نوشته‌ها

هدف تشیع انگلیسی و سرویس های جاسوسی ، مرجع تراشی است

به گزارش قادمون ، آیت الله محسن اراکی در برنامه جهان آرا در پاسخ به این سوال که اخیرا رهبر معظم انقلاب درباره تشیع انگلیسی، عمامه ها و آخوند انگلیسی فرمایشاتی داشتند که این تعابیر کم سابقه بوده است، این موضوع که در سال های اخیر از سوی ایشان مطرح شده چقدر جدی است و چقدر باید به آن توجه کرد؟ گفت:

در حقیقت حوزۀ علمیه ی شیعی امروز قلب تحولی است که نه‌تنها در منطقۀ ما بلکه در جهان در حال شکل گرفتن است. امروز تحول بسیار گسترده‌ای در سطح جهان در حال شکل‌گیری است؛ این تحول هم سیاسی است، هم اجتماعی است و هم ابعاد بسیار مختلف و گوناگونی دارد. نقطه آغاز این تحولی که در حال شکل‌گیری و گسترش است، حوزه‌های علمیه‌ خصوصا، حوزۀ علمیه قم است. همین نکته است که به حوزۀ علمیه قم جایگاه استثنائی می‌بخشد و به همین دلیل است که گاهی حوزۀ علمیه قم مورد هجوم قرار می‌گیرد که باید گفت این موضع، قلب آماج از سوی دشمن است. دشمن به همۀ هویت جامعه اسلامی، ارزش‌های ما، حتی ثروت ما، توان انسانی ما هجوم گسترده‌ای دارد و یک هجوم بسیار وسیعی متوجه جامعه اسلامی و بالأخص متوجه جامعه ایران است؛ به دلیل اینکه پرچم این تحول را ملت ایران و انقلاب ایران و رهبر انقلاب اسلامی ایران به عهده دارند.

یک روزی حوزۀ علمیه در حد اقتضای آن روز، یک مجمعی از علما و اساتیدی بوده، که تنها کار علمی می‌کرده‌اند؛ امروز بحث کار علمیِ صرف مطرح نیست؛ بلکه بحثِ رهبریِ تحول نوین در جهانِ کنونی است. پرچمِ رهبریِ این تحول نوین در دست حوزۀ علمیه است. یک چنین حوزۀ علمیه‌ای، با چنین جایگاه و رسالتی قطعاً باید در ابعاد مختلف –هم در ابعاد فکری و اندیشه‌ای، هم در ابعاد رفتاری و هم در ابعاد عملیاتی- به سطحی ارتقا پیدا کند که بتواند با این جایگاه تناسب داشته باشد.

این جایگاه حوزه علمیه، مطالباتی را نیز ایجاد کرده است؛ امروز مطالبات از حوزۀ علمیه قم از همۀجهان مطرح است؛ این مطالبات، تنها از سوی جهان اسلام نیست، بلکه حتی از کشورهای غیر اسلامی هم این مطالبات صورت می‌گیرد. امروز با همۀ این هجومِ فرهنگی که علیه اسلام، ایران، انقلاب و تشیع به وجود آورده‌اند و با وجود همۀ جریان‌هایی اسلام هراسی، ایران هراسی، تشیع هراسی و حتی حوزه هراسی، روحانی هراسی، توجه زیادی به حوزه‌ها شده است که نشئت گرفته از این رسالت عظیمی است که بر دوش حوزه است. این جریان‌ها یک پرسش‌هایی را در اذهان عامۀ مردم در سراسر جهان به وجود آورده‌اند؛ یعنی هیچ نقطه‌ای از جهان امروز وجود ندارد که درباره ایران سؤال نکند که انقلاب اسلامی چه مقوله‌ای است؟ تشیع چه مقوله‌ای است؟ این اسلامی که ایران به جهان عرضه می‌کند چه نوع اسلامی است و چه تفاوتی با اسلامِ داعش دارد، چه تفاوتی با اسلام عربستان دارد، چه تفاوتی دارد با یک اسلامِ ساکنی که اصلاً دغدغه تحولات جهان معاصر را ندارد؟

این پرسش‌ها مطالبات از حوزه قم را بالا می‌برد. امروز حوزه قم، باید بتواند پاسخگو باشد، نه‌تنها پاسخگوی نیازهای نظام که این اولین نیاز و مهم‌ترین نیاز است- بلکه باید پاسخگوی مطالباتِ جهانی که، تشنه شنیدن حرف اسلام و پیام اسلامی است که توانسته منشأ این تحول بزرگ در جهان باشد. به همین دلیل است که هم حوزه و هم بزرگان آن نقش بسیار پراهمیتی دارند. این مطالبات، مطالباتی جدی است.

انگیزه های متضادِ درون حوزه

ما همیشه در حوزه‌ها دو جریان داشته‌ایم و این دو جریان جدید هم نیستند. یک جریان، جریانی است که اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم با چند خصوصیت می‌توانیم آن را تعریف کنیم؛ جریانی که اولاً اسلام را ظاهری می‌شناسد و اصلاً توجهی به مغز اسلام ندارد. مثلاً توحید یعنی چه؟ این جریان -که اثر گرفته از تحریفاتی است که در سایر ادیان به وجود آمده است- می‌گوید خدا یعنی کسی که این جهان را آفرید و مثل پدربزرگی که بازنشسته شده و کاری به این جهان و جامعه بشری ندارد، او را رها کرده است.

اما آیا معنای اله این است؟ یا اله یعنی کسی که مدیریت جهان و جامعۀ بشری بر عهده اوست؟ مدیریت همۀ اشیاء به دست اوست؛ «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» و در حقیقت فرمانروا و مَلِک است، «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ»؛ لکن مَلِکِ قدّوس است؛ پادشاه هست ولی نه پادشاهی از قبیل پادشاهانِ متعارف در جوامع بشری و نه پادشاه مستبدِ ظالمِ ستمگر.خداوند در قرآن کریم این‌گونه تعریف شده است؛ پادشاه رحمانِ رحیمِ قدوسِ پاکِ مهربان.

جلوه ی این پادشاهی در جامعه بشری از کجا برمی‌خیزد؟ از حوزه‌های علمیه؛ این مغزِ حرف ماست. پس یک جریانی هست که خدا را این‌گونه می‌شناسد که فرمانرواست و این فرمانروایی باید عملیاتی شود. جریانی که خدا را این‌گونه می‌شناسد، دین را برنامه مدیریت جامعۀ بشر در تمام ابعاد می‌داند. لذا با آن جریانی که خدا را یک آفریننده ی از کار افتاده و تاریخ‌مصرف گذشته می‌داند خیلی با هم تفاوت دارند. برنامۀ دینِ منهای سیاست و دین جدای از سیاست، مبتنی بر آن نگاهی است که خدا را تاریخ‌مصرف گذشته می‌شناسد و خدا را مثل میراث فرهنگی و آثار باستانی و مربوط به امور باستانی می‌داند.

کاری که امام(ره) کردند این بود که حوزه‌ها را به حرکت درآورده و جریان سطحی نگر را در حوزه‌ها منزوی کردند. اما امروز یک خطری حوزه‌ها را تهدید می‌کند و آن خطر این است که آن جریانِ در حاشیه رفته، بخواهد مجدداً وارد متن شود و بازهم با بهانه‌های مختلف، اسلام را به شیوه خود معرفی کند. در اسلام، توحید، نبوت و امامت سیاسی است. این خطر، نزدیک است.

به دلیل مطالعات زیادی که دشمن در مورد حوزه‌های علمیه ما کرده است؛ دانشگاه‌هایی که امروز بر روی اسلامِ ایران کار می‌کنند -این اسلامی که اسلامِ انقلاب اسلامی است و امام خمینی(ره) معرفی کردند- از دانشگاه‌های کشور ما بسیار بیشتر است؛ چه در آمریکا، چه در بریتانیا، چه در دیگر کشورهای اروپایی و چه در خودِ رژیم اشغالگر صهیونیستی به‌صورت خاص دانشگاه‌هایی هستند که مطالعات گسترده‌ای در این زمینه دارند. هدف از مطالعات نیز این است که جریان‌هایی که می‌توانند علیه جریان انقلاب اسلامی عمل کنند را تقویت، راه‌اندازی و حمایت کنند، چه حمایت مالی، چه حمایت سیاسی، چه حمایت‌های رسانه‌ای و … . این یک خطر بسیار جدی و بالفعل است.

نفوذ در حوزه ها

می‌خواهند همان‌طور که تز انقلاب از حوزه‌های علمیه خارج شد، آنتی‌تز آن نیز از همین حوزه‌ها خارج شود و قطعاً هم ‌چنین عمل خواهند کرد؛ یعنی آن‌ها می‌دانند که حوزۀ علمیه، مقوله‌ای نیست که بتوان از بیرون به آن هجوم آورد لذا قطعاً سعی می‌کنند جریان‌هایی را در درون حوزه به وجود آورند که حوزه را از درون دچار چالش کنند.

اگر بگوییم دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن حتی اسامی طلابِ فعال حوزۀ علمیه قم را رصد می‌کنند، مبالغه نکرده‌ایم و بنده علامت‌ها و دلایلی بر وجود چنین رصدی دارم. سپس گزینش می‌کنند، البته با وسایطی. بطور مثال؛ یک تاجری در آن‌طرف دنیا -ممکن است ایرانی هم باشد- می‌گوید من می‌خواهم کمکی بکنم و مثلاً وجوهات بدهم. کسی نمی‌داند که این تاجر از کجا و با چه انگیزه‌ای آمده است. امثال این نوع حرکت‌ها صورت می‌گیرد و از این طریق، پشتیبانی‌هایی از جریان‌های منحرف به وجود می‌آید یا دوباره به متن بازمیگردند.

از لحاظ مایه ی شهادت، حوزه، بهترین محصولات خود را در طبق اخلاص تقدیم انقلاب و تقدیم خدا کرده است. مگر ما می‌توانیم چند نفر دیگر مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید مدنی، شهید دستغیب و بزرگان دیگر داشته باشیم؟ به‌هرحال محصولات برتر حوزه را دست‌چین کردند و در یک هجومِ سازمان‌یافته آن‌ها را برچیدند. این هجومی که در آغاز انجام گرفت همچنان ادامه دارد، منتها امروز دیگر چینش، چینشِ سخت نیست؛ یعنی کمتر از ترور برای چیدن استفاده می‌کنند. امروز گاهی از ترور شخصیتی استفاده می‌کنند اما برای بزرگان؛ بنده نمی‌خواهم اسم بیاورم ولی در حوزه بزرگانی را داریم که شدیدترین ترورهای شخصیتی در طی همین ده سال اخیر نسبت به آن‌ها انجام گرفته است. متفکرین بزرگ، فلاسفه اندیشمند، پرتوان و مولّد. بنابراین از یک‌سو به‌حاشیه راندن عناصر اصلی انقلاب و از سوی دیگر ترویج عناصر غیرانقلابی و عناصر بی‌تفاوت، صورت گرفته است.

غیرانقلابی به چه معنی است؟ انسان‌های غیرانقلابی چند خاصیت دارند؛ اولاً قائل به ترجیحِ فرع بر اصل هستند؛ در نظر این‌ها اسلام چیست؟ نماز و روزه و برنامه‌های فردی. درحالی‌که در روایات ما آمده است که اگر در روزه و نماز ولایت نباشد، عبادت هیچ است. ولایت یعنی سیاست. اسلامِ بدون سیاست، اسلام پوک است نمازی که در آن سیاست نباشد و نمازی که در آن ارتباط سیاسی با مدیریت سیاسی الهی وجود نداشته باشد، پوک است. چنین حجی هم پوک است. در روایت آمده است که امام باقر(ع) در دوران بنی‌امیه نگاهی به برخی از حاجی‌ها انداختند و فرمودند: «هَکذَا کانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّهِ إِنَّمَا أُمِرُوا لِکَی یَأتُوا إلَینا و یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ». این نوع طوافی که شما می‌بینید همان طوافی است که در جاهلیت هم انجام می‌دادند؛ آن حجی که قرآن دستور داده و اسلام گفته، حجّی است که سراغ ما بیایند و یاری خود را بر ما عرضه کنند. بنابراین اولین کار عناصر غیرانقلابی به حاشیه راندن دین است.

حتی گاهی برخی از علمای حوزه را ملامت می‌کنند که شما چرا در سیاست وارد می‌شوید، این سیاست را برای دیگران بگذارید. یک وقتی حضرت امام(ره) می‌فرمودند: وقتی در زندان بودند یکی از سران رژیم در زندان گفت این سیاست همه‌اش حیله‌گری و دروغ است پس آن را برای ما بگذارید و کاری به سیاست نداشته باشید، این در شأن شما نیست. اما سیاستی که امیرالمؤمنین(ع) برای همین سیاست همۀ عمر خود را گذاشتند [نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئلۀ دین است]. اگر بخواهیم این سیاست را از دین جدا کنیم باید حسین بن علی(ع)، امیرالمؤمنین(ع) و رسول‌الله(ص) را هم کنار بگذاریم به دلیل اینکه وجود رسول‌الله(ص) یعنی سیاست، در قرآن کریم رسول اکرم(ص) به این شکل معرفی شده است: «أَطِیعُوا اَللّهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِی اَلْأَمْرِ مِنْکُمْ» این اطیعوا یعنی سیاست. دوماً بی‌تفاوتی و ترویج روحیه عافیت‌طلبی است؛ که این کارها دردسر دارد و بحث سیاست و این موارد است و به ما ربطی ندارد. بنده در یاد دارم که در آغاز طلبگی در نجف بودیم، خیلی‌ها به ما از باب نصیحت می‌گفتند که در مسائل سیاسی وارد نشویم، این‌ها برای شما زندان و شکنجه و دردسر دارد، این روحیه عافیت‌طلبی است.

بحث سوم که بحث بسیار مهمی است، این است که اگر کسی می‌خواهد در بین مردم محترم بماند، محبوب بماند، باید بگذارد دین مورد علاقه مردم باشد، بگذارید علما مورد علاقه و محبت مردم باشد. وقتی وارد مسائل سیاسی می‌شوید در آن درگیری و جبهه‌بندی است که مردم را از علما دور می‌کند. این نوع ترویج کار در حقیقت همان چیزی است که ما از آن به حوزۀ غیر انقلابی تعبیر می‌کنیم. اما در حقیقت رسول اکرم(ص) که صاحب این دین است، فرمانروای ماست، ما به او به چشم خلیفه الله نگاه می‌کنیم [کسی که از طرف خداوند اختیار حکومت دارد.]

حوزه ضدانقلاب؟

همیشه حوزۀ ضدانقلاب داشته‌ایم برای مثال از آن دورانی که ما در نجف بودیم یک جریانی در نجف بود –البته در قم هم به یک‌شکل دیگری بود- که به حضرت امام(ره) در آن زمان می‌گفتند کمونیست! امامی که مظهر عبادت و اخلاص برای خدا و مظهر تقوا و مظهر پرستش الهی بود را به این شکل معرفی می‌کردند. البته دستگاه‌های امنیتی و شاه و غیر شاه در کار دخیل بوده و حمایت می‌کردند.

گاهی حتی یک استاد انقلابی حوزه هم تحت تأثیر امواج غیرانقلابی میگوید: “جا داشت که حوزه در مسئلۀ انتخابات اصلاً شرکت نمی‌کرد زیرا این خیلی شرم‌آور است که انسان ببیند که یک طلبه‌ای در کنار خیابان نشسته و تبلیغ یک کاندیدای سیاسی را می‌کند. در قدیم هم می‌گفتند –حتی در نگاه فقهی ما هم است- گاهی مثال می‌زدند که خلاف مروتی که را از عدالت شخص می‌اندازد و دیگر نمی‌توان پشت سر او نماز خواند، این بود که می‌گفتند “کالفقیه یلبس لباس الجندی” یعنی یک فقیهی لباس سربازی بپوشد و این موضوع را به‌عنوان یک کار خلاف مروت تلقی می‌کردند. اما امام(ره) آمد و فقها را به جبهه برد، برای مثال مرحوم شهید آیت‌الله مدنی لباس پاسداری پوشید، مرحوم اصفهانی آن پیرمرد هشتادساله لباس پاسداری پوشید.

در حال حاضر هم به یک‌شکل دیگری مثلاً سیاست را این‌گونه می‌دانند. با این نگاه پس چه کسی باید وارد سیاست شود؟ در اصل سیاست کار حوزه‌هاست؛ کار حوزه‌‌ها دعوت به اطاعت خداست. اطاعت خدا یعنی اطاعت رسول، یعنی اطاعت امام یعنی اطاعت اولی امری که فقه امروزی است. در حقیقت امام زمان(عج) امروز امامت می‌کند یا خیر؟ این سؤال از کسانی است که گاهی در مسائل سیاسی تشکیک می‌کنند، اگر امام زمان(عج) الآن بخواهد امامت کند، امامت یعنی امروز به‌وسیله نمایندگان خدا فروانروایی کند، این فروانروایی باید از سوی حوزه‌ها تقویت شود.

لزوم پرهیز از عوام زدگی

ما در بحث‌های خود در این مباحث بیان کرده‌ایم که فرمانروا باید با بدنه جامعه اسلامی طی دو پیوند برقرار کند؛ یکی پیمان اطاعت یکی پیمان نصرت. فرمانروای الهی را باید یاری کرد.

به‌هرحال قشر عوام‌زده که راهی با انقلاب نداشت درنتیجه انقلاب کاملاً منزوی شده و به حاشیه رفته است. اما دست‌هایی در کار است که این قشر را دوباره به متن بازگردانند. این آن خطری است که گاهی مقام معظم رهبری آن را گوش‌زد می‌کند و همۀ انقلابیون باید متوجه این خطر باشند. خواه‌ناخواه یکی از نمادهای این جریان به حاشیه رفته همین عوام‌زدگی است که البته مطلب دو طرفه است؛ یعنی عوام‌فریبی و عوام‌زدگی است. حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود می‌فرماید: نگذارید انقلاب دست نااهلان بیفتد. امروز یک خطری که حوزه‌های ما را تهدید می‌کند این است که حوزه‌های ما خدا نکرده تحت تأثیر نااهلان قرار بگیرند. یکی از مشخصات عناصر نااهل این است که اینها با تظاهر، آنچه سلیقه و مذاق بعضی از عوام است را تشخیص داده و انتخاب کرده و خود را با آن مذاق هماهنگ می‌کند. این هم عوام‌زدگی است و هم عوام‌فریبی است. این عوام‌فریبی است که با همرنگ کردن خود به شکل عوام و طبق سلیقۀ عوام حرکت کردن سعی در جذب عوام دارند.

حضرت امام(ره) که می‌آمدند در حوزه و می‌دیدند که یک طلبه‌ای نمی‌داند که چه روزی از هفته است و حتی نمی‌داند که ساعت چه ساعتی است؛ می‌گفتند که این طلبه نادان، طلبۀ بسیار خوبی است به دلیل اینکه اصلاً کاری به کار این عالم ندارد.

پیشینه تشیع انگلیسی

باید ببینیم که چه چیزی حکومت امیرالمومنین (ع) را با چالش جدی روبرو کرد؟ معاویه نتوانست بر حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیروز شود اما کسی که ایشان را به شهادت رساند و جامعه بشر را از یک رهبری الهی مقتدر بی‌نظیر محروم کرد، یک خارجی بود؛ خارجی همانی است که کاملاً تظاهر به تدین می‌کرده و قرآن می‌خوانده است. در حمایل این خوارجِ دوران حضرت امیر(ع) همیشه قرآن بوده است. در یکی شب‌های تاریک کوفه حضرت با یکی از اصحاب در حال حرکت بودند که صدای قرآنی از شخصی که در حال عبادت بود به گوش می‌آمد. کسی که همراه حضرت امیر(ع) بود گفت که این چه صدای روحانی و معنوی و زیبایی دارد. بعد در جنگ با خوارج، همان شخص در کنار حضرت در حال حرکت بود؛ وقتی‌که حضرت بر سر یکی از کشته‌های خوارج رسید فرمود: این همان کسی است که شما آن شب صدای قرآن آن را شنیدی و از صدای او خوشنود شدی. جریاناتی که می‌توانند جریاناتِ دینیِ نیرومند را دچار چالش کنند، باید از خود دین برخیزند. این یک مشکل بسیار اساسی است و باید متوجه این مسئله بود. در قرآن کریم احبار و رهبان ادیان سابق را در بسیاری از مسائل به‌عنوان مسئول انحرافات مردم آنها قرار می‌دهد. البته در روایات و در قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است که علمای امت رسول‌الله(ص) و بالأخص علمای تابع اهل‌بیت(س) در این جنبه از سوی خداوند متعال مورد تأیید خاصی هستند و خداوند متعال از حوزه‌ها و مقام مرجعیت ما دفع خطر کرده و از آن نگهبانی می‌کند. اما ما مسئول هستیم که هشیار باشیم.

یکی از خطراتی که امروز حوزه‌های علمیه را تهدید می‌کند، ایجاد جریان‌های بدیل جریان‌های انقلاب در متن حوزه‌هاست و حتی هدف دارند که از این طریق یک سری مرجعیت‌هایی را بتراشند و سیستم تشیع را به سمت دیگری بکشانند. من اطلاع دارم که امروز سرویس‌های جاسوسی هم روی حوزه نجف و هم بر روی حوزۀ علمیه قم کار می‌کنند تا برای آینده یک سری جایگزین‌ها را بتراشند آن هم از طریق پشتیبانی‌های مالی و رسانه‌ای و گوناگون از راه اینکه برای آنها یک زمینۀ اجتماعی فراهم کنند و آنها را برای به عنوان مرجعیت آینده جهان تشیع کاندیدا کنند. در حال حاضر این کار در حال شدن است. البته به عقیده ما این کار ان‌شاءالله موفق نخواهد شد، اما باید به این خطر آشنا باشیم. دیدگاه تشیع انگلیسی هم از همین طراز است، مثلاً سازمان امنیت انگلیس، اطلاعات بسیار جامعی از وضیعت حوزه‌های ما دارد. به دلیل اینکه حوزه‌های ما قریب به دویست سال است در یک چالش بسیار سهمگین با نوعی از قدرت بریتانیا و قدرت استعماری آن هستند و به دلیل این چالش درازمدت آنها یک سری مطالعات فراوانی را در طول این مدت دارند. آنها حتی خانواده‌های علمی ما را می‌شناسند و ارتباط این خانواده‌ها را با حوزه‌ها و جریان‌های مذهبی، ارتباط آنها با مردم و مراکز دینی را مطالعه کرده‌اند. آنها سعی می‌کنند که از خاندان‌های دینیِ معروف، سربازگیری کنند. امروزه یکی از چیزهایی را که خاندان‌های دینی ما و بیوت مراجع متوجه باشند این نکته استکه بنده آن را از روی اطلاع عرض می‌کنم.

البته باید تبیین شود که وقتی مقام معظم رهبری بیان می‌کند تشیع انگلیسی، مقصود تشیعی که در انگلیس وجود دارد نیست، یعنی شیعیان انگلیسی هم مانند شیعیان دیگری که در مناطق دیگر هستند، شیعیان مخلصی هستند. اما اینکه گفته می‌شود تشیع انگلیسی یعنی تشیع دست ساخت‌ها آنها، تشیعی که تبدیل به ابزار کار آنها شده است. بله دستگاه‌های جاسوس و امنیتی آنها در همچنین گزینش‌هایی سعی دارند؛ لذا بیوت مراجع باید کاملاً هوشیار باشند. گاهی بدون اینکه شخص مطلع باشد، بدون اینکه متوجه باشد ابزاردست قرار می‌گیرد، به دلیل اینکه اگر مستقیم به یک کسی بگویند که برای ما کار کند، کسی این کار را انجام نمی‌دهد.

برای مثال بنده در مجلسی حاضر بودم؛ دو نفر با همدیگر صحبت می‌کردند. البته نمی‌خواستند که حرفشان به گوش من برسد اما به دلیل اینکه نزدیک آنها نشسته بودم صدایشان را بدون اینکه خودم بخواهم، شنیدم. یکی از آنها بیان می‌کرد: من به وزارت خارجه انگلیس گفته‌ام که اگر بخواهید در فلان مرجع –اسم یکی از مراجع فعلی- اثر بگذارید، این مرجع کسی نیست که شماها را بپذیرد، اگر می‌خواهید در او اثر بگذارید باید از فلان شخصیت استفاده کنید. اسم یکی از شخصی‌های معتبر مذهبی و اجتماعی را آوردند. آن هم از طریق اینکه ما مصلحت تشیع را می‌دانیم! این موضوع را خود بنده شنیدم!

در یک وقتی هم شخصی نزد بنده آمد و یک سؤال فقهی داشت؛ البته بعد معلوم شد کسی که این سؤال فقهی را کرده است با همان شبکه‌های جاسوسی ارتباط داشته است و می‌خواست برای کار خود یک پوشش فقهی هم فراهم کند. بیان می‌کرد که دستگاه امنیتی انگلیس به یک‌شکلی با من ارتباط برقرار کرده‌اند و گفته‌اند یک گزارشی از شیعیان کویت برای آنها تهیه کنم. بعد این از من سؤال می‌کرد: اگر این گزارش را تهیه کنم، می‌توانم طوری تهیه کنم که به نفع شیعیان کویت تمام شود. اما اگر من تهیه نکنم، ممکن است دیگری این کار را انجام دهد که به ضرر شیعیان کویت تمام شود. آیا من از نظر شرعی مجاز هستم که چنین کاری بکنم؟ بنده به او گفتم که به‌هیچ‌وجه مجاز نبوده و هرگونه همکاری در این زمینه نامشروع و حرام و از کبائر است. گاهی با این شیوه جلو می‌آیند. لذا باید هوشمند بود و بیوت مراجع هم باید خیلی هشیار باشند که الحمدلله هوشیار هم هستند. ما هم مطمئن هستیم که آنها به‌هرحال موفق نخواهند شد اما باید این هوشمندیها را داشته باشیم، کافی است که ما در یکجا خطا کنیم و یا در یکجا خواب بوده و یا آنها از غفلت ما استفاده کنند.

تلاقی جریان غرب زده و جریان متحجر

تشیع انگلیس یک نفاق دوسویه است؛ مثلاً همین رئوس تشیع انگلیسی که در تحجر نظیر ندارند ببینید چه روابطی با روشنفکران دارند؛ یا این روشنفکران سیاسی که دیگران را به تحجر متهم می‌کنند، با رئوس این جریان تشیع انگلیسی رابطۀ خیلی خوبی دارند. اخیراً مشاهده شد که برخی از این رئوس جریان روشنفکر با یکی از رئوس تشیع انگلیسی دیداری انجام داده بود. یعنی رابطۀ آنها با هم دیگر خیلی خوب است زیرا جامع مشترک و نقطه اشتراک آنها ضدیت با انقلاب اسلامی است. وقتی دشمن مشترک دارند دیگر این حرف‌ها را فراموش خواهند کرد به دلیل اینکه این حرف‌ها -حرف تحجر و روشنفکری و مسئلۀ اصلاح‌طلبی- برای یک سری اهداف سیاسی گفته می‌شود پس وقتی‌که هدف سیاسی به‌وسیله کاری انجام گیرد که ضد اصلاح‌طلبی است، همان را انجام می‌دهند.

در اوایل انقلاب یک عده‌ای بودند که خیلی ضد آمریکا بودند به‌طوری‌که اصلاً کسی به گرد پای آنها نمی‌رسید اما بعد از گذشت سال‌ها شعار لزوم ارتباط با آمریکا را دادند. به دلیل اینکه آنها روی خط و تحلیل روشن و با یک مبدأ و میزان خاصی عمل نمی‌کنند، ملاک، منافع سیاسی و یا دشمنی با خط اصیل انقلاب اسلامی است.

پاسخگویی حوزه به پرسش های کلان نظام اسلامی

بنده معتقد هستم که حوزه‌های علمیه در همۀ دوره‌ها خطرات برتر را پاسخگو بودند. حوزۀ علمیه قم بالأخص در یک دوره‌ای که دورۀ آغاز انقلاب اسلامی بود و تهاجم به مبانی انقلاب شروع شد، چالش‌های عظیمی که به مبانی فکری متوجه به بنیاد انقلاب اسلامی بود واقعاً پاسخگو بود. حوزۀ علمیه موفق شد قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کند و ارائه بدهد و به تصویب مردم برساند. بعد از سال‌های اولیه انقلاب یک نوع هجوم فکری دیگری به سمت انقلاب صورت گرفت که اساس آن سعی در جدا کردن مردم از حوزه‌ها و مرجعیت دینی بود. مثلاً مسئلۀ تعدد قرائات و این مسئله که فهم دین نباید در انحصار روحانیت باشد. -البته منظور ما این نیست که باید انحصار باشد اما این مسائل مربوط به متخصص است که باید در هر رشته‌ای متخصص پاسخگو باشند.- حتی کار را به بشری کردن قرآن کریم هم کشیده شد، کار به بشری کردن متون دینی و زیرسوال بردن عصمت قرآن و ائمه اطهار(س) بود و در این حد شبهات بسیار گسترده‌ای جامعه را فراگرفت. به‌هرحال حوزه‌ها سینه سپر کردند، واقعاً خوب از عهدۀ پاسخ به این مسائل بیرون آمدند. بزرگانی مانند آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جوادی آملی و شاگردان این بزرگواران واقعاً خوب عمل کردند.

در حال حاضر ما در یک دورۀ جدید حضور داریم؛ در حقیقت این سه دهه از عمر حوزه‌ها صرف این مسائل شده است. به‌هرحال مسئلۀ جنگ هم اثرگذار بود و بخشی از نیروهای حوزه هم در بسیج مردم هزینه شد. امروز در حدود ده دوازده سال است که حوزه‌ها به این سمت رو آورده‌اند و –مخصوصاً بعد از فرمایشاتی که مقام معظم رهبری در حوزۀ علمیه قم مطرح کردند و مطالبات نظام را از حوزه به‌طورجدی مطرح کردند- مسئلۀ فقه نظام امروز در حوزه به‌طور جدی مطرح شده است. فقه جواهری منحصر به فقه عبادات و معاملات که در گذشته مورد بحث قرار می‌گرفته است، نیست. فقهی که از آن به خرد تعبیر می‌کنیم بستر فقه کلان است و باید آن فقه را داشته باشیم تا به فقه کلان برسیم. فقه عبادات و معاملات و همین فقهی که در کتب فقهی ما است –از دوران شیخ طوسی تا دوران مرحوم آقای حکیم، همچنین تقریرات مرحوم آقای خوئی و حضرت امام- این‌ها همان فقهی است که بستر استنباط فقه کلان است. فقه کلان یعنی فقه پاسخگوی نظام.

بنده این را بیان می‌کنم که در حال حاضر حوزۀ علمیه ما پاسخگو است، یعنی بحث‌هایی در رابطه با نظام بانکی نوین دارد. البته نه این نظام بانکی رسمی موجود زیرا این نظام بانکی رسمی موجود بر اساس فقه خرد تنظیم شده است. اما ما مقوله بانک داریم؛ مقوله بانک رفتار اجتماعی است، رفتار فردی نیست و یک معامله فردی نیست که هم من با شما معامله جعاله یا شرکه و اجاره و مضاربه کنم، یک رفتاری است که این رفتار جامعه است و بحث بر سر ثروت جامعه است، بحث بر سر نقدینگی جامعه است، بحث بر سر این است که درآمدهای در جامعه باید چرخش عادلانه‌ای پیدا کنند و بانک‌ها باید یک نظم خاص به این چرخۀ ثروت و چرخش آن بدهند. این مقوله‌ای است که پاسخ آن در فقه ما است اما باید کار اساسی بر روی آن انجام گیرد؛ فقه نظام اقتصادی ما غیر از فقه خرد محاورات اقتصادی است. فقه سیاسی ما فقهی است که باید بر روی آن کار اصلی انجام گیرد که تاکنون هم‌کارهای بسیار زیادی در حوزۀ علمیه قم انجام گرفته است. من معتقد هستم که باید در حال حاضر یک سری همکاری بین نهادهای دولتی و بین مراکز حوزوی مولد فقه نظام انجام گیرد، به دلیل اینکه ما دو مرحله برای پاسخگویی به نیازهای نیاز داریم؛ یکی تولید اندیشه فقهی متناسب با نیازهاست، مرحله دیگر مرحله کارشناسان و مرحله مدیران اجرایی است که باید این فقه تولید شده را با الگوی عملیاتی قابل‌اجرا در صحن کنند.

اشک تمساح “رادیو فردا” ارگان سازمان سیا آمریکا برای صادق شیرازی !

رادیو فردا به تازگی در حمایت از صادق شیرازی و فرقه شیرازی ها مانور تبلیغاتی جدید علیه نظام اسلامی به راه انداخته و بار دیگر با حمایت از فرقه شیرازی ها، باعث شد که مردم بیش از پیش با چهره این جریان و اهداف پشت پرده حامیان آن ها ، آشناتر شوند.

 در یادداشتی که در صفحه اول این سایت به قلم ضدانقلاب فراری ، علی افشاری از عناصر وابسته به سرویس های جاسوسی غربی و از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت که پس از دوران محکومیت در سال ۸۴ به آمریکا فرار کرد ، نوشته شده . به تفصیل در حمایت از این فرقه انگلیسی قلم فرسایی شده است.
این اولین بار نیست که ارگان رسمی سازمان سیا ، به حمایت از فرقه شیرازی ها می پردازد و در گذشته نیز تحت عنوان ” حامیان دیروز عبدالمالک ریگی ، حامیان امروز صادق شیرازی ! ” به بررسی حامیان مزدور منفور ، عبدالمالک ریگی از صادق شیرازی پرداخته بودیم .
این در حالی است که وابستگی فرقه و جریان شیرازی ها به انگلیس ، برای هیچ کسی پوشیده نیست، چه آن که آنان همچنان در شبکه های متعدد شان دست به اختلاف افکنی بین شیعه و سنی می زنند و به این وسیله به اسم اسلام تیشه به ریشه اسلام می زنند.
عوامل تفرقه افکن فرقه شیرازی ها در قم برای ایام محرم و صفر و به خصوص پیاده روی اربعین  اقداماتی را برای تفرقه افکنی برنامه ریزی کرده بودند که با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات جلوی برخی از اقدامات آنها در هفته های گذشته گرفته شد که همین مساله عصبانیت ضد انقلاب را در باعث شده است.

«تشیّع انگلیسی» در کمین کنگره عظیم اربعین / شیعیان هوشیار باشند

به گزارش قادمون ، حدود یک هفته دیگر کنگره عظیم اربعین با حضور بیش از ۲۰ میلیون نفر از مسلمانان از عراق و دیگر نقاط دنیا، در شهر کربلاء معلی برگزار خواهد شد. شکوهی که همواره مراسم اربعین حسینی در شهر کربلاء از آن برخوردار بوده است، موجب ایجاد موجی از ترس و وحشت در صفوف دشمنان اسلام و قرآن در سراسر جهان از نتایج و دستاوردهای این گردهمایی بی‌نظیر، شده است.

حضور پرشکوه و خیره‌کننده عاشقان و دلخستگان أباعبدالله الحسین (علیه السلام) در کربلاء معلی در روز اربعین حسینی بر فرض محال اگر هیچ نتیجه و دستاوردی به همراه نداشته باشد، این سؤال مهم را در ذهن تمامی آزادگان در سراسر جهان ایجاد می کند که «این حسین کیست که عالَم همه دیوانه اوست»؟ به وجود آمدن همین پرسش ساده مقدمه‌ای برای آگاهی تمامی دل‌های بیدار در هر نقطه از جهان از سیره و منش آن امام همام و آشنایی با اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم)، قرار خواهد گرفت؛ مسأله‌ای که استکبار جهانی یعنی ایالات متحده آمریکا، سینه‌سپران مکتب وهابیت یعنی خاندان کودک‌کُش سعودی و بنیانگذاران تشیّع انگلیسی یعنی فرقه شیرازی‌ها از آن به شدت در هراس هستند و برای تحقق آن، تمام تلاش خود را به کار بسته و می‌بندند.

رسانه‌های وابسته به فرقه شیرازی‌ها که دارای کارنامه ننگینی در معرفی اسلام انگلیسی هستند، تلاش می‌کنند تا کنگره عظیم اربعین را به صحنه‌ای برای تحقق خواسته‌های شیطانی خود مبدّل سازند

اکنون که تنها یک هفته تا فرا رسیدن روز اربعین حسینی و تجمع پرشکوه شیعیان و حتی گروهی از اهل تسنّن در شهر کربلای معلی باقی مانده است، رسانه‌های وابسته به فرقه شیرازی‌ها که دارای کارنامه ننگینی در معرفی اسلام انگلیسی هستند، دست به کار شدند تا کنگره عظیم اربعین را به صحنه‌ای برای تحقق خواسته‌های شیطانی خود مبدّل سازند. در همین ارتباط، شبکه های وابسته به فرقه شیرازی‌ها در قالب برنامه‌ای از پیش تعیین شده، به صورت گسترده در حال ترغیب شیعیان به «قمه‌زنی» در جریان مراسم اربعین حسینی در کربلاء هستند.

فرقه شیرازی‌ها برای ترویج «تشیّع انگلیسی» ده‌ها شبکه ماهواره‌ای را راه اندازی کرده است. از جمله این شبکه‌ها می‌توان به شبکه «مرجعیت»، «سلام»، «الزهرا»، «المهدی»، «امام حسین»، «القائم»، «الأنوار»، «أنوار الحسین»، «العقیله»، «ظهور» و ده‌ها شبکه دیگر اشاره کرد. مأموریت اصلی این شبکه‌ها ارائه چهره‌ای وارونه از مسلمانان و آنچه که از آن به عنوان اسلام ناب محمدی (ص) یاد می شود، است. این شبکه‌ها با توجه به رویکردی که در پیش گرفته اند، در خدمت مصالح و منافع غربی ـ صهیونیستی فعالیت می کنند.

در حال حاضر، این شبکه ها در اقدامی مشترک روی پدیده «قمه زنی» تمرکز کرده و تأکید می کنند که مراسم پرشکوه اربعین حسینی در کربلای معلی باید به صحنه‌ بزرگی از قمه‌زنی‌های عزاداران تبدیل شود. در واقع تأکید شبکه های فرقه شیرازی‌ها بر ترویج قمه‌زنی در مراسم عزاداری حسینی در کربلاء با هدف تکمیل پازل کشورهای غربی و همچنین صهیونیست‌ها برای خدشه وارد کردن به چهره مسلمانان در سراسر جهان، صورت می گیرد. پیروان «تشیع انگلیسی» و حامیان آنها یعنی غربی‌ها به خوبی می‌دانند که پیام مهم صاحب اربعین، مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ظالم است و اگر این پیام به خوبی و با شکوه هرچه بیشتر منعکس شود، منافع آنها با خطر جدی مواجه خواهد شد.

خاندان شیرازی با ترویج تشیع انگلیسی در واقع در مسیر تحقق مصالح و منافع غرب و صهیونیسم گام برمی‌دارند

بر همین اساس، از هم اکنون تلاش ها برای خدشه وارد کردن به چهره اسلام و مسلمانان از یک سو و معرفی نادرست و غلط اربعین و فرهنگ اربعینی از سوی دیگر، توسط خاندان شیرازی و حامیان غربی ـ صهیونیستی آنها آغاز شده است. نکته قابل تأمل این است که رسانه های وابسته به آنها تعداد زیادی از تصاویر مربوط به قمه زنی برخی افراد در سالهای گذشته را در سطوح گسترده منتشر کرده اند. تصاویر این اعمال شنیع به قدری دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره گر شعائر حسینی مروّجان تشیع انگلیسی هستند.

هرچند که دست‌اندرکاران شبکه های وابسته به فرقه شیرازی ها مدعی هستند بودجه این حجم عظیم از شبکه‌ها از طریق وجوه شرعی پرداخت شده از سوی مردم تأمین می شود، اما پر واضح است که یک باند غربی ـ صهیونیستی در پس پرده تأمین بودجه عظیم این شبکه ها ایستاده است. بدون شک این غربی‌ها و هم‌پیمانان صهیونیستی آنها هستند که دستمزد مروّجان تشیع انگلیسی را که خاندان شیرازی پرچمدار آن هستند، پرداخت می کنند. زیرا هیچکس به اندازه غرب از خدشه وارد شدن به چهره اسلام منتفع نمی‌شود.

افرادی در سفارت انگلیس در بغداد مأمور تهیه و توزیعه تجهیزاتی مانند قمه برای بکارگیری آن در کنگره عظیم اربعین شده‌اند

از سوی دیگر، به نظر می رسد که فرقه شیرازی‌ها و مروجان تشیع انگلیسی برای پیاده کردن هدف شوم خود در مراسم اربعین حسینی در شهر کربلای معلی، تنها نیستند و توسط برخی طرف‌ها مورد حمایت قرار گرفته و می گیرند. در همین ارتباط، برخی اخبار حاکی از آن هستند که اشخاصی در سفارت انگلیس در بغداد مأمور تهیه و توزیع تجهیزاتی همچون قمه برای بکارگیری آن در جریان کنگره عظیم اربعین در کربلاء هستند.

در هر صورت، آنچه که مشخص است، این است که شیعیان باید در قبال توطئه‌ای که برای ترویج تشیع انگلیسی در جریان است هوشیار بوده و در کنار بصیرت دینی خود و احیاء شعائر عاشوراء در کنگره عظیم اربعین، بصیرت سیاسی‌شان را نیز تقویت کرده تا بدین‌سان هم توطئه‌های تدارک دیده شده را به خوبی تشخیص دهند و هم در زمینه تبیین آنها و تنویر افکار عمومی برای برملا شدن اهداف شوم دشمنان اسلام و قرآن، تلاش کنند.

خاتمه قمه زنی در یک شهر با یک استدلال قرآنی

حجت الاسلام شیخ محسن قرائتی در خاطره ای که مجله مبلغان، در شماره 39 فروردین 1382،منتشر شده است، از استدلال قرآنی جالبی که برای متقاعد کردن مردم یکی از شهرهای کشور برای خاتمه دادن به قمه زنی اینگونه سخن می گوید: در یکی از شهرها با وجود توصیه های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمهزنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست برنمی داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی میآید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده ای برای قمه زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم – یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» «ای کسانی که ایمان آورده اید! “راعنا” نگویید، بلکه بگویید: “انظرنا”.» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه ای دارد و قصه اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرامتر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .

این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می شود از ریشه «رعی» گرفت و هم از ریشه «رعن». اگر از «رعی» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن» است، ولی اگر از ریشه «رعن» گرفته شود، رعونت به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
وقتی که مسلمانان می گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن» را اراده می کردند، ولی یهودیها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمانها به پیغمبرشان می گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، “راعنا” نگویید بلکه “انظرنا” بگویید.» یعنی کلمه ای را که دشمن از آن سوء استفاده می کند به کار نبرید .

بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده میکرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده میکند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه زنی شما سوء استفاده می کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی زنیم .
پس از این جلسه به تهران رفتیم و آن سال در آن شهر جز چند نفر کسی قمه نزد .

farhangnews_124737-352284-1430741290

 

جریان انحرافی صادق شیرازی ، مقصر منا را پیدا کرد : ایران اسلامی!!

بنیاد جهانی شیعه واقع در لس آنجلس آمریکا مجموعه ای است که به طور مستقیم زیر نظر صادق شیرازی مشغول به فعالیت می باشد. مجموعه ای که در سالهای اخیر  ثابت کرده تلاش دارد با استفاده از اتفاقات مختلف کشورهای اسلامی و ایران ، نظام جمهوری اسلامی را دیکتاتور و دشمن شعائر حسینی و دشمن شیعیان و … معرفی کند در جدیدترین اقدام خویش یکی از مقصران اصلی حادثه منا را جمهوری اسلامی ایران معرفی کرده است

این بیانیه و مقصر معرفی کردن ایران در حادثه منا در حالی است که این رسانه و مسئول اصلی آن صادق شیرازی هنوز پیرامون هتاکی صهیونیست ها به مسجد الاقصی قبله اول مسلمین هیچ واکنشی نشان نداده اند

اما تلاش کردند با استفاده از فاجعه منا ایران اسلامی را در بین جامعه جهانی یک کشور منزوی معرفی کنند. اما جالب اینجاست در این بیانیه ایران قبل از انقلاب اسلامی (همان ایرانی که شاه طاغوت بر آن حکومت می کرد و عزاداری اهل بیت(علیهم السلام) در آن ممنوع بود را کشوری قدرتمند و صاحب احترام معرفی کردند !

 بخشی از بیانیه :

” حال آنکه بزرگان ما ایرانیان نیک به یاد می آورند که ایران وایرانی پیش از انقلاب ودر همین مراسم حج از چه جایگاه واحترامی برخوردار بودند.”

 

در این بیانیه جمهوری اسلامی ایران مقصر اصلی حادثه منا معرفی شده زیرا بعد از انقلاب همیشه به فکر ماجراجویی و.. (ایستادگی در برابر کشورهای غربی) بوده و نتوانسته با کشورهای جهانی! رابطه خوبی برقرار نمایند

نکته قابل تامل اینکه نویسندگان این بیانیه تلاش کردند تا فتوای حرمت قمه زنی توسط برخی از مراجع را یکی از علت های بی احترامی سعودی ها به ایرانیان معرفی نمایند.

بخشی از بیانه >>“وقتی در داخل کشور ایرانیان حتی از برگزاری مراسم مذهبی خود واقامۀ مقدس ترین شعانرشان محروم می شوند… چگونه می توان انتظار داشت که حکومتی بیگانه به شهروندان به دیدۀ تقدیر واحترام بنگرد؟”

این در حالی است که این افراد که قمه زنی را “مقدس ترین شعائر حسینی” خطاب می کنند، سالهاست در برابر هجمه جریان های تکفیری به حرم اهل بیت و به خطر افتادن حرم اهل بیت در سوریه سکوت کرده اند و به جای حضور در بین مدافعان حرم در لس آنجلس و نیویورک به زعم خویش از اهل بیت و حقوق شیعیان!! دفاع می کنند

پیشنهاد ما به مسئولان جریان شیرازی و بنیادهای وابسته به این جریان این است که به راستی اگر مدعیان دفاع از حقوق اهل بیت و شیعیان هستند لباس رزم بپوشند و در بین مدافعان حرم در سوریه و عراق حاضر شوند، ما تضمین می کنیم که ثواب این عمل شما از ثواب قمه زنی به زعم شما بیشتر باشد .

ناگفته نماند چندی پیش نیز حسن اللهیاری یکی از دیگر از مبلغین جریان انحرافی شیعیان ، جمهوری اسلامی ایران را مقصر این حادثه معرفی کرده بود !

 

منبع : اویس

هدف بیت شیرازی از قمه زنی زنان در خیابان ها چیست ؟

هدف بیت تشیع انگلیسی از قمه زدن زنان در انظار عمومی و خیابان ها چیست ؟

چندی پیش برخی افراد معلوم الحال به بهانه اکران فیلم رستاخیز بدستور سازمانِ تکفیری بیت صادق شیرازی اقدام به قمه زنی نمودند حال با مشاهده این کلیپ تصویری درخواهید یافت که هدف تشیع انگلیسی از قمه زنیِ زنان در انظار عمومی چه میباشد.

 

 

 

 

image-4ac2b32df6ad9f174530bee8778221d96f37fced451df66c8fe41d4b49cd47cb-V-300x200

لینک مشاهده و دانلود

زنی که به بهانه اکران فیلم رستاخیز قمه زنی کرد شناسایی شد

به گزارش قادمون به نقل از پارس ،چندی پیش، سیدمسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، با بیان اینکه متأسفانه در تعلیق اکران رستاخیز وزارت ارشاد قدری عجله کرد، گفت: «برخی اطلاعات حاکی است عده‌ای که جلو یکی از سینماهای تهران تجمع و حتی اقدام به قمه‌زنی کرده بودند، وابسته به جریان معروف «اسلام انگلیسی» بوده‌اند و اسناد و مدارک آن در اختیار نهاد مسئول است».

ماهیت معترضان اکران رستاخیز درحالی مطرح شده است که آنها ٢٤ تیر هم‌زمان با اولین روز نمایش این فیلم در سینماها با تجمع و دادن شعارهایی، مخالفت خود را نسبت به اقدام وزارت ارشاد نشان دادند. معترضان در این روز در مقابل سینما شکوفه و وزارت ارشاد در تهران تجمع کردند. تجمع‌کنندگان از پخش تصویر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و اهانت به اهل بیت(ع) معترض بودند. شعارهایی چون «هر که با آل علی در افتاد ور افتاد»، «درویش حیا کن، اکران را رها کن»، «هیهات من الذله»، «اگر فیلم اکران شود سینما ویران شود»، «حمایت از رستاخیز خیانت است به شیعه» و «هیئتی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» سر دادند. تجمع‌کنندگان بعد از سینه‌زنی و عزاداری از وزارت ارشاد به سمت سینما شکوفه در میدان شهدا راهپیمایی و به سمت درِ سینما حمله کرده و پرده فیلم رستاخیز را از سینما شکوفه پایین کشیدند که با ورود ناجا متفرق شدند.

اطلاعات جدید به دست آمده خبرنگار  نشان می دهد در این تجمع 4 زن به صورت فعال حضور داشتند که تنها یکی از آنها پوشیه داشته است که وی سر و صدای و بازار گرمی بالایی در این تجمع داشته است.

رستاخيز2 (1)

زن پوشیه پوش در ادامه سر و صداهای خود، شروع به قمه زنی و حرفهایی دون از شأن و التهاب و ایجاد جو تشنج می شود که دستگیر می شود.

بر اساس اطلاعات خبرنگار ما، وی در اظهارت خود بعد از دستگیری اظهار می دارد که در یکی از شهرهای مهم غرب کشور ساکن است. توسط فردی که به عراق و قم رفت و آمد داشته به دفتر «متمرجع خودخوانده تشیع انگلیسی» معرفی می شود. وی در جریان فیلم رستاخیز به دفتر این متمرجع خودخوانده در قم می رود و مبالغ قابل توجهی پول دریافت می کند و با یک سناریو که چند بار به صورت نمایشی وی آن را تمرین می کند در تجمع علیه فیلم رستاخیز حضور پیدا می کند.

یک منبع مطلع در گفتگو با پارس،  از شناسایی برگزارکنندگان تجمع علیه رستاخیز و شناسایی اکثر حاضرین این تجمع خبر داده و خاطرنشان ساخته است: افراد اصلی برپاییِ قمه زنی در تجمع علیه رستاخیز از بیت متمرجع انگلیسی بوده اند ولی بخش اعظم تجمع کنندگان به تحریک برپاکنندگان از مقلدین مرجعی دیگر بوده اند که در سالهای گذشته بسیار بر فاصله میان شیعه و سنی اصرار داشته است.

شناخت لیدر تشیّع انگلیسی و حامیان تشیع انگلیسی

“تشیّع انگلیسی” یا ” شیعه لندنی “؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام ” تشیع انگلیسی ” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهاب ملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

سید علی محمد شیرازی پیشوای فرقه بابیه

سید علی محمد شیرازی پیشوای فرقه بابیه

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

راهپیمایی و کارناوال تشیع انگلیسی به مناسبت هفته مجعول برائت

راهپیمایی و کارناوال تشیع انگلیسی به مناسبت هفته مجعول برائت

 

اوباما مدافع هفته برائت !

اوباما مدافع هفته برائت !

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

نتیجه جستجوی  عبارت "شیعه"

نتیجه جستجوی عبارت “شیعه”

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

نامگذاری و جعل هفته برائت در مقابل هفته وحدت توسط بیت شیرازی ها

نامگذاری و جعل هفته برائت در مقابل هفته وحدت توسط بیت شیرازی ها

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه به سرکردگی مرجعیت جعلی و انگلیسی آقای صادق شیرازی، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.
این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.
تشیع انگلیسی

تشیع انگلیسی

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.
6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام
14- شبکه فدک ( که با مدیریت یاسرالحبیب داماد بیت شیرازی ها و به سفارش و دستور بر تکفیر کردنِ علمای شیعه از طرف مرجعیت انگلیسیِ ساکن درقم مشغول به کار است )
یاسر الحبیب فحاش و تکفیر کننده ی بیت شیرازی ها
……
بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی جریانِ تشیع انگلیسی به سردمداری بیت شیرازی عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.
این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.
اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.
منبع : مشرق نیوز

 

 

 

از لعن آشکار ابن عربی تا لعن مخفیانه ی شهید مطهری و امام خمینی توسط جریان شیرازی ها

چرا جریان شیرازی‌ها (در شبکه‌های اجتماعی)، اینقدر به ابن عربی لعن می‌فرستند؟!

جریان شیرازی‌ها (در شبکه‌های اجتماعی) و برخی از طرفدارانشان، به ابن عربی لعن می‌فرستند و می‌گویند ناصبی بوده و شیعه را نجس می‌دانسته! همین‌طور ملاصدرا را نیز لعن کرده و می‌گویند: فقط در وحی قائل به عصمت بوده و قائل به سهوالنبی (ص) می‌باشد.

شاید ابتدا چنین به نظر رسد که این دو سؤال به مباحث اعتقادی، کلامی، فلسفی و یا در نهایت عرفانی مربوط است، پس چرا در بخش سیاسی درج شده است؟ علت، هدف و انگیزه‌ی طرح این گونه مباحث، از سوی باند موسوم به «جریان شیرازی‌ها» می‌باشد. چرا که قصد، فقط و فقط ایجاد تشکیک، تفرقه و دشمنی، آن هم نه تنها بین شیعه و سنّی، بلکه بین هر طرز تفکری با طرز تفکر دیگری است. در واقع همان سیاست انگلیسی.

الف – فرض کنیم، ادعاهای آنان در خصوص ابن عربی یا ملاصدرا درست باشد، خب چه دلیلی به «لعن کردن» دارد. اگر امروز ما مسلمانان در میزان معلومات، اطلاعات، اعتقادات و نظرات یک دیگر ریز شویم، باید همه یک دیگر را لعن کنیم. آیا این است آموزه‌ی اسلام ناب و عزیز؟!

شما امروزه در عرصه‌ی «اندیشه‌ی غرب» شاهدید که هر نظریه‌ی جدید، ضمن ردّ نظریه قبلی، از آن تعریف و تمجید می‌کند و حتی می‌گوید: نظریه جدید من نیز، از همان نظریه قدیم فلان دانشمند اخذ شده است؛ اما نوبت به اسلام که می‌رسد، باید یک دیگر را لعن کنیم؟! آیا چنین روش‌های که امثال شیرازی‌ها، نامش را اسلام و تشیع گذاشته‌اند، همان روش‌های دیکته شده جهت ترویج اسلام امریکایی و اسلام انگلیسی نمی‌باشد؟!

این مباحث و اختلاف نظرها، همیشه بوده، هست و خواهد بود. مباحثی بسیار سنگین و علمی است و هر کس می‌تواند نظرات خود را بدهد یا نظر دیگران را نقد کند. پس چه ضرورتی برای «لعن» می‌ماند. آنها همه را به جز انگلیس، امریکا، اسرائیل و عمّالی چون خودشان، لعن می‌کنند.

ب – بعید است که حتی علمای آنها، دست کم چند صفحه از اسفار ملاصدرا یا فتوحات ابن عربی را خوانده باشند و یا اگر احیاناً خوانده‌اند، چیزی فهمیده باشند. وگرنه مباحث را این قدر شعاری و سخیف مطرح نمی‌کردند و اگر نظر مخالفی دارند، به جای «لعن»، نقد مستدل می‌کردند.

ج – ابن عربی، مباحث بسیار گسترده‌ای در خصوص «ولایت مطلقه و مقیده» دارد. خواه درست یا غلط، اما آن قدرها هم ساده نیست که به همین راحتی کسی به صورت شعاری رد کند و یک لعنت نیز چاشنی‌اش کند. وی همچنین مباحثی (هر چند گاه مغایر)، در خصوص «ختم ولایت» دارد و در یک فراز، عقیده‌اش را چنین بیان می‌دارد:

«اعلم – ایدناالله – ان لله خلیفة یخرج و قد امتلات الارض جورا و ظلما فیملؤها قسطا و عدلا . لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد طول الله ذلک الیوم حتی یلی هذا الخلیفة من عترة رسول الله صلی الله علیه و آله من ولد فاطمة اسمه اسم رسول الله – صلی الله علیه و سلم – جده الحسن بن علی بن ابی طالب یبایع بین الرکن و المقام یشبه رسول الله – صلی الله علیه و سلم – فی خلقه» (فتوحات مکیه، ج 3، ص 327)

ترجمه: بدان – خداوند مؤیدمان بدارد – یقیناً که خداوند را خلیفه‌ای است که خروج می‌کند، هنگامی که زمین از ظلم و جور آکنده شده است، پس او قسط و عدل را برپا می‌دارد. (و در ادامه این حدیث را می‌‌نویسد): اگر از دنیا باقی نمانده باشد، مگر یک روز، خداوند آن روز را آن قدر طولانی کند تا این خلیفه ظهور کند. این خلیفه، از آل رسول صلوات الله علیه و آله و از نسل فاطمه است. اسمش اسم رسول خدا (ص) است – جدش حسن بن علی ابن ابیطالب (که البته حسین بن علی علیه السلام) است، بین رکن و مقام قیام می‌کند، در میان خلق، شبیه‌ترین به رسول الله (ص) است.

د – مباحث مطروحه در خصوص عصمت، توسط ملاصدرا نیز به این سادگی نیست، مضافاً بر این که ادله‌ی ده‌گانه او مبنی بر عصمت تامّ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، محل بحث و تحقیق مجامع علمی در این خصوص می‌باشد.

[البته نقد بررسی نظریات ابن عربی و ملاصدرا، از امکان و فرصت این مختصر خارج می‌باشد – و در ضمن قرار نیست که منفعل شویم و فریب بخوریم. یعنی آنها یک شعار بدهند، یک لعنت هم بفرستند، بعد ما اصل هدف و انگیزه را رها کنیم، وارد مباحث فلسفی یا کلامی ابن عربی و ملاصدرا شویم].

ﻫ – اما پرسیده شد: ما چرا از نظرات آنان استفاده می‌کنیم؟ دقت کنید که این نگاه در عرصه دانش‌پژوهشی، چقدر سخیف است؟! ما از همه منابع علمی استفاده می‌کنیم. از تفسیر فخر رازی یا نظریات غزالی نیز استفاده می‌کنیم. نظریات ژان پل سارتر، هگل، فروید، داروین … تا معاصرینی چون فوکویاما، رورتی و باومن را نیز مطالعه می‌کنیم. آیا اشکالی دارد؟!

بغض و دشمنی:

هدف جریان موسوم به «شیرازی‌ها»، رواج تعصبات کور (البته به نام تشیع و شیعه) و تشدید بغض، عداوت، دشمنی و تفرقه بین همه مسلمانان است. گاه به نام شیعه، سنّی را لعن می‌کنند – گاه دانشمندان گذشته و حال شیعه و سنی را با هم لعن می‌کنند …، و خلاصه آن که فقط لعن می‌کنند و کار دیگری ندارند. چرا که بنا به اوامر انگلیس و دستورالعمل‌های امریکا (صهیونیسم)، بسیار مترصد و امیدوار هستند که یک «داعش شیعه» نیز این طرف راه بیاندازند تا مقاصد صهیونیستی زودتر جامه‌ی عمل بپوشد، که البته هرگز موفق نخواهند شد.

تشیع از یک سو قایل به ولایت، فقاهت و مرجعیت است – از سوی دیگر بسیار فراتر از آن چه تصور می‌کنند، قایل به وحدت، به ویژه در مقابل دشمنان مشترک است – از سوی دیگر قایل به تعقل، تفکر، تفحص، بحث، نقد و بررسی مستند و مستدل است … و خلاصه شاگرد مکتب باب العلم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام، امام صادق علیه السلام و سایر معصومین علیهم السلام می‌باشد. لذا هیچ جایگاهی برای این بازی‌های انگلیسی ندارد.

اسناد محرمانه مربوط به مکاتبات ساواک درباره ی شیرازی ها + سند

از: بیروت تاریخ: 36/05/03 [1356/05/03] شماره: 9830 وزارت امور خارجه* در ملاقاتی که سیدحسن شیرازی از اینجانب در سفارت شاهنشاهی به عمل آورد اظهار داشت در مذاکراتی که با رهبران سیاسی و مذهبی مسیحی و شخصیتهای سیاسی شیعه داشته عموما از این که سیدموسی صدر در جنگهای داخلی از چپگرایان و فلسطینیها پشتیبانی نموده و دست خود را به خون شیعیان بیگناه آلوده ساخته و گروه میلیشیای امل را برای پشتیبانی از فلسطینیها تشکیل داده، به شدت ناراضی می‌باشند** و در نظر دارند او یعنی سیدحسن شیرازی را برای رهبری مذهبی شیعه در لبنان کاندید نمایند. وی گفت از هنگامی که کمونیستها در مجلس عالی شیعه نفوذ کرده و اکثریت به دست آورده‌اند نگرانی شدید رهبران مسیحی و شیعه فراهم شد و در نظر داشتند که در موقعیت مناسب مقدمات انحلال مجلس عالی شیعه را فراهم ساخته و ترتیبی دهند که عناصر معتدل و دست راستی به مجلس عالی شیعه راه یابند و پس از تشکیل مجلس جدید سمت مذهبی سید موسی صدر را لغو و او یعنی (سیدحسن شیرازی) را به سمت رییس مجلس عالی شیعه انتخاب نمایند.( توضیحا به عرض می‌رساند سید حسن شیرازی در حال حاضر از پشتیبانی پاتریاژ(پاتریارک) خریش، کامیل شمعون، پیرجمایل، امین جمایل، شریل القیس،کامل الاسعد، کاظم الخلیل، محسن سلیم، برخوردار می‌باشد) نامبرده در پایان استدعا نموده مراتب احترام عمیق او به پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر تقدیم گردد و تاکید نمود که خدمتگزاری به پیشگاه رهبر شیعیان جهان برای هر فرد شیعه واجب و افتخار بزرگ می‌باشد. 36/05/03 قدر ساعت 1730 پاورقی :

* پیوستی سند 8- 3334 مورخه 24ـ5ـ2536 ** به راستی چه اتفاقی افتاده که احزاب مسیحی و فئودالها که سوابق آنان برهمگان روشن بوده و دستشان به خون مسلمانان آلوده است، و مردم با انتخاب امام موسی صدر دست رد بر سینه آنان زده‌اند اینگونه ناراحت و نگران وضعیت شیعیان گشته‌اند و دایه دلسوزتر از مادر شده‌اند و برای آنان اشک تمساح می‌ریزند؟! [1356/05/03]

 

یعنی هرکی بشیر جمیل رو بشناسه، می تونه بفهمه دیدار حسن شیرازی و بشیر جمیل یعنی چی!!!

بشیر جمیل یک نابغه به تمام معنا بود، یک مسیحی نابغه که تمام نبوغش رو صرف کشتن مسلمانان کرد

جالب است که در این گزارش نظر مسئول عملیات این است که حسن شیرازی طرفدار امام خمینی است، اما 4 ماه بعد حسن شیرازی در سفارت با مسئولان رژیم شاه دیدار کرده و مراتب احترامش را نثار شاه می کند ، و 5 ماه بعد از تاریخ این سندی که در زیر آمده، امام خمینی دستور میدهد دیگر به طلبه هایی که نزد حسن شیرازی درس می خوانند، شهریه داده نشود .

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/01/24
 صفحه:91

به: 334 تاریخ: 36/1/31 [1356/01/31] از: 213 شماره: 213/147 سیدحسن شیرازی سیدحسن شیرازی در تاریخ 36/1/24 [1356/01/24] در لبنان در منزل محسن سلیم در منطقه غبیری با بشیر جمیل ملاقات نموده است و خبر این ملاقات توسط روزنامه‌های وابسته به مسیحیان دست راستی لبنان همراه با عکس مفصلا منتشر گردیده* و در خبرهای منتشره گفته شده است امام شیرازی یکی از بلندپایه‌ترین رهبران مذهبی شیعه می‌باشد و در ملاقات با بشیر جمیل وعده داده است که با همه امکانات پیروان مذهب شیعه برای حفظ یکپارچگی و اتحاد لبنان تلاش خواهد نمود قبل از ملاقات با بشیر جمیل سیدحسن شیرازی با اسقف آلفرد پرویدوا، اسقف لبنان، ملاقات نموده است هدف از این ملاقات‌ها و انتشار خبر آن در شرایط کنونی آن است که سیدحسن شیرازی را در برابر سیدموسی صدر که با یکدیگر رقابت دارند و اخیرا مورد خشم دست‌راستیهای افراطی قرار گرفته است تقویت نموده و با حمایت از شیرازی موقعیت موصی صدر را تعضیف کنند و چون سیدحسن شیرازی مخالفان سرسختی مانند وزیر اوقاف سوریه دارد ممکن است اقدام اخیر و تماس وی با رهبران دست راستی و مخالفان موسی صدر به ضرر وی تمام شده و مقامات سوریه که از مدتی قبل درصدد اخراج شیرازی از سوریه بوده و به علت حمایت برادر حافظ اسد موفقیتی نداشتند اکنون مخالفان شیرازی قصد دارند ضربه مؤثری به شیرازی وارد سازند زیرا رقابت و دشمنی شیرازی باموسی صدر که مورد حمایت حافظ اسد می‌باشد به ضرر شیرازی تمام خواهد شد.

نظریه رهبر عملیات:

اطلاعات موجود حاکی است که سیدحسن شیرازی فعالیت ضدمیهنی دارد و اغلب ایرانیانی که برای زیارت به این منطقه مسافرت می‌کنند به عناوین مختلف به وی کمک مالی می‌نمایند.

نظریه نمایندگی: 1- سیدحسن شیرازی که یکی از افراد ماجراجو است که به هیچ وجه مورد اعتماد نبوده و از روش‌ها و خیانتهای خمینی حمایت کرده و می‌کند و در سوریه و در حرم مطهر زینب نیز همیشه عده‌ای ماجراجو از حمایت وی برخوردار هستند و به طور کلی شیرازی سوابق سویی دارد و هر نوع تقویت و پیشرفت وی به مصلحت نیست و به ضرر مصالح دولت شاهنشاهی است. 2- با توجه به اهمیت اقدامات اخیر شیرازی و رقابت‌های موجود که احتمالا حوادث جدیدی به دنبال خواهد داشت گزارشهای مشروح‌تری ارسال خواهد شد.

نظریه اداره کل دوم: به صحت خبر می‌توان اطمینان در مورد ملاقات سیدحسن شیرازی با بشیر جمیل و وجود اختلافاتی بین سیدحسن شیرازی و موسی صدر می‌توان اطمینان نمود.

پاورقی: * وزارت امور خارجه در طی نامه‌ای به سازمان اطلاعات و امنیت کشور اعلام می‌نماید که مسیحیان درصدد جانشینی برای امام موسی صدر هستند متن نامه بدین شرح است: [به]: 334 [از]: 213 سازمان اطلاعات و امنیت کشور. گزارش شماره 226 مورخ 2536/1/25 [1356/01/25] سفارت شاهنشاهی در بیروت حاکی است مسیحیان دست راستی که از طرز رفتار و نحوه عمل سیدموسی صدر در جریان جنگهای داخلی لبنان ناراضی می‌باشند اخیرا درصدد برآمده‌اند که مقدمات برکناری نامبرده از ریاست مجلس عالی شیعه لبنان را فراهم نموده و به تدریج شیخ حسن شیرازی امام مرقد مطهر حضرت زینب و رهبر مذهبی شیعه سوریه را آماده جانشینی نامبرده سازند.

رونوشت گزارش مزبور جهت مزید استحضار به پیوست ایفاد می‌شود. از طرف وزیر امور خارجه گیرنده: ستاد بزرگ ارتشتاران – اداره دوم اطلاعات و ضداطلاعات اصل در پرونده سیدحسن شیرازی 78260 می‌باشد. در پرونده موسی صدر 46422 بایگانی شود [ناخوانا] 36/2/10 [1356/02/10] قبلا مفاد فوق در گزارشات دیگری به عرض رسیده است. موسی صدر 46422 [1356/01/24]

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/01/29
 صفحه:83

درخواست ساواک برای تقویت حسن شیرازی در مقابل امام موسی صدر

 

به: 334 تاریخ: 36/1/29 [1356/01/29] از: 213 شماره: 213/191 موضوع: سیدحسن شیرازی رهبران دست راستی مسیحی لبنان از پیشگاه مبارک شاهانه استدعا نمودند که زعمای شیعه لبنان به علت عوام‌فریبی و فساد و چپ‌گرایی موقعیت خود را در این کشور از دست داده‌اند سازمانی از شیعیان جوان و تحصیل‌کرده به وجود آید که از طرف دولت شاهنشاهی حمایت و پشتیبانی گردد و مانع سقوط شیعیان و جاهل این کشور به دامان کمونیسم گردد.

اوامر ملوکانه بدین نحو از طریق وزارت خارجه شرفصدور یافت که (سفیر بررسی کند) و با بررسی‌های وسیعی که از طرف سفارت شاهنشاهی در لبنان در این باره به عمل آمده و با سیاستمداران جوان شیعه از قبیل دکتر عزالدین و محسن سلیم رهبران مسیحی دست راستی کتائب و احرار مذاکره گردیده چنین نتیجه گرفته شده است: 1- سیدموسی صدر ریاست مجلس عالی شیعه را دارد ایجاد این تشکیلات فایده‌ای در بر نخواهد داشت لذا باید ابتدا سیدموسی صدر از سمت رئیس مجلس عالی شیعه برکنار نمود و شخص صالحی را به جای او گمارده* زمینه برای تشکیل چنین سازمانی فراهم گردد.

2- دو سال قبل با سیدحسن شیرازی رهبر مذهبی شیعه در سوریه و امام مرقد حضرت زینب با حضور نماینده ساواک در بیروت مذاکراتی در این زمینه به عمل آمده بود ولی موقعیت سیدموسی صدر در آن موقع قوی بود و اقدامی میسرنگردید خصوصا که مسیحیان نیز از او پشتیبانی جدی می‌نمودند ولی حال تمام جبهه‌ها او را خیانتکار و مزدور بیگانه می‌دانند لذا پس از مراجعت سفیر شاهنشاه آریامهر به لبنان مشارالیه با رهبران مسیحی از جمله بشیر جمیل فرمانده فالانژها و محسن سلیم نماینده سابق شیعه ملاقات و از طرف نامبرده به آنها توصیه گردید حال که لزوم تغییر سیدموسی صدر مورد تأیید مسیحیان می‌باشد از وجود سیدحسن شیرازی استفاده شود. بشیر جمیل موضوع را در حزب کتائب مطرح نمود و مورد تصویب قرار گرفت سپس در جلسه دیگری که با حضور رهبران کتائب تشکیل گردیده بود و از طرف سفیر شاهنشاه آریامهر به آنها یادآوری گردید که برای موفقیت در این راه، لازم است انتصاب سیدحسن شیرازی به جای سیدموسی صدر و مورد تأیید واتیکان و پاتریارک خریش واقع گردد و به او هویت لبنانی داده شود به نحوی که از اصل ساکن یکی از دهات شیعه‌نشین منطقه مسیحی‌نشین کسروان معرفی گردد.

3- پاتریارک خریش با این طرح موافقت نمود همچنین با سفیر پاپ ملاقات و مذاکره نموده و او به جمیل قول داد که موافقت واتیکان را جلب کند و تأکید نمود که این مطلب را از هم اکنون تمام شده تلقی نمایند سپس مراتب به وسیله نماینده شیعه محسن سلیم به اطلاع سرکیس رئیس جمهوری رسانید و رئیس جمهوری لبنان وعده همه گونه مساعدت داد ولی به محسن سلیم تأکید کرد که وی ناگزیر است وانمود کند که در این باره نه مطلبی شنیده و نه کسی را ملاقات کرده است ولی به مقامات تأمینی دستور داده که بلافاصله یک شناسنامه و یک گذرنامه لبنانی برای او صادر و در آن قید شود که سیدحسن شیرازی مقیم دهکده حسین در جبل کسروان می‌باشد و عکس‌هایی نیز با رهبران کتائب از او گرفته‌اند (محسن سلیم گذرنامه و برگ هویت او با عکس‌های مزبور را به سفارت شاهنشاهی در لبنان فرستاده که فتوکپی آنها تهیه و با اولین پست ایفاد خواهد شد).

4- در تعقیب اقدامات فوق سفیر شاهنشاه آریامهر مجددا با سیدحسن شیرازی ملاقات نموده و خطوط وظایف آینده به دقت مورد مذاکره قرار گرفته و سیدحسن شیرازی در حضور محسن سلیم گفته که وی در گذشته خدمتگزار شاهنشاه بوده و تا آخر عمر از این افتخار برخوردار خواهد بود و مانند سیدموسی صدر نمک‌نشناس نمی‌باشد.

5- از آنجایی که سیدموسی صدر عامل شناخته شده سوریه می‌باشد و از طرفی سیدحسن شیرازی امام مرقد حضرت زینب در دمشق است ممکن است مقامات سوری با پشتیبانی از سیدموسی صدر مانع ادامه فعالیت وی گردند خصوصا در حال حاضر که لبنان نیز در اشغال قوای سوریه می‌باشد.

6- به مجرد آماده ساختن سدحسن شیرازی رهبران مسیحی و زعمای معتدل شیعه سازمانی از شیعیان جوان و تحصیل‌ کرده که به هیچ‌وجه بستگی با رهبران فاسد و عوام‌فریب سوسیالیستی شیعه ندارند و مردمانی پاک و منزه هستند به وجود آورده که ظاهرا محسن سلیم در سفر اخیر خود به واشنگتن مراتب را به اطلاع جناب آقای زاهدی سفیر شاهنشاه آریامهر رسانده و ایشان نیز گزارشی در این زمینه به شرف عرض پیشگاه مبارک شاهانه رسانیده‌اند و اوامر مبنی بر تأیید موارد فوق شرفصدور یافته است. (اسامی و مشخصات آنها با اولین پست ارسال خواهد شد). قرار است موجودیت سازمان مذکور در جراید لبنان اعلام و تبلیغات وسیعی درباره آن به عمل آید و پس از آن که سازمان مزبور قدرت کافی به دست آورد خواستار تجدید نظر در انتخاب مجلس عالی شیعه و تعیین رئیس جدید برای این مجلس بشود.

7- به احتمال قوی به یقین زعمای مذهبی و سیاسی شیعه که با تشکیلات سیدموسی صدر مخالف هستند مقدمات انحلال مجلس عالی شیعه و تعیین اعضاء مجلس مجدد را فراهم خواهند نمود و در کنار این فعالیتها تبلیغات دامنه‌داری توسط شیعیان وابسته به رهبران مسیحی به نفع سیدحسن شیرازی که خود در دشت بقاع و منطقه بعلبک شهرت نیکی دارد انجام خواهد گرفت تا در انتخابات جدید سیدحسن شیرازی به ریاست مجلس عالی شیعه برگزیده شود و نوعی همکاری غیرمرئی بین مسیحیان و شیعیان برگزار گردد که در استخوان‌بندی رژیم آینده این کشور حتی اگر به صورت فدراسیون و کفندراسیون باشد اثر مثبت داشته باشد و از اشاعه چپ‌گرایی بیشتر در بین شیعیان جلوگیری شود.

ملاحظات: گزارش فوق همراه خلاصه سوابقی که از سیدحسن شیرازی از اداره کل سوم اخذ شده بود (یکبرگ پیوست) از شرف عرض اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر گذشت اوامر مطاع ملوکانه چنین شرفصدور یافت: “اصولا به این جماعت نمی‌توان اعتماد کرد” ضمنا تیمسار ریاست ساواک نیز چنین مقرر فرمودند: “به نظر اینجانب اصولا هیچ یک از این افراد مورد اعتماد نیستند نه در گذشته نه در حال حاضر و نه در آینده نمی‌توان به آنها اعتماد نمود. سوابق همین شیرازی هم در گذشته کمتر از موسی صدر نبوده ولی با هم رقابت نمایند و ضعیف شوند بسیار خوب است.“//// حالا اگه بعضی ها منظور تفرقه بنداز و حکومت کن رو فهمیدن!!!

** علیهذا ضمن اعلام این که اوامر ملوکانه و پینوشت تیمسار ریاست ساواک به جناب سفیر شاهنشاه آریامهر در لبنان ابلاغ گردیده مراتب جهت اطلاع اعلام می‌گردد. محترما به عرض می‌رساند فلک‌فرسا 36/1/31 [1356/01/31] اصل در پرونده سیدحسن شیرازی 7826 می‌باشد. در پرونده موسی صدر 46422 بایگانی شود [ناخوانا] 36/2/5 [1356/02/05] عملیات 36/1/31 [1356/01/31]

 

پاورقی: * به راستی جرم امام موسی صدر چه بوده این گونه برای برکناری و تضعیف او تلاش می‌کردند. آیا غیر از دفاع از حقوق شیعیان، مقابله با تجاوزات اسرائیل، دفاع از مردم محروم فلسطین و آرمان آنان گناه دیگری داشت که این گونه و از هر سو آماج حملات و تهمتها قرار می‌گرفت. او هدف خود را مشخص نموده و در راستای اهداف والای خود و در راه رضای معبود آماده هر گونه جانفشانی و فداکاری بود و جرم او هم همین بود، یکی از مهمترین اهداف جنگ داخلی لبنان ایجاد زمینه مناسب برای به راه انداختن سپتامبر سیاه دیگری بود تا برای همیشه فلسطینیان را از صحنه سیاسی حذف کنند. امام موسی صدر از همه این دسیسه‌ها آگاهی کامل داشت، به خوبی می‌دانست که اگر این توطئه‌ها عملی گردند به ضرر همه مسلمانان و جهان اسلام خواهد بود. او با تیزبینی و زیرکی خاص خود همواره سعی داشت فلسطینیان را از این فتنه‌ها دور نگه دارد به همین خاطر با فداکاری، خودش و مبارزان شیعی را سپر بلای آنان قرار می‌داد و فرصتها را از دست دشمن می‌گرفت. بسیار اتفاق می‌افتاد که درگیری بین مسلمانان و مسیحیان، نخست در منطقه‌ای سنی‌نشین به وقع می‌پیوست، ولی به واسطه همین سیاست (سپر بلا شدن) فورا به مناطق شیعه‌نشین انتقال می‌یافت و آن گاه به دست با کفایت وی مسأله حل و فصل می‌شد. گرچه این فداکاری و ایثار برای شیعیان خیلی گران تمام شد، چرا که آنان در این راه شهدای زیادی را تقدیم انقلاب فلسطین کردند و خسارتهای مالی و روانی بسیاری را نیز محتمل شدند. ولی در عین حال این حمایتها و جانبازیهای صادقانه ثمرات فراوانی را به بار آورد و باعث گردید که فلسطینیان دوستان و دشمنان واقعی خود را بهتر و بیشتر بشناسند. دیرزمانی بود که شیعیان جنوب لبنان به عنوان خائن، نوکر شاه، ستون پنجم و… معرفی می‌گشتند و عامل همه گرفتاریها و دربدریها به حساب می‌آمدند. این روش و ازخودگذشتگی، به زودی غبار تحریف را از سیمای مظلوم شیعیان کنار زد و نشان داد که همه آنها توطئه‌ای بیش نیست و شیعیان بهترین حامیان فلسطینیانند و در این راستا از جان خود نیز مایه می‌گذارند. اما هدف اصلی امام موسی صدر خیلی بالاتر از اینها بود، و به سرنوشت فلسطین می‌اندیشید و سرآغاز بهبودی اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… تمام مسلمانان جهان و پی‌ریزی شالوده تمدن اسلامی آینده را، در حل مسئله فلسطین می‌دانست. وی در هر محفل و مجلسی که فرصت به دست می‌آورد از فلسطین یاد کرده و می‌گفت: “ما باید مسئله فلسطین را بدون شرمساری و یا ترس به عهده بگیریم و در این راه از دادن قربانی نهراسیم.” او موضوع اشغال فلسطین را تنها یک مسئله اسلامی نمی‌شمرد و سعی می‌کرد که آن را بیشتر، از دیدگاه فطری و انسانی مطرح کرده و مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد تا مسئله، جنبه فطری و وجدانی به خود گرفته و در محافل وجدانهای غیرمسلمانان نیز برای خود جای باز کند وی می‌گفت: “تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. همچنین این تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می‌سازد”. فرمان تاریخی امام موسی صدر مبنی بر “التعامل مع اسرائیل حرام” (معالمه با اسرائیل حرام است) بود که همه توطئه را در هم شکست و خط بطلان بر افکار سازشکاران کشید و روح و جان تازه‌ای در کالبد مبارزان مسلمان دمید و در راه جهاد و شهادت آنان را امیدوار و ثابت قدم ساخت.

به طور کلی خط مشی اساسی و دورنمای فعالیتهای امام موسی صدر در طول اقامت وی در لبنان را می‌توان در چهارچوب عنوانهای زیر خلاصه کرد: 1- جانبداری از اصل همزیستی صلح‌آمیز فرقه‌های مذهبی و طایفی چندگانه کشور لبنان و مبارزه با تلاشهای مذبوحانه در جهت تجزیه کشور. 2- حراست از اصل همزیستی مسالمت‌آمیز لبنان و فلسطین و حمایت همه‌جانبه از انقلاب فلسطین و مردم آواره آن. 3- تلاش برای رفع هر گونه اختلاف، و کوشش به خاطر تحقق اصلاحات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. 4- مردود شمردن هر گونه تعصبات فرقه‌ای و مذهبی و دوری از جنگ و ستیز فرقه‌گرایانه. 5- ارج نهادن به اصل دفاع از خویشتن برای هر گروه، دسته و افراد. 6- مبارزه با هر گونه تجاوز خارجی به کشور لبنان. 7- مبارزه مداوم با دولت غاصب اسرائیل. 8- تلاش در جهت جلوگیری از احتمال سرکوبی انقلاب فلسطین. ر.ک: امام موسی صدر امید محرومان، 167 – 170

//// چقدر چیزی که امام موسی صدر می خواسته به چیزی که امروز سیدعلی خامنه ای می خواهد، نزدیک به هم هستند

** آنچه در پی‌نوشت آمده است(بالاتر اونجا که تیمسار نظر داده بود و ** خورده کنارش) حمایت از عمق کینه وی از روحانیت دارد و دستور صریح وی مبنی بر ایجاد اختلاف و رقابت و تشدید درگیری‌ها بین روحانیت، از بهترین عوامل درس‌آموز روزگار است دشمان دین از هر اختلافی استفاده کرده و با حمایت از یکی به دیگری حمله می‌کنند این اختلافات که یا بدوا شروع شده و سپس اینها دخالت کرده‌اند و یا از ابتدا با طراحی دشمنان اسلام بوده است جز ضرر و زیان چیزی برای جامعه اسلامی نداشته است. [1356/01/29]

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 11 شهید دکتر مصطفی چمران
روزشمار: 1356/12/06
 صفحه:339

گزارش سیدحسن روحانی شیرازی در مورد تعلیم جوانان ایرانی در سازمان امل

 

خیلی محرمانه

تاریخ: [2536/12/16] [1356]

طبق اطلاع از سید حسن شیرازی روحانی شیعه معروف و دوست سفارت شاهنشاهی دستجاتی از جوانان ایرانی از ایران و عراق توسط گروهی از روحانیون مخالف بعنوان مجاهد انتخاب و بسوریه اعزام میگردند و در دمشق یکنفر ایرانی بنام سید احمد و احدی آنها را بترتیب آماده ودر بیروت تحویل مصطفی چمران رییس سرویس اطلاعاتی و عملیاتی سازمان امل متعلق به موسی صدر مینماید و این عده زیر نظر افسران چریک فلسطینی فتح در اردوگاه امل واقع در جنوب لبنان آموزش کماندوئی و خربکاری میبینند تا پس از اخذ تعلیمات مورد نظر به ایران معاودت داده شوند. این اولین مرتبه است که اطلاعایت در زمینه تعلیم جوانان ایرانی در مرکز سازمان امل وابسته به سدی موسی صدر باین سفارت شاهنشاهی واصل میگردد قبلا اطلاعاتی در دست بودکه جوانان ایرانی که برای اخذ تعلیمات کماندوئی و خرابکاری به بیورت فرستاده میشوند اکثرا وابسته به جبهه باصطلاح فدائیان خلق ایران بوده و در مرازک آموزش توده‌أی نجات فلسطین (گروه جرج حبش) تعلیمات کماندوئی میدیدند که برای هر گروه آنها یک راهنما و مترجم گذاشته میشد و نامه‌های شخصی انان به مقصد ایران از طریق بسام ابوشریف سر دبیر الهدف ارگان سازمان جرج حبش جمع‌آوری و از طریق نیکوزیا و آتن به ایران ارسال میگردد. عده‌أی از این جوانان که با لهجه همدانی صحبت مینمودند در بیروت توسط کارمندان سفارت شاهنشاهی در خیابان کورنیس مزرعه واقع در نزدیکی “صبرا” اردوگاه فلسطینی فتح دیده شده‌اند. نظریه اداره کل دوم: بحصت مفاد خبر میتوان اطمینان نمود. ضمنا وزارت امور خارجه در جریان قراردارد ملاحظات: مرابت از عرض تیمسار ریاست ساواک گذشت مقرر فرمودند” اداره کل سوم – از رهبر عملیات بخواهید عکس آنها را بنحوی تهیه و ارسال دارد. با ذکر مشخصات ظاهری و اسامی مستعار آنها را ” [1356/12/06]

 

اکثر جراید لبنان متن مصاحبه شیخ حسن دبوق را بر علیه امام موسی صدر بود منتشر کردند.

 

نام کتاب:یاران امام به روایت اسناد ساواک جلد 17 امام موسی صدر (قسمت سوم)
روزشمار: 1356/09/25
 صفحه:375

شماره: 213/605 تاریخ: 36/09/26 [ 1356/09/26] 1- تقریبا کلیه جراید روز جاری (36/09/25) [1356] لبنان (به غیر از الانوار و الشرق) متن مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسین دبوق پیرامون مسایل مربوط به شیعیان لبنان و بحران جنوب کشور را منتشر نموده‌اند.*

2- شیخ حسین دبوق طی این مصاحبه چگونگی حیف و میل شدن مبلغ شصت میلیون لیره لبنانی کمک اعطایی به مراجع تقلید شیعیان جهان به مجلس شیعیان لبنان و مشکلات کنونی طایفه شیعه کشور که تنها بر اثر رویه اشتباه‌آمیز موسی صدر بدان دچار هستند اشاره کرده و نیز مسئله تعیین موسی صدر به ریاست مجلس عالی شیعیان تا سن 65 سالگی را مورد انتقاد قرار داده است.

نظریه نمایندگی:

1- صحت مفاد خبر تائید می‌شود.

2- روزنامه‌های الانوار و الشرق که وابسته به سوریه هستند با توجه به روابط نزدیک موسی صدر با سوریه و یا به احتمال قوی با دریافت پول از موسی صدر از درج متن مصاحبه مزبور خود‌داری کرده‌اند.

نظریه اداره کل دوم: نظریه نمایندگی موجه به نظر میرسد. عملیات 36/09/27 46422 [ 1356/09/27]

پاورقی:

* – الف تاریخ: 36/09/27 [1356] شماره 213/16665 به : مدیریت کل اداره سوم 334 از: اداره کل دوم 213 درباره : مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسن دبوق پیرو : 213/60 – 36/09/21 [ 1356] مراتب پیروی از عرض تیمسار ریاست ساواک گذشت پی‌نوشت فرمودند:”خبر برای روزنامه‌ها نقل از جراید بیروت”. علیهذا متن پیوست جهت درج در جراید ایفاد میگردد. از طرف مدیر کل عینا به استحضار ریاست اداره چهارم عملیات و بررسی (347) برسد و پس از اجرای اوامر جهت ضبط در پرونده لطفا اعاده فرمایند. رییس اداره سوم عملیات رییس – آریایی از طرف ابوالحسنی عملیات 36/09/29 [1356] ب- تاریخ: 36/09/29 [ 1356] روزنامه اطلاعات به ادعای یکی از روحانیون شیعه لبنان موسی صدر 60 میلیون لیره کمک به شیعیان لبنان را حیف و میل کرده روزنامه‌های بیروت متن مصاحبه مطبوعاتی شیخ حسن دبوق یکی از روحانیون شیعه لبنان را نقل کرده‌اند، بنا به نقل از روزنامه‌های مذکور نامبرده طی این مصاحبه به چگونگی حیف و میل شدن مبلغ 60 میلیون لیره لبنانی کمک اعطایی مراجع تقلید شیعیان جهان به مجلس شیعیان لبنان و مشکلات کنونی طایفه شیعه کشور که تنها از اثر رویه اشتباه‌آمیز موسی صدر بدان اعلامیه و بیانیه و انجام مصاحبه مطبوعاتی مبارزاتی را با موسی صدر آغاز نموده است . 3- نامبرده در اجتماع اخیر روحانیون شیعه به سمت دبیر جلسه انتخاب شد ضمنا روابط نزدیکی با کامل اسعد رییس پارلمان لبنان و سید حسن شیرازی و سید جعفر شرف‌الدین دارد.

نظریه نمایندگی:

1- شیخ حسن دبوق از مخالفین شدید موسی صدر می‌باشد. 2- نامبرده با سفارت شاهنشاهی ارتباط برقرار نموده و کمکهایی در زمینه انتشار بیانیه و درج مقاله در روزنامه‌ها از سفارت شاهنشاهی دریافت میدارد.

نظریه اداره کل دوم:

انتشار اعلامیه از طرف شیخ حسن دبوق علیه موسی صدر صحت دارد. عملیات 36/09/27 [1356] جالب است که آقای حسن دبوق و علی فقیه حتی تا به امروز که ربع قرن از آن حوادث میگذرد در لبنان ناشناخته هستند ولی در آن زمان اینگونه روی آنان مانور داده شده‌است؟! [ 1356/09/25]

آیا سید جیکاک انگلیسی را میشناسید ؟

توطئه از نوع انگلیسی ، جیکاک ، مردی هزار چهره

نام « جیکاک» برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمان و عشایر بختیاری نامی کاملاً آشناست. نامی که به نماد شیادی ، نیرنگ بازی و حیله گری آنهم از نوع خطرناک آن یعنی انگلیسی تبدیل شده ، با گذشت قریب به 60 سال مردم این مناطق به کسانی که به نیرنگ ، مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند! « میجر جیکاک» مامور سازمان اطلاعاتی « انتلیجنت سرویس» انگلیس بود که سالها در مناطق جنوبی کشور به جاسوسی و اجرای برنامه های دولت متبوعش اقدام نمود. وی سالها زیر نظر « آندروود» که با اسامی « ماژور آندروود» و « کلنل آندروود» معروف است ، آموزش دیده و تجربه کافی کسب نمود. آندروود چهره ی مرموز و سیّاسی بود که مدتی ریاست بندر بصره را به عهده داشت و با قدرت عجیبی منطقه شط العرب را اداره می کرد. چند سال بعد با درجه کلنلی ریاست ادارة اطلاعات شرکت نفت انگلیس و ایران را عهده دارگردید و مدتی نیز در تهران در کسوت تاجر فعالیتهای جاسوسی انگلیس را سازماندهی می کرد.

نقل می کنند ، جیکاک به مدت هفت سال برای شخصی از طایفه « موری» به عنوان شخصی کرولال چوپانی کرد و در این فرصت توانست با گویش ، فرهنگ ، باورها و اعتقادات بختیاری ها کاملاً آشنا گردد. جیکاک بعد از آن نیز اغلب اوقات خود را در میان عشایر بختیاری می گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در یادگیری زبان در مدت بسیار کوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم تر گویش بختیاری را همچون زبان مادری خود یاد بگیرد . به حدی که تشخیص او از غیر بختیاری ها بسیار مشکل بود . خصوصاً اینکه با شگرد های خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم های مداوم با چهره بختیاری ها به حداقل می رساند و البته چنانچه حکایت می کنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود که چنانچه کسی نیز می خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشکوک شود با صحبت کردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می کردند که وی بختیاری است! جیکاک علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود ! سرهنگ «جیکاک» مأمور ورزیده ، مکار و سری سازمان اطلاعاتی « اینتلیجنت سرویس » انگلیس در سه ماموریت ویژه به دولت متبوعش خدمات ارزنده ای ارائه کرد.
1- در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن در ایران نقش زیادی را در جهت منافع کشورش ایفا نمود. جیکاک در جنگ جهانی دوم تلاش وافری مصروف داشت تا بر ناامنی و تنشهای موجود در بین بختیاری ها فائق آید و ناآرامی های منطقه بختیاری که به وسیله ابوالقاسم خان بختیاری رهبری می شد ، خاموش سازد. در سال 1322 شمسی دولت ایران با پشتیبانی انگلیسی ها مرتضی قلی خان صمصام را به عنوان فرماندار شهرکرد و بختیاری منصوب کرد تا بتواند بر اوضاع نابسامان بختیاری تسلط پیدا کند.« جیکاک » افسر و مأمور اطلاعاتي اينتلجنت سرويس بريتانيا که رابطه ای صمیمانه و دوستانه با مرتضی قلی خان داشت و مرتب به دیدار خان می آمد ، نیز دست بکار شد تا از گسترش نا امني به مناطق نفت خيز جلوگيري کند. مهراب اميري به نقل از يكي از خوانين بختياري آورده است كه روزي جيكاك در حضور تمام سران و رؤساي طوايف بختياري با لحن تملق آميزي خطاب به جمعيت در حالي كه به مرتضي قلي خان اشاره مي كرد گفت: حضرت اشرف(يعني مرتضي قلي خان) پدر من است وهرچه امركند ما(انگليسي ها) انجام خواهيم داد. اين اظهار تملق از جانب كسي كه مأموررسمي انگليس يعني نماينده ي دولتي بود كه مي رفت در جنگ جهاني دوم فاتح شود به معناي آن بود كه انگليس در رقابت ميان ابوالقاسم خان بختياري- طرفدار آلمان- و مرتضي قلي خان طرفدار انگليس حمايت تمام و كمال را از مرتضي قلي خان خواهد داشت. (گارثویت؛1374: 229؛ غفارپور، 1384: 127)
2- جیکاک در دوران جنگ جهانی دوم ، در تحریک سران قبایل و عشایر جنوب و برپایی «نهضت جنوب» سهم زیادی داشت. چنانکه برخی منابع از جمله روزنامه « ایران ما » نیز به نقل از « یک مسافر مطلع » در این باره نوشت:
« قریب به دو هفته پیش از اولتیماتوم ناصر قشقائی و طغیان جنوب (۲۵/۶/۲۹) مستر جیکاک به همراهی «حشمت‌الدوله فرنود » مشاور قضائی شرکت نفت برای بازرسی تشکیلات محقر شرکت نفت شیراز که بیش از دو تلمبه در سراسر شهر ندارد، به شیراز آمد و پس از ملاقاتی که در باغ ارم با خسرو قشقائی نمود غفلتا سر زیر آب کرده ، ناپدید شد. مستر جیکاک با طیّاره از خوزستان به بوشهر آمد و از بوشهر تا شیراز که تماماً منطقه عشایری است، در ظرف چند روز با اتوموبیل طی کرد. گفته می‌شد که نامبرده در سر راه ملاقاتی با خوانین حیات داودی و تنگستانی و بویراحمدی و ممسنی به عمل آورده است.»(ایران ما ، 21/7/25 شماره ۶۵۲ )
3- با خاتمه جنگ جهانی دوم جیکاک به استخدام شرکت نفت ایران و انگلیس درآمد. می گویند حکومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود. در سال 1329 شمسی که موضوع ملی شدن نفت مطرح گردید ،جیکاک برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بکار برد تا بتواند1- نهضت ملی شدن نفت را بی اثر و مضمحل کند ۲- سلطه استعمار انگلیس بر ایران و به ویژه مناطق نفتی همچنان استمرار داشته باشد. او علاوه بر تشویق بختیاری ها به بی توجهی به ملی شدن صنعت نفت، کوشش نمود تا در کار هیئت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس خلل ایجاد نماید. به گفته ی حسین مکی به هنگام عزیمت هیئت خلع ید به آبادان، جیکاک تصمیم گرفت عده ای را تحریک کند تا اتومبیل اعضای هیئت را از روی پل بهمن شیر به داخل رودخانه بیندازد اما این توطئه ناکام ماند. سرانجام دولت ایران که به کارشکنی و اخلال جیکاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود.
جیکاک در راستای تحقق این اهداف یک جریان شبه دینی را در مناطق نفتی به ویژه محل استقرار شاخه هفت لنگ بختیاری ، سازماندهی کرد. این جریان مرموز که بیش از هر چیز بر انکار دنیا ، ترک آن ، کناره گیری از امور دنیوی و بی ارزش بودن خاک و نفت تاکید داشت ، « تولویی» یا « طلویی » و « سروشی» نام داشت. می گویند طلوعی ناشی از حالتی بود که جیکاک انگلیسی با اتصال برق بر بدن مردم ایجاد میکرد و نوعی شوک به افراد وارد می ساخت. برخی از شنیده ها نیز حکایت از آن دارد که احتمالاً از قرص های روان گردان استفاده می کرد و نوعی حالت گیجی ، بی تعادلی و هذیان گویی در اشخاص ایجاد می کرد. زیرا «سُروشی» در بین مردم به معنی دیوانه ، مجنون ، شیدا و ناهشیارمی باشد.
جیکاک ابتدا با کمک عصای الکتریکی ، عمامه و ریش نسوز ، شعبده بازی و ساختن اشکال مار و افعی ، باران مصنوعی و… در بین عشایر قدرت نمایی کرد و با تحقیر و غلبه بر برخی سادات و ملاهای محلی ، توانست اعتماد بسیاری از عامه مردم را جلب کند. ملاها و برخی روحانیون کم سواد بی خبر از مکر و حیله جیکاک مقهور و مغبون شده در گوشه ای منزوی شدند و یا به جیکاک پیوسته و اصطلاحاً « سر طلویی» یا سر دسته شدند. بسیاری با تاثیر پذیری از القائات جیکاک و ایادی آن ، گروههای را تشکیل دادند که در راس آن یک سردسته ( سرطلوعی) قرار داشت. این افراد ضمن کناره گیری از فعالیتهای دنیوی و امور روزمره ، در کوی و برزن و روستاها گشت وگذار کرده و شعار می داند « هرکی مهر علی در دلسه ، نفت ملی سی چنسه » ( کسی که مهر حضرت علی در دلش جای دارد ، به نفت ملی نیاز ندارد) .
یا
تو که مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته
یا
هر کی مهر علی من دلسه نفت ملی سی چنسه
یعنی: هر کسی که مهر حضرت علی (ع) را در دل دارد ، ملی شدن نفت چه ارزشی برای وی دارد.
یا
هر که مهر علی به دلسه هونه و زندیی سی چنسه
یعنی: هر کسی مهر حضرت علی در دل دارد خانه و زندگی برایش ارزشی ندارد.
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو و بخشش می کردند. نکته جالب اینکه جیکاک در کسوت و با لباس روحانی با سوء استفاده از معتقدات مردم دست به انحراف افکار عمومی و عوام فریبی زد و به این اشخاص ساده لوح و بی خبر از همه جا تلقین کرده بود که وطن مشتی خاک بی ارزش است باید به فکر بهشت بود. کسی که روش و مرامش دوستی و محبت اهل بیت به ویژه عاشق حضرت علی (ع) است ، نباید خود را درگیر امور بی ارزشی مانند نفت نماید. فتنه جيکاک زمانی اوج گرفت که برای مقابله با ملی شدن نفت به امام زمان (عج)متوسل گردید و خطاب به عشاير بختياری اعلام کرد ، که در ملاقاتی که با امام زمان در منطقه بختیاری داشت ، امام از ایشان خواست تا به مردم اعلام کند هر کس از حضرت علی (ع) و خاندانش پيروی می کند ، دست از ملی شدن نفت بردارد.
در برخی از مناطق کار به جایی کشید که در یکی از گروهها طلویی در روستایی از توابع اردل ، شخصی ادعا کرد خداست ، فرد دیگری مدعی شد حضرت علی (ع) است و فرد دیگری خود را قنبر ، غلام حضرت علی (ع) نامید. این اشخاص با هدف اجرای فرامین الهی ، زنی را با تبر به قتل رساندند. در منطقه کوهرنگ پیامدهای این جریان ،وضعیت اسفباری را برجای گذاشت. بین عشایر شایع گردید ظرف دو سه روز همه مردم نابود و یا به پشه تبدیل می شوند. عشایر به بهانه اینکه آخرالزمان است اموال و دارایی خود را رها ساخته و متواری شدند ، اموال و دارایی آنها بوسیله فرصت طلبان به چپاول رفت. در بین عشایر اردل این شایعه سبب گردید تا عشایر مواد غذایی ذخیره خود را به مصرف برسانند و بسیاری از دامهای خود را ذبح کرده و خوردند.
حکایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیکاک که بعدها به «مستر جیکاک» و در اواخر حضورش در ایران به «سیدجیکاک» معروف شد نقل می شود که برخی از آنها عبارت است از:
1- جیکاک در اوایل حضورش در شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان سرپرست یک دکل حفاری مشغول به کار شد. یک روز یکی از کارگران محلی از بالای دکل به زمین افتاد و در دم جان باخت. افراد محلی که از فوت فامیلشان به شدت عصبانی بودند و جیکاک را مسئول این واقعه می دانستند ، بسوی او حمله کردند. جیکاک که مرگ را در یک قدمی خود می دید ناگهان به سمت دکل حفاری حمله ور شد و با مشت و لگد به جان دکل افتاد. مردم محلی که شگفت زده بودند ناگهان ایستادند جیکاک که مردد شدن مردم را دید و فهمید انگار نقشه اش گرفته این بار سر خود را به دکل می کوبید و با صدای بلند ضمن ناله و زاری به دکل بد و بیراه می گفت: که « نامرد تو برادرم را از من گرفتی» و از این گونه صحبتها… نقل می کنند که چند دقیقه بعد مردم دوباره به سمت جیکاک دویدند ولی این بار نه برای زدن و انتقام گرفتن بلکه برای دلداری دادن به او و ممانعت از کوبیدن سرش به دکل!
2- از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف است که با آن معجزه می کرد و وقتی آنرا به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد، تخریب می کرد ! بعدها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار میداده !! جیکاک برای اثبات حقانیت خود نیز از این عصا استفاده بسیار برد و به مردم می گفت که چون صاحب کرامت است شبها به اذن خدا نوری در پیش پایش روشن می شود تا بتواند راه را از بیراه تشخیص دهد. مردم شگفت زده بارها شب به دنبال وی راه می افتادند تا شاهد درخشش نور در پیش قدمهای وی باشند. وی با این کار نه تنها اعتماد و اعتقاد مردم را به خود جلب می کرد بلکه جایگاه و موقعیت سادات و برخی روحانیون را بسیار تضعیف می ساخت.
3- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند. به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود .
4- اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا می کرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! عمامه نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعا می کرد که سید واقعی اوست. هیچکس را به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت! از اینجا بود که او به «سید جیکاک» معروف شد..وی بارها درحضور جمع کثیری از مردم ، سادات را به مبارزه می طلبید و با نمایش دقیقی که ارائه می داد ، مردمان شگفت زده را به خود متمایل می کرد و سادات را مغبون و منزوی می ساخت. اعتقاد مردم را به سادات دچار شبهه و تردید می نمود

نباید بگذاریم در قم مسجد ضرار درست شود + فیلم

سخنان روشنگرانه ی آیت الله اراکی پیرامون فتنه ی مرجعیت خود ساخته و وراثتی
حضرت آیت الله اراکی در همایش جبهه فرهنگی پیروان خط امام و رهبری استان قم گفتند :
ما نباید اجازه بدهیم در قم مسجد ضرار درست بشود
قم مرکز انقلاب است ، مرکز امام خمینی رضوان الله تعالی علیه است امروز چه اتفاقاتی در قم دارد اتفاق می افتد ؟
مواظب باشید ، قم را نگه دارید ، امروز اتفاقات خطر ناکی در قم رخ میدهد !
ادامه سخنان روشنگرانه آیت الله اراکی در مورد خطرات و فتنه های مرجعیت ضرار و انگلیسی را در کلیپ مشاهده بفرمایید .

اظهارات آیت الله العظمی سیستانی در مورد فتنه آقای صادق شیرازی

وحید یامین پور در صفحه شبکه اجتماعی خود نوشت:

روز شنبه آقای سیستانی را زیارت کردم . صحبت از افراطی گری شد . راجع به آقایی که خودشان و شبکه های ماهواره ایشان مشکلات آفریده اند ، از ایشان سوال کردم ، صریحا فرمودند :

من برخی سخنرانی هاى ایشان را شنیدم ، به جاى اینکه چیزی به مخاطب اضافه کند ، برعکس عقل را از بین می برد .

از برخی علما اسم آوردند و گله کردند که چرا ایشان را به عنوان مرجع تقلید به رسمیت میشناسند و بعد فرمودند:ایشان حتى ابتداییات مرجعیت را ندارند.

ما برای طلبه هایمان از دفتر نجفشان شهریه می گرفتیم ، مدتی است نمی گیریم .

به برادرشان گفتم ما از این رویه ناراضی هستیم .

عده اى ضد حکومت جمهوری اسلامی فرصت را مناسب دیدند و پشت ایشان جمع شده اند ، برخی توده هاى هیئتی هم سمت ایشان می روند ، کار گره خورده است .

امام حسین (علیه السلام) را به مزایده گذاشته اند !!

ما به آقایان منبری میگوییم به جای کرامت وخواب و … مطالبی بگویید که فرهنگ مردم را بالا ببرد ، باید با اینها از راه فرهنگ مقابله کرد .

از آن طرف عده ای می روند عکس پاره می کنند، این هم درست نیست .

قسمت عظیمی از توان و انرژی تشیّع  در این مسایل در حال هدر رفتن است .

Screenshot_۲۰۱۵-۰۴-۲۹-۱۴-۰۹-۱۷

فتنه گری شیرازی ها علیه مراجع تقلید نجف از لسان آیت الله شهید محمدباقر صدر + اسناد

برخی مدعی هستند که شیرازی ها در عراق بسیار محبوب هستند و تنها مشکل آنها با آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای بوده است اما گواه تاریخ چیز دیگریست.

اعمال سید محمد شیرازی برای مرجعیت

به گزارش قادمون ٬ سید محمد شیرازی از عراق به‌ کویت رفت و تشکیلات تبلیغ برای مرجعیت خود را در کویت‌ پایه‌ریزی نمود.تعدادی واعظ و خطیب جوان را تربیت‌ نمود و با جذب تعدادی از تجار بنیه مالی خود را افزایش داد و دامنه برنامه‌های تبلیغاتی خود را به منطقه شرقیه عربستان، بحرین و پاکستان گسترش داد،ولی به دلیل اشکالات وارده‌ به اجتهاد و مرجعیت وی و روش غیر متعارف برای تبلیغ، توفیق زیادی برای جذب مقلد به دست نیاورد.نامبرده‌ همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران رفت و برای‌ تحکیم موقعیت خود به عنوان مرجع در شهر قم سکنی‌ گزید.

و اما درگیری هایی که این طیف در عراق علیه علما ایجاد کردند:

  1. توهین به مقام شامخ مرجعیت بزرگ شیعه آیت الله سید محسن حکیم به دلیل مبارزه با بدعت روی ذغال و خاکستر راه رفتن درعزای سید الشهدا
  2. توهین به آیت الله خویی و نفی سیادت ایشان توسط شیرازی ها
  3. توهین به آیت الله شاهرودی و اتهام داشتن آلزایمر به ایشان
  4. توهین به آیت الله یوسف خراسانی و اتهام دیوانگی به ایشان
  5. توزیع کتابچه علیه حزب الدعوه و بازیچه خواندن آیت الله حکیم و آیت الله خویی و توهین های دیگر…

    این مطالب در صفحاتی از دایره المعارف آیت الله شهید سید محمد باقر صدر است که ایشان در بخشی از این خاطرات میگوید:

شیرازی ها به هیچکس از بزرگان حوزه علمیه نجف رحم نکردند و ما برای مقابله با فتنه سکوت کردیم و شکایت خود را نزد خداوند متعال می بریم.

آری امروز هم همینگونه هست و شیرازی ها از ابتدا دست به توهین و تکفیر داشتند و دارند. توهین به آیت الله العظمی بهجت توهین به آیت الله سید محمد باقر صدر (شاید یکی از دلایل تکفیر ایشان افشای ماهیت شیرازی ها بوده است) توهین به امام خمینی، توهین به آیت الله خامنه ای و دیگر بزرگان شیعه آیا با این اوصاف همه دورغ میگویند و تنها شیرازی ها راستگو هستند؟

دوستان عزیز با دقت این اسناد را مطالعه کنین تا پی به فتنه گری های این طایفه ببرید البته منکر خسته کننده بودن مطالب نیستیم بنابراین قسمتهای مهم به رنگ قرمز درآمده اند.

بازخوانی اسناد:

در خاتمه هم کتابچه ای صادر کردند که تمام افتراها و دروغها را درونش گرد آورده اند و تمام نیزه های خود را به سوی ما انداختند و کسی از علمای نجف از هتکشان سالم نماند، خصوصا آقاى حکیم و آقاى خویى.

 

برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا، روی آن ها کلیک کنید

اتفاقات سال ١٣٩٢ هجرى قمرى : ١٩٧٢/٢/١٧-١٩٧٣/٢/۴ میلادى
سن سید محمد باقر صدر ٣۶-٣٨ سال

تشدید اختلافات بین حوزه نجف اشرف و پیروان سید محمد شیرازى

پیروان سید محمد شیرازى ضد سازمان نبودند، بلکه براساس آراى سید حسن شیرازى حزبى پیرو مرجعیتى که در رأس آن سید محمد شیرازى(مراجعه شود به: محمد باقر الصدر.. حیاه حافله..فکر خلاق: ٩۶ به نقل از شیخ على کورانى) بود بوجود آید و سید حسن شیرازى سبب حمله مریدان شیرازى به حزب الدعوه در کربلا شد.(مراجعه شود به: محمد باقر الصدر.. حیاه حافله..فکر خلاق: ٩۶ به نقل از حاج صالح ادیب).

در اواخر دهه هشتاد هجرى آیت الله سید محسن حکیم راه رفتن روى آتش در ایام سوگوارى ابا عبدالله را تحریم کرد، عادتى که از هند وارد شده بود، این فتوا بین پیروان شیرازى و مرجعیت آیت الله سید محسن حکیم تشنج ایجاد کرد.(این مساله را سید نور الدین اشکورى برایم تعریف کرد. همچنین شهید آیت الله محمد باقر حکیم اشاره مى کند که پدرشان سید محسن با شجاعت جلو افرادى که سعى مى کردند برخى شعائر را وارد مراسم حسینى کنند ایستاد. از قبیل بر افروختن آتش و وضو گرفتن و داخل آن شدن که از این طریق نوعى ارتباط با امام حسین نشان داده شود، این کار را حرام اعلام نمود و از همه امکانات براى ممنوعیت و جلوگیرى از آن استفاده نمود. و فتواى حرمت قمه زنى هم در این مسیر بود، و معتقد بود دو مساله اساسى جلو راه گسترش تشیع را گرفته: ١- قمه زنى که مسلمین را از مذهب ما متنفر مى کند. ٢- فحاشى و سب و شتم و لعن بعضى از جاهلان، چیزى که مذهب و افکار و عقائد و شیوه اسلامى ما از آن ابا دارد، و قرآن ما را از فحش دادن به خدایان مشرکین نهى کرده با وجود اینکه دوزخى هستند(مراجعه شود به: مرجعیه الامام الحکیم .. نظره تحلیلیه شامله: ٢۵٧).

این اختلاف بعد از جواب علماى نجف اشرف به این استفتا ریشه دار شد:

“بسم الله الرحمن الرحیم
حضرات مراجع عظام نجف اشرف خداوند سایه شما را بر سر اسلام و مسلمین حفظ کند، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
آیا سید محمد فرزند علامه مهدى شیرازى مجتهد مى باشد؟ و آیا تقلید کردن از وى جایز است؟ آیا شما به او اعتماد دارید؟
از طرف اهالى کویت
عبدالمحسن یوسف
١٣٩٢/١/١”

2

برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا، روی آن ها کلیک کنید

جواب آیت الله سید محمود حسینى شاهرودى :
“بسمه تعالى شأنه
نه نزد ما درس خوانده و نه در حوزه نجف تا به علم و فضلش پى برده باشیم، و اجتهاد او نزد ما با دلیل شرعى محرز نیست.
محمود الحسینى الشاهرودى
٢/محرم الحرام/١٣٩٢”.

جواب آیت الله سید ابوالقاسم خویى:
“بسمه تعالى شانه
چون شخص مذکور تحصیلاتى در حوزه علمیه نجف اشرف نداشته و از او تحقیقات علمى حوزوى در دست نیست اجتهادش براى ما ثابت نشده است. و علامه حجه الاسلام و المسلمین شیخ یوسف خراسانى حائرى دامت برکاته نظر به عدم اجتهاد وى داده اند و ایشان از اوضاع او از ما آگاه تر است.( علامه یوسف حائرى بزرگترین عالم کربلا و معتمد مرجعیت در آن زمان بوده اند-مترجم).
٢/محرم الحرام/١٣٩٢هجرى
ابوالقاسم خویى”

159

فتوای مرجع عالی قدر شیعه آیت الله العظمی خوئی (ره) در مورد عدم مرجعیت سید محمد شیرازی

فتوای مرجع عالی قدر شیعه آیت الله العظمی خوئی (ره) در مورد عدم مرجعیت سید محمد شیرازی

همچنین استفتائى در صفحات اینترنت موجود است که در آن آمده:
” بسمه تعالى
جوابى که به آن اشاره کرده اید و نظر ما و سایر علما صحیح است و همچنان پابرجاست و از موقع سوال اول تا الان هم درس نخوانده که بتواند احتمالا بجاى رسیده باشد. و اگر بخواهیم تنزلا فرض کنیم که مجتهد بشود، نمى توان از هر مجتهدى تقلید کرد، چون اعلمیت و عدالت شرط است و در اعلمیت نمى توان به غیر اعلم مراجعه نمود.
٢۵/شوال المکرم/ ١٣٩٩ هجرى
الخویى”)

جواب آیت الله مرتضى آل یاسین:
“بسمه تعالى
اجتهاد این مرد و با وجود کتاب هاى زیادى که به وى منسوب است نزد من ثابت نیست.

مرتضى آل یاسین”

بعد از مدتى حاج منصور قبازرد از اهالى کویت چنین سوالى را براى آیت الله خوئى مطرح کرد:

متن سوال:
سید علامه ابوالقاسم خوئى حفظکم الله
همانا در زمان مرحوم علامه سید محسن حکیم در کویت ساختمانى ساختم و آن را جزو سهم امام احتساب کرده ام و در آمد آن را صرف مدرسه پسرانه و دخترانه “جعفریه” مى کنم.و در کویت سید محمد پسر مرحوم علامه مهدى شیرازى به من مراجعه نموده و خواستار مشارکت اینجانب در ساخت یا خرید منزلى جهت الحاق به مدرسه دینى شده است. و بنا بر این امر خواستار نظر شما در این مورد هستم آیا اجازه دارم که با دادن مبلغى از درآمد ساختمان در این کار مشارکت نمایم ؟

لذا و بخاطر اهمیت مساله این سوال کتبى را خدمتتان عرضه کرده و التماس جواب از حضرت عالى دارم. از خداوند آرزوى سربلندى خود و شما را در آنچه موجب خیر براى همگان داشته باشد را دارم.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
منت بفرمایید و احترامات خالصانه ما را بپذیرید
منصور حسین قبازرد

3

برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا، روی آن ها کلیک کنید

متن جواب:
” باسمه تعالى شأنه
نمى توانیم چنین اجازه اى براى این کار بدهیم، همانا امر سید محمد شیرازى مذکور مشکوک است، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
٢/صفر المظفر/١٣٩٢ ه (قمرى ٢/اسفند/١٣۵٠ شمسى یا١٧ مارس ١٩٧٢-مترجم)
ابوالقاسم خوئى”

160

مرحوم آیت‌الله خاتم یزدی[۶] در خاطرات خود درباره چگونگی اعلام مرجعیت و فعالیت‏‌های  آیت‌الله سیدمحمد شیرازی و موضع‌گیری‌اش درباره انقلاب، امام خمینی(ره) و نظام اسلامی می‌گویند. این مطالب به نقل از کتاب خاطرات ایشان نقل می‌گردد. جهت شناخت بیشتر، مواردی در داخل [] آمدند و پاورقی‏ها هم توضیحی هستند که در متن کتاب خاطرات نیامده‌اند.

منبع: خاطرات آیت‌الله خاتم یزدی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت الله سیدمحمد شیرازی

آیت الله سیدمحمد شیرازی

[چگونگی اعلام مرجعیت آیت‌‏الله شیرازی]

آقای سیدمحمد شیرازی چند سال بعد از رحلت پدرش و تقریباً در عنفوان جوانی، ادعای مرجعیت کرد و جمعی از روحانیون نیز که وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی دادند و این اعلامیه به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش گردید.

گفتنی است که این عده حدود پانزده نفری چنان در دفاع و طرف‌داری از آقای شیرازی مصمم و داغ بودند که مرحوم آقای خویی گفته بود اگر من چنین طرف‌دارانی داشتم دنیا را می‌گرفتم! … بنده با شناختی که از اوضاع نجف و بیوت علما و بزرگان داشتم می‌دانستم که اگر آقای شیرازی به همین ترتیب و بدون یک حامی و پشتیبان قوی به کارش ادامه بدهد، دیگران عرصه را بر او به کلی تنگ خواهند کرد و حتی نمی‌گذارند که ایشان در عراق بماند و به زندگی معمولی خویش بپردازد؛ تا چه رسد به ادعای مرجعیت، حضرت امام را به عنوان مرجع اعلم معرفی نماید تا اولاً از خطراتی که ایشان را تهدید می‌کند در امان بماند و پانیاً از پشتیبانی و حمایت امام در آینده برخوردار شود. روی این حساب، من دغدغه فکری‌ام را با آقای سیدمنیرالدین شیرازی[۱] که از دوستان بود در ضمن با آقای شیرازی هم دوست و رفیق و هم‌شهری بود، در میان گذاشتم و از ایشان خواستم که در این زمینه با آقای شیرازی گفت‌وگو کند و به ایشان گوش‌زد نماید که اگر ایشان خواسته باشد در وضعیت کنونی بر ادعای مرجعیت خود پافشاری کند، افراد صاحب نفوذی هستند که می‌توانند اجتهاد وی را نیز زیر سئوال ببرند و انکار کنند و در این صورت در سالیان بعد هم ایشان نمی‌تواند وارد عرصه مرجعیت شود، به همین جهت بهتر است ایشان فعلاً از دعوای مرجعیت دست بردارد و امام را به عنوان مرجع تقلید معرفی کند. به این ترتیب آقای سیدمنیرالدین به ملاقات آقای شیرازی رفت و در این مورد با ایشان گفت‌وگو کرد … موقعی که من خدمت ایشان [آقای سیدمنیرالدین] رسیدم گفت: جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد. (صص ۱۷۱-۱۶۹)

آغاز حملات علیه آقای شیرازی

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد با رحلت [آیت‏‌الله العظمی] آقای حکیم و به عرصه آمدن مراجع جدید، حملاتی علیه آقای شیرازی تدارک دیده شد. [آیت‌‏الله العظمی] آقای خویی و [آیت‏‌الله العظمی] آقای شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حملات، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه دار شد … مرحوم آقای خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.(صص۱۷۳)

سکوت حضرت امام در قبال اعمال و رفتار آقای شیرازی

با این که در بدو ورود امام به عراق و به ویژه شهر کربلا آقای شیرازی استقبال شایانی از ایشان کرد و رابطه خوب و گرمی بین‌شان پدید آمد، منتهی بعداً این ارتباط به سردی گرایید و در سفرهای بعدی حضرت امام به کربلا، توجهی از سوی آقای شیرازی نشان داده نمی‌شد و یا وقتی ایشان به نجف می‌آمد به ملاقات حضرت امام نمی‌رفت. به هر حال این وضعیت به همین صورت تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی به ویژه فالی[۲] با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی[۳] و آقای فردوسی‌پور[۴] که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی بر ضد رژیم نگوییم. آقای مهری[۵] که نیز از طرف‌داران سرسخت امام و نماینده ایشان در کویت بود، به جهت آشنایی با کارها و فعالیت‌های سیاسی سیدمحمدشیرازی، وی را تکفیر و حتی ایشان را از شاه بدتر می‌دانست. (صص۱۷۳ـ۱۷۴)

امام و آقای شیرازی

با وصف حال حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان از نشر سیاسی و همچنین اجتهاد و عدالت خودداری می‌کرد. یادم می‌آید که یک بار جمعی از کویتی‌ها که علی‌الظاهر وادار شده بودند، خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سئوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود. (ص۱۷۴)

پایان خاطرات آیت الله خاتم یزدی

shirazi-500x300

از سوى دیگر هستند کسانى که قبول به اجتهاد او دارند مانند پدرش سید مهدى شیرازى که در ١٣٧٩ هجرى قمرى اظهار داشت که شرح پسرش بر عروه دلیل اجتهاد اوست و على موسوى بهبهانى در ٢٩/صفر/١٣٩٢ هجرى( مراجعه شود به: نگرشى به زندگى حضرت آیه الله العظمى شیرازى به فارسى: ٣٣،٣٢).

همچنین کسانى که در ١٣٩٩(اردیبهشت ١٣۵٩-مترجم) به مناسبت تسلیت شهادت سید حسن شیرازى برادرش محمد را آیت الله خواندند مانند سید عبد الله شیرازى، سید حسن قمى، شیخ حسین منتظرى، سید کاظم مرعشى (مراجعه شود به: آیه الله الشهید السید حسن الشیرازى..فکره و جهاد:۵١٢ و بعد از آن))

به هر حال بعد از جواب سید آقاى خویى- و قبل از جواب دوم ایشان- اتباع شیرازى بیانیه اى صادر کردند که در آن انتساب آقاى خویى را به سادات نفى کردند.

همچنین بیانیه اى دیگر صادر کرده و آقا سید محمود شاهرودى را دچار آلزایمر و هذیان گویى و فراموشى در کهولت سن متهم کردند.

بعد از آن بیانیه اى بنام حوزه علمیه صادر کردند که در آن شیخ یوسف خراسانى را به جنون متهم کردند. همچنین سید یوسف حکیم را به متهم به مسائلى کردند که نقلش سخت است و لایق نیست.( این را آقا سید نور الدین اشکورى برایم تعریف کرد).

شیرازی ها اعصاب خود را از دست داده اند و بیانیه ای جعلی در نفی سیادت آقاى خویی صادر کرده اند، سپس بیانیه ای جعلی دیگری صادر کردند که آقاى شاهرودی را به خرفت شدن متهم می کند، سپس بیانیه ای بنام حوزه علمیه صادر کرده اند که شیخ یوسف خراسانی را به جنون شناخته، در حالیکه او عالم کربلاست و گناهی نکرده جز اینکه به عدم اجتهاد شاگردش سید محمد شیرازی شهادت داده است.

شهید سید محمد باقر صدر در نامه اى که به شیخ على کورانى فرستادند این اوضاع را مطرح مى کنند:
بسم الله الرحمن الرحیم

عزیز گرامى پاینده مان

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

این سطور را مى نگارم تا فردا آن را به دست سید باقر مهرى حفظه الله که به زودى مسافرت خواهد کرد دهم، و آرزو دارم وقتى این نوشته به دست شما برسد در بهترین حال باشید، و خبرهاى زیادى -از جمله آنچه سید عبدالکریم قزوینى رسانده- از اوضاع شما به گوش مى رسد که حاکى از استقرار اوضاع شماست، همچنین شیخ حسن دبوق امشب نزد من بود و از اوضاع شما و سفرتان به بحرین و مساله آقاى قزوینى را تعریف کرد.

بحرین بخاطر بى نظمى کامل یکى از نگرانیهاى من است و اطلاعى از امکانات موجود در این باب ندارم.

همچنین مى خواهم از طریق شما از اوضاع سید شرف که به عمان رفته بود و سطح موفقیت دینى وى مطلع شوم چون از او هیچ خبرى ندارم و نمى دانم آیا شما از اوضاع او اطلاعى دارید یا نه.

سید باقر مهرى طلبه اى متدین و دوستدار ما مى باشد و ما را از لحاظ دینى دوست مى دارد. ایشان فرزند مرحوم سید عباس مهرى هستند نه سید عباس زنده، و مى توانید جواب نامه مرا بعد از نیمه محرم به او بدهید.

4

برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا، روی آن ها کلیک کنید

تا وقتى که احساس مى کنم بخاطر او سبحانه و تعالى زندگى مى کنم اوضاع درونى من خوب است . سختیهایى که ناشى از دشمنیهاى آخوندها بخاطر احساسشان از حضور روزافزون امت سرچشمه مى گیرد بیشتر شده.

تا یادم نرفته باید در مورد شیح محمد روحانى به شما هشدار دهم. شما درباره او و کمکتان به وى نامه اى به من نوشتید و گفتید که پس از بازگشتش با شما دیدار خواهد کرد و من او را به اسم نمى شناختم اما وقتى که او را دیدم شناختم، و فهمیدم که شما را از طریق سخنانش درباره رابطه نزدیک بامن یا شاید با سخنان عمومى دینى فریفته است و شما قلب خود را به رویش گشوده اید.
من این شیخ را به خوبى مى شناسم و اصلا به او اعتمادى ندارم و او را لایق هیچ عنایتى نمى دانم، و براى من خیلى دردناک بود وقتى که از حرفهایش فهمیدم که شما با او مساله کمکهاى ماهیانه را درمیان گذاشته اید، در حالیکه من سعى میکنم از این مساله جز کسانى که منتهاى ضرورت اقضا مى کند اطلاع نداشته باشند. وقتى این مساله را با من مطرح کرد نشنیده گرفتم و هنگامى که مرارا در باره اسلام و اینکه مى بایست دعوت به حکومت اسلامى کرد سخن گفت عرض کردم که اسلام امروز باید به فکر مساجد و محرابها و پرکردن آنها از عناصر پاک باشد و ما در زمانى به سر مى بریم که نماز کلا تعطیل شده و ما باید به فکر اولویتها باشیم.

این شیخ تاریخ و سوابق معروفى در نجف دارد و من به همین مناسبت یک توصیه عمومى به شما مى کنم که با هر طلبه اى از نجف دیدار کردید تا وقتى که مطمئن نشدید از طرف من آمده آنچه را که با این شیخ افغانى درمیان گذاشتید بیان نکنید.

مساله نگارش فقهى مورد توجه جدى من واقع شده و از تعطیلات محرم براى آماده کردن مقدارى از مباحث فقهى جهت چاپ ان شاء الله بهره خواهم برد.

درباره پروژه حاج حمزه و حمزوییون( منظور حاج حمزه مقامس است) در حال حاضر باید ضمن چارچوبی که روش کنونی ما گنجایش آن را دارد باقی بماند و از طریق شما انعکاسی به هیچ کسی نشود چون اوضاع کنونی عراق بسیار بد است و هرگونه انعکاسی از این مساله بد جلوه داده خواهد شد مخصوصا بعد از بیانیه اخیر که با شما درمیان خواهم گذاشت.
چند روز پیش نامه ای به شیخ علی طحینی نوشتم و اکنون بر مضمون نامه تاکید می کنم:
انچه از حقوق شرعی و کمکهای مالی برای حاج حمزه و حمزویین و طلبه ها متعلق به ماست پیش خود به عنوان امانت نگه دارید.و هرمبلغی پیشتان جمع شد نزد خود محفوظ بدارید و به شیخ نصر الله خلخالی ارسال نکنید.

شیرازی ها اعصاب خود را از دست داده اند و بیانیه ای جعلی در نفی سیادت آقاى خویی صادر کرده اند، سپس بیانیه ای جعلی دیگری صادر کردند که آقاى شاهرودی را به خرفت شدن متهم می کند، سپس بیانیه ای بنام حوزه علمیه صادر کرده اند که شیخ یوسف خراسانی را به جنون شناخته، در حالیکه او عالم کربلاست و گناهی نکرده جز اینکه به عدم اجتهاد شاگردش سید محمد شیرازی شهادت داده است.

در خاتمه هم کتابچه ای صادر کردند که تمام افتراها و دروغها را درونش گرد آورده اند و تمام نیزه های خود را به سوی ما انداختند و کسی از علمای نجف از هتکشان سالم نماند، خصوصا آقاى حکیم و آقاى خویى.

و خلاصه کتابچه این است که حزبى وجود دارد بنام حزب الدعوه که بین نجف و بغداد تشکیل شده با هدف هتک علما و ایجاد تفرقه بینشان، و این حزب اولا مردم را دعوت به پیروى از مرجعیت آقاى حکیم و در مرتبه دوم آقاى خویى و در مرتبه سوم سید محمد باقر صدر مى کند.

5

برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا، روی آن ها کلیک کنید


این خلاصه کتابچه بود و اینها و دشمنانى که پشت اینها هستند خیال مى کردند که بواسطه بیانیه ها و کتابچه تمام حریم اسلام و نجف را هتک خواهند کرد. بر اساس اطلاعات من در باره انعکاسات این کتابچه که با پست پخش شده است انعکاسات آن تا کنون ضد آنها بوده و اکثر عاقلان مردم از این افتراها مشمئز شده اند.

کتابچه سعى مى کند که سید محسن حکیم را بازیچه این حزب جلوه دهد و آقاى خویى هم همینطور و از مسلمانان کمک مى خواهد تا دو کار را انجام دهند: اول آقاى خویى را از اسیر شدن بدست این حزب منع کنند و دوم جلوى سید محمد باقر صدر و جماعتش بایستند تا نفوذشان محدود شود. سپس ادامه مى دهد که رهبران حزب ناشناسند ولى آنچه از آنها شناسایى شده اند عبارتند از :فقیه حزب سید محمد باقر اصفهانى صدر، سید مرتضى قمى عسکرى و سید موسى اصفهانى صدر و شیخ على مازندرانى کورانى که چهار هزار دینار از اموالى که از روزهاى آقاى حکیم بجا مانده به حزب ارسال کرده است. اما سید موسى صدر مبلغى که مقدارش نامعلوم است فرستاده و از رهبران حزب سید مرتضى شوشترى حکمى داماد آقاى خویى است.


این خلاصه کتابچه بود و اینها و دشمنانى که پشت اینها هستند خیال مى کردند که بواسطه بیانیه ها و کتابچه تمام حریم اسلام و نجف را هتک خواهند کرد. بر اساس اطلاعات من در باره انعکاسات این کتابچه که با پست پخش شده است انعکاسات آن تا کنون ضد آنها بوده و اکثر عاقلان مردم از این افتراها مشمئز شده اند.
اما موضع من در برابر این مساله، من بارها اعلام کردم که نه من و نه محبین و دوستدارانم دست به هیچ اقدام عملى در برابر این ظلم و افترا نخواهیم زد و جز شکایت به خداى سبحان کارى نخواهم کرد.
برایتان نوشته بودم که جوابى با روحیه اخوت و برادرى به نامه سید باقر حکیم بنویسید.
از جمله اتفاقات غریبى که این روزها افتاده این است که سید عدنان دو روز پیش نامه اى از شما آورد که شما دوسال پیش نوشته بودید و در آن شصت دینار سهم امام ارسال شده بود. مى گفت داشتم پاکت نامه را مى سوزاندم که مبلغ داخل آن را دیدم و نامه را خاموش کردم و پیش شما آوردم. بیچاره خیلى نگران و خجالت زده بود. و فکر مى کنم در این دوسال گذشته یا شاید هم بیشتراولین بارى است که به دیدار ما مى آید.
در داخل نامه ده قبض رسید و ما باقى هم بعد از دریافت ارسال خواهد شد.

fatwa

پایان


[۱]. مؤسس دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم.

[۲]. باجناق آیت‏الله شیرازی

[۳]. عضو مجمع روحانیون مبارز

[۴]. مرحوم حجت الاسلام اسماعیل فردوسی پور، عضو مرکزی دفتر امام(ره) در نجف اشرف که در طول دوران انقلاب و حیات خود دارای مسئولیت های خطیری از جمله: عضویت در هسته مرکزی تشکیلات روحانیون مبارز خارج از کشور، سه دوره نمایندگی مردم در مجلس خبرگان رهبری، سه دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، ریاست دیوان عدالت اداری ایران، عضو شورای سیاست گذاری ائمه جمعه سراسر کشور و دادستان دادگاه عالی قضات بود.

[۵]. مرحوم آیت‏‌الله عباس مهری.

[۶]. آیت‏‌الله سیدعباس خاتم یزدی در سال ۱۳۰۹ ش (۱۳۴۹ ق) در یزد متولد شد. وی پس از اتمام مقدمات و سطح در زادگاه خود، در سال ۱۳۳۴ ش راهی قم گردید و در درس خارج آیات عظام: سید محمد محقق داماد، سید محمدرضا گلپایگانی، محمدعلی اراکی و امام خمینی(ره) شرکت نمود. آیت‏‌الله خاتم یزدی در سال ۱۳۳۹ش وارد حوزه نجف اشرف شد و در اقامت ۱۸ ساله خود در آن شهر، از محضر درس حضرات آیات: سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی و حضرت امام و به ویژه از درس آیت‏‌الله خویی بهره‏‌های وافری برد تا به مقام عالی اجتهاد دست یافت. ایشان یکی از شاگردان برجسته و یاران نزدیک امام به شمار می رفته و همواره مورد توجه ایشان بود. عضویت در شورای استفتاء و هیئت ممتحنین و وکالت عام و نمایندگی تام الاختیار در امور حج به امر امام(ره) به وی محول گردید.

آیت‌الله خاتم یزدی علاوه بر تدریس سطوح در نجف، پس از ورود به قم، مشغول تدریس درس خارج فقه و اصول گردید و شاگردان فاضلی تربیت نمود. ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی عضو دفتر استفتاء امام، دبیر شورای سیاست‌‏گذاری ائمه جمعه و نماینده مردم استان یزد در مجلس خبرگان از دوره اول بود. از آثار ایشان هم می توان تقریرات درس آیات عظام خویی و امام خمینی را بر شمرد.

آیت‌الله خاتم دانشمندی بزرگوار، فقیهی فرزانه و پرهیزگار، ساده‌زیست و متواضع، علاقه‌مند به امام و انقلاب بود و سرانجام در روز سه شنبه ۲۰ شهریورماه سال ۱۳۸۰ در تهران درگذشت و بدن مطهرش بعد از تشییع در تهران، یزد و قم با اقامه نماز حضرت آیت‏‌الله العظمی بهجت(ره) در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.


منابع : تریبون + قادمون + فتن (با اندکی دخل و تصرف)