید: دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‌زنان هدیه کرد و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آنکه فرصت را از دست ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه کرد.

جامعه‌شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‌کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیأت‌ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسئولان هیأت‌ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیأت‌ها مقدار زیادی پارچه سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‌زنی داده شد.

دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت (ع)؛ کلید مشکل‌ها» در این‌باره می‌نویسد: یکی از علمای گذشته می‌فرمود: … انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، (برای قمه‌زنی) در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند./فارس

ایام ربیع الاول و تقابل آشکار جریان انحرافی شیرازی با وحدت مسلمین

آیین‌ها و مناسبت‌های دینی، اعیاد و وفیات اهل بیت(ع) از ظرفیت‌های موجود است. غدیر، عاشورا و جشن‌های مهدوی مانند نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم امکان و نهم ربیع‌الاول سالرزو آغاز امامت امان زمان (عج) چنان شورانگیز و تأثیرگذار است که علاوه بر برانگیختگی احساسات و عواطف معنوی و انسانی مردم و مشارکت بالای آن‌ها در اجرای آن، پیام‌ها و درس‌هایی به دنبال داشته که زیربنای فکری فرهنگی بسیاری از نهضت‌ها و جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش بوده است، مانند قیام‌های صدر اسلام (توابین، زید شهید، شهید فخ و …) و نیز جریان نهضت تنباکو، مشروطه و سرانجام انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت و بیداری اسلامی.

ولی متأسفانه گروه‌های انحرافی از مناسبت‌های مذهبی به خصوص نهم ربیع سوءاستفاده کرده و با اجرای برخی از برنامه‌های ناخوشایند، وحدت جامعه اسلامی را از بین می‌برند.

 

شعائر اسلامی و اولویت‌های دینی

 

در اسلام، بحث شعائر دینی داری اهمیت ویژه است. قرآن، تعظیم شعائر را نشانه تقوا دانسته است: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ امر چنین است و هر کس که شعائر الهی را بزرگ بدارد، این امر از پرهیزگاری دلهاست، «شعائر» یعنی علامات و نشانه‌هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب کرده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی می‌نامد، لذا هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عمل او از تقوای قلبش نشان می‌گیرد، چون حقیقت تقوی و از مصادیق تقوی آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب کند که این عمل امری معنوی و قائم به دل انسان است.

بر اساس آیه مذکور، شعائر، مجرای تحقق رضایت الهی و تقوا است، اما مشاهده می‌شود که گاهی برخی از مسلمانان، رفتارهای خلاف تقوا و در برابر رضایت خداوند و اولیای الهی در مراسم‌های مربوط به شعائر انجام می‌دهند که این نشان دهنده عدم تحقق تعظیم شعائر در کار ایشان است.

 

نهم ربیع‌الاول مظهر وحدت

 

این مناسبت از اهمیت خاصی برای تحقق اهاف دین برخوردار است؛مثلاً شکرگزاری نعمت امام حی و زمینه‌سازی برای تحقق جهانی شدن اسلام به وسیله امام و موعود ادیان و نیز لزوم برقراری ارتباط معنوی با ایشان و اینکه اطاعت از وی زمینه برقراری آموزه‌های جهانی اسلام را فراهم می‌کند. از سوی دیگر جهانی شدن اسلام معادل برقراری انسانیت، توحید و رفاه همراه با عدالت جهانی برای انسان است که همه این‌ها به رهبری امام زمان (عج) محقق می‌شود.

در حالی که گروه‌هایی مانند شیعه انگلیسی در پوشش بزرگداشت این مراسم، برنامه‌ها و تبلیغاتی دارند که در جهت عکس این اهداف و فرصت‌هاست؛ فعالیت‌های آن‌ها با ایجاد نفرت نسبت به تشیع و باورهای مربوط به این امام(عج) و نیز مقابل قرار دادن عموم انسان‌ها با آموزه‌های به نام تشیع، مانعی در پذیرش عمومی جهانیان نسبت به آموزه‌های اسلام می‌شود.

 

بررسی جریان‌های انحرافی معاصر در سوء استفاده از شعائر

 

برخی از این نوع جریان‌ها در پوشش علمی و نام اجتهاد به تبلیغ برداشت‌های غیرعلمی خود از دین و شعائر اهل بیت می‌پردازند. در این گروه‌ها به جای آنکه اجتهاد از طریق مرسوم و متقن حوزه‌ها اثبات شود، آن را امری موروثی کرده‌اند. نوع دیگری از سوء‌استفاده‌های این جریان، آن است که با صرف تلبس به لباس روحانیت و تبلیغات گسترده در شهرهای تحت نفوذ خود، مرجعیت را برای خود تثبیت می‌کنند.

تضعیف و تخریب جریان مقاومت اسلامی در سده اخیر: به عنوان نمونه در لبنان بین طرفداران امام موسی صدر و افرادی از این جریان درگیری رخ می‌دهد که منجر به زخمی شدن چند نفر می‌شود. بنابر گزارش ساواک در تاریخ 2536/27 در حرم حضرت زینب(ع)‌ این درگیری شدید با دخالت پلیس و زد و خورد پایان یافت. شهید چمران در جایی در این مورد می‌گوید:‌ «… عده‌ای از مسلمانان قشری و متعصب را به دور خود جمع و با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند، زیرا فتوایی برای قتال از مرجع (مورد قبول خود این گروه) وجود ندارد… ».

این ناهمگونی و تقابل با نهضت‌های اسلامی، مورد تأیید و رضایت ضمنی شبکه‌های جاسوسی مانند ساواک در زمان طاغوت قرار گرفته است. در امتداد مخالف عالمان و مجاهدان با این جریان، امام خمینی(ره) پرداخت هر نوع سهم امام به این گروه را حرام اعلام کردند. ایشان فتوا دادند که پرداخت هر نوع سهم امام به حوزه علمیه زینبیه و شاگردان این جریان حرام است و به دستور ایشان در آینده هیچ نوع حقوق به طلبه‌هایی که نزد آنها درس می‌خوانند پرداخت نخواهد شد. این جریان در برنامه‌های رسانه‌ای خود که عمدتاً از لندن پخش می‌شود، توهین‌هایی به مراجع معظم تقلید مانند حضرت آیت‌الله بهجت ره و رهبر معظم انقلاب داشته است.

شیعیان واقعی به دنبال طرح عالمانه این موضوع هستند، ولی دشمنان به دنبال آن هستند که اسم ولایت دائما موضوعی برای سرگرمی و مشغولیات مسلمان باشد، (گاهی هم خود جریان‌ها توسط دشمن بازیچه قرار می‌گیرند) در جریان فعالیت این گروه‌ها هم تحت شبکه‌های رسانه‌ای این برخورد با موضوع ولایت انجام می‌شود و اشخاص معلوم الحالی هم مدیریت و اجرای این موضوع را به عهده گرفته‌اند.

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین 1، 2 و 3 مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس،‌ الانوار‌، خدیجه‌، الزهرا، المهدی و … اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ برخی مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند.

نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که این گروه اداره می‌شود، آن هم دقیقا در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آورد. نمونه دیگری از اعمالی که باعث ایجاد چهره ناشایست از تشیع می‌شود مسأله قمه‌زنی است که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده‌اند، اما این گروه‌ها فتوای استحباب صادر کرده‌اند. البته اینگونه رفتارهای ناشایست، با برخورد و عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

برخی از فعالیت‌های رسانه‌ای مربوط به این جریان

 

شبکه فدک: یکی از فعالان این جریان که در دادگاه محکوم هم شده است، در لندن منبر می‌رود و شبکه فدک را مدیریت می‌کند. چگونگی ورود او به انگلیس هم قابل توجه است، قبل از آنکه به حمایت انگلیسی‌ها به لندن برود در کویت فعالیت داشت، اما تنها سه سال از راه‌اندازی «هیأت خدام المهدی» توسط وی در کویت می‌گذشت که تندروی‌های وی، دولت کویت را مجبور کرد هیاتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

او حضور چشمگیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. او روزنامه‌ای با نام Shianewspaper منتشر می‌کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه‌اندازد و در سال 2010 نیز مکان هیاتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیدالشهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه،‌ هیات، دفتر کار، موسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی می‌دهد. رمضان المبارک 1341 قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد، در امتداد کارهای خود اشخاص دارای سابقه قضایی را در شبکه فدک جذب کرد. یکی از این اشخاص که در فرانسه زندگی کرده بعدها وارد ایران می‌شود و از سوی دادگاه، متخلف شناخته می‌شود و از ایران خارج شده و در این رسانه‌ها فعالیت می‌کند. شخص دیگری نیز به عنوان همکار و کارشناس این شبکه از بیروت فعالیت می‌کند که او هم از متخلفین در دادگاه شناخته شده است.

شبکه سلام: مدیرمسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که در مسایل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه‌زنی دفاع کند! این در حالی است که در خلال مصاحبه‌های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین‌المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه‌زنی است.

 

تأمل علمی بر افکار و اقدامات این گروه

 

اگر به سیر اقدامات گروه‌های تفرقه افکن و شبکه‌های رسانه‌ای شیعیان انگلیسی دقت شود، روشن می‌‌شود که این اقدامات نتوانسته است غیر شیعیان را به تشیع جذب کند و بلکه برعکس تعصب افراد را به مذهب خود بیشتر کرده است و جان و مال و عرض دیگر شیعیان را هم به خطر انداخته است، بنابراین در یک جمع‌بندی حرکت این گروه‌ها نتایج معکوسی برای دنیای اسلام ایجاد کرده است، عملکرد این اشخاص در مورد عایشه کاملاً با سیره امیرالمومنی (ع) متفاوت است. حضرت امیر (ع) کسانی که به عایشه افترا زدند و اهانت کردند را مجازات کرد. در جنگ جمل نیز با وجود اقدامات تخریبی که عایشه علیه امیرالمؤمنین(ع) انجام داد، ایشان فرمود: با وجود آنچه که گفتم عایشه احترام گذشته را دارد و حسابش با خداست.

این رفتار امام، بازخورد خوبی در رفتار عایشه داشت و او بعدا بارها گریه می‌کرد و می‌گفت: کاش قبل از ماجرای جمل مرده بود و در آن حادثه حضور نمی‌یافتم. پس از پایان جنگ جمل وی دیگر در مسایل سیاسی وارد نشد و در مدینه مستقر شد.

در روز جنگ جمل مردی شروع به دشنام دادن و نسبت ناروا دادن به عایشه شد، مردم گرد او جمع شدند، عمار وقتی مطلع شد و به آن مرد گفت: خاموش باش این ناستوده «عو عو» می‌کنی، آیا به زنی که همسر پیامبر(ص) بود، دشنام می‌دهی و تهمت می‌زنی؟ این در حالی است که عمار دست‌پرورده امیرالمؤمنین(ع) است و سمبل دفاع از ولایت و بصیرت‌افزایی در آن دوران است، ولی این رفتارها را مذموم می‌داند./ فارس

 

تشیع انگلیسی پروژه اختلاف در مرجعیت شیعه را دنبال می‌کند

همیشه جریان‌های انحرافی در داخل مسلمانان، آسیب‌های جدی به اسلام و مسلمین وارد کرده‌اند، همان گونه که امروزه نیز برخی از جریان‌های انحرافی هدایت شده از سوی استکبار همانند تشیع انگلیسی به دنبال نفوذ و شبهه‌افکنی نسبت به نظام اسلامی هستند، در این‌باره نیز توضیح بفرمایید؟

  

این وضعیتی که امروز درمورد تشیع انگلیسی وجود دارد، موج سوم از عملکرد غرب درباره اسلام است؛ به این معنا که در گذشته دو موج را پشت سر گذاشته‌اند؛ اما برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام به جایی نرسیدند؛ بنابراین امروز در حال امتحان موج سوم هستند و این موج، مشکلات عدیده‌ای را به وجود آورده است.

 

موج اول در واکنش به گسترش اسلام در غرب و همگرایی جهان اسلام بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد که سعی کردند معارف و اندیشه‌های اسلامی را به چالش بکشند و اوج این فعالیت‌ها، مطرح کردن فردی به نام سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی بود و کتاب‌های افرادی از این دست که در غرب بودند و اصالتاً مسلمان بودند؛ اما تغییر مذهب و دین داده‌ بودند.

 

چنین فعالیت‌هایی افزون بر این که نتواست مفاهیم، عقاید و آموزه‌های اسلام را کمرنگ کند؛ بلکه باعث شد که جایگاه اسلام و مسلمانان بالاتر برود؛ همچنین سبب افزایش روحیه انسجام و همگرایی میان مسلمانان شد و در حقیقت راه به جایی نبرد.

 

در همین دوره بود که غرب به مقابله با پیامبراکرم(ص) و اندیشه‌های اسلامی برخاست؛ کاریکاتورهای موهن و اهانت به دین اسلام از جمله اقدامات آنها در این راستا بود و به نظر من ادامه این فعالیت‌ها و امواج آن‌ها در سال‌های اخیر همچون اهانت نشریه «شارلی ابدو» به پیامبراکرم(ص) مشاهده می‌شود.

 

موج دوم، مقابله فیزیکی با اسلام و مسلمانان در غرب و مناطق اسلامی بود که من اسم آن را دوره مقابله با گنبدها و گلدسته‌ها می‌گذارم؛ در این موج اسلام‌ستیزی را به صورت فیزیکی پیش بردند و در آلمان چندین نفر را آتش زدند؛ فرانسه با حجاب به صورت مستقیم مقابله کرد؛ مساجد را آتش زدند؛ زن مسلمان بارداریی را جلوی چشم همه در دادگاه کشتند؛ مسلمانان را در مساجد تهدید کردند و مسأله را این طور مطرح کردند که به صورت مستقیم مبارزه را با مسلمانان آغاز کنند.

 

در این دوره، رشد اسلام در غرب به عنوان یک بحران مطرح شد به گونه‌ای که «اسپوزیتو» اسلام شناس غربی گفت «امروز باید شهرهایی همچون مارسی، مادرید، واشنگتن را شهرهای اسلامی بیان کنیم؛ زیرا در کنار هر کلیسایی، گنبد و گلدسته‌ای بالا رفته است» که با این موج نیز چندان توفیقی برای اسلام ستیزان حاصل نشد.

 

در دهه اخیر، شاهد موج سوم از اسلام ستیزی هستیم؛ که سعی می‌کنند تا ظرفیت‌های جهان اسلام را با همدیگر درگیر کنند و به نوعی مسلمانان را با هم مشغول کنند و نگذارند که حالت غیریت سازی به وجود آید و کانون قرآن به دل جهان اسلام منتقل شود.

 

در این دوران است که شبکه‌های مختلف افراطی مذهبی همچون اهل بیت، فدک، نور، کلمه و وصال در دو طرف شکل می‌گیرد که به مسائل ورود پیدا می‌کنند و به شدت اوضاع را آشفته می‌سازند.

 

از سال 2003 تا 2010 اوج به وجود آمدن سایت‌های تکفیری و شبکه‌های افراطی است و به جایی می‌رسد که به تکفیر منتهی می‌شود؛ از یک طرف شبکه‌های افراطی شیعی که خود را منتسب به شیعه می‌کنند؛ برادران اهل سنت را رمی به تکفیر می‌کنند و از طرف دیگر شبکه‌های افراطی اهل سنت این کار را انجام می‌دهند و بالاخره دشمنان قسم خورده اسلام نیز در این کانون می‌دمند؛ به گونه‌ای که شاهد هستیم این فعالیت‌ها، روزانه چقدر قربانی می‌گیرد و موجب اختلافات شدیدی در این حوزه می‌شود.

 

افرادی که صاحب این تریبون‌ها هستند و جریان شیعه افراطی را تقویت می‌کنند، اندکی اگر توجه داشته باشند، عمل آنها چیزی جز اسلام هراسی، شیعه‌هراسی و شیعه ستیزی نیست و تک تک کلمات آنها در رسانه‌های غربی به هزاران کلمه تبدیل می‌شود و پژواکی را می‌سازند که همه جا را در برمی‌گیرد.

 

اگر در اینترنت کلمه «الشیعه» را جستجو کنید، نخستین سایت‌هایی که ظاهر می‌شوند، مربوط به قمه‌زنی و زنجیرهای تیغی است؛‌ به عبارت دیگر غرب و سلفی‌های تکفیری به دنبال آن هستند که شیعه را این‌گونه تعریف کنند که تمام عقاید شیعه به قمه‌ زدن، لطم و تکفیر می‌گذرد.

 

تشیع انگلیسی وضعیتی که امروز ایجاد کرده است موجب هدر رفتن خون بسیاری از شیعیان در عراق، سوریه، یمن و افغانستان شده است و چون مستمسکی ندارد بر این مطلب اصرار می‌روزند که شیعیان صب و لعن صحابه را می‌کنند و نسبت ناروا به عایشه می‌دهند و از این دست مباحث؛ که تمام مراجع در این باره گفته‌اند اهانت به مقدسات اسلامی حرام است و نباید انجام داد.

 

اگر در سیره ائمه اطهار(ع) تأمل کنیم، امام صادق(ع) فرمودند«در تشییع جنازه اهل سنت شرکت کنید و پشت سر آنها نماز بخوانید»؛ روش دعوت اهل بیت(ع) به دین بر این بود که هیچ‌گاه به اعتقادات آنها توهین نمی‌کردند.

 

قرآن کریم می‌فرماید «به بت‌های بت‌پرستان ناسزا نگویید که سبب شود به مقدسات شما اهانت کنند»؛ وقتی که قرآن ما را از بد گفتن به بت‌ها نفی می‌کند؛ چگونه می‌توان با مذاهب اسلامی این‌گونه برخورد کرد.

 

از سال 2003 که شبکه‌های افراطی شروع به فعالیت کردند؛ ضریب صعودی نمودار دشمنی با شیعه به شدت اوج گرفت و سایت‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای ضدشیعی افزایش یافت؛ بنابراین هر عقل سلیمی درمی‌یابد که این حرکت جز ضربه زدن به حریم تشیع؛ چیز دیگری نیست و از طرف دیگر به اختلافات دامن می‌زند که سبب غفلت از مسائل جهان اسلام می‌شود.

 

جریان‌ تشیع انگلیسی و گروه‌های معاند نظام اسلامی از آزادی عمل و حمایت کشورهای غربی برخوردار بوده و با امکانات وسیع رسانه‌ای و مالی در جهت تفرقه‌افکنی میان مسلمانان و کمک به اهداف دشمنان اسلام گام برمی‌دارند، به نظر شما هزینه این جریان‌ها از کجا تأمین می‌شود و چرا کشورهای غربی برخلاف تحت فشار قرار دادن برخی رسانه‌های آزاد به این شبکه‌ها اینقدر آزادی عمل داده‌اند؟

 

اگر به عملکرد این جریان‌ها نگاه کنیم به یک واقعیت می‌رسیم که آنها فقط اهل سنت را مورد هجمه قرار نمی‌دهند؛ بلکه نسبت به شیعه و مراجع شیعه نیز اهانت می‌کنند و هدف آنها نه تنها اختلاف بین شیعه و سنی است؛ بلکه اختلاف در کانون مرجعیت شیعه نیز است.

 

جریان شیرازی‌ها و تشیع انگلیسی، به مراجع شیعه ناسزا می‌گویند و کسی که عقاید آنها را قبول نداشته باشد؛ رسماً جسارت می‌کنند، ورود پیدا می‌کنند و بد می‌گویند؛ همه این شواهد نشانگر این واقعیت است که دستی پشت این قضایا وجود دارد که آنها را هدایت می‌کند که اگر قائل به این نشد که استکبار آنها را هدایت می‌کند؛ خوشبینانه‌ترین احتمال این است که آنها سطحی‌نگر و ساده اندیش هستند.

 

این گروه‌های افراطی، با عملکردشان، کیان، انسجام  و وحدت شیعه را زیر سؤال می‌برند که سبب بروز مشکلاتی می‌شود و در نهایت شرایط را به نفع دشمنان اسلام عوض خواهد کرد.

 

خط قرمز رسانه‌های وابسته به این جریان، موضع‌گیری نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی، عربستان و آمریکا و غرب است و به هیچ وجه در این رسانه‌ها از فجایع این جنایتکاران علیه مسلمانان سخنی به میان نمی‌آید و بیشتر به نظام اسلامی و شخصیت‌های دینی توهین می‌شود؛ تحلیل شما از این دوگانگی، ظاهرسازی و خدمت به دشمنان واقعی اسلام چیست؟

 

همان‌طور که مستحضر هستید؛ این گروه‌ها به دلیل کوتاه بینی و حمایتی که از طرف غرب می‌شوند؛ به هیچ عنوان ورود به مسأله مبارزه با استکبار و استعمار نمی‌کنند و در کلمات آنها هیچ‌گونه دفعی پیرامون اسرائیل که امروز همه را به خاک و خون می‌کشد نمی‌بینم.

 

این گروه‌ها نسبت به فلسطین و کشتارهایی که در سوریه می‌شود هیچ موضعی نمی‌گیرند؛ حتی نسبت به گروه‌های تکفیری که امروز در سوریه و مناطق دیگر کشتار انجام می‌دهند هیچ موضعی ندارند و فقط اهل سنت معتدل را نوک پیکان حمله خودشان قرار داده‌اند و توجهی به این ندارند که این‌ها را نیز تبدیل به جریان افراطی و تند و تکفیری با این وضعیت خواهند کرد و اگر این گروه‌ها حسن نیت داشتند؛ باید به مسائل و مشکلات جهان اسلام توجه و موضع‌گیری می‌کردند.

 

تشیع انگلیسی با فرقه‌سازی و مرجع‌تراشی در مقابل هفته وحدت به تفرقه روی ‌آورده و در شرایط بحرانی کشورهای اسلامی هفته برائت را عَلَم می‌کند و قمه‌زنی را نیز با اهداف خاصی ترویج می‌کنند؛ راهکار اسلام عقلانی و تشیع ولایی برای مقابله با این فرقه‌سازی‌ها چیست؟

 

این جریان‌ها از وهن توده‌ها استفاده می‌کنند؛ یعنی از عنایت، عشق و شوری که مردم نسبت به خاندان اهل بیت(ع) دارند، سوء استفاده می‌کنند و به دلیل این که نگاه عمیقی نسبت به این حوزه در توده‌ها مشاهده نمی‌شود؛ این جریان‌ها با استفاده از جهلی که وجود دارد؛ توده‌ها را به سمت خود جذب می‌کنند.

 

به نظرم می‌رسد بهترین راهکار مقابله با این جریان‌ها؛ آگاه کردن مردم با پیامدها و آثار سوء چنین عملکردی است که منبری‌ها، وعاظ و اندیشمندان اسلامی اثر مخرب چنین جریانی را در رشد اندیشه شیعی بیان کنند و برای توده‌ها تبیین کنند که چگونه دود چنین جریان‌هایی به چشم خود شیعه می‌رود و چگونه شیعیان در حال قربانی شدن هستند و چگونه مد و امتداد شیعی در جهان توسط این جریانات محدود می‌شود.

 

بنابراین نخست باید در حوزه تبلیغ فعال شد تا بتوان در این حوزه ورود پیدا کرد و در مرحله بعد برای مردم تبیین شود که این‌گونه جریانات چگونه در راستای اهداف دشمن حرکت می‌کند و اگر همسویی این جریانات با جریان دشمن مشخص شود؛ بسیاری از افرادی که امروز ناآگاهانه و با دست غربت، اما به دلیل عدم وجود بصیرت در این جریان هستند، از این جریان جدا خواهند شد و مقابل آن خواهند ایستاد.

 

این گروه‌ها، با عنایت به این که در حال فعالیت میان لایه‌های اجتماعی هستند؛‌ به نظر می‌رسد که اندیشمندان باید نشانه‌شناسی کنند؛ یعنی مناطقی و مراکزی که این گروه‌ها فعالیت می‌کنند، نشانه‌ها و ویژگی‌های آنها را به صورت کامل بشناسند و در همان ابتدای امر که هنوز نتوانسته‌اند در مناطق مختلف ریشه بگیرند، با این جریانات مقابله کنند و جلوی رشد آنها را بگیرند.

 

منبع : رسانیوز

 

اسلامِ صادق شیرازی ، اسلام بی درد سر است که همه چیز با نماز و روزه و قمه زدن حل می شود !!

به گزارش قادمون ، روزنامه شهرآرا مصاحبه ای با حجت الاسلام مرتضی امین نیا مدیر موسسه حق پژوهی پیرامون مولفه های «تشیع انگلیسی» انجام داده است که از نظر خوانندگان می گذرد :

تشیع انگلیسی و جریاناتی که ذیل این موضوع قرار می‌گیرند مثل انجمن حجتیه و جریان نوظهور سیدصادق شیرازی، لطفا در مورد این‌ها و کلیت موضوع تشیع انگلیسی توضیح دهید و بگویید که به چه معناست؟
حضرت امام(ره) واژه‌ای را در ادبیات ما ایجاد کردند به‌عنوان «اسلام آمریکایی» که مصادیقش را در بیانات ایشان می‌توان پیدا کرد. مقام معظم رهبری هم سال‌ها به‌خصوص در جلساتی که در ۱۴خرداد، سالگرد ارتحال امام(ره)، در حرم حضرت امام داشتند از ایشان به‌عنوان بنیان‌گذار اسلام ناب یاد می‌کردند و در مقابلش، اسلام آمریکایی را مطرح کرده و توضیح می‌دادند. اما چندسال است که واژه دیگری را مقام معظم رهبری وارد ادبیات ما کرده‌اند به‌عنوان «شیعه انگلیسی» و مشخص است منظور شیعه‌ای است که در پازل انگلستان و سیاست‌های آن بازی کند. شیعیان انگلیسی کسانی هستند که یک‌سری خدمات را به انگلیسی‌ها و اهداف آن‌ها ارائه می‌کنند. منظور از انگلیس هم بحث جرثومه فساد، اختلاف و مبارزه با اسلام ناب است. هرکس این‌گونه باشد «شیعه انگلیسی» است؛ چه روحانی باشد چه مداح و یا استاد دانشگاه، فرقی نمی‌کند.

مشخصا کدامیک از سیاست‌های انگلیس یا یا استعمار مد نظر است؟ اگر این ارتباط نباشد ولی در‌‌ همان راستا حرکت کند، باز هم تشیع انگلیسی است؟
بله، الآن هدف اصلی دولت انگلستان و تفکر تشیع انگلیسی تضعیف اسلام و درواقع جلوگیری از رشد اسلام است. هرکاری که باعث تضعیف و وهن اسلام شود از کارهای تشیع انگلیسی است، مثل قمه‌زنی. ما چقدر تلاش می‌کنیم که مردم دنیا را با شیعه آشنا کنیم، ولی یک نفر با قمه‌زدن تمام تبلیغات ما را از بین می‌برد. آن جوان اروپایی وقتی این حرکت را می‌بیند، هر چقدر ما تبلیغ کنیم، روی او اثر نمی‌گذارد. مسلمان‌ها را خشن می‌بیند. موضوع دیگر پرداختن به مباحث اختلافی است، اختلاف‌افکنی بین گروه‌ها و مذاهب مسلمان، بین شیعه و سنی و… . هرچقدر ما مسلمانان با هم اختلاف داشته‌باشیم، جبهه مقابل ما پیروز است. همچنین بحث دوری از سیاست و حرکت در راستای سکولاریزم از اهدافی است که دنبال می‌کنند. شیعه‌ای که دنبال حکومت و سیاست نباشد و فقط و فقط به یک سری ظواهر دین بپردازد، در خدمت دولت انگلیس و این تفکر شوم است. نداشتن روحیه استکبارستیزی از دیگر مشخصات این‌هاست. شیعه انگلیسی درواقع‌‌ همان اسلام آمریکایی است، همان اسلام اموی و اسلام عباسی است. رهبری می‌فرماید: ببینید با امام‌جعفرصادق(ع) نمی‌توانستند بسازند. با امام‌حسن‌مجتبی(ع) نساختند. همه ائمه شهید، زندانی و یا تبعید بودند؛ ولی عده‌ای را داریم که مسلمان، متدین و مذهبی هستند اما دولت عباسی و اموی با آن‌ها نه‌تنها کاری نداشتند که به آن‌ها سرویس هم می‌دادند؛ حتی دعوتشان می‌کردند که ما را نصیحت کنید و جلسه وعظ و خطابه هم برایشان می‌گذاشتند. این اسلام را ما اسلام اموی و آمریکایی و شیعه انگلیسی می‌گوییم.

درباره مصادیق شیعه انگلیسی، گویا به دو جریان انجمن حجتیه و جریان سیدصادق شیرازی اشاره شد. عملکرد این دو را چطور ارزیابی می‌کنید؟
البته منحصر کردن شیعه انگلیسی به این یکی‌دومصداق غلط است. اسلام برخی لیبرال‌های ما هم که می‌گویند و روشنفکران ما ارائه می‌کنند برگی از شیعه انگلیسی است. انجمن حجتیه البته به‌خاطر شعار «دین از سیاست جداست» نمود بیشتری در این میان دارند وگرنه تنها این‌ها نیستند. ‌سال۱۳۳۲ بعد از کودتای محمدرضا پهلوی و شکست نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، شیخ محمود حلبی آمد و عده‌ای را تحت‌عنوان یک انجمن سازمان‌دهی کرد و بعد هم مسائل سال٣۶-١٣٣۵ این‌ها رسما با دریافت مجوز به‌عنوان یک انجمن شروع به فعالیت کردند. در ابتدا بحثشان مبارزه با بهائیت بود. منتها چون افکارشان با انقلاب در تضاد بود انقلابیون این‌ها را طرد کردند و این‌ها هم دقیقا در تقابل با انقلاب بودند. اسنادی داریم که این‌ها با ساواک همکاری می‌کردند. بعد از انقلاب هم با موضع‌گیری‌های صریح حضرت‌امام(ره) به‌کل بایکوت شدند و در سال۶۲ خود آقای حلبی تعطیلی انجمن حجتیه را اعلام‌کرد که هیچ‌گاه این انجمن تعطیل نشد. حضرت‌امام(ره) فرمودند این یک تاکتیک است و تعطیلی کافی نیست و باید منحل شود؛ حتی تعطیل هم نشد و آن‌ها فعالیت‌های خودشان را داشتند و بعد از ارتحال امام(ره) از سال۶۸ خیلی کارشان را جدی‌تر دنبال کردند؛ حتی امام(ره) سه‌ماه قبل از ارتحال در منشور روحانیت اشاره کردند که به طلبه‌های گران‌قدر توصیه می‌کنم که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و بنا ندارند که عقب بنشینند. یک سال قبل از ارتحالشان هم به فقهای شورای نگهبان نامه نوشتند که مواظب باشید که انجمن حجتیه همه‌چیزتان را از بین نبرد و نابود نکند. امام(ره) هشدار داده‌بودند.
بحث سیدصادق شیرازی هم یکی از جریانات خیلی مرموز و مشکوک است. چطور می‌شود یک مرجع تقلید با اینکه می‌دانید آنچنان مقلدی ندارد، کانال‌های ماهواره‌ای عجیب و سایت‌های مختلف داشته‌باشد. پایگاه تبلیغی ایشان در انگلستان است. داماد برادرش، یاسر الحبیب، یک روحانی که در کویت زندانی بود و از آنجا با ترفندی فرار کرده و در انگلستان حوزه علمیه زد. در آنجایی که کسی جرئت نمی‌کند کوچک‌ترین تبلیغی به نفع اسلام بکند، این‌ها حوزه علمیه زدند و… . مدرسه امام‌حسین(ع) رسما دارد مسلمان‌ها را به جان هم می‌اندازد، همان چیزی که دولت انگلستان می‌خواهد و علیه نظام جمهوری اسلامی هم فعالیت می‌کنند. این دو جریان به‌عنوان گوشه‌ای از فعالیت‌های گروه‌های موسوم به تشیع انگلیسی و نه تمام آن مطرح می‌شوند.

همین طیف شیرازی با لیبرال‌ها از لحاظ نتیجه عملکرد در یک جبهه هستند. رابطه فکری این دو را چگونه می‌بینید؟
شاید تفاوت این دو گروه با گروه‌های دیگر مثل لیبرال‌ها این است که لیبرال‌ها خیلی سنگ دین را به سینه نمی‌زنند؛ حتی در صحبت‌ها و منش‌هایشان به‌گونه‌ای مقابله با دین هم دیده می‌شود. به نظر من، در همین گروه باید صوفیه را هم جا بدهیم؛ چون صوفیه جریانی دینی است که به اسم دین وارد شده و متاسفانه سیاست‌های دولت انگلستان و آن تفکراتشان را دنبال می‌کنند.

مشخصا کدامیک از فتواها و رفتار‌های این طیف آن‌ها را به مصداق «تشیع انگلیسی» نزدیک می‌کند؟
البته به برداشت من، کسانی که می‌شناسم که ادعا می‌کنند مقلد ایشان هستند، درواقع مقلد واقعی نیستند. برخی به خود من مراجعه می‌کنند و می‌خواهند مرجع تقلید انتخاب کنند و می‌گویند به ما یک نفر را معرفی کن که آسان‌تر از بقیه می‌گیرد! این شخص دنبال تقلید نیست. می‌خواهد خودش را راحت کند. کسانی هم که مقلد صادق شیرازی هستند عموما کسانی هستند که به این نتیجه رسیده‌اند که می‌خواهند قمه بزنند و بررسی کرده و دیده‌اند صادق شیرازی اجازه‌اش را داده و به‌دنبال آن، مقلد ایشان شده‌اند. راه شناخت مرجع جامع‌الشرایط و اعلم مشخص است. از کدامیک از این راه‌ها کسی می‌تواند به سید صادق شیرازی برسد؟ آیا عده‌ای از علما ایشان را تایید کرده‌اند؟ آیا انسان‌های متعهد و فرهیخته ایشان را تایید کرده‌اند؟ خیر. این‌ها به‌خصوص برخی جوان‌هایی احساسی هستند که اطلاعاتشان از دین ضعیف است و فکر می‌کنند همه دین هم یعنی برائت از دشمنان اهل‌بیت و دشمنان اهل‌بیت هم فقط خلاصه می‌شوند در بنی‌امیه و بنی‌عباس و می‌خواهند خیلی هم به زحمت نیفتند، چون یکی از خصوصیات شیعه انگلیسی و اسلام آمریکایی «اسلام بی‌دردسر» است، دینی راحت و خوش‌گذران و ریلکس که در آن جهاد و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نباشد. همه‌چیز با نماز و روزه و نهایتا قمه‌زدن حل می‌شود!
اما از نگاه این طیف، درباره سوریه چه می‌شود گفت؟ شما ببینید شیرازی یک فتوا در مورد سوریه ندارد. در عراق چه می‌گذرد؟ آمریکا چه می‌کند؟ اسرائیل چه می‌گوید؟ از نظر این‌ها مهم نیست. یزید را لعن می‌کنند چون این یزید نمی‌تواند یقه آن‌ها را بگیرد. اگر یزید هم امروز زنده بود، این‌ها به یزید کاری نداشتند. پیروان این جریان عمدتا کسانی هستند که می‌خواهند پشت ایشان قایم شوند وگرنه مقلد اعتقادی به خود سیدصادق شیرازی ندارد؛ اما در فتواهای ایشان بحث «تبرّی» پررنگ است که ایشان مطرح می‌کنند و درنهایت می‌رسد به لعنت غاصبین حکومت امیرالمومنین و حق حضرت‌زهرا(س) و جلسات عیدالزهرا(س) و… . دیگر اینکه بحث «قمه‌زدن» بسیار پررنگ است؛ بنابراین اختلاف بین شیعه و سنی و دیگری بحث قمه‌زنی از آن چیزهایی است که باعث شده بعضی جذب این جمعیت بشوند.

انجمن یکی از تکیه‌گاه‌هایش برخی جلسات عزاداری و هیئت‌های مذهبی است. نوع خاصی از ارادت به اهل‌بیت و تشیع را در جلساتشان تبلیغ می‌کنند. 
ما قائل به برائت هستیم. کسی که برائت نداشته‌باشد ولایت هم ندارد. مگر می‌شود کسی را دوست داشته‌باشی و با دشمنان او دشمنی نکنی؟ اصلا منطقی نیست؛ اما بین برائتی که ما می‌گوییم با برائتی که آن‌ها می‌گویند فرق است. برائت ما برائت پویا و زنده و به‌روز است. برائت آن‌ها مرده است و تاریخ مصرفش تمام شده. ما می‌گوییم وقتی می‌گویی «اللهم العن اول ظالم ظلم»، تا اینجا درست و بعد گفت «و آخر تابع له علی ذلک». هرکسی مقابل اسلام بایستد، از او تبری و بیزاری بجویید. امروز مصداق دشمنی با اسلام، آمریکا، انگلیس و اسرائیل است؛ اما این‌ها در جلساتشان همه‌اش به صدر اسلام چسبیده‌اند. ما که آن‌ها را تایید نمی‌کنیم ولی ما می‌گوییم فقط به شمر و یزید اکتفا نکنید. مرحوم مطهری می‌گفت: شمر مرد. یزید مرد. شمر زمان خودت را بشناس! الآن در سراسر دنیا با مسلمان‌ها چه‌کار می‌کنند؟ الآن با مردم یمن و عراق و سوریه چه می‌کنند؟ با این‌ها نباید مبارزه کرد؟ اصلا علت اینکه گفت زیارت عاشورا را با صد لعن و سلام بخوان، علت اینکه گفت همیشه بخوانید، این است که تبری از دشمنِ زنده یادت نرود. امروز پرچم مخالفت با اسلام دست کیست؟ منتها این تبری‌جستن هزینه دارد، تحریم دارد، شهادت دارد، ولی آن تبری از چهره‌های صدر اسلام هزینه ندارد! خیلی‌ها هم دنبال این هستند که هم دنیا و هم آخرت را داشته‌باشند وگرنه باید تحریم، جنگ، مبارزه و جبهه را هم بپذیرند. این‌ها راه آسان را انتخاب کردند. درواقع یکی از مشخصات اسلام آمریکایی و شیعه انگلیسی عافیت‌طلبی است. یک نفری را که سال‌های سال از دنیا رفته برویم لعن و نفرین کنیم درحالی که کاری به دشمنان امروزی اسلام نداشته‌باشیم. شما از مقام معظم رهبری کسی را بیشتر اهل تبری پیدا نمی‌کنید. ایشان وقتی از آمریکا صحبت می‌کند، ببینید چطور با غیض دندان‌هایش را فشار می‌دهد. حالا ما با آمریکا کار نداشته‌باشیم و به یزید کار داشته‌باشیم؟

در هیئت‌های موسوم به انجمن، وعاظ و سخنرانان بیش از هرچیزی بر ظواهر تکیه دارند، مثل پوشیدن لباس مشکی حداقل تا ۴۰روز در اعیاد شیعه ریخت‌وپاش و نه ابراز شادی و جشن، اصراف، هزینه بیش‌ازحد، رفتارهای دور از شان در عیدالزهرا(س)‌ از قبیل پوشیدن لباس‌های جلف و رقصیدن و…آیا ما واقعا با توسل به ولایت امیرالمومنین(ع) مجوز این‌گونه رفتار‌ها را داریم؟
در نوشته‌ای مفصل حدیث مربوط به عیدالزهرا(س) را مورد بررسی قرار داده‌ایم و گفته‌ایم. روزی که عید است عید فطر، قربان، غدیر، مبعث، ١٣رجب و نیمه‌شعبان است که از اعیاد بزرگ ماست. در چنین روزهایی مستحب است که شما روزه بگیرید و دعا بخوانید، شب‌زنده‌داری و تهجد کنید. در غدیر روزه و شب‌زنده‌داری سفارش شده. دعا و زیارت وارد شده. کدام عید به ما گفته‌اند که شما بزنید و برقصید؟ کدام عید را گفته‌اند می‌توانید حرف‌های رکیک بزنید؟ این کار‌هایی که می‌کنند ظاهر دین هم نیست. تحریفات دین و خرافات است. بدعت‌هایی است که در دین وارد شده‌است. نه مورد تایید ائمه و نه مورد تایید بزرگان و عقلا و علمای ماست. بروید نظر مراجع را نگاه کنید. اکثر علما این اعمال را نهی کرده‌اند. منتها بعضی‌ها که از مکتب اهل‌بیت فاصله گرفته‌اند و دوست دارند به‌گونه‌ای دنبال هوا و هوس خودشان بروند، از اعیاد به‌عنوان وسیله‌ای برای مقابله با وحدت اسلام و مسلمین استفاده می‌کنند.

 

منبع :  روزنامه شهرآرا

شبکه های شیعه نمای صادق شیرازی ، سوار بر موج افراطی گری!

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام و المسلمین مهدی مسائلی در چهارمین نشست برنامه کافه نقد با موضوع نقد و بررسی «شبکه های ماهواره ای شیعه نما» که در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی برگزار شد، با بیان این مطلب افزود:این شبکه ها با تقسیم کارکرد خود از لحاظ منابع فکری از شهری دیگر و در اصفهان حمایت مالی می شوند.

وی ادامه داد: ۱۲ هزار نفر در قالب ۷ عضو در اصفهان به این شبکه ها کمک می کنند و آنها را از لحاظ مالی می گرداند.

این مولف و پژوهشگر دینی اضافه کرد: برخی از طلاب مدرسه علمیه ذوالفقار با مدیریت سید مهدی امامی و حسینیه قائمیه اصفهان نیز فعالیت های خود را بر اساس رویکرد فتوای آیت الله شیرازی برنامه ریزی می کنند.

حجت الاسلام مسائلی اذعان داشت: حسینیه بیت العباس واقع در چهارراه نظر به دلیل برنامه هایی که با رویکرد شبکه امام حسین (ع) و کانال های شیعه نما داشت پلمپ شد.

وی با اشاره به اینکه تفرقه بین شیعه و سنی از مهمترین فعالیت های شبکه های شیعه نماست، اذعان داشت: فرقه شیرازی ها مدیریت افراطی گری را در دست گرفته اند.

این پژوهشگر دینی با اعتقاد بر اینکه جریان داعش یک شبه به وجود نیامده است، خاطر نشان کرد: سال ها این جریان در پیروان اهل سنت جریان داشته و اکنون به مرحله اجرا درآمده است.

حجت الاسلام مسائلی تصریح کرد: هدف فرقه شیرازی ها این است که این اختلافات بین اهل تسنن و تشیع را به جنگ شیعه و سنی تبدیل کنند تا به منافع خود برسند و به فرموده مقام معظم رهبری شبکه های شیعه نما می خواهند جنگ شیعه با شیعه راه بیندازند.

 

09

 

حجت الاسلام مسائلی گفت: آنها سید حسن نصرالله را به عنوان دشمن شماره یک خود می دانند و در یکی از شبکه های شیعه نما عنوان شده است خطر شیعیان جمهوری اسلامی ایران پررنگ تر از خطر وهابیت است.

در ادامه این نشست سید علی حسینی پژوهشگر رسانه و کارشناس ارشد ارتباطات اظهار داشت: سید صادق شیرازی برای نشان دادن اینکه مذهب تشیع آمیخته با خون است در مراسم قمه زنی حضور پیدا می کند و تصویرنادرستی از شیعه را در شبکه های مختلف به مردم نشان می دهد.

وی ادامه داد: او معتقد است مذهب تشیع تنیده با خون و قیام و مذهب تسنن تنیده با مسجد و نماز است.

حسینی با بیان اینکه فرقه شیرازی ها بر ناصبی بودن فلسطینی ها اصرار دارند، تاکید کرد: آنها تلاش می کنند اولویت مسلمان بودن فلسطینی ها را حذف کنند و برتری تبری را بر تولی به کرسی بنشانند.

این پژوهشگر رسانه با اشاره به اینکه آنها وحدت بین شیعه و سنی را بی معنا و لعن اهل تسنن را واجب می دانند، گفت: لعن، حرام شرعی است و حضرت امام خمینی (ره) در این باره فرمودند: به اهل تسنن به هیچ معنایی لعن نکنید.

حسینی از یاسر الحبیب ، مدیر شبکه فدک ساکن انگلیس نام برد و بیان کرد: این شبکه ها با اجرای برنامه های رسانه ای اسلام واقعی را زیر سوال می برند.

حاشیه ها:

در ابتدای این نشست پخش کلیپ های مختلفی از شبکه های شیعه نما با سخنرانی های طرفداران فرقه شیرازی و به زبان عربی و فارسی پخش شد. در این کلیپ ها شیعه واقعی را به نام دجالیه و القاب نادرست و کریه دیگری عنوان کردند. نشان دادن سخنان مدیران این شبکه ها حاضران را به تحیر وا داشت. در پایان این نشست کارشناسان به سوالات حاضران پاسخ دادند. در بین حاضران یکی از طلاب با بیان اینکه در جلسه نقد باید گروه مخالف هم حضور داشته باشند خطاب به حجت الاسلام مسائلی گفت: چرا مدرسه علمیه ذوالفقار را در این خصوص زیر سوال بردید و آیا شما مرجعیت آیت الله شیرازی را قبول دارید یا خیر. حجت الاسلام مسائلی این مخاطب جوان را با جوابی قانع کننده راضی کرد.

پس از اتمام نشست نیز حاضران به طور خصوصی سوالات خود را با حجت الاسلام مسائلی و سید علی حسینی کارشناس ارتباطات مطرح کردند.

 

منبع : هنرما،

 

شیعه لندنی، داعش و وهابیت ، توطئه های دشمنان برای اختلاف و درگیری مسلمانان با یکدیگر است

به گزارش قادمون  سردار علیرضا افشار روز چهارشنبه در آیین راهپیمایی یوم الله 13 آبان در زاهدان گفت : این اقدام ارزشمند ملت ایران در تسخیر لانه جاسوسی به دیگر کشورهای ستمدیده فهماند که از قدرت پوشالی آمریکا نترسند و همواره برای استقلال و عزت خود حکومت های دست نشانده را کنار بزنند.
وی ادامه داد: دانشجویان پیرو خط امام (ره) فرمان امام و پیشوای خود را با جان و دل پذیرا شدند و با تسخیر لانه جاسوسی نشان دادند که این مکان سفارخانه نیست بلکه جایی برای جاسوسی کل منطقه از جمله عراق، شوروی سابق و افغانستان است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح اظهار داشت: آمریکایی ها در لانه جاسوسی علاوه بر توطئه در داخل ایران با بکارگیری دستگاه های پیشرفته در مرزهای ایران برای رصد کشورهای مختلف به دنبال توطئه در این منطقه بودند.
سردار افشار با بیان اینکه بصیرت دانشجویان پیرو خط امام(ره) تسخیر لانه جاسوسی را در پی داشت، افزود: نشان دادن اینکه آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند از مهم ترین دستاوردهای این تسخیر برای ملت ایران بود.
وی گفت: آمریکا به عنوان یک کشور جنایتکار در طول عمر انقلاب اسلامی همواره ضمن عذرخواهی از ملت ایران به دنبال دراز کردن دست دوستی بود اما در عمل علیه کشور ما توطئه می کرد.
وی تصریح کرد: مرگ بر آمریکا از سوی ملت ایران بخاطر رفتار این کشور علیه ایران اسلامی است به طوری که این شعار سمبل مقاومت، عزت، استقلال و آگاهی مردم کشور در مقابل استکبار و زیاده خواهی آنان است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح و عضو شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام راحل در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ادامه داد: این شعار یک شعار احساسی نیست بلکه برآمده از بصیرت و دانش ملت ایران است که هرچه می گذرد آگاهی در این زمینه افزایش می یابد.
سردار افشار افزود: آنچه که باید در پرتو بصیرت دنبال شود وحدت امت اسلامی است زیرا دشمن سعی دارد علاوه بر اختلاف داخلی در ایران بین کشورهای منطقه از جمله شیعه و سنی در نقاط مختلف جهان تفرقه ایجاد کند که در این زمینه داعش را برای اهل سنت و شیعه لندنی را برای شیعیان راه اندازی کرده است.
عضو شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا افزود: شیعه لندنی، داعش و وهابیت همه توطئه های دشمنان برای به جان هم انداختن مسلمانان و اختلاف و درگیری با یکدیگر است تا رژیم غاصب اسرائیل آزادانه قدس شریف را تسخیر کند.
وی ادامه داد: هم اینک مشاهده می شود که با وجود همه توطئه ها انتفاضه ملت فلسطین نقشه دشمنان را نقش بر آب کرده به طوری که در داخل فلسطین اشغالی قیامی آغاز شده که بزدوی منجر به سقوط این رژیم غاصب صهیونیستی می شود.
وی با بیان اینکه پیروزی امت اسلامی در سایه وحدت امکان پذیر می شود، گفت: مسلمانان باید آگاه باشند که دشمنان با تمام توان و قوا و بکارگیری ترفندهای گوناگون از جمله شبکه های اجتماعی وحدت مسلمانان را نشانه گرفته اند.
وی خاطر نشان کرد: اکنون به برکت بصیرت و آگاهی ملت بزرگ ایران دشمن در مقابل این ملت خاضع شده و از قدرت آن هراس دارد به طوری که حتی در میز دیپلماسی، ایران اسلامی قدرت برتر است.
جانشین معاون فرهنگی و تبلیغات ستاد کل نیروهای مسلح بیان کرد: قدرت ملت ایران است که به دیپلمات ها توان داده تا قاطعانه در مقابل کشورهای استکباری سخن به میان آورند.
سردار افشار با بیان اینکه سیستان و بلوچستان گلی از گلستان ایران است گفت: مردم فهیم این استان با بصیرت و آگاهی همه توطئه های دشمنان را نقش برآب کرده اند که این بسیار ارزشمند است.
وی بیان کرد: امنیت حاکم بر این منطقه ناشی از وحدت و همبستگی شیعه و سنی و آحاد مردم این استان است.
وی ادامه داد: دشمنان نظام همواره از آبادانی و توسعه این منطقه نگران بوده اند به طوری که بارها با توطئه های مختلف در صدد ایجاد تفرقه برآمده اند که خوشبختانه همه این نقشه های شوم در سایه وحدت و همبستگی شیعه و سنی در این استان نقش بر آب شد.

 

منبع : ایرنا

فیلم/ قمه زنی ، یکی از اصول دین جریان منحرف شیرازی ها !

[vc_row][vc_column width=”2/3″][vc_column_text]

به گزارش قادمون- تشیع انگلیسی یا شیعه لندنی؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر معظم انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی و حمایت افراطی از سنت غلط و تحقیر آمیز قمه زنی ، تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.

26355881874093564

[/vc_column_text][/vc_column][vc_column width=”1/3″][highlights type=”” no_thumbs=”0″ cat=”3″ posts=”10″ sort_by=”” sort_order=”desc” title=”” title_type=”small” view_all=”1″ link=”” main_color=”” tags=”” term_ids=”” post_format=”” offset=”” post_type=”” excerpt_len=””][/vc_column][/vc_row]

از مؤلفه‌های جنگ نرم ، دامن زدن به اختلافات مذهبی در قالب «تشیع انگلیسی » و «تسنن آمریکایی» است

به گزارش قادمون ، به نقل از روزنامه حمایت، «جنگ نرم» در مقابل «جنگ سخت» عبارت است از هر نوع عملیات روانی و تبلیغات رسانه‌‌ای در جامعه هدف که بدون تهاجم نظامی، طرف مقابل را به شکست وا می‌دارد. براندازی، جنگ در فضای مجازی، تاسیس شبکه‌های رادیو تلویزیونی و پخش شایعات از مهمترین انواع جنگ نرم هستند. جنگ نرم با هدف تضعیف اندیشه و تفکرات بنیادی و اعتقادی جامعه مورد نظر طراحی شده و به مدد تبلیغات رسانه‌ای، موجب از بین رفتن ساختارهای اعتقادی، فرهنگی و در نهایت سیاسی خواهد شد.
تاریخچه جنگ نرم به دهه 70 میلادی و زمانی باز می‌گردد که توسط اساتید ممتاز علوم سیاسی و مدیران سابقه‌دار سازمان جاسوسی آمریکا و پنتاگون در دوران جنگ سرد و تحت عنوان «کمیته خطر» طراحی شد. این کمیته در رویکرد خود علیه اتحاد جماهیر شوروی، تنها راه شکست بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشی نظام کمونیستی از درون می‌دانست. همراهی جریان‌ اصلاح‌طلب گورباچف برای ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر در قوانین شوروی سابق موسوم به پروسترویکا با طراحان راهبردهای پنتاگون که دکترین مهار و جنگ رسانه‌ای را پیش از آن کلید زده بودند، موجبات فروپاشی شوروی را فراهم آورد. استکبار به رهبری آمریکا پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 و پایان جنگ سرد به این نتیجه رسید که رقیب قابل توجهی در دنیا وجود ندارد و به همین دلیل تلاش نمود در عرصه‌های مختلف، نفوذ و سیطره خود بر کشورهای جهان را تحمیل کند. بنابراین به یک مجموعه مقتدر فرهنگی نیاز بود تا به واسطه آن بتواند اهداف خود را محقق نماید که از آن به عنوان «ناتوی فرهنگی» یاد می‌شود.
جمهوری اسلامی ایران، به دلیل وسعت سرزمینی، جمعیت زیاد، بهره‌مندی از امکانات نظامی، منابع طبیعی و نیز موقعیت ممتاز جغرافیایی در خاورمیانه به قدرتی بلامنازع در منطقه تبدیل شده و از این رو، کارشناسان سیاسی غرب معتقدند مقابله و براندازی نظام از طریق حمله نظامی به هیچ عنوان قابل تحقق نیست. پدیده جنگ نرم علیه نظام اسلامی به اشکال مختلف مانند اخلال در امورات اقتصادی، ایجاد نارضایتی در جامعه، تاسیس قارچ‌گونه سازمان‌های به اصطلاح مردم‌نهاد، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی برای تضیعف ارکان نظام بروز و ظهور دارد. از جمله مؤلفه‌های دیگر این نبرد، سوء استفاده از وجود تنوع‌های قومی و قبیله‌ای، دامن زدن به اختلافات مذهبی در قالب «تشیع انگلیسی »و «تسنن آمریکایی» و تاسیس شبکه‌های رادیو تلویزیونی فارسی زبان است.
تهاجم به بنیادهای فکری، اخلاقی و فرهنگی جامعه از سوی دشمنان انقلاب و نظام اسلامی امری دیرپا و مسبوق به سابقه است و از اوایل پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی شاهد جنگ نرم دشمن علیه بنیان‌ها، ارزش‌ها و تفکرات انقلابی بوده‌ایم. هر چه زمان گذشته‌ است، بر شدّت ابعاد این نبرد افزوده شده چرا که دشمنان دریافته‌اند بهترین شیوه برای تغییر جهت نظام و برای استحاله آن و متوقف نمودن انقلاب اسلامی، تهاجم به بنیادهای اخلاقی و فرهنگی آحاد مردم است. به همان اندازه که نظام اسلامی در حوزه نظامی و امنیتی ساختارهای دفاعی قدرتمندی ایجاد نموده و قادر به دفاع مقتدرانه از خود است و به همان میزان که در عرصه سیاسی تلاش کرده است با نفوذی‌ها برخورد نماید، متاسفانه در حوزه فکری و فرهنگی تقریباً هیچ ساختار منسجم، فرماندهی واحد دفاعی و مدیریت یکپارچه‌ای وجود ندارد. مدافعان پراکنده‌ای که در این جبهه مشغول کارزار سخت با دشمن هستند پشتیبانی نمی‌شوند و سربازان جبهه فرهنگی انقلاب نه تنها مورد حمایت نیستند بلکه حتی توسط برخی از مسئولین دچار آسیب نیز می‌شوند. روند منطقی این امور، فرصتی را برای دشمن فراهم کرده است که بر حجم، شدت و کیفیت جنگ نرم خود به ساختارهای ذکر شده بیفزاید.
علت این امر را باید در جمع‌بندی ناصحیح مسئولین فرهنگی جستجو کرد زیرا اساساً جریانی در کشور وجود دارد که مقوله تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را افسانه و خیال‌پردازی می‌داند. وقتی چنین باوری وجود داشته باشد، طبیعی است که اعلان خطری هم به جامعه ابلاغ نمی‌شود اکنون شاهدیم که عملاً‌ بخش‌های مرتبط با موضوع حساس فرهنگ، اعتقادات انقلابی – دینی و نیز برخی چهر‌ه‌های تاثیرگذار سیاسی – فرهنگی نیز در این حوزه دچار نوعی رکود و بی‌عملی شده‌، احساس خطر نمی‌کنند و تنها پرچمدار این گفتمان، شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی است. در نتیجه، جامعه و بعضی رسانه‌ها خطر حمله ناتوی فرهنگی دشمن را جدّی تلقی نکرده و فریادهایی که بعضاً زده می‌شود کاملاً فردی و موردی است. روشن است که در چنین شرایطی، اقدامات صورت گرفته  جدّی و هدفمند نباشد و به صورت جبهه‌ای واحد و حرکتی دارای قوام تبدیل نشوند.
کشور ما در عرصه‌های اقتصادی، سیاست خارجی و دفاعی مورد طمع و تهاجم قرار دارد اما از آنجا که دشمن به خوبی واقف است ورود و نفوذ از این منافذ بسیار سخت و در برخی موارد ناممکن است، انرژی اصلی را بر وارد نمودن ضربات سهمگین و مهلک بر پیکره نظام اسلامی متمرکز نموده است. در مواردی نیز آسیب‌های جدّی وارد شده که از آن جمله به برخی تغییرات در سبک زندگی و استحاله‌ باورها و نگرش‌ در برخی از جوانان می‌توان اشاره کرد. این خاصیت حوزه تفکر و فرهنگ است که از جنگ نرم، تاثیر پذیرد و دچار تغییرات نامحسوسی شود که حتی جامعه هدف نیز احساس تهاجم و ضربه‌پذیری نکند.
در حالی که با تهاجم نرم دشمن در ساختارهای فکری و اخلاقی جامعه رو به رو هستیم، متاسفانه هر کدام از نهادهای مسئول، تکلیف خود را بر دوش دیگری می‌گذارد و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند و در این میان هنوز، وظیفه تغذیه فکری و رساندن خوراک فرهنگی به جامعه، صاحب یا صاحبان اصلی خود را نشناخته است. در نتیجه، بیم آن است که بنیه فرهنگی و اخلاقی جامعه رو به تحلیل رفته و از آن سو، موج تهاجم روز به روز رو به فزونی گذارد و این دو قطب غیرهمنام وقتی به یکدیگر می‌رسند، همان لطماتی را بر جامعه وارد می‌کنند که موجبات هشدارهای مکرر دلسوزان و دردمندان جامعه را تاکنون فراهم آورده است. بهترین دستورالعمل در هماورد نابرابر نظام اسلامی با دشمنان همان است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی روز گذشته در جمع مسئولان رسانه ملی بر آن تاکید کردند و فرمودند: «دست‌یابی به تحلیلی مبنایی، صحیح و واقع‌بینانه از شرایط داخلی، منطقه‌ای و جهانی جمهوری اسلامی» مهم‌ترین کار برای مقابله با جنگ نرم است.نویسنده: دکتر محمدصادق کوشکی

تشیع انگلیسی مجری برنامه های استکبار برای ایجاد تفرقه بین مسلمین است

به گزارش ائل، با توجه به قرار گرفتن در آستانه ماه محرم الحرام و شکل گیری گسترده دسته جات حسینی در هر کوی بزرن که فضای معنوی را به شهرها می بخشد؛ اما بعضا با آسیب هایی نیز مواجه بوده است.

موضوع تشیع انگلیسی و فعالیت گسترده 18 شبکه ماهواره ای این جریان، موجب ایجاد انحراف در فرهنگ حسینی و عاشورا شده که بارها توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی هشدار داده شده است.

مجمع جهانی اهل بیت(ع) با سابقه حدود دو دهه فعالیت در نشر و گسترش معارف اهل بیت(ع) در سراسر دنیا، یکی از مهمترین نهادهایی است که می تواند در مقابله با این جریان ، نقش محوری و تاثیرگذار داشته باشد.

آیت الله محمد حسن اختری، دبیر مجمع جهانی اهل بیت(ع) در حاشیه رونمایی از محصولات دیجیتال این مجمع در تبریز در گفتگو با خبرنگار ائل در خصوص فعالیت های جریان تشیع انگلیسی، گفت:  تشیع انگلیسی یک جریان اصیل نیست بلکه انگلیس سعی دارد از افرادی که از شیعه خبر ندارند و به تشیع ضربه می زنند؛ پشتیبانی کند.

وی تصریح کرد: این افراد دستورات انگلیس برای ایجاد اختلاف و تفرقه را پیاده می کنند اما تشیع واقعی واحد است.

دبیر مجمع جهانی اهل بیت(ع) با تاکید بر حمایت انگلیسی ها از تفرقه افکنان بین تشیع، بیان داشت: انگلیس از شبکه های ماهواره ای این افراد حمایت می کند و کار این شبکه ها چیزی غیر از دامن زدن به اختلافات بین مسلمین نیست.

وی در خصوص برنامه های مجمع جهانی اهل بیت(ع) برای مقابله با فعالیت های این شبکه ها، گفت: مجمع جهانی اهل بیت(ع) با صدور بیانیه های متعدد فعالیت های این شبکه ها را محکوم کرده و حامیان این شبکه ها را مسلمان نمی دانیم.

دبیر مجمع جهانی اهل بیت(ع) ادامه داد: مجمع جهانی اهل بیت(ع) همچنین هشدارهای لازم را به مردم داده تا دنباله رو فعالیت های شبکه های تشیع انگلیسی نباشند و به اصول مکتب اهل بیت(ع) توجه کنند تا معارف منطقی اهل بیت(ع) در دنیا نشر شود.

وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری در خصوص اقدامات گروه تروریستی داعش، تصریح کرد: داعش گروهی خارج از اسلام است که از با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل و همچنین برخی کشورهای عربی همچون آل سعود و آل نهیان دست به کارهای تروریستی می زند.

آیت الله اختری به تدوین کتب بصیرتی توسط مجمع جهانی اهل بیت(ع) اشاره کرده و افزود: در این کتب به تبیین فعالیت ها و عقاید ضد اسلامی این گروه تروریستی پرداخت شده است و ثابت شده که اینها هیچ شناختی از اسلام ندارند.

فرقه شیرازی از قمه زنی تا راه رفتن روی تیغ و تاختن اسب روی بدنهای خود !

سوال اساسی از طرفداران اندک جریان شیرازی این است که آیا با دیدن این شواهد که تعدادشان کم هم نیست بازهم می شود ادعا کرد اینها هدف مقدسی دارند؟

 

 

این سوالی است که خیلی از مردم سلیم النفس که جریانات و تفکرات منتسب به شیرازی را دنبال می کنند و انحرافات آنها را همانطور که در کلیپ هم آمده می بینند در ذهنشان ایجاد می شود و متاسفانه همیشه اشتباهات این گروه اندک گریبانگیر همه مردم بوده و به حساب شيعه مي آورند.

 
کلیپ / تشیع لندنی در یک نگاه ـ دانلود
واضح و روشن است که غربی ها و استکبار جهانی چشم امید به نابودی اسلام بسته اند و در این جهت از هر اقدامی بهره می برند اما برای اینکه بتوانند مردم را همراه خود کنند نیاز به تبلیغاتی دارند که عامه پسند بوده و مورد مقبول جوامع خود باشد.

وقتی روی تبلیغات غربی ها علیه اسلام متمرکز می شویم به نکته جالبی برمیخوریم و موضوعاتی که برای تخریب و وهن چهره تشیع استفاده کرده اند دقیقا همانی است كه گروه شیرازی ها از آن به عنوان وجه امتیاز خود نام می برند.
کلیپ / تبلیغات روی انحرافات این گروه با هدف تخریب شیعه ـ دانلود

چه کسی است که هنوز شک داشته باشد “قمه زنی” به یکی از بهترین ابزارهای تخریب شیعه تبدیل شده است؟!
چه کسی است که شک داشته باشد جلسات لعن و توهین به مقدسات اهل سنت اختلاف های گسترده ای را بین امت اسلامی بوجود آورده؟! و در نتیجه کشتارهای زیادی را در بین مسلمانان و بدست مسلمین رقم زده است.
کلیپ/ پوشش اقدامات گروه شیرازی در رسانه های غربی و وهابی ـ دانلود
چه کسی است که شک داشته باشد در برخی از عزاداری ها، انحرافاتی وجود دارد که بارها مورد مخالفت علما در طول تاریخ قرار گرفته است؟! (انحرافاتی مثل راه رفتن روی تیغ و یا تاختن اسب روی بدنهای خود و …)
کلیپ/ نمونه ای از مخالفت علما با انحرافات عزاداری ـ دانلود
چه کسی است که شک داشته باشد مسلمین در جای جای جهان، از شیعیان مظلوم بحرین گرفته تا مسلمین یمن و فلسطین و میانمار مورد ظلم واقع شده و کمک به آنها بر گردن همه مسلمانان جهان است؟!

 

آیا هنوز جای تردیدی باقی می ماند گروهی که سعی در ترویج اختلاف بین شیعه و سنی با توهین به عقاید اهل سنت آن هم بصورت علنی و رسانه‌ای دارند خیانت به اسلام می کنند؟! گروه منحرفی که قمه زنی را افتخار خود می داند و در جهت تهییج مردم اقدامات گسترده ای را انجام می دهند. گروه منحرفی که نه تنها هیچ اقدام مثبتی در جهت دفاع از حقوق مسلمین جهان انجام نمی دهد بلکه کمک های دیگر مسلمین را هم به سخره می گیرد.

براستی آیا با این تصویری که این گروه از شیعه در جهان و اذهان عموم مردم می سازند آیا گرایش به تشیع بیشتر می شود؟! آیا سیره ائمه اطهار علیهم السلام براي دعوب به اسلام ناب محمدي اين بود؟!

 

منبع : جام نیوز