نوشته‌ها

هدف تشیع انگلیسی و سرویس های جاسوسی ، مرجع تراشی است

به گزارش قادمون ، آیت الله محسن اراکی در برنامه جهان آرا در پاسخ به این سوال که اخیرا رهبر معظم انقلاب درباره تشیع انگلیسی، عمامه ها و آخوند انگلیسی فرمایشاتی داشتند که این تعابیر کم سابقه بوده است، این موضوع که در سال های اخیر از سوی ایشان مطرح شده چقدر جدی است و چقدر باید به آن توجه کرد؟ گفت:

در حقیقت حوزۀ علمیه ی شیعی امروز قلب تحولی است که نه‌تنها در منطقۀ ما بلکه در جهان در حال شکل گرفتن است. امروز تحول بسیار گسترده‌ای در سطح جهان در حال شکل‌گیری است؛ این تحول هم سیاسی است، هم اجتماعی است و هم ابعاد بسیار مختلف و گوناگونی دارد. نقطه آغاز این تحولی که در حال شکل‌گیری و گسترش است، حوزه‌های علمیه‌ خصوصا، حوزۀ علمیه قم است. همین نکته است که به حوزۀ علمیه قم جایگاه استثنائی می‌بخشد و به همین دلیل است که گاهی حوزۀ علمیه قم مورد هجوم قرار می‌گیرد که باید گفت این موضع، قلب آماج از سوی دشمن است. دشمن به همۀ هویت جامعه اسلامی، ارزش‌های ما، حتی ثروت ما، توان انسانی ما هجوم گسترده‌ای دارد و یک هجوم بسیار وسیعی متوجه جامعه اسلامی و بالأخص متوجه جامعه ایران است؛ به دلیل اینکه پرچم این تحول را ملت ایران و انقلاب ایران و رهبر انقلاب اسلامی ایران به عهده دارند.

یک روزی حوزۀ علمیه در حد اقتضای آن روز، یک مجمعی از علما و اساتیدی بوده، که تنها کار علمی می‌کرده‌اند؛ امروز بحث کار علمیِ صرف مطرح نیست؛ بلکه بحثِ رهبریِ تحول نوین در جهانِ کنونی است. پرچمِ رهبریِ این تحول نوین در دست حوزۀ علمیه است. یک چنین حوزۀ علمیه‌ای، با چنین جایگاه و رسالتی قطعاً باید در ابعاد مختلف –هم در ابعاد فکری و اندیشه‌ای، هم در ابعاد رفتاری و هم در ابعاد عملیاتی- به سطحی ارتقا پیدا کند که بتواند با این جایگاه تناسب داشته باشد.

این جایگاه حوزه علمیه، مطالباتی را نیز ایجاد کرده است؛ امروز مطالبات از حوزۀ علمیه قم از همۀجهان مطرح است؛ این مطالبات، تنها از سوی جهان اسلام نیست، بلکه حتی از کشورهای غیر اسلامی هم این مطالبات صورت می‌گیرد. امروز با همۀ این هجومِ فرهنگی که علیه اسلام، ایران، انقلاب و تشیع به وجود آورده‌اند و با وجود همۀ جریان‌هایی اسلام هراسی، ایران هراسی، تشیع هراسی و حتی حوزه هراسی، روحانی هراسی، توجه زیادی به حوزه‌ها شده است که نشئت گرفته از این رسالت عظیمی است که بر دوش حوزه است. این جریان‌ها یک پرسش‌هایی را در اذهان عامۀ مردم در سراسر جهان به وجود آورده‌اند؛ یعنی هیچ نقطه‌ای از جهان امروز وجود ندارد که درباره ایران سؤال نکند که انقلاب اسلامی چه مقوله‌ای است؟ تشیع چه مقوله‌ای است؟ این اسلامی که ایران به جهان عرضه می‌کند چه نوع اسلامی است و چه تفاوتی با اسلامِ داعش دارد، چه تفاوتی با اسلام عربستان دارد، چه تفاوتی دارد با یک اسلامِ ساکنی که اصلاً دغدغه تحولات جهان معاصر را ندارد؟

این پرسش‌ها مطالبات از حوزه قم را بالا می‌برد. امروز حوزه قم، باید بتواند پاسخگو باشد، نه‌تنها پاسخگوی نیازهای نظام که این اولین نیاز و مهم‌ترین نیاز است- بلکه باید پاسخگوی مطالباتِ جهانی که، تشنه شنیدن حرف اسلام و پیام اسلامی است که توانسته منشأ این تحول بزرگ در جهان باشد. به همین دلیل است که هم حوزه و هم بزرگان آن نقش بسیار پراهمیتی دارند. این مطالبات، مطالباتی جدی است.

انگیزه های متضادِ درون حوزه

ما همیشه در حوزه‌ها دو جریان داشته‌ایم و این دو جریان جدید هم نیستند. یک جریان، جریانی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم با چند خصوصیت می‌توانیم آن را تعریف کنیم؛ جریانی که اولاً اسلام را ظاهری می‌شناسد و اصلاً توجهی به مغز اسلام ندارد. مثلاً توحید یعنی چه؟ این جریان -که اثر گرفته از تحریفاتی است که در سایر ادیان به وجود آمده است- می‌گوید خدا یعنی کسی که این جهان را آفرید و مثل پدربزرگی که بازنشسته شده و کاری به این جهان و جامعه بشری ندارد، او را رها کرده است.

اما آیا معنای اله این است؟ یا اله یعنی کسی که مدیریت جهان و جامعۀ بشری بر عهده اوست؟ مدیریت همۀ اشیاء به دست اوست؛ «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» و در حقیقت فرمانروا و مَلِک است، «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ»؛ لکن مَلِکِ قدّوس است؛ پادشاه هست ولی نه پادشاهی از قبیل پادشاهانِ متعارف در جوامع بشری و نه پادشاه مستبدِ ظالمِ ستمگر.خداوند در قرآن کریم این‌گونه تعریف شده است؛ پادشاه رحمانِ رحیمِ قدوسِ پاکِ مهربان.

جلوه ی این پادشاهی در جامعه بشری از کجا برمی‌خیزد؟ از حوزه‌های علمیه؛ این مغزِ حرف ماست. پس یک جریانی هست که خدا را این‌گونه می‌شناسد که فرمانرواست و این فرمانروایی باید عملیاتی شود. جریانی که خدا را این‌گونه می‌شناسد، دین را برنامه مدیریت جامعۀ بشر در تمام ابعاد می‌داند. لذا با آن جریانی که خدا را یک آفریننده ی از کار افتاده و تاریخ‌مصرف گذشته می‌داند خیلی با هم تفاوت دارند. برنامۀ دینِ منهای سیاست و دین جدای از سیاست، مبتنی بر آن نگاهی است که خدا را تاریخ‌مصرف گذشته می‌شناسد و خدا را مثل میراث فرهنگی و آثار باستانی و مربوط به امور باستانی می‌داند.

کاری که امام(ره) کردند این بود که حوزه‌ها را به حرکت درآورده و جریان سطحی نگر را در حوزه‌ها منزوی کردند. اما امروز یک خطری حوزه‌ها را تهدید می‌کند و آن خطر این است که آن جریانِ در حاشیه رفته، بخواهد مجدداً وارد متن شود و بازهم با بهانه‌های مختلف، اسلام را به شیوه خود معرفی کند. در اسلام، توحید، نبوت و امامت سیاسی است. این خطر، نزدیک است.

به دلیل مطالعات زیادی که دشمن در مورد حوزه‌های علمیه ما کرده است؛ دانشگاه‌هایی که امروز بر روی اسلامِ ایران کار می‌کنند -این اسلامی که اسلامِ انقلاب اسلامی است و امام خمینی(ره) معرفی کردند- از دانشگاه‌های کشور ما بسیار بیشتر است؛ چه در آمریکا، چه در بریتانیا، چه در دیگر کشورهای اروپایی و چه در خودِ رژیم اشغالگر صهیونیستی به‌صورت خاص دانشگاه‌هایی هستند که مطالعات گسترده‌ای در این زمینه دارند. هدف از مطالعات نیز این است که جریان‌هایی که می‌توانند علیه جریان انقلاب اسلامی عمل کنند را تقویت، راه‌اندازی و حمایت کنند، چه حمایت مالی، چه حمایت سیاسی، چه حمایت‌های رسانه‌ای و … . این یک خطر بسیار جدی و بالفعل است.

نفوذ در حوزه ها

می‌خواهند همان‌طور که تز انقلاب از حوزه‌های علمیه خارج شد، آنتی‌تز آن نیز از همین حوزه‌ها خارج شود و قطعاً هم ‌چنین عمل خواهند کرد؛ یعنی آن‌ها می‌دانند که حوزۀ علمیه، مقوله‌ای نیست که بتوان از بیرون به آن هجوم آورد لذا قطعاً سعی می‌کنند جریان‌هایی را در درون حوزه به وجود آورند که حوزه را از درون دچار چالش کنند.

اگر بگوییم دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن حتی اسامی طلابِ فعال حوزۀ علمیه قم را رصد می‌کنند، مبالغه نکرده‌ایم و بنده علامت‌ها و دلایلی بر وجود چنین رصدی دارم. سپس گزینش می‌کنند، البته با وسایطی. بطور مثال؛ یک تاجری در آن‌طرف دنیا -ممکن است ایرانی هم باشد- می‌گوید من می‌خواهم کمکی بکنم و مثلاً وجوهات بدهم. کسی نمی‌داند که این تاجر از کجا و با چه انگیزه‌ای آمده است. امثال این نوع حرکت‌ها صورت می‌گیرد و از این طریق، پشتیبانی‌هایی از جریان‌های منحرف به وجود می‌آید یا دوباره به متن بازمیگردند.

از لحاظ مایه ی شهادت، حوزه، بهترین محصولات خود را در طبق اخلاص تقدیم انقلاب و تقدیم خدا کرده است. مگر ما می‌توانیم چند نفر دیگر مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید مدنی، شهید دستغیب و بزرگان دیگر داشته باشیم؟ به‌هرحال محصولات برتر حوزه را دست‌چین کردند و در یک هجومِ سازمان‌یافته آن‌ها را برچیدند. این هجومی که در آغاز انجام گرفت همچنان ادامه دارد، منتها امروز دیگر چینش، چینشِ سخت نیست؛ یعنی کمتر از ترور برای چیدن استفاده می‌کنند. امروز گاهی از ترور شخصیتی استفاده می‌کنند اما برای بزرگان؛ بنده نمی‌خواهم اسم بیاورم ولی در حوزه بزرگانی را داریم که شدیدترین ترورهای شخصیتی در طی همین ده سال اخیر نسبت به آن‌ها انجام گرفته است. متفکرین بزرگ، فلاسفه اندیشمند، پرتوان و مولّد. بنابراین از یک‌سو به‌حاشیه راندن عناصر اصلی انقلاب و از سوی دیگر ترویج عناصر غیرانقلابی و عناصر بی‌تفاوت، صورت گرفته است.

غیرانقلابی به چه معنی است؟ انسان‌های غیرانقلابی چند خاصیت دارند؛ اولاً قائل به ترجیحِ فرع بر اصل هستند؛ در نظر این‌ها اسلام چیست؟ نماز و روزه و برنامه‌های فردی. درحالی‌که در روایات ما آمده است که اگر در روزه و نماز ولایت نباشد، عبادت هیچ است. ولایت یعنی سیاست. اسلامِ بدون سیاست، اسلام پوک است نمازی که در آن سیاست نباشد و نمازی که در آن ارتباط سیاسی با مدیریت سیاسی الهی وجود نداشته باشد، پوک است. چنین حجی هم پوک است. در روایت آمده است که امام باقر(ع) در دوران بنی‌امیه نگاهی به برخی از حاجی‌ها انداختند و فرمودند: «هَکذَا کانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّهِ إِنَّمَا أُمِرُوا لِکَی یَأتُوا إلَینا و یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ». این نوع طوافی که شما می‌بینید همان طوافی است که در جاهلیت هم انجام می‌دادند؛ آن حجی که قرآن دستور داده و اسلام گفته، حجّی است که سراغ ما بیایند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. بنابراین اولین کار عناصر غیرانقلابی به حاشیه راندن دین است.

حتی گاهی برخی از علمای حوزه را ملامت می‌کنند که شما چرا در سیاست وارد می‌شوید، این سیاست را برای دیگران بگذارید. یک وقتی حضرت امام(ره) می‌فرمودند: وقتی در زندان بودند یکی از سران رژیم در زندان گفت این سیاست همه‌اش حیله‌گری و دروغ است پس آن را برای ما بگذارید و کاری به سیاست نداشته باشید، این در شأن شما نیست. اما سیاستی که امیرالمؤمنین(ع) برای همین سیاست همۀ عمر خود را گذاشتند [نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئلۀ دین است]. اگر بخواهیم این سیاست را از دین جدا کنیم باید حسین بن علی(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و رسول‌الله(ص) را هم کنار بگذاریم به دلیل اینکه وجود رسول‌الله(ص) یعنی سیاست، در قرآن کریم رسول اکرم(ص) به این شکل معرفی شده است: «أَطِیعُوا اَللّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ» این اطیعوا یعنی سیاست. دوماً بی‌تفاوتی و ترویج روحیه عافیت‌طلبی است؛ که این کارها دردسر دارد و بحث سیاست و این موارد است و به ما ربطی ندارد. بنده در یاد دارم که در آغاز طلبگی در نجف بودیم، خیلی‌ها به ما از باب نصیحت می‌گفتند که در مسائل سیاسی وارد نشویم، این‌ها برای شما زندان و شکنجه و دردسر دارد، این روحیه عافیت‌طلبی است.

بحث سوم که بحث بسیار مهمی است، این است که اگر کسی می‌خواهد در بین مردم محترم بماند، محبوب بماند، باید بگذارد دین مورد علاقه مردم باشد، بگذارید علما مورد علاقه و محبت مردم باشد. وقتی وارد مسائل سیاسی می‌شوید در آن درگیری و جبهه‌بندی است که مردم را از علما دور می‌کند. این نوع ترویج کار در حقیقت همان چیزی است که ما از آن به حوزۀ غیر انقلابی تعبیر می‌کنیم. اما در حقیقت رسول اکرم(ص) که صاحب این دین است، فرمانروای ماست، ما به او به چشم خلیفه الله نگاه می‌کنیم [کسی که از طرف خداوند اختیار حکومت دارد.]

حوزه ضدانقلاب؟

همیشه حوزۀ ضدانقلاب داشته‌ایم برای مثال از آن دورانی که ما در نجف بودیم یک جریانی در نجف بود –البته در قم هم به یک‌شکل دیگری بود- که به حضرت امام(ره) در آن زمان می‌گفتند کمونیست! امامی که مظهر عبادت و اخلاص برای خدا و مظهر تقوا و مظهر پرستش الهی بود را به این شکل معرفی می‌کردند. البته دستگاه‌های امنیتی و شاه و غیر شاه در کار دخیل بوده و حمایت می‌کردند.

گاهی حتی یک استاد انقلابی حوزه هم تحت تأثیر امواج غیرانقلابی میگوید: “جا داشت که حوزه در مسئلۀ انتخابات اصلاً شرکت نمی‌کرد زیرا این خیلی شرم‌آور است که انسان ببیند که یک طلبه‌ای در کنار خیابان نشسته و تبلیغ یک کاندیدای سیاسی را می‌کند. در قدیم هم می‌گفتند –حتی در نگاه فقهی ما هم است- گاهی مثال می‌زدند که خلاف مروتی که را از عدالت شخص می‌اندازد و دیگر نمی‌توان پشت سر او نماز خواند، این بود که می‌گفتند “کالفقیه یلبس لباس الجندی” یعنی یک فقیهی لباس سربازی بپوشد و این موضوع را به‌عنوان یک کار خلاف مروت تلقی می‌کردند. اما امام(ره) آمد و فقها را به جبهه برد، برای مثال مرحوم شهید آیت‌الله مدنی لباس پاسداری پوشید، مرحوم اصفهانی آن پیرمرد هشتادساله لباس پاسداری پوشید.

در حال حاضر هم به یک‌شکل دیگری مثلاً سیاست را این‌گونه می‌دانند. با این نگاه پس چه کسی باید وارد سیاست شود؟ در اصل سیاست کار حوزه‌هاست؛ کار حوزه‌‌ها دعوت به اطاعت خداست. اطاعت خدا یعنی اطاعت رسول، یعنی اطاعت امام یعنی اطاعت اولی امری که فقه امروزی است. در حقیقت امام زمان(عج) امروز امامت می‌کند یا خیر؟ این سؤال از کسانی است که گاهی در مسائل سیاسی تشکیک می‌کنند، اگر امام زمان(عج) الآن بخواهد امامت کند، امامت یعنی امروز به‌وسیله نمایندگان خدا فروانروایی کند، این فروانروایی باید از سوی حوزه‌ها تقویت شود.

لزوم پرهیز از عوام زدگی

ما در بحث‌های خود در این مباحث بیان کرده‌ایم که فرمانروا باید با بدنه جامعه اسلامی طی دو پیوند برقرار کند؛ یکی پیمان اطاعت یکی پیمان نصرت. فرمانروای الهی را باید یاری کرد.

به‌هرحال قشر عوام‌زده که راهی با انقلاب نداشت درنتیجه انقلاب کاملاً منزوی شده و به حاشیه رفته است. اما دست‌هایی در کار است که این قشر را دوباره به متن بازگردانند. این آن خطری است که گاهی مقام معظم رهبری آن را گوش‌زد می‌کند و همۀ انقلابیون باید متوجه این خطر باشند. خواه‌ناخواه یکی از نمادهای این جریان به حاشیه رفته همین عوام‌زدگی است که البته مطلب دو طرفه است؛ یعنی عوام‌فریبی و عوام‌زدگی است. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود می‌فرماید: نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد. امروز یک خطری که حوزه‌های ما را تهدید می‌کند این است که حوزه‌های ما خدا نکرده تحت تأثیر نااهلان قرار بگیرند. یکی از مشخصات عناصر نااهل این است که اینها با تظاهر، آنچه سلیقه و مذاق بعضی از عوام است را تشخیص داده و انتخاب کرده و خود را با آن مذاق هماهنگ می‌کند. این هم عوام‌زدگی است و هم عوام‌فریبی است. این عوام‌فریبی است که با همرنگ کردن خود به شکل عوام و طبق سلیقۀ عوام حرکت کردن سعی در جذب عوام دارند.

حضرت امام(ره) که می‌آمدند در حوزه و می‌دیدند که یک طلبه‌ای نمی‌داند که چه روزی از هفته است و حتی نمی‌داند که ساعت چه ساعتی است؛ می‌گفتند که این طلبه نادان، طلبۀ بسیار خوبی است به دلیل اینکه اصلاً کاری به کار این عالم ندارد.

پیشینه تشیع انگلیسی

باید ببینیم که چه چیزی حکومت امیرالمومنین (ع) را با چالش جدی روبرو کرد؟ معاویه نتوانست بر حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیروز شود اما کسی که ایشان را به شهادت رساند و جامعه بشر را از یک رهبری الهی مقتدر بی‌نظیر محروم کرد، یک خارجی بود؛ خارجی همانی است که کاملاً تظاهر به تدین می‌کرده و قرآن می‌خوانده است. در حمایل این خوارجِ دوران حضرت امیر(ع) همیشه قرآن بوده است. در یکی شب‌های تاریک کوفه حضرت با یکی از اصحاب در حال حرکت بودند که صدای قرآنی از شخصی که در حال عبادت بود به گوش می‌آمد. کسی که همراه حضرت امیر(ع) بود گفت که این چه صدای روحانی و معنوی و زیبایی دارد. بعد در جنگ با خوارج، همان شخص در کنار حضرت در حال حرکت بود؛ وقتی‌که حضرت بر سر یکی از کشته‌های خوارج رسید فرمود: این همان کسی است که شما آن شب صدای قرآن آن را شنیدی و از صدای او خوشنود شدی. جریاناتی که می‌توانند جریاناتِ دینیِ نیرومند را دچار چالش کنند، باید از خود دین برخیزند. این یک مشکل بسیار اساسی است و باید متوجه این مسئله بود. در قرآن کریم احبار و رهبان ادیان سابق را در بسیاری از مسائل به‌عنوان مسئول انحرافات مردم آنها قرار می‌دهد. البته در روایات و در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است که علمای امت رسول‌الله(ص) و بالأخص علمای تابع اهل‌بیت(س) در این جنبه از سوی خداوند متعال مورد تأیید خاصی هستند و خداوند متعال از حوزه‌ها و مقام مرجعیت ما دفع خطر کرده و از آن نگهبانی می‌کند. اما ما مسئول هستیم که هشیار باشیم.

یکی از خطراتی که امروز حوزه‌های علمیه را تهدید می‌کند، ایجاد جریان‌های بدیل جریان‌های انقلاب در متن حوزه‌هاست و حتی هدف دارند که از این طریق یک سری مرجعیت‌هایی را بتراشند و سیستم تشیع را به سمت دیگری بکشانند. من اطلاع دارم که امروز سرویس‌های جاسوسی هم روی حوزه نجف و هم بر روی حوزۀ علمیه قم کار می‌کنند تا برای آینده یک سری جایگزین‌ها را بتراشند آن هم از طریق پشتیبانی‌های مالی و رسانه‌ای و گوناگون از راه اینکه برای آنها یک زمینۀ اجتماعی فراهم کنند و آنها را برای به عنوان مرجعیت آینده جهان تشیع کاندیدا کنند. در حال حاضر این کار در حال شدن است. البته به عقیده ما این کار ان‌شاءالله موفق نخواهد شد، اما باید به این خطر آشنا باشیم. دیدگاه تشیع انگلیسی هم از همین طراز است، مثلاً سازمان امنیت انگلیس، اطلاعات بسیار جامعی از وضیعت حوزه‌های ما دارد. به دلیل اینکه حوزه‌های ما قریب به دویست سال است در یک چالش بسیار سهمگین با نوعی از قدرت بریتانیا و قدرت استعماری آن هستند و به دلیل این چالش درازمدت آنها یک سری مطالعات فراوانی را در طول این مدت دارند. آنها حتی خانواده‌های علمی ما را می‌شناسند و ارتباط این خانواده‌ها را با حوزه‌ها و جریان‌های مذهبی، ارتباط آنها با مردم و مراکز دینی را مطالعه کرده‌اند. آنها سعی می‌کنند که از خاندان‌های دینیِ معروف، سربازگیری کنند. امروزه یکی از چیزهایی را که خاندان‌های دینی ما و بیوت مراجع متوجه باشند این نکته استکه بنده آن را از روی اطلاع عرض می‌کنم.

البته باید تبیین شود که وقتی مقام معظم رهبری بیان می‌کند تشیع انگلیسی، مقصود تشیعی که در انگلیس وجود دارد نیست، یعنی شیعیان انگلیسی هم مانند شیعیان دیگری که در مناطق دیگر هستند، شیعیان مخلصی هستند. اما اینکه گفته می‌شود تشیع انگلیسی یعنی تشیع دست ساخت‌ها آنها، تشیعی که تبدیل به ابزار کار آنها شده است. بله دستگاه‌های جاسوس و امنیتی آنها در همچنین گزینش‌هایی سعی دارند؛ لذا بیوت مراجع باید کاملاً هوشیار باشند. گاهی بدون اینکه شخص مطلع باشد، بدون اینکه متوجه باشد ابزاردست قرار می‌گیرد، به دلیل اینکه اگر مستقیم به یک کسی بگویند که برای ما کار کند، کسی این کار را انجام نمی‌دهد.

برای مثال بنده در مجلسی حاضر بودم؛ دو نفر با همدیگر صحبت می‌کردند. البته نمی‌خواستند که حرفشان به گوش من برسد اما به دلیل اینکه نزدیک آنها نشسته بودم صدایشان را بدون اینکه خودم بخواهم، شنیدم. یکی از آنها بیان می‌کرد: من به وزارت خارجه انگلیس گفته‌ام که اگر بخواهید در فلان مرجع –اسم یکی از مراجع فعلی- اثر بگذارید، این مرجع کسی نیست که شماها را بپذیرد، اگر می‌خواهید در او اثر بگذارید باید از فلان شخصیت استفاده کنید. اسم یکی از شخصی‌های معتبر مذهبی و اجتماعی را آوردند. آن هم از طریق اینکه ما مصلحت تشیع را می‌دانیم! این موضوع را خود بنده شنیدم!

در یک وقتی هم شخصی نزد بنده آمد و یک سؤال فقهی داشت؛ البته بعد معلوم شد کسی که این سؤال فقهی را کرده است با همان شبکه‌های جاسوسی ارتباط داشته است و می‌خواست برای کار خود یک پوشش فقهی هم فراهم کند. بیان می‌کرد که دستگاه امنیتی انگلیس به یک‌شکلی با من ارتباط برقرار کرده‌اند و گفته‌اند یک گزارشی از شیعیان کویت برای آنها تهیه کنم. بعد این از من سؤال می‌کرد: اگر این گزارش را تهیه کنم، می‌توانم طوری تهیه کنم که به نفع شیعیان کویت تمام شود. اما اگر من تهیه نکنم، ممکن است دیگری این کار را انجام دهد که به ضرر شیعیان کویت تمام شود. آیا من از نظر شرعی مجاز هستم که چنین کاری بکنم؟ بنده به او گفتم که به‌هیچ‌وجه مجاز نبوده و هرگونه همکاری در این زمینه نامشروع و حرام و از کبائر است. گاهی با این شیوه جلو می‌آیند. لذا باید هوشمند بود و بیوت مراجع هم باید خیلی هشیار باشند که الحمدلله هوشیار هم هستند. ما هم مطمئن هستیم که آنها به‌هرحال موفق نخواهند شد اما باید این هوشمندیها را داشته باشیم، کافی است که ما در یکجا خطا کنیم و یا در یکجا خواب بوده و یا آنها از غفلت ما استفاده کنند.

تلاقی جریان غرب زده و جریان متحجر

تشیع انگلیس یک نفاق دوسویه است؛ مثلاً همین رئوس تشیع انگلیسی که در تحجر نظیر ندارند ببینید چه روابطی با روشنفکران دارند؛ یا این روشنفکران سیاسی که دیگران را به تحجر متهم می‌کنند، با رئوس این جریان تشیع انگلیسی رابطۀ خیلی خوبی دارند. اخیراً مشاهده شد که برخی از این رئوس جریان روشنفکر با یکی از رئوس تشیع انگلیسی دیداری انجام داده بود. یعنی رابطۀ آنها با هم دیگر خیلی خوب است زیرا جامع مشترک و نقطه اشتراک آنها ضدیت با انقلاب اسلامی است. وقتی دشمن مشترک دارند دیگر این حرف‌ها را فراموش خواهند کرد به دلیل اینکه این حرف‌ها -حرف تحجر و روشنفکری و مسئلۀ اصلاح‌طلبی- برای یک سری اهداف سیاسی گفته می‌شود پس وقتی‌که هدف سیاسی به‌وسیله کاری انجام گیرد که ضد اصلاح‌طلبی است، همان را انجام می‌دهند.

در اوایل انقلاب یک عده‌ای بودند که خیلی ضد آمریکا بودند به‌طوری‌که اصلاً کسی به گرد پای آنها نمی‌رسید اما بعد از گذشت سال‌ها شعار لزوم ارتباط با آمریکا را دادند. به دلیل اینکه آنها روی خط و تحلیل روشن و با یک مبدأ و میزان خاصی عمل نمی‌کنند، ملاک، منافع سیاسی و یا دشمنی با خط اصیل انقلاب اسلامی است.

پاسخگویی حوزه به پرسش های کلان نظام اسلامی

بنده معتقد هستم که حوزه‌های علمیه در همۀ دوره‌ها خطرات برتر را پاسخگو بودند. حوزۀ علمیه قم بالأخص در یک دوره‌ای که دورۀ آغاز انقلاب اسلامی بود و تهاجم به مبانی انقلاب شروع شد، چالش‌های عظیمی که به مبانی فکری متوجه به بنیاد انقلاب اسلامی بود واقعاً پاسخگو بود. حوزۀ علمیه موفق شد قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کند و ارائه بدهد و به تصویب مردم برساند. بعد از سال‌های اولیه انقلاب یک نوع هجوم فکری دیگری به سمت انقلاب صورت گرفت که اساس آن سعی در جدا کردن مردم از حوزه‌ها و مرجعیت دینی بود. مثلاً مسئلۀ تعدد قرائات و این مسئله که فهم دین نباید در انحصار روحانیت باشد. -البته منظور ما این نیست که باید انحصار باشد اما این مسائل مربوط به متخصص است که باید در هر رشته‌ای متخصص پاسخگو باشند.- حتی کار را به بشری کردن قرآن کریم هم کشیده شد، کار به بشری کردن متون دینی و زیرسوال بردن عصمت قرآن و ائمه اطهار(س) بود و در این حد شبهات بسیار گسترده‌ای جامعه را فراگرفت. به‌هرحال حوزه‌ها سینه سپر کردند، واقعاً خوب از عهدۀ پاسخ به این مسائل بیرون آمدند. بزرگانی مانند آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جوادی آملی و شاگردان این بزرگواران واقعاً خوب عمل کردند.

در حال حاضر ما در یک دورۀ جدید حضور داریم؛ در حقیقت این سه دهه از عمر حوزه‌ها صرف این مسائل شده است. به‌هرحال مسئلۀ جنگ هم اثرگذار بود و بخشی از نیروهای حوزه هم در بسیج مردم هزینه شد. امروز در حدود ده دوازده سال است که حوزه‌ها به این سمت رو آورده‌اند و –مخصوصاً بعد از فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در حوزۀ علمیه قم مطرح کردند و مطالبات نظام را از حوزه به‌طورجدی مطرح کردند- مسئلۀ فقه نظام امروز در حوزه به‌طور جدی مطرح شده است. فقه جواهری منحصر به فقه عبادات و معاملات که در گذشته مورد بحث قرار می‌گرفته است، نیست. فقهی که از آن به خرد تعبیر می‌کنیم بستر فقه کلان است و باید آن فقه را داشته باشیم تا به فقه کلان برسیم. فقه عبادات و معاملات و همین فقهی که در کتب فقهی ما است –از دوران شیخ طوسی تا دوران مرحوم آقای حکیم، همچنین تقریرات مرحوم آقای خوئی و حضرت امام- این‌ها همان فقهی است که بستر استنباط فقه کلان است. فقه کلان یعنی فقه پاسخگوی نظام.

بنده این را بیان می‌کنم که در حال حاضر حوزۀ علمیه ما پاسخگو است، یعنی بحث‌هایی در رابطه با نظام بانکی نوین دارد. البته نه این نظام بانکی رسمی موجود زیرا این نظام بانکی رسمی موجود بر اساس فقه خرد تنظیم شده است. اما ما مقوله بانک داریم؛ مقوله بانک رفتار اجتماعی است، رفتار فردی نیست و یک معامله فردی نیست که هم من با شما معامله جعاله یا شرکه و اجاره و مضاربه کنم، یک رفتاری است که این رفتار جامعه است و بحث بر سر ثروت جامعه است، بحث بر سر نقدینگی جامعه است، بحث بر سر این است که درآمدهای در جامعه باید چرخش عادلانه‌ای پیدا کنند و بانک‌ها باید یک نظم خاص به این چرخۀ ثروت و چرخش آن بدهند. این مقوله‌ای است که پاسخ آن در فقه ما است اما باید کار اساسی بر روی آن انجام گیرد؛ فقه نظام اقتصادی ما غیر از فقه خرد محاورات اقتصادی است. فقه سیاسی ما فقهی است که باید بر روی آن کار اصلی انجام گیرد که تاکنون هم‌کارهای بسیار زیادی در حوزۀ علمیه قم انجام گرفته است. من معتقد هستم که باید در حال حاضر یک سری همکاری بین نهادهای دولتی و بین مراکز حوزوی مولد فقه نظام انجام گیرد، به دلیل اینکه ما دو مرحله برای پاسخگویی به نیازهای نیاز داریم؛ یکی تولید اندیشه فقهی متناسب با نیازهاست، مرحله دیگر مرحله کارشناسان و مرحله مدیران اجرایی است که باید این فقه تولید شده را با الگوی عملیاتی قابل‌اجرا در صحن کنند.

آیت الله “محسن اراکی” دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی : تشیع انگلیسی همان صهیونیسم است

آیت الله “محسن اراکی” دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، در گفت وگو با خبرگزاری تقریب، به سوالاتی در زمینه علل توجه به موضوع تقریب در جهان اسلام و نگاه راهبردی امامین انقلاب اسلامی  به مساله تقریب پاسخ دادند.

مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:

با تشکر از حضرت آیت الله اراکی که این فرصت را در اختیار خبرگزاری تقریب قرار دادند و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان و عرض تسلیت پیشاپیش به مناسبت سالروز ارتحال امام راحل عظیم الشأن(ره)؛ همانطور که می دانیم نگاه به موضوع تقریب، در جهان اسلام سابقه ای طولانی دارد؛ به دلیل تنازعات تفرقه انگیز بسیار در جهان اسلام و اقداماتی که در طول عمر ۱۴۰۰ ساله جهان اسلام در این حوزه انجام شده است. اما در یکصد سال اخیر اتفاقات جدیدی در جهان اسلام رخ داده است از جمله حضور استعمار که باعث شده حرکت  های تقریبی رنگ و بوی جدی تری به خود بگیرند. حضرتعالی نگاه خود را درباره علل توجه به موضوع تقریب در یکصد سال اخیر مشروحاً بفرمایید.
آیت الله اراکی: بسم الله الرحمن الرحیم. همانطور که اشاره کردید، مساله اختلافات درون دینی یک مساله بسیار پر سابقه است و در تاریخ همزمان با روزهای آغازین حرکت و جنبش انبیا (ع)، جریان های تفرقه انگیزی برای مقابله با این جنبش رخ نموده اند. تا آنجا که خداوند در قرآن کریم، یکی از مسئولیت ها و وظایف انبیا را مبارزه با تفرقه اعلام کرده است. خداوند می فرماید: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ  …»: همه ادیان و انبیای بزرگ تاریخ ادیان را ما مأمور کردیم که دین را به پا دارید و از تفرقه در دین بپرهیزید.

این تفرقه در دین که امر به پرهیز از آن شده است، به معنای مبارزه با همه عوامل تفرقه زاست. در تاریخ اسلام هم متاسفانه از آغازین روزهای پس از رحلت رسول خدا (ص) مشکلات مربوط به تفرقه در جهان اسلام آغاز شد. اما تا آنجا که به جامعه اسلامی و مسائل درون جامعه ای آن مربوط بود، رهبران جهان اسلام همواره سعی در مبارزه با این پدیده های تفرقه زا داشته اند و توفیقات بسیار خوبی در طول تاریخ حاصل شده است.

اینگونه بود که جامعه اسلامی از پراکندگی دور نگه داشته شد. اما یک تاریخ بسیار طولانیِ سراسر یکپارچگی در جامعه اسلامی را شاهد بودیم که هرگاه هریک از عوامل تفرقه زا خواستند فتنه ای را ایجاد کنند، به وسیله مصلحان و عالمان و عناصر دلسوز در جوامع اسلامی کنترل شده است.

ما از ۲۰۰ سال پیش شاهد بودیم که سایه قدرت های استعماری بر کشورهای اسلامی سنگینی کرده است؛ از جمله سیطره انگیسی ها بر هندوستان (تمام شبه قاره هند) و تأثیرگذاری  این سیطره بر کل منطقه. یکی از سیاست های اساسی انگلیس ایجاد تفرقه دینی و ایجاد مذاهب دروغین و جنگ با دین تحت پوشش دین بود که کاری سازمان یافته ای به شمار می رفت. در گذشته همواره بدعت گذاری وجود داشته است اما اینکه این بدعت گذاری به طور سازمان یافته به وسیله قدرت های جهانی، از حمایت مالی، سیاسی، تبلیغاتی و رسانه ای برخوردار شود، اقدامی کم سابقه یا بی سابقه بوده است.

متاسفانه این جریان پس از پیروزی انقلاب و جنبش بیداری جهانی اسلامی شتاب بیشتری به خود گرفت. این جنبش که عمدتاً بعد از پیروزی انقلاب به اوج خود رسید، موج عجیبی در جهان ایجاد کرد و همه جهان را به قدرت دین متوجه ساخت و به تدریج دین به خصوص دین اسلام، محور جنبش های آزادی بخش شد. در کل کشورهای اسلامی پرچم دین به طور ویژه ای به وسیله جوانان به اهتزاز درآمد؛ نسل جوانی که در دوران هجوم تمدن ملحد و مادیگرای غرب و در اثر نفوذ تفکر مادیگرا و ضد دینی غرب بر دانشگاه ها و مجامع فرهنگی، از دین اسلام فاصله گرفته و از آن رویگردان شده بودند.

با جنبشی که امام آغاز کردند و بحمدالله به پیروزی عجیب و شگفت انگیز انقلاب در سال ۵۷ انجامید، رویکرد جوامع اسلامی کاملا تغییر کرد. همان دانشگاه هایی که بنا بود با سیاستِ سیاستگذاران غربی تبدیل به بستر الحاد و رویگردانی از دین شود، به مراکز ترویج دین تبدیل شدند. همان جوانها و قشرهای دانشگاهی به کمک حوزه های علمیه و همکاری تنگاتنگ آنها و شخصیت های برجسته علمی و دینی تبدیل شدند به پرچمدار ترویج دین.

انقلاب دینی و انقلاب اسلامی از دانشگاه ها و مراکز دینی به سراسر جامعه منتقل می شد. این جریان از ایران به همه کشورهای دیگر انتقال یافت و به تدریج اروپا و آمریکا و نسل های جوان مسلمان در کشورهای اروپایی با آن آشنا شدند.

برنامه هایی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی برای نسل جوان مسلمانان مهاجر یا نومسلمانان چیده بودند، این بود که نسل جوان کلا از دین بریده می شدند. زیرا مهندسی اجتماعی فرهنگی جوامع غربی به گونه ای است که هر موجودی در آن جوامع بخواهد رشد کند، به ناچار در فرهنگ و ارزشهای فرهنگی آن ذوب می شود.

قدرت انقلاب آنقدر قدرت سازنده ای بود که مهندسی های فرهنگی اجتماعی دستگاه های سیاستگذار غربی را کاملا در هم شکست و نسل جوان اروپا و آمریکا پرچمدار دین و ارزشهای دینی شد؛ آن هم با نگاه انقلابی امام خمینی (ره) که نگاه شورش علیه ستم، سلطه های نابجا، تبعیض، قیام علیه هر نوع نابسامانی اجتماعی، دعوت به سوی عدالت، ارزشهای اجتماعی، تقوا، فضیلت و ایجاد یک جبهه متحد، یکپارچه، قدرتمند، مصمم و با اراده علیه قدرت های سلطه گر بود.

این مساله موجب شد تا قدرت های ستمگری که سلطه خود بر جهان را در معرض خطر می دیدند با تمام قوا برای مبارزه علیه این جریان انقلابی و جنبش احیاگر نو وارد صحنه شوند. این قدرت ها به این نتیجه رسیدند که قدرت عمده این جنبش جدید در یکپارچگی صفوف پرچمداران و نیروی جنبش گرایی است که این حرکت را آغاز کردند و در حال ادامه دادن به آن هستند. البته حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری و همه رهبران انقلاب نیز بر این نتیجه که عمده قدرت ما در یکپارچگی ما و جهان اسلام است تأکید داشتند. پس سلاح ما همین وحدت ما بود و اینکه صدای واحدی از تمام جهان اسلام – از اندونزی تا موریتانی – بر می خاست و پشت ابرقدرت ها را خم می کرد.

بنابراین قدرت های سلطه گر مطالعات زیادی انجام دادند و بعد از جریان انقلاب دانشگاه های تل آویو، انگلیس، آمریکا، فرانسه و تا حدودی آلمان، بخش های اسلام شناسی خود را فعال کردند. انگیزه اسلام شناسی آنها نیز عمدتاً انگیزه سیاستمدارانشان یعنی جمع آوری اطلاعات کافی از جریان های داخل جهان اسلام از جمله اختلافات، نقطه های قوت و ضعف، گروه های فعال، همه شکاف ها و نقاط گسل – به تعبیر مقام معظم رهبری – بود.
هرچند که محققان و اهل فکری هم داشتند که شاید به انگیزه حقیقت یابی و طلب علم به دنبال این مسائل می رفتند.

این قدرت ها با مطالعه تفصیلی، متوجه بخش های آسیب پذیر جامعه اسلامی ما شدند و دقیقاً وحدت جهان اسلام را هدف گرفتند. اولین توطئه ای که برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام در پی آن رفتند توطئه ایجاد جنگ بین شیعه و سنی بود. آنها به این نتیجه  رسیدند که قدیمی ترین اختلافی که در جامعه اسلامی وجود دارد، گسل شیعه و سنی است زیرا بعد از رسول خدا (ص) اولین اختلافی که در گرفت اختلاف بر سر امامت بود.

لذا بیشترین تکیه را روی این گسل گذاشتند. البته با مطالعه جوامع اسلامی متوجه گسل های درون شیعی و درون سنی نیز شدند و تلاش کردند مسائلی را که در جهان تشیع منشأ اختلاف و درگیری است و جامعه شیعی را از درون دوتا می کند، پیدا کنند. همچنین در جهان اهل سنت نیز تلاش کردند که محور سازی کنند، از جمله محور عربستان سعودی، مصر، قطر، ترکیه که هرکدام جریانی را به دنبال داشت. از سوی دیگر تلاش کردند که در جهان اهل سنت بگویند این انقلاب شیعی است و در جهان عرب بگویند این انقلاب فارسی و ایرانی است.

در مقابل، باید تأکید کرد که ذات حرکت انقلاب یک حرکت وحدت زاست، و هرجا انقلاب حضور پیدا کند طبیعت حرکت انقلابی، مردم را متحد می کند. امروز پرچم وحدت در جهان اسلام را نیروهای انقلابی و نیروهای وابسته به مقام معظم رهبری بر دوش دارند. لذا جنبش تقریبی جنبشی است که با اصل انقلاب پیوند خورده و تنها چنین نیست که دستگاهی مثل مجمع تقریب در تلاش برای ایجاد وحدت باشد. در اصل این جریان انقلاب، یک جریان تقریبی است. البته احتیاج بود که نهادی هم برای منسجم کردن و جهت دهی این انرژی های تقریبی و برنامه ریزی و سیاستگذاری در جهت تقویت و پشتیبانی نیروهای تقریبی و خنثی سازی توطئه های آنسوی جبهه (جبهه استکباری تفرقه انگیز) شکل بگیرد.

بحمدالله مجمع تقریب در طول مدت عمرش در این عرصه موفق بوده است. بعضی می گویند مجمع چه کاری کرده است؟ من به آنها می گویم شما می بینید که با وجود اینهمه سرمایه گذاری انگلیس و آمریکا و قدرت های سلطه گر در جهان و با همه امکانات نظامی، سیاسی، اقتصادی و امپراطوری های رسانه ای عظیمی که از سیاست های آنها پشتیبانی می کنند، جریان تفرقه زا واقعا محدود شده است. یعنی الان حالت گسترده در جهان اسلام، حالت وحدت است و در همه جای جهان اسلام همه دعوت به وحدت می کنند. این خود نشان دهنده پیروزی جریان تقریبی است.

آنها هیچ انگیزه ای ندارند که بحث وحدت را پیش بکشند. آنها عامل تفرقه هستند پس چرا ناچاراً تحت پرچم وحدت، فعالیت های خود را انجام دهند؟ دلیل آن این است که گفتمان تقریب و وحدت، گفتمان غالب و قدرتمند جهان اسلام شده است و ناگزیرند از این گفتمان غالب تبعیت کنند. این خود علامت روشنی است از موفقیت جریان انقلاب و نهاد های تقریبی و وحدت گرا، بخصوص مجمع تقریب که در این حوزه پرچمدار است.

* همانطور که فرمودید، انقلاب اسلامی در ذات خود یک جنبش تقریبی بود، یعنی امام عظیم الشأن از همان روز اول انقلاب و آغاز نهضت در سال ۴۲، سه خط روشن اعلام کردند. مبارزه با استبداد داخلی، مبارزه با استکبار خارجی و مخالفت با موجودیت نظام غاصب اسرائیل به عنوان یک موضوع وحدت زا در جهان اسلام. امام و مقام معظم رهبری در طول دوره انقلاب تلاش کردند با ایجاد دوگانه هایی خط تفرقه را به انزوا بکشانند، مثلا امام اصطلاح “اسلام ناب محمدی” را در مقابل “اسلام آمریکایی” و مقام معظم رهبری هم اصطلاح “تشیع انگلیسی” و “اهل سنت آمریکایی” را به کار برده اند که بسیار موفق بوده است. در مقابل یکی از اتهامات رسانه های مخالف جریان های تقریبی به جمهوری اسلامی ایران این است که بحث تقریب بیش از آنکه یک استراتژی و راهبرد کلان برای جمهوری اسلامی باشد، یک تاکتیک است. در این زمینه بفرمایید که چرا جمهوری اسلامی به این مساله یک نگاه راهبردی استراتژیک و کلان دارد و این اساسا در منطق جمهوری اسلامی یک تاکتیک کوتاه مدت نیست؟
آیت الله اراکی: ابتدا توضیحی در مورد اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی بدهم. باید روشن شود که اینگونه نامگذاری توسط رهبران ما، نامگذاری های تبلیغاتی و فضاسازی نیست، بلکه واقعی است یعنی  ما دو جریان تفرقه زا در جهان اسلام داریم. یک جریان که عمده کارش را روی ایجاد تفرقه در کل بنیه جهان اسلام گذاشته است، که چون زمینه های ایجاد خشونت هم در این عرصه فراهم بود این جریان خشونت گرا هم هست.

در درون جهان شیعه و مجموعه های شیعی به دلایل مختلفی از جمله وجود مرجعیت دینی در درون جهان تشیع و تمرکز مدیریت دینی، زمینه ای برای ایجاد این جریان خشونت گرا وجود ندارد؛ لذا فتوا به قتل و کشتار در این مدیریت دینی درون شیعی جایی ندارد و سابقه هم نداشته است. اما متاسفانه در پیکره کلان جهان اسلام زمینه چنین فتواهایی بوده و هست و محصولش نیز همین کشتارهای سوریه، عراق، یمن، بحرین و … است.

لذا اسلام آمریکایی جریان تفرقه زای خشونت طلبی است که در پیکره کلان جهان اسلام فعالیت می کند. این جریان از افغانستان و القاعده شروع شد و سپس به طالبان و گروه های دیگری مثل داعش و النصره و … که هنوز در جهان اسلام حضور دارند، کشیده شد.

اما یک جریان تفرقه زای نرم که اسلوب خشونت ندارد بلکه کارش شبهه افکنی و جریان سازی دینی یا مذهبی منحرف است، در درون جامعه شیعی اتفاق افتاد. اساس ابزاری که این جریان یعنی “تشیع انگلیسی” به کار می برند تبلیغات است و گاهی از منبرهای حسینی، هیأت ها، کتاب ها، مقالات، ابزارهای فرهنگی، فضای مجازی و ماهواره استفاده می کنند. سیاستگذاری های این جریان نیز توسط سیاستمداران انگلیس و مراکز سیاستگذاری انگلیسی که عمدتاً صهیونیستی است انجام می شود.

تشیع انگلیسی همان صهیونیسم است. زیرا طراحان اصلی تفکر تفرقه زایی که از انگلیس نشأت می گیرد، اتاق های فکری است که به وسیله صهیونیست ها مدیریت می شود. لذا آنچه مقام معظم رهبری تحت عنوان اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی فرمودند کاملا صحیح و مستند است.

اما در مورد سوال شما، اولا باید دانست که قطعا منافع کشورهای اسلامی در وحدت آنهاست و هرچه وحدت بیشتر شود اقتدار کشورهای اسلامی بیشتر خواهد شد. وحدت به زیان هیچکس نیست. هرجا بتوانیم هم افزایی نیرو و امکانات اقتصادی، فرهنگی و علمی داشته باشیم موجب اقتدار بیشتر و به نفع همه است. این یک اصل کلی است. ولی مساله وحدتی که انقلاب مطرح می کند فراتر از منافع و مصالح است؛ هرچند تأمین کننده منافع و مصالح نیز هست. زیرا بر اساس آیه کریمه ای که ابتدای گفت وگو تلاوت شد، خدای متعال فرمود “ما به همه انبیا مأموریت دادیم، از نوح تا اسلام”؛ این آیه اشاره به آن است که از آغاز تا امروز همیشه تأکید بر وحدت بوده است.

هویت دینی قوامش به وحدت است. «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ»: آنان که تفرقه در دین ایجاد می کنند هیچ ارتباطی با تو (رسول خدا) ندارند. ما اگر می خواهیم مسلمان باشیم، ناگزیریم که وحدت داشته باشیم. در قرآن کریم تأکید شده که پراکندگی علامت خروج از اسلام است.

اساس تفکر وحدت گرای ما این است که “وحدت هویت جامعه  اسلامی است”. چنین وحدتی از تکالیف اصلی ماست. در عمل هم امروز در جمهوری اسلامی یکی از زیباترین تجربه های اجتماعی تاریخ بشر وجود دارد که در بحبوحه توطئه های تفرقه گرا و سرمایه های کلان ابرقدرت ها که خرج تفرقه زایی شده است، ما در داخل جمهوری اسلامی یک وحدت نمونه داریم که مثال زدنی است.

در نظام جمهوری اسلامی، سنی در کنار شیعه زندگی می کند و تمام نهادهای تصمیم گیرنده ما با حضور همه مردم تشکیل می شود از مجلس خبرگان گرفته که متشکل از علمای شیعه و سنی است تا مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و دیگر نهادها.

در مجلس شورای اسلامی نماینده سنی و شیعه و نماینده اقلیت های مذهبی مسیحی، یهودی، زرتشتی و … در کنار هم حضور دارند و همه یک هدف را دنبال می کنند یعنی برای منافع کشور تلاش می کنند و دست در دست هم دارند. این در هیچ جای دنیا نظیر ندارد حتی در  کشورهایی که دم از دمکراسی و حقوق بشر می زنند.

ما مردمی یکپارچه و نظامی داریم که این فرصت را فراهم آورده است تا یک انسان معمولی از پایین ترین اقشار جامعه بتواند رشد کند و بر اساس لیاقت هایش به بالاترین جایگاه مدیریتی دست پیدا کند. این نشان دهنده این است که ماهیت این نظام و هویت انقلاب هویت یکسان نگر و وحدت گرا است. لذاست که مساله وحدت برای ما تاکتیک نیست، ما پیرو امامی هستیم (امیر المومنین(ع)) که بزرگترین پرچمدار وحدت است. همه می دانند که امیر المومنین(ع) امامت بعد از رسول خدا را حق الهی خود می دانستند و شیعه و سنی در آن شک ندارد. اما برای حفظ وحدت و نگهداری اسلام صبر کردند.

وحدت گرایی برای ما به گونه ای، رکن دین است و ماهیت دینی ما هویت وحدت گراست.

با توجه به اینکه بیست و نهمین سالگرد آغاز رهبری مقام معظم رهبری است و حضرت عالی ارتباطات نزدیکی با ایشان داشته اید، و همچنین چند سالی که ریاست مجمع تقریب را بر عهده دارید، اگر نکته خاصی در مورد نگاه رهبر انقلاب به موضوع تقریب و وحدت دارید بفرمایید.
آیت الله اراکی: تفکر تقریبی مقام معظم رهبری مربوط به دوران پس از انقلاب نیست. اولا همه می دانیم که ایشان در دوران پیش از انقلاب از شخصیت هایی است که کتابهای برخی از شخصیت های تقریبی جهان اسلام مانند سید قطب را ترجمه کرده اند و ارتباط بسیار نزدیکی با این شخصیت ها داشتند. لذا مساله تفکر وحدت گرا در شخصیت ایشان کاملا ریشه دار است و می توان گفت هویت ایشان طبیعتا یک شخصیت وحدت گراست.

پس از رحلت حضرت امام (ره) که مسئولیت رهبری به عهده مقام معظم رهبری واگذار شد، ایشان این تفکر وحدت گرا را در شکل برنامه هایی به اجرا گذاشتند. یکی از مهمترین برنامه ها تأسیس مجمع جهانی تقریب بود که یک سازمان اثرگذار است. امروز در هرجای جامعه اسلامی و حتی بیرون از جامعه اسلامی که مساله وحدت مطرح شود، نام مجمع تقریب در کنار آن برده خواهد شد و همه می دانند اثرگذاری مجمع تقریب در رویارویی با جریان های تفرقه زا چه مقدار بوده است.

مجمع تقریب با نیروهای همراهش این توفیق را یافتند که نه تنها از گسترش جریان های تفرقه زا در جهان اسلام جلوگیری کنند، که بسیاری از تحرکات این جریان را کاملا نابود کنند. اگر تلاش های مجمع تقریب نبود در کشورهایی مثل پاکستان، هندوستان، اندونزی و … شاهد فاجعه های خانمان سوزی می بودیم. همچنین تلاش هایی که مجمع تقریب در کشورهایی چون عراق و سوریه و لبنان و کشورهای متعدد دیگر انجام می دهد بسیار اثرگذار است.

ما خدا را برای این نعمت بزرگ شاکریم و امیدواریم خداوند متعال سایه مقام معظم رهبری را مستدام بدارد و بتوانیم به کمک همه نیروهای دلسوز و وحدت گرا و با عنایت و لطف خداوند متعال و با دعای حضرت ولی عصر(عج) به هدف تقریب و وحدت در جامعه اسلامی جامه عمل بپوشانیم.

آیت الله خویی ۴۰ سال قبل تشیع انگلیسی را پیش‌بینی کرده بود

به گزارش قادمون ، سید ابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق در شهر خوی، از شهرهای آذربایجان غربی در ایران، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد.آیت الله خویی در روز شنبه ۸۸ صفر ۱۴۱۳ق، ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۴ سالگی به علت بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء صحن حرم امیرالمؤمنین دفن شد.  همزمان با ولادت آیت الله خویی با حجت الاسلام دکترحجت‌الاسلام محمد حسین بیاتی، رئیس دانشگاه عدالت راجع به شخصیت علمی، سیاسی و اخلاقی ایشان گفت و گو کردیم.

وی با اشاره به ساحت علمی ایشان گفت: شخصیت علمی آیت الله خویی دارای چند بعد است که در بعد فقه و اصول به چند مسئله می توان اشاره کرد.

بیاتی اولین ویژگی را نظم فوق العاده ذهنی ایشان دانست و افزود: اشراف و تتبع بر اقوال، آراء،  منابع و متون از ویژگی ممتاز دیگر ایشان است.

وی با اشاره به ویژگی بعدی ایشان گفت: برخی از آثار فقهی علمای بزرگ اسلامی به رغم اینکه گستردگی دارد و نشاندهنده تتبع و اشراف نویسنده آن است  اما  پس از  مدتی، احساس می کنید که در دریای اقوال و آراء گوناگون گم شده اید و  در پایان به آن نتیجه ای که باید برسید، نمی رسید و فقط احساس می کنید که خزانه ذهن، از آراء و معلومات  پر شده است اما آثار آیت الله خویی اینگونه نیست و فقه آیت الله خویی تابع یک نسق خاصی است. وشخص با مطالعه آثار ایشان توانمندی به سامان کردن برای نتیجه گیری را دارد.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه برخی اوقات خود نویسنده و بسیاری اوقات مخاطب نمی تواند از خواندن کتب فقهی نتیجه بگیرد گفت: اما آثار فقهی آیت الله خویی با توجه به اینکه به محور مسئله توجه می کنند و خیلی فاصله نمی گیرند. حول محور و فاصله معین دور می زند. شعاع مشخص دارد و نهایت شخص راحتتر  به نتیجه می رسد.

وی ویژگی بعدی فقه آیت الله خویی را  نوآوری­های فقهی ایشان دانست و افزود: در ۳۰۰ مورد به جهت ورود بسیار عمیق به تحیقات حدیثی و رجالی  فتاویی ایشان با فتاویی مشهور متفاوت است.

حجت الاسلام بیاتی در توضیح آن افزود: از یک دوره ای به بعد آیت الله خویی به جهت ورود بسیار عمیق  به مباحث  درایی و رجالی از فتاویی مشهور فاصله گرفت و مسئله­‌ی  مشهوری که درباره انجبار ضعف سندی به واسطه شهرت را نمی پذیرند و آن را رد می کنند از جمله آنهاست.

وی با اشاره به اینکه حجم عظیم از فتاویی  ایشان در دوره دومی  عروه الوثقی را حاشیه زدند با دور اول آن تفاوت  پیدا کرد گفت: این ناشی از روحیه آزاد اندیشی ایشان بود و نشاندهنده این است که ایشان در مسیر تحقیق متوقف نشدند  که به جایی برسند  از آن به بعد مشغول تکرار مکررات شوند.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه جولان علمی در زندگی آیت الله خویی استمرار داشت گفت: ایشان حتی در رجال نیز تغییر مبنی دادند. ابتدا ایشان اسانید کامل الزیارات  و تفسیر علی ابن ابراهیم قمی  را توثیق می کردند اما بعد  از مدتی از کامل الزیارات بازگشتند.

وی افزود:  یک دوره کامل عروه الوثقی را تدریس کنند و ۲ دور مکاسب و ۷ دور اصول را درس خارجش را بیان کردند که کمتر نصیب فقهای امامیه شده است و نشانه دیگر آن شاگردان فروانی است که ایشان تربیت کردند.

 وی در توضیح سجایای اخلاقی ایشان گفت: در کنار شأن علمی، ایشان از ورع و تقوایی که یک فقیه لازم بود داشته باشد، برخورداربود به گونه­‌ای که برخی ملازمان ایشان نقل کردند که  ۴۰ سال ملازم ایشان بودیم از ایشان یک مکروه ندیدم.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به پیام مقام معظم رهبری که به مناسبت رحلت آیت الله خویی بیان کردند گفت: این پیام  به ابعاد دیگر آیت الله خویی نیز اشاره می کنند  که کمتر به آن توجه شده است. مقام معظم رهبری در پیامشان ایشان را متکلمی زبردست و مفسر بزرگ قران کریم دانستند.

وی با اشاره به اینکه در حوزه تشیع و به  ویژه در این دویست سال گذشته یعنی در دوره وحید بهبهانی و شیخ انصاری به بعد آنچه که برجسته بوده است گفت: اما آیت الله خویی در اوج مرجعیت درس تفسیر شروع می کند در حالی که این ذهنیت غلط وجود دارد که مرجع باید فقط فقه و اصول بگوید. اما ایشان در اوج مرجعیت تفسیر بیان می کنند به ویژه در حوزه علمیه نجف که مرجع باید فقه و اصول بگوید و به سایر علوم دیگر توجه نمی شود.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه تفسیر ایشان نیز همچون فقه ایشان دارای نظم و روش مند بود گفت: آن یک جلد تفسیری که از ایشان باقی مانده است، بحثهای کلان و کلیات  مباحث تفسیری است نه اینکه از اول بسم الله شروع به تفسیر کنند که مثلا باء للمناسبه است یا للاستعانه بلکه  قواعد عمومی تفسیر را بیان می­کند و در واقع قواعد عمومی تفسیر را با همان مهندسی نظام مندی که در فقه دارا می باشند، بیان می کنند.

وی با اشاره به اینکه ایشان در کتاب تفسیری خود مباحثی چون نقد اخبار تحریف قرآ ن، تاریخ جمع‌­آوری قرآن را بحث می کند گفت: مباحث ایشان روان و دارای  اتقان علمی است و در این زمینه  از اشخاصی که عمری در حوزه علوم قرآنی گذاشتند بهتر جواب داده است.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه در بعد کلامی کتاب صراط النجاه  آیت الله خویی مطرح است گفت: در این کتاب با ادله عقلی و نقلی به خوبی به مباحث کلامی که مطرح می شود پاسخ می دهند.

وی با اشاره به اینکه برخی به غلط تصور می کنند که آیت الله خویی جزء مراجع  منزوی بوده که موضع گیری  سیاسی نداشته است و خود را در تحقیق و تدریس محدود کرده است گفت: این در صورتی است که آیت الله خویی جزء اولین علمایی بوده که با شروع نهضت امام خمینی به حمایت از ایشان علیه حکومت پهلوی اعلامیه ای کوبنده صادر کرد و شخص شاه را با الفاظی همچون  کافر نامیدند. در حالی که خیلی از مراجع و علما در ایران هنوز موضع نگرفته بودند

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه آیت الله خویی در مسائل عراق نیز ورود می کردند گفت: در زمینه انتفاضه شعبانیه در عراق که صدام در آستانه سقوط قرار گرفت، آیت الله خویی کمیته اداره شهرها را انتخاب کرد: این یعنی ورود مستقیم به امور سیاسی اما بعد به علت برخی خیانتها این حرکت ناکام ماند و صدام  به آیت الله خویی اهانت کرد و ایشان را در محاصره قرار داد.

وی با اشاره به اینکه آیت الله خویی با خطرات درونی که حوزه شیعه را تهدید می کرد آشنا بود گفت: جریانی که اکنون مقام معظم رهبری، از آنها به نام تشیع انگلیسی نام می برد، در آن زمان به مشکوک بودن چنین جریانی اشاره می کند و نسبت به یکی از بزرگان علمی این جریان  که از جایگاهی علمی بالایی نیز برخورداربود  اعلامیه تندی انتشار می دهد. برخی به ایشان اعتراض می کنند که اعلامیه تندی دادید، حداقل قسمت آخر آن را که فرمودید این مطلب مشکوک و مریب است، حذف کنید و به قسمت نخست آن اکتفا کنید. آیت الله خویی در پاسخ می گوید که این کار درستی است و بعدها شما متوجه خواهید شد.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه آیت الله خویی در مسائل سیاسی، اجتماعی نه تنها منعزل نبودند گفت: بلکه  یک پله بالاتر در جهت مسائل سیاسی و اجتماعی کنشگر بودند و نشانه آن رنج و سختی هایی است که رژیم بعث بر ای ایشان وارد کرد؛ چراکه  اگر بی تفاوت بودند اینقدر از حکومت بعثی اذیت نمی شدند.

وی با اشاره به اینکه آیت الله خویی بسیار انسان باتقوا و اهل احتیاط شرعی بودند گفت: با وجود اینکه هیچ کس همچون ایشان دریافت وجوهات شرعی نداشته است ولی کمترین مصرف را برای شخص خود داشته اند. به حدی که خود ایشان ذکر کرده اند روزی بسیار زندگی برایشان تنگ می شود و از لحاظ مالی در مضیقه بوده اند ولی وقتی به اموال خود نگاه می کنند می بینند از کل دارائی ایشان یک کاسه باقی مانده است که همان را برمی دارند و برای فروش به بازار می برند و در همان زمان حدیث نفس می کنند که «ابوالقاسم خداوند این یک کاسه را هم برای امروز تو ذخیره کرده بود» یعنی در مقابل آن دریای با عظمت علوم اسلامی که در سینه ایشان نهاده شده بود چنین ورعی نیز داشته اند و متخلق به اخلاق و آداب شریفه اسلامی گشته بودند. ایشان به معنای واقعی مصداق حدیث شریف:«العلماء ورثه الانبیاء» بودند که در حق ایشان به نحو اکمل تجلی شده بود.

حجت الاسلام بیاتی با اشاره به اینکه دیدگاه آیت الله خویی در باب ولایت فقیه به لحاظ ثمره عملی هیچ تفاوتی با دیدگاه­های حداکثری و ولایت عامه فقیه ندارد گفت:آیت الله خویی صرفا معتقدند که ادله لفظی قاصر از اثبات ولایت عامه است و سراغ دیگر ادله باید رفت.

وی در توضیح نظریه قدر متیقن آیت الله خویی گفت: یک اموری وجود دارد که از خارج علم داریم و قطع داریم که شارع به هیچ عنوان راضی به رها گذاشتن و تعطیل آنها نیست زیرا هرج و مرج لازم می آید و امور زندگی مسلمین وابسته به آن است. از طرف دیگر امر دائر است بین اینکه این امور را فقیه متصدی بشود یا غیر فقیه؟ عقل حکم می کند که در جانب غیرفقیه از جانب شارع هیچ ترجیهی وجود ندارد. پس از باب قدر متیقن فقیه باید متصدی شود و این امور را به دست بگیرد. پس از لحاظ ثمره عملی تفاوتی نکرد. همچنین آن چیزهایی که برخی می خواهند از آن سوء استفاده کنند، با سیره عملی ایشان نفی می شود. چطور اگر ایشان قائل به ولایت عامه فقیه نبودند کمیته های انقلاب را در سراسر عراق در زمان انتفاظه راه اندازی کردند و خودشان مستقیماً رهبری می کردند که بعد از آن صدام آن برخورد را با ایشان کرد؟ چه طور ایشان در بحث جهاد ابتدایی نظر خلاف مشهور می دهند و جهاد ابتدایی را در عصر غیبت واجب می دانند؟ ایشان در مبانی تکمله المنهاج اشاره می کنند که کسانی که می گویند جهاد ابتدایی مشروط به وجود امام معصوم است به دو روایت تمسک می کنند که ایشان هر دو روایت از لحاظ سند و دلالت را ضعیف و غیر قابل استناد می دانند. لذا فقط می ماند اطلاقات آیات جهاد لذا جهاد ابتدایی واجب می شود در عصر غیبت. منتهی جهاد بالاسری و فرمانده می خواهد که متعین در فقیه است و ایشان از کارشناسان امر استفاده می کند. همچنین در قضیه اجرای حدود الهی اجرای حدود را محصور عصر حضور نمی داند حالا آیا همه مردم می توانند اجرای حدود کنند و مسلماً این جا هم فقیه باید متصدی امور باشد. لذا باید منظومه فکری ایشان را در این باره ملاحظه کرد. ایشان روایت اللهم الارحم خلفائی را قبول نکرده اند و این دلیل نمی شود که تصدی فقیه را قبول نداشته است. در دوره طاغوت خیلی کسانی که حقوق از حکومت دریافت می کردند به ایشان مراجعه می کردند که شما جواز تصدی بدهید برای اخذ حقوق ما از حکومت طاغوت و ایشان به طور موردی اجازه می دادند.

منبع : تسنیم 

شیعه انگلیسی، ماموریت فتنه انگیزی در جهان اسلام و سوء استفاده از احساسات مذهبی را دارد

به گزارش قادمون ٬ نشستی با عنوان «آشنایی اجمالی با شیعه انگلیسی» با حضور حجت الاسلام مهدی مسائلی، محقق و پژوهشگر، مدرس حوزه و همچنین متخصص در رشته فرق و عقاید در مرکز تخصصی فقه و اصول النفیسه برگزار شد.

 

حجت الاسلام مسائلی در ابتدای سخنان خود تفاوت میان عنوان «شیعه انگلیسی» و «تشیع انگلیسی» را تبیین کرد و گفت: تشیع انگلیسی به اندیشه های افراطی و فرقه گرایانه یی گفته می شود که ترویج آنها دشمنان را در رسیدن به اهداف شان یاری می کند، گر چه ممکن است افراد ناخواسته و از روی جهل، تعصب، غفلت، جاه طلبی به ترویج این تفکرات و رفتارها بپردازند.

 

وی شیعه انگلیسی را مزدورانی دانست که نظام سلطه، مستقیما آنها را به خدمت گرفته تا به گسترش و هدایت تشیع انگلیسی اقدام کنند.

 

وی در ادامه تصریح کرد: بکار بردن تعبیر تشیع انگلیسی برای جریان و گروهی، مستلزم ارتباط مستقیم شان با انگلیس نیست؛ شیعه انگلیسی جهت سوء استفاده از احساسات مذهبی و چه بسا افراطی آنها ماموریت فتنه انگیزی در جهان اسلام را دارد و با چند واسطه مروج اسلام آمریکایی و سکولار است.

 

وی با ارائه سندهای تصویری از مروجان این تفکر در شبکه های ماهواره ای وابسته به انگلستان، دلایلی را جهت ارتباط این تفکر به غرب را اثبات نمود.

 

مدرس حوزه مقابله با اسلام اصیل در جبهه درونی و خاصیت ضد تبلیغی علیه شیعه را، از برنامه های اصلی تشیع انگلیسی بر شمرد و خاطر نشان کرد: تشیع انگلیسی ستیز با مسلمانان را از اولویت های خویش می داند و با مبارزه درون مذهبی و با ایجاد تزلزل در تفکرات شیعیان، آنها را از تفکر انقلابی و خط مقاومت اسلامی دور کرده و حزب الله لبنان را که پیرو و حامی ولایت فقیه است را، حزب الشیطان معرفی می کند.

 

مسائلی در همین راستا افزود: تشیع انگلیسی در تبلیغات خود چهره ای متفاوت و ناپسند از تشیع به جهانیان ارائه می کند و در این مسیر جاذبه های تشیع را به دافعه تبدیل کرده است که از جمله می توان به انتشار کتاب الفاحشه الوجه الاخرلعائشه  توسط یاسر الحبیب اشاره کرد که این امر موجب بر انگیخته شدن احساسات اهل سنت و ایجاد هجمه های بر علیه شیعیان شد.

 

محقق و پژوهشگر حوزه، از مختصات فکری و رفتاری تشیع انگلیسی به ترویج افراط گرایی در شعائر مذهبی از جمله؛ قمه زنی و لعن علنی، مخالفت با علوم عقلی و توجه به ظاهر گرایی، عدم دخالت روحانیون در تصدی امور کشور و غیر قابل اجرا بودن حدود اسلام تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج الله) وهمچنین عدم تشخیص حق و باطل در زمان کنونی، اشاره کرد که منتسبان به این جریان با به کار بردن عنوان «شعیره » درباره قمه زنی، هر گونه مخالفت با اینگونه عزاداری را حرام و انجام آن را اصل تشیع معنا و به راحتی مخالفان قمه زنی را از دایره تشیع خارج می کنند.

 

وی ادامه داد: صادق شیرازی طرفداران قمه زنی را، علوی و مخالفان آن را اموی می داند و یاسر الحبیب از مروجان این تفکر با بیان مکاشفه ای جعلی، حکم مخالفت با قمه زنی را محاربه با امام زمان دانست که همین امر موجب گسترش آن در بین تشیع انگلیسی شده که چهره شیعه را در اذعان عمومی وهن آلود و خشن معرفی می کند.

 

منبع : خبرگزاری شبستان

نامه نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به رئیس دستگاه قضا درباره ضرورت برخورد قاطع با تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون ، در نامه نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم خطاب به آیت‌الله آملی لاریجانی آمده است: با احترام و درود به روان تابناک بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام راحل عظیم‌الشأن(ره) و شهدای راه امام و دعا برای سلامتی ولی امر مسلمین حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و تبریک ایّام‌الله دهه مبارک فجر به حضرتعالی و تشکر از حضور و تشریف فرمایی در مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم نکاتی چند تقدیم می‌شود:
۱٫صلابت و اقتدار قوه قضاییه به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام اسلامی برای احقاق و احیای حق مظلومان و اجرای عدالت در مقابله با متجاوزان به حقوق افراد و اجتماعات، اصلی خدشه ناپذیر است.
۲٫ چنانچه مستحضرید در سال گذشته مقام عظمای ولایت در دیدار نمایندگان مجمع طلاب، «حوزه انقلابی» را یکی از مطالبات جدی از مجمع نمایندگان دانستند که امید است در کادر مدیریتی ـ قضایی این قوه، بر به‌کار گرفتن قضات فاضل، شایسته امین و انقلابی اهتمام ورزیده که خود عامل استحکام قوه قضاییه است.
۳٫ یکی از اقدامات انقلابی و حکیمانه امام خمینی(ره) تأسیس دادسرای ویژه روحانیت بود که با تدبیر امام خامنه‌ای ادامه یافت. انتظار می‌رود این دادسرا بتواند بیش از پیش برای مبارزه با عناصر نفوذی و مزاحم در راستای صیانت از حوزه و روحانیت بدون هیچ ملاحظه‌ای از آبروی روحانیت محافظت کند.
۴٫ عدم برخورد جدی با مفاسد و مفسدان اقتصادی هرچند اندک است ولی یک بیماری واگیردار در نظام اداری ما تبدیل شده است. پیشگیری، همراه با برخورد قاطع با مفسدان، به ویژه در درون دستگاه قضا ضمن توجه به فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی مقام معظم رهبری می‌تواند امنیت اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی را در جامعه گسترش دهد.
۵٫ اقتدار و صلابت انقلاب و نظام موجب شده دشمنان ایران اسلامی درصدد بدل درست کردن برای مراجع عظام تقلید بیافتند که فرزندان انقلابی امام و ولایت هرگز تحمل نمی‌کنند تشیع انگلیسی و یا عوامل نفوذ درصدد سوق دادن حوزه و انقلاب به سمت اسلام سکولار و لیبرالیسمی و تکفیری باشند لذا خاضعانه تقاضا داریم با عوامل تشیع انگلیسی برخورد کنید.
۶٫ مدتی است که از پدیده حقوق‌های نامتعارف و نجومی می‌گذرد و نتیجه شفاف و قانع‌کننده‌ای به مردم ارائه نشده است ما نمایندگان طلاب مطابق عهدنامه مالک ضمن درخواست برخورد قاطع با برداشت نامشروع، زیاده‌خواهی و زیاده خوری‌ها از بیت‌المال، از شما می‌خواهیم به جد دست غارتگران بیت‌المال را کوتاه و ضمن معرفی به سزای اعمالشان برسانید.
۷٫ ما ضمن محکوم کردن تبلیغات مغرضانه رسانه‌های بیگانه و عوامل وابسته به آن‌ها در تهاجم ناجوانمردانه به قوه قضاییه از مواضع انقلابی، ارزشی و صریح حضرتعالی و مسؤولان عالی آن قوه تشکر کرده و پیشنهاد می‌کنیم حضرتعالی با مقاومت در برابر هجمه‌ها و انعکاس خدمات صادقانه قوه قضاییه همراه با اطلاع رسانی به مردم از حجم سنگین این تهاجم بکاهید.
۸٫ یکی از تهدیدات علیه نظام اسلامی وجود جریانات وابسته به استکبار و مخل امنیت اجتماعی است که نمونه آن در فتنه ۸۸ موجب ضررهای مادی و معنوی زیادی به نظام اسلامی وارد شد. مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ضمن هشدار به فتنه‌گران از مسؤولان قضایی کشور مجدانه می‌خواهد با سران فتنه بدون هیچگونه مماشات برخورد کرده و برای امنیت و سلامت بیشتر انتخابات و جلوگیری از تکرار آن اقدامات لازم را انجام دهد.
۹٫ یکی دیگر از مطالبات عموم طلاب و حوزویان پیگیری حقوقی قضایای بین‌المللی و جلوگیری از پایمال شدن حقوق مسلم ملت ایران به علت تحریم‌ها به بهانه‌های واهی و اتهامات بی اساس است که امید است با دستور حضرتعالی و فعال‌تر شدن قوه قضائیه در سطح جهانی با پیگیری و از حقوق ملت ایران دفاع شود.
۱۰٫ ضرورت دارد قوه قضائیه با پیگیری حقوق بشر اسلامی و احیای آن در سطح جهان ضمن رسوا کردن مدعیان دروغین حقوق بشر که بر جنایات جاری و کودک کشی در یمن، سوریه، عراق و سایر بلاد اسلامی با اخذ رشوه چشم خود را بسته‌اند قاطعانه برخورد و آنان را رسوا کند.
۱۱٫ نظارت دقیقی بر وضع قوانین و عملکرد دستگاه قضا برای استحکام آن قوه با تربیت و کادرسازی نیروهای انقلابی میسر است. امید است با دستور حضرتعالی این مهم بیش از پیش مورد توجه واقع شود.
۱۲٫ پیشنهاد می‌کنیم اجلاسیه قضات کشورهای اسلامی در ایران، ام‌القرای جهان اسلام برگزار شود تا بتوان مبانی اصیل اسلام ناب محمدی را در مقابل اسلام آمریکایی به جامعه جهانی معرفی کرد. در این راستا ایجاد دبیرخانه رؤسای قضایی کشورهای اسلامی برای طرح نظارت کارشناسی در سازمان‌های بین‌المللی می‌تواند مورد توجه باشد.
۱۳٫ ما نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه ضمن حمایت مجدد از مواضع انقلابی و ارزشی قوه قضائیه به عنوان ملجأ و پناه مردم امیدواریم همچون گذشته تحت توجهات حضرت ولیعصر (عج) و تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری موفق و مؤید باشید.

مثلث «پول»، «رسانه» و «تشکیلات»؛ نقشه راه چنددهه فعالیت جریان شیرازی‌ها

به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری فارس-: «مرجعیت»، «امام حسین فارسی، عربی و انگلیسی»، «الانوار»، «المهدی»، «الشعائر» و «‌خدیجه» مهمترین شبکه های رسمی جریان شیرازی هستند که نامشان در سالهای اخیر مطرح شده است. شام غریبان عاشورای سال گذشته سیدصادق شیرازی لزوم تاسیس ۱۲۰۰ شبکه ماهواره‌ای توسط شیعیان را مطرح کرد و گفت «در جهان با هفت میلیارد جمعیت، دوازده هزار شبکه ی سیاسی، تجاری، فرهنگی، خبری و تفریحی سالم و غیر سالم وجود دارد. حال اگر جمعیت شیعیان جهان را ده درصد بدانید ـ که بیشتر هم هست ـ حداقل و متناسب با جمعیت خود باید ۱۲۰۰ شبکه ی ماهواره ای داشته باشیم، اما ما در کجای این معادله قرار داریم؟» امسال و در آخرین روزهای محرم شبکه ماهواره‌ای «الزهراء»- به عنوان چهارمین شبکه مجموعه امام‌حسین(ع)- به زبان ترکی کار خود را آغاز کرد.

شاید تا همین چند سال قبل کمتر کسی در ایران جریان «شیرازی‌ها» را می‌شناخت؛ اما طی چندسال اخیر با کمک پول‌های نجومی این جریان در هیآت مذهبی، تاسیس شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای و فضاسازی گسترده در فضای مجازی؛ تفکرات انحرافی آنها ضریب بیشتری پیدا کرده است. مروری بر سابقه فعالیتهای تبلیغی شیرازی‌ها درچنددهه اخیر نشان می‌دهد این اولین بار نیست که آنها برای افزایش نفوذشان از «رسانه» کمک گرفته‌اند.

شیرازی‌ها و امام‌حسین علیه‌السلام ؛ از مبارزه تا تحجر

برخلاف «دینِ منهای سیاست» که در سالهای اخیر توسط صادق شیرازی ترویج می‌شود؛ برادر بزرگتر او سیدمحمدشیرازی که پیش از او چندین دهه مرجع تقلید این جریان بود از مهمترین مروجان «اسلام سیاسی» در عراق بود. از آنجایی که شیرازی‌ها به طور سنتی کوشیدند «حوزه کربلا» را در برابر «حوزه نجف» عَلم کنند از ابتدا «امام‌حسین علیه‌السلام» در تفاسیر و آموزه‌های آنان پررنگ بوده است. اما امام حسینِ‌(علیه‌السلام) معرفی شده در آن زمان توسط شیرازی‌ها که نماد مبارزه حق و باطل معرفی می‌شود؛ با امام‌حسینِ معرفی شده در سالهای اخیر توسط صادق شیرازی بسیار متفاوت است. اولی برای توجیه فعالیتهای سیاسی و ضداستعماری و ضداستکباری سیدمحمد تبلیغ و ترویج می‌شد و دومی برای توجیه عدم ورود سیدصادق به فعالیتهای سیاسی و تشیع به‌ظاهر غیرسیاسی.

درحالی که فضای غالب حوزه نجف همیشه غیرسیاسی بود و مراجع عراق جز در موارد خاص در سیاست دخالت نمی‌کردند، «جریان شیرازی‌ها» که سیدمحمد شیرازی پیشانی‌اش بود در سالهای دهه چهل و پنجاه شمسی جزو  پیشتازان مبارزه با استعمار و استکبار در کشورهای اسلامی و عراق و حامی دغدغه‌هایی چون فلسطین و مبارزه با اسرائیل و صهیونیسم بود.

در طول سالهای حیات سیدمحمد شیرازی، مبارزه با استعمار و نقشه‌های آنان یکی از دغدغه‌های اصلی و محور سخنان و تالیفات او بوده است. جزوات و نوشته‌هایی چون«منطق استعمار»، «دنیا بازیچه یهود»، «به سوی اتحاد اسلامی»، «نجات مسلمین»، «حسین پرچمدار آزادی» و « جهاد امام حسین علیه السلام ویارانش در شهر شهادت» از مهمترین آنهاست. سیدمحمد شیرازی در بخشی از کتاب «حسین پرچمدار آزادی» می‌نویسد: «نهضت امام حسین(ع) مربوط به زمان مخصوصى نبود تا در زمان هاى بعد فراموش شود بلکه یک نبرد حق بر باطل، عدالت بر ظلم، انسانیّت بر وحشى گرى و هدایت بر گمراهى بود، از این رو تا دنیا برقرار است حسین و جهادش فراموش نشدنى است و هرگاه بین دو گروه حق و باطل پیکارى درگیر شود این خاطره تجدید مى شود.»

سیدمحمد شیرازی که به خاطر فعالیتهایش علیه دیکتاتوری صدام همیشه مورد اذیت و آزار این رژیم قرار داشت و چندین سال در کویت مستقر بود، مدت کوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ایران مهاجرت کرد. در دوران جنگ تحمیلی صدام رسما  از او  نام برد و گفت: او که محکوم به اعدام است  از عراق به کویت و از آن جا به ایران رفته و در قم ساکن شده تا در پناه حضرت معصومه جان سالم به در برد. در حالى که حضرت معصومه در ساوه مدفون است نه در قم و من قم را تارومار مى کنم و همان جا او را از بین مى برم. این تهدید عملی و نزدیک محل سکونت او بمباران شد.  پس از این اقدام صدام بود که سیدمحمد شیرازی مدتی از قم به مشهد رفت و مدتی در آنجا ساکن شد.

سید حسن شیرازی برادر سیدمحمد نیز با همین دغدغه‌ها به سوریه رفت و در دهه پنجاه حوزه علمیه زینبیه را راه‌انداخت. سیدحسن شیرازی ۱۲ اردیبهشت ۵۹  به شهادت رسید و مراسم تشییع او در قم با عکسهای امام‌خمینی و سیدمحمد شیرازی برگزار شد. اما‌م‌خمینی فرزندش حاج‌احمدآقا را به قم فرستاد تا از جانب ایشان شهادت او را به دو برادرش تسلیت بگوید و در بخشی از پیام تسلیت خود خطاب به سیدمحمد شیرازی نوشتند: «از خبر تأسف بار و مصیبت وارده متأثّر شدم و آن را به جنابعالی تسلیت می گویم. در این گونه ترورهای ناجوانمردانه که به وسیله ایادی مزدور بعث عراق صورت می گیرد، دست جنایتکار امریکای جهانخوار به وضوح پیدا است. امید است با هوشیاری و اتحاد کامل مسلمانان به زودی قطع گردد. از خدای تعالی سلامت و موفقیت آن جناب را مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.»

 اما رابطه سیدمحمد شیرازی با انقلاب و امام اندک‌اندک تیره شد و  اعتراضات و  بدگویی‌های او آنقدر پیش رفت که نهایتا به حصر خانگی او انجامید. پیرو تغییر نگاه سیاسی سیدمحمد شیرازی  نسبت به انقلاب و جمهوری اسلامی، کم‌کم مزاج فقاهتی خاندان شیرازی نیز تغییر کرد و از «تشیع مبارز و سیاسی» به «تشیع غیرسیاسی و متحجر» تبدیل شد.

جریان شیرازی‌ها تا سال ۱۳۸۰ که سیدمحمد فوت کرد دیگر بروز و ظهور چندانی نداشت. با فوت سیدمحمدشیرازی در آذرماه ۱۳۸۰ رهبرانقلاب در پیام تسلیتی که صادرکردند از «جهاد فرهنگی و سیاسی برای اعلای کلمه‌ی اسلام و ترویج مکتب اهل بیت علیهم‌السّلام» و «تألیفات متعدد ایشان در علوم اسلامی و مبارزه با صهیونیزم و استکبار» که «متضمن مجموعه‌ی بزرگی از معارف دینی و سیاسی است» تمجید کرده و از خداوند متعال «علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرینش را برای آن عالم بزرگوار» مسالت کردند.

با فوت سیدمحمد، برادر کوچکترش سیدصادق به عنوان مرجع بعدی خاندان شیرازی معرفی شد. او نیز چندسال اولیه‌ی مرجعیتش را در انزوا سپری کرد تا اینکه دست به ابتکاری جدید زد. جذب هیاتهای مذهبی داخل ایران و تاسیس شبکه های ماهواره‌ای. با توجه به تغییر دیدگاه فقهی-سیاسی شیرازی‌ها و تقابلشان با جمهوری اسلامی و تشیع سیاسی؛ این بار «تشیع غیرسیاسی و متحجر» در دستور کار تبلیغی آنها قرار گرفت. گویا برای آنها دشمن تغییر کرده بود و «استعمار و صهیونیسم» جایش را به «جمهوری اسلامی» داده بود.  به همین خاطر «عاشورای مبارزه با باطل و ظالم»ِ سیدمحمدشیرازی جایش را به «عاشورای سکولار»‌ی سیدصادق شیرازی داد.

«مثلث رهایی»؛ الگوی فعالیت شیرازی‌ها

حقیقت این است که جریان شیرازی‌ها از ابتدا نسبت به مساله «رسانه و انتقال پیام» و «پول» توجه ویژه‌ای داشته‌اند. سیدمحمد شیرازی که نیمه اول دهه پنجاه به خاطر فعالیتهایش علیه صدام در کویت ساکن شده بود؛ موفق شد با تجار و سرمایه‌داران شیعه‌ی کشورهای حاشیه‌خلیج‌فارس ارتباط خوبی بگیرد. همین مساله تا اکنون هم توانسته پشتوانه‌مالی خوبی برای جریان شیرازی‌ها فراهم کند.

در سالهای دهه پنجاه و شصت که هنوز رسانه‌های دیداری و شنیداری فراگیر نشده بود «کتاب» و «جزوه» یکی از مهمترین رسانه‌ها بود. به همین خاطر سیدمحمد شیرازی یکی از کارویژه‌های خود را نگارش و پخش کتابها و جزوات مختلف تبیینی قرار داده بود. هواداران او پس از فوتش درباره‌اش نوشته‌اند «او آن قدر نوشت تا انگشتان دستش از کار افتاد و در اواخر عمر بوسیله ضبط صوت مطالب ضبط و سپس از نوار پیاده مى شد.» شیرازی‌ها به خاطر اینکه بتوانند خود را در برابر مراجع و حوزه نجف، مطرح و پر سر و صدا نگه دارند راهی نداشتند جز اینکه به تبلیغات اهمیت بدهند.

بهکارگیری عنصر «پول» -که در قالب وجوهات شرعی تجار و شیعیان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نصیب شیرازی‌ها می‌شد- در مساله «تبلیغات» رمزموفقیت مطرح شدن شیرازی‌ها در برابر حوزه‌ی پرسابقه و پرنفوذ نجف در عراق بود. سیدمحمد شیرازی در سالهای ابتدایی انقلاب دیداری با «بنیاد تعالیم اسلامی» دارد که مروری سخنانش در آن دیدار، مشخص می‌کند خاندان‌شیرازی در طول این چنددهه با تکیه بر چه روشهایی توانسته رشد کند.

سیدمحمد شیرازی حرکت پیامبر در صدر سلام را داری سه پایه معرفی می‌کند و می‌گوید ما شیعیان و مسلمانان نیز باید در دنیای امروزی مبارزه خود را بر اساس همین سه پایه-که او از آن به عنوان «مثلث رهایی» نام می‌برد- استوار کنیم: «پول» که در حرکت پیامبر بر عهده حضرت خدیجه سلام الله علیها بود. «تبلیغ» که بر عهده خود پیامبر بود. ‌«قوه»[به معنای تشکیلات و سازماندهی] که برعهده حضرت ابوطالب بود.

او درباره نقش مهم پول می‌گوید: «حداقل پولی که شما باید در ظرف زمانی کم یعنی سه سال دربیاورید صدمیلیون تومان است. این حداقل پول است وگرنه صندوق خیریه و حسینیه خیلی هست و شما یک چیز جدیدی نیستید. اگر توانستید در ظرف سه سال با سختی و نقشه حداقل صد میلیون دربیاورید تازه ممکن است انسان بگوید در راه افتاده اید.

فرض کنید ده هزار صندوق خیریه درست کنید، صندوقهای کوچک.  ما در کویت درست کرده بودیم و خیلی هم پول جمع می‌کرد. یک موسسه برایش درست می‌کنید مشرف بر این ده هزار صندوق؛ یک رئیس و یک سِکرتر و چند کارمند. اینها موظفند و روزی هشت ساعت باید کارکنند که این صندوقها کجاست و چطور جمع می‌شود. این کار را بکنید یک وقت می‌بینید روزی ده هزار تومن جمع می‌کنید. مثلا در ماه سیصدهزار تومن جمع میکنید. سالی چند میلیون از این طریق جمع می کنید. انسان هرقدمی بخواهد بردارد پول میخواهد.»

سیدمحمد شیرازی درباره رکن دوم یعنی تبلیغات می‌گوید «امروزه‌ی دنیا اینقدر تبلیغات درست شده که ماها واقعا توش غرقیم. در سال شصت و هفت یا شصت و شش مسیحی یعنی چار یا پنج سال قبل ما کویت بودیم. در منشور میخواندم که شوروی در آن سال بیست میلیارد کتاب  چاپ کرده است.  آن زمان میگفتند جمعیت بشر چهارمیلیارد است. یعنی به عد هر نفر پنج تا کتاب کمونیستی پخش کرده بود! تازه این فقط شوروی بود. چین چطور؟ همان موقع نوشته بودند چین معادل تمام دنیا کتاب چاپ کرده است…ما مقابل اینجور تبلیغات هستیم. آنوقت فلان آقا کتاب چاپ می‌کند تیراژ ده هزار، این یعنی مسخره اصلا. بله ممکن است ده هزار در برابر تعداد ما که در این اتاقیم خیلی به نظرمان بیاید ولی در مقابل خود تهران که شش میلیون جمعیت دارد هم مسخره است. یعنی شما اگر شش میلیون از این کتاب چاپ کنید تازه به هرکدام ازاهالی تهران یک کتاب می رسد. مثل اینکه پانزده‌تا دونه برنج بیاورید و بگویید این شام است…پوستر همینجور. شما اگر در ایران یک میلیون پوستر چاپ کنید نصیب هر دِه شش یا هفت پوستر بیشتر نمی‌شود…. درتبلیغات مرحله اول مال تلویزیون است، مرحله دوم مال رادیو است، مرحله سوم مال جراید است، مرحله چهارم مال مجلات، مرحله پنجم مال پوستر و اعلامیه است، مرحله ششم نوبت کتاب می‌رسد.»

او درباره اهمیت تشکیلات و سازماندهی نیز با اشاره به کادرسازی منافقین می‌گود:

«شما ببینید این آقایانی که نمی‌خواهم اسمشان را بیاورم اینجا [سازمان منافقین] اینها چقدر دارند در ایران فعالیت می‌کنند و یک رئیس خاص هم دارند که میدانید. اینها رئیسهایشان هم یکی دوتا بیشتر نیستند اما از ته ایران تا سرِ ایران اینها جوان دارند دختر و پسر. یک آقایی آمده بود اینجا من بهش گفتم اینها حداقل صدهزار جوان دارند، گفت صدهزار؟ در تهران فقط صدهزارتا جوان دارند. اینها جوانهای اسلامی و مسلمان هستند اما آنها گرفتندشان. او همت دارد و اینها را گرفته، ما همت نداریم.

باید یک دستگاه داشته باشید برای جذب جوانها، دختر و پسر هم فرق نمیکند.. ما در مقابل تنظیمات[سازمانها] صهیونیّت، تنظیمات مسیحیت و تنظیمات شیوعیت(کمونیسم) قرار داریم. چقدر فرد دارند، چقدر تنظیم دارند، چقدر پول دارند. که میبینید با شهرهای ما مثل پر بازی می‌کنند، عراق را تنظیمات صلیبی باهاش بازی می کنند، افغانستان را تنظیمات شیوعی باهاش بازی می‌کنند، امریکا را تنظیمات صهیونی باهاش بازی میکنندو آمریکای ۲۵۰ میلیونی زیرنظر صهیونیها فر میخورد. با اینکه به نظر برخی تمام یهود دنیا ۱۸ میلیون هستند ولی چون تنظیمشان قوی است با آمریکای به این بزرگی بازی میکنن. اونوقت ما مسلمانها و شیعه‌ها مقابل این دستگاه هستیم نه درمقابل دستگاههای کوچک.»

شبکه‌های ماهواره‌ای شیرازی‌ها؛ وقتی چاقو دسته‌اش را می‌بُرد

با توجه به سخنان سی و چندسال قبل سیدمحمدشیرازی و مروری بر فعالیت‌های رسانه‌ای_سیاسی این جریان در یک دهه اخیر، راحت‌تر می‌توان شیرازی‌ها را تحلیل کرد. با توجه به نگاه ویژه شیرازی‌ها به استفاده از رسانه‌های به روز، طبیعی است که تاسیس شبکه های ماهواره‌ای را دردستورکار خود قرار دهند و برای تحقق «تشکیلات»ِ مطلوبشان روی «هیاتهای عزاداری» سرمایه‌گذاری کنند. «مثلث رهایی» که قرار بود علیه استعمارگران فعالیت کند، علیه جمهوری‌اسلامی و تشیع سیاسی فعال شده است.

اوایل دهه هفتاد شمسی که «ماهواره»-که آن زمان اغلب محتوای غیراخلاقی داشت- به عنوان یک بحران در ایران و کشورهای مسلمان مطرح بود، سیدمحمد شیرازی جزوه‌ای در‌همین‌باره نوشت. او ضمن پیشنهادهای سلبی مثل «فشار بر دولت‌هاى اسلامى براى جلوگیرى از ورود و نصب و به کارگیرى آنتن هاى ماهواره اى»؛ پیشنهادهای ایجابی مثل «ایجاد و راه اندازى کانالهاى تلویزیونى که از طریق ماهواره برنامه هاى سالم پخش نموده و بتواند فرهنگ اسلامى را با به کارگیرى روشهاى نوین هنرى و فنى به نحو کاملا جذاب و مورد پسند ارائه دهد.» را نیز مطرح کرد.

دی‌ماه ۱۳۸۷ صادق شیرازی در سخنرانی روز عاشورای خود از لزوم «ایجاد یک شبکه ماهواره ای به نام حضرت سید الشهدا علیه السلام با هدف پوشش دادن تمام نقاط جهان با نام آن حضرت و ترویج شعائر حسینی» سخن گفت. چندماه بعد در مرداد ۸۸  «شبکه جهانی امام‌حسین۱» به زبان فارسی آغاز به کار می‌کند. «شبکه امام‌حسین ۲» به زبان عربی آذرماه ۱۳۹۰ و «شبکه امام‌حسین۳» به زبان انگلیسی اذرماه ۹۱ تاسیس می‌شوند.

به لطف حمایتهای مادی و معنوی شیرازی‌ها، روند تاسیس شبکه‌های ماهواره‌ای همسو با آنها روند رو به رشدی می‌گیرد. شبکه‌های متعدد که مروج تشیع به ظاهر غیرسیاسی هستند و اغلب کارویژه خود را توهین و فحاشی علیه مقدسات اهل تسنن تعریف کرده‌اند و با معرفی اقداماتی چون قمه‌زنی وجهه نامطلوبی از تشیع را عرضه می‌کنند.

حالا همانطور که سیدمحمد شیرازی ترسیم کرده بود «پول» و «تبلیغات» و «تشکیلات» دست به دست هم داده‌بودند و در شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای و هیات‌های مذهبی غیرسیاسیِ مروج شیرازی‌ها خود را نشان می‌دادند.

به جز شبکه‌ی امام‌حسین دفتر اغلب این شبکه‌ها درخارج از ایران و حتی در انگلستان مستقر است. در حالی که یک روی پروژه‌ی اسلام‌هراسی آمریکا فراهم کردن فضا برای دیده‌شدن اسلام تکفیری و داعش است، تشیع قمه‌زن و غیرسیاسی هم به راحتی و بدون سنگ‌اندازی آمریکا و انگلستان در فضای ماهواره‌ای فعالیت می‌کند.

به این ترتیب تصویری شبکه‌های ماهواره‌ای حامی شیرازی‌ها از تشیع نشان می‌دهند، مطلوب‌ترین تشیع برای آمریکا و انگلستان و تکمیل‌کننده دوگانه  ی تفرقه‌افکنانه ‌ی تشیع افراطی_تسنن تکفیری است. تشیعی که به جای دفاع منطقی از فرهنگ اهل‌بیت، در فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت و بزرگنمایی مراسماتی چون «قمه‌زنی» به عنوان شعائر حسینی خلاصه شده و  سخنرانی‌های صادق شیرازی هم به طور زنده از این شبکه‌ها پخش می‌شود

این‌ها در حالی است که شبکه‌های همسو با اسلامِ سیاسی و ضداستعماری مثل «المنار» ، «سحر»، «العالم» و «presstv» با محدودیتهای متعدد برای فعالیت روبرو هستند.

تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

ایام ربیع الاول و تقابل آشکار جریان انحرافی شیرازی با وحدت مسلمین

آیین‌ها و مناسبت‌های دینی، اعیاد و وفیات اهل بیت(ع) از ظرفیت‌های موجود است. غدیر، عاشورا و جشن‌های مهدوی مانند نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم امکان و نهم ربیع‌الاول سالرزو آغاز امامت امان زمان (عج) چنان شورانگیز و تأثیرگذار است که علاوه بر برانگیختگی احساسات و عواطف معنوی و انسانی مردم و مشارکت بالای آن‌ها در اجرای آن، پیام‌ها و درس‌هایی به دنبال داشته که زیربنای فکری فرهنگی بسیاری از نهضت‌ها و جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش بوده است، مانند قیام‌های صدر اسلام (توابین، زید شهید، شهید فخ و …) و نیز جریان نهضت تنباکو، مشروطه و سرانجام انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت و بیداری اسلامی.

ولی متأسفانه گروه‌های انحرافی از مناسبت‌های مذهبی به خصوص نهم ربیع سوءاستفاده کرده و با اجرای برخی از برنامه‌های ناخوشایند، وحدت جامعه اسلامی را از بین می‌برند.

 

شعائر اسلامی و اولویت‌های دینی

 

در اسلام، بحث شعائر دینی داری اهمیت ویژه است. قرآن، تعظیم شعائر را نشانه تقوا دانسته است: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ امر چنین است و هر کس که شعائر الهی را بزرگ بدارد، این امر از پرهیزگاری دلهاست، «شعائر» یعنی علامات و نشانه‌هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب کرده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی می‌نامد، لذا هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عمل او از تقوای قلبش نشان می‌گیرد، چون حقیقت تقوی و از مصادیق تقوی آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب کند که این عمل امری معنوی و قائم به دل انسان است.

بر اساس آیه مذکور، شعائر، مجرای تحقق رضایت الهی و تقوا است، اما مشاهده می‌شود که گاهی برخی از مسلمانان، رفتارهای خلاف تقوا و در برابر رضایت خداوند و اولیای الهی در مراسم‌های مربوط به شعائر انجام می‌دهند که این نشان دهنده عدم تحقق تعظیم شعائر در کار ایشان است.

 

نهم ربیع‌الاول مظهر وحدت

 

این مناسبت از اهمیت خاصی برای تحقق اهاف دین برخوردار است؛مثلاً شکرگزاری نعمت امام حی و زمینه‌سازی برای تحقق جهانی شدن اسلام به وسیله امام و موعود ادیان و نیز لزوم برقراری ارتباط معنوی با ایشان و اینکه اطاعت از وی زمینه برقراری آموزه‌های جهانی اسلام را فراهم می‌کند. از سوی دیگر جهانی شدن اسلام معادل برقراری انسانیت، توحید و رفاه همراه با عدالت جهانی برای انسان است که همه این‌ها به رهبری امام زمان (عج) محقق می‌شود.

در حالی که گروه‌هایی مانند شیعه انگلیسی در پوشش بزرگداشت این مراسم، برنامه‌ها و تبلیغاتی دارند که در جهت عکس این اهداف و فرصت‌هاست؛ فعالیت‌های آن‌ها با ایجاد نفرت نسبت به تشیع و باورهای مربوط به این امام(عج) و نیز مقابل قرار دادن عموم انسان‌ها با آموزه‌های به نام تشیع، مانعی در پذیرش عمومی جهانیان نسبت به آموزه‌های اسلام می‌شود.

 

بررسی جریان‌های انحرافی معاصر در سوء استفاده از شعائر

 

برخی از این نوع جریان‌ها در پوشش علمی و نام اجتهاد به تبلیغ برداشت‌های غیرعلمی خود از دین و شعائر اهل بیت می‌پردازند. در این گروه‌ها به جای آنکه اجتهاد از طریق مرسوم و متقن حوزه‌ها اثبات شود، آن را امری موروثی کرده‌اند. نوع دیگری از سوء‌استفاده‌های این جریان، آن است که با صرف تلبس به لباس روحانیت و تبلیغات گسترده در شهرهای تحت نفوذ خود، مرجعیت را برای خود تثبیت می‌کنند.

تضعیف و تخریب جریان مقاومت اسلامی در سده اخیر: به عنوان نمونه در لبنان بین طرفداران امام موسی صدر و افرادی از این جریان درگیری رخ می‌دهد که منجر به زخمی شدن چند نفر می‌شود. بنابر گزارش ساواک در تاریخ 2536/27 در حرم حضرت زینب(ع)‌ این درگیری شدید با دخالت پلیس و زد و خورد پایان یافت. شهید چمران در جایی در این مورد می‌گوید:‌ «… عده‌ای از مسلمانان قشری و متعصب را به دور خود جمع و با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند، زیرا فتوایی برای قتال از مرجع (مورد قبول خود این گروه) وجود ندارد… ».

این ناهمگونی و تقابل با نهضت‌های اسلامی، مورد تأیید و رضایت ضمنی شبکه‌های جاسوسی مانند ساواک در زمان طاغوت قرار گرفته است. در امتداد مخالف عالمان و مجاهدان با این جریان، امام خمینی(ره) پرداخت هر نوع سهم امام به این گروه را حرام اعلام کردند. ایشان فتوا دادند که پرداخت هر نوع سهم امام به حوزه علمیه زینبیه و شاگردان این جریان حرام است و به دستور ایشان در آینده هیچ نوع حقوق به طلبه‌هایی که نزد آنها درس می‌خوانند پرداخت نخواهد شد. این جریان در برنامه‌های رسانه‌ای خود که عمدتاً از لندن پخش می‌شود، توهین‌هایی به مراجع معظم تقلید مانند حضرت آیت‌الله بهجت ره و رهبر معظم انقلاب داشته است.

شیعیان واقعی به دنبال طرح عالمانه این موضوع هستند، ولی دشمنان به دنبال آن هستند که اسم ولایت دائما موضوعی برای سرگرمی و مشغولیات مسلمان باشد، (گاهی هم خود جریان‌ها توسط دشمن بازیچه قرار می‌گیرند) در جریان فعالیت این گروه‌ها هم تحت شبکه‌های رسانه‌ای این برخورد با موضوع ولایت انجام می‌شود و اشخاص معلوم الحالی هم مدیریت و اجرای این موضوع را به عهده گرفته‌اند.

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین 1، 2 و 3 مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس،‌ الانوار‌، خدیجه‌، الزهرا، المهدی و … اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ برخی مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند.

نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که این گروه اداره می‌شود، آن هم دقیقا در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آورد. نمونه دیگری از اعمالی که باعث ایجاد چهره ناشایست از تشیع می‌شود مسأله قمه‌زنی است که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده‌اند، اما این گروه‌ها فتوای استحباب صادر کرده‌اند. البته اینگونه رفتارهای ناشایست، با برخورد و عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

برخی از فعالیت‌های رسانه‌ای مربوط به این جریان

 

شبکه فدک: یکی از فعالان این جریان که در دادگاه محکوم هم شده است، در لندن منبر می‌رود و شبکه فدک را مدیریت می‌کند. چگونگی ورود او به انگلیس هم قابل توجه است، قبل از آنکه به حمایت انگلیسی‌ها به لندن برود در کویت فعالیت داشت، اما تنها سه سال از راه‌اندازی «هیأت خدام المهدی» توسط وی در کویت می‌گذشت که تندروی‌های وی، دولت کویت را مجبور کرد هیاتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

او حضور چشمگیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. او روزنامه‌ای با نام Shianewspaper منتشر می‌کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه‌اندازد و در سال 2010 نیز مکان هیاتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیدالشهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه،‌ هیات، دفتر کار، موسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی می‌دهد. رمضان المبارک 1341 قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد، در امتداد کارهای خود اشخاص دارای سابقه قضایی را در شبکه فدک جذب کرد. یکی از این اشخاص که در فرانسه زندگی کرده بعدها وارد ایران می‌شود و از سوی دادگاه، متخلف شناخته می‌شود و از ایران خارج شده و در این رسانه‌ها فعالیت می‌کند. شخص دیگری نیز به عنوان همکار و کارشناس این شبکه از بیروت فعالیت می‌کند که او هم از متخلفین در دادگاه شناخته شده است.

شبکه سلام: مدیرمسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که در مسایل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه‌زنی دفاع کند! این در حالی است که در خلال مصاحبه‌های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین‌المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه‌زنی است.

 

تأمل علمی بر افکار و اقدامات این گروه

 

اگر به سیر اقدامات گروه‌های تفرقه افکن و شبکه‌های رسانه‌ای شیعیان انگلیسی دقت شود، روشن می‌‌شود که این اقدامات نتوانسته است غیر شیعیان را به تشیع جذب کند و بلکه برعکس تعصب افراد را به مذهب خود بیشتر کرده است و جان و مال و عرض دیگر شیعیان را هم به خطر انداخته است، بنابراین در یک جمع‌بندی حرکت این گروه‌ها نتایج معکوسی برای دنیای اسلام ایجاد کرده است، عملکرد این اشخاص در مورد عایشه کاملاً با سیره امیرالمومنی (ع) متفاوت است. حضرت امیر (ع) کسانی که به عایشه افترا زدند و اهانت کردند را مجازات کرد. در جنگ جمل نیز با وجود اقدامات تخریبی که عایشه علیه امیرالمؤمنین(ع) انجام داد، ایشان فرمود: با وجود آنچه که گفتم عایشه احترام گذشته را دارد و حسابش با خداست.

این رفتار امام، بازخورد خوبی در رفتار عایشه داشت و او بعدا بارها گریه می‌کرد و می‌گفت: کاش قبل از ماجرای جمل مرده بود و در آن حادثه حضور نمی‌یافتم. پس از پایان جنگ جمل وی دیگر در مسایل سیاسی وارد نشد و در مدینه مستقر شد.

در روز جنگ جمل مردی شروع به دشنام دادن و نسبت ناروا دادن به عایشه شد، مردم گرد او جمع شدند، عمار وقتی مطلع شد و به آن مرد گفت: خاموش باش این ناستوده «عو عو» می‌کنی، آیا به زنی که همسر پیامبر(ص) بود، دشنام می‌دهی و تهمت می‌زنی؟ این در حالی است که عمار دست‌پرورده امیرالمؤمنین(ع) است و سمبل دفاع از ولایت و بصیرت‌افزایی در آن دوران است، ولی این رفتارها را مذموم می‌داند./ فارس

 

داعش ، زاده ی اسلام خشن و تشیع لندنی خروجی اسلام رحمانی است

حجت الاسلام خلیل عالمی، عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه ، با بیان اینکه این مسأله تازه ای نیست که دشمنان می‏خواهند اسلام را وارانه نمایش دهند، ابراز کرد: کسانی که اسلام اصیل را شناخته اند و منافع خود را در خطر دیدند همیشه درصدد این کار بودند که نور الهی را خاموش کنند آیه« لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ » اشاره به همین دارد.

 

وی افزود: همان گونه که خداوند متعال اراده‏اش بر این است که اسلام برای همیشه جاودانه بماند دشمنان اسلام نیز سعی کرده اند همیشه دین را منحرف کنند که این کار تازه‏ای نیست بلکه در صدر اسلام و در مقابل دین پیامبر(ص) نیز اسلام اموی را که خاندان ابوسفیان ترویج می کردند وجود داشت.

 

عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه ادامه داد: اگر اسلام در هویت واقعی خودش نشان داده شود مستکبران و کسانی که دنبال ظلم هستند را سر جای خودشان خواهد نشاند؛ بنابراین مستکبرین همواره درصدد این بودند که اسلام را وارونه جلوه دهند و این یک حربه جدیدی نیست.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه مستکبرین با سه راهبرد به جنگ با اسلام ناب آمده اند و زمانی که دین اسلام خواست به مردم معرفی شود دشمنان با این سه استراتژی به مقابله با دین پرداختند، تصریح کرد: اولا اینکه می‏دانستند بشر بدون دین نمی تواند زندگی کند؛ بنابراین برای تامین نیازهای معنوی ملت ها روی آوردند به دین سازی که خروجی آن عرفان های کاذب است که از آمریکا نشأت می‏گیرد؛ حتی اگر در کشورهای دیگر مانند هند هم دیده شود از آمریکا منتشر می‏شود.

 

حجت الاسلام عالمی با بیان اینکه ترویج اسلام هراسی در تمام جهان دومین راهبرد دشمنان است، گفت: این جریان اخیرا در خیلی از کشورهای دنیا دیده می‏شود که خروجی این استراتژی برعکس جلوه دادن آیه  قرآن مقدس « مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم » است.

 

وی اضافه کرد: آنها در راستای پروژه اسلام هراسی، گروه‏هایی را از جامعه اسلامی انتخاب می‏کنند و به نام اسلام تربیت و به دنیا معرفی و از آنها پشتیبانی می‏کنند که دست به کارهای خشونت آمیز بزنند، امروزه گروهای تکفیری و سلفی را آمریکا به وجود آورده تا چهره ای خشونت آمیز از اسلام در جهان به نمایش گذارد.

 

حجت الاسلام عالمی ادامه داد: کتاب خاطرات کلینتون وزیر خارجه آمریکا با عنوان« انتخاب‏های سخت» به این موضوع اشاره دارد که به وجود آوردن داعش کار ما بود؛ بنابراین از خود جهان اسلام گروه هایی را تربیت می‏کنند که دست به خشونت زنند و اسلام هراسی را در دنیا منتشر کنند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه ایجاد این جریان ها برای دشمنان منفعت دارد، تصریح کرد: اسلام رحمانی چند سالی است که معرفی شده است، اسلام رحمانی که اسلام بی خطر و بی‏اثری است به انتشار این اسلام می‏پردازند در واقع اسلام رحمانی همان اسلام لیبرال است و اسلامی که هیچ خاصیتی ندارد و می خواهند این اسلام را را ترویج دهند تا مردم از اسلام ناب محمدی فاصله بگیرند.

 

عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه افزود: خروجی اسلام خشن، داعش است و خروجی اسلام رحمانی، شیعه لندنی است در واقع سطحی نگری از اسلام واقعی است که دشمنان دنبال همین هستند که مسأله اسلام را بی ارزش جلوه دهند، در اسلام رحمانی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد و آزادی‏های غربی را توجیه می‏کند.

 

وی در پایان گفت: مستکبرین با این کار می‏خواهند اسلام را خلع سلاح کنند و خودشان در جهان اسلام و در میان مسلمانان حضور دائمی داشته باشند، اینها با اسلام برده دلار و غرق در فساد مانند اسلام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کاری ندارند، دشمنان از اسلام استکبار ستیز می ترسند؛ بنابراین درصدد وارونه جلوه دادن آن هستند آنها می‏خواهند برای تأمین منافع نامشروع خودشان که اسلام اصیل مانع است در کنار این اسلام یک اسلام بدلی که ظاهرش فریبنده است را ایجاد کنند تا بتوانند به منافع خودشان برسند. / رسا نیوز

تعظیم شعائر حسینی یا تعظیم تصاویر صادق شیرازی ؟!!

همانگونه که همه می‌دانیم راهپیمایی اربعین در چند سال اخیر صورت عمومی و عظیم به خویش گرفته، و در روزهای منتهی به اربعین میلیون‌ها دل عاشق با هدف یاری امام حسین علیه‌السلام به صفوف این کاروان می‌پیوندند. آنچه بدیهی است این‌که جز عشق و شور حسینی علیه‌السلام هیچ تبلیغاتی نمی‌تواند چنین جمعیت انبوهی را در راهی طولانی، هم‌مسیر و هم‌راه یکدیگر کند. با این حال گاهی بعضی جریان‌ها و گروه‌ها با هدف سوء‌استفاده از این کاروان عظیم، آسیب‌هایی را متوجه آن می‌کنند که باید در مقابل آن‌ها هوشیار بود.

متأسفانه جریان منتسب به آیت‌الله سید صادق شیرازی، در سال‌های گذشته با تبلیغات فراوان در شبکه‌های ماهواره‌ای خویش، در صدد مصادره اربعین حسینی علیه السلام و راهپیمایی‌های آن به نام خویش بود و حتی به گونه‌ای جلوه‌گری می‌نمود که گویا شکوه و عظمت این راهپیمایی ناشی از دعوت آیت الله سید صادق شیرازی است.

photo_2015-12-08_10-37-30

البته مشی انحصارگرایانه این جریان منحصر به راهپیمایی اربعین نیست و در تبلیغات مذهبی این گروه، موضوع مطرح شدن نام آیت‌الله سید صادق شیرازی، رُکنِ اساسیِ همه فعالیت‌هاست، زیرا در واقع جریان شیرازی درصدد است با گسترش کمّیِ ابعاد رسانه‌ای و تبلیغاتی خویش، خود را به عنوان جریان اصلی تشیع معرفی نموده و از این طریق حاکمیت مذهبی را در دنیای تشیع کسب نماید، آن‌گونه که سیاست‌گزاری‌های مذهبی شیعه، خصوصاً در عرصه تبلیغ مذهبی و سیاست تعامل با جهان اسلام، تنها از سوی این جریان به شیعیان ابلاغ شود.

شاهد سخن این‌که این جریان علاقه‌مندی خاصی در به کار بردن تعابیر «بنیاد جهانی»، «مرکز بین‌المللی»، «سازمان جهانی» و… برای موسسه‌های کوچک و بزرگ تحت حمایت خویش دارد. همچنین در چند سال اخیر بیانیه‌های این جریان غالباً با عناوین جهانی صادر می‌شود و حتی در این بیانیه‌ها سازمان ملل و سران کشورهای اسلامی و یا غیر اسلامی نیز مورد خطاب قرار گرفته‌اند.[۱] همچنان که این جریان با راه‌اندازی شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای قصد دارد تا در ظاهر خود را به قدرت اول رسانه‌ای شیعه معرفی نماید. اگرچه جز چند شبکه‌ خاص، افتتاح بیشتر این شبکه‌ها تنها جنبه تبلیغاتی داشته و در عمل پخش و فرکانس ماهواره‌ای برای بعضی از آنها وجود ندارد.[۲]

همچنین این جریان می‌کوشد تا سنجش اعلمیت و فقاهت مراجع را از مجامع علمی حوزه خارج نموده و آن را به دست مردم واگذار نماید تا با ابزارهای رسانه‌ای همچون ماهواره‌ها، شخصیت‌های مورد نظر خویش را به عنوان مرجعیت شیعه بشناساند. تأسیس شبکه ماهواره‌ای مرجعیت که تنها به تبلیغ مرجعیت آیت‌الله سید صادق شیرازی می‌پردازد، در همین راستا دیده می‌شود. متأسفانه در این شبکه ماهواره‌ای حتی از مراجع سنتی و مورد قبول این جریان نیز سخنی به میان نمی‌آید.

به هر حال در سال‌های گذشته، تبلیغات گسترده این جریان در مسیر راهپیمایی اربعین موجب شد تا بعضی از افرادی که نسبت به عملکرد تفرقه‌افکنانه این جریان در مسائل جهان اسلام متأثر و ناراحت بودند، به اعتراض در مقابل این تبلیغات شخصی پرداخته و در مواردی صورتی تقابلی میان دو گروه به وجود آید. اگرچه هدف ما در این یادداشت، تأیید رفتارهای احساسی و شتابزده چنین افرادی نیست، ولی جریان شیرازی بدون اشاره به عملکردهای نادرست خویش، با مظلوم‌نمایی خاصی، جریان انقلابی را به ایجاد تفرقه در میان صفوف شیعه و وحدت‌شکنی متهم می‌کند، چنانچه در قسمتی از بیانیه‌ای که چندی پیش با  امضاء «بنیاد جهانی آیت‌الله شیرازی» منتشر شد، آمده بود:

«…تجربه‌ی سال‌های گذشته به ویژه رخدادهای اربعین سال گذشته که با رشد فزاینده و روزافزون زائران از اقصی نقاط جهان همراه بود، نشان داد که دستانی پیدا و پنهان گاهی در هیأت دوستانِ نادان و گاه از آستین دشمنانِ دانا، بیرون آمده و درصدد مصادره‌ی این همایش عظیم بشری به نفع گروه و جریانی خاص برآمده‌اند. تنش‌آفرینی در مسیر زیارت اربعین، تعرض و هتک حرمت به ساحت مراجع تقلید شیعه در پوشش‌های مختلف که همگی در راستای سیاسی کردن این زیارت مقدس انجام شد، از مهم‌ترین اقدامات جریانی بود که در جریان حوادث اربعین سال گذشته به وضوح پرده از مقاصد خاص خود برداشته و اربعین را به جولانگاه عده‌ای خشونت‌طلب بدل ساخت و در نهایت به حوادثی منجر شد که می‌رفت تا شیرینی این زیارت روحانی را در کام مؤمنان به تلخ‌کامی بدل سازد. هرچند این توطئه با تدبیر بلند و درایت درخور تقدیر مرجعیتِ والامقامِ شیعه ناکام ماند. از این رو هوشیاری در برابر این اقلیت خشونت‌طلب نیازمند توجه مؤمنین به مقاصد این گروه خاص در جهت سیاسى کردن فضای زیارت امام حسین علیه السلام، فضاسازی تبلیغاتی و در نهایت ضربه زدن به اتحاد و همدلی و الفت مؤمنان در طول این مسیر مقدس است. هشیاری مؤمنین و نیالودن این فضای مقدس به بحث‌ها و بگومگوهای بیهوده‌ی سیاسی، صبر در برابر توهین‌ها، تحقیرها و فضاسازی‌های رسانه‌ای احتمالی از شعار بر علیه مراجع تقلید تا پاره کردن تصاویر مراجع عظام تقلید شیعه، بهترین پاسخ به این اقلیت دنیاطلب وروشن‌ترین نشانه و بارزترین شاخصه‌ی یک زائر حسینی است که تمامی این ناملایمات را به عشق زیارت اباعبدالله الحسین صلوات الله و سلامه علیه برخود هموار کرده و پای در راه این سفر نهاده است.»[۳]

همانگونه که اشاره شد، این بیانیه در حالی به محکومیت رفتارهای اعتراضی در مقابل عملکرد آیت‌الله سید صادق شیرازی می‌پردازد که گویا آن‌ها در ایجاد چنین جوی بی‌تقصیر بوده و دامن پاکی از این‌گونه توهین‌ها دارند. راست این‌که کافی است نویسندگانِ چنین بیانیه‌هایی نگاهی به صفحات اجتماعی که توسط مقلدان و ارادتمندان بیت شیرازی راه‌اندازی شده، داشته باشند که در آن‌ها با تکیه بر سخنان منسوبان و فرزندان جناب آیت‌الله، توهین‌های بی‌سابقه‌ای نسبت به مراجع و علمای غیرهمسو با این جریان بیان می‌شود.

photo_2015-12-08_10-37-40

همچنین‌ لازم است این افراد نگاهی به توهین‌ها و اتهاماتِ زشت یاسرالحبیب به نظام جمهوری اسلامی، رهبری آن و مراجع بزرگوار حامی نظام داشته باشند. یقیناً این افراد می‌دانند که یاسرالحبیب فردی است که از بستر فکری این جریان برخاسته و در واقع افکار و رفتارهای این جریان را در خارج از کشور بدون هیچ سانسور و روتوش به نمایش می‌گذارد. یاسر حبیب کسی است که از آیت‌الله شیرازی اجازه نقل روایت دارد و ایشان در آن اجازه از یاسر حبیب با عنوان «صاحب الفضیله العلامه الحاج الشیخ یاسر الحبیب دام تأییده»[۴] یاد می‌کند. لذا اگر واقعاً نویسندگان چنین بیانیه‌هایی در پی ایجاد وحدت میان صفوف شیعه هستند، باید به آیت‌الله سید صادق شیرازی بقبولانند که از اقدامات امثال یاسر الحبیب تبرّی جوید! گمان نمی‌کنم تبری تنها فحاشی و توهین به اعتقادات اهل‌سنت باشد، بلکه باید از روش‌های ناپسندی که در میان شیعیان به وجود آمده است نیز تبری جست.

البته همین بیانیه نیز در حالی جریان انقلابی را به انحصارگرایی و خشونت‌گرایی متهم می‌کند که در آن ادبیاتی انحصارگرایانه و تقابلی وجود دارد و از مخالفان با اوصافی همچون «اقلیت خشونت‌طلب» و « اقلیت دنیاطلب» یاد می‌کند!

همچنین این بیانیه موضوع «پاره کردن تصاویر مراجع عظام تقلید شیعه» را مطرح می‌کند که گمان نمی‌رود تصویر شخصیتی بجز آیت‌الله سید صادق شیرازی در این میان پاره شده باشد و چنین تعمیم‌هایی که با هدف مظلوم‌نمایی و تحریک عواطف انجام می‌شود، خود نوعی فرافکنی به شمار می‌آید.

نکته مهم دیگر این‌که متأسفانه در راهپیمایی اربعین، عده‌ای از منتسبان به این جریان با توهین و لعن به مقدسات اهل‌سنت به ایجاد جنگ‌هایی مذهبی در فضای فتنه‌گونه و امنیتی کشور عراق دامن می‌زنند که این موضوع مورد اعتراض دیگر شیعیان واقع می‌شود. در نگاهی دقیق‌تر باید گفت بعضی در صدد القاء این مطلب به جهان اسلام هستند که راهپیمایی اربعین یک تهدید برای جهان سنت بوده و به گونه‌ای  قدرت‌نمایی شیعه در مقابل دیگر مذاهب اسلامی است.

با این حال باید بر این نکته تأکید کنیم که رفتارهای احساسی و غیر منطقی در مقابل عملکرد چنین گروه‌هایی، بیشتر فضا را برای مظلوم‌نمایی و تبلیغات آن‌ها فراهم می‌کند؛ زیرا اصولاً جریان‌های فرقه‌گرا با تکیه بر فضاهای فتنه‌گونه مذهبی، به ترویج خویش می‌پردازند، به این معنا که تا هنگامی که فضای تعقل و منطق بر جامعه حکم‌فرماست، این جریان‌ها نفوذ چندانی بین مردم ندارند و تنها در فضای احساسی و خصمانه مذهبی است که این جریان‌ها سوار بر موج احساسات و تعصبات مذهبی مردم شده و آن‌ها را به سمت خویش جذب می‌کنند.

از این رو به نظر می‌رسد بهترین راه‌کار مقابله با آسیب‌های چنین گروه‌هایی در راهپیمایی اربعین، حضور پررنگ و با برنامه جریان انقلابی در این همایش عظیم است تا مشخص شود که جریان انقلاب اسلامی نه تنها اقلیت نیست بلکه گفتمان مورد قبول اکثریت شیعیان و بلکه بسیاری از مسلمانان است. همچنین اگرچه نذورات فراوانی توسط ارادتمندان به امام حسین علیه‌السلام ‌برای پذیرایی از زائران اربعین فراهم می‌شود، ولی باید نذورات تبلیغی و فرهنگی به زبان‌های مختلف را در مسیر راهپیمایی اربعین افزایش داد، تا بصیرت مذهبی و سیاسی شیعیان در مقابل چنین جریان‌هایی افزایش یابد. البته همچنان‌که مشخص است لازمه این امر داشتن برنامه‌ای گسترده برای این موضوع در طول سال است.

حجت‌الاسلام مهدی مسائلی


[۱]. برای اثبات این موضوع، رصدی در قسمت بیانیه‌های پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله سید صادق شیرازی (به آدرس: shirazi.ir) شود.

[۲]. به طور مثال هیچ فرکانسی برای شبکه «امام صادق علیه‌السلام» وجود ندارد و تنها روی شبکه امام حسین ساعاتی پخش می‌شود. همچنین شبکه‌ای با نام «أنوار الحسین» نیز تعطیل و با شبکه «امام حسین علیه السلام ۳» جایگزین شده است. شبکه «الزهراء»، «المهدی» نیز یک شبکه بوده و آرم هر دوی آن‌ها بالای برنامه‌ها قرار می‌گیرد. «شبکه سلام ۲» نیز تعطیل است.

[۳]. منبع:

http://shiawaves.com/persian/persian/?catid=0&id=5969

[۴]. تصویر اجازه‌نامه آیت‌الله شیرازی در سایت رسمی یاسر حبیب، القطره منتشر گردید ولی پس از مدتی از خروجی این سایت حذف گردید. هم‌اکنون تصویر این اجازه‌نامه در سایت‌های دیگر موجود است.

 

آشوب و فتنه گری جدید جریان صادق شیرازی بر علیه جمهوری اسلامی ایران

در چند روز گذشته جریان صادق شیرازی از طریق رسانه های اجتماعیِ خود  هجمه سنگینی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای آغاز کرده اند که در ادامه ، رسانه های خانوادگی  بیت صادق شیرازی از جمله شبکه امام حسین (علیه السلام)، شیرازی مدیا ، شبکه فدک ، سایت رسام و بقیه شبکه ها و رسانه های تبلیغاتی بیت صادق شیرازی از مریدان خود در کربلا خواستند که جلوی کنسولگری ایران در کربلا تجمعات اعتراض آمیزیِ شدید الّحنی برپا کنند، در این فتنه گری و تجمع اعتراض آمیز که در  کربلا انجام شد به صورت موکد از بیت فتنه دستور رسیده بود که این تجمعات و اخلال گری ها را در راستای این باشد که خود را به عنوان سپاهیان و یاوران اهل بیت نشان دهند و همچنین جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران  به عنوان دشمن ترینِ  دشمنان اهل بیت !

 

و اما گزارش تصویری از اقدامات و فتنه گری های جریان شیرازی ها از تجمع چند نفری مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا و شرح ماوقع جریانات و فتنه گری های بیت تشیع انگلیسی !

 

Untitled11

 

12212383_915520611875107_1387864240_n

نشان دادن کلیپی چند ثانیه ای و مدعی شدن حمله به بیت متمرجع

                                                                                                                                                                قضیه از آنجا شروع شد که بیت صادق شیراری در شهر مقدس قم  در ابتدای ورودی کوچه ای که منزل اصلی صادق شیرازی در آن قرار دارد  نرده و درب بزرگی را که درب اصلی بیت آنجاست نصب کرده بودند که این درب ورودی ، مزاحم  همسایگان میشد و همسایه ها نیز از بیت شکایت به عمل آوردند به طوری که میگفتند شما به چه حقی در ابتدای ورودی کوچه ، نرده و دربی آهنین نصب کرده اید ؟! تا این که شهرداری با توجه به حجم زیاد شکایت ها تصمیم گرفت دربِ ورودی کوچه را از جا بکند. ظاهرا گذاشتن این درب ورودی توسط بیت صادق شیرازی برنامه ریزی شده بوده زیرا یک دوربین نا محسوس در کنار در نصب شده بوده و از کارکنان شهرداری در حین کندن در فیلمبرداری شده است. پس از کنده شدن این در بلا فاصله جریان شیرازی توسط شبکه های خود و مریدان صادق شیرازی به دروغ و با بی شرمی تمام ادعا کردند که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به خانه وی حمله کرده اند و درب خانه را کنده و وارد بیت شده اند و شدیدا به ساکنین بیت اهانت کرده اند!جالب این جاست که شبکه فدک در کانال یوتیوب خود کلیپی 26 دقیقه ای قرار داده است و در آن مدعی شده است که ماموران وزارت اطلاعات اقدام به شکستن درب خانه صادق شیرازی کرده اند و وارد خانه صادق شیرازی شده اند که کاملا قضیه کذب است و حتی در کلیپ مذبور کاملا مشخص است که ماموران شهرداری مبادرت به کندن دربِ ورودی کوچه نموده اند .  جریان صادق شیرازی موفق شد با این هجمه خبری ، مریدان خود را در کشورهای مختلف خشمگین سازد تا موج جدیدی از اهانت ها و هجمه ها را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و خصوصا حضرت آیت الله امام خامنه ای توسط مریدان جریان تشیع انگلیسی در شبکه های اجتماعی آغاز شود و در این راستا و در ادامه از مریدان جاهل خود خواسته شد تا جلوی کنسولگری ایران تجمع اعتراض آمیز شدید اللحنی را ترتیب دهند. که البته عده بسیار کم و قلیلی از مریدان صادق شیرازی در تجمع بر علیه جمهوری اسلامی ایران در مقابل کنسولگری ایران در کربلا جمع شدند .

 

12209318_914771568616678_1261541242_o

تجمع عده ی قلیلی از مریدان صادق شیرازی در مقابل کنسولگری ایران در کربلا

“نکته جالب و قابل توجه” این که همین متمرجع به صورت غیر قانونی و با بی شرمی تمام چند سال گذشته نیز  به منظور سهولت در رفت و آمد ماشینش و سهولت بدست آوردن جای پارک ، در ابتدای ورودیِ کوچه ی محل درس خارج خود نیز اقدام به نصب نرده و درب ورودی نمود که آن هم با شکایت اهالی محل و جمیع کسبه (اعم از کاسبان پاساژ کویتی ها و بقیه کاسب ها ) توسط شهرداری برداشته شد منتهی در آن زمان بیت متمرجع تشیع انگلیسی گویا فرصت فیلم برداری از کنده شدن دربِ ورودی کوچه را از دست داده بود و فرصت این که آن را به عنوان حمله ی وزارت اطلاعات به درس خارجش نشان بدهد را از دست داد !

 

 07

 

دلایل این فتنه گری ها !

 

این که چرا بیت شیرازی چنین سناریویی را قبل از اربعین حسینی و پیاده روی اربعینِ امسال  انجام داده اند بسیار جای سوال و تامل و بحث دارد  که در ادامه گوشه ای از اهداف و نقشه های آنان را برای شما عزیزان بازگو می کنیم :

 

 1- مداحان مزدور و پیرو تشیع انگلیسی در این راستا ابیاتی برای اربعین امسال آماده کرده اند که حمله به بیت شیرازی (که حقیقت ندارد) را با حمله اهل سقیفه به خانه امام علی علیه السلام تشبیه کنند !

2- رسانه های بیت شیرازی گفته اند که ایران هر از گاهی با حمله به بیت متمرجعشان  از وی می خواهند که با نظام جمهوری اسلامی بیعت کنند ( یا به قول معروف از متمرجع زهر چشمی گرفته باشند )

3- معرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان جریانی ضد اهل بیت و نشان دادن آن به عنوان جریانی که (نعوذ بالله) در راستای سقیفه فعالیت می کنند .

4- به آشوب کشیدن پیاده روی اربعین امسال و فتنه گری در بین شیعیان :

 جریان صادق شیرازی از محبوبیت بالای امام خامنه ای در بین ملت عراق  که اوج آن را در اربعین سال گذشته شاهد بودیم ، به شدت ناراحت است و با به راه انداختن این گونه فتنه گری ها سعی در ایجاد اختلاف در بین صفوف متحد شیعیان دارد .

5- پروژه مظلومیت سازی و مظلوم نمایی به طوری که خود را فردی نشان دهند که در اوج مظلومیت به ساحت آن جسارت شده است .

6-محک زدن عکس العمل مریدان بیت صادق شیرازی و همچنین محک عکس العمل جمهوری اسلامی ایران .اگر جواب مناسبی به این فتنه گریِ بیت شیرازی داده نشود مطمئناً در آینده شاهد فتنه گری ها و آشوب طلبی هایی به مراتب بزرگ تر و شدید تر خواهیم بود .

نکته :به علت هجم بالای توهین ها و فحاشی های رکیک مریدان بیت صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و سربازان گم نام امام زمان و مسئولین رده بالای کشور از نشان دادن متن آن ها معذوریم .

 

12212160_915520925208409_1148024492_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

12200840_915520768541758_1184865969_n

گوشه ای از اهانت ها و فحاشی های مریدان صادق شیرازی به جمهوری اسلامی ایران و مسئولان رده بالای نظام

 

 

جریان شیعه انگلیسی در قم و نجف ، مروج جریان سکولار در حوزه

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام عبدالله حاجی صادقی جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز در همایش بزرگداشت چهلمین روز جان باختگان منا و 13 آبان که در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) برگزار شد، با بیان این که قوانین تبصره ناپذیر خداوند سنت ها هستند، گفت: یکی از سنت های قرآنی این است که جبگ بین جبهه حق و باطل همواره وجود دارد.
وی افزود: با توجه به این سنت کسی نباید تصور کند که ممکن است روزی برسد که جنگ و درگیری جمهوری اسلامی ایران با آمریکا تمام شود، حتی در زمان حاکیمت حجت خدا نیز این تقابل وجود دارد؛ این جنگ باید وجود داشته باشد تا انسان ها محک بخورند و جوهره خود را نشان دهند.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با بیان این که از دشمن نباید انتظار داشت که دشمنی نکند، اظهار داشت: کار دشمن فتنه گری و ضربه زدن است، مسأله ای که باید به آن توجه داشت این است که نباید فریب دشمن را خورد بلکه باید در برابر نقشه ها هوشیار بود.
وی ادامه داد: اگر می خواهیم راهنمای مردم باشیم باید جامعه را معاینه کرده و واقعیت ها را بشناسیم تا نسخه هایی که ارائه می شود بر اساس واقعیت ها باشد؛ نباید فریب دشمن را خورد و از نقشه ها و حملات آن غافل شود، اگر گروهی از حمله دشمن غفلت کنند ممکن است خودشان پیاده نظام دشمن شوند.
حجت الاسلام حاجی صادقی با بیان این که دشمن اعتراف کرده که انقلاب اسلامی تولد اسلام ناب بوده و مرگ تدریجی استکبار را رقم زده است، ابراز داشت: دشمن اعلام کرده که روزی می توانست همه حکومت های عربی را تغییر دهد اما امروزه به وسیله حزب الله و حماس زمین گیر شده اند.
وی عنوان کرد: سخن رهبر انقلاب مبنی بر این که رژیم صهیونیستی 25 سال آینده را نخواهد دید لرزه به اندام آن ها انداخته و آنان را وحشت زده کرده است؛ امروزه انقلاب اسلامی سنگرهای کلیدی جهان یعنی قلون جوانان را فتح کرده است.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: استکبار می داند که با وجود انقلاب اسلامی حیاتش به خطر افتاده است؛ از همین رو به این نتیجه رسیده تا اسلام و انقلاب را نابود کند؛ آمریکا نقشه کلی برای همه کشور های مسلمانان کشیده و می گوید به جای جسم بیداری اسلامی باید قلب آن را هدف قرار داد.
وی اضافه کرد: دشمن می خواهد روح و جان انقلاب را بگیرد از این رو خود را متوجه رگ های حیاتی انقلاب کرده است، یکی از رگ ها حیاتی، اسلام به شمار می رود که دشمن درصدد است تا ریشه آن را بزند، دشمن برای زدن اسلام در کشورهای غیر اسلامی برنامه اسلام هراسی را در پیش گرفته است و می خواهد تصویری از اسلام ارائه دهد که همگان را متنفر کند.
حجت الاسلام حاجی صادقی با بیان این که دشمن در کشور های اسلامی به دنبال تغییر اسلام و بی خاصیت و بی خطر کردن آن است، گفت: اسلام سکولار اسلامی است که دشمن برای فراگیر کردن آن برنامه ها دارد؛ در اسلام سکولار نماز شب، حرم، زیارت و قرآن نیز وجود دارد اما روحیه انقلابی و جهادی در آن دیده نمی شود.
وی افزود: دشمنان برای جوانان مسلمان انقلابی نیز برنامه هایی را در نظر گرفته اند، از این رو دشمن برای مسلمانان انقلاب سنی گروه های تکفیری و داعش را راه انداخته و برای مسلمانان انقلابی شیعه تشیع لندنی را پدید آورده که آمریکا را دشمن خود نمی دانند و فقط بر دشمنی با سنی ها تأکید می کنند.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با بیان این که راه انداختن گروو های افراطی همان جنگ نیابتی دشمن است، اظهار داشت: دومین رگ حیات انقلاب و اسلام ناب اتصال امت با ولایت است، در این زمینه دشمن به سه جمله رسیده است.
وی ادامه داد: دشمنان می گویند امت بی امام خطر ندارد، امام بی امت اقتدار ندارد و امت متصل با امام شکست ندارد؛ از این رو نقطه های اتصال امت با ولایت را هدف قرار دادند؛ سومین رگ حیاتی گفتمان انقلاب و مقاومت است که دشمنان آن را مورد هدف قرار داده اند.
حجت الاسلام حاجی صادقی با بیان این که دشمن در پی آن است که القا کند مقاومت، ایستادگی و دشمنی با آمریکا جواب نمی دهد و فایده ای ندارد، ابراز داشت: از این رو تبلیغ می کنند که راه نجات کشور از مشکلات دوستی با آمریکا است؛ متأسفانه برخی در جهان اسلام متوجه این حربه دشمن نیستند.
وی عنوان کرد: امروز دشمن می خواهد ضدیت با آمریکا را کاهش دهد و متأسفانه برخی مبلغ این تفکر هستند، قرآن کریم می فرماید درگیری استکبار با مسلمانان برای تغییر اصول آن است، هیچگاه از آمریکا نمی توان عزت گرفت؛ چون عزت فقط برای خداوند متعال است.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: متأسفانه به اندازه ای که به غرب اعتماد داریم به خداوند متعال اعتماد نمی کنیم، قرآن می فرماید وابستگی به دشمنان خود آتش است؛ یکی از برنامه های مهم دشمن برای زدن انقلاب نفوذ است.
وی اضافه کرد: در سال 2003 یکی از مؤسسات غربی می گوید ما اشتباه کردیم برای نفوذ فقط در دانشگاه ها حضور پیدا کردیم، باید در حوزه های علمیه نیز نفوذ کرده و اصلاحاتی را در حوزه علمیه و مساجد دنبال کنیم.
حجت الاسلام حاجی صادقی با بیان این که دشمن درصدد است تا جریان سکولار را در حوزه ترویج دهد، گفت: دشمنان همچنین جریان شیعه انگلیسی را در قم و نجف دنبال می کنند؛ بنابراین جبهه استکبار با وجود انقلاب اسلامی احساس خطر می کند و در صدد نابود کردن انقلاب است.

 

منبع : رسا

کسانی که قمه می زنند و لعن (علنی) می کنند ، هیئتی و انقلابی نیستند

سید مجید بنی فاطمه متولد 1356 در تهران است. مداحی را به طور رسمی از سال 71 و با شاگردی سعید حدادیان و دیگر مداحان مشهور شروع کرده و حالا در شمال غرب تهران بزرگترین مجالس محرم را دارد.

پیش از محرم و در روزهایی که هنوز مشغله کمتری داشت سراغش رفتیم. قراری که در یک باشگاه ورزشی در خیابان دولت در شمال شهر گذاشته شد. باشگاه شیک و مجهزی که سید مجید می گفت به دوستانش تعلق دارد و او برای ورزش به آنجا می رود.

با او درباره حواشی مداحی و زندگی شخصی مداحان صحبت کردیم و کمی حرف هایی زدیم که معمولا در تریبون های رسمی گفته نمی شود.از حضور سیاسی مداحان در جامعه و نفوذشان بین مردم تا خیلی چیزهای دیگر.

مصاحبه ای با در نظر گرفتن همه حرف هایی که می شود گفت و نمی شود گفت؛ حقایقی که شاید یک روز دیگر امکانی پیدا شود و سراغ شان برویم و کمی بیشتر از آنها بنویسیم.

 

مداح های جوان نه ولی حاج منصور و حاج سعید حق دارند حرف سیاسی بزنند

کلید مخالفت ها با فیلم رستاخیز را شما زدید و جزو اولین کسانی بودید که گفتید این فیلم مشکل دارد و بهتر است اکران نشود.

– من با اصل موضوع فیلم مخالفتی نداشتم اما می گویم کربلا آنقدر ابعاد زیادی دارد که اگر ما بیاییم به یک سری عشق و عاشقی ها بپردازیم، درست نیست. یعنی آنقدر حرکت امام حسین (ع) وسیع است که اگر آن را در عشق و عاشقی و یک سری تصاویر خلاصه کنیم، کم لطفی است. مثلا چهره حضرت ابوالفضل (ع)، چهره حضرت علی اکبر (ع) یا صدای حضرت زینب (س) و بعضی از قسمت هایی که به اصطلاح خودشان روضه است.

مثلا شهادت حضرت علی اصغر (ع)، اینطور که اینها آورده اند نیست و از کارگردان پخته ای مثل آقای درویش توقع می رفت که با کارشناسی دقیق تری این کار را پیش ببرد. مثلا خون حضرت علی اصغر (ع) اصلا روی زمین ریخته نمی شود. در تمام تاریخ آمده که این خون را سیدالشهدا به سمت آسمان ریخته است. یک سری داستان هایی در این فیلم اضافه یا کم شده که ما به همین دلیل ناراحت بودیم و بعضی ها هم گفتند مگر شما کارگردان یا نویسنده هستید؛ کار ما این است.

شما این فیلم را دیده اید؟

– خیر. چند بار هم به من گفتند بیا، اصلا دلم نیامد.

روایتش را شنیده اید؟

– بله، دقیق.

برای شما به عنوان کسی که می توانستید صاحب نظر باشید، شاید بهتر بود فیلم را می دیدید تا جزییات بیشتری از آن را بدانید.

– همه دوستان من فیلم را دیده اند و حتی اخیرا هم برای آقایانی که در جامعه مداح ها هستند، فیلم را اکران کرده اند. به من هم زنگ زدند. من نمی توانستم بروم. دومین نامه ای که داده بودند که نامه دو مرجع علوی گرگانی و مکارم شیرازی بود، نامه این دو را هم من پیوست کردم و گفتم نمی آیم.

شما پیگیر این نامه ها بودید؟

– بله، من و دوستانم؛ ولی اینکه خدای نکرده بخواهیم سر جنگ داشته باشیم، اینطور نبوده. حالا الان یک عده ای می گویند این فیلم برای سیدالشهداست و باید اکران شود؛ قطعا همین است. آنها هم نمی خواستند ضربه ای بزنند، می خواستند کاری کنند ولی فکر می کنم این بنده های خدا برای هدفی که داشتند یک مقدار از یک سری مرزها که نباید گذشت، گذشتند.

می گویند سخت کردن داستان و اینکه به جزییات ایراد بگیریم، باعث می شود دیگر کسی سراغ ساخت کارهای مذهبی نرود.

– من یک جمله در نامه اول داشتم که آن هم این بود که اگر نمی توانیم کار دقیقی بسازیم، بیاییم برای امام حسین (ع) نسازیم. شما در یک جمعی حرف پدرت را راحت تر می زنی تا حرف مادرت، چون ناموست است. ما دین مان را از امام حسین (ع) داریم، خدای مان را از امام حسین (ع) داریم، تعارف نداریم؛ اگر سیدالشهدا و پیغمبر نبودند ما خدایی نمی شناختیم.

پس اینکه می گوییم بابی انت و امی، همان مادری که خجالت می کشیم در یک جمعی در موردش صحبت کنیم، می گوییم او به فدایش، پس داریم برای چنین کسی می سازیم. یک بنده خدایی حرف جالبی می زد؛ می گفت مادر طرف تربت مشهدالرضا را می بوسید، گفت تربت کربلا را فقط می شود بوسید، وقتی این را از او می گیری دفعه بعد که می خواهد تربت کربلا را هم ببوسد، به شک می افتد، پس بگذار کارش را بکند.

 

ما باید به یک سری چیزها دست نزنیم. جسارت به آقای درویش و بزرگان دیگری که در این عرصه هستند نباشد، یک سری جوان ها می خواهند گوشه هایی از کربلا یا گوشه هایی از حرکت حضرت مسلم را بسازند یا اصلا این مد شده که مثلا می گویند این نذری ها چیه یا این پول هایی که برای امام حسین (ع) خرج می کنید، بیاید به مردم کتاب هدیه بدهید و … فرهنگ ما فرهنگ عاشورایی است. امام ما می گوید ما هر چه داریم از محرم و صفر است، پس خط قرمز دارد و باید مواظبش باشیم.

هم به آقای درویش عرض می کنم هم به دوستان دیگری که می خواهند کار بسازند، دست شان را هم می بوسم که می خواهند کار کنند ولی به دفتر مراجع بروند و از آنها مشورت بخواهند. آنها، هم کارشناسی های قوی می دهند و هم افراد کارشناس قوی می دهند. این کارها باید با یک تیم انجام شود، همین. ما قصد جسارت به کسی نداریم.

به دلیل همین صحبت هایی که شما کردید یک سری حساسیت ها به وجود آمد و حتی به کف خیابان هم رسید و تصویری پخش شد که یک خانم قمه می زد و …

– من ندیده ام ولی شنیده ام. یک مسئله را عرض می کنم. ما در یک مملکتی زندگی می کنیم که مملکت امیرالمومنین (ع) و امام زمان (ع) است. هم صاحب دارد، هم ولی فقیه دارد. من از اینها نیستم که شعار بدهم، نه حقوق بگیر دولت هستم، نه درجه دارم. من نون خور سیدالشهدا هستم و ولی فقیهم را قلبی دوست دارم و جزو اعتقادات من است. ولی فقیه ما فرموده اند قمه زدن حرام است، پس کسی که قمه می زند کار حرام انجام می دهد. اینها برای جاهای دیگر هستند.

من به مردم می گویم هیاتی ها بسیار آدم های خوبی هستند. همه مردم ما امام حسینی و عاشق اهل بیت هستند. هر کسی یک جور امام حسین (ع) را دوست دارد و با ایشان ارتباط دارد ولی اینکه این چهره ها را نشان بدهند و یکی قمه بچرخاند و بگوید برای امام حسین (ع) است، اینها برای امام حسین (ع) نیست؛ چون اصلا دین ما می گوید یک زن وسط این همه مرد چه می کند؟ این مهمتر است یا چوب بکشی به خاطر خدا؟ به خاطر خدا تو باید در خانه ات بمانی. این کسی که قمه می گیرد ریشه اش برمی گردد به همان کسی که امروز با یک سری مسائل مخالفت دارد و به همان ریشه انگلیسی برمی گردد.

شاید هم ریشه اش کم اطلاعی باشد.

– کم اطلاعی است ولی من خیلی راحت می گویم، الان کسانی را داریم که تبلیغ این کارها مثل قمه زنی و لطمه زنی و لعن گفتن و … را می کنند. این اشخاص از هیاتی ها و انقلابی ها نیستند. الان ما یک مرجع تقلید داریم که ایرانی هم نیست و فامیلش هم در انگلیس هستند، اینها همه پیرو این هستند. برای فیلم سینمایی قمه می زنی؟

یعنی شما معتقدید کسانی که این کار را کرده اند، هیاتی نیستند و اعتقادی ندارند؟

– هیأتی و انقلابی نیستند. اعتقاد دارند ولی افراطی هستند. بچه های انقلابی، افراطی نیستند.

این حساسیت ها که وجود دارد؛ مداح ها به عنوان کسانی که حساسیت ها را بیشتر درک می کنند و خودشان را بیشتر مسئول می دانند، یک جایی مثل شما راجع به مسائل اجتماعی حساسیت دارند و یک عده هم مثل آقای حدادیان که گفتند اگر برای انتخابات مجلس، اصولگراها به اجماع نرسند خودمان لیست می دهیم، وارد کارهای سیاسی می شوند.

– من می خواهم یک چیزی برای طنز به مردم بگویم؛ من دست و پای ذاکرهای قدیمی را که به خانه ها می رفتند می بوسم. ما همه آنطور رشد کرده ایم و از ریشه آنها هستیم ولی دیگر تمام شد. یک عده ای فکر می کنند یک سری مداح های سیدالشهدا روی موتور رکس می نشینند و این طرف و آن طرف می روند، الان مداح های ما استاد دانشگاه هستند و برای دکترا می خوانند. مداح های ما الان مدیر هستند، لیاقتش را داشته اند نه اینکه پارتی بازی باشد، بگویند آقا بفرما آنجا؛ چطور می شود یک دانشجو داد می زند، حرف می زند و اگر قلم داشته باشد قلم می زند، ولی یک شخصی مثل سعید حدادیان که سی سال است می خواند، بچه مدرسه بوده، الان استاد دانشگاه است و درس هم می خواند و آدم عالم و عاملی است و در بیوت مراجع تقلید رفت و آمد دارد، اگر بخواهد همسنگرهایش را یاد کند می بینیم خودشان یک لشکر هستند که شهید شده اند، بعد ایشان حق ندارد حرف بزند، بقیه حق دارند؟

شما دولت را هم نگاه کنید، همه حرف نمی زنند. یک سخنگو دارند. حرف من این است که در جامعه مداحی امروز ما، جوان ها باید دقت کنند که هر کسی نمی تواند حرف سیاسی بزند، هر سن بالایی هم نمی تواند حرف بزند ولی بعضی مثل حاج منصور ارضی، مثل حاج سعید؛ اینها یک وزنه ای هستند.

الان همه آقایان برای خودشان کار می کنند، مداح ها کار نکنند؟ حالا بنده های خدا را روی حساب ذاکر امام حسین (ع) بودن مردم دوست دارند و یک مخاطبی هم دارند.

نقدی که ممکن است به این کار وارد باشد این است که آقای حدادیان یا آقای ارضی یا شما ممکن است محبوب باشید ولی این محبوبیت شاید خیلی عمومی باشد، یعنی خیلی از مردم صدای شما را دوست داشته باشند ولی اگر شما بیایید یک موضع سیاسی بگیرید، بعد با موضع سیاسی کسی نخواند، ممکن است این باعث شود که ارادتش به شما کم شود.

– زمانی اینطور می شود که من عقیده ام را تحمیل کنم. من به دوستان خودم در حوزه سیاسی مثلا رأی دادن مشورت می دادم و می گفتم اعتقاد من این است ولی هر کس آزاد است. مثل اینکه ما الان بخواهیم به رستوران برویم، ممکن است من غذایی که سفارش می دهم با شما فرق کند. در جمع دوستانه نشستیم من گفتم نظر من این است، حالا کسی آن را عملی نکرد، اشکالی ندارد.

مداح های جوان نه ولی حاج منصور و حاج سعید حق دارند حرف سیاسی بزنند

به نظر می آید اتفاقی که می افتد یک مقدار فراتر از این ابراز سلیقه است. برای اینکه مثلا شما وقتی درباره اعتقاد آدم ها یا کربلا حرف می زنید، ما می گوییم ایشان دارد حرف ما را می زند ولی اگر یک نفر آن بالا راجع به شخصیت های سیاسی بگوید، بگوید من این جناح را می پسندم ولی آن یکی را نه، یا لعنت بر آن جناح یا فلان آقا، ممکن است مردم فکر کنند چرا من باید این سلیقه سیاسی را بشنوم در حالی که آمده ام دلم و عشقم را به امام حسین (ع) بدهم.

– خب آقا همه سلیقه سیاسی خودشان را دارند و هر کسی سلیقه سیاسی خودش را می گوید. من نمی خواهم روی این مورد گیر کنیم ولی عیبی ندارد هر کس سلیقه سیاسی خودش را بگوید. رسالت من نوکری است، امروز در مورد مسائل فرهنگی هیچ چیز مثل هیات ها موثر نبوده. شما ببینید این همه جوان می آیند، کیف هم می کنند. نمی گوییم جایی را ندارند، دارند ولی به هیات می آیند. ما کار فرهنگی خودمان را می کنیم ولی آنها دیگر مرجع هستند.

بزرگترهای ما رسالت سیاسی هم دارند. خدا طول عمر بهشان بدهد. شاید اگر این آقایان نباشند… مثل اینکه من یک روزی می آمدم یک قسمتی از خواندن را انجام می دادم ولی الان آنها جلوتر رفته اند و نوبت من شده. رسالت من روضه خواندن و نوحه خواندن، زمینه خواندن، شور خواندن و … شده. دوباره جلوتر برویم. رسالت من این می شود که یک هیاتی بزنم یا حسینیه ای تاسیس کنم. همینطور رسالت من بیشتر می شود. این یک مسئله تخصصی است. شاید این تخصص ایشان است. هزاران نفر حرف می زنند و به دولت هم نقد می کنند، اشکال ندارد به ایشان هم نقد بکنند.

شما با این موافق هستید؟

– مگر چند سال است به مداح ها حمله می کنند کسی چیزی می گوید؟

نقد مطرح کردن این است که مداح ها به عنوان کسانی که معتمد مردم هستند و مردم به آنها علاقه دارند، نباید خود را در موضعی قرار بدهند که به آنها حمله شود.

– الان در مورد یک روحانی می خواهند صحبت کنند، معمولا یک شأنیتی قائل می شوند، چقدر به مداح های امام حسین (ع) نقد کرده اند؟

شما خودتان کمتر اظهارنظر سیاسی می کنید.

– شاید من تخصصم این نباشد و آنها تخصص شان این است و علم شان چیز دیگری است. کسی که سیاسی است باید روزی 10 روزنامه جلویش بشاد و خبرها را دنبال کند، نه فقط حرفی از دهان این و آن شنیده باشد و یک روزنامه هم ورق زده باشد. اینها در بطن کار هستند و به خاطر همین من نمی توانم سیاسی باشم ولی مخالف این رفتار هم نیستم.

اگر تجربه و سن تان بالا برود چطور؟

– فکر نمی کنم اینکه بخواهم در این حوزه وارد شوم، در توان من نیست ولی این نیست که کاری که من نمی توانم انجام بدهم، دیگری هم نتواند. آنها در یک جایگاهی هستند که این رسالت فعلا به دوش آنهاست، ما هم دست شان را می بوسیم، خدا حفظ شان کند.

 

منبع : برترین ها

هیئت سکولار به همراهش مداح ، منبری و هیئتی سکولار می خواهد /تشیع انگلیسی به دنبال ایجاد هیئت سکولار است

به گزارش قادمون ،همایش آسیب شناسی عزاداری با سخنرانی حجت الاسلام بیرانوند از اساتید مرکز فرق و ادیان قم در سالن سهروردی دانشگاه زنجان برگزار شد .

بیرانوند با بیان اینکه ، در جامعه ای که انسان ساخته شود ، جامعه نیز به طبع آن ساخته خواهد شد ، گفت :  هرچند ممکن است جامعه یک دست نباشد و  همین الان در جامعه ایران اسلام التقاطی است و از هر نهله و فرقه ای هست . و ما شیعیان به اندازه آمدن سر سفره امام حسین (ع) این رشد برایمان حاصل شده است  و در واقع کاهش  آمار جنایت در محرم و صفر به علت  نزدیک بودن به امام حسین (ع) ، تقرب به امام حسین (ع) و حالات معنوی است که در این ایام به وجود می آید .

کارشناس مرکز فرق و ادیان قم با اشاره به اینکه ، امام حسین (ع) یک راه میان بر است ، تصریح کرد : خیلی ها ممکن است متشرع نباشند و با این حال دنبال لقمه حاضری بگردند تا هم دینشان را داشته باشند و هم به حوائجشان برسند ، لذا امام حسبن (ع ) گزاره ای برای آن ها هم هست و در مساجد وهیئات نذوراتی هم از طرف این ها داده می شود و پس  امام حسین (ع) برای قشر و حزب خاصی نیست و در واقع جامعه سازی به دنبال انسان سازی ساخته می شود .

وی افزود : وقتی تامل می کنیم می بینیم که بخش اعظمی از دین داری ما و محبت ما به امام حسین (ع) از جلسات عزاداری بوده است و ما غالبا به میزان چنگ زدن به این دستگاه و در این خانه رفتن ارتزاق پیدا کرده ایم و  بعضی ها هم در طول سال دست به دامان یک هیئت خوب هستند و دار و ندارشان را وقف آن هیئت می کنند و الان شیعه به برکت همین محافل و جلسات هست که رشد کرده و باقی مانده است و باقی خواهد ماند .

بیرانود  گفت : با این تهاجم فرهنگی که شیعه  مواجه است طوری که 180 هزار شبکه ماهواره ای وجود دارد که غالبا دست صهیونیست ها هستند و سرور های بین اللمللی هم غالبا در دستان صهیونیست جهانی است و هفتاد درصد جامعه ما هم به طور میانگین از ماهواره استفاده می کنند و البته با وجود شبکه های اجتماعی گرایش به سمت این شبکه ها بیش تر شده است و منتهی تا زمانی که ماهواره در منازل است تاثیر خود را خواهد گذاشت و 21 شبکه مربوط به شیعه لندی نیز موجود است که با اسامی زیبا در حال فعالیت هستند و تاثیر این شبکه ها به قدری است که 30 درصد در سال89 یک شبکه آمار طلاق را افزایش داده است..

استاد حوزه و دانشگاه با توضیح این مطلب که ،  با همه این احوالات و  در فضای نابرابری که وجود دارد در محرم و صفر کلیه معادلات به هم می خورد و آن اجتماع میلیونی در کربلا اتفاق می افتد ، گفت : در این اجتماع میلیونی  می بینیم که امام حسین (ع) عجب پالایشگر ماهری است و استحاله می کند . منتهی این استحاله و پالایش کثافت های روحی ماست که در طول سال درگیر آن بودیم و دچار آن شده بودیم و همان جوانی که ما از او می ترسیم در بین الحرمین عاشقانه سینه می زند.

شبکه های تشیع انگلیسی به دنبال القای تفکر سکولاری در هیئات هستند

ایشان در ادامه سخنرانی خود به بحث آسیب شناسی عزاداری ها پرداخت و توصیه کرد که  در بحث آسیب های عزاداری باید مواظب باشیم که اگر وارد آسیب شناسی شدیم ، اولا جایگاه عزاداری برای امام حسین (ع) را بشناسیم و قدر بدانیم و فقط نق زن و ایراد گیر نباشیم و آنچه که نیاز به تذکر است را بدهیم تا بتوانیم هیئتی طراز انقلاب داشته باشیم .

بیرانود در ادامه افزود : مقام معظم رهبری تاکید دارند که هیئات به سمت سکولار شدن پیش نروند و امروز باید از هیئتی ترسید که سکولار باشد و هیئت سکولار به همراهش منبری سکولار ،مداح و سخنران سکولار می خواهد. و این ها تناقض است و نمی دانم چرا این شبهه را یک عده انداخته و گسترش می دهند .  کسی که به دنبال اقامه عزای امام حسین (ع) است این یک پارادوکس است که مدام بگوید ما سیاسی نیستیم ، یا آن ها سیاست را نشناخته اند و یا اینکه امام حسین (ع) را نشناخته اند و دنبال پاتوقی می گردند تا دور هم جمع شوند و اصلا باید از این ها پرسید برای چه امام قیام کرد ؟ و در مقابل چه کسی ایستاد؟ و با چه شیوه ای ایستاد؟

وی گفت : امام حسین (ع) قیام سیاسی کرد و برای راه اندازی حکومت قیام کرده است و چرا از امام حسین (ع) شخصیت ماورائی یاد میکنیم و آن هم در دوران عقلانیت ، که اتوبوسی بخواهد شفا دهد و اتوبوسی حاجات را برآورده کند و در دوران عقلانیت باید دستان ابوالفضل بریده شود تا وفاداری ثابت شود ، باید امام حسین (ع) در کربلا إرباًإربا شود تا کلمه حق ثابت شود . توسل به امام حسین (ع) تاثیر دارد ولی باید فلسفه قیام ، اهداف عبرت ها و پندهای عاشورا را بدانیم .

کارشناس مرکز فرق و ادیان قم با بیان اینکه ، تمام تلاش ها و صحبت های شبکه های تشیع انگلیسی این است تا بگویند ما هیئتی سیاسی نیستیم و هیئت ربطی به سیاست ندارد ، افزود :  حال باید پرسید فلسفه قیام را چگونه تفسیر می کنید ؟ و اینها برای ایجاد شکاف در جریان انقلاب اسلامی به دنبال یارگیری از طریق رفتار های مزورانه هستند.

وی ، یکی از آسیب های هیئات را  وجود رقابت های شدید بین هیئات مذهبی دانست  و تذکر داد که هرجا پرچم اهل بیت برافراشته می شود شیطان هم همانجا وجود دارد و در برخی موارد هر جا هیئتی ایجاد شد هیئت ها چند شقه شدند و چند هیئت از دل آن به دلیل برخی اختلافات به وجود آمد .

بیرانود  گفت : ما در ساختار هیئت چهار اصل داریم، یکی سر هیئت ، دیگری مداح ، سخنران و هیئتی هستند .سر هیئت باید پرچم دار اجرائی هیئت باشد و لذا اگر شناختی از حاپثه عاشورا نداشته بااشد راحت هیئت را برای اینکه جایگاهی برای معارف اسلامی و ترویج معارف قرار دهد جایگاهی برای مسائل خرافی و سلیقه ای قرار خواهد داد .سخنران باید پرچم دار محتوائی هیئت باشد و مداح پرچم دار هنری هیئت و هیئتی پرچم دار احیای عزاداری امام حسین (ع) باشد و رقابت بر سر هیئت ها آسیب جدی است که اگر بصیرت کافی نباشد و شناخت نسبت به هم نباشد اگر زمان بگذرد شناخت به حق نباشد موجب شکاف خواهد شد .

ایشان همچنین به عزاداری های عظیم زنجان اشاره کرد و گفت : آن چیزی که هیئات  زنجان در کشور راه انداختند و برکت ایجاد کردند این بود که گفتند در برابر کثراتی که داریم ، یک وحدتی هم داریم و در یک روز گفتند که ما همدل ، هم فکر و هم زبانیم که باعث شد این مدل در کشور و در شهرهائی مثل خرم اباد ، بروجرد، دزفول ، بم و مازندران و…..راه افتاد که بانی خیر آن زنجانی ها بودند که گفتند ما راه و هدفمان یکی است و جائی باید بتوانیم در کنار هم بایستیم و یک روز همه را یکی می شویم و مانور و قدرت عظمت شیعه را نشان می دهیم.

لازم به ذکر است که در پایان حجت الاسلام بیرانود به سوالات دانشجویان پاسخ دادند.

 

منبع : نسیم زنجان

صادق شیرازی ، بزرگ احیاگر قفل زنی ، سنگ زنی ، تیغ زنی ، سیخ زنی و قمه زنی !

«حداقل ۱۶ نفر در جریان مراسم عزاداری مذهبی در روز عاشورا در پاکستان کشته شده‌اند». این عنوانی است که شبکه الجزیره برای گزارش ویژه‌اش در مورد برگزاری مراسم عاشورا توسط شیعیان انتخاب کرده است.

خبرگزاری‌های دیگری هم بوده‌اند که برخورد مشابهی با موضوع داشته‌اند. ‌اسوشیتدپرس ‌در یک گزارش تصویری از برگزاری مراسم عاشورا در پاکستان، افغانستان و از سوی مسلمانان کشورهای جنوب شرق آسیا، عکس‌هایی از قمه‌زنی،‌ خون ریختن روی لباس‌ها و سر و صورت، و ‌زخم زدن با زنجیر منتشر کرده است.

این بخشی از تصویری است که برخی رسانه‌ها از مراسم روز عاشورا ارائه می‌دهند و برخی نیز از این واکنش‌ها به عنوان حرکت جهت‌دار ضد شیعه نام می‌برند.

 

1445777481336_ashura afghan

2725416_527

 

 

احیای عزاداری های منسوخ توسط فرقه منحرف شیرازی

فرقه منحرف شیرازی ،  با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی و حمایت افراطی از سنت غلط و تحقیر آمیز قمه زنی ، تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.

 

06

 

هر ساله با فرارسیدن ایام عاشورای حسینی ، این جریان انحرافی با تبلیغات گسترده خود به حمایت و ترویج این اعمال خشن و افراطی می پردازد و پازل دشمن را برای شیعه هراسی تکمیل می کند .

از باب مثال در محرم امسال ، محمد هدایتی از به اصطلاح روحانیون مقیم لس آنجلس و از نزدیکان سید صادق شیرازی و مدیر تلویزیون ماهواره‌ای سلام با انتشار عکسی از خود در صفحه فیس بوک به ترویج قمه زنی پرداخته است.

 

1302627_713

 

این روحانی نما که مورد حمایت دولت ایالات متحده است از جمله روحانیونی است که در سال‌های اخیر با ترویج عقاید خرافی ، درصددند تا چهره دین اسلام و مذهب شیعه را تخریب نمایند.

در زیر ، برخی از اعمال منسوخ و خشونت گرا که در دوره هایی رواج داشته است ذکر شده  و سپس به فتاوای این مرجع خودخوانده در تایید این اعمال اشاره می شود .

 

قمه ‌زنی و تیغ ‌زنی

از جمله اعمال منسوخ که زمانی موجب مباهات و امروزه به شدت نکوهش می‌شود، قمه‌زنی و تیغ‌زنی در سحرگاه روز عاشورا بود. دسته‌های قمه‌زن شب‌های هفتم تا دهم، کفن پوشیده و با حرکاتی مهیب، پای به جای پا کوفته، شمشیرهای خود را در زیر نور فانوس‌ها به حرکت در می‌آوردند. سحرگاه روز عاشورا این گروه با همان هیبت اما تنها با چند پرچم و کتل، راه می‌افتادند. این گروه پس از رسیدن به حسینیه خود به چند دسته از اطفال، نوجوانان، جوانان و سالمندان تقسیم شده و آماده حرکت می‌شدند.

جلو سر اطفالی که والدین‌شان برایشان نذر کرده بودند، و افراد کمی ترسوتر، توسط دلاکان مجرب، با چند حرکت کوچک تیغ، زخمی می‌شد تا حدی که سرخی خون نمایان شود و سپس دسته حرکت کرده و با خواندن نوحه و نوای سنج یکدیگر را تهییج می‌کردند تا وقتی که نوحه خوان با فریاد “یا حسین” برای شروع قمه زنی علامت بدهد. میاندار دسته در فاصله خیابان مانند دو گروه قمه‌داران ظاهر شده و با فریاد یا حسین اولین قمه را بر سر خود میزد. پس از او بقیه نیز با شمشیر و قمه قداره‌های خود بر سر می‌زدند. اگرچه رسم بر این بود هرکس به اندازه نذر خود قمه زده و سپس به راه ادامه دهد، اما همیشه در میانه کار عده‌ای از خود بیخود شده و گاهی موجب مرگ خود می‌شدند.

1445856202010_01

سنگ زنی

یکی از دسته‌های عزاداری، دسته سنگ‌زن‌ها بود که افراد در آن به جای سینه زدن و زنجیر زدن، هر یک دو قلوه سنگ در دست گرفته با نوای نوحه‌خوان و صدای سنج بر هم می‌زدند. به این ترتیب که هر زدن سه ضربه داشت که سنگ زن‌ها، در حالی که در دو صف روبروی هم تشکیل می‌دادند، با خم و راست شدن، یکی را نزدیک زمین، یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می‌کوفتند، بر این نشانه که روز عاشورا چنین سنگ‌هایی بر سر و پا و سینه امام و شهدا خورده بوده است.

قفل آجین

در مراسم عاشورا، عده‌ای دست به کار اعمالی می‌شدند که ریشه و دلیل وجودی آن بر کسی معلوم نیست. یکی از این کارهای شکنجه آمیز، قفل آجین بود که این شخص از مدتی قبل بدن خود را با داروهای کرخ‌کننده بی‌حس کرده، قسمت‌هایی از بدن، از گردن به پایین، را سوراخ کرده و از آنها قفل، نیزه، سیخ و میخ و امثال آن می‌گذرانید و خود را در جلو دسته به نمایش می‌گذاشت تا جایی که از شدت درد بی حال می‌شد. گاهی این افراد را بر اسب سوار می‌کردند و دسته به خاطر مراقبت از آنها به آهستگی حرکت می‌کرد و صدای فریاد درد آنها را در فریاد “یا حسین” غرق می‌کرد.

IMG12502019

سیخ ‌زنی

فداییانِ صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست، بیرون می آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی و مواسات با اصحاب امام حسین (ع) داشته باشند. آنان می‌گفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین (ع) و خود امام، و بنی‌هاشم تیر می‌خورند، پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می‌کنیم؛ یعنی نشان دهیم که ما در راه امام حسین (ع) فدوی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود؛ و این شروع قمه زنی شد.

البته در آن زمان اکثر جامعه به علمایی که با این بدعت‌ها به مخالفت برمی‌خاسته‌اند، توجه خاصی نمی‌کردند، تا آنجا که عالمی مثل «مقدس اردبیلی» به‌خاطر مخالفت با این نوع حرکات در عزای امام حسین (ع)، عملا طرد می‌شود!

1445856202182_02

 

فتاوای عجیب صادق شیرازی در حمایت از هرچه که چهره شیعه را خشن و موهن جلوه می دهد :

 

002

003

 

از نظر تاریخی مسلم است که قمه‌زنی در قبل از «صفویه» هیچ گونه سابقه‌ای نداشته است و تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است؟ و یا اینکه بعد از صفویه و در زمان قاجاریه رواج یافته است؟

اما در یک نظر جامع باید گفت که ریشه‌های این گونه عزاداری‌ها از زمان صفویه نشأت می‌گیرد ولی نه بصورت کنونی، بلکه بصورت فردی و بسیار محدود و بی‌ضابطه انجام می‌گرفته است؛ و خواستگاه آن بیشتر در شهرهایی بوده است که در آن دراویش و صوفیان نفوذ بیشتری داشته‌اند.

حال سوال اساسی از صادق شیرازی و هوادارن لندن نشین و لس آنجلسی ایشان اینست که تمام گونه های عزاداری مرسوم بین شیعیان با چه استدلال و نقل تاریخی در روزگار معصومین علیهم السلام وجود داشته است ؟

آیا به صرف روایت مسلم جصاص که علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه و بسیاری از عالمان حدیث شناس ، به مرسله و نامعتبر بودن آن تاکید کرده اند می توان به جواز قمه زنی و حتی بالاتر از آن شیوه های دیگر موهن عزاداری فتوا داد و آن ها را منتسب به عصر معصومین علیهم السلام کرد؟؟

افزون بر این باید گفت تا کنون در شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های ضد اسلامی در جهان، با استناد به صحنه‌های قمه‌زنی که در برخی دیگر از کشورهای اسلامی، هجمه‌های بسیاری را علیه اسلام و مسلمین تهیه واسلام را چهره‌ای خشن و زشت معرفی کرده‌اند. تصاویر قمه‌زنی و چهره‌های خونین افراد عاملی برای اسلام ستیزی شده و این کار، یقینا آب به آسیب ریختن دشمن است.

خاتمه قمه زنی در یک شهر با یک استدلال قرآنی

حجت الاسلام شیخ محسن قرائتی در خاطره ای که مجله مبلغان، در شماره 39 فروردین 1382،منتشر شده است، از استدلال قرآنی جالبی که برای متقاعد کردن مردم یکی از شهرهای کشور برای خاتمه دادن به قمه زنی اینگونه سخن می گوید: در یکی از شهرها با وجود توصیه های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمهزنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست برنمی داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی میآید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده ای برای قمه زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم – یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» «ای کسانی که ایمان آورده اید! “راعنا” نگویید، بلکه بگویید: “انظرنا”.» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه ای دارد و قصه اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرامتر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .

این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می شود از ریشه «رعی» گرفت و هم از ریشه «رعن». اگر از «رعی» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن» است، ولی اگر از ریشه «رعن» گرفته شود، رعونت به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
وقتی که مسلمانان می گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن» را اراده می کردند، ولی یهودیها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمانها به پیغمبرشان می گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، “راعنا” نگویید بلکه “انظرنا” بگویید.» یعنی کلمه ای را که دشمن از آن سوء استفاده می کند به کار نبرید .

بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده میکرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده میکند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه زنی شما سوء استفاده می کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی زنیم .
پس از این جلسه به تهران رفتیم و آن سال در آن شهر جز چند نفر کسی قمه نزد .

farhangnews_124737-352284-1430741290

 

قمه زنی شیخ لس آنجلسی یا همان کارشناس مذهبی صدای آمریکا+عکس

به گزارش قادمون ، شیخ محمد هدایتی از روحانیون نزدیک به دفتر سید محمدصادق شیرازی است که چند سالی است مدیریت شبکه های ماهواره ای وابسته به بیت صادق شیرازی را بر عهده دارد و در شبکه های ماهواره ای ضدانقلاب به عنوان کارشناس دینی و مذهبی حاضر می شود!

در روزهای اخیر تصاویری از مراسم قمه‌زنی او در فضای مجازی لس‌آنجلس منتشر شده است.

شیعه به روایت لندن و لس آنجلس/ قمه زنی کارشناس مذهبی صدای آمریکا+عکس

 

در سال‌های اخیر این شبکه و مسئولان صدای آمریکا تلاش بسیار زیادی کردند تا موضوع قمه‌زنی را به عنوان یکی از سنت‌های اسلامی معرفی کنند و این موضوع مورد استقبال دشمنان واقع شد. در یکی از این برنامه‌ها، محمد هدایتی مدیر شبکه سلام و از کارشناسان دینی صدای آمریکاافزود: با نگاهی بر آیات قرآن می بینیم که ریشه قمه زنی در قرآن آمده است . این روحانی نما با تحریف آیاتی از کلام الله مجید تمام تلاش خود را برای تطبیق دادن موضوع قمه زنی با آیات قرآن به کار گرفت.

بیان این مسئله آنقدر سطحی بود که صدای کارشناس دیگر این برنامه را نیز درآورد. مهدی خلجی که با عنوان کارشناس امورد دینی در این برنامه حضور داشت نتوانست سکوت خود را در برابر سخنان بی مبنای روحانی واشنگتنی حفظ کند و بیان کرد: سخنان آقای هدایتی غلط می باشد و به نوعی تحریف قرآن است.

در ادامه این برنامه با معرفی قمه زنی به عنوان سنت قدیمی شیعیان، قمه زنی را عامل گسترش روحیه شجاعت و ایثار و فداکاری عنوان نمودند و اعلام داشتند که به همین منظور قمه زنی در آمریکا آزاد می باشد و شیعیان به راحتی می توانند در خیابان های آمریکا به عزاداری و قمه زنی بپردازند.

شیخ محمد هدایتی، مدیر شبکه سلام به به راه انداختن تشکیلاتی با عنوان «جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر» بیانیه‌های آتشینی در حمایت از جنبش سبز در کشور صادر کرده است که از جمله آنها می‌توان حمایت از آشوبهای سال ۸۸ به‌خصوص ۲۵ بهمن را نام برد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در شهریورماه ۹۲ در دیدار دست‌اندرکاران حج فرمودند: «بزرگان تشیع اعم از امام(ره) و دیگران همواره بر حفظ اتحاد امت اسلامی تأکید کرده اند، بنابراین آن تشیعی که با هدف دامن زدن به اختلافات، از رسانه هایی که در لندن و امریکا هستند، تبلیغ می شود، در مسیر شیعه واقعی نیست.»

منبع: فردا

آیا تا به حال “عاشورا” را به انگلیسی سرچ کرده‌اید؟

به گزارش قادمون ، “عاشورا”، کلمه ای است که اگر لاتین آن را در گوگل سرچ کنید و بخواهید داده های مرتبط با آن را پیدا کنید، با مطالب و تصاویری رو به رو خواهید شد که ببشتر از چند ثانیه توان جست و جو پیرامون این مطلب را انداشته و فضا را ترک خواهید کرد. هنگامی که واژه “ashura ” که بی شک یکی از ستون های اسلام و اوج حقیقت بندگیست را سرچ کنید با تصاویر دلخراش قمه زنی و مطالب از این دست مواجه خواهید شد، حتی در تصاویر گوگل نمونه یک عزاداری واقعی را نخواهید  دید چرا که فرمانداران این جریان حتی از وجود کوچکترین روزنه حقیقتی پیرامون این موضوع واهمه دارند !

001

به این ترتیب عاشورا را با آن همه دلاوری و درس زندگی که عزای آن مانوس با تعالی وجود است، به شما به عنوان قمه زنی معرفی می کنند که به نحوی از آن زده شده و دیگر به دنبال جست و جوی بیشتر در این رابطه نروید! از طرف دیگر این اقدامی دیگر در راستای اسلام هراسی و نشان دادن چهره ای خشن از آن است.

پیش از این نیز سال گذشته رسانه های غربی  در یک شیطنت بی شرمانه عزاداران حسینی در سرتا سر جهان را در در چارچوب قمه زنی معرفی کردند.

خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی جانبدارانه باعنوان “فستیوال عاشورا”، آئین های نهی شده‌ای چون قمه زنی و تیغ زنی در کشورهایی چون عراق، هند، پاکستان و افغانستان را مورد توجه قرار داد.انتشار این تصاویر موج رسانه ای جدیدی علیه مسلمانان بر پا کرد و عکس ها به گونه ای گزینش شد که دلخراش بوده و از عکس کودکان و نوجوانان بیشتر استفاده شود.

 

آیا تا به حال

امام خمینی(ره) در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول انقلاب شده بود فرمودند: (در وضع موجود قمه نزنند…) مقام معظم رهبری نیز در مورد خرافه زدایی از عزاداری فرمودند: قمه زدن هم از آن کارهای خلاف است… این یک کار غلطی است که عده ای قمه ها را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون بریزند… کجای این کار عزاداری است؟ این جعلی است. این ها چیزهایی است که از دین نیست.

به همین منظور آیت الله مکارم شیرازی، در پاسخ به استفتایی مبنی بر اینکه “قمه زدن در عزای سید الشهدا(علیه السلام) چه حکمی دارد؟”، می گوید: به یقین کسانی که قمه می‌زنند از عاشقان و دلباختگان حضرت اباعبدالله(ع) هستند لکن این عمل در شرایط فعلی به مکتب اهل بیت(ع) ضربه می‌زند و آثار سوء آن مشهود است.

استاد برجسته حوزه در ادامه اظهار داشته است: چه بهتر که خون خود را به مراکز انتقال خون هدیه کنند که باعث حیات مسلمانی می‌گردد “ومن احیا‌ها فکانما احیی الناس جمیعا”.

گفتنی است (در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله هایی می خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی منطق معرفی کنند، انجام این گونه اعمال که در متن دین وجود ندارد و در حال حاضر موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم می کند و به نظر خلاف عقل است و کاری عقلائی نیست و بایستی به جای آن سراغ مراسمی رفت که عظمت اهداف عاشورای حسینی را بیش از پیش آشکار می سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای شیعه در زمان خود بعضی از این کارها را به دلائلی اجازه فرموده اند، قطعاً در این زمانه با در نظر گرفتن شرایط و اوضاع کنونی نظر دیگر داشتند.)

این اقدامات از سوی غرب خود نشان دهنده واهمه و حساسیت آنها از تاثیر گزاری واقعیت عاشورا است که چگونه می تواند حق و باطل را از هم جدا کند که اگر چنین شود کار و کاسبی آنان نیز کساد خواهد شد چرا که پوشش چنین عزا داری وسیعی در سر تا سر جهان و بزرگترین تجمع انسانی در اربعین حسینی موضوعی فراتر از یک رفع تکلیف است و به عشقی ختم خواهد شد که هرگز با آرمانهای بی بند و باری و دور از بندگی سران استکبار ساز گار نخواهد بود.

هر چقدر هم که رسانه های جهان در دست صهیونیست ها بچرخد و تلاش کنند تا با فتح افکار به اهداف خود برسند، ما با یک جمله کار را تمام خواهیم کرد؛ “نصر من الله و فتح قریب !”.

منبع :باشگاه خبرنگاران جوان

تصاویر/ تبلیغات گسترده قمه زنی توسط جریان منحرف صادق شیرازی

شبکه های ماهواره ای وابسته به جریان منحرف شیرازی ها که به تشیع لندنی مشهور شده اند، در روزهای پایانی دهه اول محرم و در آستانه روز عاشورا اقدام به تبلیغ گسترده قمه زنی کرده اند. بسیاری از مراجع تقلید این اقدام را وهن مذهب به شمار آورده و آن را حرام اعلام کرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع : جهان