نوشته‌ها

تشیع لندنی هیچ خدمتی به اسلام نمی کند/حوزه در تراز انقلاب ، با انزوا بیگانه است

به گزارش قادمون ، آیت الله علیرضا اعرافی، در آئین افتتاحیه آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه البرز و تودیع و معارفه مدیر حوزه استان که در مصلای نماز جمعه کرج برگزار شد، با تسلیت سالروز شهادت  امام جواد(علیه السلام)، به تحلیل عصر آن حضرت و دامنه فعالیت های ایشان پرداخت و گفت: در عصر مامون و در دو سال هجرت تحمیلی امام رضا(علیه السلام) به طوس، شاهد پیچیده ترین و شیطنت آمیز ترین حیله مامون برای به انزوا کشاندن امام رضا علیه السلام و هضم امامت در خلافت می باشیم.

مدیر حوزه های علمیه کشور افزود: مامون با یک استراتژی جدید و فوق العاده پیچیده، در صدد بود مرزهای امامت و خلافت و به عبارتی حق و باطل را در هم بریزد و جریان ولایت و امامت را لوث نماید.

عضو شورای عالی حوزه های علمیه به مجاهدت های امام رضا(علیه السلام) در خنثی کردن توطئه مامون اشاره کرد و گفت: امام رضا(ع) مانع از موفقیت مامون در تحقق اهداف شوم خود شده، تهدید آن زمان را به نفع جریان حق تبدیل به فرصت نمود و دنیای تشیع را وارد عرصه جدید کرد.

ضرورت مقابله با مکاتب و نحله های فکری انحرافی

وی ادامه داد: در عصر امام جواد(علیه السلام) نیز اتفاقات مهمی افتاد که این اتفاقات می تواند سرلوحه کار حوزه های علمیه در عصر حاضر باشد که یکی از این اتفاقات مهم، مبارزه امام جواد(علیه السلام) با مکاتب و نحله های فکری انحرافی در عصر خود بود.

آیت الله اعرافی اضافه کرد: اولین کاری که امام رضا(ع) و فرزند بزرگوارش امام جواد(ع) انجام دادند، مقابله با جریان های انحرافی در میان اصحاب ائمه اطهار(علیهم السلام) همانند واقفیه، غلات، زیدیه و اسماعیلیه بود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این که محور بعدی مبارزه امام جواد(علیه السلام ) مقابله با ملحدان و جریان های خارج از اسلام همانند مسیحیت و ادیان دیگر بود، ابراز داشت: محورهای مبارزه امام جواد علیه السلام با محورهای گوناگون انحرافی امروز می تواند سرلوحه کار حوزه های علمیه باشد، چرا که همانند آن زمان شاهد پیدایش انحرافات فکری و ایجاد مکتب های انحرافی از سوی مستکبرین و استعمار هستیم و نیاز است که حوزه به تاسی از امام جواد(علیه السلام)، به مقابله فکری و علمی با این جریان ها بپردازد.

مقایسه وضع حوزه ها در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

مدیر حوزه های علمیه کشور در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت حوزه های علمیه در قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: در زمان طاغوت، مراجع و بزرگان حوزه به سختی کلاس درس کوچکی دایر می کردند و از خارج از کشور تنها افراد معدودی به ایران می آمدند و به تحصیل علوم دینی می پرداختند، اما امروز شاهدیم به برکت خون شهدا، مجاهدت های امام خمینی(ره) و هدایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، از اقصی نقاط دنیا در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم دینی می پردازند و معارف ناب اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) را در عالم منتشر می کنند.

ویژگی های حوزه در تراز انقلاب اسلامی

عضو شورای عالی حوزه های علمیه کشود همچنین در تشریح ویژگی های حوزه در تراز انقلاب اسلامی گفت: حوزه موفق که بتواند با جبهه مستکبرین عالم به مقابله بپردازد، باید با بصیرت و زمان شناسی، جریان های فکری را بشناسد و متناسب با زمان به مقابله با آنان بپردازد.

آیت الله اعرافی ادامه داد:‌ امروزه حوزه عظیم قم به یک محور نور افشانی در عالم تبدیل شده، شاهدیم که علاوه بر طلاب ایرانی، از کشورهای مختلف جهان به این شهر مقدس می آیند و به تحصیل علوم دینی می پردازند.

حوزه باید پاسخگوی نیازهای جهانی باشد

وی با اشاره به توصیه های رهبر معظم انقلاب، تصریح کرد کرد: حوزه عصر انقلاب غیر از حوزه عصر انزواست، امروزه نیازهای بی شماری در جامعه جهانی وجود دارد که حوزه باید متناسب با آن برنامه ریزی کرده و با رویکرد بین المللی پاسخگوی نیازها باشد، براین اساس مدیریت های استانی نیز باید با تبیین چشم انداز و تربیت طلاب توانمند نیازهای گوناگون جامعه را پاسخ دهد.

مدیر حوزه های علمیه کشور تاکید کرد: مراکز حوزوی استان ها همانند حوزه خواهران، مرکز خدمات، دفتر تبلیغات و سایر نهادهای حوزوی باید به طور منظم جلسه داشته باشند و با ارتباط و تعامل خوب با یکدیکر در جهت پیشرفت و بالندگی حوزه ها تلاش کنند.

تلاش نافرجام آل سعود برای جلوگیری از رشد تشیع

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به رشد روز افزون تشیع در جهان، گفت: امروز رژیم آل سعود و جریان وهابیت با صرف هزینه های کلان در کشورهای آفریقایی و آسیایی، تلاش دارد تا جریان تشیع را از بین ببرد، اما راه به جایی نمی برد.

تشیع لندنی هیچ گونه خدمتی به اسلام نمی کند

وی همچنین با انتقاد از تشیع لندنی، تاکید کرد: تشیع لندنی هیچ گونه خدمتی به اسلام نمی کند و به اختلافات و تفرقه دامن می زند و امروزه به برکت گفتمان وحدت که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی پیگیری می شود، شاهدیم که در بسیاری از نقاط عالم نام امام صادق(علیه السلام) و مکتب تشیع برای اولین بار برده شود.

مدیر حوزه های علمیه کشور در ادامه در توصیه هایی به طلاب جوان، گفت: طلاب و حوزویان باید بدانند که روحانیت یک جریان ریشه دار در طول تاریخ است و باید یک طلبه به هویت حوزوی خود ببالد و به آن افتخار کند، چرا که حوزه های با داشتن سابقه ای بیش از هزار سال، در سخت ترین شرایط نیز ادامه حیات داده و به رسالت خود عمل کرده اند.

طلبه امام زمان(عج) باید کفن پوش و آماده شهادت باشد

آیت الله اعرافی در پایان با تاکید بر این که طلبه امام زمان(عج) باید کفن پوش و آماده شهادت باشد، هویت حوزوی خود را تقویت کند و با عظمت آن آشنا شود، افزود: یک طلبه و روحانی باید افتخار حوزه ای بودن خود را با هیچ چیز عوض نکند و تا آخر عمر بر این عهد و میثاق پایند باشد.

شیعه انگلیسی دشمن اهل بیت (علیهم السلام) است/ خاندان پیامبر اسلام (علیهم السلام) مایه وحدت هستند

به گزارش قادمون ، آیت‌الله محسن اراکی در هفتمین ‌همایش‌‌ هیأت‌های ‌محوری ‌و برگزیده کشورکه در سالن همایش‌های مجتمع فرهنگی آموزشی یاوران مهدی(عج) برگزار شد، با اشاره به اینکه بر اساس روایات ائمه اطهار(ع) رابطه نزدیکی میان صبر و تشیع وجود دارد، اظهار کرد: تشیع در بصیرت خلاصه و این عنصر سبب تمایز مذهبی شیعی نسبت به دیگر مذاهب شده است.

وی با تاکید بر اینکه قوام نعمت ولایت در بصیرت است، اضافه کرد:‌ مشکل جوامع اسلامی در دوره‌های مختلف محروم شدن از نعمت ولایت بوده است.

دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی نتیجه بصیرت را صبر دانست و خاطرنشان کرد: افراد با بصیرت اهل صبر بوده و صابران به امامت فردی یا جمعی می‌رسند.

وی با اشاره به اینکه مفهوم شیعه رسیدن جامعه به امامت جمعی است، مطرح کرد: قیام امام عصر(عج) مقدمه شکل‌گیری امتی است که می تواند جامعه را امامت کند و شرط امامت جمعی یا فردی صبر است.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه صبر یکی از ویژگی‌های حضرت علی(ع) است، عنوان کرد: هنر حضرت زهرا(س) نیز صبر است به همین علت شیعیان این خاندان باید صبر را پیشه کنند و نخستین شرط صبر این است که بتوانیم نام پیامبر(ص) را صبورانه در جامعه احیا کنیم.

وی خاطرنشان کرد:‌ باید نام حضرت رسول(ص) را زنده نگه داریم و اجازه ندهیم پرچم ایشان به زمین بیافتد چراکه این مسئله جامعه را به سمت جدایی و اختلاف پیش می‌برد و اگر به سمت اختلاف و انشقاق برویم نمی‌توانیم به صبر و بصیرت برسیم.

آیت‌الله اراکی معنای بصیرت را ماندگاری در خط اهل بیت(ع) دانست و مطرح کرد: نباید از سیره آنان تخطی کرده بلکه باید با برادران دینی خود در یک جبهه قرار گرفته و با مخالفان مقابله کنیم؛ در دیداری که با آیت‌الله وحید داشتم، ایشان بیان کردند که لعن علنی بزرگان اهل سنت حرام است به همین علت باید به جای تاکید بر آموزه‌های منفی به آموزه‌های مثبت تاکید کرد.

وی افزود: معنی جمله مذکور این است که اصل برائت باید رعایت شود اما اعلام برائت با رعایت این اصل، فرق دارد و این‌ها را باید از هم جدا کنیم.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه دنیا جایگاه حضرت علی(ع) را درک نکرده است، عنوان کرد: تاکنون نتوانسته حضرت علی(ع) را به دنیا بشناسانیم و نتوانسته نام حضرت فاطمه(س) را به مردم خودمان برسانیم.

این استاد برجسته خاطرنشان کرد: برخی می‌خواهند با شایعه‌سازی‌ها، کینه مردم مظلوم غزه را در دل ما ایجاد کنند تا دولت و مردم دست از حمایت مظلومان بردارند.

وی با اشاره به اینکه شیعه انگلیسی دشمن مذهب تشیع و اهل بیت(ع) است، اضافه کرد: رهبران این گروه تاکنون در مورد جنایات رژیم صهیونیستی و دیگر ظالمان سخنی بیان نکرده و اکنون در یمن همراه آل‌سعود علیه مردم مظلوم این کشور می‌جنگند.

آیت‌الله اراکی از محبت گروهی از اهل سنت نسبت به اهل بیت(ع) یاد کرد و ادامه داد: خاندان پیامبر اسلام(ص) مایه و منشا وحدت هستند و مخالفت با این افراد عامل اختلاف است؛ وحدت حقیقی زیر پرچم اهل بیت(ع) همانند حماسه اربعین رقم زده می‌شود در این حماسه شیعه و سنی در کنار یکدیگر حضور یافتند.

لازم به ذکر است، برگزیدگان دومین کنگره شعر وحدت اسلامی در پایان مراسم افتتاحیه این همایش با حضور آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، علی انسانی و مهدی سلحشور از اساتید برجسته مداحی تقدیر شدند.

منبع : خبرگزاری تقریب

شیعه انگلیسی از وهابی و صهیونیست خطرناک تر است

به گزارش قادمون ، سید حسن نصر الله دبیرکل حزب الله لبنان بار دیگر تصریح کرد که این جنبش در سوریه از موجودیت خود دفاع می‌کند و همه نیز بر این مسئله واقف هستند.

نصرالله با تأکید بر اینکه راهکار سیاسی (اکنون) هیچ افقی در سوریه ندارد، اظهار داشت که حرف آخر در میدان نبرد زده می‌شود.

وی در دیدار سالانه خود با ذاکران اهل بیت(ع) که در آستانه آغاز ماه محرم برگزار می شود، اعلام کرد: آنچه در سوریه به دست آوردیم بسیار مهم است. ما خطر را دفع و دور کردیم ولی هنوز به پایان نرسیده است؛ بویژه اینکه گروههای تکفیری همچنان از حمایت عربستان، قطر، ترکیه، آمریکا وفرانسه برخوردار هستند».

عراق به فضل مداخله ایران و فتوای آیت الله سیستانی نجات یافت

دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به وخاومت اوضاع سوریه پس از تنش میان روسیه و آمریکا و تداوم بحران اعتماد میان دو طرف بار دیگر تأکید کرد: در سوریه معارضان مسلح میانه‌رو وجود ندارد، یا با [جبهه] النصره هستند یا با داعش… اگر مداخله مستقیم ایران و فتوای آیت الله سیستانی برای جهاد نبود، چنین تقسیم‌بندی‌هایی در پرونده سوریه نزدیک بود که عراق را نیز نابود کند.

وی با تأکید بر اینکه امید زیادی در مسئله نابودی نظامی داعش در عراق وجود دارد، اما اظهار داشت که خطر عملیات‌های امنیتی همچنان وجود دارد.

نصرالله درباره اقدامات مخرب عربستان سعودی در منطقه نیز گفت: منطقه امروز در مسیر دشواری قرار داد. عربستان درگیری را به اوج خود رسانده و با آمریکا و انگلیس می‌کوشد که این درگیری را مذهبی کند، ولی در واقع [این درگیری] سیاسی است و [سیاسی] باقی خواهد ماند.

وهابیت چهره اسلام را مخدوش کرده است

وی ضمن تقدیر از کنفرانس جهانی علمای مسلمان که اخیرا برگزار شده بود، وهابیت را مسؤول مخدوش کردن چهره اسلام دانست و تأکید کرد: نسبت به رخدادها آگاهی وجود دارد.. در واقع این جنگ با اهل تسنن نیست، بلکه با وهابیت است که درهای دنیا به رویش باز شده است و با توافق با آمریکا و انگلیس دانشگاه، مدرسه و مساجد [وابسته به وهابیت] تأسیس می‌کند.

به گزارش فارس، دبیرکل حزب الله لبنان ادامه داد: وهابی از اسرائیلی بدتر است؛ خاصه اینکه [وهابی] خواستار نابودی و محور دیگری و از بین بردن هر چیزی است که به اسلام و تاریخ آن ارتباط دارد… این طرح از سال ۲۰۱۱ ادامه دارد. موضوع شیعه وسنی نیست… در واقع نقش سرویسهای جاسوسی در این زمینه مبرهن است.

شیعه انگلیسی از وهابی و صهیونیسم خطرناکتر است

نصرالله با اشاره به اینکه باید این تهدید را به فرصتی برای محاصره و حمله به وهابیت تبدیل کرد، اظهار داشت: شیعه انگلیسی از وهابی و صهیونیسم خطرناکتر است… کسانی که در ماهواره حضور دارند و با زبان مذهبی سخن می‌گویند جاسوسانی هستند که هدفشان نابودی مذهب است. هر کس نیز آنان را تأیید می‌کند، مزدور و بزدل و هر کس که در برابر گمراهی آنان سکوت می‌کند، توطئه‌گر است.

اسرائیل از پیروزی خود در برابر لبنان اطمینان ندارد

وی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی از زمان شکست خود در سال ۲۰۰۶ در جریان تجاوز به لبنان عقب نشسته است، ولی در عین حال هشدار داد که ممکن است این رژیم از «هر فرصتی برای آغاز جنگ علیه ما استفاده کند. شرایط کنونی به خاطر حمایت مالی و پوشش عربها فراهم است و دشمن تکفیری در راستای خدمت به آن اقدام می‌کند، ولی سبب عقب نشستن آن (اسرائیل) از جنگ این است که اطمینان ندارد که پیروز خواهد شد».

مشکل اصلی در انتخابات ریاست جمهوری لبنان، جریان المستقبل است

دبیرکل حزب الله لبنان درباره انتخابات ریاست جمهوری لبنان نیز اعلام کرد:. در واقع مشکل، همپیمانان ما نیستند، بلکه جریان المستقبل است. زمانی که المستقبل تصمیم می‌گیرد به پارلمان رفته و میشل عون را به عنوان رییس جمهور برگزیند، ما نیز می‌توانیم با همپیمانان خود توافق کنیم… امروز چندین نامزد از ۸ مارس حضور دارند و نباید پس از انصراف سلیمان فرنجیه از کاندیداتوری این فرصت را از دست داد… گفته شده که در ۲۸ ماه جاری در جلسه پارلمان رییس جمهور انتخاب می‌شود، ولی هنوز مشخص نیست که این مسئله رخ خواهد داد».

نصرالله با تأکید بر اینکه مردم لبنان نمی‌توانند بپذیرند که امنیت و ثبات کنونی به هم بخورد، تصریح کرد: تروریستها در ماه رمضان گذشته قصد داشتند اقدامات امنیتی را در [منطقه] الضاحیه (جنوب بیروت) انجام دهند، ولی شکست خوردند… [آنان] همچنان تلاش می‌کنند ولی ان شاء الله شکست خواهند خورد.

وی در پایان تأکید کرد که تهدید نظامی گروه های تکفیری به میزان «زیادی از لبنان دور شده است. افراد مسلح تکفیری امروز در سلسله جبال شرق [لبنان] محاصره شده اند… در آغاز بهار گذشته بحث و گفت‌وگوهایی درباره [آغاز] عملیات علیه آنان وجود داشت ولی این مسئله به پایان رسید؛ چرا که اولویت با مناطق دیگر است»

بدنام کردن چهره شیعه ؛ از اهداف شیعه لندن‌نشین است

به گزارش قادمون ، آیت‌الله سید احمد خاتمی در ادامه سلسله نشست‌های بیست و سومین دوره طرح تقویت مبانی اعتقادی و شبهه زدایی دینی در مهدیه مصلای امام خمینی(ره) شهرکرد، با تأکید بر اینکه جامعه با سبک زندگی دینی، اسلامی خواهد شد، اظهار کرد: قانون اسلامی و حاکمان مسلمان، دو رکن اسلامیت یک نظام هستند اما آنچه جلوه شاخص یک جامعه اسلامی است، نحوه زندگی شهروندان آن جامعه است.
 
وی با بیان اینکه یک جامعه اسلامی در سایه سبک زندگی مردم آن جامعه می‌تواند الگو قرار گیرد، گفت: تنها با قانون نمی‌توان یک جامعه را به عنوان الگو معرفی کرد، بلکه این سبک زندگی مردم هر جامعه‌ای است که آن‌ها را به عنوان الگو معرفی می‎کند.
 
آیت‌الله خاتمی با اشاره به اینکه همه دستورات قرآن و رهنمودهای ائمه اطهار(ع) در راستای سبک زندگی اسلامی است، افزود: نمی‌شود که انسانی مسلمان یا شیعه باشد، اما سبک زندگی او در راستای اعتقاداتش نباشد؛ دغدغه سبک زندگی دینی باید دغدغه هویت همه افراد جامعه باشد و این یک اصل است.
 
وی یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز جامعه را در راستای سبک زندگی سیاسی عنوان کرد و گفت: در عرصه‌های سیاسی همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، باید به دنبال سبک زندگی انقلابی باشیم و اگر این شد، راه را درست رفته‌ایم.
 
عضور شورای عالی حوزه علمیه قم با انتقاد از اینکه متأسفانه تحلیل رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب در جامعه به خوبی و فراگیر صورت نمی‌گیرد، تصریح کرد : نباید به رهبر معظم انقلاب تنها به عنوان یک سخنران، خطیب و نصیحت کننده نگاه کنیم و این بزرگترین جفا در حق ایشان است چرا که رهبری، فقیه حاکم است و رهنمودهایشان تکلیف و دستور است.
 
این مقام مسئول با تأکید بر اینکه سخنان رهبر معظم انقلاب شایسته تحلیل است، خاطرنشان کرد: از صدا و سیما انتظار می‌رود بیشتر نسبت به این مسأله دغدغه داشته باشد و تنها به بازتاب سخنان ایشان اکتفا نکند چراکه مردم به تحلیل سخنان رهبری نیازمند هستند.
 
عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ضد انقلابیون در چند طیف قرار می‌گیرند، گفت: یک طیف اصلی ضد انقلابیون را کسانی تشکیل می‌دهند که با هویت انقلاب درگیرند و مشکلشان با اسلامیت نظام است.
 
آیت الله خاتمی با تأکید بر اینکه این طیف حاکمیت اسلام را نمی خواهند، اظهار کرد: به یقین آمریکا و استکبار در این دسته و طیف قرار می گیرند.
 
عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع)، ریاست طلبان را جزء طیف دوم ضدانقلابیون برشمرد و گفت: این طیف تا زمانی که حاکمیت داشته باشند، مدافع نظام هستند اما به محض اینکه به خواسته خود نرسند، مخالفت می‌کنند.
این مقام مسؤول با اشاره به اینکه طیف سوم ضد انقلابی‌ها را کج فهم‌ها، ساده لوحان و بد فهم‌ها تشکیل می‌دهند، اظهار کرد: این طیف همان افرادی هستند که رهبر معظم انقلاب از آن‌ها تعبیر به تشیع لندنی کردند؛ این جریان ضد انقلاب، با ترویج لعن و ناسزاگویی به فرهنگ اهل سنت، مدعی پیروی از اهل بیت(ع) هستند در حالی که بیشترین ضربه را به شیعه وارد می‌کنند.
 
به گفته آیت‌الله خاتمی تاکید کرد: حرکات تند و افراطی شیعه لندن نشین بر خلاف مشی اهل بیت(ع) است و هدفی جز بد نام کردن چهره شیعه در جهان ندارد.
 
وی با اشاره به اینکه دسته چهارم ضد انقلابیون اهل فسق و فجور هستند، خاطرنشان کرد: از زمان طاغوت زمینه گناه به راحتی برای این گروه وجود داشته است اما از آن‌جایی که با شکل گیری این انقلاب، زمینه‌های علنی فسق و فجور برداشته شد، به مخالفت با نظام پرداختند و ضد اسلامیت نظام شدند.
 
این مقام مسؤول با تأکید بر اینکه بی تفاوتی نسبت به اصل نظام معنایی ندارد، افزود: بدون تردید زیر سؤال بردن اصل نظام به خاطر برخی مشکلات، خیانت است.

 

منبع :خبرگزاری ایسنا

شیخ ِ آمریکا نشین : تقلید و مرجعیت بدعت است ! +فیلم

به گزارش قادمون ، بار دیگر داعیه داران تشیع انگلیسی، ذات ناپاک خود را عیان ساخته و با توهین به دستگاه مرجعیت شیعه، تلاش دارند قرائت نادرستی از دین را به مردم ارائه دهند.
 
حسن اللهیاری با در اختیار داشتن شبکه ماهواره ای، اینبار تحمل محبوبیت مراجع شیعه را نداشته و به تخریب آنان اقدام کرده است. وی در سلسله برنامه هایی در این فکر است که مرجعیت و تقلید را بی اساس جلوه دهد. دو رکنی که نه تنها آیات و روایات فراوانی بر مشروعیت آن صحه گذاشته اند، بلکه عقل هر انسان نیز به حجیت آن حکم می کند.
 
اصل “مراجعه به متخصص و خبره” مورد تایید همه عقلای عالم است و روزانه با استناد به این اصل، مشکلات زیادی را از پیش روی بر می دارند. اما حسن اللهیاری که خود لباس این مراجع را به تن نموده، در صدد نفی مرجعیت و تقلید از مرجع تقلید است!
 
بنابراعتراف خود وی، مهمترین دلیل مخالفت او با مرجعیت، عدم حمایت مراجع از این شخص معلوم الحال و اینکه مراجع تقلید، مقلدین خود را آگاه نموده اند که به سراغ شبکه های تفرقه افکن و دروغ پرداز نروند و همین باعث کم شدن بیننده های این شبکه های منافق شده است.

 
درباره مرجعیت ذکر این نکته کافی است که این مسند، مهمترین جایگاه مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی است. مرجع تقلید مجتهدی است که تعدادی از شیعیان از او تقلید می‌کنند یعنی اعمال دینی خود را بر اساس نظریات فقهی (فتاوای) آن مجتهد انجام می‌دهند و معمولا وجوهات شرعی خود را به او یا نمایندگان او می‌پردازند. اینگونه پیروی کردن از یک عالم دینی، تقلید نامیده می‌شود.
 
نفوذ اجتماعی یک مرجع تقلید ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق شرعی به مراجع امکانات مالی در اختیار آن‌ها را نیز افزایش می‌دهد. مراجع تقلید می‌توانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره حوزه‌های علمیه، رسیدگی به مستمندان و امور عام المنفعه استفاده کنند.
 
مجتهدی می‌تواند مرجع باشد که جایز التقلید باشد. یعنی عمل کردن به نظریات فقهی او برای دیگران جایز باشد. رسیدن به این جایگاه وابسته به داشتن شرایطی است که مهم‌ترین آن‌ها برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع الشرایط است. بهره‌مند بودن از شایستگی رفتاری که به آن عدالت گفته می‌شود و نیز مرد بودن جزو این شرایط است.
 
مرجعیت یک مقام انتصابی نیست. کسی مرجع می‌شود که شیعیان او را به عنوان مرجع تقلید بپذیرند. بنابراین شیعیان با مراجعه با مراجع تقلید و مشاهده علم و ورع و زهد آنان، مقدمات شکل گیری مرجعیت این علما را فراهم می آورند.
 
جالب اینکه حسن اللهیاری بارها از خود به عنوان مرجع تقلید و صاحب فتوا یاد کرده و ادعاهای مضحکی را درباره این درجه خود به زبان آورده که نشان از کم حافظه بودن این فرد دروغگو می دهد.

 
 

همایش ملی «بازخوانی ماهیت تشیع انگلیسی» با مشارکت وبسایت «قادمون» برگزار می‌شود .

اولین همایش ملی «بازخوانی ماهیت تشیع انگلیسی»

به گزارش قادمون ، اولین همایش ملی «بازخوانی ماهیت تشیع انگلیسی» و با موضوع «تاملی بر مبانی فکری و کارویژه جریان‎های افراط‎گرای شیعی» به همراه آیین رونمایی از کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» برگزار می‎گردد.

 

«تشیع انگلیسی» یا «شیعه لندنی»؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از «اسلام آمریکایی» که امام خمینی(ره) در برابر اسلام‌ناب محمدی(ص) تبیین کردند، رهبر معظم انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام «تشیع انگلیسی» پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول «تفرقه» را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند «شیعه» با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق‌اسلامی تجمیع کرده‌است.

 

رهبر ‎معظم ‎انقلاب ‎اسلامی(مدظله) در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های «تسنن آمریکایی» و «تشیع انگلیسی» تأکید داشته‌اند. در آخرین مورد، ایشان در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی(ره) در بیانات‎شان تصریح کردند: «به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، این‌ها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.»

 

لذا پیرو منویات راهبردی و تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله‎العالی) در باب مخاطرات جریان افراط‎گرای منسوب به شیعه که در لسان مبارک معظم‎له به «تشیع انگلیسی» نامیده شد و با توجه به مطالعات و تحقیقات گسترده گروه‎هایی از فضلا و نخبگان حوزوی و دانشگاهی در این موضوع، اولین همایش ملی «بازخوانی ماهیت تشیع انگلیسی» و با موضوع «تاملی بر مبانی فکری و کار ویژه جریان‎های افراط‎گرای شیعی» به همراه آیین رونمایی از کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» برگزار می شود.

 

photo_2016-04-16_19-55-23

 

اولین همایش ملی بازخوانی ماهیت تشیع انگلیسی با مشارکت؛ مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، مرکز مدیریت حوزه های علمیه تهران، حوزه علمیه امام مهدی(عج)، حوزه علمیه دارالمبلغین فلسفی(ره)، انجمن ژئوپلوتیک ایران، مجمع ناشران انقلاب اسلامی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، قرارگاه شهید باقری، بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، موسسه فرهنگی تبلیغی بیان، بسیج دانشجویی دانشکده فارس، وبسایت تحلیلی قادمون، کانون فرهنگی هنری کریم آل الله(ع)، بسیج دانشجویی دانشکده جغرافیا، نشر سلمان پاک،خبرگزاری فارس،  مجمع حسنین(ع) و رسانه ملی، و با حضور گسترده امت حزب الله، مسئولین لشگری و کشوری و نخبگان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی برپا خواهد شد.

 

همایش نامبرده روز سه‎شنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۶ الی۲۰ و با سخنرانی حضرات آیات و اساتید معظم؛ آیت‎الله اراکی (دبیرکل محترم مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی)، آیت‎الله قرهی (موسس و مدیر محترم حوزه علمیه امام مهدی(عج))، استاد رحیم‎پور ازغدی (عضو محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی) و با حضور گسترده اساتید و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی در تهران، خیابان سمیه، تالار سوره حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار خواهد شد.

کانال‌هایی که از سردمداران “فرقه شیرازی ها” حمایت می‌کنند

به گزارش قادمون ، اینترنت امروزه امکان کاملاً غیر منتظره برقراری ارتباطات بین افراد را فراهم نموده است؛ امری که در گذشته و در تاریخ روابط بین الملل در تئوری و در عمل به یک رؤیا شبیه بود. اینترنت به کلی این خط سیر را تغییر داده و طبیعی است که این امر اثراتی جهانی از خود به جای خواهد گذاشت. امروزه، شهروندان جوامع مختلف با درنوردیدن مرزهای جغرافیایی می توانند عقاید، نظرات و اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و از این رهگذر، به خلق قلمرو عمومی جهانی بپردازند که می تواند کاملا مجزا، و در مواردی متناقض، با قلمروهای ارتباطی در سطوح دیپلماتیک و دولتی باشد.
هرچه بیشتر میگذرد تمایل مردم برای استفاده از رسانه های نسل جدید بیشتر می شود، به ندرت می توان کسی را یافت که اخبار را از روزنامه و مجلات دنبال کند، با پیشرفت علم دستگاه های جدیدی به بازار آمدند که جامعه را متحول کرده و باعث فراز و نشیب هایی هدف دار شدند.
یکی از وسایل ارتباطی پیشرفته که روز به روز در دل مردم بیشتر جاخوش می کند تلفن های هوشمند است، که آثار مفید و زیان بار بسیاری دارد، با گسترش تلفن های هوشمند نرم افزار های زیادی روانه بازار شد که در کنار استفاده مفید از آن آثار مضر، مخرب بسیاری را دارا میباشد.
برنامه‌هایی مانند وایبر، واتس‌آپ، تلگرام و آنهایی که هر روز از راه می‌رسند و جای خود را به سرعت در بین کاربران اینترنت باز می‌کنند، از سویی مورد استقبال واقع می‌شوند و از سوی دیگر به آنها به چشم خطراتی که باید نابود شوند نگاه می‌شود. به عنوان مثال شبکه‌ای مانند «تلگرام» بیشتر مورد استقبال افراد جامعه قرار گرفته و روز به روز افراد بیشتری به آن می‌پیوندند که سرعت و ارزانی این برنامه مهم ترین دلایل گسترش سریع آن در کشور می باشد . به دلیل عدم نیاز به تخصص برای استفاده و دسترسی آسان، قشر کثیری از مردم به سمت این نرم افزار روی آورده اند و این رسانه نو ظهور با قابلیت های جدید در حال حاضر قدرت نمایی میکند.
بر همین اساس، گروه های خبری بسیاری در تلگرام تشکیل شده که مهم ترین کارکرد آن ها کپی کردن اخبار خبرگزاری ها و نشر آن در گروه ها است. اما آنچه که این روزها نقل محفل های سیاسی و خبری است گروه هایی ست که هر یک به سبب ویژگی های خاص خود از دیگری متمایز شده اند و در این آشفته بازار رسانه ای هر حزب و گروهی مشغول هم جهت کردن افکار عمومی به سوی اهداف خویش می باشد .
بالارفتن میزان استفاده از سرویس یاد شده، به مرور زمان سبب گشت تا یکبار دیگر توجه مسئولین به آن جلب شود و البته اضافه شدن قابلیتی همانند کانال ها نیز مزید بر علت شد تا رفته رفته صحبت از احتمال فیلترینگ آن به میان آید؛ مسئله ای که این روزها بحثش بیش از هر زمان دیگری داغ شده است.

Untitled-1

مدتی است گروه ها و کانال هایی در تلگرام به شدت مشغول فعالیت می باشند که بصورت غیر مستقیم اقدام به ایجاد شبهه های نسبت به شیعه و نظام دارند و با تفکر بیش تر می توان متوجه شد که این گروه ها منسوب به جریان شیرازی می باشد .
یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر نمایان شده جریان جعلی شیعه نمایی است جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­ های مذهبی دنبال می­ کند. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­ گناه نیست.
شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراطوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را مسدود کرده‌اند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد. این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب (س) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. ناگفته نماند که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.
نفر اول این جریان سید صادق شیرازی می‌ باشد که سابقه فعالیت سیاسی هم داشته و در سال 88 از فتنه گران حمایت کرده و بارها به اعتقادات و مقدسات جمهوری اسلامی توهین کرده است.
برپایی هفته ی برائت توسط فرقه ی شیرازی ها مهمترین و بارزترین اقدامی است که با تأیید مستقیم سید صادق شیرازی از فراز شبکه های ماهواره ای تحت نظر ایشان ، به سمع و نظر مسلمانان جهان رسید.
اعلام نامگذاری نهم تا پانزدهم ربیع الاول به نام هفته ی برائت توسط سید صادق شیرازی، جهان اسلام را متجعب کرد چرا که این هفته ی کذایی در آستانه ی هفته ی وحدت که از دوازدهم تا هفدهم همان ماه ( ما بین تاریخ شیعه و سنی میلاد پیامبر اسلام ص )است واقع گردید. اهل سنت معترض به این اقدام که به مناسبت مرگ خلیفه ی دوم بود، به فریاد در آمدند و شیعه را که خود بانی ایجاد هفته ی وحدت بود بازخواست نمودند؛ البته علمای بابصیرت اهل سنت می دانستند این اقدام توسط مخالفین نظام جمهوری شیعه ی ایران است اما با این حال شیعیان نگران ،با موضع گیری سریع نسبت به این اقدام مشکوک صادق شیرازی به شناساندن جریان تندروی شیرازی ها در رسانه های عربی اقدام نمودند چرا که هفته ی برائت اولین و آخرین اقدام شیرازی ها برای ایجاد تنش میان سنی و شیعه نبود و لازم می آمد که حساب کار این فرقه ی تندرو را از شیعیان عالم جدا کرد.

از تبعات وخیم اقدامات شیرازی ها برای بر هم زدن وحدت شیعه و سنی موارد آشکار و پنهان زیادی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

الف) ترویج عقاید وهابی و ضد شیعه در میان جوانان اهل سنت

ب ) جلوگیری از روند شیعه شدن هزاران اهل سنت متمایل به تشیع

ج ) افزایش اقدامات تروریستی علیه شیعیان مظلوم توسط وهابیت

با این حال فضای تلگرام تبدیل به محیطی ایمن برای تبلیغ این جریان شده است .
پیش تر زارعیان مدیر کل ربابط عمومی شرکت مخابرات ایران گفته بود :«سیاست دولت یازدهم از ابتدا مخالفت با فیلترینگ بوده و همچنان هست و تا آخر عمر این دولت هم خواهد بود از این رو مخابرات تصمیمی برای فیلتر کردن تلگرام ندارد. من معتقدم بهترین راهکار در این زمینه بحث فیلترینگ هوشمند است که ضرورت دارد هرچه سریع‌تر در کشور توسعه پیدا کند. در همه دنیا اینگونه است که تنها آن بخش از سایت‌ها و نرم‌افزارها فیلتر می‌شود که مورد دارند و به خاطر برخی مسائل و مشکلات کل سایت را فیلتر نمی‌کنند. در کشور ما نیز این اتفاق می‌تواند رخ دهد که مثلا در مورد برنامه تلگرام تنها کانال‌ها و ربات‌هایی فیلتر شوند که مبتذل و ضداخلاقی‌اند اما کل شبکه وجود داشته باشد. حوزه فضای مجازی نیازمند یک مدیریت قوی است و فیلترینگ و بستن سایت‌ها و نرم‌افزارها و … اصلا راهکار قابل قبول و منطقی نیست بلکه راهکار اصلی فیلترینگ هوشمند است.»
چند روز قبل نیز گذشته نیز وزیر ارتباطات با تایید مطلب فوق خاطرنشان کرد: “تا کنون چندین فهرست از کانال های نامناسب که فعالیت مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران داشته و از سوی وزارتخانه به شرکت تلگرام ارسال شده،‌ مسدود شده اند.”
لیکن محدود کردن قدرت تأثیرگذاری شبکه‌های اجتماعی سایبر به جنبه‌های سیاسی، نگرشی تک ساحتی به این معقوله بوده و به معنای غفلت از سایر ابعاد قدرت این پدیده است. شبکه‌ های اجتماعی عمومی سایبر، در عین حال که می‌توانند کارکرد آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی داشته باشند، دارای کارکردهای سیاسی هم هستند. اما، هنگامی‌ که به موضوع قدرت نهفته در شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کنیم، نمی‌توانیم به یک وجه آن اشاره کنیم، حتی اگر آن وجه، «غالب» باشد.
متاسفانه کانال‌های مخالف نظام و مبلغ برخی از شخصیت‌های معلوم الحال با ترفندهایی قابل تامل از جمله تحریک احساسات و ایجاد شبهات اذهان عمومی را تحت تاثیر قرار داده و باعث ایجاد انحراف در اصول و رفتار کاربران می‌ شوند؛ لذا لازم است چنین کانال‌ هایی همچون سایر کانال‌ های غیراخلاقی و مبتذل با درخواست وزارت ارتباطات مورد فیلترینگ قرار گیرند.

منبع : آناج

حامیان دیروز عبدالمالک ریگی ، حامیان امروز صادق شیرازی !

به گزارش قادمون ، در پی دستور رئیس جمهور و مسئولان قضائی مبنی بر برخورد قانونی با مهاجمین به سفارت عربستان در تهران و مشهد بود که، گمانه زنی‌ها در خصوص ماهیت سیاسی مهاجمان در رسانه‌ها بالا گرفت.
 
یکی از جریاناتی که در بین برخی مسئولان و رسانه‌های داخلی در زمره متهمان سازماندهی این هجوم می باشد، طیف “شیرازی” می باشد.
 
اما مسئله قابل توجه این است که طرح این مسئله با واکنش منفی “رادیو فردا” (RadioFarda) ارگان سازمان سیا آمریکا مواجه شد. رفتاری که پیش‌تر از رسانه دولتی آمریکا نسبت به سرکرده گروه تروریستی جندالله، عبدالمالک ریگی، مشاهده شده بود.
 
وب سایت رادیو فردا در گزارشی با عنوان «طرفداران شیرازی و حمله به سفارت عربستان» جریان شیرازی‌ها را “مبرّا” از این حادثه دانسته و به استدلال در این‌باره می‌پردازد.
 
گزارش مذکور را “علی افشاری”، ضدانقلاب فراری و از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت که پس از دوران محکومیت در سال 84 به آمریکا فرار کرد، نگاشته است.

 

photo_2015-10-08_23-51
 
وب‌سایت رادیو فردا پس از شرح حادثه مذکور، می‌نویسد: «عده‌ای نیز طرفداران آیت‌الله سید صادق شیرازی را به عنوان بانیان حمله معرفی کرده‌اند. سایت‌های “فرارو” و “راه دانا” و “منصور حقیقت‌پور” نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از جمله افراد و رسانه‌های وابسته به اصول گرایان بودند که بدون ارائه سند و مدرک معتبر، جریان شیرازی‌ها را به عنوان سازمان دهنده حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی معرفی کردند.»
 
ارگان سازمان سیا درباره ماهیت این جریان می‌افزاید: «نیرو‌های نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای از برچسب شیعه انگلیسی برای حامیان سید صادق شیرازی استفاده می‌کنند. دلیل این اتهام زنی بلااستناد فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به این مرجع تقلید شیعه در لندن است.»
 
وب سایت رادیو فردا که می‌کوشد تا اتهام حمله به سفارت عربستان را متوجه بسیج کند، در این‌باره می‌نویسد: «این ادعا در راستای تلاش‌هایی صورت می‌گیرد که قصد تبرئه نیرو‌های بسیجی، گروه‌های موسوم به ولایتمدار و دلواپس از تعرض به سفارت خانه عربستان سعودی را دارند.»
 
این وب سایت، جریان شیرازی‌ها را این‌گونه معرفی می‌کند: «آیت الله سید صادق شیرازی از مراجع سنتی ساکن در حوزه علمیه قم است که بعد از فوت برادرش آیت الله سید محمد شیرازی هدایت جریان شیرازی‌ها را در کشور‌های اسلامی بر عهده دارد. این جریان علاوه بر ایران در کشور‌های عراق، سوریه، لبنان، کویت و عربستان سعودی پایگاه دارد.
سید صادق شیرازی راه برادرش را ادامه داد و به انتقاد از اعمال حکومت و نظریه ولایت فقیه پرداخت. اوج انتقاد وی به عملکرد نظام ورهبری در بهمن ماه ۱۳۸۹ در سرکوب خشنونت آمیز “جنبش سبز” بود.
یکی از محور‌هایی که حداقل در ظاهر باعث ناخشنودی حکومت از شیرازی‌ها بوده و هست، دیدگاه سنتی آنان در تخاصم با رهبران اهل سنت، لعن خلفای راشدین و تبلیغ مرام غالیگری در تشیع است.
شیرازی‌ها قائل به تقریب و کاهش اختلافات با اهل سنت نیستند و دیدگاه افراطی در خصوص تقابل با اهل سنت دارند. همچنین تاکید آن‌ها بر ثواب “قمه زدن” بخصوص بعد از فتوی حرمت آن از سوی [آیت‌الله] خامنه‌ای تقابل بین حکومت و آن‌ها را بیشتر کرد.»
 
رادیو فردا با اشاره به برخورد قانونی با دفاتر شبکه‌های ماهواره‌ای این جریان، که در جهت اختلاف افکنی در امت اسلامی فعالیت می‌کردند، می‌افزاید: «مسئولان رسانه‌ها این ادعا‌ها را رد کرده و آن‌ها را مصداق پرونده سازی دانستند. بعد از این رویداد حملات حکومت به سید صادق شیرازی و نزدیکانش گسترش یافته و آیت الله خامنه‌ای چندین بار در خلال سخنرانی‌هایش با حمله تشیع انگلیسی آن‌ها را غیر مستقیم مورد حمله قرار داد. از اینرو انتساب حمله به سفارت عربستان سعودی به جریان شیرازی‌ها را باید با در نظر گرفتن این سابقه مورد توجه قرار داد.»
 
ارگان سازمان سیا امریکا با منتسب کردن شهید آیت الله نمر باقر النمر به این جریان، می‌نویسد: «شیخ نمر از شاگردان آیت الله سید صادق شیرازی بوده و رابطه خوب ونزدیکی با وی داشت. بنابراین می‌توان انتظار داشت جریان شیرازی‌ها از اعدام شیخ نمر خشمگین شده و اعتراض کنند. اما دلایلی متعددی را می‌توان اقامه کرد که اعتبار انتساب حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی به آن‌ها را زیر سئوال برده و آن را به یک اتهام زنی و یا گمانه زنی‌های دور از واقعیت تنزل می‌دهد.»
 
در حالی که ارتباط شهید آیت الله النمر با سید صادق شیرازی به هیچ وجه ثابت نشده و برای رد ادعای رابطه شاگرد و استادی و فکری این شهید با شیرازی‌ها، دلایل زیادی وجود دارد که اصلی‌ترین آن تضاد عمیق فکری شیخ النمر با سید صادق شیرازی بر سر مسائلی چون، ولایت فقیه، حکومت اسلامی در زمان غیبت امام معصوم و کارآمدی نظام اسلامی در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی می‌باشد که در ویدیوهای منتشر شده از شیخ نمر موجود می باشد.
 
رادیو فردا بعد از رد اتهام حمله به سفارت از جریان شیرازی‌ها به عنوان جریانی معقول که در مبارزه مشی مسالمت آمیز و بدن خشونت دارند! نام می‌برد. این رسانه آمریکایی می‌افزاید: «مبارزه مسالمت آمیز و اصلاحی در نظرات آیت‌الله سید محمد شیرازی جایگاه پر رنگی داشت. شیرازی‌ها هیچگاه به درگیری و تقابل خشونت آمیز با حکومت روی نیاورده‌اند. آن‌ها اگر سازمان دهنده حمله به سفارت عربستان سعودی بودند، آنگاه این سئوال جدی مطرح می‌شود چرا در برابر تضییقات و تعرض‌های متعدد نیرو‌های امنیتی در دو سال گذشته علیه بیت آیت الله سید صادق شیرازی اقدام مشابهی انجام نداده‌اند؟»
 
وب سایت رادیو فردا که در رد اتهام به این جریان مصادیق و ادله گوناگون دیگری را طرح می‌کند، در گزارش خود می‌نویسد: «بنابراین با توجه به مواردی که شرح داده شد، ادعای انتساب حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد به جریان شیرازی‌ها بر پایه شواهد و قرائن موجود بی‌اعتبار به نظر می‌رسد. در واقع این فضا سازی بیشتر آدرس غلط دادن برای اختفای متهمان واقعی را به ذهن متبادر می‌کند.»
 
رسانه دولتی آمریکا در پایان نوک پیکان خود را به سمت مردم نمازگذار نشانه می‌رود و پس از تطهیر مشکوک جریان شیرازی‌ها، نمازگذاران جمعه را متهم این حادثه معرفی می‌کند. وب سیات رادیو فردا می‌نویسد: «راهیپیمایی‌های زنجیره‌ای بعد از نماز جمعه‌های هفته گذشته و اتخاذ مواضع همسو سرنخ‌هایی قابل اعتنا برای کشف و شناسایی آمران و عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی است.»
 
فارغ از هرگونه قضاوت در خصوص پشت پرده عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران و مشهد، این نکته حائز اهمیت است که چرا ارگان سازمان جاسوسی آمریکا (رادیو فردا) در گزارشی مبسوط به رد اتهام از جریان شیرازی‌ها می پردازد!
 
بدیهی است که نگرانی رهبر انقلاب در خصوص ترویج و تبلیغ شیعه از بلندگوهایی که در انگلیس و آمریکا کوک می‌شوند، بجا و دقیق بوده است. و اینجاست که بر یادآوری ضرب المثل ایرانی «دم خروس بیرون زد» ضروری می‌نماید و پس از مصاحبه رادیو فردا با تروریستی چون “عبدالحمید ریگی”، برای چندمین بار «از پرده برون افتد راز» !

 

منبع : جام نیـوز

مقصر کشتار شیعیان نیجریه ، ایران است ! + فیلم

به گزارش  قادمون ، پس از کشتار تعداد زیادی از شیعیان نیجریه و جریحه‌دار شدن قلب مسلمانان جهان از این جنایت ، جریان انحرافی صادق شیرازی و حسن اللهیاری ، به توجیه این جنایت دولت نیجریه پرداختند.

 

در همین راستا ، فرقه‌ی انحرافی صادق شیرازی که سال‌هاست از صدور و گسترش فکر و روحیه‌ی ضد استکباری ِجمهوری اسلامی ایران در جهان که برخاسته از اسلام ناب محمدی است ، بیمناک است و خود را به‌دروغ تنها میراث دار تشیع راستین معرفی می‌کند ، با وقاحت تمام این کشتار مظلومانه را به گردن جمهوری اسلامی انداخته است !

 

این جریان تکفیری که دقیقاً روی دیگر وهابیت در عصر حاضر است و همواره توهین و تکفیر بزرگان شیعه را در کارنامه‌ی ذلت‌بار خویش دارد ، این بار نیز به‌جای محکومیت دولت‌های اسلام‌ستیز خصوصاً آمریکا ، صهیونیست و عربستان جنایت‌کار که اختلاف بین مسلمین و تفرقه‌افکنی را نشانه رفته‌اند ، بار دیگر کینه‌ی شیطانی و نفسانی خویش را آشکار کرده و علت این کشتار وحشیانه را عکس‌های بزرگی از امام راحل و عظیم‌الشأن و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، معرفی می‌کند که شیعیان مظلوم نیجریه در حسینه ها و مراکز خویش نصب نموده‌اند !!!

 

این شیعیان تکفیری و انگلیسی هرگز نیندیشیده‌اند که دشمنان دنیای اسلام هیچ‌گاه با عکس و تصویر کسی دشمنی نکرده‌اند بلکه با تبلیغ آموزه‌های اسلام ناب محمدی و روحیه‌ی استکبارستیزی و دفاع از مظلوم ، دشمن‌اند ؟

 

آیا دشمنان اسلام با بیت شیرازی‌ها در لندن نیز چنین برخوردی می‌کنند و محدودیتی برای آن‌ها در انگلیس فراهم می‌کنند یا بلکه در حمایت‌های رئوفانه ی مادی و معنوی ملکه‌ی انگلیس ، به‌راحتی به تکفیر و تفسیق علمای شیعه می‌پردازند و آب تفرقه در آسیاب دشمن می‌ریزند ؟

 

آیا مشکل دشمن تنها تصویر اشخاص است نه حضور آزاد و فعالانه­ ی آن­ها؟ آیا آزادی بی‌حدواندازه‌ی بیت شیرازی‌ها در انگلیس و انجام امور محوّله در تفرقه‌افکنی و سب و لعن مقدسات اهل سنت ، وهابیت تکفیری را تحریک به مقابله و کشت و کشتار نمی‌کند بلکه تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای موجب برافروخته شدن تعصبات وهابیت می‌شود ؟

 

098

 

از آمریکا نیز ، شیخ حسن اللهیاری که همواره با اظهارنظرهای مخالف اعتقادات شیعه مورد تمسخر مردم قرارگرفته ، در جدیدترین سخنان خود بیان کرد که دولت نیجریه برای جلوگیری از گسترش حزب‌الله مجبور شده تا شیعیان را قتل‌عام کند.

 

وی که ابتدا عدم آگاهی خود را از حقیقت این جنایت اعلام می‌کند، در ادامه به تحلیل این جریان می‌پردازد و به نحوی توجیه آل سعود و دولت نیجریه را برای این کشتار ـ که عبارت است از جلوگیری از روحیه مقاومت و استکبارستیزی ـ منطقی قلمداد می‌کند.

 

کوته‌بینی‌های این شیخ لس‌آنجلسی به اینجا ختم نمی‌شود و با توهین به شیعیان جهان و مزدور و جاسوس خواندن آن‌ها، کینه خود را از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می‌گذارد، و بیان می‌کند تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، شیعه کشی نیز دیده می‌شود.

 

باید این نکته را به این روحانی‌نما متذکر شد که به شهادت خود شیعیان نیجریه اولاً شیخ زکزاکی و شیعیانی که در نیجریه به شهادت رسیدند، همه متأثر از انقلاب اسلامی و به برکت انقلاب اسلامی به مذهب تشیع گرویده‌اند، ثانیاً امروزه در جهان تعداد بی‌شماری از انسان‌ها به سبب آشنایی با جمهوری اسلامی، مذهب تشیع را برگزیده‌اند، چگونه می‌توان توقع داشت که آن‌ها از این انقلاب اعلام بیزاری کنند؛ ثالثاً آیا عزتی که شیعیان از این انقلاب کسب کرده‌اند، بالاتر است یا شیعیان مظلومی که براثر نفرت پراکنی های امثال اللهیاری، به دست وهابیت کشته می شوند؟

 

خطر جریان شیعه انگلیسی بیشتر از خطر شیوخ وهابی است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام مهدي مسائلي، در جمع طلاب مدرسه علميه عباسقلي‌خان مشهد با اشاره به رفتارهاي وحدت‌شكن و افراطي جريان موسوم به شيعه انگليسي، گفت: اين جريان انحرافي وحدت اسلامي را به معناي وحدت مذهبي تعريف مي‌كند و آن را به شيعه نسبت مي‌دهد. اين گروه در عمل به دنبال وحدت مذهبي هستند و مي‌گويند از طرفداران داعش گرفته تا اهل تسنن و حتي همه شيعيان بايد به نحوي رفتار كنند كه آن‌ها درست مي‌دانند.

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت» ادامه داد: جريان شيعه انگليسي با نسبت دادن مسئله وحدت به برخي از شخصيت‌هايي كه راهشان از مسير انقلاب جدا شده، سعي دارد موضوع وحدت را در چشم دوستداران انقلاب، اشتباه جلوه دهد، اين در حالي است كه لزوم وحدت اسلامي از فرمايشات اهل بيت عليهم‌السلام گرفته مي‌شود.

*مفهوم وحدت در سیره اهل بیت(ع)

اين پژوهشگر حوزوي در ادامه به بيان دو معناي مهمي كه اهل بيت عليهم السلام در موضوع وحدت به آن اشاره كرده‌اند، مسئله «وحدت اسلامي» را اولين اين موضوعات عنوان كرد و افزود: وحدت اسلامي يعني هركس توحيد و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول داشته باشد و شهادتين را بر زبان آورد، مسلمان است، البته اخيرا برخي مي‌گويند ما وحدت را قبول داريم، اما به معنای وحدت سياسي، به اين معنا كه ما با اهل سنت دشمن هستيم و هيچ اشتراكي با هم نداريم، اما فعلا به خاطر وجود دشمن مشترك، اقدام به وحدت تاكتيكي مي‌كنيم!!

*دفاع شیعه از اهل سنت

حجت الاسلام مسائلي با اشتباه خواندن چنين برداشتي از موضوع وحدت، خاطر نشان كرد: پایه اصلی وحدت اسلامي بر اساس حقيقتي به نام اسلام است و اگر ما از اهل سنت دفاع مي‌كنيم، براي تقويت شيعه نيست، بلکه براي تقويت اسلام است، زيرا در اين صورت هم شيعه و هم سني قوي خواهند شد.

*تفاوت “وحدت استراتژیک” و “وحدت اسلامی”

وي با تاکید بر این که وحدت ما وحدت حقيقي است، ابراز داشت: در وحدت استراتژيك تنها مصلحت شيعه در نظر گرفته مي‌شود، درصورتي كه در وحدت اسلامي مصلحت اسلام بر تمام فرق و مذاهب مي‌چربد، كما اينكه در سيره اميرالمؤمنين(ع) نيز در موارد متعدد شاهد اين امر هستيم كه هر كجا مصلحت اسلام در خطر است، با اينكه مصلحت شيعه گاه امر ديگري را اقتضا مي‌كند، حضرت به عمل مطابق مصلحت اسلام مي‌پردازند.

*تاکید اهل بیت(ع) بر تقریب مذاهب

حجت الاسلام مسائلي، بحث “تقريب مذاهب اسلامي” را دومين امري دانست كه اهل بيت عليهم‌السلام به آن اشاره كرده‌اند، افزود: ما خيال مي‌كنيم بحث تقريب مذاهب اسلامي در سال‌هاي اخير به وجود آمده، درحالي كه معنا و اهداف اين بحث در سيره اهل بيت(ع) وجود دارد.

این محقق حوزوی بيان اين كه امامان معصوم عليهم‌السلام، ائمه تمام مسلمين هستند، نه فقط ائمه شيعه، خطاب به سردمداران جریان شیعه انگلیسی گفت: در فضايي كه شما به مقدسات طرف مقابل توهين و تمام عقايد او را طرد كنيد، كسي قطعا حرف شما را گوش نخواهد كرد، چرا که تقريب مذاهب اسلامي تنها در يك فضاي دوستانه امكان‌پذير است.

*تندروی ها عامل ریخته شدن خون شیعیان

وی خاطرنشان کرد: معمولا در بيان ضررهاي ناشي از بي احترامي به عقايد طرف مقابل به بحث خسارت جاني و اينكه خون شيعيان در نقاط مختلف با اين كارها ريخته مي‌شود، اشاره مي‌كنند، اما ضرر بالاتر اين است كه ما عده‌اي را از پذيرش عقايد شيعه محروم مي‌كنيم و آسیب اين خطر به مراتب بيشتر است.

*روایتی از امام صادق(ع)

حجت الاسلام مسائلی به مفهوم “سوء تبليغ” و “تبليغ سوء” اشاره کرد و افزود: براي مثال اگر يك شيخ وهابي چندين جلسه صحبت كند، اثرآن به مراتب از كمتر يك تبليغ نابه‌جاي ماست. نكته جالب اين كه در روايات ائمه اطهار عليهم‌السلام نيز اين موضوع مورد توجه قرار گرفته و ايشان گناه اين رفتارها را بسيار سنگين‌تر از به ‌شهادت رساندن ائمه عليهم‌السلام دانسته‌اند، چرا كه شمر و يزيد جان اهل بيت عليهم‌السلام را گرفتند، اما نتوانستند خللي در تعاليم آن‌ها ايجاد كنند، اما كسي كه با تبليغ غلط و نابجا تعاليم آن‌ها را تخريب مي‌كند، كارش از امام كشي نيز بدتر است. از اين جهت است كه در حديثي از امام‌صادق عليه‌السلام آمده است «يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّ الْمُذِيعَ لَيسَ كَقَاتِلِنَا بِسَيفِهِ بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْرا؛ يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّهُ مَنْ رَوَى عَلَينَا حَدِيثاً فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلَنَا عَمْداً وَ لَم يقْتُلْنَا خَطَأً.[1] اي پسر نعمان، فاش‌كننده سرّ [ما] مثل كُشنده ما با شمشير خودش نيست؛ بلكه گناه او سنگين‌تر است. اي پسر نعمان، هركس حديثى ضد ما نقل كند، از شمار كسانى باشد كه ما را به‌عمد كشته است، نه به‌خطا.»

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت»  تصریح کرد: مخاطب اصلي اين روايت كساني هستند كه حرف‌هاي صحيح ائمه اطهار عليهم‌السلام را نابجا و بدون در نظر گرفتن ملاحظات تبليغي بيان نموده و با اين كار، ديگران را از مكتب اهل بيت عليهم‌السلام رويگردان مي‌كنند.

*وحدت اسلامي؛ اساس مبارزه با وهابيت

حجت الاسلام مسائلي با بيان اين مطلب كه وحدت اسلامي اساس مبارزه با وهابيت است، خاطر نشان كرد: افكار داعش سال‌هاست در حال تبليغ درميان اهل سنت است. القاعده از بين رفت، داعش آمد، داعش هم از بين برود چيز ديگري به جاي آن خواهد آمد.

وي صحبت با علماي اهل سنت و ايجاد زمينه جهت فتوا دادن عليه داعش توسط اين افراد را چاره کار دانست و افزود: بايد با علماي معتدل اهل سنت ارتباط بگيريم. زماني طرف گفتگوي ما الازهر بود، اما امروزه متاسفانه شاهد آن هستيم كه عربستان و جريان وهابيت محور گفتگوها را به سمت خود مي‌كشاند. ‌ما بايد خود اهل سنت را ترغيب كنيم تا عليه وهابيت كتاب بنويسند.

منبع : خبرگزاری«حوزه»

طرفداران صادق شیرازی در حمله به سفارت عربستان نقش‌آفرین اصلی بودند

به گزارش قادمون ، منصور حقیقت‌پور در جمع تعدادی از خبرنگاران در اردبیل با اشاره به حمله به سفارت عربستان سعودی اظهار کرد:‌ به جای آنکه عده‌ای نیروهای مخلص سپاهی و بسیجی را در این حمله‌ها متهم کنند و دچار بی‌انصافی شوند بهتر است با درک واقعیت‌ها عوامل خودسر شیعه انگلیسی را که در حمله به سفارت عربستان دخالت مستقیم داشتند متهم کرده و ابعاد این حادثه مورد پیگیری قرار گیرد.

وی افزود: همواره نیروهای سپاهی و بسیجی در مسیر ارزش‌های انقلاب و اسلام حرکت کرده‌اند و به هیچ‌وجه درصدد تخریب و یا ضربه زدن به ارکان حاکمیت اسلامی با برخی تندروی‌ها و خودسری‌های احتمالی نبوده‌اند و آنهایی که امروز سعی می‌کنند تا در ماجرای حمله به سفارت عربستان این نیروهای مخلص را متهم کنند قطعا راه را به انحراف رفته و چهره واقعی ارزش‌های انقلابی و اسلامی و روحیه بسیجیان دلاور ما را نشناخته‌اند.

نماینده مردم اردبیل، نیر، نمین و سرعین در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تمام دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورمان نیز به خوبی در جریان حمله عوامل شیعه انگلیسی به سفارت عربستان هستند و قطعا با معرفی این چهره‌ها به مردم بیش از گذشته واقعیت‌ها را نمایان خواهند کرد.

نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه اظهار داشت: نقش عوامل وابسته به طرفداران صادق شیرازی در قالب شیعه انگلیسی در حمله به سفارت عربستان مشهود و معلوم است و ما هم انتظار داریم که این عوامل خودسر به سزای عملشان برسند.

حقیقت‌پور بیان کرد: ما این حرکت‌های خودسر را تایید نمی‌کنیم اما بر این باوریم که عربستان از این ماجرا برای سرپوش گذاشتن به جنایت‌ها و خیانت‌های خود استفاده می‌کند در حالی که خود عربستانی‌ها نیز می‌دانند که آن کسی که در این بین از قطع روابط متضرر خواهد شد، خود آل‌سعود است.

منبع : خبرگزاری فارس

مروجان جریان شیرازی، جاهلان عصر حاضرند / سرانجام صدام حسین، فرجام آل سعود

به گزارش قادمون ؛ دادستان برخوار در گفتگویی ضمن محکوم کردن خباثت های عربستان و اعدام شیخ نمر توسط آل سعود گفت: هم اکنون عربستان در وضعیت بحرانی شدیدی قرار گرفته و نفس های آخر خود را می کشد، از طرفی در شرق عربستان اعتراضات مردمی تشدید شده و از طرف دیگر نیروی نظامی عربستان توان رویارویی با مردم یمن را ندارند، در داخل کشور و هیئت حاکمه نیز بین شاهزادگان سعودی اختلافات شدیدی پیش آمده است.

فتح اله محمدی در ادامه افزود: طبق اعتقاد شخصی بنده، عربستان آخرین ساعات عمر خود را طی می کند و آمریکا همان کاری را که با صدام حسین کرد با دولت مردان عربستان و آل سعود خواهد کرد و هنگامی که تاریخ انقضای آن ها تمام شود، مانند زباله ای به سطل آشغال انداخته خواهند شد.

وی تاکید کرد: آل سعود عروسک های خیمه شب بازی آمریکا و صهیونیست هستند و از خود تدبیری ندارند.

محمدی در ادامه ضمن تاکید بر تقدیر از شیعیان و شهدای نیجریه و عربستان گفت: تفاوت زیادی بین شیعیان نیجریه، عربستان و یمن و شیعیانی که در ایران زندگی می کنند وجود دارد.

دادستان برخوار گفت: شیخ ابراهیم یعقوب زکزاکی یکی از شیعیان ناب و یاوران مخلص امام زمان (عج) بودند که با تقدیم ۶ فرزند خود در راه اهل بیت علیهم السلام خود را نیز فدای راه اهل بیت کرد، و این در حالی است که ما در ایران در کمال رفاه، آسایش و امنیت هستیم ولی شیعیان در شرق عربستان، یمن و نیجریه در غربت و سختی از دین اسلام دفاع می کنند و با همه فشارها و تحریم ها دست از دامان اهل بیت (ع) بر نمی دارند.

وی یادآوری کرد: شیخ نمر در همان فضای اختناق و فشار شدید با آن که می داند در آینده چه بلایی بر سرش می آید؛ ندای شیعه را سر می دهد، اسلام واقعی را ترویج و با تمام توان و سرمایه خود از شیعه و مظلومیت آن دفاع می کند و به همین خاطر این شیعه و این شهید ستودنی است و در بین اهل بیت (ع) جایگاه رفیعی دارد و پسندیده است این جایگاه به خاطر این که خط مقدم دفاع از اهل بیت علیهم السلام هستند و برای شیعه بودنشان هزینه جان، مال و آبروی خود را داده اند.

وی در پایان ضمن انتقاد از برخی دستگاه ها به دلیل عدم روشنگری کافی در زمینه ترویج عقاید انحرافی خاطرنشان کرد: کسانی در شهرستان با عوام فریبی و با هدف اختلاف افکنی بین شیعه و سنی سعی بر این دارند که جریان انحرافی شیعه انگلیسی معروف به جریان سید صادق شیرازی را ترویج کنند؛ این افراد را می توان وهابیت و جاهلان عصر حاضر نامید که هرگز بویی از محبان اهل بیت علیهم السلام نبرده اند.

 

منبع : شبکه اطلاع رسانی راه دانا

بعضی از مداحان وسیله دست تشیع انگلیسی قرار گرفته‌اند

به گزارش قادمون ،خیل عاشقان اهل بیت(ع) طی سال‏‎های بسیار طولانی پای منبر مادحین بزرگ و کوچکی از باب استفاده از مدح و معارف اهل بیت(ع)، گرد هم می‌آیند، لذا بهره‎برداری سیاسی از مجلسی که پایه آن مذهبی بوده نسبت ناسوری را برای مستمع فراهم می‎آورد.

خواص در حوزه مورد تخصص خود شناخته می‎شوند و با توجه به مزیت نسبی‎شان، مورد توجه قرار می‎گیرند. قطعا مداحان مشهوری هستند که خواص به حساب می‎آیند، خواصی که در حوزه مدح و معارف اهل بیت(ع) به این جایگاه رسیده‎اند نه با فعالیت‎های سیاسی که نیازمند اظهار نظر یک متخصص است. البته باید گفت اینکه سیاست ما عین دیانت ماست قطعا یک اصل بزرگ و صحیح است و حتی نسبت به اتفاقات سیاسی کشور بی‎تفاوت نبودن، نقطه مثبت یک مداح است.

حال با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی، باید گفت این حساس بودن نسبت به اتفاقات سیاسی اطراف تا چه حد به یک مداح اجازه اظهار نظر صریح، آن هم با تعیین مصادیق در مسائل سیاسی به‎ویژه در حوزه گرایشات حزبی را در محافل و هیئت‎های مذهبی می‎دهد.

لذا برای درک بهتر ماجرا از دید جامعه مداحان کشور به سراغ رئیس خانه مداحان کشور که خود پیرغلام اهل بیت(ع) است، رفتیم تا بدانیم مداحان چقدر برای اهالی سیاست حق مداخله در شیوه‌های مداحی و اداره مجالس اهل بیت(ع) را دارند.

حاج غلامرضا سازگار‌ رئیس جامعه مداحان در این رابطه گفت: حد وارد شدن جامعه مادحین در انتخابات این است که جناح‎بندی نکنند و آبروی کسی را هم نبرند و از کسی هم بی‌دلیل تعریف نکنند.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه حد حضور مادحین درعرصه سیاست توجه به فرموده رهبرمعظم انقلاب است، تصریح کرد: مادحین باید به مردم بگویند که به اصلح رأی دهید، به کسی رأی دهید که انقلابی و در خط مقام معظم رهبری باشد و لذا ما به همین اندازه می‌توانیم ورود پیدا کنیم.

استاد سازگار گفت: از مداحان می‌خواهم که در این قضایا جناح‎بندی نکنند، سیاسی باشند اما سیاست‎زده نشوند. وظیه مادحین این است که مردم را به رای دادن توصیه کنند و مشخصه‎های یک فرد اصلح را به آنها بگویند و خود ما به هر فردی که می‌دانیم اصلح است رای بدهیم.

رئیس جامعه مداحان با هشدار به جامعه مادحین نسبت خطر ورود شیعه لندنی به هیئات مذهبی گفت: اسلام انگلیسی این نیست که ما در مقابل اسلام بایستیم، لذا به راه‎انداختن شیعه لندنی با هدف اختلاف و تفرقه در بین مسلمانان طراحی شده است. شیعه لندنی این است که در محتوای مطالب اهل بیت(ع) ورود می‌کنند و از آن استفاده کند.

وی ادامه داد: دشمنان اسلام روزی با قلم می‎خواستند بین مسلمین تفرقه ایجاد کنند و مجلس امام حسین(ع) را از بین ببرند که نتوانستند. کاری که رضا شاه با سرنیزه نتوانست انجام دهد الان با حمله به محتوا انجام می‌دهند که از سر نیزه بسیار خطرناکتر است.

استاد سازگار بیان کرد: بعضی از مداحان متأسفانه وسیله دست اینها قرار گرفته‌اند و همان چیزی را انجام می‎دهند که انگلیس می‌خواهد. این مداحان کاری را می‌کنند و یا مطالبی می‌گویند که وحدت بین مسلمین را از بین می‎برند و آن چیزی است که شیعه لندنی می‌خواهد، لذا باید به اینها توجه داشته باشیم.

رئیس جامعه مداحان در آخر توصیه‎ای به مادحین کرد و گفت: توصیه من این است که مداحانی که مدعی انقلابی بودن و در خط رهبری بودن دارند، در تمام فعالیت‎های مذهبی‎شان گوش به فرمان رهبرمعظم انقلاب باشند و وارد مسائل حاشیه‎ای نشوند.

منبع: خبرگزاری تسنیم

پشتیبانی یهود از فرقه ی شیرازی ها !

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران تازه‌ترین جلسه اخلاق خود را که در شب میلاد فرخنده پیامبر(ص) و امام صادق(ع) برگزار شد، به این موضوع اختصاص داد که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

 

حالا علّت این که یک عدّه با هفته وحدت مخالف هستند، چیست؟ جز یهود ملعون، چه کسی از اختلافات سود می‌برد؟!

 

ما نباید کاتولیک‌تر از پاپ شویم، مگر ما از ائمّه دین‌شناس‌تر هستیم؟! آن‌ها برای حفظ اتّحاد، خلفا را یاری کردند تا دین بماند. برای همین است که خودشان گفتند: «لو لا علی لهلک …». چون حضرت آن‌ها را یاری می‌کردند.

 

حالا معلوم می‌شود کسانی که در این زمانه، کاسه داغ‌تر از آش شدند، اصلاً متوجّه اسلام و دین نیستند، سیّاس کیّاس نیستند، در حالی که بیان شده: «المؤمن کیّس» مؤمن، مکر ندارد، ولی سیاست و کیاست دارد و مراقب است که دشمن از حرکاتش سوء استفاده نکند.

 

لذا با کمی دقّت متوجّه می‌شویم که این تکفیری‌ها و عوامل اختلاف در مسلمین، از کجا سرچشمه می‌گیرند. وقتی این‌ها مجروح می‌شوند، به بیمارستان‌های تل آویو و حیفا منتقل می‌شوند تا درمان شوند. حالا کدام آدم عاقلی است که متوجّه نشود دست یهود در کار است؟!

 

این باند شیرازی‌ها هم که سبب اختلاف‌افکنی شدند، از همان طریق پشتیبانی می‌شوند. آن‌ها به فتوای مراجعمان که بیان فرمودند: نباید لعن علنی بیان شود هم اعتراض کرده و این مراجع بزرگوار، اهانت و جسارت می‌کنند.

 

لذا با کمی تأمّل می‌فهمیم که عامل این اختلافات، یهود است. چون آن‌ها به خصوص بعد از انقلاب دیدند که این اسلام ناب تا کجاها رفته و چگونه دراد گسترش پیدا می‌کند، لذا تصمیم بر نفوذ و تفرقه‌افکنی در آن گرفتند. شیخ زکزاکی، مالکی مذهب بود، امّا با جریان انقلاب اسلامی ایران، به این اسلام ناب پیوست و میلیون‌ها نفر را به اسلام ناب دعوت کرد. وقتی فهمیدند که این‌طور دارد گسترش می‌یابد شروع به خرابکاری کردند.

 

برای همین است که بیان شده قبل از ظهور ما باید تمرین امام و امّتی داشته باشیم. امام المسلمین یکی بیش نیست. اصلاً بحث بیان کردن لفظ امام به این دو سیّد بزرگوار همین است.

 

همان‌طور که بیان کردم: امام وقتی در نجف بودند و رساله‌شان چاپ شد و دیدند بر روی آن نوشته شده: زعیم حوزه‌های علمیّه، سریع اعتراض کردند و فرمودند: بروید آن را بردارید و مجدّد چاپ کنید. اطرافیان چون می‌دانستند امام در بحث اسراف بسیار دقیق هستند، گفتند: آقا! دیگر چاپ شده، اسراف است. امام برآشفتند و فرمودند: شما می‌خواهید اسراف را به من یاد بدهید، بروید عوض کنید. وقتی به چاپخانه رفتند، مسئول آن‌جا گفت: این سیّد کیست که برای این مطلب معترض شده، ما این را برای تمام مراجع می‌نویسیم و کسی تا به حال اعتراض نکرده است!

 

امّا همین امام در سنّ هشتاد سالگی که به ایشان امام گفتند، هیچ اعتراضی نکردند، آیا در آن سن، تازه حبّ به ریاست پیدا کرده بودند؟! خیر، ایشان می‌دانستند که در این دوره باید بحث امام و امّت تمرین شود و إلّا خودشان هم می دانستند که معصوم نیستند. حالا در مورد امام المسلمین هم همین‌طور است، خدا لعنت کند کسانی را که نگذاشتند بعد از امام، به ایشان هم امام گفته شود.

 

امّت، یازده امام را قدر ندانستند، خدا هم آخرین ذخیره خود را تا آمادگی نبیند، نمی‌فرستد. پس حداقل در میان ما که داعیه‌دار اسلام ناب هستیم باید بحث امام و امّت تمرین شود تا حضرت ظهور کنند.

 

پس همان‌طور که بیان شد توأمان شدن این دو ولادت بحث وحدت است و این که دین غیر از یک دین نیست و مذاهب همه تراشیده یهود هستند. دشمن این وحدت را نمی‌خواهد. وهابیّت و بهائیّت دو بازوی یهود هستند. وهابیّت را در بین اهل جماعت ایجاد کردند. اوایل علمای اهل جماعت اعتراض کردند و آن‌ها را تکفیر کردند، امّا بالاخره در آن‌جا نفوذ پیدا کردند و الآن هم حکومت می‌کنند و تکفیری‌ها هم شکل داده‌اند. امّا بهائیّت در این‌جا از بین رفت. حالا که دیدند از آن، نتیجه‌ای نگرفتند، سراغ افرادی که به ظاهر در لباس مرجعیّت هستند و به ظاهر هم خیلی ولایت اهل بیت را دارند، رفتند و از طریق آن‌ها در بین شیعیان اختلاف افکنی می‌کنند و شبکه‌های ماهواره‌ای زیادی در اختیارشان قرار دادند. امّا در حالی که این افراد، دروغ‌گویان عالم هستند و از لحاظ علمی هم در حدّ مرجعیّت که هیچ، حتّی طلبه‌های ما هم حاضر به مناظره با آن‌ها هستند.

 

امّا آنچه حائز اهمیّت است، این است که هر دو گروه،هم تکفیری‌ها و هم این افرادی که ظاهر ادّعای ولایت اهل‌بیت را دارند، با جمهوری اسلامی مخالفند. یعنی می‌توان فهمید که وجه مشترک آنان، از بین بردن اسلام ناب است. یهود می‌خواهد عالم اسلام را با هم درگیر کند و همدیگر را بکشند و خودش هم از دور نظاره کند.

 

همین افراد که ادّعای تشیّع می‌کنند، سید حسن نصرالله عزیز را لعن می‌کنند و می‌گویند: موشک‌های آنان بر سر زنان و فرزندان یهود فرود می‌آید. یعنی خودشان هم دارند نشان می‌دهند که داعیه‌دار دفاع از یهود هستند، در حالی که اصلاً صهیونیست‌ها عمداً آمدند و سرزمین فلسطینی‌ها را اشغال کردند. مشخّص است که وقتی افرادی با این پول‌های انگلیسی تغذیه شوند، از یهود هم دفاع خواهند کرد. / فارس

 

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

شبکه‌های ماهواره‌ایِ اللهیاری ، شیرازی ها و یاسر الحبیب ، مروج کینه میان شیعه و سنی هستند

حجت‌الاسلام علیرضا حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بیرجند، اظهار داشت: یکی از ملزومات دینی که در قرآن کریم و سیره و سنت پیامبر(ص) به آن تأکید شده، وحدت میان مسلمانان است.

وی با بیان اینکه در قرآن کریم با الفاظ گوناگونی بر وحدت میان مسلمانان سفارش شده است، افزود: از آن‌جایی که انقلاب اسلامی یک انقلاب دینی و رهبر آن نیز انسانی دین‌شناس بود و بر آموزه‌های دین مبین اسلام احاطه کامل داشت، از همان ابتدا مسیر وحدت را در پیش گرفت.

 

امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود

امام جمعه درمیان با بیان اینکه امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود، بیان داشت: قبل از امام خمینی (ره) نیز افرادی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده نسبت به مقوله مهم وحدت اسلامی به تبعیت از قرآن و سیره و روش ائمه(ع) و پیامبر(ص) قدم‌هایی برداشتند اما امام (ره) تشکیل امت واحده اسلامی را مطرح کردند.

حسینی با بیان اینکه امام راحل در مسیر تشکیل امت واحده اسلامی، بر تعیین حکومت اسلامی تأکید داشتند، اذعان داشت: زمانی می‌توان از وحدت اسلامی صحبت کرد که همه مسلمانان حول محور ولایت باشند.

وی ادامه داد: خاستگاه مسئله ولایت و اطاعت از ولی‌امر سوره احزاب است که در این سوره یکی از مصادیق اولی‌الامر را حاکمان صالح و شایسته معرفی می‌کند که نسبت به اقامه شعائر دینی اشراف داشته باشد.

امام جمعه درمیان با اشاره به جنبه سیاسی وحدت اسلامی، تصریح کرد: یکی از شگردها و راهبردهای سیاسی امام (ره) این بود که انقلاب را مختص یک گروه، جناح و با مذهب ندانست بلکه همه مردم و گروه‌ها را در انقلاب شریک کرد.

وی اذعان داشت: امام (ره) بر تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی تأکید داشتند و امروز می‌بینیم این مجمع با جلسات بین‌المللی خود در دنیای اسلام روشنگری می‌کند.

شبکه‌های ماهواره‌ای مروج کینه و نفاق میان شیعه و سنی هستند

امام جمعه درمیان در رابطه با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و ماهواره علیه وحدت میان شیعه و سنی، تصریح کرد: اهل تشیع و تسنن نباید تحت تأثیر القائات این‌چنینی قرار بگیرند چراکه همان‌طور که یک کتاب می‌تواند مروج افکار پلید باشد، یک رسانه و شبکه ماهواره‌ای و تلویزیونی نیز می‌تواند از طریق اتاق فکرهایی کنترل شود که مروج کینه و نفاق باشند.

حسینی با بیان اینکه هر فرهنگ و ایده‌ای برای تبیین و تبلیغ خود از یک سری ابزارها استفاده می‌کند، ادامه داد: شبکه‌هایی در ماهواره توسط افرادی مانند حسن الهیاری، شیرازی‌ها و یاسر الحبیب راه‌اندازی شده که در حقیقت این افراد در کویت به دلیل افراطی‌گری و تفرقه میان شیعه و سنی بازداشت شدند و دولت انگلیس از آنها در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای حمایت کرد.

وی افزود: صاحبان این شبکه‌ها طرفداران انگلیس و آمریکا هستند و قصد دامن زدن به آتش کینه و عداوت بین امت اسلامی را دارند.

امام جمعه درمیان گفت: اجلاس سراسری تقریب مذاهب یکی از راهکارها برای خنثی کردن توطئه‌های این شبکه‌های ماهواره‌ای است و فریاد وحدت اسلامی را به گوش جهانیان می‌رساند.

رسانه‌های حق باید ارتباط بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند

حسینی با اشاره به هوشیاری مردم، بیان داشت: رسالت رسانه‌های حق این است که با اقدام خود هجمه رسانه شیطان را خنثی کنند و ارتباط‌گیری بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت نقش آموزش در تقویت وحدت امت اسلامی، تصریح کرد: باید مراقب آموزش‌های کلاسیک و حوزوی در میان امت شیعی و سنی بود چراکه برخی از اندیشه‌های انحرافی حتی در مساجد نیز رسوخ می‌کند.

امام جمعه درمیان تأکید کرد: والدین باید در کنار اشراف اطلاعاتی نیروهای امنیتی، از حضور فرزندان خود در مراکز آموزشی دینی مطلع باشند و هر حرکت و فکری را جدی بگیرند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.

شهرستان درمیان دارالتقریب است

حسینی با بیان اینکه هر شهری افتخاری دارد و افتخار شهرستان درمیان نیز این است که دارالتقریب است، گفت: جمهوری اسلامی ایران نماد وحدت اسلامی است اما در شهرستان درمیان با توجه به جمعیت بالای اهل تسنن در کنار اهل تشیع، هیچ نمونه‌ای از تفرق میان دو گروه مشاهده نشده است.

وی با بیان اینکه علمای اهل تسنن و تشیع در شهرستان درمیان ارتباط صمیمانه‌ای با یکدیگر دارند، اظهار داشت: صحبت از وحدت در درمیان یک تاکتیک و یا ویژه هفته وحدت نیست بلکه ایجاد وحدت یک اعتقاد قلبی است که به دنبال دستور امام صادق(ع)، امام(ره) و مقام معظم رهبری شکل گرفته است.

امام جمعه درمیان بیان داشت: همان‌طور که دشمن از محافل خصوصی علیه اسلام استفاده می‌کند، علمای تشیع و تسنن نیز باید در محافل خصوصی یکدیگر مانند مراسمات ترحیم و عروسی حضور صمیمی داشته باشند چراکه وجهه تأثیرگذار و خوبی میان مردم دارد.

حسینی با اشاره به نمونه‌هایی از وحدت میان شیعه و سنی در درمیان، گفت: در دهه ولایت و امامت روزهایی که به عید قربان نزدیک‌تر است، علمای تشیع به دیدار علمای اهل تسنن می‌روند و در روزهای نزدیک به عید غدیر نیز برادران اهل تسنن برای عرض تبریک به دیدار شیعیان می‌آیند.

وی افزود: در مراسمات عزاداری شیعیان، به مداحان اجازه توهین به بزرگان اهل تسنن داده نمی‌شود و این مداحی‌های حتی جنبه وفاق و وحدت دارد.

برگزاری جشن وحدت مذاهب در کنار وحدت محاذب در درمیان

امام جمعه درمیان با اشاره به برگزاری جشن 12ربیع‌الاول که در میان اهل تسنن به میلاد پیامبر(ص) مشهور است، تصریح کرد: به دلیل همزمانی 17 ربیع‌الاول با حماسه 9 دی سعی شده تا برنامه‌ها علاوه بر وحدت مذاهب، وحدت محاذب(احزاب) را نیز دربرگیرد.

حسینی با بیان اینکه وحدت به معنای پذیرفتن سلایق گوناگون است نه یکنواخت و همسان‌شدن، خاطرنشان کرد: ولایت‌فقیه و شهدا نقطه اتصال میان تمام گروه‌ها و جریان‌ها است. / فارس

شیعه لندنی و وهابیت ، وحدت را یک شعار موقت و تاکتیک معرفی می کنند !

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدعلي علوي، از اساتيد برجسته‌ي فقه و اصول، و از شاگردان درس خارج فقه رهبر انقلاب معتقد است نوع نگاه رهبر انقلاب به موضوع وحدت، برخاسته از روش اجتهادي ايشان است. روشي كه اصطلاحا به آن روش اجتهادي خردگرايانه مي‌گويند. با او در اين‌باره به گفت‌وگو نشستيم.

* يكي از موضوعاتي كه انقلاب اسلامي از بدو پيروزي خود همواره آن را دنبال كرده، موضوع وحدت جهان اسلام بوده است، اما گويا اين موضوع مخالفان جدي‌اي هم دارد، دلايل مخالفين چيست؟

مهم‌ترين دليلي كه مخالفين اين موضوع -كه مي‌توان گفت جريان وهابيت و تكفيري‌ها در رأس آن است- بيان مي‌كنند اين است كه مي‌گويند وحدت از نظر جمهوري اسلامي، يك شعار موقت است. مي‌گويند نظام جمهوري اسلامي كه دم از وحدت مي‌زنند، يك فريب و دروغ است. مدعي‌اند كه ما اهل تسنن را كافر و دشمن مي‌دانيم و فقط در جهت تأمين منافع موقت خودمان، شعار وحدت را مطرح كرده‌ايم. وقتي هم به قدرت برسيم، اهل‌سنت را يا كنار مي‌زنيم يا اگر دستمان برسد، آن‌ها را از بين مي‌بريم. آن‌ها روي ترويج اين تفكر برنامه‌ريزي فراواني انجام داده‌اند. تأسف‌آور است كه جريان شيعه‌ي لندن‌نشين هم دقيقاً همين مسير را دنبال مي‌كنند. هر دوي اين‌ها آبشخورشان يا به‌صورت آگاهانه به غرب مي‌رسد و يا ناآگاهانه در خدمت تأمين منافع غرب فعاليت مي‌كنند.

حتي بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. مي‌گويند ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست. در حالي‌كه رهبر انقلاب به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند…به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. لذا مي‌گويند موضوع «وحدت» درست نيست و در بهترين حالت بايد بگوييم ما با اهل‌سنت فقط «اتحاد» داريم، ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست.

در حالي‌كه ما معتقديم علماي شيعه و خصوصاً امام خميني رحمةالله‌عليه و مقام معظم رهبري، به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند.

* اما رهبر انقلاب هم بعضاً به موضوع دشمن مشترك به‌عنوان عامل وحدت جهان اسلام اشاره ‌مي‌كنند.

بله، حضرت آقا به دشمن اشاره مي‌كنند، اما نه به‌عنوان تمام بحث، بلكه به‌عنوان «حداقل» و پايين‌ترين مرتبه‌ي وحدت. ولي تأكيد دارند كه هم شيعيان و هم اهل‌سنت بايد بدانند همه‌ي اين فتنه‌ها، براي اين است كه اسلام را از بين ببرند. اين هم خواست دشمن است كه مسلمانان را درگير خود كنند و تجربه‌ي خيلي خوبي هم در اين مسئله دارند. آن‌ها در ايجاد اختلاف داخلي تخصص دارند و نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه بيداري اسلامي را كه يك خيزش و حركت تاريخي با آن درجه از اهميت بود را توانستند در برخي كشورها مانند مصر منحرف كنند. اين كار دشمن مشترك است.

بنابراين وقتي رهبر انقلاب بحث وحدت را مطرح مي‌كنند، عامل «دشمن مشترك» را صرفا به‌عنوان حداقل عامل وحدت و كف خواسته‌هاي ما معرفي مي‌نمايند. اين را مي‌شود در بيانات مختلف ايشان ملاحظه كرد. براي مثال به بيانات معظم‌له در ديدار اقشار مختلف مردم در سالروز ميلاد اميرالمؤمنين عليه‌السلام در سال ۱۳۸۵ توجه كنيد. آقا مي‌فرمايند: «سم مهلك دنياي اسلام، تفرقه است. اين تفرقه، ملت‌ها را از هم جدا مي‌كند، دل‌ها را از هم جدا مي‌كند… دل سني را نسبت به شيعه، دل شيعه را نسبت به سني، آن‌چنان چركين مي‌كنند كه نتوانند با اين‌همه مشتركات، كنار هم قرار بگيرند. اين، كار دشمن است. چرا ما اين حقيقت را نمي‌فهميم؟ سال‌هاي متمادي است (از زمان مرحوم آيت‌الله بروجردي رضوان‌الله‌تعالي‌عليه و بعضي از بزرگانِ علماي اهل‌سنت در مصر) كه اين فكر پيدا شده كه بياييد اختلافات را كنار بگذاريد. سني، سني بماند، شيعه، شيعه بماند. عقايد خودتان را داشته باشيد، اما باهم، دست‌دردست هم بگذاريد. قرآن از زبان پيامبر اكرم به مسيحيان آن زمان مي‌گويد: تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا.»

ببينيد در اينجا رهبر انقلاب به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران استناد مي‌كنند. يعني مبناي تفكر ايشان در موضوع وحدت، مبناي قرآني است. اين وحدت مدنظر حضرت آقا با توجه به اين آيه چگونه حاصل مي‌شود؟ اين‌گونه حاصل مي‌شود كه ما «نقاط مشترك» را بشناسيم و روي آن‌ها متمركز شويم.

* پس صحيح‌تر اين است كه به‌جاي تمركز روي دشمن مشترك، به اصل مشتركات فراوان شيعيان و اهل‌سنت اشاره شود.

بله، دقيقا. اگر تكيه‌ي ما «صرفاً» روي دشمن مشترك باشد، وحدت يك تاكتيك و امر موقتي و زمان‌دار مي‌شود، اما اگر روي «نقاط مشترك» سرمايه‌گذاري كنيم، ديگر وحدت تبديل به استراتژي مي‌شود، زيرا مشتركات ما با آن‌ها ابدي است. لذا بزرگ كردن اختلافات جزئي در مقابل اشتراكات فراوان، كار عاقلانه‌اي نيست. اگر من و شما يك وحدت و يك نقطه‌ي مشترك ابدي داشته باشيم، اختلاف‌ها را حل مي‌كنيم. وقتي اين‌گونه شد، وحدت ديگر وسيله و ابزار نيست، بلكه هدف و ايده‌آل است. تبديل تاكتيك به استراتژي و وسيله به هدف، بستگي به آن نقطه‌ي مشترك دارد. اگر آن نقطه‌ي مشترك، نقطه‌ي مشترك موقتي مانند دشمن مشترك باشد، مي‌شود تاكتيك، چون با از بين رفتن آن دشمن، عامل وحدت هم از بين مي‌رود. اما اگر آن نقطه‌ي مشترك امر پايدار و دائمي و مستقر و مستمري باشد، مي‌شود هدف و استراتژي.

* به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي آل‌عمران اشاره كرديد، به غير از آن، چه دلايل ديگري وجود دارد براي اينكه ما اثبات كنيم موضوع وحدت در بينش قرآني، تاكتيك نيست، بلكه هدف و استراتژي دائمي و به‌معناي يكي شدن است؟

قرآن كريم در طي سه مرحله، اين مسئله را به زيبايي تبيين نموده است. قرآن به‌صورت تدريجي و در سير نزول خودش، جامعه را از حد زير صفر و جاهليت تبديل مي‌كند به متمدن‌ترينِ جوامع. كاري مي‌كند مردمي كه حتي نمي‌شد نام جامعه را بر آن‌ها گذاشت، تبديل به امت شوند. امت يعني جامعه‌اي كه شعور، فكر، خرد و هدف متعالي مشترك دارد. هدف، هدف مادي نيست كه به‌خاطر منافع مادي و اقتصادي دور هم جمع شده باشند، بلكه براي هدف مشترك متعالي و داشتن امام و امت گرد هم آمده‌‌اند؛ امامي كه جامعه را به‌‌طرف توحيد رهنمود مي‌كند. سير تكاملي و تربيتي قرآن اين‌گونه است.

در مرحله‌ي نخست قرآن مي‌فرمايد: «وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكم» (انفال: ۴۶). خداوند مي‌فرمايد اولاً بدانيد كه بايد خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد. اين به‌معني تكيه بر مشتركات است. بعد مي‌فرمايد نزاع و كشمكش نكنيد، چرا؟ چون سست مي‌شويد و قدرت و شوكت شما از ميان مي‌رود. اين اختلاف‌ها باعث مي‌شود ابهت و قدرتتان از بين برود. اين اولين قدم است، ولي در اين مرحله نمي‌ماند. اين اعجاز و زيبايي قرآن است. در مرحله‌ي دوم و بالاتر مي‌فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: ۴۹). مي‌فرمايد نه‌تنها نزاع نكنيد، بلكه بدانيد شما بالاتر از اين، بايد مانند برادر با همديگر باشيد. مرحله‌ي سوم و نهايي، كار را به‌جايي مي‌رساند كه مي‌فرمايد شما نه‌تنها نبايد اختلاف كنيد، نه‌تنها بايد مانند برادر باشيد، بلكه يك «نفس واحده» هستيد و كلمه و واژه‌هايي به‌ كار مي‌برد كه شما يكي هستيد. مثلاً مي‌فرمايد: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيوتًا فَسَلِّمُوا عَلَي أَنفُسِكمْ» (نور: ۶۱). شما وقتي وارد خانه‌اي مي‌شويد، به خودتان سلام كنيد؛ يعني شما وقتي به اهالي آن خانه سلام مي‌كنيد، در حقيقت داريد به خودتان سلام مي‌كنيد. آن‌ها با تو فرق نمي‌كنند، چون يك نفس هستيد. يا در جاي ديگري درخصوص مسئله‌ي «إفك» و تهمت به همسران پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در سوره‌ي نور مي‌فرمايد چرا اين‌كار را كرديد؟ ديگر اين‌كار را نكنيد. قرآن با عتاب خطاب مي‌كند. آيه‌ي بعد اين است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا» (نور: ۲۴). يعني مؤمنين و مؤمنات در يك جامعه‌ي اسلامي، يكي هستند. قرآن با لطافت بيان مي‌كند كه شما نفس واحده هستيد. بايد به خودتان ظن خوب داشته باشيد. بعد زيبايي آيه اين است كه از حالت خطاب به حالت غائب درمي‌آيد. مي‌فرمايد اگر شما اين‌طوري نيستيد، به ايمان خودتان شك كنيد و اگر در ايمان خودتان شك داريد، اين را بدانيد كه مؤمنين و مؤمنات همچون نفس واحده، يكي هستند. البته روايات فراواني هم در اين رابطه داريم.

* دلايل روايي و حديثي ما بر وحدتي كه حاكي از نفس واحده باشد، چيست؟

روايات زيادي داريم كه نشان مي‌دهد مسلمانان باهم مانند نفس واحدند. مثلا پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم در روايت بسيار زيبايي مي‌فرمايند: مؤمنان در دوستي و روابطشان با يكديگر همانند يك پيكر عمل مي‌كنند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.» خيلي بيان مهمي است. حضرت مي‌فرمايند مانند يك پيكر واحدند كه هرگاه اندامي از آن به درد آيد، ديگر اندام‌ها در بي‌خوابي و تب، با او هم‌ناله‌اند. آن شعر معروف سعدي كه «بني آدم اعضاي يك پيكرند/كه در آفرينش ز يك گوهرند» نيز دقيقاً از همين مضمون روايي گرفته شده است.

حديثي كه خواندم، درباره‌ي وحدت مسلمانان بود، اما مولاي متقيان علي عليه‌السلام از اين‌هم بالاتر مي‌فرمايند. در عهدنامه‌ي مالك‌اشتر مي‌فرمايند كه مردم بر دو دوسته هستند: «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي اَلدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي اَلْخَلْقِ»، يا برادر تو در دين‌اند يا همانند تو در آفرينش هستند؛ يعني حتي غيرمسلمان هم يك نوع رابطه‌اي با ما دارد كه بايد با آن‌ها ارتباط‌هاي انساني داشته باشيم. در واقع ما با غيرمسلمان‌ها هم مشتركات فراواني داريم كه بايد در تنظيم روابط، بر آن‌ها تكيه كنيم. اينكه گفتيم وحدت تاكتيك نيست و استراتژي و هدف متعالي ماست، براي همين است. ما نه‌تنها با خويشان و مسلمانان، نه‌تنها با هم‌دين و هم‌مذهب خودمان، بلكه با ديگران هم معتقديم كه بايد رابطه‌ي برادري داشته باشيم، زيرا ملاك ما افتراق‌ها نيست، ملاك مشتركات است و انسانيت بزرگ‌ترين اشتراك ماست.

مقام معظم رهبري هم بارها روي همين معيار تأكيد ويژه داشته‌اند. اصلاً براساس همين بينش قرآني است كه ايشان به جوانان غربي هم نامه نوشتند و با آن‌ها درباره‌ي «درد مشترك» صحبت كردند. ايشان در بياناتشان تأكيد دارند كه اصل مشترك پايدار براي وحدت ما، مشتركات ابدي و هميشگي ماست. مشتركاتي مانند توحيد كه قرآن مي‌فرمايد: «يا اهل الكتاب تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا»؛ يعني شما مي‌گوييد خدا را مي‌پرستيد، ما هم مي‌گوييم خدا را مي‌پرستيم. پس بياييد با همديگر صحبت كنيم. البته اين توحيد لوازمي دارد. براي مثال، مي‌فرمايد: «لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»؛ يعني لازمه‌ي توحيد اين است كه كسي ديگري را استعمار نكند. همه بنده‌ي خدا هستيم. تمام مشكلات بين مذاهب و حتي بين اديان و انسان‌ها، با تكيه روي آن نقطه‌ي مشترك، قابل حل است.

* گويا دشمن بهتر از برخي خودي‌ها به اهميت اين مشتركات پي برده است و لذا روي آن‌ها متمركز شده است.

بله، نقطه‌ي مشترك ما، اصل دين اسلام و پيامبر اسلام و قرآن است و دشمن هم دقيقاً همين نقاط مشترك را هدف گرفته است. اگر به تبليغات رسانه‌اي غرب عليه اسلام توجه كنيد، مي‌بينيد كه هتك‌حرمت به پيامبر و قرآن، همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. از طرف ديگر، تمام هم‌وغم حضرت آقا در اين سال‌ها، در ديدار با نخبگان داخلي و ساير مذاهب و مكاتب، روي اين مسئله متمركز شده است كه اين نقاط كانوني مشترك ابدي و دائمي را به كشورهاي اسلامي و به ملل اسلامي بشناسانيد. اگر اسلام را بشناسند، ديگر اين مسائل و اختلاف‌ها پيش نمي‌آيد، چون اسلام دين رحمت و رأفت است. اگر به سيره‌ي نبوي و دستورات قرآني عمل كنيم، بسياري از اين مشكلات حل خواهد شد. البته اين نگرش رهبر انقلاب برخاسته از روش فقهي ايشان است كه اصطلاحاً به آن «روش اجتهادي خردگرايانه» مي‌گوييم. اين روش البته پيشينه‌ي تاريخي دارد و شايد بتوان گفت اولين شخص در اين‌ زمينه، شيخ مفيد بوده و از آن‌موقع اين موضوع همچنان ادامه پيدا كرده است.

از کاروان های لعن و سب تا حضور گسترده در شبکه های مجازی

به گزارش قادمون ، سال هاست که با رسیدن نهم ربیع‌الاول برخی مغرضان با انتشار مطالب و تصاویر وهن‌آمیز به اسم تشیع افراد ناآگاه را گمراه و آنها را با موج ساختگی خود همراه می‌کنند.

سال گذشته طرفداران سید صادق شیرازی به مناسبت نهم ربیع ، با لباس های قرمز و شال گردن های قرمز و الاغ ! و همچنین پلاکارد هایی ٬ به سمت حرم مطهر حضرت معصومه راهپیمایی کردند. البته خادمین حرم حضرت معصومه علیها السلام با بستن درب های حرم از ورود این کاروان تفرقه افکن به حرم مقدس خودداری کردند.

 

photo_2015-01-04_12-46-05

sadiq shirazi (1)

 

اما امسال ، فرقه ی صادق شیرازی یا همان «تشیع لندنی» که پیش تر فعالیت‌‌های تبلیغی خود را از طریق شبکه‌های ماهواره انجام می‌داد، با گسترش فضای مجازی و افزایش تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی از این ابزار ارتباطی نیز غافل نمانده است.

براین اساس در روزهای اخیر در صفحات مدیریت شده از سوی این افراد تصاویر و مطالب وهن‌آمیزی منتشر شد که با جعل حقیقت سعی در انجام مأموریت نیمه‌کار دشمنان اسلام داشت.

نکته قابل تأمل در این میان اشاعه یک باور غلط در میان افکار عمومی مبنی بر «قتل خلیفه دوم در نهم ربیع‌الاول است».

مطالب انحرافی معروف به «عید الزهرا» را که بتازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و اغلب حاوی توهین و ناسزاست را مشاهده می‌کنید:

 

13941001000015_PhotoL

 

13941001000019_PhotoL

 

 

*قتل خلیفه دوم روز 9 ربیع الاول نبوده است

در کتاب «نهم ربیع، خسارت‌ها و جهالت‌ها» نوشته «مهدی مسائلی» عنوان شده که اساساً قتل خلیفه دوم روز 9 ربیع الاول نبوده است بلکه بر اساس اعلام اکثر علمای شیعه و مورخان سنی و شیعه تاریخ قتل خلیفه دوم 26 یا 27 ذی‌الحجه سال 23 هجری بوده است و روز 9 ربیع الاول روز کشته شدن عمر بن سعد به دست مختار ثقفی است.

 

*کینه پیروان تشیع انگلیسی با امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی

دکتر رحیم پور ازغدی پیش از این ضمن اعلام این هشدار که شیعیان لندنی به اندازه وهابیت خطرناک هستند گفته  است: «امروز اینها شبکه‌های ماهواره‌ای راه انداخته‌اند و در حال تربیت طلبه‌اند. اینها همان‌هایی هستند که وقتی 15 خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی‌گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی‌کنیم.»

ازغدی بیان کرده است: «به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می‌گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می‌پذیرند ولی با خمینی و خامنه‌ای و مطهری درگیر می‌شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می‌کنند. کینه‌ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه‌ای نسبت به شاه نداشتند.»

وی تصریح کرده است: «می‌گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می‌کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می‌گذارید و می‌خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟»

در ادامه یکی از تصاویر منتشر شده که بیانگر مقابله «تشیع انگلیسی» با انقلاب اسلامی است را مشاهده می‌کنید :

 

13941001000029_PhotoL

 

* پرهیز از دشنام یک اصل اسلامی است

خداوند می‌فرماید «به معبود کسانى که غیر خدا را مى‌‏خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند» [أنعام/108] بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است.

 

* این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست

مقام معظم رهبری در روز 27 آذر سال 1387 با بیان اینکه نباید به خاطر دفاع از شیعه به آتش‌افروزی میان غیر شیعه شتاب داد، تصریح می‌کنند: «این جور نباشد که کسى از یک گوشه‌اى خیال کند، دارد از شیعه دفاع می‌کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنى ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد، این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست، اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست».

 

*عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است

آیت الله بهجت(ره) درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا گفته‌اند: «عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است؛ چه بسا … این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در این صورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.

 

13941001000032_PhotoL

 

 

در کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی تاریخ مرگ خلیفه دوم اواخر ذی‌الحجه و اول محرم ذکر شده است، این منابع تاریخی عبارتند از: «تاریخ الیعقوبى»، «التنبیه‏ والإشراف»، «مروج الذهب»، «الفتوح»، «مسارّ الشیعه»، «الإمامة والسیاسة»، «أنساب‏الأشراف»، «الطبقات‏الکبرى» و «تاریخ‌الطبری».

همچنین در سیره اهل بیت(ع) تأکید بر مدارا با اهل سنت صورت گرفته است، چنان که در کتاب‌هایی نظیر «المحاسن للبرقی»، «الکافی»، «تفسیر العیاشی»، «بحارالانوار» و «مستدرک الوسایل» به احادیثی بر می‌خوریم که بر اصل وحدت مسلمانان اذعان دارند. / فارس

 

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

روایتی از حمایت‌های مشکوک پلیس لندن از جولان “تشیع انگلیسی” و “فرقه شیرازی ها”

به گزارش قادمون ، دهه محرم اگرچه در ایران یکی از بی مثال ترین و باشکوه ترین ایام سال در برگزاری عزای اهل بیت (ع) است اما نباید از فعالیت شیعیان سراسر جهان در برگزاری با شکوه عزای سالار شهیدان و ابلاغ و تبلیغ پیام این قیام بزرگ تاریخ شیعه چشم پوشی کرد.

ایجاد انحراف و تحریف در عزاداری امام حسین(ع) از جمله مسائلی است که دشمن همیشه به عنوان پاشنه آشیل شیعیان به آن توجه داشته و دست از آن برنداشته است. شاید قدمت این تلاش ها برای انحراف این قیام بزرگ به قدمت خود این قیام باز می گردد و این نشان دهنده میزان اهمیت و تاثیرگذاری این واقعه بزرگ تاریخی است.

چند سالی است برخی شیعیان که در رسانه ها به عنوان “شیعه لندن نشین” شهرت یافته اند با اقداماتی که اساسا موجب ایجاد وهن در مذهب شیعه و گسترش اختلاف میان مذاهب اسلامی می شود فعالیت پیگیرانه ای را در گسترش و تبلیغ منش و اعتقادات خود آغاز کرده اند و بحث های گسترده ای پیرامون حمایت رسانه های غربی و البته خود غرب از این قشر منسوب به شیعه صورت گرفته است. برای بررسی بیشتر فعالیت های این گروه در خارج از مرزهای ایران؛ سید مهدی فرهاد، فعال فرهنگی ایرانی ساکن لندن در یادداشتی که در اختیار «نسیم» قرار داده از چگونگی نفوذ این گروه در راهپیمایی بزرگ روز عاشورا در شهر لندن و حمایت های پنهان دستگاه های دولتی انگلیس از این جریان پرده برداری می کند.

 

هر سال، ایام محرم عزاداری امام حسین(ع) در قالب راهپیمایی در دو مکان در شهر لندن برگزار می‌شود؛ یکی در محله توتینگ و با حضور شیعیان هند و پاکستان که مرحوم نوروز‌‌زاده بانی آن بودند و دیگری با مدیریت مجمع جهانی اسلامی در هلند پارک. این دو گروه از قدیمی ترین دسته های عزاداری در لندن به حساب می آیند.

 

آیت الله گلپایگانی و تاسیس مجمع جهانی اسلامی در لندن
مجمع جهانی اسلامی لندن توسط آیت الله گلپایگانی بنا شده است؛ اولین بار که نوه آیت‌الله گلپایگانی حدود 30 سال پیش به لندن آمد، تصمیم گرفتند راهپیمائی روز عاشورا را در لندن راه اندازی کنند؛ این راهپیمائی از هاید پارک شروع می‌شود و تا مجمع جهانی اسلامی (که همان مرکز آیت‌الله گلپایگانی است) ادامه دارد؛ این برنامه  به صورت روتین در حدود 30 سال گذشته و با مدیریت این مجمع برگزار می شود؛ هر سال آقای عالمی که رئیس مجمع جهانی بوده و از سوی آیت‌الله گلپایگانی انتخاب شدند و یا نوه آیت‌الله گلپایگانی –سید حسن موسوی-، مجوز برگزاری این راهپیمایی را از پلیس یا شهرداری لندن پیگیری و اخذ می کردند.

 

شرکت کنندگان راهپیمایی روز عاشورا در لندن طی 20 سال از 50 نفر به 7 هزار نفر رسید
سال های اول مجوز این راهپیمایی را پلیس صادر می کرد، اما از چند سال پیش اعلام شد که پلیس به دلیل مسائل مالی نمی‌تواند این همکاری را داشته باشد؛ به عبارت دیگر محافظت این امر را پلیس بر عهده نگرفت و عملاً از دست پلیس خارج و به شهرداری واگذار شد؛ از سوی دیگر جمعیت لندن نیز هر روز در حال افزایش است؛ یعنی این راهپیمایی 20 سال پیش با حدود 50 نفر برگزار می‌شد؛ اما در حال حاضر این مراسم هر سال با حضور جمعیتی بالای 7-6 هزار نفر برگزار می شود.

 

 

کارشکنی پلیس و شهرداری لندن برای صدور مجوز راهپیمایی روز عاشورا تا آخرین لحظات
با افزایش جمعیت راهپیمایان روز عاشورا، دولت انگلیس مشکل ایجاد کرده و از حدود 4-3 سال پیش شروع به ایراد گرفتن، کردند؛ خصوصاً پلیس بسیار ایراد گرفت؛ اما هر سال در نهایت با همه مشکلات مجوز را صادر می کرد، هرسال هم تا روزهای آخر مشخص نمی‌شد که مجوز می‌دهند یا نمی‌دهند و مجوز گرفتن به آسانی نبود؛ بنای گرفتن این مجوز را نوه آیت الله گلپاگانی گذاشته بود؛ چند سالی هم رئیس مجمع جهانی حجت الاسلام عالمی برای این کار اقدام می کردند.

 

برای حفظ سنت راهپیمایی روز عاشورا نه مسیر و نه مدیریت آن 30 سال تغییر نکرد
سال 1997 “مرکز اسلامی” از سوی رهبر معظم انقلاب در لندن شروع به کار کرد که آیت‌الله اراکی مسئول آن بودند؛ سپس حجت الاسلام موعظی و در حال حاضر حجت الاسلام شمالی مسئول آن هستند؛ با این‌که این مرکز از لحاظ فضا و تعداد آدم‌هایی که به آن مراجعه می‌کنند نسبت به مجمع جهانی اسلامی گسترده تر است، اما قرار شد سنت راهپیمایی به همان شیوه 30 ساله خود برقرار بوده و راهپیمائی را هیچ‌وقت برهم نزدند حتی مسیر راهپیمایی نیز همان مسیر هاید پارک تا مجمع جهانی باقی بماند (یعنی مسافتی حدود سه کیلومتر).

 

انعکاس خوب راهپیمایی روز عاشورا در روزهای نزدیک کریسمس
این راهپیمائی از زمانی که با مدیریت مجمع جهانی برگزار می شد شکل بسیار منظم و کنترل شده ای داشت؛ رنگ پرچم‌ها و نوع شعارهایی که نوشته می‌شد، اعلامیه‌هایی که پخش می‌شد و… منظم و کنترل شده بود؛ سال‌های گذشته این راهپیمائی در روزهای نزدیک به کریسمس برگزار ‌شد؛ انعکاس خوبی بین مردم داشت. می‌ایستادند و از علت راهپیمائی سؤال می‌کردند.

 

برنامه ریزی دقیق، منظم و هدفمند در تمام زوایای پیاده روی عاشورا
اعلامیه‌هایی تهیه کرده بودیم و بین مردم توزیع می‌کردیم؛ در خصوص نوع نگارش این اعلامیه‌ها بسیار فکر شده بود؛ از علما نظرخواهی شده بود؛ با سیاست و ظرافت تهیه شده بود و در اختیار مردم قرار می‌گرفت؛ از نظر راهپیمائی نیز بسیار منظم بود؛ خانم‌ها عقب حرکت می‌کردند؛ آقایان جلو حرکت می‌کردند و یا الله و یا حسین می‌گفتند؛ بسیار آرام و به صورت نمادین این کار برگزار می‌شد. میانداری ذکر یا حسین را می‌گفت و به صورت عزاداری سنتی قدیم ایران در غالب راهپیمایی عزاداری امام حسین(ع) برگزار می شد؛ سینه‌زنی‌هایی که اکنون در ایران و برخی کشورهای دیگر مرسوم شده نبود و همواره کنترل می‌شد.

 

 

تلاش برای به انحراف کشاندن راهپیمایی عاشورا

سال‌های ابتدایی راه اندازی این راهپیمایی از گروه مسلمان شیعه موسوم به “بلاغی” که چند مغازه در لندن دارند و به تجارت مشغولند برای شرکت در این راهپیمایی دعوت شد. طی این سال‌ها این گروه سعی داشتند برخی موارد مانند طبل و سنج را وارد عزاداری راهپیمایان کنند، چند بار قصد پخش کردن اعلامیه در خصوص قمه زدن، لخت سینه زدن و … داشتند، از سوی حجت الاسلام عالمی جلوگیری شد؛ اگرچه این موارد تا حدودی بود؛ عرب‌های بحرین، افاغنه، عرب‌های عراق و… طبل و سنج داشتند اما کنترل شده بود؛ حتی زمانی که پاکستانی‌ها قصد لخت زنجیر زدن داشتند، آن‌ها را از دسته جدا کردند تا راهپیمایی لندن از شائبه وهن در شیعه و اسلام دور باشد.

 

صدور مجوز راهپیمایی روز عاشورا 6 ماه قبل از موعد همیشگی و تغییر مسیر 30 ساله راهپیمایی
اتفاق عجیب که در دو سال اخیر تکرار هم شده این است که سال گذشته که مسئولین مربوطه طبق معمول هر ساله در ماه ذی الحجه و 40 روز قبل از محرم برای گرفتن مجوز به شهرداری مراجعه می کنند، شهرداری لندن مدعی می شود که مجوز برای گروهی که شش ماه قبل از شما درخواست دادند صادر شده و مسیر راهپیمائی نیز تغییر کرده است!

این‌که مجوز را گروهی دیگر گرفته بودند آشفتگی در روز عاشورا ایجاد کرده بود؛ مردم نمی‌دانستند باید چکار کنند، تا روز قبل از مراسم می‌پرسیدند که برنامه چطور است و در چه مسیری پیش می رود؛ مسئولین نهادهای مختلف نظرهای گوناگونی داشتند؛ عده‌ای می‌گفتند راهپیمائی را تحریم کنیم؛ بعد منصرف شدند؛چرا که یکی از اهداف کسانی که چنین بی نظمی ایجاد کردند، این بود که تعداد حاظران در راهپیمایی کاهش یابد.

 

عبور مسیر جدید راهپیمایی روز عاشورا از مقابل فروشگاه های شیعیان بلاغی
مسیر راهپیمایی که برای آن مجوز صادر شده بود از ابتدای خیابانی که فروشگاه های بلاغی‌ها در آن واقع بود آغاز می شد که به نظر می رسید یکی از اهداف تغییر مسیر رونق گرفتن تجارت این گروه بود. و انتهای مسیر به مرکز اسلامی انگلیس که متعلق به جمهوری اسلامی است، ختم می‌شد و 2 کیلومتر بالاتر از آن مسجد رسول اعظم (ص) قرار داشت که متعلق به جریان شیرازی‌ها است؛ که در میان مسلمانان لندن معروف به حسینیه کربلایی‌ها است.

 

 

ما حسب الامر بزرگان و علما علی رغم اتفاقاتی که افتاده بود در راهپیمایی شرکت کردیم، راهپیمائی که شروع شد، حجج اسلام عالمی، موعظی و… برنامه طراحی کرده بودند که علاوه بر اینکه تفرقه به چشم نیاید اما حد و مرزها مشخص باشد؛ با سیستمی قرار شد تا میانه راه دسته را ببرند و بازگردانند؛ موقع راه افتادن دسته متوجه اقدامات دیگری شدیم؛ عَلَمی آورده بودند که 2 اژدها یکی سمت راست و دیگری سمت چپ داشت. و کم کم احساس کردیم در کنار این دسته عزاداری اتفاقاتی در حال رخ دادن است؛ یکی این بود که میکروفون را به مداحان ایرانی نمی‌دادند؛ به عبارتی سیستمی ایجاد کرده بودند که وقتی مداح ایرانی می‌خواند میکروفون قطع می‌شد؛ دیگر اینکه شروع به شورگرفتن و سینه زدن در خیابان کردند؛ در آن‌جا روحانیون پادرمیانی کردند و خواستند این شیوه سینه زنی را جمع کنند؛ از سوی دیگر عکس، سی‌دی‌ و اعلامیه‌هایی در خصوص تبلیغ و اشاعه قمه زنی و نظر مراجع در این خصوص پخش می‌شود که در آن برخی مراجع واجب و برخی مستحب می‌دانند و هیچ کس آن را رد نکرده بود؛ این امر برای ما مشکوک بود.
برگزاری مراسم رد شدن از آتش در روز عاشورا با وجود ممنوعیت قانونی و با حمایت امنیتی پلیس لندن
تنها گروه شیعه ای که در لندن مراسم قمه زنی برگزار می کنند همین حسینیه کربلائی‌ها است، حتی مراسم رد شدن از آتش را دارند. من خودم شاهد آن بودم؛ مطلب جالب این است که برای هرگونه آتش بازی یا روشن کردن آتش در لندن باید مجوز گرفت و کارهایی اعم از آتش درست کردن زیر سقف و راه رفتن بر روی آن در لندن ممکن نیست؛ یکسری قوانینی وجود دارد که حتی برای آتش‌بازی های بسیار کوچک هم باید مجوز گرفت و مجوز گرفتن اصلاً کار راحتی نیست مخصوصاً برای این‌کارها بسیار سخت است. نکته مهم و اساسی این است که این گروه این کارها را انجام ‌می‌دهند و از سوی پلیس حمایت می‌شوند.

 

صدور مجوز راهپیمایی برای اقلیت شیعیانی که علنا به ایران، ایرانی ها و شیعه فحاشی می کنند
می‌توان گفت با دادن مجوز به این گروه اقلیت این برنامه از دست ما خارج شده است؛ امسال هم دوباره این داستان ایجاد شد و مجوز را به گروه بلاغی‌ها دادند؛ اینها افرادی هستند که جمهوری اسلامی و آقای اراکی یک زمانی بسیار تلاش کرد به اینها مکانی بدهد و به طریقی اینها را جذب کند، اما اینها علنی به ایران و ایرانی و شیعه ایران فحش می‌دهند.

 

نوع معرفی کردن عزاداری در اروپا در حال تغییر است
در این میان حسینیه کربلائی‌ها نیز به شدت از این وضعیت استفاده می‌کند؛ مشکل اصلی ما این است که تلاش این گروه در حقیقت معرفی کردن امام حسین (ع)، شیعه، عاشورا و محرم در قالب قمه زنی و راه رفتن روی آتش و زنجیر زدن با تیغ و خون راه انداختن و… است؛ مشکل ما تغییر مسیر راهپیمائی نیست؛ مشکل این است که نوع معرفی کردن عزاداری در اروپا در حال تغییر است و در حال جهت گیری است.

 

انگلیس تمایل بیشتری به حمایت از قمه زنی دارد تا راهپیمایی روز عاشورا
زمانی که کنترل به دست مجمع جهانی اسلامی بود حتی برای آب دادن و جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی می‌شد و رعایت می‌کردند؛ الآن این امر از دست این مجمع خارج شده است و همه چیز به صورت کاملاً منفی نمایش داده می شود؛ معرفی امام حسین(ع)، شیعه، عاشورا و… را تغییر دادند؛ این امر جدیدی در انگلیس نیست؛ در توتینگ در روز عاشورا پلیس، منطقه‌ای را محافظت می‌کند، شیعه‌های پاکستانی در آن جا شروع به خون راه انداختن می‌کنند؛ انگلیس در مقایسه با راهپیمایی این کار بیشتر ترجیح می‌دهد چراکه راهپیمائی پیامی دارد و نظمی دارد که افراد را جذب می‌کند.

به نظر من برای افرادی که مخالف گسترش اسلام یا شناخته شدن اسلام به معنای واقعی هستند، حمایت از مراسم قمه‌زنی و خون راه انداختن، مطلوب تر است؛ به راهپیمائی ما نیز مجوز می‌دهند چون قانون است و باید بدهند اما انگلیس از مراسمی که دافعه بیشتری دارد، بیشتر حمایت می‌کند.

 

 

پای یک توافق نانوشته در میان است

آنچه به نظر می رسد این است که پای یک توافق نانوشته در میان است؛ امسال وقتی نوه آیت‌الله گلپایگانی در خصوص اینکه چرا مجوز را به افراد دیگر دادند، اعتراض کرد، شهرداری پاسخ داد: ما نمی‌دانیم، شما عده‌ای مسلمان هستید و مجوز را می‌گیرید.

در لندن کارناوالی وجود دارد که متعلق به سیاهان آمریکای جنوبی است، که برنامه رقص، پایکوبی و جشن خیابانی است؛ به اینها گفته شد اگر فردی که اهل جامایکا است را بیاوریم مجوز این کارناوال را به او می‌دهید؟ گفتند این کارناوال مشخص است که از سوی فلان موسسه برای گرفتن مجوز مراجعه می‌کنند؛ گفتیم چطور برای آن معلوم است و برای ما مشخص نیست؟ گفتن این که همه ریش دارید و یک شکل هستید و یک مجوز را می‌خواهید و ما دادیم، آسان است اما وقتی وارد منطق می‌شوید از خود می‌پرسید تا این اندازه انگلستان بی حساب و کتاب است؟

دو سالی که مجوز به این گروه داده شده از مهم‌ترین سال‌ها برای مسلمانان بوده است چرا که مسائلی بین شیعه و سنی رخ داده و مسائل مربوط به داعش نیز بسیار داغ است؛ در لندن این امر بسیار مهم بود.

 

راهپیمایی روز عاشورا را می توان رسمی‌ترین برنامه شیعیان در لندن دانست

راهپیمایی روز عاشورا را می توان رسمی‌ترین برنامه شیعیان در لندن دانست؛ راهپیمائی روز اربعین هم برگزار می شود اما نه با شکوه روز عاشورا. مراسم روز اربعین پاکستانی‌ها بیشتر هستند، اما این مهم‌ترین مسئله‌ای است که در انگلیس اتفاق می‌افتد؛ از شهرهای مختلف انگلیس برای این راهپیمائی می‌آیند و برای ما راهپیمائی مهمی است؛ در راهپیمائی‌هایی همانند روز قدس یا راهپیمائی‌های که ملی است یا بعد از انقلاب ایجاد شده است، دودستگی می‌بینید اما در راهپیمائی روز عاشورا همه نوع آدمی حضور دارد؛ حتی کسی که مسئله سیاسی در ایران دارد، حضور دارد؛ کسی که ایرانی، عراقی و… نیست؛ این راهپیمائی برای امام حسین (ع) است.

مسئله نظم در راهپیمایی روز عاشورا، خود بسیار مهم است؛ وقتی در اروپا برنامه‌ای برگزار می‌شود مخصوصاً تحت پرچم اسلام و زنان چادری آن را همراهی می‌کردند، نظم موجود در این برنامه بسیار مهم است؛ ما درجامعه‌ای زندگی می‌کنیم که بسیاری از تعاریف بر اساس نظم است؛ این امر در این دو سال‌ اصلاً وجود نداشت.

در روز عاشورا چند مسئله برای ما مهم است؛ مسئله معرفی قیام حسینی و اینکه چرا این کار را انجام می‌دهیم و این به امام حسین (ع) و اعتقادات ما بازمی‌گردد؛ مسئله مهم دیگر ظاهر این برنامه و نحوه اجرای آن است، که خود در جذب مخاطبین اروپایی به اسلام نقش به سزایی دارد؛ ما اقدامی را انجام می‌دهیم که 70 درصد آن به ظاهر است؛ چون ما را از بیرون می‌بینند؛ از باطن کار خبر ندارند و در درجه اول ظاهر کار را می‌بینند؛ اگر این ظاهر در ابتدا بتواند جذب کند، افراد از باطن و نفس کار سؤال می‌کنند و دوست دارند بیشتر بدانند و اطلاع داشته باشند.

در این کار کل پایه‌هایی که این برنامه بر آن استوار است، در این دو سال سست شد؛ فردی که از بیرون برنامه راهپیمایی را نظاره کند ابتدا بی‌نظمی و بعد اینکه بر سروکله خود زدن را می‌بینند؛ شاید در کشور خود و در هیأت خود کارهایی انجام دهیم اما در انگلستان نباید به همان شیوه عمل کنیم.

 

ما در جامعه‌ای زندگی می کنیم که رسانه ها ما را وحشی، بی‌نظم، سو استفاده‌گر، آشوبگر و… معرفی کردند
ما در جامعه‌ای هستیم که همه نگاه ها به ما(مسلمانان) منفی است و ما را وحشی، بی‌نظم، سو استفاده‌گر، آشوبگر و… معرفی کردند؛ حال ما 4 ساعت فرصت در شلوغ‌ترین مکان شهر لندن داریم که دین و منش خود را نشان دهیم؛ در این دو سال این نظم که از راهپیمایی گرفته شده است؛ سینه‌زنی‌های عجیب و غریب انجام می‌دهند؛ با این اقدامات خود را شیعه معرفی می‌کنیم و به عبارتی همه را خراب کردیم.

تا زمانی که علما بگویند حضور داشته باشید ما هم حضور داریم؛ ما 4-3 اصول داشتیم که همه آن‌ها ضربه خورده است؛ این ضربه از سوی خودی بوده است؛ از یک مسجد شیعه که ادعا دارند پیرو یکی از حضرات علماست این عمل صورت می‌گیرد؛ یعنی خودمان بر خود ضربه زدیم؛ کاری که بی‌بی‌سی، تندروهای غرب و … قصد انجام دادنش را داشتند ما با دست خود انجام دادیم؛ این قسمت از ما نیز توسط غرب پروبال گرفته است.

البته این گروه افراطی از قبل شناخته شده بودند؛ مقداری هم بعد از سخنرانی‌ها و تذکراتی است که از ایران آمد؛ یعنی از ایران معرفی شدند و گفته شد مراقب این افراد باشید؛ با این عمل مردم کمی واقعی‌تر نگاه کردند و دریافتند واقعاً ضربه می‌زنند؛ این اقدامات جدید نیست؛ اینها گروه راه می‌انداختند و جلوی مرکز اسلامی فحش می‌دادند و گوجه فرنگی پرتاب می‌کردند و خیلی واضح مخالفت می‌کنند.

 

 

زمانی که من خودم با اینها آشنا شدم نمی‌دانستم کجا می‌روم؛ این قضیه برای 12 سال پیش است؛ خانه یکی از دوستانم بودم و گفتم می‌خواهم به مسجد بروم و وی گفت کنار خانه ما هیئت است؛ ما رفتیم و دیدیم خیلی شبیه ایران بود، چای می‌خوردند و ایرانی صحبت می‌کردند؛ همان جا به من دی‌وی‌دی دادند و در جذب افراد تلاش می کردند اما نکته این است که هدفشان جذب غیرمسلمانان نبود؛ من شیعه بودم و برای عزاداری به آن هیئت رفتم؛ وقتی ‌فهمیدند طرفدار جمهوری اسلامی هستم تفاوت ها را بیان کردند؛ انرژی خود را صرف یارکشی می‌کنند و قصد ندارند من را که سنی یا غیرمسلمان هستم را شیعه و مسلمان کنند؛ من فکر می‌کنم این حرکتی حساب شده باشد؛ با اینکه در ظاهر نامنظم به نظر می آید اما به نظر من نظم عمیقی پشت آن است.

بی شک این اقلیت شیعه از طرف غرب حمایت مالی می شود
این کار هدفی دارد؛ این گونه نیست که بگوئیم این کار اشتباهی است که رخ داده و یکسری ضررها برای ما دارد؛ به نظر من اینها نظم دارند و می‌دانند چه می‌کنند؛ داشتن برنامه در اینجا بودجه زیادی می‌خواهد؛ مجمع در اینجا کمبود بودجه دارد؛ مجمع جهانی که اولین مجمع جهانی شیعه در اینجا بوده است کمبود بودجه دارد.

البته لازم به ذکر است دو جور ایرانی به این گروه و مراسماتشان مراجعه می کنند؛ یکی افرادی که ریشه عراقی دارند؛ دیگری ایرانی‌های که در همان محل زندگی می‌کنند ولی اصالتاً عراقی هستند؛ وقتی به آنجا می‌روید فارسی صحبت می‌کنند اما نمی‌دانم سخنرانی فارسی دارند یا نه؛ چند سالی است که به آنجا نرفته‌ام اما می‌دانم ایرانی‌ها به آنجا می‌روند؛ مسلمانان لندن بین خود به آنجا حسینیه کربلائی‌ها می‌گویند.

 

سید مهدی فرهاد

منبع : نسیم