نوشته‌ها

هدف تشیع انگلیسی و سرویس های جاسوسی ، مرجع تراشی است

به گزارش قادمون ، آیت الله محسن اراکی در برنامه جهان آرا در پاسخ به این سوال که اخیرا رهبر معظم انقلاب درباره تشیع انگلیسی، عمامه ها و آخوند انگلیسی فرمایشاتی داشتند که این تعابیر کم سابقه بوده است، این موضوع که در سال های اخیر از سوی ایشان مطرح شده چقدر جدی است و چقدر باید به آن توجه کرد؟ گفت:

در حقیقت حوزۀ علمیه ی شیعی امروز قلب تحولی است که نه‌تنها در منطقۀ ما بلکه در جهان در حال شکل گرفتن است. امروز تحول بسیار گسترده‌ای در سطح جهان در حال شکل‌گیری است؛ این تحول هم سیاسی است، هم اجتماعی است و هم ابعاد بسیار مختلف و گوناگونی دارد. نقطه آغاز این تحولی که در حال شکل‌گیری و گسترش است، حوزه‌های علمیه‌ خصوصا، حوزۀ علمیه قم است. همین نکته است که به حوزۀ علمیه قم جایگاه استثنائی می‌بخشد و به همین دلیل است که گاهی حوزۀ علمیه قم مورد هجوم قرار می‌گیرد که باید گفت این موضع، قلب آماج از سوی دشمن است. دشمن به همۀ هویت جامعه اسلامی، ارزش‌های ما، حتی ثروت ما، توان انسانی ما هجوم گسترده‌ای دارد و یک هجوم بسیار وسیعی متوجه جامعه اسلامی و بالأخص متوجه جامعه ایران است؛ به دلیل اینکه پرچم این تحول را ملت ایران و انقلاب ایران و رهبر انقلاب اسلامی ایران به عهده دارند.

یک روزی حوزۀ علمیه در حد اقتضای آن روز، یک مجمعی از علما و اساتیدی بوده، که تنها کار علمی می‌کرده‌اند؛ امروز بحث کار علمیِ صرف مطرح نیست؛ بلکه بحثِ رهبریِ تحول نوین در جهانِ کنونی است. پرچمِ رهبریِ این تحول نوین در دست حوزۀ علمیه است. یک چنین حوزۀ علمیه‌ای، با چنین جایگاه و رسالتی قطعاً باید در ابعاد مختلف –هم در ابعاد فکری و اندیشه‌ای، هم در ابعاد رفتاری و هم در ابعاد عملیاتی- به سطحی ارتقا پیدا کند که بتواند با این جایگاه تناسب داشته باشد.

این جایگاه حوزه علمیه، مطالباتی را نیز ایجاد کرده است؛ امروز مطالبات از حوزۀ علمیه قم از همۀجهان مطرح است؛ این مطالبات، تنها از سوی جهان اسلام نیست، بلکه حتی از کشورهای غیر اسلامی هم این مطالبات صورت می‌گیرد. امروز با همۀ این هجومِ فرهنگی که علیه اسلام، ایران، انقلاب و تشیع به وجود آورده‌اند و با وجود همۀ جریان‌هایی اسلام هراسی، ایران هراسی، تشیع هراسی و حتی حوزه هراسی، روحانی هراسی، توجه زیادی به حوزه‌ها شده است که نشئت گرفته از این رسالت عظیمی است که بر دوش حوزه است. این جریان‌ها یک پرسش‌هایی را در اذهان عامۀ مردم در سراسر جهان به وجود آورده‌اند؛ یعنی هیچ نقطه‌ای از جهان امروز وجود ندارد که درباره ایران سؤال نکند که انقلاب اسلامی چه مقوله‌ای است؟ تشیع چه مقوله‌ای است؟ این اسلامی که ایران به جهان عرضه می‌کند چه نوع اسلامی است و چه تفاوتی با اسلامِ داعش دارد، چه تفاوتی با اسلام عربستان دارد، چه تفاوتی دارد با یک اسلامِ ساکنی که اصلاً دغدغه تحولات جهان معاصر را ندارد؟

این پرسش‌ها مطالبات از حوزه قم را بالا می‌برد. امروز حوزه قم، باید بتواند پاسخگو باشد، نه‌تنها پاسخگوی نیازهای نظام که این اولین نیاز و مهم‌ترین نیاز است- بلکه باید پاسخگوی مطالباتِ جهانی که، تشنه شنیدن حرف اسلام و پیام اسلامی است که توانسته منشأ این تحول بزرگ در جهان باشد. به همین دلیل است که هم حوزه و هم بزرگان آن نقش بسیار پراهمیتی دارند. این مطالبات، مطالباتی جدی است.

انگیزه های متضادِ درون حوزه

ما همیشه در حوزه‌ها دو جریان داشته‌ایم و این دو جریان جدید هم نیستند. یک جریان، جریانی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم با چند خصوصیت می‌توانیم آن را تعریف کنیم؛ جریانی که اولاً اسلام را ظاهری می‌شناسد و اصلاً توجهی به مغز اسلام ندارد. مثلاً توحید یعنی چه؟ این جریان -که اثر گرفته از تحریفاتی است که در سایر ادیان به وجود آمده است- می‌گوید خدا یعنی کسی که این جهان را آفرید و مثل پدربزرگی که بازنشسته شده و کاری به این جهان و جامعه بشری ندارد، او را رها کرده است.

اما آیا معنای اله این است؟ یا اله یعنی کسی که مدیریت جهان و جامعۀ بشری بر عهده اوست؟ مدیریت همۀ اشیاء به دست اوست؛ «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» و در حقیقت فرمانروا و مَلِک است، «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ»؛ لکن مَلِکِ قدّوس است؛ پادشاه هست ولی نه پادشاهی از قبیل پادشاهانِ متعارف در جوامع بشری و نه پادشاه مستبدِ ظالمِ ستمگر.خداوند در قرآن کریم این‌گونه تعریف شده است؛ پادشاه رحمانِ رحیمِ قدوسِ پاکِ مهربان.

جلوه ی این پادشاهی در جامعه بشری از کجا برمی‌خیزد؟ از حوزه‌های علمیه؛ این مغزِ حرف ماست. پس یک جریانی هست که خدا را این‌گونه می‌شناسد که فرمانرواست و این فرمانروایی باید عملیاتی شود. جریانی که خدا را این‌گونه می‌شناسد، دین را برنامه مدیریت جامعۀ بشر در تمام ابعاد می‌داند. لذا با آن جریانی که خدا را یک آفریننده ی از کار افتاده و تاریخ‌مصرف گذشته می‌داند خیلی با هم تفاوت دارند. برنامۀ دینِ منهای سیاست و دین جدای از سیاست، مبتنی بر آن نگاهی است که خدا را تاریخ‌مصرف گذشته می‌شناسد و خدا را مثل میراث فرهنگی و آثار باستانی و مربوط به امور باستانی می‌داند.

کاری که امام(ره) کردند این بود که حوزه‌ها را به حرکت درآورده و جریان سطحی نگر را در حوزه‌ها منزوی کردند. اما امروز یک خطری حوزه‌ها را تهدید می‌کند و آن خطر این است که آن جریانِ در حاشیه رفته، بخواهد مجدداً وارد متن شود و بازهم با بهانه‌های مختلف، اسلام را به شیوه خود معرفی کند. در اسلام، توحید، نبوت و امامت سیاسی است. این خطر، نزدیک است.

به دلیل مطالعات زیادی که دشمن در مورد حوزه‌های علمیه ما کرده است؛ دانشگاه‌هایی که امروز بر روی اسلامِ ایران کار می‌کنند -این اسلامی که اسلامِ انقلاب اسلامی است و امام خمینی(ره) معرفی کردند- از دانشگاه‌های کشور ما بسیار بیشتر است؛ چه در آمریکا، چه در بریتانیا، چه در دیگر کشورهای اروپایی و چه در خودِ رژیم اشغالگر صهیونیستی به‌صورت خاص دانشگاه‌هایی هستند که مطالعات گسترده‌ای در این زمینه دارند. هدف از مطالعات نیز این است که جریان‌هایی که می‌توانند علیه جریان انقلاب اسلامی عمل کنند را تقویت، راه‌اندازی و حمایت کنند، چه حمایت مالی، چه حمایت سیاسی، چه حمایت‌های رسانه‌ای و … . این یک خطر بسیار جدی و بالفعل است.

نفوذ در حوزه ها

می‌خواهند همان‌طور که تز انقلاب از حوزه‌های علمیه خارج شد، آنتی‌تز آن نیز از همین حوزه‌ها خارج شود و قطعاً هم ‌چنین عمل خواهند کرد؛ یعنی آن‌ها می‌دانند که حوزۀ علمیه، مقوله‌ای نیست که بتوان از بیرون به آن هجوم آورد لذا قطعاً سعی می‌کنند جریان‌هایی را در درون حوزه به وجود آورند که حوزه را از درون دچار چالش کنند.

اگر بگوییم دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن حتی اسامی طلابِ فعال حوزۀ علمیه قم را رصد می‌کنند، مبالغه نکرده‌ایم و بنده علامت‌ها و دلایلی بر وجود چنین رصدی دارم. سپس گزینش می‌کنند، البته با وسایطی. بطور مثال؛ یک تاجری در آن‌طرف دنیا -ممکن است ایرانی هم باشد- می‌گوید من می‌خواهم کمکی بکنم و مثلاً وجوهات بدهم. کسی نمی‌داند که این تاجر از کجا و با چه انگیزه‌ای آمده است. امثال این نوع حرکت‌ها صورت می‌گیرد و از این طریق، پشتیبانی‌هایی از جریان‌های منحرف به وجود می‌آید یا دوباره به متن بازمیگردند.

از لحاظ مایه ی شهادت، حوزه، بهترین محصولات خود را در طبق اخلاص تقدیم انقلاب و تقدیم خدا کرده است. مگر ما می‌توانیم چند نفر دیگر مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید مدنی، شهید دستغیب و بزرگان دیگر داشته باشیم؟ به‌هرحال محصولات برتر حوزه را دست‌چین کردند و در یک هجومِ سازمان‌یافته آن‌ها را برچیدند. این هجومی که در آغاز انجام گرفت همچنان ادامه دارد، منتها امروز دیگر چینش، چینشِ سخت نیست؛ یعنی کمتر از ترور برای چیدن استفاده می‌کنند. امروز گاهی از ترور شخصیتی استفاده می‌کنند اما برای بزرگان؛ بنده نمی‌خواهم اسم بیاورم ولی در حوزه بزرگانی را داریم که شدیدترین ترورهای شخصیتی در طی همین ده سال اخیر نسبت به آن‌ها انجام گرفته است. متفکرین بزرگ، فلاسفه اندیشمند، پرتوان و مولّد. بنابراین از یک‌سو به‌حاشیه راندن عناصر اصلی انقلاب و از سوی دیگر ترویج عناصر غیرانقلابی و عناصر بی‌تفاوت، صورت گرفته است.

غیرانقلابی به چه معنی است؟ انسان‌های غیرانقلابی چند خاصیت دارند؛ اولاً قائل به ترجیحِ فرع بر اصل هستند؛ در نظر این‌ها اسلام چیست؟ نماز و روزه و برنامه‌های فردی. درحالی‌که در روایات ما آمده است که اگر در روزه و نماز ولایت نباشد، عبادت هیچ است. ولایت یعنی سیاست. اسلامِ بدون سیاست، اسلام پوک است نمازی که در آن سیاست نباشد و نمازی که در آن ارتباط سیاسی با مدیریت سیاسی الهی وجود نداشته باشد، پوک است. چنین حجی هم پوک است. در روایت آمده است که امام باقر(ع) در دوران بنی‌امیه نگاهی به برخی از حاجی‌ها انداختند و فرمودند: «هَکذَا کانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّهِ إِنَّمَا أُمِرُوا لِکَی یَأتُوا إلَینا و یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ». این نوع طوافی که شما می‌بینید همان طوافی است که در جاهلیت هم انجام می‌دادند؛ آن حجی که قرآن دستور داده و اسلام گفته، حجّی است که سراغ ما بیایند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. بنابراین اولین کار عناصر غیرانقلابی به حاشیه راندن دین است.

حتی گاهی برخی از علمای حوزه را ملامت می‌کنند که شما چرا در سیاست وارد می‌شوید، این سیاست را برای دیگران بگذارید. یک وقتی حضرت امام(ره) می‌فرمودند: وقتی در زندان بودند یکی از سران رژیم در زندان گفت این سیاست همه‌اش حیله‌گری و دروغ است پس آن را برای ما بگذارید و کاری به سیاست نداشته باشید، این در شأن شما نیست. اما سیاستی که امیرالمؤمنین(ع) برای همین سیاست همۀ عمر خود را گذاشتند [نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئلۀ دین است]. اگر بخواهیم این سیاست را از دین جدا کنیم باید حسین بن علی(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و رسول‌الله(ص) را هم کنار بگذاریم به دلیل اینکه وجود رسول‌الله(ص) یعنی سیاست، در قرآن کریم رسول اکرم(ص) به این شکل معرفی شده است: «أَطِیعُوا اَللّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ» این اطیعوا یعنی سیاست. دوماً بی‌تفاوتی و ترویج روحیه عافیت‌طلبی است؛ که این کارها دردسر دارد و بحث سیاست و این موارد است و به ما ربطی ندارد. بنده در یاد دارم که در آغاز طلبگی در نجف بودیم، خیلی‌ها به ما از باب نصیحت می‌گفتند که در مسائل سیاسی وارد نشویم، این‌ها برای شما زندان و شکنجه و دردسر دارد، این روحیه عافیت‌طلبی است.

بحث سوم که بحث بسیار مهمی است، این است که اگر کسی می‌خواهد در بین مردم محترم بماند، محبوب بماند، باید بگذارد دین مورد علاقه مردم باشد، بگذارید علما مورد علاقه و محبت مردم باشد. وقتی وارد مسائل سیاسی می‌شوید در آن درگیری و جبهه‌بندی است که مردم را از علما دور می‌کند. این نوع ترویج کار در حقیقت همان چیزی است که ما از آن به حوزۀ غیر انقلابی تعبیر می‌کنیم. اما در حقیقت رسول اکرم(ص) که صاحب این دین است، فرمانروای ماست، ما به او به چشم خلیفه الله نگاه می‌کنیم [کسی که از طرف خداوند اختیار حکومت دارد.]

حوزه ضدانقلاب؟

همیشه حوزۀ ضدانقلاب داشته‌ایم برای مثال از آن دورانی که ما در نجف بودیم یک جریانی در نجف بود –البته در قم هم به یک‌شکل دیگری بود- که به حضرت امام(ره) در آن زمان می‌گفتند کمونیست! امامی که مظهر عبادت و اخلاص برای خدا و مظهر تقوا و مظهر پرستش الهی بود را به این شکل معرفی می‌کردند. البته دستگاه‌های امنیتی و شاه و غیر شاه در کار دخیل بوده و حمایت می‌کردند.

گاهی حتی یک استاد انقلابی حوزه هم تحت تأثیر امواج غیرانقلابی میگوید: “جا داشت که حوزه در مسئلۀ انتخابات اصلاً شرکت نمی‌کرد زیرا این خیلی شرم‌آور است که انسان ببیند که یک طلبه‌ای در کنار خیابان نشسته و تبلیغ یک کاندیدای سیاسی را می‌کند. در قدیم هم می‌گفتند –حتی در نگاه فقهی ما هم است- گاهی مثال می‌زدند که خلاف مروتی که را از عدالت شخص می‌اندازد و دیگر نمی‌توان پشت سر او نماز خواند، این بود که می‌گفتند “کالفقیه یلبس لباس الجندی” یعنی یک فقیهی لباس سربازی بپوشد و این موضوع را به‌عنوان یک کار خلاف مروت تلقی می‌کردند. اما امام(ره) آمد و فقها را به جبهه برد، برای مثال مرحوم شهید آیت‌الله مدنی لباس پاسداری پوشید، مرحوم اصفهانی آن پیرمرد هشتادساله لباس پاسداری پوشید.

در حال حاضر هم به یک‌شکل دیگری مثلاً سیاست را این‌گونه می‌دانند. با این نگاه پس چه کسی باید وارد سیاست شود؟ در اصل سیاست کار حوزه‌هاست؛ کار حوزه‌‌ها دعوت به اطاعت خداست. اطاعت خدا یعنی اطاعت رسول، یعنی اطاعت امام یعنی اطاعت اولی امری که فقه امروزی است. در حقیقت امام زمان(عج) امروز امامت می‌کند یا خیر؟ این سؤال از کسانی است که گاهی در مسائل سیاسی تشکیک می‌کنند، اگر امام زمان(عج) الآن بخواهد امامت کند، امامت یعنی امروز به‌وسیله نمایندگان خدا فروانروایی کند، این فروانروایی باید از سوی حوزه‌ها تقویت شود.

لزوم پرهیز از عوام زدگی

ما در بحث‌های خود در این مباحث بیان کرده‌ایم که فرمانروا باید با بدنه جامعه اسلامی طی دو پیوند برقرار کند؛ یکی پیمان اطاعت یکی پیمان نصرت. فرمانروای الهی را باید یاری کرد.

به‌هرحال قشر عوام‌زده که راهی با انقلاب نداشت درنتیجه انقلاب کاملاً منزوی شده و به حاشیه رفته است. اما دست‌هایی در کار است که این قشر را دوباره به متن بازگردانند. این آن خطری است که گاهی مقام معظم رهبری آن را گوش‌زد می‌کند و همۀ انقلابیون باید متوجه این خطر باشند. خواه‌ناخواه یکی از نمادهای این جریان به حاشیه رفته همین عوام‌زدگی است که البته مطلب دو طرفه است؛ یعنی عوام‌فریبی و عوام‌زدگی است. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود می‌فرماید: نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد. امروز یک خطری که حوزه‌های ما را تهدید می‌کند این است که حوزه‌های ما خدا نکرده تحت تأثیر نااهلان قرار بگیرند. یکی از مشخصات عناصر نااهل این است که اینها با تظاهر، آنچه سلیقه و مذاق بعضی از عوام است را تشخیص داده و انتخاب کرده و خود را با آن مذاق هماهنگ می‌کند. این هم عوام‌زدگی است و هم عوام‌فریبی است. این عوام‌فریبی است که با همرنگ کردن خود به شکل عوام و طبق سلیقۀ عوام حرکت کردن سعی در جذب عوام دارند.

حضرت امام(ره) که می‌آمدند در حوزه و می‌دیدند که یک طلبه‌ای نمی‌داند که چه روزی از هفته است و حتی نمی‌داند که ساعت چه ساعتی است؛ می‌گفتند که این طلبه نادان، طلبۀ بسیار خوبی است به دلیل اینکه اصلاً کاری به کار این عالم ندارد.

پیشینه تشیع انگلیسی

باید ببینیم که چه چیزی حکومت امیرالمومنین (ع) را با چالش جدی روبرو کرد؟ معاویه نتوانست بر حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیروز شود اما کسی که ایشان را به شهادت رساند و جامعه بشر را از یک رهبری الهی مقتدر بی‌نظیر محروم کرد، یک خارجی بود؛ خارجی همانی است که کاملاً تظاهر به تدین می‌کرده و قرآن می‌خوانده است. در حمایل این خوارجِ دوران حضرت امیر(ع) همیشه قرآن بوده است. در یکی شب‌های تاریک کوفه حضرت با یکی از اصحاب در حال حرکت بودند که صدای قرآنی از شخصی که در حال عبادت بود به گوش می‌آمد. کسی که همراه حضرت امیر(ع) بود گفت که این چه صدای روحانی و معنوی و زیبایی دارد. بعد در جنگ با خوارج، همان شخص در کنار حضرت در حال حرکت بود؛ وقتی‌که حضرت بر سر یکی از کشته‌های خوارج رسید فرمود: این همان کسی است که شما آن شب صدای قرآن آن را شنیدی و از صدای او خوشنود شدی. جریاناتی که می‌توانند جریاناتِ دینیِ نیرومند را دچار چالش کنند، باید از خود دین برخیزند. این یک مشکل بسیار اساسی است و باید متوجه این مسئله بود. در قرآن کریم احبار و رهبان ادیان سابق را در بسیاری از مسائل به‌عنوان مسئول انحرافات مردم آنها قرار می‌دهد. البته در روایات و در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است که علمای امت رسول‌الله(ص) و بالأخص علمای تابع اهل‌بیت(س) در این جنبه از سوی خداوند متعال مورد تأیید خاصی هستند و خداوند متعال از حوزه‌ها و مقام مرجعیت ما دفع خطر کرده و از آن نگهبانی می‌کند. اما ما مسئول هستیم که هشیار باشیم.

یکی از خطراتی که امروز حوزه‌های علمیه را تهدید می‌کند، ایجاد جریان‌های بدیل جریان‌های انقلاب در متن حوزه‌هاست و حتی هدف دارند که از این طریق یک سری مرجعیت‌هایی را بتراشند و سیستم تشیع را به سمت دیگری بکشانند. من اطلاع دارم که امروز سرویس‌های جاسوسی هم روی حوزه نجف و هم بر روی حوزۀ علمیه قم کار می‌کنند تا برای آینده یک سری جایگزین‌ها را بتراشند آن هم از طریق پشتیبانی‌های مالی و رسانه‌ای و گوناگون از راه اینکه برای آنها یک زمینۀ اجتماعی فراهم کنند و آنها را برای به عنوان مرجعیت آینده جهان تشیع کاندیدا کنند. در حال حاضر این کار در حال شدن است. البته به عقیده ما این کار ان‌شاءالله موفق نخواهد شد، اما باید به این خطر آشنا باشیم. دیدگاه تشیع انگلیسی هم از همین طراز است، مثلاً سازمان امنیت انگلیس، اطلاعات بسیار جامعی از وضیعت حوزه‌های ما دارد. به دلیل اینکه حوزه‌های ما قریب به دویست سال است در یک چالش بسیار سهمگین با نوعی از قدرت بریتانیا و قدرت استعماری آن هستند و به دلیل این چالش درازمدت آنها یک سری مطالعات فراوانی را در طول این مدت دارند. آنها حتی خانواده‌های علمی ما را می‌شناسند و ارتباط این خانواده‌ها را با حوزه‌ها و جریان‌های مذهبی، ارتباط آنها با مردم و مراکز دینی را مطالعه کرده‌اند. آنها سعی می‌کنند که از خاندان‌های دینیِ معروف، سربازگیری کنند. امروزه یکی از چیزهایی را که خاندان‌های دینی ما و بیوت مراجع متوجه باشند این نکته استکه بنده آن را از روی اطلاع عرض می‌کنم.

البته باید تبیین شود که وقتی مقام معظم رهبری بیان می‌کند تشیع انگلیسی، مقصود تشیعی که در انگلیس وجود دارد نیست، یعنی شیعیان انگلیسی هم مانند شیعیان دیگری که در مناطق دیگر هستند، شیعیان مخلصی هستند. اما اینکه گفته می‌شود تشیع انگلیسی یعنی تشیع دست ساخت‌ها آنها، تشیعی که تبدیل به ابزار کار آنها شده است. بله دستگاه‌های جاسوس و امنیتی آنها در همچنین گزینش‌هایی سعی دارند؛ لذا بیوت مراجع باید کاملاً هوشیار باشند. گاهی بدون اینکه شخص مطلع باشد، بدون اینکه متوجه باشد ابزاردست قرار می‌گیرد، به دلیل اینکه اگر مستقیم به یک کسی بگویند که برای ما کار کند، کسی این کار را انجام نمی‌دهد.

برای مثال بنده در مجلسی حاضر بودم؛ دو نفر با همدیگر صحبت می‌کردند. البته نمی‌خواستند که حرفشان به گوش من برسد اما به دلیل اینکه نزدیک آنها نشسته بودم صدایشان را بدون اینکه خودم بخواهم، شنیدم. یکی از آنها بیان می‌کرد: من به وزارت خارجه انگلیس گفته‌ام که اگر بخواهید در فلان مرجع –اسم یکی از مراجع فعلی- اثر بگذارید، این مرجع کسی نیست که شماها را بپذیرد، اگر می‌خواهید در او اثر بگذارید باید از فلان شخصیت استفاده کنید. اسم یکی از شخصی‌های معتبر مذهبی و اجتماعی را آوردند. آن هم از طریق اینکه ما مصلحت تشیع را می‌دانیم! این موضوع را خود بنده شنیدم!

در یک وقتی هم شخصی نزد بنده آمد و یک سؤال فقهی داشت؛ البته بعد معلوم شد کسی که این سؤال فقهی را کرده است با همان شبکه‌های جاسوسی ارتباط داشته است و می‌خواست برای کار خود یک پوشش فقهی هم فراهم کند. بیان می‌کرد که دستگاه امنیتی انگلیس به یک‌شکلی با من ارتباط برقرار کرده‌اند و گفته‌اند یک گزارشی از شیعیان کویت برای آنها تهیه کنم. بعد این از من سؤال می‌کرد: اگر این گزارش را تهیه کنم، می‌توانم طوری تهیه کنم که به نفع شیعیان کویت تمام شود. اما اگر من تهیه نکنم، ممکن است دیگری این کار را انجام دهد که به ضرر شیعیان کویت تمام شود. آیا من از نظر شرعی مجاز هستم که چنین کاری بکنم؟ بنده به او گفتم که به‌هیچ‌وجه مجاز نبوده و هرگونه همکاری در این زمینه نامشروع و حرام و از کبائر است. گاهی با این شیوه جلو می‌آیند. لذا باید هوشمند بود و بیوت مراجع هم باید خیلی هشیار باشند که الحمدلله هوشیار هم هستند. ما هم مطمئن هستیم که آنها به‌هرحال موفق نخواهند شد اما باید این هوشمندیها را داشته باشیم، کافی است که ما در یکجا خطا کنیم و یا در یکجا خواب بوده و یا آنها از غفلت ما استفاده کنند.

تلاقی جریان غرب زده و جریان متحجر

تشیع انگلیس یک نفاق دوسویه است؛ مثلاً همین رئوس تشیع انگلیسی که در تحجر نظیر ندارند ببینید چه روابطی با روشنفکران دارند؛ یا این روشنفکران سیاسی که دیگران را به تحجر متهم می‌کنند، با رئوس این جریان تشیع انگلیسی رابطۀ خیلی خوبی دارند. اخیراً مشاهده شد که برخی از این رئوس جریان روشنفکر با یکی از رئوس تشیع انگلیسی دیداری انجام داده بود. یعنی رابطۀ آنها با هم دیگر خیلی خوب است زیرا جامع مشترک و نقطه اشتراک آنها ضدیت با انقلاب اسلامی است. وقتی دشمن مشترک دارند دیگر این حرف‌ها را فراموش خواهند کرد به دلیل اینکه این حرف‌ها -حرف تحجر و روشنفکری و مسئلۀ اصلاح‌طلبی- برای یک سری اهداف سیاسی گفته می‌شود پس وقتی‌که هدف سیاسی به‌وسیله کاری انجام گیرد که ضد اصلاح‌طلبی است، همان را انجام می‌دهند.

در اوایل انقلاب یک عده‌ای بودند که خیلی ضد آمریکا بودند به‌طوری‌که اصلاً کسی به گرد پای آنها نمی‌رسید اما بعد از گذشت سال‌ها شعار لزوم ارتباط با آمریکا را دادند. به دلیل اینکه آنها روی خط و تحلیل روشن و با یک مبدأ و میزان خاصی عمل نمی‌کنند، ملاک، منافع سیاسی و یا دشمنی با خط اصیل انقلاب اسلامی است.

پاسخگویی حوزه به پرسش های کلان نظام اسلامی

بنده معتقد هستم که حوزه‌های علمیه در همۀ دوره‌ها خطرات برتر را پاسخگو بودند. حوزۀ علمیه قم بالأخص در یک دوره‌ای که دورۀ آغاز انقلاب اسلامی بود و تهاجم به مبانی انقلاب شروع شد، چالش‌های عظیمی که به مبانی فکری متوجه به بنیاد انقلاب اسلامی بود واقعاً پاسخگو بود. حوزۀ علمیه موفق شد قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کند و ارائه بدهد و به تصویب مردم برساند. بعد از سال‌های اولیه انقلاب یک نوع هجوم فکری دیگری به سمت انقلاب صورت گرفت که اساس آن سعی در جدا کردن مردم از حوزه‌ها و مرجعیت دینی بود. مثلاً مسئلۀ تعدد قرائات و این مسئله که فهم دین نباید در انحصار روحانیت باشد. -البته منظور ما این نیست که باید انحصار باشد اما این مسائل مربوط به متخصص است که باید در هر رشته‌ای متخصص پاسخگو باشند.- حتی کار را به بشری کردن قرآن کریم هم کشیده شد، کار به بشری کردن متون دینی و زیرسوال بردن عصمت قرآن و ائمه اطهار(س) بود و در این حد شبهات بسیار گسترده‌ای جامعه را فراگرفت. به‌هرحال حوزه‌ها سینه سپر کردند، واقعاً خوب از عهدۀ پاسخ به این مسائل بیرون آمدند. بزرگانی مانند آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جوادی آملی و شاگردان این بزرگواران واقعاً خوب عمل کردند.

در حال حاضر ما در یک دورۀ جدید حضور داریم؛ در حقیقت این سه دهه از عمر حوزه‌ها صرف این مسائل شده است. به‌هرحال مسئلۀ جنگ هم اثرگذار بود و بخشی از نیروهای حوزه هم در بسیج مردم هزینه شد. امروز در حدود ده دوازده سال است که حوزه‌ها به این سمت رو آورده‌اند و –مخصوصاً بعد از فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در حوزۀ علمیه قم مطرح کردند و مطالبات نظام را از حوزه به‌طورجدی مطرح کردند- مسئلۀ فقه نظام امروز در حوزه به‌طور جدی مطرح شده است. فقه جواهری منحصر به فقه عبادات و معاملات که در گذشته مورد بحث قرار می‌گرفته است، نیست. فقهی که از آن به خرد تعبیر می‌کنیم بستر فقه کلان است و باید آن فقه را داشته باشیم تا به فقه کلان برسیم. فقه عبادات و معاملات و همین فقهی که در کتب فقهی ما است –از دوران شیخ طوسی تا دوران مرحوم آقای حکیم، همچنین تقریرات مرحوم آقای خوئی و حضرت امام- این‌ها همان فقهی است که بستر استنباط فقه کلان است. فقه کلان یعنی فقه پاسخگوی نظام.

بنده این را بیان می‌کنم که در حال حاضر حوزۀ علمیه ما پاسخگو است، یعنی بحث‌هایی در رابطه با نظام بانکی نوین دارد. البته نه این نظام بانکی رسمی موجود زیرا این نظام بانکی رسمی موجود بر اساس فقه خرد تنظیم شده است. اما ما مقوله بانک داریم؛ مقوله بانک رفتار اجتماعی است، رفتار فردی نیست و یک معامله فردی نیست که هم من با شما معامله جعاله یا شرکه و اجاره و مضاربه کنم، یک رفتاری است که این رفتار جامعه است و بحث بر سر ثروت جامعه است، بحث بر سر نقدینگی جامعه است، بحث بر سر این است که درآمدهای در جامعه باید چرخش عادلانه‌ای پیدا کنند و بانک‌ها باید یک نظم خاص به این چرخۀ ثروت و چرخش آن بدهند. این مقوله‌ای است که پاسخ آن در فقه ما است اما باید کار اساسی بر روی آن انجام گیرد؛ فقه نظام اقتصادی ما غیر از فقه خرد محاورات اقتصادی است. فقه سیاسی ما فقهی است که باید بر روی آن کار اصلی انجام گیرد که تاکنون هم‌کارهای بسیار زیادی در حوزۀ علمیه قم انجام گرفته است. من معتقد هستم که باید در حال حاضر یک سری همکاری بین نهادهای دولتی و بین مراکز حوزوی مولد فقه نظام انجام گیرد، به دلیل اینکه ما دو مرحله برای پاسخگویی به نیازهای نیاز داریم؛ یکی تولید اندیشه فقهی متناسب با نیازهاست، مرحله دیگر مرحله کارشناسان و مرحله مدیران اجرایی است که باید این فقه تولید شده را با الگوی عملیاتی قابل‌اجرا در صحن کنند.

شیخ ِ آمریکا نشین : تقلید و مرجعیت بدعت است ! +فیلم

به گزارش قادمون ، بار دیگر داعیه داران تشیع انگلیسی، ذات ناپاک خود را عیان ساخته و با توهین به دستگاه مرجعیت شیعه، تلاش دارند قرائت نادرستی از دین را به مردم ارائه دهند.
 
حسن اللهیاری با در اختیار داشتن شبکه ماهواره ای، اینبار تحمل محبوبیت مراجع شیعه را نداشته و به تخریب آنان اقدام کرده است. وی در سلسله برنامه هایی در این فکر است که مرجعیت و تقلید را بی اساس جلوه دهد. دو رکنی که نه تنها آیات و روایات فراوانی بر مشروعیت آن صحه گذاشته اند، بلکه عقل هر انسان نیز به حجیت آن حکم می کند.
 
اصل “مراجعه به متخصص و خبره” مورد تایید همه عقلای عالم است و روزانه با استناد به این اصل، مشکلات زیادی را از پیش روی بر می دارند. اما حسن اللهیاری که خود لباس این مراجع را به تن نموده، در صدد نفی مرجعیت و تقلید از مرجع تقلید است!
 
بنابراعتراف خود وی، مهمترین دلیل مخالفت او با مرجعیت، عدم حمایت مراجع از این شخص معلوم الحال و اینکه مراجع تقلید، مقلدین خود را آگاه نموده اند که به سراغ شبکه های تفرقه افکن و دروغ پرداز نروند و همین باعث کم شدن بیننده های این شبکه های منافق شده است.

 
درباره مرجعیت ذکر این نکته کافی است که این مسند، مهمترین جایگاه مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی است. مرجع تقلید مجتهدی است که تعدادی از شیعیان از او تقلید می‌کنند یعنی اعمال دینی خود را بر اساس نظریات فقهی (فتاوای) آن مجتهد انجام می‌دهند و معمولا وجوهات شرعی خود را به او یا نمایندگان او می‌پردازند. اینگونه پیروی کردن از یک عالم دینی، تقلید نامیده می‌شود.
 
نفوذ اجتماعی یک مرجع تقلید ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق شرعی به مراجع امکانات مالی در اختیار آن‌ها را نیز افزایش می‌دهد. مراجع تقلید می‌توانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره حوزه‌های علمیه، رسیدگی به مستمندان و امور عام المنفعه استفاده کنند.
 
مجتهدی می‌تواند مرجع باشد که جایز التقلید باشد. یعنی عمل کردن به نظریات فقهی او برای دیگران جایز باشد. رسیدن به این جایگاه وابسته به داشتن شرایطی است که مهم‌ترین آن‌ها برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع الشرایط است. بهره‌مند بودن از شایستگی رفتاری که به آن عدالت گفته می‌شود و نیز مرد بودن جزو این شرایط است.
 
مرجعیت یک مقام انتصابی نیست. کسی مرجع می‌شود که شیعیان او را به عنوان مرجع تقلید بپذیرند. بنابراین شیعیان با مراجعه با مراجع تقلید و مشاهده علم و ورع و زهد آنان، مقدمات شکل گیری مرجعیت این علما را فراهم می آورند.
 
جالب اینکه حسن اللهیاری بارها از خود به عنوان مرجع تقلید و صاحب فتوا یاد کرده و ادعاهای مضحکی را درباره این درجه خود به زبان آورده که نشان از کم حافظه بودن این فرد دروغگو می دهد.

 
 

ترسیم چهره خشن، خونین وافراطی از تشیع، راهبرد جریان مرموز شیرازی ها با محوریت مرجع خودخوانده، صادق شیرازی است

به گزارش قادمون ، برنامه متن، حاشیه این هفته طی گفت و گو با دکتر سید هادی سید افقهی – تحلیلگر مسائل خاورمیانه و جهان عرب – و حجت الاسلام کاشانی -کارشناس امور دینی-، ابعاد و زوایای تشیع انگلیسی را مورد بررسی قرار داد.

در ابتدای این برنامه، دکتر سید هادی سید افقهی در خصوص تاریخچه پیدایش تشیع انگلیسی گفت: در حدود چهل سال پیش و قبل از اینکه این جریان از عراق به کویت و از آنجا به ایران مهاجرت کنند، شاهد یک سری ویژگی های انحرافی در زیر پوست این جریان بودیم. البته این جریان هیچ گاه، ظهور و بروز اخیر را نداشته چرا كه در حال حاضر آنها دارای ۱۷ شبکه ماهواره ای، فعالیت گسترده در فضای سایبر و مجازی و همچنین نفوذ موذیانه در برخی هیات های بزرگ شهر تهران و برخی مراکز استان ها دارند.

وی افزود: از سوی دیگر با توجه به تذکرات و هشدارهای مقام معظم رهبری در مورد خطرات این جریان و مسئله اسلام آمریکایی که امام خمینی(ره) از آن نام می بردند و امروز به دو بخش تشیع لندنی یا انگلیسی و تسنن آمریکایی تقسیم شده، خلاء پژوهش و تحقیق در این زمینه احساس شد.

این كارشناس مسائل جهان اسلام در ادامه اظهار داشت: کاری که ما انجام دادیم در واقع پیش درآمدی است که باید ابعاد تاریخی و فرهنگی و دینی آن توسط فضلای حوزه علمیه و متخصصانی که نسبت به این فرق آگاهی دارند برای نسل جوان تبیین شود و استدلال های علمی و تاریخی بدون حب و بغض و اهانت در برابر این جریان خطرناک ارائه گردد و مشخص شود که مستندات و نقاط تکیه این جریان چیست و پاسخی درخور به آن داده شود. کار تحقیقی ما نیز در اجابت بیانات مقام معظم رهبری و روشنگری در این رابطه انجام شد.

جریانی هم ارز با وهابیت، بهائیت و بابیت

سیدافقهی در رابطه با چرایی اطلاق “تشیع انگلیسی” به این جریان گفت: اولا به لحاظ اینکه مرکزیت رسانه ای و فعالیت های تبلیغی و تخریبی این جریان در لندن قرار دارد؛ به آنها تشیع انگلیسی گفته می شود و مصداق دیگر آن این است که استعمار پیر انگلستان تخصص خاصی در ایجاد این فرقه ها و جریاناتی همچون فرقه های، وهابیت، بابیت و بهائیت دارد.

وی در ادامه بحث اهداف راهبردی تشیع انگلیسی را به هشت دسته تقسیم كرد و گفت: جریان معروف به “شیرازی ها” در واقع منظومه ای است با محوریت مرجع خودخوانده سیدصادق شیرازی و روحانی نمای دیگری به نام حسن اللهیاری از آمریکا که مکمل هم هستند و هیچ مرجعی غیر خود را قبول ندشته و هر که برخلاف تفكر آنها باشد را تکفیر می کنند.

وی در ادامه با اشاره به راهبرد تضعیف جریان مرجعیت انقلابی در حوزه های ایران، عراق، لبنان، افغانستان و… از سوی استكبارگران گفت: تشیع انگلیسی هر شخصیت اهل فضل و روحانی که در راستای مبارزه با استکبار جهانی و ترویج مفاهیم انقلاب اسلامی حرکت کند را هدف بی رحمانه تهمت ها و ناسزاها قرار می دهد.

تضعیف جایگاه ولایت فقیه در تیررس جریان شیرازی ها است

سیدافقهی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران را سومین راهبرد جریان مرموز شیرازی ها دانست و گفت: تضعیف جایگاه ولایت فقیه همواره در تیررس جریان شیرازی ها بوده است.

وی افزود: برادر سیدصادق شیرازی با نام مجتبی در لندن صاحب حوزه علمیه و شبکه فدک می باشد و از این طریق هر بی حرمتی که می تواند را بر زبان می آورد و تحت پوشش مرجعیت خودساخته به شخصیت های دینی و انقلابی مثل سید حسن نصرالله، شیخ عیسی قاسم مرجع شیعیان بحرین، علامه شهید سیدمحمدباقر صدر، مرحوم بهجت، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم شیرازی و … ناسزا می گویند و هیچ حرمت و حدود اخلاقی را رعایت نمی کنند.

این كارشناس مسائل جهان اسلام تخریب وجهه اسلام در جهان را هدف دیگر این گروه عنوان كرد و افزود: یكی دیگر از راهبردهای جریان مرموز شیرازی ها، ترسیم چهره خشن، خونین وافراطی از تشیع است.

دكتر سید هادی سیدافقهی افزود: این راهبرد خطرناك در حالی پیگیری می شود كه تشیع، مذهبی استدلالی، فقهی و اخلاقی است و آنها درصدد هستند تا با رواج بدعت هایی همچون قمه زنی، راه رفتن روی خار، رفتن زیر سم اسب و … چهره ای خشن از آن ترسیم كرده و فلسفه نهضت سیدالشهدا(ع) را در این آئین های غلط و افراطی خلاصه کنند.

وی تشدید اختلافات مذهبی میان تشیع و تسنن را هدف دیگر این جریان توصیف كرد و گفت: امروز شیعه و سنی به دست داعش سربریده می شوند اما اینها هیچ گاه متعرض آن نمی شوند ولی مرتب به نمادهای برادران اهل سنت حمله و اهانت می کنند و حتی از نسبت های ناروا به همسران پیامبر(ص) نیز فروگذار نمی کنند.

بازی جریان تشیع انگلیسی در پازل “تفرقه بیانداز و حکومت کن”

دكتر سیدافقهی راهبرد دیگر جران شیرازی ها را حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصا استعمار پیر انگلیس مبنی بر سیاست قدیمی ” تفرقه بیانداز و حکومت کن” عنوان كرد.

وی در رابطه با فعالیت های این جریان مرموز در داخل کشور گفت: آنها در بعضی مكان ها، حضور علنی دارند؛ مثل منزل سیدصادق شیرازی در قم که جلسات و شبکه مخصوص به خود به نام مرجعیت را دارد و در مناسبت های مختلف سخنرانی و مباحث فقهی خود را مطرح می کند و بد نیست که این موارد از سوی متخصصین فقه، مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا عمق فقهی این مرجع خودخوانده نمایان شود.

سیدافقهی با بیان اینكه روش آنها ورود به سیاست در پوشش مذهب است، افزود: در برخی استان ها نیز، در قالب كمك به حسینیه ها و تشکل های مذهبی سعی دارند در پوشش مجلس عزاداری امام حسین(ع) و اهل بیت خود را وارث حقیقی قیام سیدالشهدا و مدافع حقیقی اهل بیت معرفی نمایند و دیگران را منحرف می خوانند و دقیقا همان روشی که وهابیت نسبت به سایر مسلمانان دارند را پیاده می كنند.

جریان شیرازی به دنبال تضعیف مرجعیت است

در ادامه حجت الاسلام حامد کاشانی در گفت وگوی تلفنی با “متن، حاشیه” در مورد نفوذ این جریان در بدنه هیات های مذهبی گفت: متاسفانه این جریان مخاطبین خود را از میان قشر مذهبی و معتقد و عاشق اباعبدالله الحسین(ع) انتخاب می کند و گستره تبلیغاتی آنها معطوف به این بخش از جامعه شده است.

وی در مورد نوع فعالیت این جریان انحرافی توضیح داد: با توجه به اینکه جریان تشیع انگلیسی یک جریان سیاسی است، مبانی اعتقادی محکمی ندارد و هدف اصلی آن جدا کردن قشر مذهبی از بدنه نظام است.

این کارشناس مسائل دینی افزود: زمانی که فرقه ای مثل بهائیت در حال فعالیت است نمی تواند از میان افراد مذهبی عضوگیری کند چون یک مکتب جعلی بیرون از اسلام است. اما این جریان برای اینکه بتواند جامعه مذهبی را از بدنه نظام اسلامی جدا کند، بررسی كرده که جامعه مذهبی ما به چه چیزهایی عقیده دارد.

حجت الاسلام كاشانی در ادامه افزود: یکی از نقاط قوت شیعه ارتباط با مرجعیت است و شیعیان همواره در پی اطاعت از مراجع خود بوده اند، همانطور که در جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی به مرجعیت یک رهبر فرزانه پیروز شدند یا در واقعه تنباکو تحت مرجعیت شیرازی به پیروزی رسیدند و آنها از همین راه برای تضعیف مكتب تشیع قدم برداشته اند.

وی در ادامه گفت: این جریان سعی در ایجاد شکاف میان قشر مذهبی و مراجع نموده است. بی حرمتی ای که این جریان به مراجع تقلید و علما برجسته روا داشته تا حدی است که در طول تاریخ نمی توان به تعداد انگشتان دست برای آن نمونه پیدا کرد.

حجت الاسلام کاشانی درباره مرجعیتی که این جریان معرفی می کند گفت: مرجع در جریان شیرازی ها، پیرو عوام است و هر رفتاری در مورد عزاداری را مشروع قلمداد می کند.

وی در پاسخ به سؤالی در مورد ترویج قمه زنی از سوی این جریان مرموز گفت: مسئله قمه زنی در چند عرصه باید مورد بررسی قرار گیرد. عرصه اول حکم اولیه آن است، اینکه آیا این عمل از ابتدا یک عمل عزاداری شمرده می شده یا نه؟ که ممکن است بین نظر مراجع تقلید گذشته اختلاف نظر وجود داشته باشد، برخی آن را بدعت بدانند و برخی هم می گویند بدعت نیست.

حجت الاسلام كاشانی افزود: اما نکته حائز اهمیت این است که عامل تازه ای برای این موضوع پیدا شده و نیاز به حکم ثانویه می باشد. یعنی اگر تا صد سال پیش هم این عمل بنابر نظر برخی علما انجام می شده و با آن مخالفتی نمی شده، اما در آن زمان اینطور نبوده که این حرکات ضبط و ثبت شود و در اقصی نقاط عالم وقتی می خواهند تشیع را معرفی کنند از این تصاویر برای مخدوش كردن چهره اش استفاده کنند، عاملی که در اینجا به عنوان حکم ثانویه مطرح است، وهن مذهب است.

استاندارد دوگانه غرب در برخورد با تشیع واقعی و تشیع انگلیسی

این كارشناس مسائل مذهبی درباره استقبال استكبار از رفتارهای موهن این فرقه گفت: کشور انگلستان که همایش شیرخوارگان حسینی را ممنوع اعلام كرده و مانع برگزاری آن است و چون می داند مظلومیت شیرخوار اباعبدالله الحسین(ع) به حقانیت امام حسین(ع) و تشیع کمک می کند؛ نه تنها با رواج قمه زنی مشکلی ندارد بلکه حتی رسانه، سایت اینترنتی و شبکه های ماهواره ای در اختیار اینها قرار می دهد تا قمه زنی ترویج كنند.

در ادامه برنامه دکتر افقهی در رابطه با رویکرد تشیع انگلیسی نسبت به گروه های تروریستی و تکفیری نیز گفت: این جریان به جای تکیه بر ارزش های انسان ساز اسلام، بر روایاتی بسیار ضعیف که محل مناقشه است تاکید دارد. از سوی دیگر وقتی با گروه تروریستی مثل داعش که مظهر ظلم افراطی است مواجه می شوند، سکوت می کنند و حتی کلمه ای در جهت اعلام جهاد با آن سخن نمی گویند!

وی افزود: خود را حافظ خون سیدالشهدا می دانند اما در برابر گروههای تروریستی چون داعش که دشمن ترین دشمنان امام حسین (ع) هستند و در عراق و سوریه، مسلمانان را قتل عام می کنند و هدف خود را تخریب حرم حضرت زینب(س) و حرم امام حسین(ع) عنوان می کند هیچ موضعی نمی گیرند.

وی در تشریح نگرش این جریان نسبت به مسئله فلسطین و صهیونیسم گفت: این جریان نه تنها ضدصهیونیسم نیست بلکه در مقابل روز جهانی قدس را زیر سوال می برد. همانگونه که در مقابل “هفته وحدت”، “هفته برائت” را عنوان می کنند، “روز جهانی قدس” را نیز “روز آزادسازی سامرا” نام نهادند و به شدت مخالف مسئله فلسطین هستند. فلسطینیان را ناصبی معرفی می کنند و حمایت از مردم فلسطین را حرام می دانند.

دکتر افقهی درباره راهكارهای مقابله با جریان تشیع انگلیسی چند مورد را برشمرد:

– بیان نقاط ضعف و انحراف این جریان برای نسل جوان

– برگزاری جلسات هم اندیشی توسط مدیران رسانه

– برگزاری جلسات آگاه سازی برای مسئولین هیاتها

– تشریح و تدوین همسویی راهبردی جریان شیرازی ها با سیاست های تفرقه افکنانه استکبار جهانی

– جلوگیری از فعالیت های میدانی این جریان در عرصه کتاب، جلسات، فضای مجازی و شبکه های ماهواره

– تدوین مبانی اسلام ناب محمدی و تشیع حقیقی علوی از منابع معتبر و از طریق آیات عظام و علمای اسلام

 

منبع : جهان نیوز