نوشته‌ها

تشیع انگلیسی به دنبال نفوذ در بین طلاب است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام و المسلمین مجتبی فاضل در نشست دانش افزایی استادان مدارس علمیه شهرستان‌ها که در اردوگاه نرجس خاتون(س) قم برگزار شد، با اشاره به روایتی از امام رضا(ع) گفت: امام رضا(ع) فرمودند، مخالفین ما سه دسته هستند؛ دسته اول کسانی هستند که در مورد ما غلو می کنند و موجب می شوند، شیعیان را تکفیر کرده و به آنها نسبت شرک و کفر دهند.
 
وی در ادامه روایت بیان کرد: دسته دوم کسانی هستند که ائمه(ع) را تا حد مردم عادی پایین می‌آورند و می‌گویند آنها بشر عادی بوده و جایزالخطا هستند و کاری از دست آنها بر‌ نمی‌آید.
 
معاون آمار و بررسی حوزه‌های علمیه ادامه داد: دسته سوم کسانی هستند که به دشنام دادن به مخالفین می‌پردازند و نسبت‌های ناروایی را به خلفا و یا همسر پیامبر(ص) می‌دهند و زمانی که آنها این دشنام‌ها را می‌شنوند به ما دشنام می‌گویند.
 
وی ابراز داشت: متاسفانه بخشی از فعالیت‌های تکفیری که در جهان اتفاق می‌افتد مرهون بی‌تدبیری‌هایی است که در برخی مناطق به اسم تشیع صورت گرفته است.
 
حجت الاسلام و المسلمین فاضل عنوان کرد: این افراد کسانی هستند که رهبری از آنها به عنوان تشیع انگلیسی یاد کرده‌اند و جهان امروز از این فکر بسیار در رنج و عذاب است.
 
وی اذعان داشت: اگر ما فعلی انجام دهیم و یا تصمیمی بگیریم که دودش به چشم عده‌ای شیعه بی پناه رود ما در برابر آن مسئولیم.
 
معاون آمار و بررسی حوزه‌های علمیه افزود: انگلیسی‌ها با تکیه بر قمه زنی، سبک برخی از عزاداری‌ها و همچنین خرید برخی مداح‌ها بر طبل اختلاف می‌کوبند تا به اهداف خود برسند.
 
وی با بیان اینکه تشیع انگلیسی به شدت به دنبال نفوذ در بین طلاب است، چون می‌دانند روحانیت تاثیرگذارترین قشر در جامعه است، گفت: اساتید مدارس باید به بحث اخلاقی بیش از پیش توجه کنند، چراکه طلاب بیش از اینکه از علم ما بهره‌مند شوند از رفتار و منش ما الگو می‌گیرند.
 
حجت الاسلام و المسلمین فاضل، مسائل سیاسی را مورد تاکید قرار داد و گفت: اگر فرمایشات مقام معظم رهبری در چند ماه گذشته را تحلیل محتوا کنید متوجه خواهید شد که واژه‌های نفوذ و انقلابی ماندن در فرمایشات رهبری بارها تکرار شده است.
 
وی با بیان اینکه رهبری تاکید دارند اگر نظام بخواهد انقلابی بماند حوزه باید انقلابی باشد، عنوان کرد: اگر تفکراتی مانند اینکه ما به افغانستان، بحرین، یمن، سوریه، لبنان و دیگر کشورها کاری نداریم، موجب می‌شود به سمت غیر انقلابی بودن خیز برداریم؛ برای دوری از این تفکر نیاز است اساتید در بحث انقلابی بودن فعال باشند.
 
معاون آمار و بررسی حوزه‌های علمیه مسئولیت روحانیت در جامعه را بسیار سنگین عنوان کرد و گفت: اگر امروز طلاق و برخی از جرائم مانند اعتیاد در جامعه رشد پیدا کرده است بخشی از آن به این دلیل است که نتوانسته‌ایم به وظیفه خودمان به خوبی عمل کنیم.
 
وی به تاثیرات فضای مجازی بر جامعه اشاره کرد و افزود: جامعه ما تحت فشار فضای مجازی در حال تغییر است و گاهی تغییرات آنقدر آرام است که ما متوجه آن نیستیم.
 
حجت الاسلام و المسلمین فاضل با بیان اینکه فضای مجازی هم تهدید و هم فرصت است و ما باید از این فرصت استفاده کنیم، گفت: طلبه‌ها سرمایه‌هایی در دست ما هستند که اگر فضای مجازی به خوبی مدیریت نشود نمی‌توانیم از این سرمایه به خوبی استفاده کنیم.
 
وی با اشاره به اینکه روحانیت تاثیر بسیاری بر جامعه دارد و دشمن این را فهمیده است، بیان کرد: دشمن می‌داند اگر بتواند اقتدار روحانیت را بشکند به اهداف خود دست خواهد یافت، به همین دلیل برای طلاب مدارس علمیه برنامه‌ریزی می‌کند و اساتید مدارس وظیفه دارند نسبت به امورات اخلاقی مدارس فعال باشند.
 

مستند ادب شیعه ، نقدی بر دشنام گویی در فرقه شیرازی ها + دانلود

در این فیلم قسمتی از سخنان سید صادق شیرازی که به توجیه دشنام گویی می پردازد نقد می شود. در رد این سخنان مطالبی از کتابهای برادر ایشان سید محمد شیرازی نقل می شود.
همچنین سخنانی از سایر مراجع تقلید همچون مرحوم آیت الله بهجت, آیت الله جوادی آملی و… دراین باره پخش می شود.
نمایش گفتمانی که سید صادق شیرازی به تبلیغ آن می پردازد نیز قسمتی از این مستند است.
 
 
 

از کاروان های لعن و سب تا حضور گسترده در شبکه های مجازی

به گزارش قادمون ، سال هاست که با رسیدن نهم ربیع‌الاول برخی مغرضان با انتشار مطالب و تصاویر وهن‌آمیز به اسم تشیع افراد ناآگاه را گمراه و آنها را با موج ساختگی خود همراه می‌کنند.

سال گذشته طرفداران سید صادق شیرازی به مناسبت نهم ربیع ، با لباس های قرمز و شال گردن های قرمز و الاغ ! و همچنین پلاکارد هایی ٬ به سمت حرم مطهر حضرت معصومه راهپیمایی کردند. البته خادمین حرم حضرت معصومه علیها السلام با بستن درب های حرم از ورود این کاروان تفرقه افکن به حرم مقدس خودداری کردند.

 

photo_2015-01-04_12-46-05

sadiq shirazi (1)

 

اما امسال ، فرقه ی صادق شیرازی یا همان «تشیع لندنی» که پیش تر فعالیت‌‌های تبلیغی خود را از طریق شبکه‌های ماهواره انجام می‌داد، با گسترش فضای مجازی و افزایش تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی از این ابزار ارتباطی نیز غافل نمانده است.

براین اساس در روزهای اخیر در صفحات مدیریت شده از سوی این افراد تصاویر و مطالب وهن‌آمیزی منتشر شد که با جعل حقیقت سعی در انجام مأموریت نیمه‌کار دشمنان اسلام داشت.

نکته قابل تأمل در این میان اشاعه یک باور غلط در میان افکار عمومی مبنی بر «قتل خلیفه دوم در نهم ربیع‌الاول است».

مطالب انحرافی معروف به «عید الزهرا» را که بتازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و اغلب حاوی توهین و ناسزاست را مشاهده می‌کنید:

 

13941001000015_PhotoL

 

13941001000019_PhotoL

 

 

*قتل خلیفه دوم روز 9 ربیع الاول نبوده است

در کتاب «نهم ربیع، خسارت‌ها و جهالت‌ها» نوشته «مهدی مسائلی» عنوان شده که اساساً قتل خلیفه دوم روز 9 ربیع الاول نبوده است بلکه بر اساس اعلام اکثر علمای شیعه و مورخان سنی و شیعه تاریخ قتل خلیفه دوم 26 یا 27 ذی‌الحجه سال 23 هجری بوده است و روز 9 ربیع الاول روز کشته شدن عمر بن سعد به دست مختار ثقفی است.

 

*کینه پیروان تشیع انگلیسی با امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی

دکتر رحیم پور ازغدی پیش از این ضمن اعلام این هشدار که شیعیان لندنی به اندازه وهابیت خطرناک هستند گفته  است: «امروز اینها شبکه‌های ماهواره‌ای راه انداخته‌اند و در حال تربیت طلبه‌اند. اینها همان‌هایی هستند که وقتی 15 خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی‌گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی‌کنیم.»

ازغدی بیان کرده است: «به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می‌گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می‌پذیرند ولی با خمینی و خامنه‌ای و مطهری درگیر می‌شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می‌کنند. کینه‌ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه‌ای نسبت به شاه نداشتند.»

وی تصریح کرده است: «می‌گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می‌کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می‌گذارید و می‌خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟»

در ادامه یکی از تصاویر منتشر شده که بیانگر مقابله «تشیع انگلیسی» با انقلاب اسلامی است را مشاهده می‌کنید :

 

13941001000029_PhotoL

 

* پرهیز از دشنام یک اصل اسلامی است

خداوند می‌فرماید «به معبود کسانى که غیر خدا را مى‌‏خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند» [أنعام/108] بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است.

 

* این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست

مقام معظم رهبری در روز 27 آذر سال 1387 با بیان اینکه نباید به خاطر دفاع از شیعه به آتش‌افروزی میان غیر شیعه شتاب داد، تصریح می‌کنند: «این جور نباشد که کسى از یک گوشه‌اى خیال کند، دارد از شیعه دفاع می‌کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنى ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد، این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست، اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست».

 

*عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است

آیت الله بهجت(ره) درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا گفته‌اند: «عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است؛ چه بسا … این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در این صورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.

 

13941001000032_PhotoL

 

 

در کتاب‌های تاریخی شیعه و سنی تاریخ مرگ خلیفه دوم اواخر ذی‌الحجه و اول محرم ذکر شده است، این منابع تاریخی عبارتند از: «تاریخ الیعقوبى»، «التنبیه‏ والإشراف»، «مروج الذهب»، «الفتوح»، «مسارّ الشیعه»، «الإمامة والسیاسة»، «أنساب‏الأشراف»، «الطبقات‏الکبرى» و «تاریخ‌الطبری».

همچنین در سیره اهل بیت(ع) تأکید بر مدارا با اهل سنت صورت گرفته است، چنان که در کتاب‌هایی نظیر «المحاسن للبرقی»، «الکافی»، «تفسیر العیاشی»، «بحارالانوار» و «مستدرک الوسایل» به احادیثی بر می‌خوریم که بر اصل وحدت مسلمانان اذعان دارند. / فارس

 

سب و لعن علنی جایز نیست !

به گزارش قادمون ، آیت الله العظمی وحید خراسانی (حفظه الله) تاکنون بارها در ضمن دیدارهای خود با برخی از بزرگان و علما و همچنین در درس و حاشیه های مختلف درس خارج خود ٬ بر لزوم حفظ وحدت اسلامی تأکید کرده و از لعن علنی و توهین و دشنام به مقدسات دیگر مذاهب نهی کرده اند. و لیکن آنچه عجیب است این است که دفتر این مرجع بزرگوار از انتشار این‌گونه مطالب خودداری می کند !!

به عنوان نمونه به سه مورد اشاره می شود :

 

1- فیلمی که به صورت مستقیم از ایشان سوال شده است :

 

 

2- سخنانی که حجت الاسلام و المسلمین دانشمند در باب لعن علنی از کلاس درس آیت الله وحید خراسانی مطرح نمودند که در ادامه خواهید دید :

 

 

 

3- دیدار دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی آیت الله اراکی در دیدار با آیت الله العظمی وحید خراسانی که در سایت های خبری منتشر شد .

بخشی از گفتگوی صورت گرفته در این دیدار :

در دیدار حضرت آیت الله اراکی دبیرکل محترم مجمع تقریب مذاهب اسلامی با حضرت آیت الله العظمی وحید (دام ظله) که روز جمعه دوم خرداد ماه ۹۳ صورت پذیرفت، مرجع عظیم الشأن عالم تشیع ضمن سخنانی به نکات مهمّی در عرصۀ تقریب مذاهب اشاره فرمودند که این فرمایشات از سوی دبیرکل محترم مجمع تقریب به عنوان منشور تقریب مطرح گردید.

در ابتدای این دیدار آیت الله اراکی پس از تشکر ازعنایت ویژۀ حضرت آیت الله العظمی وحید به ایشان و ارائه گزارشی از برنامه ها و فعالیت‏ های مجمع تقریب فرمودند:

سیاست ما در تقریب تمرکز بر روی مسائلی است که ما می‏ توانیم با مشارکت اهل تسنن انجام دهیم. مثل برگزاری جشن میلاد پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) تا افراطیون را منزوی کنیم چون سنی ها این جشن ‏ها را برخلاف افراطیون بدعت نمی‏ دانند. ما براین، جشن میلاد حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها را نیز اضافه کردیم تا با مشارکت سنی‏ ها مراسم میلاد حضرت زهرا در مناطق سنی نشین برپا شود.

همچینن ترویج و تقویت مراسمات عاشورائی در میان اهل سنت، و ترویج عاشورا البته به نحوی که با معتقدات آنها هم منافاتی نداشته باشد، برپایی مراسم شعرخوانی در رثای ابا عبدالله و ترویج شعرخوانی و مصیبت خوانی برای اباعبدالله و برگزاری مراسم مصیبت سید الشهداء در ایام عاشورا از دیگر برنامه هایی است که در پیش داریم.

به عقیده ما باید مراسم مذهبی و ضد تکفیری مشترک بین شیعه و سنی را ترویج کنیم، بعضی از شبکه‏ ها که در تمام دنیا پخش می‏ شوند در جهت تفرقه افکنی و ایجاد کینه و دشمنی بین شیعه و سنی تلاش می‏ کنند. برخی از این ماهواره‏ ها کاری ندارند جز سب خلفاء و توهین به مقدسات بعضی از مذاهب اسلامی.

آیت الله العظمی وحید: اوّلا واقعا فقاهت در این گونه جریان ها از بین رفته، این کارها موجب اراقه دماء محترمه است، و دستور خود ائمه بر خلاف این است. سب، لعن علنی جایز نیست.

اولاً لعن علنی ممنوع است، واقعاً دستورات دین بر همین امر تأکید دارند، ثانیاً در روایت معتبره آمده است: «صلوا فی مساجدهم»، علاوه بر این، عیادت کنید مرضای آنها را، تشییع کنید جنازه های آنها را.

در روایات است: «کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شینا». در این روایات دو مطلب آمده یکی نفی و دیگری اثبات. نفی این است که نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن وسبّ بزرگان آنها جایز نیست؛ زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها می‏ شود. در روایت می‏ فرماید: «لاتکونوا علینا شیناً»، این جهت نفی قضیه است، اما جهت اثبات این است که فرمود: «کونوا لنا زیناً» و فرمودند در نمازهای جماعت آنها شرکت کنید، به آنها محبت کنید، از مرضای آنها عیادت کنید، سخنان و معارف مارا برای آنها بیان کنید. و عمده این است که برای ترویج معارف اهل بیت(علیهم السلام) راه را ما بلد نیستیم، راه عبارت است از راه اثباتی.

مثلاً نهج البلاغه غوغا است، اگر فهمیده شود و خوب تبیین شود، و فقه شیعه مثل مکاسب و جواهر در تمام کتب عامه آیا نظیرش وجود دارد؟! اگر این‏ها ترویج شود خود اهل سنت لامحاله فطرت دارند و آن فطرت معقول نیست حقیقت را انکار کند.

خلاصه جهات اثباتی را باید تقویت کرد.

قدمای اصحاب ما چه بودند، علامه حلی را نگاه کنید، حالاتشان را کتبشان را مناظراتشان را ببینید، و دیگران. خلاصه راه، راه اعتدال است در این مسئله.

این بُعدی که الآن سعودی پیدا کرده در ترویج وهابیت و تکفیری‏ ها، این تکفیری‏ ها با آن وضعشان موجب دور کردن مردم از اسلام و دین خدا هستند، این‏ ها را باید بفهمند. دین اسلام دین رحمت است، رسول اسلام، رسول رحمت است. آن‏ها دیدند رحمت این دین را. این دین، و آن رفتار پیغمبر و امیرالمؤمنین جایی برای این حرکت‏ های تکفیری و این تندی‏ ها باقی نمی گذارد.

نص روایت است که امیرالمؤمنین دیدند در بازار پیرمردی گدایی می‏ کند، فرمودند او کیست، به ایشان گفتند پیرمردی مسیحی است. بعد نگران شدند که درمملکتی که من حکومت می‏ کنم چطور گدا پیدا شده! و فرمود: «استعملتموه شاباً و ترکتموه شیخا!». همانجا دستور دادند از بیت المال برای آن مسیحی گدا شهریه قرار بدهند. و آن کلام، حضرت وقتی فهمیدند خلخال از پای دختر یهودی کشیدند آرزوی مرگ می‏ کرد!

انگلیسی‏ ها دیدند که رحمت اسلام و آن اخلاق و رفتار پیامبر و ائمه اسلام مردم را به اسلام جذب می‏ کند، این محمد ابن عبدالوهاب را ساختند و پرداختند. وقتی اسلام را به آن گونه‏ ای که وهابیون و تکفیری‏ ها نشان می‏ دهند که همه‏ اش قتل و دشمنی و کینه و عداوت است و وقتی آن سربریدن‏ ها و قساوت‏ ها و آدم‏کشی‏ ها را به نام اسلام نشان می‏ دهند دیگر جایی برای قرآن و پیغمبر و امیرالمؤمنین نمی‏ گذارد!

از آن طرف در مقابل قرآن، انجیل را این چنین مطرح کردند که می‏ گوید اگر یک طرف سیلی زدند آن طرف دیگر را هم نگه دار! این‏گونه مردم را نسبت به اسلام بدبین می‏ کنند.بلایی است این وهابیت که مصنوع انگلیسی ها است.

رحمت خود پیامبر اکرم، عنایات او نسبت به غیر، واقعاً بهت انگیز است. سنگش می‏ زدند، خاکستر روی سر مبارک حضرت می‏ ریختند. به جای نفرین دعایشان می‏ کرد: «اللهم اهد قومی»، در حقشان دعا می‏ کردند و هدایت برای آنها طلب می‏ کردند. و آنها را منتسب می‏ فرمود به خودش، که این‏ ها قوم من‏ اند و بعد هم برایشان عذر می‏ آورد که «فإنهم لا یعلمون». این غوغاست!

وقتی هم مکه را فتح کردند، با آن همه مصائبی که کشیده بودند و شعب ابیطالب چشیده بودند، تا وارد شدند همه می‏ لرزیدند نگاه کردند و فرمودند: «لا تثریب علیکم الیوم، اذهبوا فأنتم الطلقاء».

خدا می‏ فرماید: «و ما أرسلناک إلا رحمه للعالمین»- و این دین دینِ رحمت است و این پیغمبر، پیغمبر رحمت است.

اگر ما به قرآن عمل می‏ کردیم وضع مسلمین امروز اینچنین نبود.

خدا موسی را می‏ فرستد و نُه آیه به او می‏ دهد، آن طرف کیست؟ فرعون. بیان چیست؟ «فقولا له قولاً لیّناً». این راه، راهِ این دین است. آن وقت ما با درشتی می‏ خواهیم وارد شویم؟!

این خلاف قرآن است. قرآن می گوید «وقولوا للنّاس حسنا». دینی که می‏ فرماید «للناس حسناً» آنوقت للمسلم سوءا؟؟

خلاصه متأسفانه فقهی نمانده، این رفتارها و فتواهای خلاف قرآن و رفتار رسول خدا و اهل‏بیت او نشانه فقدان فقاهت است. امیرالمؤمنین می‏ فرمایند: «الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّهٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّه».

خداوند در قرآن می فرماید: «ولا یجرمنّکم شنئان قومٍ علی ألّا تعدلوا، اعدلوا هو أقرب للتقوی».

استفتائی از ما شد، که این‏ها می‏ گویند شیعه کافر است، و خون شیعه را حلال می‏ دانند، باید با آنها چه کنیم؟

در پاسخ گفتیم، کسی که شهادتین را بگوید، نفس تلفظ به این دو کلمه، هم موجب حفظ خون و هم حفظ مال است. این وظیفه هر مسلمانی است که اگر یک وجب به مملکت سنی‏ ها در دنیا تعدی بشود از سوی کفار، وظیفه همه شیعه در قم است که باید دفاع کند و نگذارد آن نقطه مورد حمله کفار واقع شود. باید با آنها چنین بود اگرچه با شما چنان می‏ کنند. «ولا یجرمنکم شنئان قومٍ علی ألّا تعدلوا، أعدلوا هو أقرب للتقوی».

علمای عامه خیلی تقدیر نوشتند و این سندی شد. اولاً عمده جهت اثباتی است، اما این موجب نمی‏ شود معارف مذهب را کتمان کنیم، از آن طرف معارف مذهب باید عرضه شود: رساله حقوق امام زین العابدین (علیه السلام) نامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر، خطبه حضرت در تقوا، همچنین آن وصیّت بسیار مهم حضرت امام موسی کاظم به هشام درباره جایگاه عقل، این‏ها باید به وسیله شماها منتشر شود البته بدون تعصب و تحکّم. بالآخره عقل هست، فطرت هم هست و این قوت معارف قطعاً تأثیر گذار است.

خلاصه باید کلمات أئمه رواج داده شود، و این کار هم از “شما” بر می‏ آید، هدف هم همین است، آن معارف حقه امیرالمؤمنین انسان را منقلب می‏ کند. این‏ها را نباید پشت ابر پنهان گذاشت، از آن طرف آن اعمال بلا اشکال از محرمات قطعی شرعی است. علاوه بر آن انجام کاری که احتمال بدهیم خون شیعه‏ ای را که در مکانی در اقلیت زندگی می‏ کند به خطر می‏ اندازد، از محرمات قطعی است و تمام اعمال را به باد می‏ دهد. اصل در احتیاط در دماء است، نه احتیاط اصولی، بلکه احتیاط فقهی که بینهما بعد المشرقین.

انشاءالله این راه طی شود که هم معارف شیعه منتشر شود از طریق متون اخلاق، و هم فقه فقهای مذهب مقایسه شوند با فقه فقهای عامه که بهت انگیز است.

آیت الله اراکی: برنامه دیگری که مجمع در صدد آن است، شناسائی و تشکّل سادات شیعه و اهل سنت است.

آیت الله العظمی وحید: آن خیلی مهم است. این کار را ترک نکنید، که این قضیه بسیار حائز اهمیت است. چون خود این سیادت اگر فهمیده شود از اسباب تقویت و ترویج دین است. اوّلاً شبه اعجاز است این وصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، دو سه کلمه بعد از آن می فرمایند: «ابلغ اولادی منی السلام إلی یوم القیامه». این کاشف از عطف حضرت به اولادشان است. هم سادات و هم اولادی که از سوی مادر منتسب هستند بلا اشکال به حکم کتاب و سنت این‏ها هم اولادند. منتهی در رسیدن خمس بین سید مرتضی و بقیه اختلاف هست که موضوع در خمس، هاشمی است و این در اولاد منتسب از مادر صدق نمی‏ کند.

اگر این کار بشود خیلی ارزشمند است، نشر معارف و تقریب هم همین است، تقریب این نیست که از حقائق مذهب دست برداریم، آن تبعید است. تقریب مذاهب در معارفش حقوقش و احکامش از همین راه است.

انشاءالله با این همت شما و با کمک خدا این امر محقق می‏ شود.

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

تشیع انگلیسی پروژه اختلاف در مرجعیت شیعه را دنبال می‌کند

همیشه جریان‌های انحرافی در داخل مسلمانان، آسیب‌های جدی به اسلام و مسلمین وارد کرده‌اند، همان گونه که امروزه نیز برخی از جریان‌های انحرافی هدایت شده از سوی استکبار همانند تشیع انگلیسی به دنبال نفوذ و شبهه‌افکنی نسبت به نظام اسلامی هستند، در این‌باره نیز توضیح بفرمایید؟

  

این وضعیتی که امروز درمورد تشیع انگلیسی وجود دارد، موج سوم از عملکرد غرب درباره اسلام است؛ به این معنا که در گذشته دو موج را پشت سر گذاشته‌اند؛ اما برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام به جایی نرسیدند؛ بنابراین امروز در حال امتحان موج سوم هستند و این موج، مشکلات عدیده‌ای را به وجود آورده است.

 

موج اول در واکنش به گسترش اسلام در غرب و همگرایی جهان اسلام بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد که سعی کردند معارف و اندیشه‌های اسلامی را به چالش بکشند و اوج این فعالیت‌ها، مطرح کردن فردی به نام سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی بود و کتاب‌های افرادی از این دست که در غرب بودند و اصالتاً مسلمان بودند؛ اما تغییر مذهب و دین داده‌ بودند.

 

چنین فعالیت‌هایی افزون بر این که نتواست مفاهیم، عقاید و آموزه‌های اسلام را کمرنگ کند؛ بلکه باعث شد که جایگاه اسلام و مسلمانان بالاتر برود؛ همچنین سبب افزایش روحیه انسجام و همگرایی میان مسلمانان شد و در حقیقت راه به جایی نبرد.

 

در همین دوره بود که غرب به مقابله با پیامبراکرم(ص) و اندیشه‌های اسلامی برخاست؛ کاریکاتورهای موهن و اهانت به دین اسلام از جمله اقدامات آنها در این راستا بود و به نظر من ادامه این فعالیت‌ها و امواج آن‌ها در سال‌های اخیر همچون اهانت نشریه «شارلی ابدو» به پیامبراکرم(ص) مشاهده می‌شود.

 

موج دوم، مقابله فیزیکی با اسلام و مسلمانان در غرب و مناطق اسلامی بود که من اسم آن را دوره مقابله با گنبدها و گلدسته‌ها می‌گذارم؛ در این موج اسلام‌ستیزی را به صورت فیزیکی پیش بردند و در آلمان چندین نفر را آتش زدند؛ فرانسه با حجاب به صورت مستقیم مقابله کرد؛ مساجد را آتش زدند؛ زن مسلمان بارداریی را جلوی چشم همه در دادگاه کشتند؛ مسلمانان را در مساجد تهدید کردند و مسأله را این طور مطرح کردند که به صورت مستقیم مبارزه را با مسلمانان آغاز کنند.

 

در این دوره، رشد اسلام در غرب به عنوان یک بحران مطرح شد به گونه‌ای که «اسپوزیتو» اسلام شناس غربی گفت «امروز باید شهرهایی همچون مارسی، مادرید، واشنگتن را شهرهای اسلامی بیان کنیم؛ زیرا در کنار هر کلیسایی، گنبد و گلدسته‌ای بالا رفته است» که با این موج نیز چندان توفیقی برای اسلام ستیزان حاصل نشد.

 

در دهه اخیر، شاهد موج سوم از اسلام ستیزی هستیم؛ که سعی می‌کنند تا ظرفیت‌های جهان اسلام را با همدیگر درگیر کنند و به نوعی مسلمانان را با هم مشغول کنند و نگذارند که حالت غیریت سازی به وجود آید و کانون قرآن به دل جهان اسلام منتقل شود.

 

در این دوران است که شبکه‌های مختلف افراطی مذهبی همچون اهل بیت، فدک، نور، کلمه و وصال در دو طرف شکل می‌گیرد که به مسائل ورود پیدا می‌کنند و به شدت اوضاع را آشفته می‌سازند.

 

از سال 2003 تا 2010 اوج به وجود آمدن سایت‌های تکفیری و شبکه‌های افراطی است و به جایی می‌رسد که به تکفیر منتهی می‌شود؛ از یک طرف شبکه‌های افراطی شیعی که خود را منتسب به شیعه می‌کنند؛ برادران اهل سنت را رمی به تکفیر می‌کنند و از طرف دیگر شبکه‌های افراطی اهل سنت این کار را انجام می‌دهند و بالاخره دشمنان قسم خورده اسلام نیز در این کانون می‌دمند؛ به گونه‌ای که شاهد هستیم این فعالیت‌ها، روزانه چقدر قربانی می‌گیرد و موجب اختلافات شدیدی در این حوزه می‌شود.

 

افرادی که صاحب این تریبون‌ها هستند و جریان شیعه افراطی را تقویت می‌کنند، اندکی اگر توجه داشته باشند، عمل آنها چیزی جز اسلام هراسی، شیعه‌هراسی و شیعه ستیزی نیست و تک تک کلمات آنها در رسانه‌های غربی به هزاران کلمه تبدیل می‌شود و پژواکی را می‌سازند که همه جا را در برمی‌گیرد.

 

اگر در اینترنت کلمه «الشیعه» را جستجو کنید، نخستین سایت‌هایی که ظاهر می‌شوند، مربوط به قمه‌زنی و زنجیرهای تیغی است؛‌ به عبارت دیگر غرب و سلفی‌های تکفیری به دنبال آن هستند که شیعه را این‌گونه تعریف کنند که تمام عقاید شیعه به قمه‌ زدن، لطم و تکفیر می‌گذرد.

 

تشیع انگلیسی وضعیتی که امروز ایجاد کرده است موجب هدر رفتن خون بسیاری از شیعیان در عراق، سوریه، یمن و افغانستان شده است و چون مستمسکی ندارد بر این مطلب اصرار می‌روزند که شیعیان صب و لعن صحابه را می‌کنند و نسبت ناروا به عایشه می‌دهند و از این دست مباحث؛ که تمام مراجع در این باره گفته‌اند اهانت به مقدسات اسلامی حرام است و نباید انجام داد.

 

اگر در سیره ائمه اطهار(ع) تأمل کنیم، امام صادق(ع) فرمودند«در تشییع جنازه اهل سنت شرکت کنید و پشت سر آنها نماز بخوانید»؛ روش دعوت اهل بیت(ع) به دین بر این بود که هیچ‌گاه به اعتقادات آنها توهین نمی‌کردند.

 

قرآن کریم می‌فرماید «به بت‌های بت‌پرستان ناسزا نگویید که سبب شود به مقدسات شما اهانت کنند»؛ وقتی که قرآن ما را از بد گفتن به بت‌ها نفی می‌کند؛ چگونه می‌توان با مذاهب اسلامی این‌گونه برخورد کرد.

 

از سال 2003 که شبکه‌های افراطی شروع به فعالیت کردند؛ ضریب صعودی نمودار دشمنی با شیعه به شدت اوج گرفت و سایت‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای ضدشیعی افزایش یافت؛ بنابراین هر عقل سلیمی درمی‌یابد که این حرکت جز ضربه زدن به حریم تشیع؛ چیز دیگری نیست و از طرف دیگر به اختلافات دامن می‌زند که سبب غفلت از مسائل جهان اسلام می‌شود.

 

جریان‌ تشیع انگلیسی و گروه‌های معاند نظام اسلامی از آزادی عمل و حمایت کشورهای غربی برخوردار بوده و با امکانات وسیع رسانه‌ای و مالی در جهت تفرقه‌افکنی میان مسلمانان و کمک به اهداف دشمنان اسلام گام برمی‌دارند، به نظر شما هزینه این جریان‌ها از کجا تأمین می‌شود و چرا کشورهای غربی برخلاف تحت فشار قرار دادن برخی رسانه‌های آزاد به این شبکه‌ها اینقدر آزادی عمل داده‌اند؟

 

اگر به عملکرد این جریان‌ها نگاه کنیم به یک واقعیت می‌رسیم که آنها فقط اهل سنت را مورد هجمه قرار نمی‌دهند؛ بلکه نسبت به شیعه و مراجع شیعه نیز اهانت می‌کنند و هدف آنها نه تنها اختلاف بین شیعه و سنی است؛ بلکه اختلاف در کانون مرجعیت شیعه نیز است.

 

جریان شیرازی‌ها و تشیع انگلیسی، به مراجع شیعه ناسزا می‌گویند و کسی که عقاید آنها را قبول نداشته باشد؛ رسماً جسارت می‌کنند، ورود پیدا می‌کنند و بد می‌گویند؛ همه این شواهد نشانگر این واقعیت است که دستی پشت این قضایا وجود دارد که آنها را هدایت می‌کند که اگر قائل به این نشد که استکبار آنها را هدایت می‌کند؛ خوشبینانه‌ترین احتمال این است که آنها سطحی‌نگر و ساده اندیش هستند.

 

این گروه‌های افراطی، با عملکردشان، کیان، انسجام  و وحدت شیعه را زیر سؤال می‌برند که سبب بروز مشکلاتی می‌شود و در نهایت شرایط را به نفع دشمنان اسلام عوض خواهد کرد.

 

خط قرمز رسانه‌های وابسته به این جریان، موضع‌گیری نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی، عربستان و آمریکا و غرب است و به هیچ وجه در این رسانه‌ها از فجایع این جنایتکاران علیه مسلمانان سخنی به میان نمی‌آید و بیشتر به نظام اسلامی و شخصیت‌های دینی توهین می‌شود؛ تحلیل شما از این دوگانگی، ظاهرسازی و خدمت به دشمنان واقعی اسلام چیست؟

 

همان‌طور که مستحضر هستید؛ این گروه‌ها به دلیل کوتاه بینی و حمایتی که از طرف غرب می‌شوند؛ به هیچ عنوان ورود به مسأله مبارزه با استکبار و استعمار نمی‌کنند و در کلمات آنها هیچ‌گونه دفعی پیرامون اسرائیل که امروز همه را به خاک و خون می‌کشد نمی‌بینم.

 

این گروه‌ها نسبت به فلسطین و کشتارهایی که در سوریه می‌شود هیچ موضعی نمی‌گیرند؛ حتی نسبت به گروه‌های تکفیری که امروز در سوریه و مناطق دیگر کشتار انجام می‌دهند هیچ موضعی ندارند و فقط اهل سنت معتدل را نوک پیکان حمله خودشان قرار داده‌اند و توجهی به این ندارند که این‌ها را نیز تبدیل به جریان افراطی و تند و تکفیری با این وضعیت خواهند کرد و اگر این گروه‌ها حسن نیت داشتند؛ باید به مسائل و مشکلات جهان اسلام توجه و موضع‌گیری می‌کردند.

 

تشیع انگلیسی با فرقه‌سازی و مرجع‌تراشی در مقابل هفته وحدت به تفرقه روی ‌آورده و در شرایط بحرانی کشورهای اسلامی هفته برائت را عَلَم می‌کند و قمه‌زنی را نیز با اهداف خاصی ترویج می‌کنند؛ راهکار اسلام عقلانی و تشیع ولایی برای مقابله با این فرقه‌سازی‌ها چیست؟

 

این جریان‌ها از وهن توده‌ها استفاده می‌کنند؛ یعنی از عنایت، عشق و شوری که مردم نسبت به خاندان اهل بیت(ع) دارند، سوء استفاده می‌کنند و به دلیل این که نگاه عمیقی نسبت به این حوزه در توده‌ها مشاهده نمی‌شود؛ این جریان‌ها با استفاده از جهلی که وجود دارد؛ توده‌ها را به سمت خود جذب می‌کنند.

 

به نظرم می‌رسد بهترین راهکار مقابله با این جریان‌ها؛ آگاه کردن مردم با پیامدها و آثار سوء چنین عملکردی است که منبری‌ها، وعاظ و اندیشمندان اسلامی اثر مخرب چنین جریانی را در رشد اندیشه شیعی بیان کنند و برای توده‌ها تبیین کنند که چگونه دود چنین جریان‌هایی به چشم خود شیعه می‌رود و چگونه شیعیان در حال قربانی شدن هستند و چگونه مد و امتداد شیعی در جهان توسط این جریانات محدود می‌شود.

 

بنابراین نخست باید در حوزه تبلیغ فعال شد تا بتوان در این حوزه ورود پیدا کرد و در مرحله بعد برای مردم تبیین شود که این‌گونه جریانات چگونه در راستای اهداف دشمن حرکت می‌کند و اگر همسویی این جریانات با جریان دشمن مشخص شود؛ بسیاری از افرادی که امروز ناآگاهانه و با دست غربت، اما به دلیل عدم وجود بصیرت در این جریان هستند، از این جریان جدا خواهند شد و مقابل آن خواهند ایستاد.

 

این گروه‌ها، با عنایت به این که در حال فعالیت میان لایه‌های اجتماعی هستند؛‌ به نظر می‌رسد که اندیشمندان باید نشانه‌شناسی کنند؛ یعنی مناطقی و مراکزی که این گروه‌ها فعالیت می‌کنند، نشانه‌ها و ویژگی‌های آنها را به صورت کامل بشناسند و در همان ابتدای امر که هنوز نتوانسته‌اند در مناطق مختلف ریشه بگیرند، با این جریانات مقابله کنند و جلوی رشد آنها را بگیرند.

 

منبع : رسانیوز

 

نظر آیت الله وحیدخراسانی در مورد قمه زنی چیست؟

به گزارش قادمون به نقل از فتن ، حدود یک سال پیش بود که فیلمی از مرجع عالی قدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی توسط پایگاه خبری تحلیلی فتن منتشر شد که در آن ایشان برخلاف نظر دفترشان می فرمایند لعن علنی جایز نیست!٬ پس از آن گزارشاتی از نظر ایشان مبنی بر حرمت قمه زنی به ما رسید ٬ بعد از اطمینان از این گزارشات و به علت مخالفت دفتر این مرجع تقلید با مصاحبه و فیلمبرداری از شخص ایشان ٬مجبور شدیم مصاحبه ای اختصاصی با آیت الله فقیه ایمانی -نماینده مراجع تقلید در اصفهان- در خصوص حکم عدم جواز قمه زنی توسط مراجع عظام تقلید وحید خراسانی، سیستانی و نائینی انجام داده و پرده ای دیگر از سانسور های صورت گفته بر نظر اصلی مراجع برداریم.

 

با این حال دفتر این مرجع بزرگوار از انتشار اینگونه مطالب خودداری می کند و در تبلیغات هچنان نظر این مرجع در مورد لعن و قمه زنی را مثبت اعلام میکنند.

 

دفتر ایشان در گذشته نیز از انتشار اخبار دیدار سران نظام با آیت الله وحید ٬ توصیه ایشان به وحدت اسامی در حاشیه دروس ٬ تماس تلفنی وجویا شدن احوال آیت الله مهدوی کنی ٬ دیدار نماینده و فرزند ایشان از رهبر انقلاب ٬ منع از لعن خلفا در وسط درس خارج و موارد دیگر … (به آرشیو فتن مراجعه کنید) خودداری کرده بود که این  سانسورها ٬ آن هم از طرف دفتر یک مرجع تقلید شیعه ٬ تعجب برانگیز است.

 

(جهت مطالعه مطلب «دفتر‌ آیت الله وحید خراسانی چه چیزی را سانسور میکند؟» و مشاهده فیلم نظر آیت الله وحیدخراسانی در مورد لعن علنی به این لینک مراجعه کنید.)

 

متن و گزیده ای از فیلم مصاحبه فتن با نماینده مراجع تقلید در اصفهان را در مورد قمه زنی:

 

فتن: استناد دفتر حضرت آیت الله وحید خراسانی مبنی بر جواز قمه زنی این است که آیت الله نائینی حکم به جواز قمه زنی داده اند و آیت الله وحید نیز پیرو حکم ایشان، قمه زنی را مستحب میدانند. نظر شما در این خصوص چیست؟

 

آیت الله فقیه ایمانی: در ابتدا عرض کنم که آیت الله نائینی شخصیت بسیار برجسته و والا مقامی بودند و حتی ایشان در آن زمان که دشمنان میخواستند سفره های عزاداری را بر چینند و اثری از دین و نام امام حسین علیه السلام باقی نماند ، و برای رسیدن به این هدف مجالسی برپا میکردند که در آن، زنان خودنمایی میکردند تا جوانان سرگرم این نوع مجالس شده و از مجالس مذهبی غافل شوند.

مرحوم نائینی برای اینکه این ارزش ها دینی از بین نرود، فرمودند چند صباحی قمه زنی اشکال ندارد تا جو حاکم بر آن زمان تغییر کند. آیت الله وحید نیز همین نظر آیت الله نائینی را داشته اند. لذا شما بروید قم و زانو به زانوی ایشان بنشینید و بپرسید که آیا شما قمه زنی را جایز میدانید؟ ایشان میفرمایند خیر. چون اوضاع زمان فرق میکند.

 

فقیه ایمانی- فتن

 

فتن: یعنی شما شخصا تایید میکنید که آیت الله وحید قمه زنی را حرام اعلام کرده اند؟

 

آیت الله فقیه ایمانی: بله. چرا که در این برهه از زمان که دشمنان اسلام به دنبال بهانه هستند تا جلوه تشیع را در جهان خراب کنند، ما باید دقت کنیم که از کارهایی که چهره تشیع را از بین میبرد پرهیز کنیم. یکی از افرادی که خیلی مقیدند که شخصیت و آبروی اسلام حفظ شود، آیت الله وحید هستند. باز هم میگویم شما زانو به زانوی ایشان بنشینید و ببینید چگونه قمه زنی را نفی می کنند. بنده خودم نماینده ام را محضر آیت الله وحید فرستادم و ایشان به نماینده ام فرمودند که در شرایط فعلی قمه زنی حرام است. دفتر ایشان ممکن است پاسختان راکم و زیاد بدهد!

 

فتن: مدعیان جواز قمه زنی، میگویند آیت الله سیستانی نیز حکمی مبنی بر جواز قمه زنی صادر کرده اند. جنابعالی به عنوان نماینده مراجع تقلید در اصفهان،  نظرتان را بیان کنید.

 

آیت الله فقیه ایمانی: آیت الله سیستانی هم قمه زنی را حرام اعلام کردند و حرفهایی که از جانب ایشان مبنی بر جواز قمه زنی میزنند صحت ندارد.

 

فتن: نظر آیت الله سیستانی درباره حرمت قمه زنی چگونه برای حضرتعالی ثابت گردید؟

 

آیت الله فقیه ایمانی: بنده پسر برادرم، داماد ایشان است. پسر برادرم را محضر ایشان فرستادم و ایشان هم مانند آیت الله وحید فرمودند که قمه زنی حرمت دارد.

 

گزیده فیلم مصاحبه با آیت الله فقیه ایمانی:

 

دانلود کلیپ مصاحبه با آیت الله فقیه ایمانی – نظر حقیقی مراجع در مورد قمه زنی

دانلود کلیپ نظر آیت الله وحید در مورد لعن علنی

0201

.

..

نقش فرقه صادق شیرازی در آسیب ها و مشکلات عزاداری

به گزارش قادمون هیئات مذهبی، محافل وعظ، خطابه و سخنرانی همواره از اهمیت ویژه‌ای در میان شیعیان به ویژه در کشور ما برخوردار بوده است. در تاریخ اسلام شاهد بوده‌ایم که منابر و محافل دینی نقش به سزایی در برانگیختن مردم برای فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته‌اند. چه بسیار جنگ‌هایی که با یک مجلس وعظ و خطابه شروع و چه بسیار فتنه‌ها که یک منبر آن را خاموش کرد.

 

در عصر حاضر نیز شاهد هستیم که هیأت‌های مذهبی و محافل فرهنگی مذهبی در زمینه‌های مختلف فرهنگی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی تأثیر زیادی بر روی زندگی مردم دارند و شاهد بازخورد برخی جریان‌سازی‌هایی که از طریق این مجامع برای زندگی مردم صورت گرفته هستیم.

 

در کشور ما که مردم به ویژه در ایام ماه محرم ارتباط زیادی با سخنرانان و هیأت‌های مذهبی و مراسمات عزاداری دارند، با توجه به فضایی که در این ایام ایجاد می‌شود و اذهان مردم آمادگی بیشتری برای پذیرش افکار و مطالب ارائه شده از روی منبر پیدا می‌کند، باید توجه ویژه‌ای به منبر و منبری، مراسمات عزاداری و مداحی و سبک‌های عزاداری کرد؛ چرا که نه تنها ما به تأثیرات عمیق این محافل آگاه هستیم، بلکه حافظه تاریخی ما نشان می‌دهد همواره دشمنان در تلاش بوده‌اند تا از ابزار هیأت‌ و منبر برای پیشبرد اهداف فرهنگی و استراتژی‌های فرهنگی خود استفاده کنند.

 

در سال‌های اخیر با افزایش نفوذ جریان‌هایی که مورد حمایت غرب هستند، نظیر تشیع لندنی شاهد برخی انحرافات و بدعت‌ها در مجالس مذهبی و منابر و سبک‌های عزاداری بوده‌ایم که همه این مسائل زنگ خطریست برای دست اندرکاران و دلسوزان تا با دقت بیشتری به برگزاری مراسم عزاداری و محافل مذهبی و فرهنگی بپردازند.

 

حجت‌الاسلام مهدی دانشمند اصفهانی یکی از مبلغان و سخنرانان موفق و مشهور کشور است که به خوبی توانسته در زمینه جذب مخاطبان موفق باشد. همچنین شاهد حضور وی در محافل و مجالس مختلف در سراسر کشور و حتی خارج از کشور بوده‌ایم که همواره با استقبال مخاطبان مواجه بوده است. وی با بیش از سه دهه تجربه در سخنرانی، منبر رفتن و حضور مستمر در محافل فرهنگی مذهبی و مراسمات عزاداری، یکی از اشخاصی است که می‌تواند بایدها و نبایدها را برای منبر رفتن، سخنرانی کردن و برگزاری محافل فرهنگی مذهبی و هیأت‌های عزاداری مطرح کند.

 

اگر چه منبر، منبرشناسی و آسیب‌شناسی هیأت‌های عزاداری نیازمند بحث‌هایی مفصل‌، تألیف و تدوین مقالات و کتب متعدد با استفاده از تجربیات علما و کارشناسان دینی و مذهبی است،‌ ولی برای بررسی اجمالی این موضوع پای گفت‌وگوی حجت‌الاسلام دانشمند اصفهانی نشستیم که مشروح آن در ادامه تقدیم حضور علاقه‌مندان می‌شود؛

12105760_783715901757161_8300931398161693624_n

منبر و خطابه در اسلام به ویژه در مذهب شیعه چه جایگاهی دارد؟

 

زمانی که به سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم پیام‌هایی که برای مردم مفید و مورد نیاز جامعه برای بصیرت و رشد تعلیم افکار است تا مردم به وظیفه خودشان عمل کنند و بدانند در چه شرایطی هستند، با خطبه‌ها و سخنرانی‌های ائمه معصوم(ع) صورت گرفته است و با این خطبه‌ها بود که مردم راه را از چاه تشخیص می‌دادند.

 

روایاتی که از اهل‌بیت(ع) برجا مانده، برگرفته از همان خطبه‌ها است. به ویژه امیرمؤمنان(ع) که «اخطب الخطباء» بوده‌اند و حتی در میان دشمنانشان به عنوان «اخطب الخطباء» معروف بودند و دشمنان نیز مولا(ع) را به عنوان بهترین خطیب معرفی می‌کردند، این خطبه‌ها بسیار مردم را تکان می‌داده و روشن می‌کرده است؛ حتی آن‌ها را تهییج و و تشویق می‌کرد و بعضاً در جنگ‌ها با یک خطبه هزاران نفر برای جنگ آماده می‌شدند.

 

در زمان غیبت و پس از ائمه اطهار(ع) مراجع، علما و بزرگان دین بر روی منابر و با سخنرانی‌ مردم را نسبت به طاغوت‌های زمان آگاه می‌کردند. در دوران معاصر نیز حضرت امام خمینی(ره) با آن سخنرانی معروف خود در بهشت زهرا(س) و پیش از آن در سال 42 در خطبه‌ای آتشین در فیضیه مردم را بیدار کردند. بسیاری در آن زمان خواب بودند و امام(ره) با آن خطبه‌ها و سخنرانی‌ها چارچوب فکری انقلاب و مبارزه با استکبار را در اذهان مردم زنده کردند. فکر مبارزه با طاغوت را با همان سخنرانی‌ها و خطبه‌ها در ذهن مردم ایجاد کردند.

 

امروز نیز رهبر معظم انقلاب با خطبه‌ها و سخنرانی‌های خود أثرگذاری فراوانی در جوامع اسلامی دارند. به عنوان نمونه در فتنه اخیر منا و مسجدالحرام که یهودیان مرموز و وهابی‌های بی‌دین مردم را کشتند؛ رهبر معظم انقلاب در سخنانی فرمودند: «برخورد سخت و خشن در صورت همکاری نکردن، پاسخ عربستان خواهد بود.» پس از این سخنان، 4 ساعت طول نکشید رژیم آل سعود که قصد داشت حتی پیکر شهدای ما را تحویل ندهد، تغییر رویه داد و پادشاه عربستان این فاجعه را تسلیت گفت.

 

 

حتی به سرعت شهدای منا به ایران برگردانده شدند و این‌ها در حالی صورت گرفت که پیش از سخنرانی رهبر معظم انقلاب، وزرای ما را به عربستان راه ندادند. حتی درخواست ملاقات وزیر امور خارجه ما را رد کردند؛ ولی با یک سخنرانی حضرت آقا ورق برگشت. همواره زمانی که علما و بزرگان دین با سخنرانی و خطابه یک قدم به جلو برمی‌دارند، دشمنان

کیلومترها عقب نشینی می‌کنند و همه این‌ها بیانگر اهمیت منبر و خطابه است.

14433365167591

ـ با توجه به گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و افزایش ارتباط مردم با فضای مجازی، آیا به نظر شما این فناوری‌ها جایگزین منبر، وعظ و خطابه شده‌اند؟

 

ابداً چنین اتفاقی رخ نداده است. این موضوع را رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند. در فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) نیز بر اهمیت منبر، وعظ و خطابه تأکیده شده و خود مردم اقرار دارند که هیچ‌گاه ابزارهای مجازی نمی‌تواند جایگزین منبر و خطابه شود. ما هم که در این عرصه فعالیت می‌کنیم، شاهد این مطلب هستیم که خود مردم اقرار می‌کنند تلویزیون، ماهواره و دیگر وسایل‌ ارتباطی نتوانسته‌اند جای منبر را پر کنند.

ـ چرا منبر تا این حد از قداست برخوردار است؟

 

منبر یادگاری حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) است. مردم وقتی به منبر سیدالشهدا(ع) نگاه می‌کنند، چون جزء شعائر شیعه است، برای آن قداست قائل می‌شوند. هرچیزی که مردم را به یاد اهل‌بیت‌(ع) بیندازد، برای آن‌ها مقدس است. ساختمان مسجد، خشت، گل، سنگ و تیرآهن که بیشتر نیست، سازه و ساختمانی همانند دیگر ساختمان‌ها است، ولی چون نام مسجد بر آن نهاده می‌شود، برای مردم قداست پیدا می‌کند. وقتی چیزی به نام اهل‌بیت‌(ع) ثبت و جزئی از شعائر شیعه می‌شود، قداست پیدا می‌کند. قرآن نیز می‌گوید: زمانی که می‌خواهید تقوای قلوب و ایمان اشخاص را خوب لمس کنید، باید ببینید به شعائر دینی به چه میزان اهمیت می‌دهند. کسانی که واقعاً مقدس هستند، به شعائر دینی و اماکن مقدسه بیشتر احترام می‌گذارند.

ـ به نظر شما رابطه روضه و منبر چگونه است؟ آیا روضه می‌تواند جایگزین منبر باشد؟ روضه و منبر رقیب یک‌دیگر هستند؟

 

روضه نتیجه منبر است. سخنرانی و خطابه همانند درخت است که روضه میوه آن خواهد بود. اگر اساتید عرصه خطابه و منبر را ببینید، متوجه می‌شوید که روضه و منبر آن‌ها در ارتباط هستند و تطابق دارند. خلاصه آن‌چه بالای منبر مطرح می‌شود، مصداق عملی آن روضه می‌شود. به عنوان نمونه وقتی در سخنرانی پیرامون «جوانی» سخن گفته می‌شود، روضه علی اکبر(ع) خوانده می‌شود. یا زمانی که در سخنرانی تأکید می‌شود انسان باید در راه اسلام عمر خود را صرف کند، در این راه مو سفید کند و در نهایت در راه دین جان خود را تقدیم کند، روضه حبیب بن مظاهر خوانده می‌شود. این کار سبب می‌شود برای نمونه وقتی فردی در پایان سخنرانی و هنگام روضه وارد مجلس شود، محتوای سخنرانی را از روضه بفهمد و متوجه شود که موضوع سخنرانی چه بوده است.

sayyed_alimohammad_vaziri_molla_esmail_mosque_13_moharram

ـ به نظر شما آیا اقبال مردم به منبر و سخنرانی کمتر نشده است؟ دلیل چیست؟

 

شاید این مسأله برای برخی رخ داده باشد. ولی بحمدلله بنده در سخنرانی‌ها و منبرهای خودم شاهد چنین موضوعی نبوده‌ام. برای بنده که استقبال خیلی بیشتر شده است. در جلسات خودم تاکنون شاهد کم رنگی نبوده‌ام. اتفاقا نسل جوان بیشتر در پای منبر و جلسات سخنرانی حاضر می‌شوند. تجربه نیز نشان داده به هر میزان مردم گرفتارتر می‌شوند و از دنیا و دیگران نا‌امید می‌شوند، به خداوند و سیدالشهدا (ع) پناه می‌برند. به نظر بنده این‌گونه نیست که استقبال مردم کمتر شده باشد. شاید برای بعضی بنابر دلایلی این اتفاق رخ داده باشد و مردم پای منبر آن‌ها حاضر نشوند.

 

نیامدن مردم پای منبر را نباید به حساب بی‌دینی مردم گذاشت. این موضوع را به طلاب جوان هم گوشزد کرده‌ام که اگر مردم پای منبری نیامدند، نباید این عدم حضور را پای بی‌دینی آن‌ها گذاشت؛ بلکه گاهی ما موضوعاتی را انتخاب می‌کنیم که مردم احساس نیاز نمی‌کنند.

 

اگر کسی اصول منبر را رعایت کند، موضوعاتی را انتخاب کند که برای مردم تازگی و جذابیت داشته باشد، مردم بسیار استقبال می‌کنند. حتی می‌آیند سؤال پرسیده و تشکر می‌کنند. مردم به بصیرت و بینشی رسیده‌اند که پای هر سخنرانی نمی‌نشینند. درک مردم بالا رفته است و برای وقت خود بیشتر ارزش قائل هستند.

 

شاید سال اول در یک مراسمی به خاطر تبلیغات حاضر شوند، ولی اگر ببینند که چیزی دستگیر آن‌ها نمی‌شود، سال بعد قطعا در آن مراسم حاضر نخواهند شد. واقعا مردم امروز برای وقت خود ارزش قائل هستند و ما نیز باید برای وقت مردم ارزش قائل شویم. ارزش قائل شدن برای مردم در هر صنفی باید عملی شود. روحانیان باید با مطالعه و ارائه مطالب مفید، جدید، علمی و اصولی به وقت مردم احترام بگذارند.

 

اگر روحانیت می‌خواهد حذف نشود و کنار زده نشود، باید مردم را عامی فرض نکند. امروزه بیشتر مخاطبان در مجالس سخنرانی تحصیل‌کرده هستند. در گذشته پای منبر روحانیان به اندازه انگشتان دست افراد با سواد و تحصیل‌ کرده حضور نداشت، ولی امروزه برعکس شده است. بعید می‌دانم در ایران دیگر بی‌سواد وجود داشته باشد.

 

گاهی اوقات از انتقاداتی که مردم به صنف ما می‌کنند، احساس می‌کنم که سطح مطالعاتی مردم بسیار بالا رفته است. یک روحانی وقتی بالای منبر می‌رود باید بتواند به صورتی صحبت کند که همه اقشار و افراد در سطوح مختلف از این منبر چیزی عایدشان بشود. این به معنای استفاده از واژه‌های ثقیل و سنگین نیست؛ یعنی یک منبری باید پخته و بامحتوا صحبت کند. همانند حضرت امام خمینی(ره) یا رهبر معظم انقلاب که در عین سادگی و روان بودن صحبت‌هایشان، همه اقشار مردم و همه جامعه از این صحبت‌ها استفاده می‌کنند. هر کسی به اندازه فهم، صنف، شغل و سن خودش از این سخنرانی‌ها استفاده می‌‌کند و در حقیقت این هنر سخنران است که بتواند مخاطب را جذب کند.

ـ به نظر شما آیا همه طلاب باید منبری شوند یا تنها کسانی که علاقه‌مند هستند در این زمینه ورود پیدا کنند؟

طلبه باید یا مؤلف، یا مدرس و یا مبلغ باشد. در هر سه صورت باید محقق هم باشد. برخی‌ها توفیقاتشان بسیار است، همانند شهید مطهری که هم مؤلف خوبی بودند، هم محقق بزرگی بودند و هم مبلغ مؤثری بودند. استعداد همه به یک اندازه نیست. منبر رفتن، خطیب شدن و سخنرانی کردن نیازمند لوازم خودش است. اولاً منبری باید خوش‌ظاهر باشد. وقتی مخاطبان سخنران را نگاه می‌کنند، باید چهره روحانی به دلشان بنشیند. سخنران باید خوش صدا و خوش بیان هم باشد.

 

به قول رهبر معظم انقلاب، سخنران باید مسلح باشد به دو زبان؛ یکی زبان زمان و دیگری زبان جوان. یعنی باید هم زمانه و مسائل زمان را به خوبی بشناسد و هم جوانان و مسائل مورد نیاز آن‌ها را بداند تا بتواند در دل آ‌نها نفوذ کرده و بر فکر آن‌ها مؤثر واقع شود.

ـ مهم‌ترین آسیب‌هایی که هیأت‌های مذهبی و مراسمات عزاداری را تهدید می‌کند، چیست و چه تأثیری بر آینده آ‌ن‌ها خواهد داشت؟

 

نخست این‌که مجالس در حال خالی شدن از علما و روحانیون هستند. هیأت‌ها مداح محور شده‌اند. البته نه این‌که مداح‌ها بد باشند؛ ولی حتی مادحین فهیم و بصیر نیز از این موضوع نگران هستند. برخی وقت‌ها نیز حرفایی مطرح می‌شود که جواب ندارد. برای نمونه مطرح می‌کنند در یک هیأت حدود 500 نفر جوان حضور دارد و شما ببینید حوزه‌های علمیه چند نفر مبلغ پرورش داده‌اند که بتوانند جوابگوی نیازهای این جوانان باشند. یعنی از طریق منبر بتوانند این جوانان را جذب کنند.

 

حاج محمود کریمی از معدود مداحانی است که هنگام جلساتش حتما پای منبر می‌نشیند تا دیگران هم یاد بگیرند. بنده شنیدم در یکی از جلسات حاج محمود کریمی، هنگام سخنرانی و منبر تعداد کمی حضور داشتند، ولی پس از منبر که نوبت مداحی می‌شود، جمعیت زیادی حاضر می‌شوند و در این موقع حاج محمود کریمی از سخنران درخواست می‌کند حالا که جمعیت زیادی حاضر شده‌ است، دوباره منبرش را تکرار کند و وقت خودش را به روحانی می‌دهد.

 

در هیأت، معرفت اصل است. رهبر معظم انقلاب مبحثی را تحت عنوان «شور و شعور» مطرح کردند. شور وسعت است و شعور عمق. مشکل هیأت‌های ما این است که شور آن‌ها به اندازه دریا است،‌ ولی عمق آن‌ها به اندازه بند انگشت نیست. البته این شامل همه هیأت‌های مذهبی ما نمی‌شود، ولی عمده هیأت‌ها این مشکل را دارند. اشخاص حاضر هستند شب تا صبح سینه بزنند،‌ ولی حاضر نمی‌شوند نیم ساعت برای شنیدن یک سخنرانی وقت بگذارند.

بنده در جزوه‌ای بیش از 30 آسیب را برای هیأت‌ها نوشته‌ام. افزون ‌بر کمبود مباحث معرفتی، شعرهایی که خوانده می‌شود، چندان عمیق و پخته و خط دهنده نیست. بلکه اشعاری محاوره‌ای است که رهبر معظم انقلاب هم این مسأله را متذکر شده‌اند. آقای «میثم مطیعی» به همین دلیل گل کرده است، چون مسائل سیاسی را هم در اشعار خود مطرح می‌کند. مداحان ما باید در این وادی وارد شوند که در کنار امام حسین(ع)، روضه و گریه، «هیهات من الذله» را هم مطرح کنند. در قالب شعر، جوانان را نسبت به آگاه شدن از تهدیدات دشمن، مشکلات جامعه، تبعیت از ولایت، تحصیل کردن و زندگی سالم ترغیب کنند.

 

دوم، یکی دیگر از آسیب‌های مهم هیأت‌ها دودی شدن آن‌ها است. پس از روضه، قهوه‌خانه رفتن بسیار ناپسند است. متأسفانه بعضی بچه‌های هیأت چندان درس‌خوانده نیستند و از نظر تحصیلی و علمی بسیار موفق نبوده‌اند. برخی از مداحان اهل‌بیت(ع) نیز چندان تحصیل‌کرده نیستند. چند نفر از مداحان اهل‌بیت(ع) یک مرتبه «منتهی الآمال» را خوانده‌اند؟ باید به این مسائل توجه داشت.

2532813158235

ـ به نظر شما برخی سبک‌های عزاداری نظیر قمه زنی و زنجیر تیغی زدن چه آثاری در پی دارد؟

 

شاید زمانی قمه زنی و زنجیر تیغی جواب می‌داده است. برخی توجیه می‌کنند که ما دنبال تأیید دشمن نیستیم و برای ما نظر دشمن مهم نیست؛ حرف خوبی هم هست، ولی سؤال بنده این است که آیا تشخیص مسائل زمان حاضر را ما بهتر می‌فهمیم یا بزرگان و علمای ما؟

 

بنده به هیچ وجه به قمه‌زن‌ها توهین نمی‌کنم و قمه‌زنی را زیر سؤال نمی‌برم؛ ولی یک سؤال مهم دارم و آن این است که امروزه قمه‌زنی برای جهان تشیع چه سودی دارد؟ در قرن 21 وقتی یک جست‌وجویی در اینترنت می‌کنیم، شاهد هجمه‌ها، بی‌انصافی‌ها و بهانه‌گیری‌های دشمن هستیم. با این مسائل به این نتیجه می‌رسیم که دشمنان به خوبی از قمه‌زنی و مراسماتی از این دست استفاده می‌کنند. برای این‌که چماقی بسازند و بر سر شیعه بکوبند.

 

ما یا دلسوز شیعه هستیم یا این‌که تنها به گذارندن امروزمان فکر می‌کنیم. اگر دلسوز شیعه هستیم، باید بدانیم 1400 سال است که هیأت‌ها و علمای گذشته جنگیده‌اند تا یک حیثیتی برای شیعه درست کنند و امروزه این پرچم به دست ما افتاده است. قمه زنی جواب که نمی‌دهد هیچ، بلکه خیلی‌ها را زده می‌کند. در دنیا هم مسأله به همین صورت است.

 

داعشی‌ها را ببینید! پوشش آن‌ها، نوع ریش، محاسن و ظاهر آن‌ها دقیقا همانند شیعه‌های پاکستان و برخی کشورهای منطقه است تا وحشیگری که در دنیا از داعش دیده می‌شود به شیعه نسبت داده شود. مگر داعشی‌ها نظامی‌های دوره دیده و چریک نیستند؟ پس چرا لباس نظامی و به اصطلاح پلنگی نمی‌پوشند؟ چرا مشکی می‌پوشند و ریش بلند می‌گذارند؟ علت این است که می‌خواهند شبیه به رزمندگان جبهه مقاومت شوند. می‌خواهند شبیه به نوکران امام حسین(ع) یعنی عزاداران ایشان باشند.

 

داعشی‌ها حتی تلاش می‌کنند وحشیگری‌های خود را به گردن ما بیندازند. به گونه‌ای به ما ربط دهند. وقتی در قمه زنی شمشیر پر خون یک شیعه بالا می‌رود، به شمشیرها و چاقوهای خونی داعشی‌ها که سر می‌برند و از این جنایات در فضای مجازی فیلم منتشر می‌کنند، شباهت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

 

من نوکر همه عزاداران و نوکران امام حسین(ع) هستم. من حتی خاک پای قمه زن‌های دل پاک امام حسین(ع) را به چشم می‌کشم؛ ولی امروزه قمه زنی این عزیزان برای امام حسین(ع) ضرر دارد. البته بنده معتقد هستم که نباید با قمه زنان برخورد بد داشت. همان‌گونه که بر رفتار صحیح و مناسب با اهل سنت تأکید داریم، این‌ها شیعه هستند، ولی جاهلند. بنده بسیاری از قمه زنان را با ادبیات مناسب و دوستانه جذب و اعتماد آن‌ها را جلب کردم.

 

قمه زنی مقداری هم سیاسی شد. بنده به عده‌ای از قمه زنان اصفهانی گفتم: اگر مسئولان دستور قمه زنی می‌دادند، چه کار می‌کردید؟ گفتند: «ما در این صورت حاضر به قمه زدن نبودیم.» بنده به آن‌ها گفتم: پس هدف شما عزاداری نیست، بلکه قضیه سیاسی شده است. برخی بیهوده شعار می‌دهند، درحالی که هدف آن‌ها از این سبک عزاداری‌ها سیاسی و نفسی است و این رفتار خیلی بد و به ضرر شیعه است.

????? ?? ??????? ?? ?????? ???? ????? / ???? ????

ـ رهنمودهای رهبر معظم انقلاب پیرامون عزاداری، سبک‌های عزاداری، کیفیت منابر و سخنرانی‌ها تا چه حد مؤثر واقع شده است؟

 

تأثیر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب بسیار زیاد بوده است. به عنوان نمونه در زمینه سبک‌های مداحی، زمانی که ایشان به سبک‌های سخیف و برگرفته از ترانه‌ها اعتراض کردند، بحمدلله دیگر شاهد این معضل نبوده‌ایم. بنده پس از تذکر ایشان حتی شاهد یک مورد هم نبوده‌ام. بخشی از این کارها جهالت است و بخشی جوانی. مداحان اهل‌بیت(ع) گاهی نسبت به علما کم مهری می‌کنند، در حالی که باید رابطه بیشتری با علما داشته باشند.

 

رهبر معظم انقلاب هر سال سه بار با مداحان جلسه دارند. علت این موضوع این است که ایشان به خوبی بر تأثیر صحبت‌های خود بر مداحان آگاه هستند. رهبری می‌داند که این جلسات می‌توانند افراط و تفریط‌های موجود را از بین ببرد. مداحان به خوبی فرمایشات علما و بزرگان و رهبری را مورد توجه قرار می‌دهند. مادحین اهل‌بیت(ع) بازوی اسلام هستند. یک چشم دین روحانیت و علما هستند و چشم دیگر مداحان. بین روحانیان و مداحان نباید اختلاف باشد و کسانی که در منبر علیه مداحان صحبت می‌کنند، اشتباه می‌کنند.

image635717990535048772

ـ نقش تشیع لندنی در آسیب‌ها و مشکلاتی که در زمینه عزاداری و منابر شاهد آن هستیم به چه صورت است؟

 

به نظر بنده این‌که امام خامنه‌ای نسبت بهتشیع لندنی هشدار می‌دهند، برای متذکر شدن چند نکته است که اسلامی منهای روحانیت، جداسازی سیاست و دیانت و سکولاریزم، سیاسی نشدن مداح و روحانی، مشخص شدن حمایت دشمن از اشخاص و جریان‌های تفرقه افکن از مهم‌ترین این مسائل است.

 

عده‌ای در قلب اروپا و در لندن به سادگی به مراجع و مقدسات مذاهب توهین می‌کنند. به عنوان نمونه چندی پیش «یاسر الحبیب»(فحاش و تکفیر کننده سفارشی بیت صادق شیرازی)  در شبکه فدک برای فوت عایشه جلسه‌ای گرفت. بنده خودم برخی تصاویر این جشن‌ها را دیدم. ما محبت عایشه را نداریم، ولی باید آن‌ها پاسخگو باشند که برگزاری این جلسه، توهین و فحاشی نسبت به عایشه چه اثری داشت؟ آیا جز تفرقه و ریخته شدن خون شیعیان اثر دیگری هم داشت؟ آیا واقعا امام زمان(ع) از برگزاری جلساتی از این دست راضی هستند؟

 

در شرایط کنونی دشمنان به دنبال بهانه برای ایجاد تفرقه و جنگ‌های قومیتی و مذهبی هستند. در زمانی که دشمنان تهمت می‌زنند و بی‌انصافی می‌کنند، این کارها واقعا خطرناک است. بسیاری از علمای اهل‌سنت تا پیش از این جشن فتوا علیه شیعه نداده بودند، ولی با انتشار فیلم‌ها و تصاویر این جشن و توهین‌هایی که نسبت به مقدسات اهل‌سنت صورت گرفت، علیه شیعیان فتوا هم دادند.

 

اسلام ناب محمدی یعنی این‌که وحدت ملی و وحدت در جهان اسلام حفظ شود. اسلام ناب محمدی چهار موضوع را بسیار مهم می‌داند که شامل وحدت شیعه با شیعه، وحدت سنی با سنی، وحدت ادیان ابراهیمی و وحدت بشریت بر اساس علم، منطق، اخلاق و قوانین می‌شود. ما با هیچ کس سر جنگ و دعوا نداریم، ولی اگر کسی بخواهد به خاک، مال، ناموس و مقدسات ما تجاوز کند، علیه او با تمام توان اقدام می‌کنیم. ولی هرگز متعرض کسی نخواهیم شد.

 

رهبر معظم انقلاب ساخت بمب اتم را حرام اعلام می‌کنند، چون ما قصد کشت و کشتار نداریم. اسلام ناب به ما یاد می‌دهد که کسی حق توهین به مقدسات دیگران به ویژه اهل‌سنت را ندارد. در کشور ایران اقوام و ادیان و مذاهب مختلفی وجود دارند، ولی امنیت هم علیرغم این تنوع اقوام، ادیان و مذاهب وجود دارد. کسی حق تعرض به دیگری را ندارد. ما تبلیغ شیعه می‌کنیم. دستگاه امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) را زنده نگه می‌داریم و مبلغ آن هستیم، ولی کسی حق لعن علنی و ایجاد تفرقه به این بهانه ندارد.

photo_2015-08-28_17-53-12

ـ در پایان اگر نکته و توصیه‌ای دارید بفرمایید؟

 

خواهش بنده این است که برای جذب جوانان و نوجوانان تلاش کنیم. اگر حتی یک بچه شیعه را به هر دلیل از دست بدهیم، متضرر شده‌ایم. باید با جوانان رفاقت کرد و بنده نتیجه این دوستی با جوانان، هیأت‌ها، دانشجویان و حتی قمه زنان را دیده‌ام. باور کنید افراد قمه زن را با صحبت کردن منطقی و علمی جذب کردم.

 

طی جلسه‌ای با حضور حدود 200 نفر از یک هیأت قمه زن به آن‌ها گفتم: من هم بغض دشمنان اهل‌بیت(ع) و حب ائمه معصوم(ع) را دارم و همه آن‌ها این موضوع را به خوبی تأیید کردند. سپس گفتم: اما امروزه تکلیف ما تبعیت از ولایت، علما و مراجع است و همه آن‌ها این موضوع را نیز پذیرفتند. این‌ها شیعه هستند و بچه‌های خود ما. نباید آن‌ها را وارد وادی لجبازی و دشمنی کرد؛ بلکه باید با همان سرمشقی که حضرت آقا به ما دادند در این زمینه ورود پیدا کنیم تا بتوانیم به لطف خدا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنیم.

منبع : رسا

 

 

با لعن کردن نمی توان راه به جایی برد/ باید با منطق صحیح و استدلال درست با افراد سخن گفت

به گزارش قادمون ، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید در مراسم افتتاحیه مرکز تخصصی شیعه شناسی حوزه علمیه قم که در مدرسه امیر المؤمنین(ع) برگزار شد، با اشاره به روایاتی از ائمه طاهرین(ع) بر جایگاه ویژه و مقامات بلند شیعیان تأکید کرد.
وی افزود: امام صادق(ع) فرمودند اگر شیعیان در مسیرهای علمی، تبلیغی و جهادی استقامت به خرج دهند خداوند نعمت های فراوانی به آن ها می دهد که از جمله آن ها این است که هرچه از خداوند بخواهند به آن ها می دهد؛ همچنین امام صادق(ع) می فرمایند که شیعیان 4 چشم دارند که دو چشم آن در سر و برای زندگی دنیوی و 2 چشم آن ها در قلب و برای زندگی معنوی است.
استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که چشم شیعیان بیدار بوده اما خداوند چشم معاندان را نابینا کرده است، اظهار داشت: شیعیان باید باهوش، به روز و دشمن شناس باشند و راه های نفوذ را بر دشمنان ببندند؛ از این عنایت های بسیار روشن می شود که خداوند چه لطفی در حق شیعیان دارند.
وی ادامه داد: مسأله شیعه و عقاید شیعه فعلا از صورت یک بحث کلامی درآمده و تبدیل به موضوع سیاسی نیز شده است، سابقا این مسأله کلامی بوده اما اکنون به دلیل انقلاب اسلامی، قدرت شیعیان، حضور شیعیان در عرصه های بین المللی و تأثیرگذاری در منطقه همه می دانند که شیعیان به ویژه شیعیان ایران حرف اول را می زنند.
این مرجع تقلید با بیان این که واقع بینان معتقد هستند که برای حل مشکلات جز کنار آمدن با ایران راهی وجود ندارد، ابراز داشت: ایران ذره ای چشم طمع به حتی یک وجب از خاک هیچ کشوری ندوخته است، دشمنان جمهوری اسلامی ایران به صورت مرتب دروغ می گویند و ادعا می کنند ایران به دنبال ایجاد هلال سبز است که دروغ محض به شمار می رود.
وی عنوان کرد: ایران می خواهد امنیت در همه کشورها باشد اما دشمنان چنین چیزی نمی خواهد و در صدد هستند که در منطقه جنگی وجود داشته باشد تا آن ها راحت باشند، در حال حاضر اسرائیل فکرش راحت است چون توانسته آتش جنگ را بر اثر نادانی گروهی در کشورهای اسلامی روشن کنند و خود در ساحل امن باشند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: اسرائیل با صراحت می گوید که داعش نباید از بین برود، جمعیتی با این وحشی گری، بی رحمی و قساوت در تمام طول تاریخ سراغ نداریم؛ داعش حتی با مغول ها نیز قابل مقایسه نیستند.
وی اضافه کرد: علت حمایت دشمنان از داعش که گروهی بی منطق و وحشی است روشن ماندن آتش جنگ در کشورهای اسلامی است، در این جا مبلغان و پژوهشگران می توانند نقش مهمی ایفا کنند که عبارت از روشن کردن مسلمانان جهان است.
استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این که جوانان بسیاری از کشورهای گوناگون به گروه های تکفیری می پیوندند، گفت: اگر برای مردم روشن شود که فعالیت های تکفیری خلاف آوزه های قرآن، اسلام و پیامبر است دیگر افراد جذب این گروه ها نمی شوند.
وی افزود: دشمنان به دلیل این که اهل منطق نیستند همواره به دروغ متوسل شده و از این طریق ایران را متهم می کنند، دشمنان از طرق دروغ شیعیان را به شرک متهم می کنند؛ متأسفانه به شیعیان مسائل مضحک و خنده آوری نسبت می دهند، گاهی به اندازه ای دروغ می گویند که حتی خودشان دروغ را باور می کنند.
این مرجع تقلید با بیان این که باید پرده ها را کنار زد و با اسناد و مدارک دروغ ها را جواب داد، اظهار داشت: یکی از وظایف مهم پژوهشگران این است که تهمت ها و شبهات دشمن را شناخته و با استدلال به آن ها پاسخ داده شود.
وی ادامه داد: برخورد خوب منطقی بسیار مهم است از این رو کسی با بد و بیراه گفتن و لعن کردن به جایی نمی رسد، باید با منطق صحیح و استدلال درست با افراد سخن گفت؛ پژوهشگران نباید ساکت بنشینند بلکه مرتب باید در فکر تولید علم باشند و مدارک و جواب های تازه ای ارائه کنند.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که کسانی که می خواهند در شیعه شناسی کار کنند باید نمونه شیعه خوب باشند، ابراز داشت: باید توجه شود که تبلیغ عملی بسیار مؤثرتر از تبلیغ گفتاری است، رفتار شیعیان باید نمونه باشد.
وی با اشاره به نامه نگاری ها با شیخ الازهر عنوان کرد: در این نامه ها از ادبیات خوبی استفاده کردیم شیعه ستیزی در مصر بسیار است اما زمانی که با ادبیات خوب بدون این که تزلل داشته باشیم وچیزی بر خلاف مقامات شیعه و مرجعیت بگوییم با ادبیاتی خوب توانستیم این افراد را جمع کنیم که اگر ادامه پیدا کند احتمال تحولاتی وجود دارد.
منبع : رسا

فرقه شیرازی از قمه زنی تا راه رفتن روی تیغ و تاختن اسب روی بدنهای خود !

سوال اساسی از طرفداران اندک جریان شیرازی این است که آیا با دیدن این شواهد که تعدادشان کم هم نیست بازهم می شود ادعا کرد اینها هدف مقدسی دارند؟

 

 

این سوالی است که خیلی از مردم سلیم النفس که جریانات و تفکرات منتسب به شیرازی را دنبال می کنند و انحرافات آنها را همانطور که در کلیپ هم آمده می بینند در ذهنشان ایجاد می شود و متاسفانه همیشه اشتباهات این گروه اندک گریبانگیر همه مردم بوده و به حساب شيعه مي آورند.

 
کلیپ / تشیع لندنی در یک نگاه ـ دانلود
واضح و روشن است که غربی ها و استکبار جهانی چشم امید به نابودی اسلام بسته اند و در این جهت از هر اقدامی بهره می برند اما برای اینکه بتوانند مردم را همراه خود کنند نیاز به تبلیغاتی دارند که عامه پسند بوده و مورد مقبول جوامع خود باشد.

وقتی روی تبلیغات غربی ها علیه اسلام متمرکز می شویم به نکته جالبی برمیخوریم و موضوعاتی که برای تخریب و وهن چهره تشیع استفاده کرده اند دقیقا همانی است كه گروه شیرازی ها از آن به عنوان وجه امتیاز خود نام می برند.
کلیپ / تبلیغات روی انحرافات این گروه با هدف تخریب شیعه ـ دانلود

چه کسی است که هنوز شک داشته باشد “قمه زنی” به یکی از بهترین ابزارهای تخریب شیعه تبدیل شده است؟!
چه کسی است که شک داشته باشد جلسات لعن و توهین به مقدسات اهل سنت اختلاف های گسترده ای را بین امت اسلامی بوجود آورده؟! و در نتیجه کشتارهای زیادی را در بین مسلمانان و بدست مسلمین رقم زده است.
کلیپ/ پوشش اقدامات گروه شیرازی در رسانه های غربی و وهابی ـ دانلود
چه کسی است که شک داشته باشد در برخی از عزاداری ها، انحرافاتی وجود دارد که بارها مورد مخالفت علما در طول تاریخ قرار گرفته است؟! (انحرافاتی مثل راه رفتن روی تیغ و یا تاختن اسب روی بدنهای خود و …)
کلیپ/ نمونه ای از مخالفت علما با انحرافات عزاداری ـ دانلود
چه کسی است که شک داشته باشد مسلمین در جای جای جهان، از شیعیان مظلوم بحرین گرفته تا مسلمین یمن و فلسطین و میانمار مورد ظلم واقع شده و کمک به آنها بر گردن همه مسلمانان جهان است؟!

 

آیا هنوز جای تردیدی باقی می ماند گروهی که سعی در ترویج اختلاف بین شیعه و سنی با توهین به عقاید اهل سنت آن هم بصورت علنی و رسانه‌ای دارند خیانت به اسلام می کنند؟! گروه منحرفی که قمه زنی را افتخار خود می داند و در جهت تهییج مردم اقدامات گسترده ای را انجام می دهند. گروه منحرفی که نه تنها هیچ اقدام مثبتی در جهت دفاع از حقوق مسلمین جهان انجام نمی دهد بلکه کمک های دیگر مسلمین را هم به سخره می گیرد.

براستی آیا با این تصویری که این گروه از شیعه در جهان و اذهان عموم مردم می سازند آیا گرایش به تشیع بیشتر می شود؟! آیا سیره ائمه اطهار علیهم السلام براي دعوب به اسلام ناب محمدي اين بود؟!

 

منبع : جام نیوز

طرد تفرقه افکنان توسط میرزای بزرگ شیرازی

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله شبیری زنجانی نوشت: میرزا [شیرازی] مرد خیلی باهوش و چیز فهم عجیب و غریبی بود … در یکی از این ملاقات های عمومی که اشخاص می آمدند برای زیارت، می بینند که نظر میرزا به شخص معینی معطوف است. هر چند اشخاص جلو می آیند و بعد از دست بوسی میرزا می روند، باز هم توجه میرزا به همین شخص و همان نقطه است؛ تا اینکه بالأخره نوبت به آن شخص مورد نظر می رسد. او می آید دست میرزا را می بوسد. میرزا از او سؤال می کند که مثلاً اهل کجایی؟ می گوید: اهل کربلا. می پرسد: برای چه اینجا آمده ای؟ من به شما حکم می کنم که همین حالا مراجعت کنید به کربلا، و شهریه و حقوقی هم که در اینجا به طلبه ها داده می شود، در کربلا به شما داده می شود، و همین حالا برگردید.

میرزا نوکرش را صدا می زند و به او می گوید: قطار کی حرکت می کند؟ می گوید: مثلاً نیم ساعت دیگر. می فرماید: این اقا را الآن ببرید پای قطار و آنجا باشید تا ایشان مشرف بشوند کربلا، و بعد مراجعه کنید. نیم ساعت بعد، یک ساعت بعد میرزا مرتب می پرسد: خادم نیامد؟ و همین طور منتظر بوده و دقیقه شماری می کرده که خادم برگردد. بالأخره خادم برمی گردد. میرزا می گوید: « او را راه انداختی؟» می گوید: بله. می گوید:«خودت آنجا بودی موقع حرکت قطار» می گوید: بله. می گوید:« قطعی شد حرکتش؟»می گوید: بله. میرزا خیلی استنطاق می کند تا قطعی شود که آن شخص به کربلا برگشته است.

بعداً بعضی از اصحاب ایشان می پرسند: چرا این شخص را با این اهتمام به کربلا برگرداندید؟ میرزا می فرماید: از خصوصیات قیافه این شخص فهمیدم که اگر او در اینجا بماند، کار دست ما می دهد و از آن لعن های کذایی می خواند، و ما که زحمت کشیدیم و مشکله اختلاف بین شیعه و سنی را به زحمت حل کردیم، او با یک عملش ممکن است این زحمات را از بین ببرد، یک لعن در حرم بخواند و تمام این زحمات به هدر برود.

بعد که خود آن شخص را دیده بودند، گفته بود: خوش انصاف میرزا، نگذاشت اقلاً یک لعنی بخوانیم.