نوشته‌ها

هدف تشیع انگلیسی و سرویس های جاسوسی ، مرجع تراشی است

به گزارش قادمون ، آیت الله محسن اراکی در برنامه جهان آرا در پاسخ به این سوال که اخیرا رهبر معظم انقلاب درباره تشیع انگلیسی، عمامه ها و آخوند انگلیسی فرمایشاتی داشتند که این تعابیر کم سابقه بوده است، این موضوع که در سال های اخیر از سوی ایشان مطرح شده چقدر جدی است و چقدر باید به آن توجه کرد؟ گفت:

در حقیقت حوزۀ علمیه ی شیعی امروز قلب تحولی است که نه‌تنها در منطقۀ ما بلکه در جهان در حال شکل گرفتن است. امروز تحول بسیار گسترده‌ای در سطح جهان در حال شکل‌گیری است؛ این تحول هم سیاسی است، هم اجتماعی است و هم ابعاد بسیار مختلف و گوناگونی دارد. نقطه آغاز این تحولی که در حال شکل‌گیری و گسترش است، حوزه‌های علمیه‌ خصوصا، حوزۀ علمیه قم است. همین نکته است که به حوزۀ علمیه قم جایگاه استثنائی می‌بخشد و به همین دلیل است که گاهی حوزۀ علمیه قم مورد هجوم قرار می‌گیرد که باید گفت این موضع، قلب آماج از سوی دشمن است. دشمن به همۀ هویت جامعه اسلامی، ارزش‌های ما، حتی ثروت ما، توان انسانی ما هجوم گسترده‌ای دارد و یک هجوم بسیار وسیعی متوجه جامعه اسلامی و بالأخص متوجه جامعه ایران است؛ به دلیل اینکه پرچم این تحول را ملت ایران و انقلاب ایران و رهبر انقلاب اسلامی ایران به عهده دارند.

یک روزی حوزۀ علمیه در حد اقتضای آن روز، یک مجمعی از علما و اساتیدی بوده، که تنها کار علمی می‌کرده‌اند؛ امروز بحث کار علمیِ صرف مطرح نیست؛ بلکه بحثِ رهبریِ تحول نوین در جهانِ کنونی است. پرچمِ رهبریِ این تحول نوین در دست حوزۀ علمیه است. یک چنین حوزۀ علمیه‌ای، با چنین جایگاه و رسالتی قطعاً باید در ابعاد مختلف –هم در ابعاد فکری و اندیشه‌ای، هم در ابعاد رفتاری و هم در ابعاد عملیاتی- به سطحی ارتقا پیدا کند که بتواند با این جایگاه تناسب داشته باشد.

این جایگاه حوزه علمیه، مطالباتی را نیز ایجاد کرده است؛ امروز مطالبات از حوزۀ علمیه قم از همۀجهان مطرح است؛ این مطالبات، تنها از سوی جهان اسلام نیست، بلکه حتی از کشورهای غیر اسلامی هم این مطالبات صورت می‌گیرد. امروز با همۀ این هجومِ فرهنگی که علیه اسلام، ایران، انقلاب و تشیع به وجود آورده‌اند و با وجود همۀ جریان‌هایی اسلام هراسی، ایران هراسی، تشیع هراسی و حتی حوزه هراسی، روحانی هراسی، توجه زیادی به حوزه‌ها شده است که نشئت گرفته از این رسالت عظیمی است که بر دوش حوزه است. این جریان‌ها یک پرسش‌هایی را در اذهان عامۀ مردم در سراسر جهان به وجود آورده‌اند؛ یعنی هیچ نقطه‌ای از جهان امروز وجود ندارد که درباره ایران سؤال نکند که انقلاب اسلامی چه مقوله‌ای است؟ تشیع چه مقوله‌ای است؟ این اسلامی که ایران به جهان عرضه می‌کند چه نوع اسلامی است و چه تفاوتی با اسلامِ داعش دارد، چه تفاوتی با اسلام عربستان دارد، چه تفاوتی دارد با یک اسلامِ ساکنی که اصلاً دغدغه تحولات جهان معاصر را ندارد؟

این پرسش‌ها مطالبات از حوزه قم را بالا می‌برد. امروز حوزه قم، باید بتواند پاسخگو باشد، نه‌تنها پاسخگوی نیازهای نظام که این اولین نیاز و مهم‌ترین نیاز است- بلکه باید پاسخگوی مطالباتِ جهانی که، تشنه شنیدن حرف اسلام و پیام اسلامی است که توانسته منشأ این تحول بزرگ در جهان باشد. به همین دلیل است که هم حوزه و هم بزرگان آن نقش بسیار پراهمیتی دارند. این مطالبات، مطالباتی جدی است.

انگیزه های متضادِ درون حوزه

ما همیشه در حوزه‌ها دو جریان داشته‌ایم و این دو جریان جدید هم نیستند. یک جریان، جریانی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم با چند خصوصیت می‌توانیم آن را تعریف کنیم؛ جریانی که اولاً اسلام را ظاهری می‌شناسد و اصلاً توجهی به مغز اسلام ندارد. مثلاً توحید یعنی چه؟ این جریان -که اثر گرفته از تحریفاتی است که در سایر ادیان به وجود آمده است- می‌گوید خدا یعنی کسی که این جهان را آفرید و مثل پدربزرگی که بازنشسته شده و کاری به این جهان و جامعه بشری ندارد، او را رها کرده است.

اما آیا معنای اله این است؟ یا اله یعنی کسی که مدیریت جهان و جامعۀ بشری بر عهده اوست؟ مدیریت همۀ اشیاء به دست اوست؛ «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» و در حقیقت فرمانروا و مَلِک است، «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ»؛ لکن مَلِکِ قدّوس است؛ پادشاه هست ولی نه پادشاهی از قبیل پادشاهانِ متعارف در جوامع بشری و نه پادشاه مستبدِ ظالمِ ستمگر.خداوند در قرآن کریم این‌گونه تعریف شده است؛ پادشاه رحمانِ رحیمِ قدوسِ پاکِ مهربان.

جلوه ی این پادشاهی در جامعه بشری از کجا برمی‌خیزد؟ از حوزه‌های علمیه؛ این مغزِ حرف ماست. پس یک جریانی هست که خدا را این‌گونه می‌شناسد که فرمانرواست و این فرمانروایی باید عملیاتی شود. جریانی که خدا را این‌گونه می‌شناسد، دین را برنامه مدیریت جامعۀ بشر در تمام ابعاد می‌داند. لذا با آن جریانی که خدا را یک آفریننده ی از کار افتاده و تاریخ‌مصرف گذشته می‌داند خیلی با هم تفاوت دارند. برنامۀ دینِ منهای سیاست و دین جدای از سیاست، مبتنی بر آن نگاهی است که خدا را تاریخ‌مصرف گذشته می‌شناسد و خدا را مثل میراث فرهنگی و آثار باستانی و مربوط به امور باستانی می‌داند.

کاری که امام(ره) کردند این بود که حوزه‌ها را به حرکت درآورده و جریان سطحی نگر را در حوزه‌ها منزوی کردند. اما امروز یک خطری حوزه‌ها را تهدید می‌کند و آن خطر این است که آن جریانِ در حاشیه رفته، بخواهد مجدداً وارد متن شود و بازهم با بهانه‌های مختلف، اسلام را به شیوه خود معرفی کند. در اسلام، توحید، نبوت و امامت سیاسی است. این خطر، نزدیک است.

به دلیل مطالعات زیادی که دشمن در مورد حوزه‌های علمیه ما کرده است؛ دانشگاه‌هایی که امروز بر روی اسلامِ ایران کار می‌کنند -این اسلامی که اسلامِ انقلاب اسلامی است و امام خمینی(ره) معرفی کردند- از دانشگاه‌های کشور ما بسیار بیشتر است؛ چه در آمریکا، چه در بریتانیا، چه در دیگر کشورهای اروپایی و چه در خودِ رژیم اشغالگر صهیونیستی به‌صورت خاص دانشگاه‌هایی هستند که مطالعات گسترده‌ای در این زمینه دارند. هدف از مطالعات نیز این است که جریان‌هایی که می‌توانند علیه جریان انقلاب اسلامی عمل کنند را تقویت، راه‌اندازی و حمایت کنند، چه حمایت مالی، چه حمایت سیاسی، چه حمایت‌های رسانه‌ای و … . این یک خطر بسیار جدی و بالفعل است.

نفوذ در حوزه ها

می‌خواهند همان‌طور که تز انقلاب از حوزه‌های علمیه خارج شد، آنتی‌تز آن نیز از همین حوزه‌ها خارج شود و قطعاً هم ‌چنین عمل خواهند کرد؛ یعنی آن‌ها می‌دانند که حوزۀ علمیه، مقوله‌ای نیست که بتوان از بیرون به آن هجوم آورد لذا قطعاً سعی می‌کنند جریان‌هایی را در درون حوزه به وجود آورند که حوزه را از درون دچار چالش کنند.

اگر بگوییم دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن حتی اسامی طلابِ فعال حوزۀ علمیه قم را رصد می‌کنند، مبالغه نکرده‌ایم و بنده علامت‌ها و دلایلی بر وجود چنین رصدی دارم. سپس گزینش می‌کنند، البته با وسایطی. بطور مثال؛ یک تاجری در آن‌طرف دنیا -ممکن است ایرانی هم باشد- می‌گوید من می‌خواهم کمکی بکنم و مثلاً وجوهات بدهم. کسی نمی‌داند که این تاجر از کجا و با چه انگیزه‌ای آمده است. امثال این نوع حرکت‌ها صورت می‌گیرد و از این طریق، پشتیبانی‌هایی از جریان‌های منحرف به وجود می‌آید یا دوباره به متن بازمیگردند.

از لحاظ مایه ی شهادت، حوزه، بهترین محصولات خود را در طبق اخلاص تقدیم انقلاب و تقدیم خدا کرده است. مگر ما می‌توانیم چند نفر دیگر مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید مدنی، شهید دستغیب و بزرگان دیگر داشته باشیم؟ به‌هرحال محصولات برتر حوزه را دست‌چین کردند و در یک هجومِ سازمان‌یافته آن‌ها را برچیدند. این هجومی که در آغاز انجام گرفت همچنان ادامه دارد، منتها امروز دیگر چینش، چینشِ سخت نیست؛ یعنی کمتر از ترور برای چیدن استفاده می‌کنند. امروز گاهی از ترور شخصیتی استفاده می‌کنند اما برای بزرگان؛ بنده نمی‌خواهم اسم بیاورم ولی در حوزه بزرگانی را داریم که شدیدترین ترورهای شخصیتی در طی همین ده سال اخیر نسبت به آن‌ها انجام گرفته است. متفکرین بزرگ، فلاسفه اندیشمند، پرتوان و مولّد. بنابراین از یک‌سو به‌حاشیه راندن عناصر اصلی انقلاب و از سوی دیگر ترویج عناصر غیرانقلابی و عناصر بی‌تفاوت، صورت گرفته است.

غیرانقلابی به چه معنی است؟ انسان‌های غیرانقلابی چند خاصیت دارند؛ اولاً قائل به ترجیحِ فرع بر اصل هستند؛ در نظر این‌ها اسلام چیست؟ نماز و روزه و برنامه‌های فردی. درحالی‌که در روایات ما آمده است که اگر در روزه و نماز ولایت نباشد، عبادت هیچ است. ولایت یعنی سیاست. اسلامِ بدون سیاست، اسلام پوک است نمازی که در آن سیاست نباشد و نمازی که در آن ارتباط سیاسی با مدیریت سیاسی الهی وجود نداشته باشد، پوک است. چنین حجی هم پوک است. در روایت آمده است که امام باقر(ع) در دوران بنی‌امیه نگاهی به برخی از حاجی‌ها انداختند و فرمودند: «هَکذَا کانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّهِ إِنَّمَا أُمِرُوا لِکَی یَأتُوا إلَینا و یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ». این نوع طوافی که شما می‌بینید همان طوافی است که در جاهلیت هم انجام می‌دادند؛ آن حجی که قرآن دستور داده و اسلام گفته، حجّی است که سراغ ما بیایند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. بنابراین اولین کار عناصر غیرانقلابی به حاشیه راندن دین است.

حتی گاهی برخی از علمای حوزه را ملامت می‌کنند که شما چرا در سیاست وارد می‌شوید، این سیاست را برای دیگران بگذارید. یک وقتی حضرت امام(ره) می‌فرمودند: وقتی در زندان بودند یکی از سران رژیم در زندان گفت این سیاست همه‌اش حیله‌گری و دروغ است پس آن را برای ما بگذارید و کاری به سیاست نداشته باشید، این در شأن شما نیست. اما سیاستی که امیرالمؤمنین(ع) برای همین سیاست همۀ عمر خود را گذاشتند [نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئلۀ دین است]. اگر بخواهیم این سیاست را از دین جدا کنیم باید حسین بن علی(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و رسول‌الله(ص) را هم کنار بگذاریم به دلیل اینکه وجود رسول‌الله(ص) یعنی سیاست، در قرآن کریم رسول اکرم(ص) به این شکل معرفی شده است: «أَطِیعُوا اَللّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ» این اطیعوا یعنی سیاست. دوماً بی‌تفاوتی و ترویج روحیه عافیت‌طلبی است؛ که این کارها دردسر دارد و بحث سیاست و این موارد است و به ما ربطی ندارد. بنده در یاد دارم که در آغاز طلبگی در نجف بودیم، خیلی‌ها به ما از باب نصیحت می‌گفتند که در مسائل سیاسی وارد نشویم، این‌ها برای شما زندان و شکنجه و دردسر دارد، این روحیه عافیت‌طلبی است.

بحث سوم که بحث بسیار مهمی است، این است که اگر کسی می‌خواهد در بین مردم محترم بماند، محبوب بماند، باید بگذارد دین مورد علاقه مردم باشد، بگذارید علما مورد علاقه و محبت مردم باشد. وقتی وارد مسائل سیاسی می‌شوید در آن درگیری و جبهه‌بندی است که مردم را از علما دور می‌کند. این نوع ترویج کار در حقیقت همان چیزی است که ما از آن به حوزۀ غیر انقلابی تعبیر می‌کنیم. اما در حقیقت رسول اکرم(ص) که صاحب این دین است، فرمانروای ماست، ما به او به چشم خلیفه الله نگاه می‌کنیم [کسی که از طرف خداوند اختیار حکومت دارد.]

حوزه ضدانقلاب؟

همیشه حوزۀ ضدانقلاب داشته‌ایم برای مثال از آن دورانی که ما در نجف بودیم یک جریانی در نجف بود –البته در قم هم به یک‌شکل دیگری بود- که به حضرت امام(ره) در آن زمان می‌گفتند کمونیست! امامی که مظهر عبادت و اخلاص برای خدا و مظهر تقوا و مظهر پرستش الهی بود را به این شکل معرفی می‌کردند. البته دستگاه‌های امنیتی و شاه و غیر شاه در کار دخیل بوده و حمایت می‌کردند.

گاهی حتی یک استاد انقلابی حوزه هم تحت تأثیر امواج غیرانقلابی میگوید: “جا داشت که حوزه در مسئلۀ انتخابات اصلاً شرکت نمی‌کرد زیرا این خیلی شرم‌آور است که انسان ببیند که یک طلبه‌ای در کنار خیابان نشسته و تبلیغ یک کاندیدای سیاسی را می‌کند. در قدیم هم می‌گفتند –حتی در نگاه فقهی ما هم است- گاهی مثال می‌زدند که خلاف مروتی که را از عدالت شخص می‌اندازد و دیگر نمی‌توان پشت سر او نماز خواند، این بود که می‌گفتند “کالفقیه یلبس لباس الجندی” یعنی یک فقیهی لباس سربازی بپوشد و این موضوع را به‌عنوان یک کار خلاف مروت تلقی می‌کردند. اما امام(ره) آمد و فقها را به جبهه برد، برای مثال مرحوم شهید آیت‌الله مدنی لباس پاسداری پوشید، مرحوم اصفهانی آن پیرمرد هشتادساله لباس پاسداری پوشید.

در حال حاضر هم به یک‌شکل دیگری مثلاً سیاست را این‌گونه می‌دانند. با این نگاه پس چه کسی باید وارد سیاست شود؟ در اصل سیاست کار حوزه‌هاست؛ کار حوزه‌‌ها دعوت به اطاعت خداست. اطاعت خدا یعنی اطاعت رسول، یعنی اطاعت امام یعنی اطاعت اولی امری که فقه امروزی است. در حقیقت امام زمان(عج) امروز امامت می‌کند یا خیر؟ این سؤال از کسانی است که گاهی در مسائل سیاسی تشکیک می‌کنند، اگر امام زمان(عج) الآن بخواهد امامت کند، امامت یعنی امروز به‌وسیله نمایندگان خدا فروانروایی کند، این فروانروایی باید از سوی حوزه‌ها تقویت شود.

لزوم پرهیز از عوام زدگی

ما در بحث‌های خود در این مباحث بیان کرده‌ایم که فرمانروا باید با بدنه جامعه اسلامی طی دو پیوند برقرار کند؛ یکی پیمان اطاعت یکی پیمان نصرت. فرمانروای الهی را باید یاری کرد.

به‌هرحال قشر عوام‌زده که راهی با انقلاب نداشت درنتیجه انقلاب کاملاً منزوی شده و به حاشیه رفته است. اما دست‌هایی در کار است که این قشر را دوباره به متن بازگردانند. این آن خطری است که گاهی مقام معظم رهبری آن را گوش‌زد می‌کند و همۀ انقلابیون باید متوجه این خطر باشند. خواه‌ناخواه یکی از نمادهای این جریان به حاشیه رفته همین عوام‌زدگی است که البته مطلب دو طرفه است؛ یعنی عوام‌فریبی و عوام‌زدگی است. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود می‌فرماید: نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد. امروز یک خطری که حوزه‌های ما را تهدید می‌کند این است که حوزه‌های ما خدا نکرده تحت تأثیر نااهلان قرار بگیرند. یکی از مشخصات عناصر نااهل این است که اینها با تظاهر، آنچه سلیقه و مذاق بعضی از عوام است را تشخیص داده و انتخاب کرده و خود را با آن مذاق هماهنگ می‌کند. این هم عوام‌زدگی است و هم عوام‌فریبی است. این عوام‌فریبی است که با همرنگ کردن خود به شکل عوام و طبق سلیقۀ عوام حرکت کردن سعی در جذب عوام دارند.

حضرت امام(ره) که می‌آمدند در حوزه و می‌دیدند که یک طلبه‌ای نمی‌داند که چه روزی از هفته است و حتی نمی‌داند که ساعت چه ساعتی است؛ می‌گفتند که این طلبه نادان، طلبۀ بسیار خوبی است به دلیل اینکه اصلاً کاری به کار این عالم ندارد.

پیشینه تشیع انگلیسی

باید ببینیم که چه چیزی حکومت امیرالمومنین (ع) را با چالش جدی روبرو کرد؟ معاویه نتوانست بر حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیروز شود اما کسی که ایشان را به شهادت رساند و جامعه بشر را از یک رهبری الهی مقتدر بی‌نظیر محروم کرد، یک خارجی بود؛ خارجی همانی است که کاملاً تظاهر به تدین می‌کرده و قرآن می‌خوانده است. در حمایل این خوارجِ دوران حضرت امیر(ع) همیشه قرآن بوده است. در یکی شب‌های تاریک کوفه حضرت با یکی از اصحاب در حال حرکت بودند که صدای قرآنی از شخصی که در حال عبادت بود به گوش می‌آمد. کسی که همراه حضرت امیر(ع) بود گفت که این چه صدای روحانی و معنوی و زیبایی دارد. بعد در جنگ با خوارج، همان شخص در کنار حضرت در حال حرکت بود؛ وقتی‌که حضرت بر سر یکی از کشته‌های خوارج رسید فرمود: این همان کسی است که شما آن شب صدای قرآن آن را شنیدی و از صدای او خوشنود شدی. جریاناتی که می‌توانند جریاناتِ دینیِ نیرومند را دچار چالش کنند، باید از خود دین برخیزند. این یک مشکل بسیار اساسی است و باید متوجه این مسئله بود. در قرآن کریم احبار و رهبان ادیان سابق را در بسیاری از مسائل به‌عنوان مسئول انحرافات مردم آنها قرار می‌دهد. البته در روایات و در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است که علمای امت رسول‌الله(ص) و بالأخص علمای تابع اهل‌بیت(س) در این جنبه از سوی خداوند متعال مورد تأیید خاصی هستند و خداوند متعال از حوزه‌ها و مقام مرجعیت ما دفع خطر کرده و از آن نگهبانی می‌کند. اما ما مسئول هستیم که هشیار باشیم.

یکی از خطراتی که امروز حوزه‌های علمیه را تهدید می‌کند، ایجاد جریان‌های بدیل جریان‌های انقلاب در متن حوزه‌هاست و حتی هدف دارند که از این طریق یک سری مرجعیت‌هایی را بتراشند و سیستم تشیع را به سمت دیگری بکشانند. من اطلاع دارم که امروز سرویس‌های جاسوسی هم روی حوزه نجف و هم بر روی حوزۀ علمیه قم کار می‌کنند تا برای آینده یک سری جایگزین‌ها را بتراشند آن هم از طریق پشتیبانی‌های مالی و رسانه‌ای و گوناگون از راه اینکه برای آنها یک زمینۀ اجتماعی فراهم کنند و آنها را برای به عنوان مرجعیت آینده جهان تشیع کاندیدا کنند. در حال حاضر این کار در حال شدن است. البته به عقیده ما این کار ان‌شاءالله موفق نخواهد شد، اما باید به این خطر آشنا باشیم. دیدگاه تشیع انگلیسی هم از همین طراز است، مثلاً سازمان امنیت انگلیس، اطلاعات بسیار جامعی از وضیعت حوزه‌های ما دارد. به دلیل اینکه حوزه‌های ما قریب به دویست سال است در یک چالش بسیار سهمگین با نوعی از قدرت بریتانیا و قدرت استعماری آن هستند و به دلیل این چالش درازمدت آنها یک سری مطالعات فراوانی را در طول این مدت دارند. آنها حتی خانواده‌های علمی ما را می‌شناسند و ارتباط این خانواده‌ها را با حوزه‌ها و جریان‌های مذهبی، ارتباط آنها با مردم و مراکز دینی را مطالعه کرده‌اند. آنها سعی می‌کنند که از خاندان‌های دینیِ معروف، سربازگیری کنند. امروزه یکی از چیزهایی را که خاندان‌های دینی ما و بیوت مراجع متوجه باشند این نکته استکه بنده آن را از روی اطلاع عرض می‌کنم.

البته باید تبیین شود که وقتی مقام معظم رهبری بیان می‌کند تشیع انگلیسی، مقصود تشیعی که در انگلیس وجود دارد نیست، یعنی شیعیان انگلیسی هم مانند شیعیان دیگری که در مناطق دیگر هستند، شیعیان مخلصی هستند. اما اینکه گفته می‌شود تشیع انگلیسی یعنی تشیع دست ساخت‌ها آنها، تشیعی که تبدیل به ابزار کار آنها شده است. بله دستگاه‌های جاسوس و امنیتی آنها در همچنین گزینش‌هایی سعی دارند؛ لذا بیوت مراجع باید کاملاً هوشیار باشند. گاهی بدون اینکه شخص مطلع باشد، بدون اینکه متوجه باشد ابزاردست قرار می‌گیرد، به دلیل اینکه اگر مستقیم به یک کسی بگویند که برای ما کار کند، کسی این کار را انجام نمی‌دهد.

برای مثال بنده در مجلسی حاضر بودم؛ دو نفر با همدیگر صحبت می‌کردند. البته نمی‌خواستند که حرفشان به گوش من برسد اما به دلیل اینکه نزدیک آنها نشسته بودم صدایشان را بدون اینکه خودم بخواهم، شنیدم. یکی از آنها بیان می‌کرد: من به وزارت خارجه انگلیس گفته‌ام که اگر بخواهید در فلان مرجع –اسم یکی از مراجع فعلی- اثر بگذارید، این مرجع کسی نیست که شماها را بپذیرد، اگر می‌خواهید در او اثر بگذارید باید از فلان شخصیت استفاده کنید. اسم یکی از شخصی‌های معتبر مذهبی و اجتماعی را آوردند. آن هم از طریق اینکه ما مصلحت تشیع را می‌دانیم! این موضوع را خود بنده شنیدم!

در یک وقتی هم شخصی نزد بنده آمد و یک سؤال فقهی داشت؛ البته بعد معلوم شد کسی که این سؤال فقهی را کرده است با همان شبکه‌های جاسوسی ارتباط داشته است و می‌خواست برای کار خود یک پوشش فقهی هم فراهم کند. بیان می‌کرد که دستگاه امنیتی انگلیس به یک‌شکلی با من ارتباط برقرار کرده‌اند و گفته‌اند یک گزارشی از شیعیان کویت برای آنها تهیه کنم. بعد این از من سؤال می‌کرد: اگر این گزارش را تهیه کنم، می‌توانم طوری تهیه کنم که به نفع شیعیان کویت تمام شود. اما اگر من تهیه نکنم، ممکن است دیگری این کار را انجام دهد که به ضرر شیعیان کویت تمام شود. آیا من از نظر شرعی مجاز هستم که چنین کاری بکنم؟ بنده به او گفتم که به‌هیچ‌وجه مجاز نبوده و هرگونه همکاری در این زمینه نامشروع و حرام و از کبائر است. گاهی با این شیوه جلو می‌آیند. لذا باید هوشمند بود و بیوت مراجع هم باید خیلی هشیار باشند که الحمدلله هوشیار هم هستند. ما هم مطمئن هستیم که آنها به‌هرحال موفق نخواهند شد اما باید این هوشمندیها را داشته باشیم، کافی است که ما در یکجا خطا کنیم و یا در یکجا خواب بوده و یا آنها از غفلت ما استفاده کنند.

تلاقی جریان غرب زده و جریان متحجر

تشیع انگلیس یک نفاق دوسویه است؛ مثلاً همین رئوس تشیع انگلیسی که در تحجر نظیر ندارند ببینید چه روابطی با روشنفکران دارند؛ یا این روشنفکران سیاسی که دیگران را به تحجر متهم می‌کنند، با رئوس این جریان تشیع انگلیسی رابطۀ خیلی خوبی دارند. اخیراً مشاهده شد که برخی از این رئوس جریان روشنفکر با یکی از رئوس تشیع انگلیسی دیداری انجام داده بود. یعنی رابطۀ آنها با هم دیگر خیلی خوب است زیرا جامع مشترک و نقطه اشتراک آنها ضدیت با انقلاب اسلامی است. وقتی دشمن مشترک دارند دیگر این حرف‌ها را فراموش خواهند کرد به دلیل اینکه این حرف‌ها -حرف تحجر و روشنفکری و مسئلۀ اصلاح‌طلبی- برای یک سری اهداف سیاسی گفته می‌شود پس وقتی‌که هدف سیاسی به‌وسیله کاری انجام گیرد که ضد اصلاح‌طلبی است، همان را انجام می‌دهند.

در اوایل انقلاب یک عده‌ای بودند که خیلی ضد آمریکا بودند به‌طوری‌که اصلاً کسی به گرد پای آنها نمی‌رسید اما بعد از گذشت سال‌ها شعار لزوم ارتباط با آمریکا را دادند. به دلیل اینکه آنها روی خط و تحلیل روشن و با یک مبدأ و میزان خاصی عمل نمی‌کنند، ملاک، منافع سیاسی و یا دشمنی با خط اصیل انقلاب اسلامی است.

پاسخگویی حوزه به پرسش های کلان نظام اسلامی

بنده معتقد هستم که حوزه‌های علمیه در همۀ دوره‌ها خطرات برتر را پاسخگو بودند. حوزۀ علمیه قم بالأخص در یک دوره‌ای که دورۀ آغاز انقلاب اسلامی بود و تهاجم به مبانی انقلاب شروع شد، چالش‌های عظیمی که به مبانی فکری متوجه به بنیاد انقلاب اسلامی بود واقعاً پاسخگو بود. حوزۀ علمیه موفق شد قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کند و ارائه بدهد و به تصویب مردم برساند. بعد از سال‌های اولیه انقلاب یک نوع هجوم فکری دیگری به سمت انقلاب صورت گرفت که اساس آن سعی در جدا کردن مردم از حوزه‌ها و مرجعیت دینی بود. مثلاً مسئلۀ تعدد قرائات و این مسئله که فهم دین نباید در انحصار روحانیت باشد. -البته منظور ما این نیست که باید انحصار باشد اما این مسائل مربوط به متخصص است که باید در هر رشته‌ای متخصص پاسخگو باشند.- حتی کار را به بشری کردن قرآن کریم هم کشیده شد، کار به بشری کردن متون دینی و زیرسوال بردن عصمت قرآن و ائمه اطهار(س) بود و در این حد شبهات بسیار گسترده‌ای جامعه را فراگرفت. به‌هرحال حوزه‌ها سینه سپر کردند، واقعاً خوب از عهدۀ پاسخ به این مسائل بیرون آمدند. بزرگانی مانند آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جوادی آملی و شاگردان این بزرگواران واقعاً خوب عمل کردند.

در حال حاضر ما در یک دورۀ جدید حضور داریم؛ در حقیقت این سه دهه از عمر حوزه‌ها صرف این مسائل شده است. به‌هرحال مسئلۀ جنگ هم اثرگذار بود و بخشی از نیروهای حوزه هم در بسیج مردم هزینه شد. امروز در حدود ده دوازده سال است که حوزه‌ها به این سمت رو آورده‌اند و –مخصوصاً بعد از فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در حوزۀ علمیه قم مطرح کردند و مطالبات نظام را از حوزه به‌طورجدی مطرح کردند- مسئلۀ فقه نظام امروز در حوزه به‌طور جدی مطرح شده است. فقه جواهری منحصر به فقه عبادات و معاملات که در گذشته مورد بحث قرار می‌گرفته است، نیست. فقهی که از آن به خرد تعبیر می‌کنیم بستر فقه کلان است و باید آن فقه را داشته باشیم تا به فقه کلان برسیم. فقه عبادات و معاملات و همین فقهی که در کتب فقهی ما است –از دوران شیخ طوسی تا دوران مرحوم آقای حکیم، همچنین تقریرات مرحوم آقای خوئی و حضرت امام- این‌ها همان فقهی است که بستر استنباط فقه کلان است. فقه کلان یعنی فقه پاسخگوی نظام.

بنده این را بیان می‌کنم که در حال حاضر حوزۀ علمیه ما پاسخگو است، یعنی بحث‌هایی در رابطه با نظام بانکی نوین دارد. البته نه این نظام بانکی رسمی موجود زیرا این نظام بانکی رسمی موجود بر اساس فقه خرد تنظیم شده است. اما ما مقوله بانک داریم؛ مقوله بانک رفتار اجتماعی است، رفتار فردی نیست و یک معامله فردی نیست که هم من با شما معامله جعاله یا شرکه و اجاره و مضاربه کنم، یک رفتاری است که این رفتار جامعه است و بحث بر سر ثروت جامعه است، بحث بر سر نقدینگی جامعه است، بحث بر سر این است که درآمدهای در جامعه باید چرخش عادلانه‌ای پیدا کنند و بانک‌ها باید یک نظم خاص به این چرخۀ ثروت و چرخش آن بدهند. این مقوله‌ای است که پاسخ آن در فقه ما است اما باید کار اساسی بر روی آن انجام گیرد؛ فقه نظام اقتصادی ما غیر از فقه خرد محاورات اقتصادی است. فقه سیاسی ما فقهی است که باید بر روی آن کار اصلی انجام گیرد که تاکنون هم‌کارهای بسیار زیادی در حوزۀ علمیه قم انجام گرفته است. من معتقد هستم که باید در حال حاضر یک سری همکاری بین نهادهای دولتی و بین مراکز حوزوی مولد فقه نظام انجام گیرد، به دلیل اینکه ما دو مرحله برای پاسخگویی به نیازهای نیاز داریم؛ یکی تولید اندیشه فقهی متناسب با نیازهاست، مرحله دیگر مرحله کارشناسان و مرحله مدیران اجرایی است که باید این فقه تولید شده را با الگوی عملیاتی قابل‌اجرا در صحن کنند.

تفکر شیعه لندنی به دنبال تفرقه میان مسلمانان است

به گزارش قادمون ، حجتالاسلام والمسلمین سعیدی، تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(سلام الله علیها) در اختتامیه نخستین دوره مسابقات کشوری قرآن کریم «یادواره شهدای مدافع حرم» که در شبستان نجمه خاتون(س) حرم مطهر برگزار شد، با ذکر این مطلب که تأسیس کمیته امداد یکی از اقدامات بابرکت امام راحل بود گفت: این نهاد مبارک تاکنون خدمات و برکات بسیاری در کشور داشته است.

امام جمعه قم با ذکر این مطلب که کمیته امداد کمک به نیازمندان و محرومان جامعه را به عهده گرفته است تصریح کرد: از زمان شروع فعالیت‌های کمیته امداد امام خمینی (ره) در کشور همواره این نهاد در برگزاری برنامه‌های فرهنگی پیشقدم بوده و خدمات ارزنده‌ای نیز انجام داده است.

وی تصریح کرد: هر فردی باید رسالت و وظیفه خود را در مقابل قرآن کریم به ‌درستی انجام دهد؛ هر فرد در هر جایگاهی که قرار دارد باید وظایف خود را در برابر قرآن کریم به‌درستی متوجه باشد و در این زمینه کم‌کاری و کوتاهی نکند.

سعیدی با اشاره به لزوم کاربردی شدن معارف قرآنی در جامعه افزود: باید دو مرحله آموزش قرآن کریم و استفاده از این معارف به‌صورت عملی و کاربردی در زندگی مردم دنبال شود تا شاهد آثار معنوی آن در جامعه بود.

تولیت آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) گرفتاری‌های ملت‌های مسلمان را مورد توجه قرار داد و گفت: امت‌های مسلمان چون از قرآن و معارف اهل‌بیت(ع) دور شده‌اند گرفتار هستند و درمان دردهای آن‌ها نیز برگشت به دامان قرآن و اهل‌بیت(ع) است.

تفکر شیعه لندنی به دنبال تفرقه میان مسلمانان است

وی با بیان ویژگی‌های شیعه لندنی و انگلیسی ابزار کرد: کسانی که در بوق تفرقه بین ملت‌های اسلامی می‌دمند مصداقی از شیعه لندنی هستند که هدفی جز تفرقه و جدایی بین ملت‌های مسلمان ندارند.

سعیدی گفت: کسانی هم که خود را خادم‌الحرمین می‌نامند اما معارف و گفتمان اهل‌بیت(ع) کنار گذاشته‌اند نیز هرگز راه به‌جایی نخواهند نبرد و هیچ تفاوتی با شیعه لندنی و اسلام آمریکایی ندارند.

تشیع لندنی هیچ خدمتی به اسلام نمی کند/حوزه در تراز انقلاب ، با انزوا بیگانه است

به گزارش قادمون ، آیت الله علیرضا اعرافی، در آئین افتتاحیه آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه البرز و تودیع و معارفه مدیر حوزه استان که در مصلای نماز جمعه کرج برگزار شد، با تسلیت سالروز شهادت  امام جواد(علیه السلام)، به تحلیل عصر آن حضرت و دامنه فعالیت های ایشان پرداخت و گفت: در عصر مامون و در دو سال هجرت تحمیلی امام رضا(علیه السلام) به طوس، شاهد پیچیده ترین و شیطنت آمیز ترین حیله مامون برای به انزوا کشاندن امام رضا علیه السلام و هضم امامت در خلافت می باشیم.

مدیر حوزه های علمیه کشور افزود: مامون با یک استراتژی جدید و فوق العاده پیچیده، در صدد بود مرزهای امامت و خلافت و به عبارتی حق و باطل را در هم بریزد و جریان ولایت و امامت را لوث نماید.

عضو شورای عالی حوزه های علمیه به مجاهدت های امام رضا(علیه السلام) در خنثی کردن توطئه مامون اشاره کرد و گفت: امام رضا(ع) مانع از موفقیت مامون در تحقق اهداف شوم خود شده، تهدید آن زمان را به نفع جریان حق تبدیل به فرصت نمود و دنیای تشیع را وارد عرصه جدید کرد.

ضرورت مقابله با مکاتب و نحله های فکری انحرافی

وی ادامه داد: در عصر امام جواد(علیه السلام) نیز اتفاقات مهمی افتاد که این اتفاقات می تواند سرلوحه کار حوزه های علمیه در عصر حاضر باشد که یکی از این اتفاقات مهم، مبارزه امام جواد(علیه السلام) با مکاتب و نحله های فکری انحرافی در عصر خود بود.

آیت الله اعرافی اضافه کرد: اولین کاری که امام رضا(ع) و فرزند بزرگوارش امام جواد(ع) انجام دادند، مقابله با جریان های انحرافی در میان اصحاب ائمه اطهار(علیهم السلام) همانند واقفیه، غلات، زیدیه و اسماعیلیه بود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این که محور بعدی مبارزه امام جواد(علیه السلام ) مقابله با ملحدان و جریان های خارج از اسلام همانند مسیحیت و ادیان دیگر بود، ابراز داشت: محورهای مبارزه امام جواد علیه السلام با محورهای گوناگون انحرافی امروز می تواند سرلوحه کار حوزه های علمیه باشد، چرا که همانند آن زمان شاهد پیدایش انحرافات فکری و ایجاد مکتب های انحرافی از سوی مستکبرین و استعمار هستیم و نیاز است که حوزه به تاسی از امام جواد(علیه السلام)، به مقابله فکری و علمی با این جریان ها بپردازد.

مقایسه وضع حوزه ها در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

مدیر حوزه های علمیه کشور در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت حوزه های علمیه در قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: در زمان طاغوت، مراجع و بزرگان حوزه به سختی کلاس درس کوچکی دایر می کردند و از خارج از کشور تنها افراد معدودی به ایران می آمدند و به تحصیل علوم دینی می پرداختند، اما امروز شاهدیم به برکت خون شهدا، مجاهدت های امام خمینی(ره) و هدایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، از اقصی نقاط دنیا در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم دینی می پردازند و معارف ناب اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) را در عالم منتشر می کنند.

ویژگی های حوزه در تراز انقلاب اسلامی

عضو شورای عالی حوزه های علمیه کشود همچنین در تشریح ویژگی های حوزه در تراز انقلاب اسلامی گفت: حوزه موفق که بتواند با جبهه مستکبرین عالم به مقابله بپردازد، باید با بصیرت و زمان شناسی، جریان های فکری را بشناسد و متناسب با زمان به مقابله با آنان بپردازد.

آیت الله اعرافی ادامه داد:‌ امروزه حوزه عظیم قم به یک محور نور افشانی در عالم تبدیل شده، شاهدیم که علاوه بر طلاب ایرانی، از کشورهای مختلف جهان به این شهر مقدس می آیند و به تحصیل علوم دینی می پردازند.

حوزه باید پاسخگوی نیازهای جهانی باشد

وی با اشاره به توصیه های رهبر معظم انقلاب، تصریح کرد کرد: حوزه عصر انقلاب غیر از حوزه عصر انزواست، امروزه نیازهای بی شماری در جامعه جهانی وجود دارد که حوزه باید متناسب با آن برنامه ریزی کرده و با رویکرد بین المللی پاسخگوی نیازها باشد، براین اساس مدیریت های استانی نیز باید با تبیین چشم انداز و تربیت طلاب توانمند نیازهای گوناگون جامعه را پاسخ دهد.

مدیر حوزه های علمیه کشور تاکید کرد: مراکز حوزوی استان ها همانند حوزه خواهران، مرکز خدمات، دفتر تبلیغات و سایر نهادهای حوزوی باید به طور منظم جلسه داشته باشند و با ارتباط و تعامل خوب با یکدیکر در جهت پیشرفت و بالندگی حوزه ها تلاش کنند.

تلاش نافرجام آل سعود برای جلوگیری از رشد تشیع

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به رشد روز افزون تشیع در جهان، گفت: امروز رژیم آل سعود و جریان وهابیت با صرف هزینه های کلان در کشورهای آفریقایی و آسیایی، تلاش دارد تا جریان تشیع را از بین ببرد، اما راه به جایی نمی برد.

تشیع لندنی هیچ گونه خدمتی به اسلام نمی کند

وی همچنین با انتقاد از تشیع لندنی، تاکید کرد: تشیع لندنی هیچ گونه خدمتی به اسلام نمی کند و به اختلافات و تفرقه دامن می زند و امروزه به برکت گفتمان وحدت که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی پیگیری می شود، شاهدیم که در بسیاری از نقاط عالم نام امام صادق(علیه السلام) و مکتب تشیع برای اولین بار برده شود.

مدیر حوزه های علمیه کشور در ادامه در توصیه هایی به طلاب جوان، گفت: طلاب و حوزویان باید بدانند که روحانیت یک جریان ریشه دار در طول تاریخ است و باید یک طلبه به هویت حوزوی خود ببالد و به آن افتخار کند، چرا که حوزه های با داشتن سابقه ای بیش از هزار سال، در سخت ترین شرایط نیز ادامه حیات داده و به رسالت خود عمل کرده اند.

طلبه امام زمان(عج) باید کفن پوش و آماده شهادت باشد

آیت الله اعرافی در پایان با تاکید بر این که طلبه امام زمان(عج) باید کفن پوش و آماده شهادت باشد، هویت حوزوی خود را تقویت کند و با عظمت آن آشنا شود، افزود: یک طلبه و روحانی باید افتخار حوزه ای بودن خود را با هیچ چیز عوض نکند و تا آخر عمر بر این عهد و میثاق پایند باشد.

آیت الله “محسن اراکی” دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی : تشیع انگلیسی همان صهیونیسم است

آیت الله “محسن اراکی” دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ، در گفت وگو با خبرگزاری تقریب، به سوالاتی در زمینه علل توجه به موضوع تقریب در جهان اسلام و نگاه راهبردی امامین انقلاب اسلامی  به مساله تقریب پاسخ دادند.

مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:

با تشکر از حضرت آیت الله اراکی که این فرصت را در اختیار خبرگزاری تقریب قرار دادند و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان و عرض تسلیت پیشاپیش به مناسبت سالروز ارتحال امام راحل عظیم الشأن(ره)؛ همانطور که می دانیم نگاه به موضوع تقریب، در جهان اسلام سابقه ای طولانی دارد؛ به دلیل تنازعات تفرقه انگیز بسیار در جهان اسلام و اقداماتی که در طول عمر ۱۴۰۰ ساله جهان اسلام در این حوزه انجام شده است. اما در یکصد سال اخیر اتفاقات جدیدی در جهان اسلام رخ داده است از جمله حضور استعمار که باعث شده حرکت  های تقریبی رنگ و بوی جدی تری به خود بگیرند. حضرتعالی نگاه خود را درباره علل توجه به موضوع تقریب در یکصد سال اخیر مشروحاً بفرمایید.
آیت الله اراکی: بسم الله الرحمن الرحیم. همانطور که اشاره کردید، مساله اختلافات درون دینی یک مساله بسیار پر سابقه است و در تاریخ همزمان با روزهای آغازین حرکت و جنبش انبیا (ع)، جریان های تفرقه انگیزی برای مقابله با این جنبش رخ نموده اند. تا آنجا که خداوند در قرآن کریم، یکی از مسئولیت ها و وظایف انبیا را مبارزه با تفرقه اعلام کرده است. خداوند می فرماید: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ  …»: همه ادیان و انبیای بزرگ تاریخ ادیان را ما مأمور کردیم که دین را به پا دارید و از تفرقه در دین بپرهیزید.

این تفرقه در دین که امر به پرهیز از آن شده است، به معنای مبارزه با همه عوامل تفرقه زاست. در تاریخ اسلام هم متاسفانه از آغازین روزهای پس از رحلت رسول خدا (ص) مشکلات مربوط به تفرقه در جهان اسلام آغاز شد. اما تا آنجا که به جامعه اسلامی و مسائل درون جامعه ای آن مربوط بود، رهبران جهان اسلام همواره سعی در مبارزه با این پدیده های تفرقه زا داشته اند و توفیقات بسیار خوبی در طول تاریخ حاصل شده است.

اینگونه بود که جامعه اسلامی از پراکندگی دور نگه داشته شد. اما یک تاریخ بسیار طولانیِ سراسر یکپارچگی در جامعه اسلامی را شاهد بودیم که هرگاه هریک از عوامل تفرقه زا خواستند فتنه ای را ایجاد کنند، به وسیله مصلحان و عالمان و عناصر دلسوز در جوامع اسلامی کنترل شده است.

ما از ۲۰۰ سال پیش شاهد بودیم که سایه قدرت های استعماری بر کشورهای اسلامی سنگینی کرده است؛ از جمله سیطره انگیسی ها بر هندوستان (تمام شبه قاره هند) و تأثیرگذاری  این سیطره بر کل منطقه. یکی از سیاست های اساسی انگلیس ایجاد تفرقه دینی و ایجاد مذاهب دروغین و جنگ با دین تحت پوشش دین بود که کاری سازمان یافته ای به شمار می رفت. در گذشته همواره بدعت گذاری وجود داشته است اما اینکه این بدعت گذاری به طور سازمان یافته به وسیله قدرت های جهانی، از حمایت مالی، سیاسی، تبلیغاتی و رسانه ای برخوردار شود، اقدامی کم سابقه یا بی سابقه بوده است.

متاسفانه این جریان پس از پیروزی انقلاب و جنبش بیداری جهانی اسلامی شتاب بیشتری به خود گرفت. این جنبش که عمدتاً بعد از پیروزی انقلاب به اوج خود رسید، موج عجیبی در جهان ایجاد کرد و همه جهان را به قدرت دین متوجه ساخت و به تدریج دین به خصوص دین اسلام، محور جنبش های آزادی بخش شد. در کل کشورهای اسلامی پرچم دین به طور ویژه ای به وسیله جوانان به اهتزاز درآمد؛ نسل جوانی که در دوران هجوم تمدن ملحد و مادیگرای غرب و در اثر نفوذ تفکر مادیگرا و ضد دینی غرب بر دانشگاه ها و مجامع فرهنگی، از دین اسلام فاصله گرفته و از آن رویگردان شده بودند.

با جنبشی که امام آغاز کردند و بحمدالله به پیروزی عجیب و شگفت انگیز انقلاب در سال ۵۷ انجامید، رویکرد جوامع اسلامی کاملا تغییر کرد. همان دانشگاه هایی که بنا بود با سیاستِ سیاستگذاران غربی تبدیل به بستر الحاد و رویگردانی از دین شود، به مراکز ترویج دین تبدیل شدند. همان جوانها و قشرهای دانشگاهی به کمک حوزه های علمیه و همکاری تنگاتنگ آنها و شخصیت های برجسته علمی و دینی تبدیل شدند به پرچمدار ترویج دین.

انقلاب دینی و انقلاب اسلامی از دانشگاه ها و مراکز دینی به سراسر جامعه منتقل می شد. این جریان از ایران به همه کشورهای دیگر انتقال یافت و به تدریج اروپا و آمریکا و نسل های جوان مسلمان در کشورهای اروپایی با آن آشنا شدند.

برنامه هایی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی برای نسل جوان مسلمانان مهاجر یا نومسلمانان چیده بودند، این بود که نسل جوان کلا از دین بریده می شدند. زیرا مهندسی اجتماعی فرهنگی جوامع غربی به گونه ای است که هر موجودی در آن جوامع بخواهد رشد کند، به ناچار در فرهنگ و ارزشهای فرهنگی آن ذوب می شود.

قدرت انقلاب آنقدر قدرت سازنده ای بود که مهندسی های فرهنگی اجتماعی دستگاه های سیاستگذار غربی را کاملا در هم شکست و نسل جوان اروپا و آمریکا پرچمدار دین و ارزشهای دینی شد؛ آن هم با نگاه انقلابی امام خمینی (ره) که نگاه شورش علیه ستم، سلطه های نابجا، تبعیض، قیام علیه هر نوع نابسامانی اجتماعی، دعوت به سوی عدالت، ارزشهای اجتماعی، تقوا، فضیلت و ایجاد یک جبهه متحد، یکپارچه، قدرتمند، مصمم و با اراده علیه قدرت های سلطه گر بود.

این مساله موجب شد تا قدرت های ستمگری که سلطه خود بر جهان را در معرض خطر می دیدند با تمام قوا برای مبارزه علیه این جریان انقلابی و جنبش احیاگر نو وارد صحنه شوند. این قدرت ها به این نتیجه رسیدند که قدرت عمده این جنبش جدید در یکپارچگی صفوف پرچمداران و نیروی جنبش گرایی است که این حرکت را آغاز کردند و در حال ادامه دادن به آن هستند. البته حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری و همه رهبران انقلاب نیز بر این نتیجه که عمده قدرت ما در یکپارچگی ما و جهان اسلام است تأکید داشتند. پس سلاح ما همین وحدت ما بود و اینکه صدای واحدی از تمام جهان اسلام – از اندونزی تا موریتانی – بر می خاست و پشت ابرقدرت ها را خم می کرد.

بنابراین قدرت های سلطه گر مطالعات زیادی انجام دادند و بعد از جریان انقلاب دانشگاه های تل آویو، انگلیس، آمریکا، فرانسه و تا حدودی آلمان، بخش های اسلام شناسی خود را فعال کردند. انگیزه اسلام شناسی آنها نیز عمدتاً انگیزه سیاستمدارانشان یعنی جمع آوری اطلاعات کافی از جریان های داخل جهان اسلام از جمله اختلافات، نقطه های قوت و ضعف، گروه های فعال، همه شکاف ها و نقاط گسل – به تعبیر مقام معظم رهبری – بود.
هرچند که محققان و اهل فکری هم داشتند که شاید به انگیزه حقیقت یابی و طلب علم به دنبال این مسائل می رفتند.

این قدرت ها با مطالعه تفصیلی، متوجه بخش های آسیب پذیر جامعه اسلامی ما شدند و دقیقاً وحدت جهان اسلام را هدف گرفتند. اولین توطئه ای که برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام در پی آن رفتند توطئه ایجاد جنگ بین شیعه و سنی بود. آنها به این نتیجه  رسیدند که قدیمی ترین اختلافی که در جامعه اسلامی وجود دارد، گسل شیعه و سنی است زیرا بعد از رسول خدا (ص) اولین اختلافی که در گرفت اختلاف بر سر امامت بود.

لذا بیشترین تکیه را روی این گسل گذاشتند. البته با مطالعه جوامع اسلامی متوجه گسل های درون شیعی و درون سنی نیز شدند و تلاش کردند مسائلی را که در جهان تشیع منشأ اختلاف و درگیری است و جامعه شیعی را از درون دوتا می کند، پیدا کنند. همچنین در جهان اهل سنت نیز تلاش کردند که محور سازی کنند، از جمله محور عربستان سعودی، مصر، قطر، ترکیه که هرکدام جریانی را به دنبال داشت. از سوی دیگر تلاش کردند که در جهان اهل سنت بگویند این انقلاب شیعی است و در جهان عرب بگویند این انقلاب فارسی و ایرانی است.

در مقابل، باید تأکید کرد که ذات حرکت انقلاب یک حرکت وحدت زاست، و هرجا انقلاب حضور پیدا کند طبیعت حرکت انقلابی، مردم را متحد می کند. امروز پرچم وحدت در جهان اسلام را نیروهای انقلابی و نیروهای وابسته به مقام معظم رهبری بر دوش دارند. لذا جنبش تقریبی جنبشی است که با اصل انقلاب پیوند خورده و تنها چنین نیست که دستگاهی مثل مجمع تقریب در تلاش برای ایجاد وحدت باشد. در اصل این جریان انقلاب، یک جریان تقریبی است. البته احتیاج بود که نهادی هم برای منسجم کردن و جهت دهی این انرژی های تقریبی و برنامه ریزی و سیاستگذاری در جهت تقویت و پشتیبانی نیروهای تقریبی و خنثی سازی توطئه های آنسوی جبهه (جبهه استکباری تفرقه انگیز) شکل بگیرد.

بحمدالله مجمع تقریب در طول مدت عمرش در این عرصه موفق بوده است. بعضی می گویند مجمع چه کاری کرده است؟ من به آنها می گویم شما می بینید که با وجود اینهمه سرمایه گذاری انگلیس و آمریکا و قدرت های سلطه گر در جهان و با همه امکانات نظامی، سیاسی، اقتصادی و امپراطوری های رسانه ای عظیمی که از سیاست های آنها پشتیبانی می کنند، جریان تفرقه زا واقعا محدود شده است. یعنی الان حالت گسترده در جهان اسلام، حالت وحدت است و در همه جای جهان اسلام همه دعوت به وحدت می کنند. این خود نشان دهنده پیروزی جریان تقریبی است.

آنها هیچ انگیزه ای ندارند که بحث وحدت را پیش بکشند. آنها عامل تفرقه هستند پس چرا ناچاراً تحت پرچم وحدت، فعالیت های خود را انجام دهند؟ دلیل آن این است که گفتمان تقریب و وحدت، گفتمان غالب و قدرتمند جهان اسلام شده است و ناگزیرند از این گفتمان غالب تبعیت کنند. این خود علامت روشنی است از موفقیت جریان انقلاب و نهاد های تقریبی و وحدت گرا، بخصوص مجمع تقریب که در این حوزه پرچمدار است.

* همانطور که فرمودید، انقلاب اسلامی در ذات خود یک جنبش تقریبی بود، یعنی امام عظیم الشأن از همان روز اول انقلاب و آغاز نهضت در سال ۴۲، سه خط روشن اعلام کردند. مبارزه با استبداد داخلی، مبارزه با استکبار خارجی و مخالفت با موجودیت نظام غاصب اسرائیل به عنوان یک موضوع وحدت زا در جهان اسلام. امام و مقام معظم رهبری در طول دوره انقلاب تلاش کردند با ایجاد دوگانه هایی خط تفرقه را به انزوا بکشانند، مثلا امام اصطلاح “اسلام ناب محمدی” را در مقابل “اسلام آمریکایی” و مقام معظم رهبری هم اصطلاح “تشیع انگلیسی” و “اهل سنت آمریکایی” را به کار برده اند که بسیار موفق بوده است. در مقابل یکی از اتهامات رسانه های مخالف جریان های تقریبی به جمهوری اسلامی ایران این است که بحث تقریب بیش از آنکه یک استراتژی و راهبرد کلان برای جمهوری اسلامی باشد، یک تاکتیک است. در این زمینه بفرمایید که چرا جمهوری اسلامی به این مساله یک نگاه راهبردی استراتژیک و کلان دارد و این اساسا در منطق جمهوری اسلامی یک تاکتیک کوتاه مدت نیست؟
آیت الله اراکی: ابتدا توضیحی در مورد اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی بدهم. باید روشن شود که اینگونه نامگذاری توسط رهبران ما، نامگذاری های تبلیغاتی و فضاسازی نیست، بلکه واقعی است یعنی  ما دو جریان تفرقه زا در جهان اسلام داریم. یک جریان که عمده کارش را روی ایجاد تفرقه در کل بنیه جهان اسلام گذاشته است، که چون زمینه های ایجاد خشونت هم در این عرصه فراهم بود این جریان خشونت گرا هم هست.

در درون جهان شیعه و مجموعه های شیعی به دلایل مختلفی از جمله وجود مرجعیت دینی در درون جهان تشیع و تمرکز مدیریت دینی، زمینه ای برای ایجاد این جریان خشونت گرا وجود ندارد؛ لذا فتوا به قتل و کشتار در این مدیریت دینی درون شیعی جایی ندارد و سابقه هم نداشته است. اما متاسفانه در پیکره کلان جهان اسلام زمینه چنین فتواهایی بوده و هست و محصولش نیز همین کشتارهای سوریه، عراق، یمن، بحرین و … است.

لذا اسلام آمریکایی جریان تفرقه زای خشونت طلبی است که در پیکره کلان جهان اسلام فعالیت می کند. این جریان از افغانستان و القاعده شروع شد و سپس به طالبان و گروه های دیگری مثل داعش و النصره و … که هنوز در جهان اسلام حضور دارند، کشیده شد.

اما یک جریان تفرقه زای نرم که اسلوب خشونت ندارد بلکه کارش شبهه افکنی و جریان سازی دینی یا مذهبی منحرف است، در درون جامعه شیعی اتفاق افتاد. اساس ابزاری که این جریان یعنی “تشیع انگلیسی” به کار می برند تبلیغات است و گاهی از منبرهای حسینی، هیأت ها، کتاب ها، مقالات، ابزارهای فرهنگی، فضای مجازی و ماهواره استفاده می کنند. سیاستگذاری های این جریان نیز توسط سیاستمداران انگلیس و مراکز سیاستگذاری انگلیسی که عمدتاً صهیونیستی است انجام می شود.

تشیع انگلیسی همان صهیونیسم است. زیرا طراحان اصلی تفکر تفرقه زایی که از انگلیس نشأت می گیرد، اتاق های فکری است که به وسیله صهیونیست ها مدیریت می شود. لذا آنچه مقام معظم رهبری تحت عنوان اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی فرمودند کاملا صحیح و مستند است.

اما در مورد سوال شما، اولا باید دانست که قطعا منافع کشورهای اسلامی در وحدت آنهاست و هرچه وحدت بیشتر شود اقتدار کشورهای اسلامی بیشتر خواهد شد. وحدت به زیان هیچکس نیست. هرجا بتوانیم هم افزایی نیرو و امکانات اقتصادی، فرهنگی و علمی داشته باشیم موجب اقتدار بیشتر و به نفع همه است. این یک اصل کلی است. ولی مساله وحدتی که انقلاب مطرح می کند فراتر از منافع و مصالح است؛ هرچند تأمین کننده منافع و مصالح نیز هست. زیرا بر اساس آیه کریمه ای که ابتدای گفت وگو تلاوت شد، خدای متعال فرمود “ما به همه انبیا مأموریت دادیم، از نوح تا اسلام”؛ این آیه اشاره به آن است که از آغاز تا امروز همیشه تأکید بر وحدت بوده است.

هویت دینی قوامش به وحدت است. «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ»: آنان که تفرقه در دین ایجاد می کنند هیچ ارتباطی با تو (رسول خدا) ندارند. ما اگر می خواهیم مسلمان باشیم، ناگزیریم که وحدت داشته باشیم. در قرآن کریم تأکید شده که پراکندگی علامت خروج از اسلام است.

اساس تفکر وحدت گرای ما این است که “وحدت هویت جامعه  اسلامی است”. چنین وحدتی از تکالیف اصلی ماست. در عمل هم امروز در جمهوری اسلامی یکی از زیباترین تجربه های اجتماعی تاریخ بشر وجود دارد که در بحبوحه توطئه های تفرقه گرا و سرمایه های کلان ابرقدرت ها که خرج تفرقه زایی شده است، ما در داخل جمهوری اسلامی یک وحدت نمونه داریم که مثال زدنی است.

در نظام جمهوری اسلامی، سنی در کنار شیعه زندگی می کند و تمام نهادهای تصمیم گیرنده ما با حضور همه مردم تشکیل می شود از مجلس خبرگان گرفته که متشکل از علمای شیعه و سنی است تا مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و دیگر نهادها.

در مجلس شورای اسلامی نماینده سنی و شیعه و نماینده اقلیت های مذهبی مسیحی، یهودی، زرتشتی و … در کنار هم حضور دارند و همه یک هدف را دنبال می کنند یعنی برای منافع کشور تلاش می کنند و دست در دست هم دارند. این در هیچ جای دنیا نظیر ندارد حتی در  کشورهایی که دم از دمکراسی و حقوق بشر می زنند.

ما مردمی یکپارچه و نظامی داریم که این فرصت را فراهم آورده است تا یک انسان معمولی از پایین ترین اقشار جامعه بتواند رشد کند و بر اساس لیاقت هایش به بالاترین جایگاه مدیریتی دست پیدا کند. این نشان دهنده این است که ماهیت این نظام و هویت انقلاب هویت یکسان نگر و وحدت گرا است. لذاست که مساله وحدت برای ما تاکتیک نیست، ما پیرو امامی هستیم (امیر المومنین(ع)) که بزرگترین پرچمدار وحدت است. همه می دانند که امیر المومنین(ع) امامت بعد از رسول خدا را حق الهی خود می دانستند و شیعه و سنی در آن شک ندارد. اما برای حفظ وحدت و نگهداری اسلام صبر کردند.

وحدت گرایی برای ما به گونه ای، رکن دین است و ماهیت دینی ما هویت وحدت گراست.

با توجه به اینکه بیست و نهمین سالگرد آغاز رهبری مقام معظم رهبری است و حضرت عالی ارتباطات نزدیکی با ایشان داشته اید، و همچنین چند سالی که ریاست مجمع تقریب را بر عهده دارید، اگر نکته خاصی در مورد نگاه رهبر انقلاب به موضوع تقریب و وحدت دارید بفرمایید.
آیت الله اراکی: تفکر تقریبی مقام معظم رهبری مربوط به دوران پس از انقلاب نیست. اولا همه می دانیم که ایشان در دوران پیش از انقلاب از شخصیت هایی است که کتابهای برخی از شخصیت های تقریبی جهان اسلام مانند سید قطب را ترجمه کرده اند و ارتباط بسیار نزدیکی با این شخصیت ها داشتند. لذا مساله تفکر وحدت گرا در شخصیت ایشان کاملا ریشه دار است و می توان گفت هویت ایشان طبیعتا یک شخصیت وحدت گراست.

پس از رحلت حضرت امام (ره) که مسئولیت رهبری به عهده مقام معظم رهبری واگذار شد، ایشان این تفکر وحدت گرا را در شکل برنامه هایی به اجرا گذاشتند. یکی از مهمترین برنامه ها تأسیس مجمع جهانی تقریب بود که یک سازمان اثرگذار است. امروز در هرجای جامعه اسلامی و حتی بیرون از جامعه اسلامی که مساله وحدت مطرح شود، نام مجمع تقریب در کنار آن برده خواهد شد و همه می دانند اثرگذاری مجمع تقریب در رویارویی با جریان های تفرقه زا چه مقدار بوده است.

مجمع تقریب با نیروهای همراهش این توفیق را یافتند که نه تنها از گسترش جریان های تفرقه زا در جهان اسلام جلوگیری کنند، که بسیاری از تحرکات این جریان را کاملا نابود کنند. اگر تلاش های مجمع تقریب نبود در کشورهایی مثل پاکستان، هندوستان، اندونزی و … شاهد فاجعه های خانمان سوزی می بودیم. همچنین تلاش هایی که مجمع تقریب در کشورهایی چون عراق و سوریه و لبنان و کشورهای متعدد دیگر انجام می دهد بسیار اثرگذار است.

ما خدا را برای این نعمت بزرگ شاکریم و امیدواریم خداوند متعال سایه مقام معظم رهبری را مستدام بدارد و بتوانیم به کمک همه نیروهای دلسوز و وحدت گرا و با عنایت و لطف خداوند متعال و با دعای حضرت ولی عصر(عج) به هدف تقریب و وحدت در جامعه اسلامی جامه عمل بپوشانیم.

تسنن آمریکایی و تشیع انگلیسی هردو تخریب‌گرند/ باید همواره در ذهن خود دشمن را ببینیم

به گزارش قادمون ، مراسم نکوداشت مقام علمی آیت الله حاج شیخ محمد واعظ زاده خراسانی در دانشگاه مذاهب اسلامی برگزار شد. آیت الله ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی به عنوان یکی از سخنرانان این مراسم گفت: مرحوم واعظ‌زاده خراسانی تمام عمرش را در آموختن و تلاش برای حفظ وحدت امت واحده صرف کرد. بنابراین حق است که برای این موضوع با اهمیت «وحدت در جمهوری اسلامی» مطرح باشد از شخصیت های نقش آفرینی مثل ایشان یاد و سلوک آنها تبیین شود. دانش آموختگان این عرصه باید بتوانند با ابتنای پیشینه قوی پسینه نورانی شکل بدهند.

 

وی افزود: در درون امت، چند عنصر وجود دارد: ۱- هدف دار بودن ۲- عنصر پویایی و حرکت (امت هیچ وقت در جا نمی زند و همواره پویایی خود را حفظ می کند.) ۳- دارا بودن امام و مقتدای امت، امام امت را به اهداف نورانی نزدیک می کند.  همچنین باید یکپارچگی و هماوردی در امت وجود داشته باشد. اگر چنین چیزی وجود نداشته باشد مجموعه را به طرف مقصد واحد سوق نمی‌دهد و شتاب امت را برای فتح قله ها دچار کندی میکند. لذا باید به اعتقادات و باورها تأکید کرد در این بین حتماً لازم است که یک روش ثابت وجود داشته باشد. آنچه که می تواند همه ما را به اتصال حبل الله سوق دهد دیدن صف دشمنی‌ها است. ما باید همواره در ذهن خود دشمن را ببینیم.

 

تولیت آستان مقدس رضوی در ادامه گفت: آیت‌الله واعظ زاده خراسانی که از آموختگان و پرورش یافتگان مکتب آیت الله بروجردی بود از ایشان فقه را آموخته و روش ایشان را دنبال کرد در شریعت ما یک سری احکام داریم، یک سری غایات و اهداف، نباید اهداف و غایات شریعت را با مسائل اختلافی که قابل بحث و تقریب است به خطر بیندازیم. رویکرد همسان گرایانه و وحدت محوری به عنوان رویکردی راهبردی باید همواره مورد توجه همه عرصه ها باشد. آنچه که امت اسلامی را تهدید می کند راهبرد مستکبرین است. به بیان تفرقه برای مستکبرین راهبرد و ایجاد وحدت برای ما راهبرد است. بنده در سفری که با مرحوم واعظ زاده خراسانی داشتم از چهره خستگی ناپذیر ایشان متوجه شدم که ایشان یکی از رسالت های خودش را حفظ وحدت و دعوت به توحید و عدالت می داند و دعوت به عدالت و ضدیت با ظلم از مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

 

آیت الله رئیسی در خاتمه تاکید کرد: مقام معظم رهبری در سخنان خود، تسنن آمریکایی و تشیع انگلیسی را با هم دیگر استفاده کردند، چون هر دو تخریب‌گر هستند. برگزاری مراسم و نکوداشت های این چنینی بین صاحبان اندیشه و تفکر خوب است ولی لازم است که خطرات تفرقه و جدایی هم تبیین شود و وحدت کلمه همواره مورد تأکید صاحب نظران قرار بگیرد. در رسیدن به غایات شریعت و تمدن اسلامی روزنه های امیدبخشی وجود دارد، به ویژه تصور ما این است که در جامعه اسلامی، توجه به دین به ویژه اسلام ناب که پرچمدار آن ایران است رو به گسترش است.

پروژه نفوذ سید صادق شیرازی و احمد منتظری با حمایت رسانه ای ضدانقلاب

به گزارش قادمون ، احمد منتظری که این روزها به سوژه خبری رسانه های ضد انقلاب و معاند با نظام مثل رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا ، تبدیل شده و هر روز خبری از مظلوم نمایی اش در این رسانه ها انعکاس پیدا میکند در مجلس عزاداری شهادت حضرت زهرا (س)که در دفتر سید صادق شیرازی در قم برگزار شده است شرکت کرد.
خط و ربط سید صادق شیرازی صاحب شبکه های تفرقه افکن و افراطی شیعی که دیگر روابط پنهانی و آشکاراش با سرویس جاسوسی انگلیس بر کسی پوشیده نیست و با اقداماتشان در بیش از ۱۵ شبکه ماهواره ای هر روز به اختلافات بین شیعه و سنی دامن می زنند و افراطی گری را ترویج می کنند نسبتش با احمد منتظری در چیست جز نفوذی بودن ؟!
۰۰۳۲
حضور احمد منتظری آن هم در این برهه از زمان که وی مورد توجه ضد انقلاب و عناصر وابسته به معاندین با نظام است در دفتر سید صادق شیرازی و گرفتن عکس یادگاری به بهانه حضور در مجلس عزاداری نشان از خط و ربط این نفوذی ها با هم دارد و نشان می دهند چهره برخی روحانی نماهایی که با اقداماتشان تیشه به ریشه اسلام می زنند و میخواهند با اختلاف افکنی در بین مسلمانان اهداف غرب و استکبار را پیاده کنند.
احمد منتظری و سید صادق شیرازی را میتوان لبه یک چاقو عنوان کرد که هر دو در کنار هم کاربرد دارند و این دو ارتباط هایی را که با هم گرفته اند نمایش نفوذ را علنی میکنند و نشان میدهند که با چه ابزاری و چه نوع اقداماتی میخواهند بر نظام و انقلاب ضربه بزنند.
حضور احمد منتظری در کنار سید صادق شیرازی باید قابل توجه کسانی قرار بگیرد که وساطتت آزادی احمد منتظری از زندان را کردند و با او عکس یادگاری گرفتند و به ملاقاتش رفتند و بی پروا اخبارش را هم منتشر می کردند حال به مردم پاسخ دهند که این نفوذی ها را چگونه در کنار هم حضورشان را معنا میکنند؟!

یکی از مسبّبین آتش افروزی در منطقه ، جریان شبه تکفیری شیرازی ها است

به گزارش قادمون ، صالح قاسمی در نشست علمی بررسی و نقد نوغالیان سیاسی شیعه با محوریت کتاب مرجعیت موروثی و تشیع انگلیسی » در کتابخانه تخصصی صاحب الزمان (عج) مسجد مقدس جمکران اظهارداشت: جریان موسوم به تشیع انگلیسی از جمله جریانات افراط گرا و انحرافی شیعه است که این جریان طی سال های اخیر با تفرقه افکنی در جهان اسلام به وسیله توهین به مقدسات اهل سنت و همچنین وهن تشیع به وسیله ترویج قمه زنی و عزاداری های موهن، اقدامات تخریبی زیادی را علیه تشیع اصیل سامان داده است.

وی افزود: رهبر معظم انقلاب در چند سال گذشته با اشاره به تهدیدات این جریان فرمودند: «آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند» از این حیث بازخوانی ماهیت این جریان و احصای مختصات آن لازم به نظر می رسد.

قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن معرفی بخش های مختلف کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» ادامه داد: این کتاب به جریان افراط گرای شیعی می پردازد که از زبان رهبر انقلاب تحت عنوان تشیع انگلیسی نامیده شده است، این کتاب به بخش داخلی و طیف خارج نشین این جریان پرداخته است.

وی بیان داشت: به طور کلی تاریخچه جریان شیرازی ها، ماهیت و مختصات فکری و کارکرد آنها از جمله موضوعاتی است که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. این کتاب در همین مدت به چاپ سوم رسیده و مورد استقبال عمومی قرار گرفته است.

نویسنده کتاب مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی در توضیح دیگر بخش های کتاب خود گفت: در ادامه کتاب به عقبه خارجی این جریان اعم از یاسرالحبیب مقیم لندن، محمد هدایتی مقیم آمریکا و… که از حامیان و همراهان فکری جریان شیرازی ها است پرداخته شده است. به عنوان مثال فردی به نام المهتدی البحرینی یکی از مبلغان مرجعیت سید صادق شیرازی در بحرین است که متاسفانه با پادشاه بحرین هم همراهی و همکاری می کند. لذا سعی کردیم در این کتاب به این افراد خارج نشین نیز پرداخته شود.

وی ادامه داد: در بخش های دیگر کتاب ضمن اشاره به موضوعاتی همچون قمه زنی و برائت، تعظیم شعائر و… که این جریان مدعی حفظ آن هستند، این موضوعات را از سوی علما و مراجع مورد بررسی قرار دادیم و ادعاهای این جریان را در این کتاب رد کردیم.

قاسمی در خصوص مختصات فکری این جریان گفت: نگاه قشری و سطحی به معارف شیعه بزرگترین آفتی است که گریبان این جریان را گرفته است، اصل کردن فروع و فرع کردن اصول در مکتب اهل بیت(ع) آسیب زیادی به جامعه شیعی می زند که متاسفانه این جریان این خطا را مرتکب شده است. آنها فروعی را به اصل لایتغیر تبدیل کرده اند و اصولی که امهات مبانی شیعه است را به فرع و حاشیه بردند.

وی ادامه داد: به عنوان مثال وحدت بین فرق اسلامی چیزی است که در قرآن آیات متعددی در مورد آن داریم. ضمن حفظ چارچوب ها در هر مذهب باید وحدت بین فرق اسلامی حفظ شود. این توصیه قرآن و سیره معصومین است که ما روایات بسیار روشنی در باب حفظ وحدت داریم. اما این جریانات امروز بر طبل تفرقه و تکفیر می کوبد و منکر وحدت است و این باعث شده که اینطور آب به آسیاب دشمنان اسلام که تفرقه در میان امت اسلام را می طلبند می ریزد و در واقع آتش بیار این جنگ ها و درگیری های فرقه ای که امروز در منطقه شاهد آن هستیم، شده اند.

وی اظهارداشت: کنار گذاشتن استکبارستیزی از دیگر شاخصه های این جریان است، شما کوچکترین واکنشی از این جریان علیه استکبار نمی بینید، آنها شعار جدایی دین و سیاست می دهند، البته در همین شعار هم دروغ می گویند چون علیرغم اینکه قائل به جدایی دین از سیاست هستند جایی که منافع غرب را تامین می کند وارد سیاست می شوند مثلا در تقابل با جمهوری اسلامی وارد سیاست می شوند، ولی به طور کلی شعار جدایی دین و سیاست می دهند.

قاسمی ادامه داد: آنها شیعیان را به صورت قشری و عوامانه بار می آورند، بعنوان مثال همه چیز را در تعظیم شعائر می بینند در حالی که ما علاوه بر تعظیم شعائر باید به اهداف قیام کربلا بپردازیم، آنها به یک قمه زدن در عزای سید الشهدا اکتفا می کنند، بدون اینکه توجه کنند که همین قمه زنی امروز باعث وهن شیعه می شود.

وی افزود: این جریان یک جریان شبه تکفیری منسوب به شیعه است و قطعا یکی از مسببین آتشی که امروز در منطقه شاهد آن هستیم همین جریانات شیرازی ها هستند.

نویسنده کتاب مرجعیت موروثی و تشیع انگلیسی در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، منبی بر مشابهت جریان تشیع انگلیسی و اسلام داعشی، اظهارداشت: هر دو جریان تکفیری در اهل سنت و شیعه، بسیار قشری و سطحی با معارف اسلامی روبرو می شوند و برداشت های خود و تفسیر به رای خود را بر قرآن و روایات تحمیل می کنند. نتیجه این می شود که از دو طرف عده ای با تعصبات کور و هیجانات کاذب به جان هم می افتند و هر کدام فکر می کنند که حق دارند غیر خود را تکفیر کنند.

وی افزود: در هر دو تفکر علائم آشکار اخباری گری وجود دارد که به ظاهر روایات اکتفا می کنند، حتی اگر روایت سند محکمی نداشت و یا روایات معارض و تناقضاتی با سایر روایات داشت و با محکمات قرآن سازگاری نداشت به صرف اینکه این روایت در فلان کتاب نقل شده بدون توجه به سند و محتوا و دلالت، آن را معیار عمل قرار می دهند که این یکی از وجوه تشابهات این دو جریان است.

یاسر الحبیب ، موهن به مقدسات اهل سنت و مروج قمه‌زنی ، به ۱۰ سال حبس محکوم شد

 به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری فارس، اداره جنایی دادگاه سراسری کویت، روز سه‌شنبه، «یاسر الحبیب» شیخ لندن‌نشین مشهور را به تحمل ۱۰ سال حبس محکوم کرد.

به گزارش وبگاه روزنامه «القبس» کویت، این حکم غیابی صادر شده و یاسر الحبیب در خصوص پرونده امنیت کشور کویت به همراه یک نفر دیگر به اتهام «فتنه‌انگیزی میان اقشار مختلف مردم کویت از طریق شبکه‌ ماهواره‌ای» به حبس محکوم شد.

یاسر الحبیب (متولد ۱۹۷۹ میلادی) شیخی به ظاهر شیعه، اهل کویت و صاحب شبکه ماهواره‌ای «فدک» است که در لندن ساکن است. او برنامه‌های خود را که در آن به بهانه دفاع از شیعه، به اهل سنت و دیگر مسمانان توهین می‌کند به هیچ محدودیتی از انگلیس پخش می‌کند.

او در ماه «می» سال ۲۰۰۴ نیز به اتهام «اهانت به صحابه» پیامبر اکرم (ص) بازداشت و مسئله تا حد «امنیت کشور» کشیده و به ۱۰۰ سال حبس محکوم شد. او سه ماه را در زندان گذراند اما به مناسبت روز ملی کویت، مورد عفو امیر کویت قرار گرفت.

یاسر الحبیب که به تفرقه‌افکنی میان مسلمانان مشهور شده، سپس کویت را به مقصد عراق و ایران ترک کرد و بعد از آن به انگلیس رفت و ساکن لندن شد و پناهندگی گرفت.

برای آشنایی بیشتر با یاسر الحبیب بر روی لینک زیر کلیک کنید :

نامه نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به رئیس دستگاه قضا درباره ضرورت برخورد قاطع با تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون ، در نامه نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم خطاب به آیت‌الله آملی لاریجانی آمده است: با احترام و درود به روان تابناک بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام راحل عظیم‌الشأن(ره) و شهدای راه امام و دعا برای سلامتی ولی امر مسلمین حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و تبریک ایّام‌الله دهه مبارک فجر به حضرتعالی و تشکر از حضور و تشریف فرمایی در مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم نکاتی چند تقدیم می‌شود:
۱٫صلابت و اقتدار قوه قضاییه به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام اسلامی برای احقاق و احیای حق مظلومان و اجرای عدالت در مقابله با متجاوزان به حقوق افراد و اجتماعات، اصلی خدشه ناپذیر است.
۲٫ چنانچه مستحضرید در سال گذشته مقام عظمای ولایت در دیدار نمایندگان مجمع طلاب، «حوزه انقلابی» را یکی از مطالبات جدی از مجمع نمایندگان دانستند که امید است در کادر مدیریتی ـ قضایی این قوه، بر به‌کار گرفتن قضات فاضل، شایسته امین و انقلابی اهتمام ورزیده که خود عامل استحکام قوه قضاییه است.
۳٫ یکی از اقدامات انقلابی و حکیمانه امام خمینی(ره) تأسیس دادسرای ویژه روحانیت بود که با تدبیر امام خامنه‌ای ادامه یافت. انتظار می‌رود این دادسرا بتواند بیش از پیش برای مبارزه با عناصر نفوذی و مزاحم در راستای صیانت از حوزه و روحانیت بدون هیچ ملاحظه‌ای از آبروی روحانیت محافظت کند.
۴٫ عدم برخورد جدی با مفاسد و مفسدان اقتصادی هرچند اندک است ولی یک بیماری واگیردار در نظام اداری ما تبدیل شده است. پیشگیری، همراه با برخورد قاطع با مفسدان، به ویژه در درون دستگاه قضا ضمن توجه به فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی مقام معظم رهبری می‌تواند امنیت اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی را در جامعه گسترش دهد.
۵٫ اقتدار و صلابت انقلاب و نظام موجب شده دشمنان ایران اسلامی درصدد بدل درست کردن برای مراجع عظام تقلید بیافتند که فرزندان انقلابی امام و ولایت هرگز تحمل نمی‌کنند تشیع انگلیسی و یا عوامل نفوذ درصدد سوق دادن حوزه و انقلاب به سمت اسلام سکولار و لیبرالیسمی و تکفیری باشند لذا خاضعانه تقاضا داریم با عوامل تشیع انگلیسی برخورد کنید.
۶٫ مدتی است که از پدیده حقوق‌های نامتعارف و نجومی می‌گذرد و نتیجه شفاف و قانع‌کننده‌ای به مردم ارائه نشده است ما نمایندگان طلاب مطابق عهدنامه مالک ضمن درخواست برخورد قاطع با برداشت نامشروع، زیاده‌خواهی و زیاده خوری‌ها از بیت‌المال، از شما می‌خواهیم به جد دست غارتگران بیت‌المال را کوتاه و ضمن معرفی به سزای اعمالشان برسانید.
۷٫ ما ضمن محکوم کردن تبلیغات مغرضانه رسانه‌های بیگانه و عوامل وابسته به آن‌ها در تهاجم ناجوانمردانه به قوه قضاییه از مواضع انقلابی، ارزشی و صریح حضرتعالی و مسؤولان عالی آن قوه تشکر کرده و پیشنهاد می‌کنیم حضرتعالی با مقاومت در برابر هجمه‌ها و انعکاس خدمات صادقانه قوه قضاییه همراه با اطلاع رسانی به مردم از حجم سنگین این تهاجم بکاهید.
۸٫ یکی از تهدیدات علیه نظام اسلامی وجود جریانات وابسته به استکبار و مخل امنیت اجتماعی است که نمونه آن در فتنه ۸۸ موجب ضررهای مادی و معنوی زیادی به نظام اسلامی وارد شد. مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ضمن هشدار به فتنه‌گران از مسؤولان قضایی کشور مجدانه می‌خواهد با سران فتنه بدون هیچگونه مماشات برخورد کرده و برای امنیت و سلامت بیشتر انتخابات و جلوگیری از تکرار آن اقدامات لازم را انجام دهد.
۹٫ یکی دیگر از مطالبات عموم طلاب و حوزویان پیگیری حقوقی قضایای بین‌المللی و جلوگیری از پایمال شدن حقوق مسلم ملت ایران به علت تحریم‌ها به بهانه‌های واهی و اتهامات بی اساس است که امید است با دستور حضرتعالی و فعال‌تر شدن قوه قضائیه در سطح جهانی با پیگیری و از حقوق ملت ایران دفاع شود.
۱۰٫ ضرورت دارد قوه قضائیه با پیگیری حقوق بشر اسلامی و احیای آن در سطح جهان ضمن رسوا کردن مدعیان دروغین حقوق بشر که بر جنایات جاری و کودک کشی در یمن، سوریه، عراق و سایر بلاد اسلامی با اخذ رشوه چشم خود را بسته‌اند قاطعانه برخورد و آنان را رسوا کند.
۱۱٫ نظارت دقیقی بر وضع قوانین و عملکرد دستگاه قضا برای استحکام آن قوه با تربیت و کادرسازی نیروهای انقلابی میسر است. امید است با دستور حضرتعالی این مهم بیش از پیش مورد توجه واقع شود.
۱۲٫ پیشنهاد می‌کنیم اجلاسیه قضات کشورهای اسلامی در ایران، ام‌القرای جهان اسلام برگزار شود تا بتوان مبانی اصیل اسلام ناب محمدی را در مقابل اسلام آمریکایی به جامعه جهانی معرفی کرد. در این راستا ایجاد دبیرخانه رؤسای قضایی کشورهای اسلامی برای طرح نظارت کارشناسی در سازمان‌های بین‌المللی می‌تواند مورد توجه باشد.
۱۳٫ ما نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه ضمن حمایت مجدد از مواضع انقلابی و ارزشی قوه قضائیه به عنوان ملجأ و پناه مردم امیدواریم همچون گذشته تحت توجهات حضرت ولیعصر (عج) و تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری موفق و مؤید باشید.

شیعه انگلیسی دشمن اهل بیت (علیهم السلام) است/ خاندان پیامبر اسلام (علیهم السلام) مایه وحدت هستند

به گزارش قادمون ، آیت‌الله محسن اراکی در هفتمین ‌همایش‌‌ هیأت‌های ‌محوری ‌و برگزیده کشورکه در سالن همایش‌های مجتمع فرهنگی آموزشی یاوران مهدی(عج) برگزار شد، با اشاره به اینکه بر اساس روایات ائمه اطهار(ع) رابطه نزدیکی میان صبر و تشیع وجود دارد، اظهار کرد: تشیع در بصیرت خلاصه و این عنصر سبب تمایز مذهبی شیعی نسبت به دیگر مذاهب شده است.

وی با تاکید بر اینکه قوام نعمت ولایت در بصیرت است، اضافه کرد:‌ مشکل جوامع اسلامی در دوره‌های مختلف محروم شدن از نعمت ولایت بوده است.

دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی نتیجه بصیرت را صبر دانست و خاطرنشان کرد: افراد با بصیرت اهل صبر بوده و صابران به امامت فردی یا جمعی می‌رسند.

وی با اشاره به اینکه مفهوم شیعه رسیدن جامعه به امامت جمعی است، مطرح کرد: قیام امام عصر(عج) مقدمه شکل‌گیری امتی است که می تواند جامعه را امامت کند و شرط امامت جمعی یا فردی صبر است.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه صبر یکی از ویژگی‌های حضرت علی(ع) است، عنوان کرد: هنر حضرت زهرا(س) نیز صبر است به همین علت شیعیان این خاندان باید صبر را پیشه کنند و نخستین شرط صبر این است که بتوانیم نام پیامبر(ص) را صبورانه در جامعه احیا کنیم.

وی خاطرنشان کرد:‌ باید نام حضرت رسول(ص) را زنده نگه داریم و اجازه ندهیم پرچم ایشان به زمین بیافتد چراکه این مسئله جامعه را به سمت جدایی و اختلاف پیش می‌برد و اگر به سمت اختلاف و انشقاق برویم نمی‌توانیم به صبر و بصیرت برسیم.

آیت‌الله اراکی معنای بصیرت را ماندگاری در خط اهل بیت(ع) دانست و مطرح کرد: نباید از سیره آنان تخطی کرده بلکه باید با برادران دینی خود در یک جبهه قرار گرفته و با مخالفان مقابله کنیم؛ در دیداری که با آیت‌الله وحید داشتم، ایشان بیان کردند که لعن علنی بزرگان اهل سنت حرام است به همین علت باید به جای تاکید بر آموزه‌های منفی به آموزه‌های مثبت تاکید کرد.

وی افزود: معنی جمله مذکور این است که اصل برائت باید رعایت شود اما اعلام برائت با رعایت این اصل، فرق دارد و این‌ها را باید از هم جدا کنیم.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه دنیا جایگاه حضرت علی(ع) را درک نکرده است، عنوان کرد: تاکنون نتوانسته حضرت علی(ع) را به دنیا بشناسانیم و نتوانسته نام حضرت فاطمه(س) را به مردم خودمان برسانیم.

این استاد برجسته خاطرنشان کرد: برخی می‌خواهند با شایعه‌سازی‌ها، کینه مردم مظلوم غزه را در دل ما ایجاد کنند تا دولت و مردم دست از حمایت مظلومان بردارند.

وی با اشاره به اینکه شیعه انگلیسی دشمن مذهب تشیع و اهل بیت(ع) است، اضافه کرد: رهبران این گروه تاکنون در مورد جنایات رژیم صهیونیستی و دیگر ظالمان سخنی بیان نکرده و اکنون در یمن همراه آل‌سعود علیه مردم مظلوم این کشور می‌جنگند.

آیت‌الله اراکی از محبت گروهی از اهل سنت نسبت به اهل بیت(ع) یاد کرد و ادامه داد: خاندان پیامبر اسلام(ص) مایه و منشا وحدت هستند و مخالفت با این افراد عامل اختلاف است؛ وحدت حقیقی زیر پرچم اهل بیت(ع) همانند حماسه اربعین رقم زده می‌شود در این حماسه شیعه و سنی در کنار یکدیگر حضور یافتند.

لازم به ذکر است، برگزیدگان دومین کنگره شعر وحدت اسلامی در پایان مراسم افتتاحیه این همایش با حضور آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، علی انسانی و مهدی سلحشور از اساتید برجسته مداحی تقدیر شدند.

منبع : خبرگزاری تقریب

لزوم هوشیاری در برابر فتنه‌انگیزی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی در مراسم اربعین

به گزارش قادمون ، حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی قاضی عسکر، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان شمالی، با اشاره به در پیش بودن ایام اربعین و حضور میلیونها زائر در مراسم راهپیمایی اربعین، اظهار کرد: تجمع میلیونی اربعین تنها مختص به شیعیان نیست بلکه اکنون بسیاری از پیروان اهل سنت ایران و سایر کشورهای اسلامی و حتی مسیحیان هم در این تجمع شرکت می‌کنند.

وی با بیان اینکه آیین اربعین به نماد همبستگی امت اسلام و همه ملتهای آزادی‌خواه جهان بدل شده است، خاطرنشان کرد: در این میان برخی بدخواهان و دشمنان اسلام ناب برای تأثیرگذاری منفی بر این مراسم وارد عرصه شده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر ادامه داد: در سالهای گذشته شیعه انگلیسی از مراسم اربعین سوءاستفاده کرده و سبب تفرقه بین امت اسلامی می‌شد اما با موضع‌گیری رهبری، مراجع نجف و توجیه زائران در مورد نقشه‌ای که دشمنان برای مراسم اربعین کشیده شده بودند، اکنون اوضاع بهبود یافته است.

وی تصریح کرد: انسان نادرستی مانند یاسرالحبیب در انگلستان امکانات می‌گیرد و در ویدئویی می‌گوید خاندان سلطنتی انگلستان هم جزء اهل بیت هستند! و از سوی دیگر در آمریکا هم شبکه در اختیار پیروان سنی آمریکایی گذاشته شده و در قالب شبکه‌هایی چون وصال و غیره به شیعه بد گفته و فتنه شیعه و سنی ایجاد می‌کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر با تأکید بر هوشیاری همه مسلمانان درزمینه فتنه‌انگیزی شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی با استفاده از مراسم اربعین، ادامه داد: مسؤولان و کارگزاران مراسم به این نکته توجه داشته باشند و جلوی فتنه‌انگیزی دشمنان در جامعه اسلامی را بگیرند.

به گفته وی، شیعه انگلیسی چند سالی بود تلاش می‌کرد از مراسم اربعین سوءاستفاده کرده و بین شیعیان و اهل سنت اختلاف بیندازد اما رهبری و مراجع نجف فتوا داده و تأکید کردند که این مراسم باید محور وحدت امت اسلام باشد.

نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت خاطرنشان کرد: مراقب باشیم توطئه‌گران ما را نسبت به اهداف اصلی محروم و دلسرد نکنند؛ زیرا هدف مراسم اربعین حسینی و اثرگذاری آن بسیار بالا است.

وی با بیان اینکه در این زمینه برخی مسائل از جمله مسائل مربوط به نظم و امنیت زائران وجود دارد که باید به آنها توجه شود؛ تصریح کرد: در این راستا سامانه سماح برای ساماندهی و مدیریت همه اعزام‌های زائران به اربعین راه‌اندازی شد اما متأسفانه سفارت عراق مقداری خارج از سامانه سماح اقدام به صدور ویزا کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسکر با اشاره به اینکه در مورد روحانیان و مداحان عتبات عالیات هم حرکتهای خوبی صورت گرفته و سطح معلومات و دانش روحانیان عتبات افزایش یافته است، افزود: به عنوان مثال برای مراسم اربعین امسال ۳۵۰ نفر از اساتید شاخص حوزه‌های علمیه برای اداره کاروان‌های ما جذب شده‌اند.

گفتنی است، بر اساس برنامه امسال از کل کشور حدود ۲ میلیون ایرانی در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی در کربلا شرکت می‌کنند.

نگذاریم تشیع انگلیسی و اسلام متحجرانه کار را دست بگیرند/ برای ثواب بردن به اربعین نمی رویم

به گزارش قادمون ، نشست «اربعین حماسه ای از جنس مهربانی» به همت جامعه اسلامی دانشجویان و با سخنرانی حجت الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار شد.
حجت الاسلام مهدوی ارفع در آغاز این جلسه گفت: امیرالمومنین علیه السلام قبل از جنگ صفین زمانی با سربازان خود از سرزمینی در عراق عبور می کردند که در نقطه ای توقف می کنند. اندکی به خاک آن زمین نگاه کردند، گریستند و گفتند اینجا مکانی است که در آینده عاشقان حقیقی خدا در آن به خاک و خون کشیده می شوند.
حجت الاسلام مهدوی افزود: تلاقی تاریخی این واقعه در زندگی علی علیه السلام نقطه تامل در جایگاه سیاسی کربلا است؛ علی علیه السلام زمانی این حرف را با آن حالت هیجان زدند که از جنگی برمی گردند که یاران بی بصیرتشان، جنگِ در آستانه پیروزی را به یک سازش احمقانه تبدیل کردند و حکمیتی بوجود آمد که خون به دل حضرت و طالبان حقیقت شد. از دل این حکمیت بزرگترین دشمنی ها برای علی علیه السلام توسط سربازان دیروزشان شکل گرفت که یکی از جلوه هایش مدت کوتاهی بعد، جنگ نهروان بود.

اربعین
طلایه دار نهضت  جهانی نهج البلاغه افزود: این تلاقی تاریخی برهه حساسی است، و زمانی نیست که حضرت به حکومت رسیده که در اولین جنگ مردم کوفه خوب درخشیدند. بلکه در روزگاری است که علی علیه السلام از دست امت خود کم کم خسته شدند و ادبیات ایشان به گلایه و نفرین و گاها آرزوی مرگ تبدیل شد. در چنین زمانی حضرت در یک ادبیات عاشقانه ی رمزی، فرمودند «عاشقان حقیقی خدا اینجا شهید می شوند».

حجاب زمان
وی گفت: داستان سید الشهدا علیه السلام مثل بقیه وقایع که عمیق هستند با گذر زمان (اگر زمانه رو به جلو باشد) در هر دوره یک لایه از آن برداشته می شود. حتی جزییات دین در عرصه انسانهای نخبه اینطور است و هرچه زمان می گذرد یک لایه از حجابش برداشته می شود، عده ی بسیار کمی در گذشته ها می توانند آینده را هم ببینند و اکثر مردم گرفتار حجاب زمان هستند و باید زمان بگذرد تا بفهمند آنچه باید می فهمیدند.

مهدوی ارفع تببین کرد: فهم آنها اشتباه یا لااقل ناقص بوده. لذا دعوا و جنگ تاریخی بین کسانی که نگاه با بصیرت تری به حقایق دارند و انسانهای سطحی همیشه بوده و هست. الآن بعد از گذشت ۴ دهه از خورشید انقلاب اسلامی، فهم خیلی از مسایل عوض شده است و عده ای این را از قبل می فهمیدند مثل امام (ره) که در بصیرت و فهم بی نظیر است.

سخنران تصریح کرد: در روزگاری که خیلی از مراجع معظم تقلید به واسطه اینکه می دیدند زمانه اصلا امکاناتی در اختیار دین نمی گذارد که بخواهند احکام فقهی رفتارهای اجتماعی را بگویند، و حتی امر به معروف و نهی از منکر را در رساله ها مطرح نمی کردند، امام خمینی در نجف در دهه ۴۰ ولایت فقیه درس می داد.
وی افزود: این برای خیلی ها جای سوال و حتی بعضا جای تمسخر داشت، مثل کشتی ساختن نوح (ع) در بیابان که برای عده زیادی سوال بود. روزی که به امام گفتند با کدام سرباز می خواهی قیام کنی فرمود «سربازان من در گهواره ها هستند» و کار به جایی رسید که کشتی انقلاب فقه و مرجعیت را نجات داد و به تعالی رساند. امروز مراجع تقلید ورود به احکامی می کنند که قبل از انقلاب موضوعش در مخیله خیلی هایشان نمی آمد.

مصیبت یا حماسه؟
مهدوی ارفع گفت: بعضی از وقایع آنقدر عمیق و دقیق هستند که کسی که در دلِ ایمانش بصیرت نداشته باشد نمی تواند جلو جلو ببیند. قصه حسین بن علی علیه السلام و کربلا هنوز مبتلا به حجابهای زیادی برای اکثریت است. لذا بعضی ها به ندرت از دل این مصیبت اعظم نگاه حماسه و عرفان در آوردند. اکثریت هنوز معطل خیلی از وجهه های کتک و سر بریدن هستند، در حالی که خدایی که این واقعه را از روز ازل در لوح محفوظ ثبت کرده گفته این مصیبتی است که باید برای آن شکر کنید و همه را در این خماری گذاشت که بین مصیبت و شکر چه نسبتی هست؟

این کارشناس دینی افزود: بین مصیبت و شکایت نسبت معلوم است، بین نعمت و شکر هم نسبت واضح است، اما بین مصیبت اعظم و شکر عظیم چه نسبتی هست، که در سجده و در نزدیکترین حالت بین عبد و معبود، به شما می گوید خدا را بر نعمت این مصیبت حمد کنی؟ در دل این مصیبت اعظم نعمت عظمی خوابیده است و اگر سید الشهدا پا به این عرصه نمی گذاشت این نعمت عظمی نصیب بشریت نمی شد؛ نعمت بیدار شدن مظلومین در مقابل مستکبرین ولو مستضعفین در اقلیت باشند.
وی افزود: پیروزی حسین علیه السلام و یارانش چند صد سال بعد معلوم می شود و صدای آن ۲۲ بهمن ۵۷ درآمد. ما نتیجه پیروزی خون بر شمشیر را دیدیم. از نگاه یزید و آدمهای سطحی در صحنه کربلا امام علیه السلام از بین رفت، از نگاه یزید کربلا فقط مصیبت است اما از نگاه الهی و نگاه زینب کبری کربلا یک موج از انفجار نور است و راه را به همه نشان داد.

کربلا نقطه تلاقی اراده خدا با اراده موحدین

این مدرس نهج البلاغه گفت: امام حسین علیه السلام به ما یاد داد اگر از خودت گذشتی آزاد می شوی و الا امام بلد بود مذاکره و توافق کند. همه اولیا می گویند به سمت کربلا بروید. چرا؟ برای اینکه حال پیدا کنیم یا برای اینکه صواب ببریم؟ نه. بلکه برای اینکه درس تولید شده توسط حضرت را در جهان توزیع کنیم. امام حسین علیه السلام خون خود را مرکب و پیکر خود را کتاب کرد و با آن درس آزادگی را نوشت. ما باید این درس رابفهمیم و هجا کنیم و به دنیا عرضه کنیم.
وی تاکید کرد: اربعین و این راهپیمایی خارق العاده اش معلوم می کند که بشارت خدا و ائمه دارد به نقطه پایانی خود نزدیک می شود. حالا تمام بشر باید متوجه شوند که در این وانفسای جهالت مدرن هیچ راهی جز راه حسین بن علی علیه السلام نیست. فهم این داستان مثل فهم خیلی از معارف دیگر یا با بصیرت حاصل می شود یا با مرگ و ورود به برزخ.
مهدوی گفت: امام (ره) انقلاب کرد در حالی که عده ای از دوستان نزدیکش در لحظه آخر هم می گفتند این انقلاب پیروز نمی شود. امام با اطمینان حرکت کرد و با اطمینان هم حرکت خود را به پایان رساند.
وی اعلام کرد: کسی اگر بخواهد جهش شخصیتی کند و افق خود را بالا ببرد و در حجاب زمان گرفتار نشود باید این نکته را بداند که هنر کسانی که می توانند هزار سال قبل اقدامی را در صفحه شطرنج عالم انجام دهند (که تا هزار سال کیش و مات کنند) این بود که متوجه اراده پروردگار بودند. مهدوی ارفع توضیح داد: اینکه دقیقا تو الآن کدام مهره را باید تکان دهی و به چه قیمتی، که یک گام از پیروزی نهایی را تو بسازی، ولو به ظاهر شکست بخوری. این هنر زیادی می خواهد، اینکه کسی اراده خداوند در هستی را بفهمد و با سلولهای وجودش باور کند و نیازهای زمانه خود را ذیل این اراده الهی شناسایی کند. لذا امام گرچه نگاه جهانی داشت اما اصرار داشت از ایران شروع کنیم.

قرآن را برای صواب نمی خوانیم

مهدوی ارفع اضافه کرد: اربعین برای ما یکی از بزرگترین نشانه هایی هست که نشان می دهد درست زمانه خود را فهمیدیم. نگاه ما به اربعین این نیست که صواب دارد پیاده تا کربلا برویم، همان طور که تا به حال اشتباه می فهمیدیم که قرآن را برای صواب بخوانیم، قرآن را می خوانیم که عمل کنیم که دنیا را بسازیم. کربلا نقطه تلاقی اراده خدا با اراده تمام موحدان هستی است، لذا در روایت آمده است که هیچ یک از انبیا نبودند مگر اینکه در کربلا خونی از آنها ریخته شده است. اینجا باید هر کدام سری زده باشند تا بتوانند کاری در عرصه بشریت انجام دهند.

تشیع انگلیسی و اسلام متحجرانه
وی گفت: اربعین را از این زاویه بنگرید که باید بهترین اقدام را در اربعین داشته باشیم، نباید بگذاریم طیف های دیگر مثل تشیع انگلیسی و اسلام متحجرانه اربعین را بدست بگیرند. ما نباید بگذاریم این صحنه توسط منحرفین ویرایش شود و این راه تنها راهی است که اگر یقین داری خطر دارد هم باید بروی. اگر پول نداری باید قرض کنی و بروی.
مهدوی ارفع تاکید کرد: هرچه جمعیت بیشتر و البته شعارها و پیام ها انقلابی تر باشد خیلی اقدامات سیاسی آسان تر می شود. خیلی در فضای فکری کار راحت تر می شود، بشر اول نمود می بیند و بعد دنبال ریشه های نمود می گردد. این اندیشه تنها کلیدی است که قفل جاهلیت مدرن را می تواند باز کند. شعار امام حسین علیه السلام هیهات من الذلت است.

حرکت ما باید پیام داشته باشد
وی گفت: ما در اربعین یک کار سیاسی، فرهنگی، اعتقادی و تمدنی در پیش داریم. حرکت عبادی صرف نیست. ما قرار گذاشتیم در طریق الحسین فضای تبلیغ نهج البلاغه داشته باشیم، دلیلش هم این است که شرایط امروز بسیار شبیه شرایط تاریخی حکومت علی علیه السلام است. شناخت علی علیه السلام و زمانه اش بسیار راهگشاست. قصد داریم نهج البلاغه را به عنوان ریشه ای ترین و عمیق ترین منبع اشتراک ملل جهان به هر زبانی تبلیغ کنیم.
مهدوی هشدار داد: جریاناتی که دستشان در جیب ملکه انگلیس است برای این حرکت نقشه و طراحی دارند. اگر بخواهند اربعین را به انحراف بکشند ما باید سالها به سر بزنیم که عقب افتادیم. در اربعین خدمت به زائر ارزشمند است اما ما خادم محتوای اربعین کم داریم.

وی در پایان راهیان سفر اربعین را به رعایت چند نکته دعوت کرد: از هر آنچه باعث ایجاد تفرقه بین ما و بقیه ملل می شود بپرهیزید و به طور مستقل مرچم موکب ها را علم نکنید و زیرمجموعه مردم عراق کار کنید. بگذارید آنها احساس کنند خودشان دارند جریان را اداره می کنند. باید برسیم به جایی که عاشورا و غدیر ظرف وحدت و یکپارچگی تشیع و اسلام شود.

مهدوی ارفع

جریان تشیع انگلیسی با شاه تقیه و با امام خمینی(ره) ستیز داشتند

به گزارش قادمون ، حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در همایش مبانی استکبار ستیزی از منظر قرآن و حدیث ضمن اشاره به روز 13 آبان و توطئه های استکباری علیه روحانیت و حوزه های علمیه گفت: در بین اسناد لانه جاسوسی آمریکا راجع به شهر مشهد در تاریخ 15 مهرماه 1358 گزارشی با قید خیلی محرمانه منتشر شده است که در آن گزارش آمده کارمندان سیاسی سفارت آمریکا یا همان جاسوسها در اماکنی چون دانشگاه مشهد و خانه علمای این شهر رفت و آمد داشته اند.

رحیم پورازغدی با استناد به گزارش جاسوسهای آمریکایی اظهار کرد: این برهه زمانی با ایام ولادت امام هشتم مصادف بوده و شهر در سرور و شادمانی به سر می برده است، در این گزارش آمده است که شهر مشهد از جریان های سیاسی صد سال اخیر مانند نهضتهای مشروطه و ملی شدن صنعت نفت فاصله داشته است و در حرکتی مانند ملی شدن صنعت نفت یک هسته بیشتر فعال نبوده است.

وی در ادامه افزود: در گزارش آنها آمده است که در اتفاقات 15 زمان خرداد 1342، مشهد فعالیت جدی ای در متن حوادث نداشته است اما الان آیت الله خمینی (ره) شاگردان خود را پس از وقوع انقلاب اسلامی در شهر مشهد منصوب کرده و دورادور شهر را کنترل می کند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه بسیاری از گزارشهای این دست خلاف واقع است، اظهار کرد: دو روز قبل از کشتار 19 دی ماه در قم، در روز 17 دی ماه که سالروز کشف حجاب بود، تعدادی از زنان مذهبی شهر مشهد با تکبیر و صلوات در قسمتهایی از مشهد تظاهرات کردند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند منتهی برخلاف شهر قم، در اینجا کشتاری رخ نداد.

وی با بیان اینکه روزهای نهم و دهم دی ماه 57 مشهد از خونین ترین روزهای این شهر است، یادآور شد: به عبارت دیگر 22 بهمن چهل روز جلوتر در مشهد به وقوع پیوسته بود چرا کنترل شهر در این ایام از دست عناصر حکومت پهلوی خارج شده بود و آنها نتوانسته بودند تا این تاریخ بر شهر مسلط باشند.

وی در ادامه با استناد مجدد به گزارش های بدست اسناد لانه جاسوسی درباره مشهد گفت: جاسوس سرویس های اطلاعاتی آمریکا در این گزراش می گوید که از اوائل ماه ژانویه شهر به دست حضرات آیات حاج شیخ حسن قمی و سید عبدالله شیرازی افتاده است و شیرازی ها حمله به اتباع خارجی را منع کرده اند و کنترل شهر بدست منصوبان خمینی است.

رحیم پورازغدی با اشاره به نفوذ جاسوسهای آمریکا در بین اعضای خانواده یکی از روحانیون مطرح مشهد یادآور شد: آن جاسوس می گوید که این فرد هدف، لیبرال بوده و درباره آخرین فرماندارهای مشهد، قبل از سقوط رژیم پهلوی می گوید: تعدادی روحانیون شهر با این فرمانداران رابطه خوبی داشتند منتهی خمینی از رابطه آنها با رژیم پهلوی سند داشت و آنها می ترسیدند که این اسناد رو شود.

وی با استناد به گزارش اسناد لانه جاسوسی آمریکا پیرامون شهر مشهد به نقل از آن اسناد گفت: برخی از روحانیون این شهر از اینکه حلقه ای دور خمینی تشکیل شود ناراحت بودند، برخی دیگر مخالف این مسئله هستند که وقتی نام خمینی برده می شود سه صلوات فرستاده می شود و وقتی نام پیامبر(ص) برده می شود یک صلوات؛ خمینی با دادن عناوینی چون حجت الاسلام و آیت الله برای برخی از افراد، تهدیدی برای حوزویان و آخوندها محسوب می شود، ما قبلاً فکر می کردیم که این افراد یک دست هستند اما هرچه جلوتر رفتیم فهمیدیم که آنها با خمینی زاویه زیادی دارند.

وی با بیان اینکه سرویس های جاسوسی تمام تیپهای شخصیتی روحانیون را بررسی کرده اند، اظهار داشت: این افراد روحانیت را به چهار دسته تازه به دوران رسیده، درباری، انقلابی و ساده لوح تقسیم بندی کرده اند و معتقدند که افراد تازه به دوران رسیده به لحاظ مفاسد جنسی و مالی نقطه ضعف دارند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در تشریح آخوندهای درباری گفت: این دسته در زمان رژیم پهلوی با شاه به صورت علنی همکاری داشته و حتی در آن زمان از حکومت حقوق دریافت و با رژیم و ساواک همکاری می کردند، جاسوسهای آمریکایی معتقد بودند که روی این افراد به خاطر انزوایشان نمی توان حساب کرد.

وی در ادامه گفت: چندی قبل از شخصی که او هم از مرحوم آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، رئیس سابق مجلس خبرگان نقل قول می کرد شنیدم که ایشان طی سالهای 52 تا 53 هنگامی که در زندان بوده است از طریق آیت الله حسینعلی منتظری دستخطی از امام خمینی(ره) به دستشان می رسد که مبارزه کردن به جایی نمی رسد و امر مبارزه را رها کنید؛ آیت الله مهدوی کنی می گوید وقتی که دستخط را دیدم گفتم خیلی شبیه به خط امام (ره) است ولی دستخط ایشان نیست، بعدها معلوم شد که این دستخط توسط یکی از همین آخوندهای درباری جعل شده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در تشریح روحانیون انقلابی به نقل از اسناد لانه جاسوسی ادامه داد: تعداد دیگری از روحانیون در برابر شاه و آمریکا سرسخت هستند، این افراد از انقلابی و دستیاران خمینی هستند که حاضر به مذاکره با ما نبوده و ما را نجس می پندارند، باید مراقب باشیم تا این دسته جمهوری اسلامی ایران را قبضه نکنند ما به دنبال جمهوری اسلامی میانه روی لیبرال در ایران هستیم که در این راه آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری بهترین گزینه برای جایگزینی خمینی محسوب می شود.

وی با اشاره به اسناد لانه جاسوسی آمریکا پیرامون اغتشاشات شهرهای تبریز و قم در اوائل انقلاب گفت: امام خمینی (ره) از همان ابتدای سال 40 در قم، آیت الله شریعتمداری را قبول نداشت این موضوع در اسناد ساواک هم موجود است، پس از پیروزی انقلاب آیت الله شریعتمداری همراه با تعدادی از مریدان سرسخت خود به مشهد می آید و من در آن زمان که 14 یا 15 سال بیشتر نداشتم تصمیم گرفتم تا او را نصیحت کنم!، به سراغ وی می روم و او ابتدا گمان کرد که می خواهم سئوالی شرعی بپرسم اما خطاب به وی گفتم چرا وقتی که بی بی سی از شما طرفداری می کند در قبال او موضعی نمی گیرد؟ او در جواب گفت: برو پی کارت، دو هفته بعد از این اتفاق استغفار وی و پیام امام خمینی(ره) از تلویزیون پخش شد.

وی با اشاره به دیدار نماینده آیت الله شریعتمداری با جاسوس سیا گفت: آنها در گزارش هایشان آورده اند که وی با آنها خوش برخورد و به داشتن رابطه با آمریکا خوشبین بوده است آیت الله شریعتمداری از آمریکایی ها به خاطر کمکهای قبلی آنها قدردانی می کند و می گوید خمینی با این شیوه به تشیع و دین اسلام ضربه می زند، کشور ایران برای مصون ماندن از شوروی به کمک آمریکایی ها نیاز دارد؛ انتقادات فعلی از و عقیده دخالت آمریکا در امور ایران غلط است شریعتمداری گفته است من به صراحت نمی توانستم از بختیار حمایت کنم اما برخلاف او هیچ نگفته ام.

رحیم پورازغدی با اشاره به بیانیه آیت الله قمی در سالهای 62 تا 63 درباره مسئولان دادگاه انقلاب اسلامی یادآور شد: ایشان همواره یا خود را برتر از امام خمینی(ره) می دانست و یا مساوی با ایشان، آیت الله قمی در میانه های جنگ تحمیلی طی بیانیه ای مسئولان دادگاه های انقلاب اسلامی را فاسق و بی سواد خطاب کرد که در همان ایام من به همراه تنی چند از طلاب در حمایت از امام خمینی(ره) بیانیه ای را در شهر مشهد دادیم، در همین حوزه های علمیه مشهد صحبت از امام(ره) و یارانش بخصوص پس از انقلاب سخت بود.

وی با اشاره به جریان تشیع لندنی اظهار داشت: ولایتی های بی دین یا همان جریان تشیع لندنی خطی است که قبل از انقلاب هم بوده است این دسته با شاه تقیه داشتند و با امام خمینی(ره) ستیز، ایشان فرمود: خون دلی که پدر پیرتان از این دسته خورده است از ساواک نخورده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه مطابق اسناد لانه جاوسی برخی از وزیران، استانداران، روشنفکران و رهبران چپ کمونیست در ایران جاسوس سازمان سیا بوده اند، اظهار داشت: رئیس جمهور و سخنگوی نخستین دولت پس از انقلاب با سازمان سیا در ارتباط بودند.

وی افزود: صحبتهای برخی مسئولان فعلی نظام برخلاف صحبتهای دهه شصت آنها است و بر همین اساس من برای شخص مهندس مهدی بازرگان، نخست وزیر دولت موقت احترام بیشتری نسبت به آنها قائلم چرا که او از ابتدا می گفت امام خمینی(ره) را دوست دارد اما وی را قبول ندارد و معتقد بود که ایشان هزار قدم از وی جلوترند، در کتابی استدلال کرده بود که شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل انحراف از انقلاب است و در قرآن نیست.

رحیم پورازغدی با استناد مجددش به اسناد لانه جاسوسی گفت: یکی از خطرات، ارتباط مساجد با خمینی است که بایستی این ارتباط قطع شود، اگر ایران از نظر ما مهم است بایستی برخی از ناراحتی ها را تحمل کنیم و بر همین اساس بایستی سعی کنیم تا با برخی از پاسداران و انقلاب گری های روحانی ارتباط برقرار کنیم.

وی با اشاره به لفظ روحانیون میانه رو و سازش کار در این گزارشها اظهار کرد: آمریکا با برخی از آنها توانسته است صحبت کند این افراد از افکار عمومی وحشت داشته و زیر سایه امیرعباس هویدا، نخست وزیر رژیم پهلوی زندگی می کرده و از وی به طور مستقیم و غیرمستقیم حقوق دریافت می کردند، این دسته افرادی بودند که در سال 42 با خمینی کار می کردند و پس ار تبیعد وی با هویدا کار می کنند.

وی در ادامه با اشاره برخی از اسناد لانه جاسوسی گفت: در ایران افرادی هستند که بر علیه خمینی به خاطر دادگاههای انقلاب موضع گیری دارند و ما باید در پی اتحادیه ای بین نهضت آزادی و روحانیت سازش کار باشیم تا جلوی قطب افراطی خمینی که عناصر شاه را اعدام می کند ایستاد، سازمان سیا در گزارشهای خود آورده است که ما با دولت موقت در ارتباطیم و بایستی در زمینه حقوق بشر کار کنیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به بخشی از گزارش های اسناد لانه جاسوسی پیرامون تربیت آخوندهای آمریکایی گفت: آنها به دنبال پرورش روحانی بودند که هم متخصص و محب اسلام باشد و هم رابط بین رهبران مذهبی و سیا باشد، امام خمینی (ره) در وصیت خود اخطار داده است که مراقب چنین افرادی باشید تا در حوزه های علمیه نفوذ نکنند.

وی در پایان صحبتهای خود متذکر شد: بایستی اسناد لانه جاسوسی آمریکا مجدداً بین خواص بازخوانی شود چرا که جاسوسها طی یک روانشناسی دقیق از افراد مختلف نقطه ضعف می گرفتند تا از آن طریق به آنها ضربه بزنند.

منبع : خبرگزاری شبستان

«تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا انحراف در اعتقادات شیعیان +عکس و فیلم

به گزارش قادمون به نقل از  مشرق – “تشیع انگلیسی” یا “شیعه لندنی”؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا (ع) و گرم شدن بازار برخی انحرافات در مراسم عزای حسینی، مشرق گزارش پیشین خود را جهت مروری بر دسیسه های استکبار و فتنه های مذهبی، بازنشر میکند.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
تصاویری از هفته وحدت سال گذشته که «تشیع انگلیسی»‌ را بسیار عصبانی کرده است

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

در هفته وحدت سال 92، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز نسبت به تشیع مرتبط با انگلیس و تسنن مزدور آمریکا هشدار دادند. نیز رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند: آن تشیعی که با MI6 انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند. [1]

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.  (گزارش ویژه مشرق از سرویس اطلاعاتی انگلیس)

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهابملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
محمد بن عبدالوهاب با هدایت سرویس اطلاعاتی انگلیس در سال 1143 قمری مذهب یا فرقه‌ای تازه تاسیس کرد که امروز “وهابیت” نامیده می‌شود.

پس از آن نظریات عبدالوهاب برخلاف دستورات اسلام آغاز شد و با تحریک همفر، عبدالوهاب تا مرز اعلام پیامبری نیز پیش رفت. سرانجام با تلاش‌های همفر، محمد بن عبدالوهاب – که به استناد متون تاریخی و شهادت شخصیت‌های زمانه‌اش جوانی سرکش، تندخو و سطحی‌نگر بود –  به همراه محمد ابن سعود از سال 1143ه.ق مذهب تازه‌ای را تاسیس کرد. در اینجا ضروری است وجه تسمیه، واژه وهابی برای فرقه ساختگی محمد ابن عبدالوهاب روشن شود. کلمه وهابی از نام پدر موسس فرقه وهابی یعنی عبدالوهاب گرفته شده است، اما خود وهابیان این نسبت را صحیح نمی‌دانند.
(گزارش ویژه مشرق از ریشه‌های شکل‌گیری وهابیت)

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

اعدام محمد علی باب در سال 1266، پایان کار انگلیسی‌ها نبود و میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل) بلافاصله پس از او اعلام جانشینی کرد و این زنجیره انحراف و فرقه‌سازی ادامه پیدا کرد تا به برادرش میرزا حسنعلی نوری (معروف به بهاءالله) از یاران نزدیک محمدعلی باب رسید. پیروان مدعی میرزا یحیی نوری را “ازلی” و پیروان حسنعلی را “بهائی” نامیدند تا از دل بابیه، دو فرقه دیگر متولد شود و پیروان همین دو فرقه نیز به تکفیر و مبارزه با یکدیگر مشغول و سرگرم شوند.

دولت عثمانی این دو را به ترتیب به قبرس و فلسطین تبعید کرد و هردو در همان تبعیدگاههایشان مُردند. فرزند حسنعلی به نام میرزا عباس (عباس افندی) معروف به عبدالبهاء با حمایت دولت انگلیس اعلام جانشینی کرد و از طرف دولت این کشور نیز نشان و لقب عالی “سِر” (Sir) را دریافت کرد. جدا از فراز و فرودهای فرقه‌های ضاله‌ای چون بابیه و بهائیه و حتی وهابیت، این روند تفرقه‌افکنانه با حمایت انگلیس و رژیم اسرائیل تا به امروز ادامه پیدا کرده است و اکنون اوج آن را در سرزمین‌های اسلامی شاهد هستیم. اکنون مرکز اصلی بهائیت نیز در بندر حیفا در فلسطین اشغالی واقع شده است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
مراسم اعطای نشان دولتی انگلیس به عبدالبهاء

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
رحیم‌پور ازغدی: من آن‌ها [شیعه لندنی] را قالتاق می‌دانم. یک عده از این‌ها در حوزه ریشه دارند. اما در منشور روحانیت می‌گوید استعمار در فرهنگ حوزه‌های ما نفوذ کرده است و اولین القایشان جدایی دین از سیاست است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

روحانیون مورد حمایت انگلیس در این شبکه‌ها – متشکل از مراکز فرهنگی، حوزه‌های علمیه و شبکه‌های ماهواره‌ای – با ترویج افکار و اعتقادات افراطی از یکسو شیعیان را به لعن و برائت از اهل سنت دعوت و تشویق می‌کنند و از سوی دیگر مجاهدان شیعه در مبارزه با تروریست‌های تکفیری را با زشت‌ترین الفاظ خطاب می‌کنند تا از این منظر نیز تشیع انگلیسی گزندی را متوجه تروریست‌های مورد حمایت غرب و در صدر آن انگلیس نسازد.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
نمونه‌ای از راهپمایی “برائت” در هفته وحدت توسط معدود هواداران مرجعیت انگلیسی در سال‌های گذشته

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

تغییر چهره “تشیع” از عقلانیت به کم‌خردی و خشونت از جمله کارکردهای “تشیع لندنی” است

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های تفرقه‌افکن
هیچ انسان آزاده‌ای تمایلی به گرویدن به تشیعی که از انگلیس ترویج و تبلیغ می‌شود ندارد و این یکی از ضربات بزرگ “تشیع انگلیسی” به تشیع واقعیست.

هزینه دولت انگلیس برای ترویج قمه‌زنی

گفته شد روحانیون و مرجعیت انگلیسی بطور مستقیم از سوی دولت انگلیس مورد حمایت قرار دارند و امکانات تبلیغی در اختیار آن‌ها قرار داده می‌شود. تنها در یک مورد طی دو سال گذشته حدود 400 هزار کارت برای تقویت قمه‌زنی در انگلستان برای افراد مختلف پست شده  است که حداقل فقط یک‌ میلیون پوند هزینه ارسال این کارت‌ها بوده است. اصطلاح “شیعه انگلیسی” هم به این دلیل است که بسیاری از این عقاید و افکار از شبکه های انگلیسی پخش می‌شوند.

تشیع انگلیسی یک نوع حزب سیاسی است که دارد بسیار با برنامه و قوی کار می‌کند. بنابراین، این چیزی که به عنوان شیعه انگلیسی مطرح می‌شود، مساله‌ اصلی‌اش این است که نوک حمله از روی استکبار برداشته و متوجه مسلمانان شود. اگر ما شیعیان که 15 تا 20 درصد جمعیت مسلمانان هستیم، بگوییم استکبار اولویت اول ما نیست و جنگ اصلی ما با آن 85 درصد مسلمان است، این طرز فکر از کجا آب می‌خورد؟ آبشخور این فکر سخیف کجاست؟ [2]

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.

این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.

حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.

موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های ماهواره‌ای نزدیک و وابسته به «تشیع انگلیسی»

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.

6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.

8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.

9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …

10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام

شبکه‌های تفرقه‌افکن

14- شبکه فدک: «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه متولد 1977 میلادی (1355 شمسی) و فارغ‌­التّحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست و پنج سال داشت و تنها سه سال از از راه‌­اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می­‌گذشت که تندروی­‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمپ و او را روانه زندان کند.

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتما خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌همه زندانی و شکنجه‌شده گیر داده‌اند به این روحانی جوان، اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
یاسر الحبیب از جمله روحانیون لندن‌نشین است که با امکانات دولت انگلیس به کاشتن بذر کینه اهل تسنن در دل شیعیان مشغول است
سخنرانی‌های این “عمامه‌دار انگلیسی” متشکل از توهین‌های آشکار و مکرر به غالب مراجع عظام تقلید است. تشیع انگلیسی مراجع تقلید شیعه را خارج از دین می‌داند!

شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شده و حیطه فعّالیت‌­های خود را به شدّت گسترش دهد. روزنامه‌­ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌­ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی­‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌­ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌­ای، شبکه ماهواره‌­ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع­‌رسانی اینترنتی قرار دهد.

15- شبکه اهل بیت: این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» ابتدا در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی تلاش می‌کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ خلیفه دوم و اهانت مکرر به همسر پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه اهل بیت از آمریکا بطور 24 ساعته برنامه‌های تفرقه افکنانه میان مذاهب اسلامی پخش می‌کند

روحانی خودخوانده و مجری ثابت این شبکه، آن را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می‌کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» [3]

این شبکه لندنی، در یکی از اقدامات خود، با اعلام «ما امشب علیه عایشه اعلام جنگ می‌کنیم(!)‌» به عنوان اسم رمز، جمعیتی کوچک در لندن را گردهم آورد و  علیه همسر پیامبر اسلام (ص) به توهین پرداختند. انتشار گسترده این مراسم در شبکه‌های خبری و اجتماعی در عراق، عربستان، لبنان، پاکستان و … موجب تشدید فشارها بر شیعیان و درگیری میان اهل سنت و شیعیان در کشورهای مختلف شد. این اختلافات به حدی بالا گرفت که مراجع نیز به آن واکنش نشان دادند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

نهایتا، با استفتاء علماء عربستان از مقام معظم رهبری درباره توهین به عایشه، و پاسخ ایشان که فرمودند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیدالأنبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد (ص) می‌شود.» مانند آبی بر آتش فتنه، “لندن‌نشینان” را ناکام گذاشت و بازتاب گسترده‌ای هم در میان رسانه‌ها بویژه اهل سنت داشت.

بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی این جریان عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.

این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.

اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.

—————————————————————————————————————————–

منابع و مآخذ:

[1] دیدار علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب.
 http://www.mashreghnews.ir/fa/news/378452

– “بی‌خردی مذهبی زاده تشیع اصیل نیست”: دکتر یعقوب توکلی، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

[2] “جهل مقدس، جعل تقدس”: گفتگو با محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

– معادلاتی برای مهار قدرت نرم شیعه – مهدی عرفاتی

 http://www.teribon.ir/archives/230632  [3]

http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=28620#234171

http://rasekhoon.net/article/show/866955

http://www.fetan.ir/home

اهانت به بزرگان اهل سنت کار شیعه انگلیسی و خلاف سیره ائمه است .

ما دعوت میکنیم از همه‌ی دنیای اسلام و از همه‌ی متفکّرین، این وحدتی که امروز دنیای اسلام نیاز دارد، با تدبّر در آیات قرآن و با تأمّل در همین حقایق براحتی به دست می‌آید اگر اهل فکر و اهل مبنا، این مسائل را دنبال کنند.
 
البتّه، از این طرف هم بایستی احساسات آنها را تحریک نکنند. یک عدّه‌ای خیال میکنند اثبات تشیّع به این است که انسان به بزرگان مورد اعتقاد اهل سنّت و دیگران بنا کند مدام بدوبیراه گفتن؛ نه، این خلاف سیره‌ی ائمّه است.
 
اینکه شما می‌بینید رادیوها یا تلویزیون‌هایی در دنیای اسلام به وجود می‌آید که کار آنها این است که به‌عنوان شیعه و به نام شیعه، به بزرگان مورد اعتقاد بقیّه‌ی فِرق اسلامی بدگویی کنند، این معلوم است که بودجه‌اش بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس است؛ این بودجه‌اش بودجه‌ی انگلیس [است‌]، این شیعه‌ی انگلیسی است.
 
هیچ‌کس خیال نکند که گسترش شیعه و اعتقاد تشیّع و استحکام ایمان شیعی به این بدوبیراه گفتن و به این [طرز] حرف زدن است؛ نخیر؛ اینها عکس عمل میکند. وقتی شما بدوبیراه گفتید، دُور او یک حصاری کشیده میشود از عصبانیّت، از احساسات، و دیگر حرف حق هم برایش قابل تحمّل نیست.
 
ما حرف حسابی خیلی داریم، حرف منطقی خیلی داریم، حرفهایی که هرکسی که صاحب فکر است اگر بشنود، آنها را قبول میکند، خیلی‌ [از این حرفها] داریم؛ بگذارید این حرفها شنیده بشود، بگذارید این حرفها امکان نفوذ در دلهای طرف مقابل را پیدا کند.
 
وقتی شما فحش دادی، وقتی بدوبیراه گفتی، یک سدّی کشیده میشود و این حرف اصلاً شنیده نمیشود، گوش نمیکنند؛ آن‌وقت گروه‌های خبیث و وابسته و مزدور و پول‌بگیر از آمریکا و سیا و اینتلیجنس‌سرویس -مثل داعش و جبههالنّصره و امثال اینها- با استفاده‌ی از یک مشت آدمهای عامیِ نادانِ غافل، این اوضاع را به راه می‌اندازند که ملاحظه کردید در عراق و در سوریه و در جاهای دیگر به راه انداختند؛ این کارِ دشمن است.
 
دشمن، منتظر فرصت است؛ دشمن از هر فرصتی استفاده میکند. ما حرف حق داریم، حرف منطقی داریم، حرف محکم داریم؛ یک نمونه‌ی کوچکش این بود که من امروز به شما عرض کردم. این راجع به غدیر.
 
۱۳۹۵/۶/۳۰

حامیان دیروز عبدالمالک ریگی ، حامیان امروز صادق شیرازی !

به گزارش قادمون ، در پی دستور رئیس جمهور و مسئولان قضائی مبنی بر برخورد قانونی با مهاجمین به سفارت عربستان در تهران و مشهد بود که، گمانه زنی‌ها در خصوص ماهیت سیاسی مهاجمان در رسانه‌ها بالا گرفت.
 
یکی از جریاناتی که در بین برخی مسئولان و رسانه‌های داخلی در زمره متهمان سازماندهی این هجوم می باشد، طیف “شیرازی” می باشد.
 
اما مسئله قابل توجه این است که طرح این مسئله با واکنش منفی “رادیو فردا” (RadioFarda) ارگان سازمان سیا آمریکا مواجه شد. رفتاری که پیش‌تر از رسانه دولتی آمریکا نسبت به سرکرده گروه تروریستی جندالله، عبدالمالک ریگی، مشاهده شده بود.
 
وب سایت رادیو فردا در گزارشی با عنوان «طرفداران شیرازی و حمله به سفارت عربستان» جریان شیرازی‌ها را “مبرّا” از این حادثه دانسته و به استدلال در این‌باره می‌پردازد.
 
گزارش مذکور را “علی افشاری”، ضدانقلاب فراری و از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت که پس از دوران محکومیت در سال 84 به آمریکا فرار کرد، نگاشته است.

 

photo_2015-10-08_23-51
 
وب‌سایت رادیو فردا پس از شرح حادثه مذکور، می‌نویسد: «عده‌ای نیز طرفداران آیت‌الله سید صادق شیرازی را به عنوان بانیان حمله معرفی کرده‌اند. سایت‌های “فرارو” و “راه دانا” و “منصور حقیقت‌پور” نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از جمله افراد و رسانه‌های وابسته به اصول گرایان بودند که بدون ارائه سند و مدرک معتبر، جریان شیرازی‌ها را به عنوان سازمان دهنده حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی معرفی کردند.»
 
ارگان سازمان سیا درباره ماهیت این جریان می‌افزاید: «نیرو‌های نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای از برچسب شیعه انگلیسی برای حامیان سید صادق شیرازی استفاده می‌کنند. دلیل این اتهام زنی بلااستناد فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به این مرجع تقلید شیعه در لندن است.»
 
وب سایت رادیو فردا که می‌کوشد تا اتهام حمله به سفارت عربستان را متوجه بسیج کند، در این‌باره می‌نویسد: «این ادعا در راستای تلاش‌هایی صورت می‌گیرد که قصد تبرئه نیرو‌های بسیجی، گروه‌های موسوم به ولایتمدار و دلواپس از تعرض به سفارت خانه عربستان سعودی را دارند.»
 
این وب سایت، جریان شیرازی‌ها را این‌گونه معرفی می‌کند: «آیت الله سید صادق شیرازی از مراجع سنتی ساکن در حوزه علمیه قم است که بعد از فوت برادرش آیت الله سید محمد شیرازی هدایت جریان شیرازی‌ها را در کشور‌های اسلامی بر عهده دارد. این جریان علاوه بر ایران در کشور‌های عراق، سوریه، لبنان، کویت و عربستان سعودی پایگاه دارد.
سید صادق شیرازی راه برادرش را ادامه داد و به انتقاد از اعمال حکومت و نظریه ولایت فقیه پرداخت. اوج انتقاد وی به عملکرد نظام ورهبری در بهمن ماه ۱۳۸۹ در سرکوب خشنونت آمیز “جنبش سبز” بود.
یکی از محور‌هایی که حداقل در ظاهر باعث ناخشنودی حکومت از شیرازی‌ها بوده و هست، دیدگاه سنتی آنان در تخاصم با رهبران اهل سنت، لعن خلفای راشدین و تبلیغ مرام غالیگری در تشیع است.
شیرازی‌ها قائل به تقریب و کاهش اختلافات با اهل سنت نیستند و دیدگاه افراطی در خصوص تقابل با اهل سنت دارند. همچنین تاکید آن‌ها بر ثواب “قمه زدن” بخصوص بعد از فتوی حرمت آن از سوی [آیت‌الله] خامنه‌ای تقابل بین حکومت و آن‌ها را بیشتر کرد.»
 
رادیو فردا با اشاره به برخورد قانونی با دفاتر شبکه‌های ماهواره‌ای این جریان، که در جهت اختلاف افکنی در امت اسلامی فعالیت می‌کردند، می‌افزاید: «مسئولان رسانه‌ها این ادعا‌ها را رد کرده و آن‌ها را مصداق پرونده سازی دانستند. بعد از این رویداد حملات حکومت به سید صادق شیرازی و نزدیکانش گسترش یافته و آیت الله خامنه‌ای چندین بار در خلال سخنرانی‌هایش با حمله تشیع انگلیسی آن‌ها را غیر مستقیم مورد حمله قرار داد. از اینرو انتساب حمله به سفارت عربستان سعودی به جریان شیرازی‌ها را باید با در نظر گرفتن این سابقه مورد توجه قرار داد.»
 
ارگان سازمان سیا امریکا با منتسب کردن شهید آیت الله نمر باقر النمر به این جریان، می‌نویسد: «شیخ نمر از شاگردان آیت الله سید صادق شیرازی بوده و رابطه خوب ونزدیکی با وی داشت. بنابراین می‌توان انتظار داشت جریان شیرازی‌ها از اعدام شیخ نمر خشمگین شده و اعتراض کنند. اما دلایلی متعددی را می‌توان اقامه کرد که اعتبار انتساب حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی به آن‌ها را زیر سئوال برده و آن را به یک اتهام زنی و یا گمانه زنی‌های دور از واقعیت تنزل می‌دهد.»
 
در حالی که ارتباط شهید آیت الله النمر با سید صادق شیرازی به هیچ وجه ثابت نشده و برای رد ادعای رابطه شاگرد و استادی و فکری این شهید با شیرازی‌ها، دلایل زیادی وجود دارد که اصلی‌ترین آن تضاد عمیق فکری شیخ النمر با سید صادق شیرازی بر سر مسائلی چون، ولایت فقیه، حکومت اسلامی در زمان غیبت امام معصوم و کارآمدی نظام اسلامی در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی می‌باشد که در ویدیوهای منتشر شده از شیخ نمر موجود می باشد.
 
رادیو فردا بعد از رد اتهام حمله به سفارت از جریان شیرازی‌ها به عنوان جریانی معقول که در مبارزه مشی مسالمت آمیز و بدن خشونت دارند! نام می‌برد. این رسانه آمریکایی می‌افزاید: «مبارزه مسالمت آمیز و اصلاحی در نظرات آیت‌الله سید محمد شیرازی جایگاه پر رنگی داشت. شیرازی‌ها هیچگاه به درگیری و تقابل خشونت آمیز با حکومت روی نیاورده‌اند. آن‌ها اگر سازمان دهنده حمله به سفارت عربستان سعودی بودند، آنگاه این سئوال جدی مطرح می‌شود چرا در برابر تضییقات و تعرض‌های متعدد نیرو‌های امنیتی در دو سال گذشته علیه بیت آیت الله سید صادق شیرازی اقدام مشابهی انجام نداده‌اند؟»
 
وب سایت رادیو فردا که در رد اتهام به این جریان مصادیق و ادله گوناگون دیگری را طرح می‌کند، در گزارش خود می‌نویسد: «بنابراین با توجه به مواردی که شرح داده شد، ادعای انتساب حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد به جریان شیرازی‌ها بر پایه شواهد و قرائن موجود بی‌اعتبار به نظر می‌رسد. در واقع این فضا سازی بیشتر آدرس غلط دادن برای اختفای متهمان واقعی را به ذهن متبادر می‌کند.»
 
رسانه دولتی آمریکا در پایان نوک پیکان خود را به سمت مردم نمازگذار نشانه می‌رود و پس از تطهیر مشکوک جریان شیرازی‌ها، نمازگذاران جمعه را متهم این حادثه معرفی می‌کند. وب سیات رادیو فردا می‌نویسد: «راهیپیمایی‌های زنجیره‌ای بعد از نماز جمعه‌های هفته گذشته و اتخاذ مواضع همسو سرنخ‌هایی قابل اعتنا برای کشف و شناسایی آمران و عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی است.»
 
فارغ از هرگونه قضاوت در خصوص پشت پرده عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران و مشهد، این نکته حائز اهمیت است که چرا ارگان سازمان جاسوسی آمریکا (رادیو فردا) در گزارشی مبسوط به رد اتهام از جریان شیرازی‌ها می پردازد!
 
بدیهی است که نگرانی رهبر انقلاب در خصوص ترویج و تبلیغ شیعه از بلندگوهایی که در انگلیس و آمریکا کوک می‌شوند، بجا و دقیق بوده است. و اینجاست که بر یادآوری ضرب المثل ایرانی «دم خروس بیرون زد» ضروری می‌نماید و پس از مصاحبه رادیو فردا با تروریستی چون “عبدالحمید ریگی”، برای چندمین بار «از پرده برون افتد راز» !

 

منبع : جام نیـوز

تکفیر آیت الله نمر توسط فحاش و تکفیر کننده بیت شیرازی ها

 قطار تکفیر علمای شیعه توسط بیت شیرازی ها این بار به شهید مظلوم شیخ نمر باقر النمر رسید . بله ! در سکوت و عدم برخورد جدی و قاطع علمای اسلام با مقوله تشیع انگلیسی ، امروزه شاهد آن هستیم که فحاشان و تکفیر کنندگانِ بیت صادق شیرازی همچون یاسر الحبیب در سایه امنیتی ای که ملکه فخیمه ی ! انگلستان برایشان در لندن مهیا کرده است ، به راحتی و با بی شرمی تمام اقدام به تکفیر علمای شیعه و توهین و استهزاء بزرگان و عالمان راستین جهان تشیع می کنند .

 

اما چرا بیت تکفیر و نفاق حتی به شیخ مظلوم و شهید نمر رحم نکرده اند و او را نیز از دم تیغ تکفیر گذراندند؟

 

جواب ساده است  ، هرگاه فردی همچون شهید نمر در صدد وارد کردن ضربه به منافع استکبار و مستکبرین عالم باشد و همچنین موافق و از مدافعان حریم ولایت فقیه باشد از گزند حملات و تکفیر ها و توهین های عوامل مزدور تشیع انگلیسی در امان نخواهد ماند .

 

Untitled-1

 

در تصویر زیر مشاهده می فرمایید که طبق استفتائی که از یاسر الحبیب شده است شخص سوال کننده می پرسد :

 

نظر شما در مورد شیخ باقر النمر که در منطقه قطیف عربستان زندگی می کند و در مبارزه با آل سعود است  چیست ؟

 

یاسر الحبیب در پاسخ  شیخ نمر را فردی معرفی می کند که سعی در نابودی اسلام و ضربه زدن به اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب-01-1024x733

 

اما تصویر دوم وقاحت و بی شرمی فحاش و تکفیر کننده بیت صادق شیرازی را بیشتر نمایان می کند .

 

شخص سوال کننده در سوالی دیگر از یاسر الحبیب می پرسد  :

 

چرا شیخ نمر سعی در نابودی اسلام دارد ؟ آیا دلیلی بر این گفته تان دارید یا فقط گفته ها را منتشر می کنید ؟

 

یاسر الحبیب پاسخ می دهد زیرا او از کسانی است که پیرو محمد حسین فضل الله است و شیخ نمر برای محمد فضل الله رحمت می فرستد . به همین جهت او کسی است که سعی در نابودی اسلام دارد .

 

یاسر-الحبیب02-1024x733

 

بله ! مشاهده فرمودید که چقدر آسان علمای شیعه توسط مزدورانِ بیت مرجع قلابی و وراثتی ، تکفیر می شوند و مورد جرح و توهین های فراوان قرار می گیرند  ،

 

از دلایلی که یاسر الحبیب اینقدر راحت و گستاخانه بر علما و بزرگان شیعه هجمه وارد می کند مجوزهایی است که توسط شخص مرجع قلابیِ تشیع انگلیسی برای امثال او صادر می شود .

 

139210231323222541905554

اجازه نامه نقل روایت و تاییدیه بر یاسر الحبیب توسط صادق شیرازی

 

زمانی که به شخصی فحاش و بی شرم چون یاسر الحبیب مجوز هرگونه اهانتی توسط مرجعیت وراثتی داده شود ، هر روز باید شاهد آن باشیم که افراد جدیدی به لیست تکفیر کردن هایشان وارد شوند و این گونه حریم روحانیت توسط  مشتی عُمّال ملکه فخیمه ! انگستان دریده شود .

 

اما این بار حجم وقاحت و بی شرمی یاسر الحبیب به قدری بالا بود  که حتی صدای برخی از نزدیکان بیت شیرازی را هم در آورده است .

 

سید مهدی مدرسی از مدیران شبکه اهل البیت در صفحه شخصی خود در توئیتر یاسر الحبیب را مخاطب قرار داده و خطاب به وی می گوید : وای برتو  ای یاسر الحبیب ، بار دیگر تو و ناصبی ها و دشمنان اهل بیت در یک خط و جبهه واحد هستید ، آن بلا را بر سر شیخ شهید نمر آوزدند و تو حتی دیگران را از دعا کردن برای او منع میکنی تو در خون او شریک هستی .

 

یاسر-الحبیب-03-768x783

طرفداران صادق شیرازی در حمله به سفارت عربستان نقش‌آفرین اصلی بودند

به گزارش قادمون ، منصور حقیقت‌پور در جمع تعدادی از خبرنگاران در اردبیل با اشاره به حمله به سفارت عربستان سعودی اظهار کرد:‌ به جای آنکه عده‌ای نیروهای مخلص سپاهی و بسیجی را در این حمله‌ها متهم کنند و دچار بی‌انصافی شوند بهتر است با درک واقعیت‌ها عوامل خودسر شیعه انگلیسی را که در حمله به سفارت عربستان دخالت مستقیم داشتند متهم کرده و ابعاد این حادثه مورد پیگیری قرار گیرد.

وی افزود: همواره نیروهای سپاهی و بسیجی در مسیر ارزش‌های انقلاب و اسلام حرکت کرده‌اند و به هیچ‌وجه درصدد تخریب و یا ضربه زدن به ارکان حاکمیت اسلامی با برخی تندروی‌ها و خودسری‌های احتمالی نبوده‌اند و آنهایی که امروز سعی می‌کنند تا در ماجرای حمله به سفارت عربستان این نیروهای مخلص را متهم کنند قطعا راه را به انحراف رفته و چهره واقعی ارزش‌های انقلابی و اسلامی و روحیه بسیجیان دلاور ما را نشناخته‌اند.

نماینده مردم اردبیل، نیر، نمین و سرعین در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تمام دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورمان نیز به خوبی در جریان حمله عوامل شیعه انگلیسی به سفارت عربستان هستند و قطعا با معرفی این چهره‌ها به مردم بیش از گذشته واقعیت‌ها را نمایان خواهند کرد.

نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه اظهار داشت: نقش عوامل وابسته به طرفداران صادق شیرازی در قالب شیعه انگلیسی در حمله به سفارت عربستان مشهود و معلوم است و ما هم انتظار داریم که این عوامل خودسر به سزای عملشان برسند.

حقیقت‌پور بیان کرد: ما این حرکت‌های خودسر را تایید نمی‌کنیم اما بر این باوریم که عربستان از این ماجرا برای سرپوش گذاشتن به جنایت‌ها و خیانت‌های خود استفاده می‌کند در حالی که خود عربستانی‌ها نیز می‌دانند که آن کسی که در این بین از قطع روابط متضرر خواهد شد، خود آل‌سعود است.

منبع : خبرگزاری فارس

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.