نوشته‌ها

«تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا انحراف در اعتقادات شیعیان +عکس و فیلم

به گزارش قادمون به نقل از  مشرق – “تشیع انگلیسی” یا “شیعه لندنی”؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبان‌ها افتاده است. پس از “اسلام آمریکایی” که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام “تشیع انگلیسی” پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس‌ اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج می‌شود تا محصول “تفرقه” را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینه‌های سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند “شیعه” با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است.
به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا (ع) و گرم شدن بازار برخی انحرافات در مراسم عزای حسینی، مشرق گزارش پیشین خود را جهت مروری بر دسیسه های استکبار و فتنه های مذهبی، بازنشر میکند.
رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف نیز‌ بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع آمریکایی” تأکید  داشته‌اند. در آخرین مورد نیز ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در بیاناتشان در حرم مطهر امام بار دیگر ضمن تبیین اختلاف افکنی آمریکا در میان شیعه و سنی تصریح کردند:

  “به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.”

جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
جریان تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی» را بشناسید /// «تشیع انگلیسی» چیست و چگونه ده‌ها هزار مسلمان را قربانی کرده است //// «تشیع انگلیسی»؛ از تکفیر اهل سنت تا تفرقه میان شیعیان//// +عکس و فیلم
تصاویری از هفته وحدت سال گذشته که «تشیع انگلیسی»‌ را بسیار عصبانی کرده است

حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ از جمله افرادی بودند که روشنگری درباره “شیعه انگلیسی” را آغاز کردند. اوج تبیین این جریان، چند هفته قبل در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت. در این سخنرانی، رحیم‌پور از بدعت‌های جریان موسوم به “تشیع لندنی” در کشور پرده برداشت و هدف این جریان را “احمق نشان‌دادن شیعه” عنوان کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ما دو نوع عزاداری و محرم داریم گفت: اولین روضه رسمی برای امام حسین(ع) را یزید خواند و اولین روضه حقیقی را زینب(س) خواند؛ امروز در جامعه شیعه هم دو تیپ عزاداری و مداح داریم؛ ما هم روضه زینبی داریم و هم روضه یزیدی. از نگاه امام و رهبری، ماکسانی داریم که به تعبیر امام(ره) اسلام آمریکایی و به تعبیر رهبر معظم انقلاب تشیع انگلیسی دارند.

در هفته وحدت سال 92، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز نسبت به تشیع مرتبط با انگلیس و تسنن مزدور آمریکا هشدار دادند. نیز رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند: آن تشیعی که با MI6 انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند. [1]

سابقه MI6 در فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی

پادشاهی بریتانیا سابقه‌ای تاریخی در تفرقه‌افکنی در مستعمرات خود بویژه ممالک اسلامی داشته و دارد؛ سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” ( به انگلیسی divide and conquer) نیز برگرفته از رویکرد تاریخی انگلیسی‌ها به سیاست‌خارجی است.

فرقه‌سازی و ایجاد انشعاب در ادیان از جمله دستورکارهای سرویس اطلاعاتی در جهان اسلام بوده است؛ پیدایش فرقه‌های وهابیت و بهاییت از جمله طرح‌های سرویس اطلاعاتی انگلیس برای ممانعت از اتحاد جهان اسلام بود که گرفتارشدن برخی کشورهای اسلامی در این دام، آنچه امروز – نه تنها در دنیای اسلام – بلکه در سراسر جهان با عناوینی چون افراط‌‌گرایی و … از آن یاد می‌شود را رقم زده است.  (گزارش ویژه مشرق از سرویس اطلاعاتی انگلیس)

نام مستر همفر (Hempher) جاسوس بریتانیا در قرن 18 را کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ همفر و 8 عامل اطلاعاتی دیگر از سوی وزارت مستعمرات انگلیس مأموریت یافتند تا با سفر به کشورهای اسلامی از دولت‌های آنان جاسوسی کنند. همفر به ترکیه رفت و با نام محمد به فراگیری علوم اسلامی و قرآن مشغول شد. سپس به عراق رفت و با محمد بن عبدالوهابملاقات نمود. همفر از آن پس با عبدالوهاب بسیار صمیمی و برای انجام وظیفه محول شده از سوی دولت بریتانیا برای شوراندن مردم علیه دولت عثمانی و فتنه‌انگیزی بین مسلمانان دست به کار شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
محمد بن عبدالوهاب با هدایت سرویس اطلاعاتی انگلیس در سال 1143 قمری مذهب یا فرقه‌ای تازه تاسیس کرد که امروز “وهابیت” نامیده می‌شود.

پس از آن نظریات عبدالوهاب برخلاف دستورات اسلام آغاز شد و با تحریک همفر، عبدالوهاب تا مرز اعلام پیامبری نیز پیش رفت. سرانجام با تلاش‌های همفر، محمد بن عبدالوهاب – که به استناد متون تاریخی و شهادت شخصیت‌های زمانه‌اش جوانی سرکش، تندخو و سطحی‌نگر بود –  به همراه محمد ابن سعود از سال 1143ه.ق مذهب تازه‌ای را تاسیس کرد. در اینجا ضروری است وجه تسمیه، واژه وهابی برای فرقه ساختگی محمد ابن عبدالوهاب روشن شود. کلمه وهابی از نام پدر موسس فرقه وهابی یعنی عبدالوهاب گرفته شده است، اما خود وهابیان این نسبت را صحیح نمی‌دانند.
(گزارش ویژه مشرق از ریشه‌های شکل‌گیری وهابیت)

از دیگر تلاش‌های استعمار بریتانیا برای انشعاب در دین اسلام، حمایت از فرقه‌های بابیه و بهائیه بود که در قرن 18 و 19 با سرمایه‌گذاری بر افراد متشرع اما نادان که از اسلام تنها گوشه‌نشینی و عبادت‌ بدون تفکر را برگزیده‌ بودند، انجام شد. این افراد نیز با تحریک عوامل سرویس‌ اطلاعاتی انگلیس تا ادعای پیامبری پیش رفتند. سید محمد علی شیرازی ملقب به محمد علی باب که از نوجوانی به عبادات طولانی و راز و نیازهای غیرعادی مشهور بود، پس از سالها ریاضت، به ناگاه با رها کردن درس و عبادت برای انجام کارهای اقتصادی به بوشهر رفت. در بوشهر با خانواده‌های تاجران انگلیسی یهودی در این شهر همکاری می‌کرد تا اینکه در سال 1260 قمری ادعای بابی (دروازه ارتباط با امام زمان عج) کرد و با حمایت همان کانون‌های با نفوذ انگلیسی به سرعت شهرت یافت و اینگونه به مردم القاء شد که علم او – که حاصل چندسال عبادت و ریاضت بود – لدنی و الهی است و لذا محمد علی در سن 24 سالگی ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت کرد و پس از آن، همان شد که انگلیسی‌ها بدنبال آن بودند. قائله‌های متعدد در نقاط مختلف کشور بر سر ادعای امامت جوانکی که چند صباحی ادعیه و متون دینی را تورق کرده بود، شکل گرفت و حکومت وقت ایران برای خواباندن این شورش‌ها که عمدتا از سوی هواداران او در مقابله با مخالفان این مدعی دروغین بود، مجبور به تبعید چندباره او و در نهایت به جرم ادعای دروغین، به فرمان شهید میرزا تقی‌خان امیرکبیر اعدام شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

اعدام محمد علی باب در سال 1266، پایان کار انگلیسی‌ها نبود و میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل) بلافاصله پس از او اعلام جانشینی کرد و این زنجیره انحراف و فرقه‌سازی ادامه پیدا کرد تا به برادرش میرزا حسنعلی نوری (معروف به بهاءالله) از یاران نزدیک محمدعلی باب رسید. پیروان مدعی میرزا یحیی نوری را “ازلی” و پیروان حسنعلی را “بهائی” نامیدند تا از دل بابیه، دو فرقه دیگر متولد شود و پیروان همین دو فرقه نیز به تکفیر و مبارزه با یکدیگر مشغول و سرگرم شوند.

دولت عثمانی این دو را به ترتیب به قبرس و فلسطین تبعید کرد و هردو در همان تبعیدگاههایشان مُردند. فرزند حسنعلی به نام میرزا عباس (عباس افندی) معروف به عبدالبهاء با حمایت دولت انگلیس اعلام جانشینی کرد و از طرف دولت این کشور نیز نشان و لقب عالی “سِر” (Sir) را دریافت کرد. جدا از فراز و فرودهای فرقه‌های ضاله‌ای چون بابیه و بهائیه و حتی وهابیت، این روند تفرقه‌افکنانه با حمایت انگلیس و رژیم اسرائیل تا به امروز ادامه پیدا کرده است و اکنون اوج آن را در سرزمین‌های اسلامی شاهد هستیم. اکنون مرکز اصلی بهائیت نیز در بندر حیفا در فلسطین اشغالی واقع شده است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
مراسم اعطای نشان دولتی انگلیس به عبدالبهاء

مصداق‌های شناسایی “تشیع انگلیسی” چیست؟

تشیع انگلیسی، شعبه‌ای از “اسلام آمریکایی” است؛ فرقه‌ای که با شهادت و جهاد نسبتی ندارد. بی‌خطر برای طاغوت و ظالمین و از کنار آمریکا و اسرائیل نیز با سکوت عبور می‌کند. “شیعه انگلیسی” ترجیح می‌دهد بر پیکر خونین امام حسین (ع) گریه و مویه کند تا در رکاب پسر رسول خدا کشته شود. تشیع انگلیسی هدفش حرکت در مسیر اصلاح دین رسول خدا نیست و تنها بر تفرقه و اختلافات تأکید دارد. “تکفیر” می‌کند. ناسزا می‌گوید. به مقدسات سایر مسلمانان توهین می‌کند و به تنها حکومت شیعی جهان می‌تازد.

رهبر انقلاب بر اصلی و فرعی کردن دشمنان تأکید فراوان داشته و دارند. تشیع انگلیسی دشمن فرعی نیست. نقشه همان دشمنان اصلی است؛ توطئه شومی که یک شاخه‌اش در لباس داعش سر برآورده است، شاخه‌ای در هیبت “وهابیت و جاهلیت”، شعبه‌ای هم در لباس “بهائیت” مُتِهَتِک به احکام و اصول اسلامی. “تشیع انگلیسی”، شیعه را خون‌ریز و غیرعقلانی و افراطی نشان می‌دهد؛ حال آنکه امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) مظهر عقلانیت و عدالت هستند. تیغ شیعه در برابر جبهه کفار و دشمنان اسلام از نیام بیرون می‌آمد؛ و می‌آید. شیعه انگلیسی تیغ بر روی برادر مسلمان خود می‌کشد و در برابر کفار و مستکبران خضوع می‌کند. شیعه انگلیسی، در یک کلام “بی‌خاصیت” است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
رحیم‌پور ازغدی: من آن‌ها [شیعه لندنی] را قالتاق می‌دانم. یک عده از این‌ها در حوزه ریشه دارند. اما در منشور روحانیت می‌گوید استعمار در فرهنگ حوزه‌های ما نفوذ کرده است و اولین القایشان جدایی دین از سیاست است.

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” انگلیس پس از فرقه‌سازی بر بستر اختلافات عقیدتی، با تضعیف تشیع در برابر سایر مذاهب اسلامی ادامه پیدا کرد. اما این تضعیف مستقیم شیعیان نبود؛ بلکه با میزبانی از شیعیانی بود که با جهل خود (یا همراهی با MI6)، تشیع و شیعیان را هدف گرفتند. تربیت مرجعیت در لندن، تبلیغ آزادانه شیعیان افراطی مورد نظر از انگلیس (و آمریکا) و راه‌اندازی شبکه‌های متنوع در انگلیس و آمریکا از جمله این اقدامات است

یکی از ردپاهای اولیه نفوذ انگلیس در تشیع به زمانی بازمی‌گردد که میرزای شیرازی به مقابله قراردادهای استعماری انگلستان پرداخت و علمای شیعه پس از آن در هر فرصتی بر ضد این قدرت استعمارگر فتوای جهاد و مقاومت می‌دادند. دولت انگلیس و سرویس اطلاعاتی این کشور میزبان برخی از مراجع شیعه شد و با بهره‌گیری از از محبوبیت آن‌ها در اروپا، بستر پرورش طلبه‌های جوان با گرایش‌های ضد نظام اسلامی و در مغایرت با روش غالب مراجع عظام شیعه در قم و نجف، فراهم کردند.

این پرورش “روحانی لندنی” ادامه پیدا کرد تا امروز به مرحله معرفی “مرجعیت انگلیسی” رسید و مراجعی از خاندان‌های شناخته‌شده، متأسفانه در مسیر طراحی شده MI6، تا مرحله زیرسؤال بردن اصل و اساس نظام اسلامی، مراجع گرانقدر شیعه و ولایت فقیه و … پیش رفته‌اند. اسلام و تشیع مورد نظر این افراد، نه کاری به سلطه‌گری آمریکا دارد و نه مشکلی با اشغالگری رژیم اسرائیل. نه دفاع از کودکان مظلوم غزه را وظیفه خود می‌داند و نه نسبت به داعش حساسیتی نشان می‌دهند؛‌ انگلیسی که به تعبیر امام (ره) خبیث‌تر از آمریکا و شوروری است و آمریکا را به آزادی بیان می‌ستایند و علنا اعلام می‌دارند که ما را با کار آمریکا و انگلیس و اسرائیل چه کار است.

روحانیون مورد حمایت انگلیس در این شبکه‌ها – متشکل از مراکز فرهنگی، حوزه‌های علمیه و شبکه‌های ماهواره‌ای – با ترویج افکار و اعتقادات افراطی از یکسو شیعیان را به لعن و برائت از اهل سنت دعوت و تشویق می‌کنند و از سوی دیگر مجاهدان شیعه در مبارزه با تروریست‌های تکفیری را با زشت‌ترین الفاظ خطاب می‌کنند تا از این منظر نیز تشیع انگلیسی گزندی را متوجه تروریست‌های مورد حمایت غرب و در صدر آن انگلیس نسازد.

“تشیع انگلیسی” اصولا و در راستای اجرای دستورات تفرقه‌افکنانه انگلیس، مناسبتی با وحدت اسلامی در برابر استکبار جهانی ندارد؛ چه اینکه خود نیز در دامان استکبار جا خوش کرده است. هواداران فریب‌خورده و ساده‌دل – و بعضا مغرض – این جریان، در اوج تلاش‌های جمهوری اسلامی برای خاموش کردن فتنه جنگ شیعه – سنی، در هفته وحدت، مراسم و راهپیمایی‌هایی تحت عنوان هفته برائت – از اهل تسنن – برگزار می‌کنند تا آتش اختلافات شعله‌ور باقی بماند؛ در حالی‌که بنابر تأکید مؤکد جمیع مراجع عظام در قم و نجف، لعن و توهین به مقدسات اهل تسنن از جمله خلفای و همسر پیامبر اسلام (ص) حرام است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
نمونه‌ای از راهپمایی “برائت” در هفته وحدت توسط معدود هواداران مرجعیت انگلیسی در سال‌های گذشته

امروز انگلیس تمام تجربیات تاریخی خود را بکار گرفته است تا با اختلافات تازه، انتقام خود را از جبهه مقاومت در برابر  استعمار بگیرد. انتقامی که با شهادت میرزای شیرازی نتوانست دل این جبهه را آرام کند و داغ فتوای تحریم تنباکو را با ایجاد اختلاف در فتاوای ضد استعماری نظیر تحریم قمه‌زنی و لعن و امثالهم جبران کند.

اما تشیعی که مظهر عقلانیت و آگاهی و ایستادگی در برابر ذلت و ظلم است، با ضدتبلیغ این  گروه کوچک اما با شبکه گسترده رسانه‌ای، به عنوان جریانی کم‌خرد، عصبانی و خشن معرفی می‌شوند. مصداق این تبلیغ را می‌توان با جستجوی ساده عبارت “Shia Muslim” مشاهده کرد که تصاویری که موتورهای جستجو برای عبارت “مسلمان شیعه” پیشنهاد می‌دهند، عمدتا عکس‌های مراسم قمه‌زنی و مشابه آن است.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

تغییر چهره “تشیع” از عقلانیت به کم‌خردی و خشونت از جمله کارکردهای “تشیع لندنی” است

تجربه ثابت‌ کرده است در اشراف اطلاعاتی و مطالعاتی انگلیستان و نفوذ در سطوحی از روحانیت شکی نیست. سید حسین نصر در خاطران خود به تفصیل از تلاش‌های سفیر آمریکا ویلیام سولیوان و سفیر انگلیس آنتونی پارسونز برای نزدیک شدن به یکی از مراجع تقلید زمان انقلاب یاد می‌کند که چگونه می‌خواستند برای آن‌ها وساطت کند و تلاش کردند از ارتباط و نفوذ او برای نزدیک شدن به مراجع دیگر نیز بهره‌ بگیرند. (خاطرات سید حسین نصر، ص356) متأسفانه در مورد ذکر شده تلاش‌ها بر روی آن مرجع محترم جواب داد و شد آن چه نباید می‌شد.

شبکه‌های تفرقه‌افکن حجت‌الاسلام محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن در تبیین این جریان می‌گوید: یکی از کارکردهای تشیع انگلیسی ممانعت از قدرت گرفتن یک حکومت شیعی مانند ایران است. اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر شما واقعا شیعه هستید، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنید؟ آیا با این که ایران عهده‌دار ترویج عقاید شیعه در جهان است، صرفا به این دلیل که با قمه‌زنی مخالف است به او فحش می‌دهید و تضعیف می‌کنید؟ این چه نوع تشیعی است؟ این اصلا چه نوع دینی است؟

این استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: اگر تاریخ استعمار 200 ساله انگلیس را در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که در همه جای دنیا این کار – بهره‌گیری از اختلافات مذهبی – را کرده‌اند. حتی امثال بن لادن بعد از حادثه 11 سپتامبر، در لندن دفتر و پایگاه داشتند و انگلستان  تصمیم داشت او را حفظ کند، چون نقطه خوبی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام بود. الان گروه‌هایی هستند که خودشان را شیعه می‌نامند و متاسفانه در انگلستان پایگاه‌های قوی‌ای هم دارند و باعث آبروریزی و شرمندگی تشیع شده‌اند. این‌ها سعی می‌کنند از تشیع چهره‌ای را نشان بدهند که اولا «تشیع حزبی» است، یعنی بدون این‌که بدانیم اختلافمان چیست، با یکدیگر دعوا می‌کنیم و ثانیا از اسلام چهره‌ای را ارائه می‌دهند که چهره یک دین الهی و جهان شمول نیست. اگر از همه مردم دنیا بپرسید که آیا علاقه‌مند هستید به این دین بگروید و اگر روزی آزاد بودید در صورت انتخاب اسلام، تشیع یا تسنن را انتخاب کنید، آیا این تشیع را انتخاب می‌کنید؟ گمان می‌کنم با تصویری که در اینجا – انگلیس – از تشیع نشان داده می‌شود، همه پاسخ منفی خواهند داد و از خود خواهند پرسید چرا باید یک روز در سال دور هم جمع شویم و با زنجیر، خودمان را خونین و مالین کنیم و بچه‌های دو سه ساله‌مان را بیاوریم و سرشان را زخمی و خونین کنیم؟! این چه چهره‌ای است که ما داریم از تشیع نشان می‌دهیم؟! تشیع ما فقط شده‌ است فحش‌دادن و ناسزاگویی به مقدسات دیگران.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های تفرقه‌افکن
هیچ انسان آزاده‌ای تمایلی به گرویدن به تشیعی که از انگلیس ترویج و تبلیغ می‌شود ندارد و این یکی از ضربات بزرگ “تشیع انگلیسی” به تشیع واقعیست.

هزینه دولت انگلیس برای ترویج قمه‌زنی

گفته شد روحانیون و مرجعیت انگلیسی بطور مستقیم از سوی دولت انگلیس مورد حمایت قرار دارند و امکانات تبلیغی در اختیار آن‌ها قرار داده می‌شود. تنها در یک مورد طی دو سال گذشته حدود 400 هزار کارت برای تقویت قمه‌زنی در انگلستان برای افراد مختلف پست شده  است که حداقل فقط یک‌ میلیون پوند هزینه ارسال این کارت‌ها بوده است. اصطلاح “شیعه انگلیسی” هم به این دلیل است که بسیاری از این عقاید و افکار از شبکه های انگلیسی پخش می‌شوند.

تشیع انگلیسی یک نوع حزب سیاسی است که دارد بسیار با برنامه و قوی کار می‌کند. بنابراین، این چیزی که به عنوان شیعه انگلیسی مطرح می‌شود، مساله‌ اصلی‌اش این است که نوک حمله از روی استکبار برداشته و متوجه مسلمانان شود. اگر ما شیعیان که 15 تا 20 درصد جمعیت مسلمانان هستیم، بگوییم استکبار اولویت اول ما نیست و جنگ اصلی ما با آن 85 درصد مسلمان است، این طرز فکر از کجا آب می‌خورد؟ آبشخور این فکر سخیف کجاست؟ [2]

ورود پارلمان انگلیس به جریان «تشیع انگلیسی»

چندی پیش پارلمان انگلیس طرح تأسیس یک کمیته چند حزبی را آغاز کرد که یکی از اهداف از تشکیل آن دفاع از تشیع عنوان شده بود. به گفته حجت‌الاسلام بهمن‌پور، این کمیته هم‌اکنون در پارلمان تشکیل شده است. برخی از شیعیان انگلیس هم به دلیل خونریزی‌هایی که در جهان بر ضد شیعیان در جریان است، با شنیدن این خبر بسیار ذوق کردند، اما انگلیس که برای رضای خدا کاری انجام نمی‌دهد! به نظر می‌رسد قرار است اتاق فکری برای «تشیع انگلیسی» در سطح تصمیم‌گیرنده این کشور تشکیل شود تا “کارخانه مرجع‌سازی” در لندن، با برنامه‌تر فعالیت‌ کند.

مراکز علمی – فرهنگی جریان «تشیع انگلیسی»

اشاره شد که جریان انحرافی شیعه، با کمک مستقیم و غیرمستقیم دولت انگلیس – و آمریکا – شبکه‌ای در هم تنیده آموزشی، فرهنگی و تبلیغاتی در اختیار گرفته‌اند. این مراکز آموزشی، فرهنگی و شبکه‌ها در ایران و عراق تا انگلیس و آمریکا در حال فعالیت هستند.

این جریان در عراق حوزه‌های علمیه متعددی راه‌اندازی کرده است که هدف اصلی آن تربیت روحانی منبری با محوریت امام حسین (ع) است. تشیع انگلیسی توانسته‌ است با بهره‌گیری از عشق مردم عراق به سیدالشهداء، در کربلا جای خود را در میان مردم باز کند.

حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا، با امکانات کامل با بیش از 40 حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین 4 کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه 14 معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه رسول اعظم (دارای شعبه‌های متعدد در سراسر عراق)، دانشگاه جهانی اهل بیت، خبرگزاری الشیعیه للأنباء از جمله مراکز وابسته به جریان مذکور است.

موسسه الرسول الاکرم، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه سید الشهداء للقرض، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس،مدرسه الامام رضا، موسسه الإمام الهادی، شبکه الثقافه، هئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر نیز از جمله پایگاه‌های نزدیک به «تشیع انگلیسی» در ایران و مروّج عقاید مورد نظر این جریان است.

رسانه‌های تفرقه‌افکن «تشیع انگلیسی»

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های صورت گرفته، تا پایان سال 2014 میلادی، 14 شبکه ماهواره‌ای وابسته به مکتب لندنی مورد اشاره، فعالیت می‌کردند که قرار است در سال جدید میلادی، 2 شبکه دیگر به آن اضافه شود. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، تحقق رؤیای مرجعیت لندن‌نشین برای ترویج تفکر مورد نظر به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است. این شبکه‌ها مابین سال‌های 2003 تا 2013 راه‌اندازی شده‌اند. این شبکه‌های ماهواره‌ای در حالی آزادانه به تبلیغ مشغول هستند

راهبرد اصلی کسب درآمد و هزینه‌های این شبکه‌ها جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان این شبکه‌ها قرار داده و اعلام شده است و برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی در سراسر جهان راه‌اندازی شده‌اند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه‌های ماهواره‌ای نزدیک و وابسته به «تشیع انگلیسی»

1-شبکه مرجعیت: به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی، تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی شیعه پخش می‌کند.

2- شبکه جهانی امام حسین(ع) 1: این شبکه به زبان فارسی برنامه‌هایی با محوریت “احیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) و مدیریت افکار عمومی راه‌اندازی شد.  دفتر مرکزی آن در کربلای معلا و کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء قرار دارد و در ساعات زیادی از روز، بصورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی (ع) را پخش می‌کند.

3- شبکه جهانی امام حسین (ع) 2: این شبکه برنامه‌های فوق را به زبان عربی پخش می‌کند.

4- شبکه جهانی امام حسین (ع) 3: شبکه امام حسین 3 نیز نسخه انگلیسی دو شبکه فوق است.
مجموعه شبکه‌های جهانی امام حسین (ع) عموما به نشر عقاید و شعائر امام حسین (ع) اهتمام می‌ورزد. جهت کلی عقاید نشرشده، همان جهتی است که از لندن حمایت و هدایت می‌شود.

5- شبکه سلام: این شبکه که از سال 2005 فعالیت خود را آغاز کرده است، مدعی است به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست. مدیر این شبکه “محمد هدایتی” ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه محسوب می‌شود. در جریان حوادث پس از انتخابات سال 88 ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت که مورد اعتراض برخی از خطیبان این شبکه و جدایی آن‌ها از این مجموعه شد.

6- شبکه جهانی اازهراء (س) و شبکه المهدی (عج): شبکه الزهرا هم بر روی ماهواره هاتبرد و به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند

7- شبکه ماهواره‌ای فورتین: این شبکه هم بصورت شبانه‌روزی، بدون درخواست هرگونه کمک مالی درحال پخش برنامه برای مردم عرب‌زبان است. از جمله مواردی که در این شبکه بصورت ویژه تبلیغ می‌شود، قمه‌زنی برای امام حسین (ع) است که از سوی کارشناسان این شبکه امری مستحب شمرده شده است.

8- شبکه الأنوار: این شبکه هم از سال 2004 بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرد. برنامه‌های این شبکه از لندن پخش می‌شود اما دفتر مرکزی آن در کویت است. الأنوار یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق محسوب می‌شود و افکار شیعه لندنی را ترویج می‌کند.

9- شبکه بقیع: این شبکه دو سال پیش تبلیغ دین و رساندن صدای شیعه در سراسر دنیا، دفاع از مظلومیت ائمه و …

10- شبکه العقیله
11- شبکه امام صادق (ع)
12- شبکه جهانی حضرت خدیج (ع) : پخش برنامه‌های مذهبی به زبان اردو و زبان‌های جنوب آسیا…
13- شبکه سلام

شبکه‌های تفرقه‌افکن

14- شبکه فدک: «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه متولد 1977 میلادی (1355 شمسی) و فارغ‌­التّحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست و پنج سال داشت و تنها سه سال از از راه‌­اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می­‌گذشت که تندروی­‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمپ و او را روانه زندان کند.

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتما خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌همه زندانی و شکنجه‌شده گیر داده‌اند به این روحانی جوان، اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
یاسر الحبیب از جمله روحانیون لندن‌نشین است که با امکانات دولت انگلیس به کاشتن بذر کینه اهل تسنن در دل شیعیان مشغول است
سخنرانی‌های این “عمامه‌دار انگلیسی” متشکل از توهین‌های آشکار و مکرر به غالب مراجع عظام تقلید است. تشیع انگلیسی مراجع تقلید شیعه را خارج از دین می‌داند!

شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شده و حیطه فعّالیت‌­های خود را به شدّت گسترش دهد. روزنامه‌­ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌­ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی­‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌­ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌­ای، شبکه ماهواره‌­ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع­‌رسانی اینترنتی قرار دهد.

15- شبکه اهل بیت: این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» ابتدا در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی تلاش می‌کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ خلیفه دوم و اهانت مکرر به همسر پیامبر اسلام (ص) از مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود.

شبکه‌های تفرقه‌افکن
شبکه اهل بیت از آمریکا بطور 24 ساعته برنامه‌های تفرقه افکنانه میان مذاهب اسلامی پخش می‌کند

روحانی خودخوانده و مجری ثابت این شبکه، آن را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می‌کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» [3]

این شبکه لندنی، در یکی از اقدامات خود، با اعلام «ما امشب علیه عایشه اعلام جنگ می‌کنیم(!)‌» به عنوان اسم رمز، جمعیتی کوچک در لندن را گردهم آورد و  علیه همسر پیامبر اسلام (ص) به توهین پرداختند. انتشار گسترده این مراسم در شبکه‌های خبری و اجتماعی در عراق، عربستان، لبنان، پاکستان و … موجب تشدید فشارها بر شیعیان و درگیری میان اهل سنت و شیعیان در کشورهای مختلف شد. این اختلافات به حدی بالا گرفت که مراجع نیز به آن واکنش نشان دادند.

شبکه‌های تفرقه‌افکن

نهایتا، با استفتاء علماء عربستان از مقام معظم رهبری درباره توهین به عایشه، و پاسخ ایشان که فرمودند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیدالأنبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد (ص) می‌شود.» مانند آبی بر آتش فتنه، “لندن‌نشینان” را ناکام گذاشت و بازتاب گسترده‌ای هم در میان رسانه‌ها بویژه اهل سنت داشت.

بطور کلی و خلاصه، سه محور اصلی انحرافات ترویجی این جریان عبارتند از:
1-ترویج قمه‌زنی و موارد مشابه آن – نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و اعمالی که آسیب‌‌زننده است-.
2-سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت.
3-مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.

این جریان‌ها همچنین هر حکومت اسلامی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی، تنها حکومت شیعی جهان می‌تازند.

اما چندی پیش با هوشیاری و اقدام به موقع وزارت اطلاعات، دفاتر برخی از این شبکه‌های ماهواره‌ای در قم، تهران، خراسان رضوی و چند شهر دیگر پلمب و عوامل آن دستگیر شدند.همچنین چند سایت متعلق به این جریان نیز با دستور مقام قضایی از دسترس خارج شدند.

—————————————————————————————————————————–

منابع و مآخذ:

[1] دیدار علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب.
 http://www.mashreghnews.ir/fa/news/378452

– “بی‌خردی مذهبی زاده تشیع اصیل نیست”: دکتر یعقوب توکلی، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

[2] “جهل مقدس، جعل تقدس”: گفتگو با محمد سعید بهمن‌پور رئیس مرکز تحقیقات کالج اسلامی لندن، عصر اندیشه، سال اول، شماره چهارم؛ دی ماه 1393

– معادلاتی برای مهار قدرت نرم شیعه – مهدی عرفاتی

 http://www.teribon.ir/archives/230632  [3]

http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=28620#234171

http://rasekhoon.net/article/show/866955

http://www.fetan.ir/home

چهره های شاخص تشیع انگلیسی

 

در این صفحه به معرفی چهره های شاخص تشیع لندنی می پردازیم :

 

۱- «یاسر الحبیب»؛ موهن به مقدسات اهل سنت و مروج قمه‌زنی در لندن!

 

۲- حسن اللهیاری؛ مروج «عید الزهرا» و دشمن سرسخت ولایت‌فقیه!

 

۳- محمد هدایتی، تحریف‌گر قرآن برای مشروعیت‌بخشیدن به قمه‌زنی!

 

۴- «عبدالعظیم مهتدی»؛ مدعی تشکر «مادر سادات» از قمه‌زنی!

 

«عبدالعظیم مهتدی»؛ مدعی تشکر «مادر سادات» از قمه‌زنی!

به گزارش قادمون ؛ کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» با موضوع نگاهی گذرا به جریان افراط‎گرای شیعی به قلم صالح قاسمی از سوی نشر سلمان پاک منتشر شده است و ماهیت جریان افراط‎گرای تشیع انگلیسی را بررسی می‌کند. همچنین موضوعات گوناگونی را از جمله «سرمایه‎گذاری و طراحی نظریه‎پردازان غربی برای مقابله با تمدن نوین اسلامی و شیعی در ایران به وسیله جریان شیرازی‎ها، فصل مشترک جریان شیرازی‎ها و جریان‎های لندن‎نشین، کارکرد مشترک سیاسی و تفرقه‎افکنانه تشیع انگلیسی و وهابیت آمریکایی در دنیای اسلام و در سطح جهان، دیدگاه علما و نخبگان حوزوی و دانشگاهی درباره جریان شیرازی‎ها و تشیع انگلیسی و اصلی‎ترین راهکار مقابله با اصول فکری جریان افراط گرای شیعی و ممانعت از نفوذ انحرافات و بدعت‎های این جریان در مجامع مذهبی» بررسی می‌کند.

 

بخشی از این کتاب به معرفی چهره‌های مروج و مبلغ تشیع انگلیسی اختصاص دارد که بخش نخست آن را در ادامه می‌خوانیم:

 

عبدالعظیم المهتدی البحرانی ؛ مبلغ شیرازی‌ها

 

«عبدالعظیم المهتدی البحرانی» یکی از مدافعان قمه‌زنی است که در کتاب «لماذا تطبیر» دروغ‌هایی آشکار را به آیت‌الله سیستانی نسبت می‌دهد که با واکنش شدید اعضای بیت آیت‌الله سیستانی مواجه می‌شود.

 

عبدالعظیم سال 1960 در بحرین متولد شد. به ادعای خودش سال 1974 برای تدریس حوزوی به نجف اشرف رفت و بعد از 2 سال به بحرین برگشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و در سال‌های اول که انقلاب جوانان بحرین تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته بودند و افکار آنها حکومت را آزار می‌داد تا جایی که حکومت داشت به سوی سقوط پیش می‌رفت.

 

بیت شیرازی که در ایران به اهداف خود نرسیده بودند سعی کردند با سوء استفاده از شور جوانان بحرینی انقلابی شبیه انقلاب اسلامی در بحرین به وجود آورند.

 

آنها جنبشی تشکیل دادند که لیدرهای عملیاتی این جنبش سید تقی مدرسی و سید هادی مدرسی بودند ولی رییس همه آنها سید محمد شیرازی بود. آن زمان آیت‌الله حسنعلی منتظری قائم مقام امام خمینی (ره) بود و بیت شیرازی به خاطر این که رابطه خوبی با منتظری داشتند بدون خبر داشتن امام و به اسم منتظری به جوانان می‌گفتند که مورد تأیید امام هستند.

 

چندی بعد عبدالعظیم مهتدی البحرانی که یکی از لیدرهای جریان شیرازی در بحرین بود از سوی حکومت آل خلیفه دستگیر شد و پس از دو سال حبس تبعید شد و به ایران آمد. او در سال‌های تبعید بین تهران، قم و مشهد نقل مکان می‌کرد و به فعالیت‌های خود در چارچوب بیت شیرازی‌ها ادامه می‌داد.

 

در سال 1999 پس از فوت امیر بحرین شیخ عیسی بن سلمان پسرش حمد به خاطر وضعیت بحرین و ترس از سقوط حکومت به دست شیعیان دست به تغییرات سیاسی زد. او دستور داد همه زندانی‌ها آزاد شوند و و تبعید شدگان به بحرین برگردند. در سال 2000 زندانی‌های سیاسی آزاد شدند و تبعید شدگان به بحرین برگشتند و عبدالعظیم مهتدی هم بین آنها بود.

 

حکومت بحرین در چارچوب سیاست جدید خود در پی جذب کردن معممین شیعه بود ولی به جز چند معمم کسی از معممین شیعه با حکومت رابطه نزدیک برقرار نکرد. عبدالعظیم مهتدی خیلی سریع به حکومت نزدیک شد و در مجالس خود از پادشاه بحرین حمایت می‌کرد.

 

در سال 2000 بعد از فتوای رهبری مبنی بر حرام بودن قمه زنی، از سوی بیت شیرازی حجمه سنگینی به رهبری شروع شد و در همه کشورها بیت شیرازی علیه رهبری موضع می‌گرفتند. ماموریت مهتدی بحرانی هم تضعیف کردن فتوای رهبری بود و با وجود ممنوع شدن قمه زنی از سوی علمای بحرین، مهتدی بحرانی کتابی در حمایت قمه زنی نوشت و سعی در ترویج هر چه بیشتر قمه زنی داشت و حتی در این کتاب نوشته که خواب دیده حضرت زهرا (س) در خواب از وی تشکر کرده است!

 

وی به این کتاب اکتفا نکرد و در دیدار خصوصی با مسئولین حکومتی بحرین به آنها گفت که آیت‌الله خامنه‌ای قمه زنی را حرام کرده و این وقت خوبی است که قمه زنی را آزاد کنید. در سال 2008 علمای بحرین دستور دادند مردم بسیج شوند که اگر کسی قمه زنی کند با زور هم که شده جلویش را بگیرند ولی مهتدی بحرانی شب دهم محرم سال 2008 وسط جماعتی از طرفدارانش حاضر شد و علمای بحرین را تهدید کرد و فتوای تحریم قمه زنی را نوعی دیکتاتوری خواند.

 

در سال 2010 پس از انتشار کتاب «لماذا تطبیر» توسط مهتدی بحرانی، بیت آیت‌الله سیستانی نسبت به دروغ‌های مورد ادعای بحرانی به شدت واکنش داده و بیانیه صادر می‌کند.

 

در سال 2011 وقتی مردم بحرین تحت تأثیر جریان فراگیر بیداری اسلامی به خیابان‌ها ریختند و میدان لولو را تصرف کردند حکومت شوکه شده بود و مردم از روحیه بالایی برخوردار بودند. همه چیز به نفع مردم پیش می‌رفت و تا آن لحظه جریان شیرازی سکوت اختیار کرده بودند و بسیار کم به انقلاب خودجوش مردم اشاره می‌کردند و حرف های دوپهلو می‌زدند.

 

وقتی حکومت در زیر فشار جریان‌های بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشر از بعضی مناطق نیروهای خود را بیرون برد و عقب نشینی کردند، شیرازی‌ها فکر کردند که این انقلاب دارد به جاهایی می‌رسد و به همین خاطر خیلی ناگهانی و مشکوک وارد صحنه شدند و برخلاف شعارهای مردم و علمای بزرگ بحرین مثل آیت‌الله عیسی قاسم و علامه عریفی که اصلاحات می‌خواستند، جریان شیرازی که مهمترین آنها مهتدی بحرانی بود خواهان مواجهه مسلحانه و حمله به پلیس خانه‌ها و وزارتخانه‌ها شدند که این حرکت ببه خاطر وجود عده‌ای ساده لوح عملی شد.

 

وی در حال حاضر از مبلغان مرجعیت سید صادق شیرازی و از حامیان اقدامات این جریان شیعی افراطی است.

 

*روابط سید صادق شیرازی با مجتبی شیرازی و یاسرالحبیب

 

پس از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در مورد شیعیان انگلیسی و گزاره‌هایی مثل نوشتن کتاب فحاشی، تحریک دیگر فرق اسلامی و … مشخص شد با کدام طیف طرف هستیم.

 

پس از این سخنان بود که بیت صادق شیرازی در صدد برآمد تا منکر رابطه با کسانی مثل یاسرالحبیب و مجتبی شیرازی شود و اسم شبکه‌هایی مثل فدک و صوت العتره را از سایت خود پاک کردند و به گونه‌ای رفتار کردند که اصلا رابطه‌ای نبوده است اما عملکرد افراطیون شیعه چیز دیگری را نشان می‌دهد.

 

1. در سال 2012 یک نامه در بخش عربی سایت رسمی شیرازی منتشر شد که صادق شیرازی برادر خود را با لفظ «آیت‌الله» خطاب می‌کند و انتشار این نامه به بعد از توهین مجتبی شیرازی به آیت‌الله بهجت باز می‌گردد.

 

2. در یکی از همایش‌های موجود در لندن سایت Shirazi.ir به حمایت همه جانبه از شخص مجتبی شیرازی برمی‌خیزد و وی را با صفات و القابی خطاب می‌کند تا برای وی جایگاه دست و پا کند.

 

3. به هنگام فوت محمدرضا شیرازی شخص مجتبی شیرازی مراسم ختمی برای وی گرفت که به طور کامل توسط سایت شیرازی پوشش رسانه‌ای قرار گرفت و این هم نشان دیگر در مورد وجود رابطه عمیق بین دو طیف لندن و قم است.

 

4. مجلس ترحیم دیگری در لندن برگزار می‌شود و این بار به میزبانی «یاسرالحبیب و مصطفی شیرازی» و باز هم پوشش کامل خبری در Shirazi.ir و این باز هم نشانی دیگر بر ارتباط بیت فتنه و سربازان لندن نشین این بیت است.

 

5.سند بعدی مبنی بر حمایت سایت شیرازی از شخص یاسرالحبیب در هنگام دستگیری وی در کویت به خاطر رفتار افراط‌گرایانه وی هست. سایت شیرازی از وی در حالی که 23 سال داشته است وی را استاد می‌نامد و شدیدا وی را مورد حمایت خود قرار می‌دهد که جای بسیار تعجب هست. آیا باز هم سایت شیرازی می‌تواند وجود رابطه با این طیف لندن نشین را کتمان کند؟

 

*سید مجتبی شیرازی کیست؟

 

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی شیرازی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی شیرازی علیه شخص مقام معظم رهبری و مجموعه هتاکی‌های وی نسبت به رهبری نظام، هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرأت می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب و ضد رهبری در سرتاسر دنیا هیچ کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به رهبری نداشته‌اند.

 

این جریان با به راه افتادن شبکه فدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی، یاسرالحبیب، جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان سید مجتبی شیرازی و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد.

 

علی رغم تکفیر مکرر طیفی از علمای بزرگ شیعی از آیت‌الله بهجت گرفته تا امام و مقام معظم رهبری و … توسط سید مجتبی شیرازی، جریان شیرازی‌ها و سید صادق شیرازی، تا به حال به هیچ وجه حاضر به اظهار برائت از وی نبوده و نیستند.

 

حسن اللهیاری؛ مروج «عید الزهرا» و دشمن سرسخت ولایت‌فقیه!

به گزارش قادمون ؛ کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» با موضوع نگاهی گذرا به جریان افراط‎گرای شیعی به قلم صالح قاسمی از سوی نشر سلمان پاک منتشر شده است و ماهیت جریان افراط‎گرای تشیع انگلیسی را بررسی می‌کند. همچنین موضوعات گوناگونی را از جمله «سرمایه‎گذاری و طراحی نظریه‎پردازان غربی برای مقابله با تمدن نوین اسلامی و شیعی در ایران به وسیله جریان شیرازی‎ها، فصل مشترک جریان شیرازی‎ها و جریان‎های لندن‎نشین، کارکرد مشترک سیاسی و تفرقه‎افکنانه تشیع انگلیسی و وهابیت آمریکایی در دنیای اسلام و در سطح جهان، دیدگاه علما و نخبگان حوزوی و دانشگاهی درباره جریان شیرازی‎ها و تشیع انگلیسی و اصلی‎ترین راهکار مقابله با اصول فکری جریان افراط گرای شیعی و ممانعت از نفوذ انحرافات و بدعت‎های این جریان در مجامع مذهبی» بررسی می‌کند.

 

بخشی از این کتاب به معرفی چهره‌های مروج و مبلغ تشیع انگلیسی اختصاص دارد که بخش نخست آن را در ادامه می‌خوانیم:

 

* حسن اللهیاری

 

یکی دیگر از عوامل فعال و حامیان جریان سید صادق شیرازی به جهت قرابت تفکرات و بهره مندی از دیدگاه‌های این جریان، دائماً به تبلیغ و دفاع از مرجعیت شیرازی می‌پردازد، شیخ هتاک و طلبه جوانی است به نام «حسن اللهیاری» که با وجود هتاکی‌های گستاخانه نسبت به قریب به اتفاق مراجع عظام، نسبت به مرجعیت و مواضع سید صادق شیرازی با احترام و تکریم برخورد می‌کند و جایگاه او را سوای دیگران می‌شمارد.

 

باز هم جالب است بدانید جریان شیرازی هیچگاه حاضر به رد و اعلان برائت از حسن اللهیاری و شبکه ماهواره‌ای فتنه انگیز وی نشده است.

 

شیخ حسن اللهیاری روحانی‌نمایی اهل افغانستان است که هم اکنون مقیم آمریکاست. چند سال پیش در قم با حمایت آمریکایی‌ها شبکه‌ای به نام اهل بیت(ع) را تأسیس کرد که بعدها اسناد دست‌نشاندگی آن افشا شد.

 

قم و اسم شبکه اهل بیت را از آن جهت انتخاب کرده بودند که باعث بدنامی شیعه شوند و شیعه را در اذهان اهل سنت خراب کنند. شبکه اهل بیت، در دوره فعالیت خود برای برجسته ساختن اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی، هم سو با سیاست‌های استکبار و انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می‌کرد.

 

تمرکز بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عید الزهرا» در نهم ربیع الاول در سالمرگ خلیفه دوم از مهمترین اقدامات این شبکه بود.

 

البته هدف این شبکه که به نام دفاع از شیعه و گسترش علوم اهل بیت (ع) راه‌اندازی شده است غیر عقلایی و باطل جلوه دادن شیعه بوده و هست.

 

با بروز حساسیت در خصوص این شبکه، دادگاه ویژه روحانیت در قم، حکم پلمپ دفتر این شبکه را صادر کرد. بعد از مدتی دفتر این شبکه در قم تعطیل شد. بعد از تعطیلی عوامل آن ضمن جسارت به علمای اسلام و نیز مقام معظم رهبری و اصل ولایت فقیه، مدعی شدند که رویکرد نظام حمایت از اهل سنت و تضعیف مکتب اهل بیت (ع) است.

 

جالب توجه این است که عوامل انجمن حجتیه نیز در همراهی آشکار با عوامل این شبکه، با انتقاد از آنچه آزادی عمل اهل سنت در ایران نامیدند از ضرورت حمایت از شبکه اهل بیت سخن می‌گفتند.

 

*اللهیاری و انتساب دروغین به مرجعیت

 

اللهیاری مدتی این شبکه را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. بعد از برملا شدن دست این شبکه و معلوم شدن نقش آمریکا در حمایت از آن، هیچ مرجعی به حمایت از این افراد حاضر نشد و این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد.

 

از میان مراجع تقلید، تنها بیت «آیت‌الله قربان علی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت حمایت می‌کرد که با افشار ماهیت تفرقه افکنانه آن، او نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر 89 منتشر شد، با تأکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان اعلام کرد:

 

از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت جدا تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند.

 

هم اینک مقر اصلی این شبکه در شهر سانتیاگو واقع در ایالت کالیفرنیای آمریکا است که در ظاهر توسط «حسن اللهیاری» و در واقع توسط سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیزم اداره می‌شود.

 

*دیدگاه‌های حسن اللهیاری

 

اللهیاری اهل تسنن را بدعت گذار و آنان را فرقه عمریه و بکریه می‌خواند و فحاشی‌های زننده‌ای نسبت به آنها روا می‌دارد تا جایی که به شیخ بی ادب مشهور است. او حتی پا را فراتر ازاین می‌نهد و به مراجع توهین کرده و حتی افرادی مثل مرحوم آیت‌الله بهجت و مکارم شیرازی را نیز عادل نمی‌داند و اخیرا مدعی شده است که مراجع قم قدرت طلب ‌اند و به دنبال ریاست هستند و هوای نفس بر عقل آنان غلبه کرده است و امام زمان (عج) بعد از ظهور سر خیلی از آن‌ها را خواهد برید.

 

اوج ادعاهای عجیب او جایی است که مدعی می‌شود اعلم و افضل از تمام علمای عصر غیبت است.

 

ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی، تأیید شعار نه غزه نه لبنان به این بهانه که اول بقیع را باید آزاد کرد، ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه، جایز ندانستن برپایی حکومت اسلامی در عصر غیبت امام زمان (عج) و توهین به ولایت فقیه، خط سیری است که آشکارا در این شبکه دنبال می‌شود.

 

برای خلاصه‌تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی از اهم دیدگاه‌های او را ذکر می‌کنیم:

 

-ایجاد تفرقه و عداوت عمیق بین شیعه و سنی

 

-تأیید و تبلیغ شعار نه غزه نه لبنان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه بماند برای بعد

 

-تلاش در ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه (اللهیاری اساساً مراجع را عادل نمی‌داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و به رهبر معظم انقلاب اهانت می‌کند)

 

-حمله به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و تنزل جایگاه استراتژیک جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و مسلمانان جهان به دشمن اهل بیت

 

-مقایسه هدفمند نظام مقدس جمهوری اسلامی با حکومت عباسیان

 

-دفاع تمام قد از ایالات متحده آمریکا به بهانه آزادی بیان در آن

 

*تفکراتی منطبق با انجمن حجتیه

 

اعتقادات و حرف‌های اللهیاری شدیداً منطبق بر تفکرات انجمن حجتیه است او از افرادی است که معتقد است هیچ کاری نباید انجام داد و فقط باید منتظر باشیم تا خدا هر زمان خواست امام زمان را بفرستد، بنابر همین اعتقاد از اساس مخالف با جمهوری اسلامی است او می‌گوید، حکومت اسلامی را فقط باید ولی معصوم تشکیل بدهد.

 

با قمه زنی شدیداً موافق است و می‌گوید به عشق امام حسین (ع) همه کاری باید کرد.

 

*دشمنی سرسختانه اللهیاری با ولایت فقیه

 

حسن اللهاری کارشناس! شبکه افراطی اهل بیت در تاریخ سوم خرداد 1392 می‌گوید: من همیشه گفته‌ام ولایت فقیه یعنی همان ولایت ابلیس… 99درصد علمای شیعه مخالف ولایت فقیه هستند. ما ولایت فقیه را منحرف، حکومتی ظالمانه، استبدادی و باطل می‌دانیم.

 

*توهین به عرفان و عرفا

 

حسن اللهیاری در شبکه اهل بیت در تاریخ 17/4/92 گستاخانه به آیت‌الله جوادی آملی توهین کرده و می‌گوید: افرادی که مشغول آموختن فلسفه و عرفان هستند توجه به عقاید حقه ندارند و فکر می‌کنند چون فلسفه می‌خوانند قادر هستند جواب شبهات را بدهند. آقای جوادی آملی به این مسئله خیلی افتخار می‌کند. من وقتی در قم بودم شاهد این موضوع بودم. شما اصلاً شبهات را بلد نیستی، تو چه فکر کرده‌ای…؟ کسی که اسفار می‌خواند و آن را تدریس می‌کند اصلا نمی‌تواند شبهه جواب بدهد. خودش سراپا شبهه مجسم است!

 

*اللهیاری و توهین به حوزه‌های علمیه

 

وی همچنین در تاریخ17/4/92  با حمله بی شرمانه به حوزه علمیه قم می‌گوید: حوزه علمیه قم افراد را بی سواد پرورش داده و فقط به آنها شعار می‌آموزد مثل این شعار که اسرائیل و آمریکا بد و جهان خوار هستند و یا اینکه یهودیان آمده‌اند و چه توطئه‌هایی بر ضد اسلام انجام داده و می‌دهند… علمای قم در مباحث اعتقادی بسیار ضعیف هستند.

 

*توهین به مراجع و علما

 

اللهیاری در تاریخ 1/8/92 با توهین وقیحانه به آیت‌الله مصباح یزدی می‌گوید: …. یزدی گفته مدیریت امام خامنه‌ای شبیه مدیریت معصوم است… این…. چقدر…. است!

 

*اللهیاری و تحریم جهاد علیه کفار حربی

 

وی که در اظهاراتی، خیانت خود را علیه ممالک اسلامی و قیام‌های بیداری بخش اسلامی در منطقه آشکار ساخت، در بخشی از اظهاراتش می‌گوید: در افغانستان شیعیان خودشان را به نابودی دادند،‌ گفتند شوروی کافر است بر علیه او می‌جنگیم.

 

خیلی اشتباه بزرگی کردند، باید می‌گذاشتند کمونیست‌ها افغانستان را می‌گرفتند، آمدند گفتند که ما جهاد می‌کنیم بر علیه شوروی و می‌خواهیم مسکو را فتح کنیم. هر موردی با مورد دیگر فرق می‌کند. یک موردی هست که واقعاً کافر بد است و مسلمان از او بهتر است در اینجا باید بر علیه کافر مبارزه کرد، اما آن موارد نادر است…

 

حال همراهی و حمایت این شخص هتاک که رسالتی غیر از تعمیق تفرقه و نفرت در بین فرق اسلامی و تضعیف مکتب تشیع را دنبال نمی‌کند، با جریان شیرازی و عدم اظهار مخالفت و یا اعلان برائت این جریان از افرادی مثل حسن اللهیاری، خود از بزرگترین شواهد بر ماهیت حقیقی این جریان افراطی شیعی است.

 

«یاسر الحبیب»؛ موهن به مقدسات اهل سنت و مروج قمه‌زنی در لندن!

به گزارش قادمون ؛ کتاب «مرجعیت موروثی یا تشیع انگلیسی» با موضوع نگاهی گذرا به جریان افراط‎گرای شیعی به قلم صالح قاسمی از سوی نشر سلمان پاک منتشر شده است و ماهیت جریان افراط‎گرای تشیع انگلیسی را بررسی می‌کند. همچنین موضوعات گوناگونی را از جمله «سرمایه‎گذاری و طراحی نظریه‎پردازان غربی برای مقابله با تمدن نوین اسلامی و شیعی در ایران به وسیله جریان شیرازی‎ها، فصل مشترک جریان شیرازی‎ها و جریان‎های لندن‎نشین، کارکرد مشترک سیاسی و تفرقه‎افکنانه تشیع انگلیسی و وهابیت آمریکایی در دنیای اسلام و در سطح جهان، دیدگاه علما و نخبگان حوزوی و دانشگاهی درباره جریان شیرازی‎ها و تشیع انگلیسی و اصلی‎ترین راهکار مقابله با اصول فکری جریان افراط گرای شیعی و ممانعت از نفوذ انحرافات و بدعت‎های این جریان در مجامع مذهبی» بررسی می‌کند.

 

بخشی از این کتاب به معرفی چهره‌های مروج و مبلغ تشیع انگلیسی اختصاص دارد که بخش نخست آن را در ادامه می‌خوانیم:

 

** یاسر الحبیب

 

«یاسر یحیی عبدالله الحبیب» از سرسخت‌ترین حامیان و از متعصب‌ترین مقلدان سید صادق شیرازی است که دائم بر طبل مرجعیت و اعلمیت وی می‌کوبد و علی رغم درخواست‌های مکرر برای اعلان برائت سید صادق شیرازی از یاسر الحبیب و مواضعش، مجموعه جریان شیرازی‌ها هیچگاه از وی اعلان برائت نکرده‌اند.

 

تا جایی که سایت یاسرالحبیب اجازه نامه‌ای را مبنی بر داشتن اجازه فعالیت از سید صادق شیرازی منتشر کرد که این موضوع هم هیچگاه مورد انکار یا رد سید صادق شیرازی واقع نشده است.

 

*در کسوت شاگردی خاندان شیرازی

 

«یاسر یحیی عبدالله حبیب سلام الحبیب» در سال 1979 در کویت و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. او در نوجوانی وارد فعالیت‌های خبری ـ سیاسی کویت شد و با روزنامه‌های مختلفی (از جمله الوطن، صوت الکویت، الطلیعه، الرای العام، القبس) همکاری کرد.

 

یاسر الحبیب پس از آشنایی با سید محمد شیرازی (برادر بزرگتر سید صادق شیرازی) در سال 1996 یعنی زمانی که تنها 17 سال داشت به قم سفر کرد و مدتی را به شاگردی سید محمدرضا شیرازی (فرزند سید محمد) گذراند.

 

این ارتباط استاد و شاگردی باعث شد که در مراسم گرامیداشت محمدرضا شیرازی که در حسینیه رسول اعظم لندن برگزار شد نیز یاسرالحبیب به عنوان سخنران مراسم از سوی بیت شیرازی برگزیده شود.

 

*انگلستان و حمایت از یاسرالحبیب

 

یاسرالحبیب بعد از مدتی به کویت بازگشته و در 21 سالگی (سال 2000) فعالیت‌های مذهبی‌اش را با تأسیس هیئت «خدام المهدی» و انتشار مجله «المنبر» در کویت آغاز کرد تا آنکه در سال 2003 و در پی انتشار سخنانی بر ضد عایشه، همسر پیامبر(ص) توسط دولت کویت بازداشت شد.

 

اگر چه یاسرالحبیب تحت فشار سلفی‌های کویت مجموعاً به 15 سال زندان محکوم شده بود اما دوران زندان او مدت زیادی طول نکشیده و تنها پس از گذشت سه ماه در سالروز ملی شدن کشور کویت نام وی در میان لیست کسانی که مشمول عفو شده‌اند قرار گرفت و از زندان آزاد شد.

 

برخی اخبار منتشر شده در رسانه‌های خارجی از فشار پشت پرده مقامات انگلیسی برای محقق شدن این اتفاق خبر می‌دادند.

 

یاسر الحبیب به محض خروج از زندان از کویت گریخته و مدتی را به صورت مخفی در عراق و ایران سپری کرد و بعد از مدتی سکوت خبری به یک باره در انگلستان مشاهده شد.

 

دولت انگلیس به محض ورود یاسرالحبیب برای وی پناهندگی و اجازه فعالیت‌های مذهبی صادر کرد. امری که باعث شد این گمانه برخی رسانه‌ها که او از سوی سیستم جاسوسی انگلستان اجیر شده است، قوت بگیرد و حتی کسانی نظیر سیدحسن نصرالله و شیخ اسد قصیر نیز درباره آن سخن بگویند.

 

با ورود به انگلیس، وی اقدام به راه اندازی روزنامه Shia newspaper حوزه امامین عسکریین (ع)، هیئت خدام المهدی (ع)، شبکه ماهواره‌ای فدک و شبکه ماهواره‌ای صوت العتره و سایت القطره کرد و اخیراً نیز پروژه بزرگ ساخت مسجد محسن شهید را در دست انجام دارد.

 

جالب‌تر اینکه او در لندن حسینیه‌ای نیز به اسم رسول اعظم سازماندهی کرده و مراسم قمه‌زنی را روزهای تاسوعا و عاشورا با تأمین پلیس انگلستان در خیابان منتهی به این حسینیه و در ملأ عام برگزار می‌کند.

 

دولت انگلیس هم با اعزام تعدادی آمبولانس، مداوای مجروحان و عزاداران قمه‌زن را پشتیبانی می‌کند. همچنین این جریان علی‌رغم تندروی‌های مذهبی در کویت که در دوره راه‌اندازی هیئت خدام‌المهدی انجام می‌داد و الان هم در هیئت‌های خود دنبال می‌کند هیچ محدودیتی برای تردد به کشور کویت ندارد که از هم سویی عملکرد آن با خواسته‌های سرویس‌های امنیتی کشورهای عربی حکایت می‌کند.

 

وزیر اطلاعات با بیان کشف شبکه ارتباطی میان سرویس‌های جاسوسی با جریان تندروی شیرازی می‌گوید: «این عناصر افراطی دانسته یا ندانسته به دام سرویس‌های اطلاعاتی غرب می‌افتند. این سرویس‌ها گاه مستقیم و یا با یک یا چند واسطه به آنان مرتبط می‌شوند و آنان را مدیریت می‌کنند، به طوریکه گاهی خود آن فرقه‌ها هم متوجه نمی‌شوند توسط این سرویس‌ها مدیریت می‌شوند».

 

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصیتی غیر معروف عند الشیعه اساساً»؛ شخصی شیعه که اساساً نزد شیعیان، معروف و مطلوب نیست، دانسته است.

 

*فتنه کلید می‌خورد

 

روز 17 رمضان سال 1431، «یاسر الحبیب» در یک سخنرانی داغ با کلمات رکیکی، بر ضد جناب عایشه صحبت می‌کند. سپس سخنرانی وی در یوتیوب پخش شده و موجب تبلیغات گسترده‌ای علیه شیعه می‌شود.

 

پس از سخنرانی معروف او در سالمرگ همسر پیامبر(ص)، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را تاسیس می‌کند و در آن به صورت گسترده به تفرقه افکنی در بین مسلمانان می‌پردازد.

 

یاسر الحبیب هم چنین کتابی به نام «الفاحشه… الوجه الاخر لعائشه» نوشته و بر ضد عایشه، همان صحبت‌ها و تهمت‌های رکیک را آورده است!

 

*خرسندی وهابیون سلفی از اقدامات یاسر الحبیب

 

«شیخ عبدالعزیز آل شیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدامات و هتاکی‌های یاسرالحبیب، این چنین با خرسندی واکنش نشان می‌دهد که «بعد از اسائه یاسرالحبیب به ام المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است».

 

وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان یاسرالحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع پیدا کرده بودند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.

 

*یاسرالحبیب و تکفیر مراجع عظام شیعه

 

الحبیب که تا این زمان بیشتر درگیر مناظرات و نامه‌نگاری با علمای وهابی و بخشی از اهل سنت بود با توجه به موضع‌گیری منفی علما و مراجع شیعه علیه وی، ناگهان لبه حملات و انتقادات خویش را به سوی طیف وسیعی از علمای شیعی کشاند و در این راه هر روز چهره‌ای جدید از این علمای شیعه را هدف گرفت.

 

به گونه‌ای که در موارد بسیاری آنها را تا حد کفر و خروج از دین تکفیر کرد. او با انتقاد از نگرش‌های عرفانی طیفی از علمای شیعه مانند حضرت امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی، آیت‌الله بهجت، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله حکیم، صدر و سایر مراجع بزرگ شیعه در کشورهای منطقه و … همگی ایشان را منحرف خوانده و به علاوه حملات شدیدی را بر ضد شهید آیت‌الله محمدباقر صدر انجام داد و در گفتاری ناپسند مدعی شد که ایشان در حالی از این دنیا رفته که از مذهب تشیع خارج شده بود.

 

واکنش یاسرالحبیب به فتوای «حرمت سب و لعن علنی مقدسات اهل سنت» توسط آیت‌الله العظمی شیخ وحید خراسانی نیز در خورد توجه است، وی در پاسخ به سوالی با بیان اینکه «سخن شیخ وحید بر ما حجت نیست و ما در زمینه شرع مقلد سید صادق شیرازی هستیم»، تأکید کرد: این سخن چون از طرف دروغگویان نظام منتشر شده است، سندیت و حجیت ندارد و حتی اگر صدق داشته باشد ما پیرو مرجع دینی شیرازی هستیم و نه وحید خراسانی!

 

یاسرالحبیب همچنین ضمن فاسق قلمداد کردن سید حسن نصرالله طی سخنانی گفت که اگر بن لادن و یوسف قرضاوی مجاهد هستند، سید حسن نصرالله نیز مجاهد است و او را به دلیل تبعیت از علمای شیعه گمراه خواندند. یاسر اگر چه در قبال مرجعیت آیت‌الله سیستانی در روزهای ابتدایی فعالیت‌هایش بسیار محتاطانه سخن می‌گفت اما هر روز به جسارت خویش در قبال ایشان نیز افزود تا اینکه در نهایت از عبارات بسیار سخیف و ناپسند در قبال ایشان استفاده کرد.

 

او بعد از ابراز این اظهارات سخیف، مدعی شد که آیت‌الله سیستانی توجهی به نگاه‌های نسل جدید تشیع نداشته و عن قریب است که شاهد طغیان تشیع بر ضد مرجعیت باشد.

 

*اجازه نامه یاسرالحبیب از سید صادق شیرازی

 

در میان همه توهین‌های یاسر الحبیب به مراجع عظام تقلید در تمام کشورهای اسلامی و شیعیان منطقه، تنها کسی که از گزند کلام یاسر در امان مانده و در اقدامی عجیب همواره به عنوان مرجعیت راستین شیعه از سوی او معرفی شده، سید صادق شیرازی است.

 

او همچنین مدعی است که بیت سید صادق موید و حامی جریانی است که او این روزها دنبال می‌کند. ادعایی که تاکنون از جانب شیرازی رد یا تأیید نشده است. اما بیت ایشان نه تنها هرگز ردیه‌ای بر مدعیات یاسر منتشر نکرده و کلامی بر ضد او و اهانت‌هایش به مراجع عظام اظهار نداشته بلکه در مواردی برای وی تأییدیه نیز نگاه و به حمایت از او برخاسته است.

 

*تقدیر و حمایت سایت سید صادق شیرازی از سایت یاسرالحبیب

 

سایت و شبکه مرجعیت وابسته به آیت‌الله سید صادق شیرازی در تاریخ 9 آبان 92 بیانیه‌ای در سایت رسمی سید صادق شیرازی منتشر کرده است که در این بیانیه به عنوان تقدیر از فعالین شیعه در عرصه رسانه از شبکه فدک نیز تقدیر شده است.

 

جالب این است که جریان شیرازی‌ها همیشه مدعی هستند که از شبکه موهن و تفرقه افکن فدک حمایت نمی‌کنند ولی رفتار این بیت نشان می‌دهد که به صورت کامل شبکه فدک را حمایت مالی و معنوی می‌کنند.

 

*یاسرالحبیب و سید مجتبی شیرازی

 

برادر سید صادق شیرازی به نام سید مجتبی و پسر ایشان به نام سید احمد که هر دو ساکن انگلستان هستند رابطه تنگاتنگی با یاسر الحبیب داشته و هر دو بارها از یاسرالحبیب حمایت کرده‌اند.

 

ارتباط یاسر با سید مجتبی شیرازی پس از موضع‌گیری‌های علمای اهل سنت و شیعیان در حرام اعلام کردن اهانت به نمادهای اهل سنت تقویت شد.

 

برخی نشریات عربی از جمله الوطن و عکاظ و … اعلام کرده‌اند که یاسر پس از آن که سال‌ها شاگردی شیرازی را در لندن انجام داده با دختر وی ازدواج و ارتباط سببی میان ایشان برقرار شده است.

 

*دیدگاه‌های اصلی یاسرالحبیب

 

-به شدت از قمه زنی دفاع می‌کند.

 

-ابداً معتقد به وحدت بین شیعه و سنی نیست و تقیه را قبول ندارد.

 

-معتقد به ولایت مطلقه فقیه نیست (بلکه به امام خامنه‌ای توهین می‌کند).

 

-از شخصیت‌های بزرگ شیعه (مانند آیت‌الله سیستانی و …) بیزار است!

 

*فتوای وحدت بخش و تاریخی امام خامنه‌ای

 

گرچه علمای بزرگ شیعه در ایران، عربستان، عراق، لبنان و … کارهای یاسر الحبیب را رد می‌کردند، اما همچنان شبکه‌های وهابی او را نماد شیعه و کارهایش را براساس عقیده مکتب تشیع معرفی می‌کردند. سرانجام جمعی از علمای شهر احساء در عربستان، سوالی را در زمینه توهین به همسران پیامبر (ع) و مقدسات اهل سنت، خدمت امام خامنه‌ای مطرح کردند و ایشان در پاسخ این کارها را حرام دانستند.

 

رهبر معظم انقلاب در پاسخ استفتاء اعلام کردند:

 

اهانت به نمادها و شخصیت‌های اسلامی برادران اهل تسنن ما حرام است و به طریق اولی هر چیزی که موجب اخلال در شرافت و هرگونه اتهام به همسر نبی اکرم (ع) باشد، حرام است بلکه این اقدام نسبت به همسران انبیاء ممنوع است و به ویژه نسبت به سرور ایشان حضرت رسول اعظم (ص).

 

این فتوا به سرعت در خبرهای جهان منتشر شد و جزء یکی از 10 رویداد مهم دینی در سال 2010 شناخته شده. به وسیله این فتوا، آتش فتنه تا حدود زیادی خاموش شد تا جایی که رییس دانشگاه الازهر مصر گفت: با تمجید و خرسندی فتوای مبارک حضرت امام خامنه‌ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه یا تعرض به همسران رسول خدا(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آنچه که اهل فتنه انجام می‌دهند، صادر شده و بیانگر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است…

 

*یاسرالحبیب و داعش

 

یاسرالحبیب از مبلغان و مقلدان سید صادق شیرازی در یکی از همین شبکه‌های ماهواره‌ای، ملت عراق را به تجمع در مقابل بیت آیت‌الله سیستانی تحریک می‌کند به این بهانه که این مرجع تقلید با فتوای جهاد، مسلمانان را مقابل هم قرار داده است.

 

این رفتار در عین حال که اذعان ناخواسته به رویکرد اشتباه فرقه شیرازی در تفرقه افکنی بین شیعه و سنی است در واقع حمایت رسمی از گروهک تروریستی داعش هم هست، زیرا خلاف ادعای جریان شیرازی و به تصریح اهل سنت و تشیع، داعشی‌ها نه شیعه هستند و نه سنی. این گروهک تروریستی در هفته‌های اخیر علیه هر دو مذهب مسلمانان مرتکب جنایات متعددی شده‌اند.

 

واقعیت این است که حمایت انگلیسی‌ها از جریان افراط گری شیعه نما در کنار حمایت بی شائبه از جریان افراط گری تکفیری وهابی، یک قیچی خطرناک علیه مصالح اسلام و مسلمین به وجود آورده است. اما در این میان آنچه جای سوال دارد این که چرا جریان شیرازی در قم باید حامی این گونه شبکه‌های ماهواره‌یا شیعه نما باشد و در سایت رسمی‌شان لینک و لوگوی آن را قرار داده و مورد حمایت مادی و معنوی خویش قرار دهند؟

 

مقصر کشتار شیعیان نیجریه ، ایران است ! + فیلم

به گزارش  قادمون ، پس از کشتار تعداد زیادی از شیعیان نیجریه و جریحه‌دار شدن قلب مسلمانان جهان از این جنایت ، جریان انحرافی صادق شیرازی و حسن اللهیاری ، به توجیه این جنایت دولت نیجریه پرداختند.

 

در همین راستا ، فرقه‌ی انحرافی صادق شیرازی که سال‌هاست از صدور و گسترش فکر و روحیه‌ی ضد استکباری ِجمهوری اسلامی ایران در جهان که برخاسته از اسلام ناب محمدی است ، بیمناک است و خود را به‌دروغ تنها میراث دار تشیع راستین معرفی می‌کند ، با وقاحت تمام این کشتار مظلومانه را به گردن جمهوری اسلامی انداخته است !

 

این جریان تکفیری که دقیقاً روی دیگر وهابیت در عصر حاضر است و همواره توهین و تکفیر بزرگان شیعه را در کارنامه‌ی ذلت‌بار خویش دارد ، این بار نیز به‌جای محکومیت دولت‌های اسلام‌ستیز خصوصاً آمریکا ، صهیونیست و عربستان جنایت‌کار که اختلاف بین مسلمین و تفرقه‌افکنی را نشانه رفته‌اند ، بار دیگر کینه‌ی شیطانی و نفسانی خویش را آشکار کرده و علت این کشتار وحشیانه را عکس‌های بزرگی از امام راحل و عظیم‌الشأن و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، معرفی می‌کند که شیعیان مظلوم نیجریه در حسینه ها و مراکز خویش نصب نموده‌اند !!!

 

این شیعیان تکفیری و انگلیسی هرگز نیندیشیده‌اند که دشمنان دنیای اسلام هیچ‌گاه با عکس و تصویر کسی دشمنی نکرده‌اند بلکه با تبلیغ آموزه‌های اسلام ناب محمدی و روحیه‌ی استکبارستیزی و دفاع از مظلوم ، دشمن‌اند ؟

 

آیا دشمنان اسلام با بیت شیرازی‌ها در لندن نیز چنین برخوردی می‌کنند و محدودیتی برای آن‌ها در انگلیس فراهم می‌کنند یا بلکه در حمایت‌های رئوفانه ی مادی و معنوی ملکه‌ی انگلیس ، به‌راحتی به تکفیر و تفسیق علمای شیعه می‌پردازند و آب تفرقه در آسیاب دشمن می‌ریزند ؟

 

آیا مشکل دشمن تنها تصویر اشخاص است نه حضور آزاد و فعالانه­ ی آن­ها؟ آیا آزادی بی‌حدواندازه‌ی بیت شیرازی‌ها در انگلیس و انجام امور محوّله در تفرقه‌افکنی و سب و لعن مقدسات اهل سنت ، وهابیت تکفیری را تحریک به مقابله و کشت و کشتار نمی‌کند بلکه تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای موجب برافروخته شدن تعصبات وهابیت می‌شود ؟

 

098

 

از آمریکا نیز ، شیخ حسن اللهیاری که همواره با اظهارنظرهای مخالف اعتقادات شیعه مورد تمسخر مردم قرارگرفته ، در جدیدترین سخنان خود بیان کرد که دولت نیجریه برای جلوگیری از گسترش حزب‌الله مجبور شده تا شیعیان را قتل‌عام کند.

 

وی که ابتدا عدم آگاهی خود را از حقیقت این جنایت اعلام می‌کند، در ادامه به تحلیل این جریان می‌پردازد و به نحوی توجیه آل سعود و دولت نیجریه را برای این کشتار ـ که عبارت است از جلوگیری از روحیه مقاومت و استکبارستیزی ـ منطقی قلمداد می‌کند.

 

کوته‌بینی‌های این شیخ لس‌آنجلسی به اینجا ختم نمی‌شود و با توهین به شیعیان جهان و مزدور و جاسوس خواندن آن‌ها، کینه خود را از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می‌گذارد، و بیان می‌کند تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، شیعه کشی نیز دیده می‌شود.

 

باید این نکته را به این روحانی‌نما متذکر شد که به شهادت خود شیعیان نیجریه اولاً شیخ زکزاکی و شیعیانی که در نیجریه به شهادت رسیدند، همه متأثر از انقلاب اسلامی و به برکت انقلاب اسلامی به مذهب تشیع گرویده‌اند، ثانیاً امروزه در جهان تعداد بی‌شماری از انسان‌ها به سبب آشنایی با جمهوری اسلامی، مذهب تشیع را برگزیده‌اند، چگونه می‌توان توقع داشت که آن‌ها از این انقلاب اعلام بیزاری کنند؛ ثالثاً آیا عزتی که شیعیان از این انقلاب کسب کرده‌اند، بالاتر است یا شیعیان مظلومی که براثر نفرت پراکنی های امثال اللهیاری، به دست وهابیت کشته می شوند؟

 

همکاری پشت پرده جریان صادق شیرازی و جاسوس های انگلیسی

جریانی افراطی و نا آشنا با مبانی اسلام و وحدت اسلامی که با عنوان “تشیع لندنی” نام برده می‌شود و فرقه‌ای که شخصی با نام “صادق شیرازی” در داخل کشور نمایندگی و سرپرستی آن را بر عهده دارد، با حمایت‌هایی که از جانب دشمنان اتحاد مسلمانان دریافت می‌کند، ضربات سختی را بر پیکره “امت واحده اسلامی” وارد می‌کند.

سازماندهی این طیف که به نام تشیع در حال فعالیت هستند، در کشورهای خارجی و توسط سرویس‌های جاسوسی آن کشورها انجام می‌شود و به‌خصوص دست کشورهای “انگلیس” و “آمریکا” در هدایت و پشتیبانی از این فرقه تا حدود زیادی هویدا شده است.

این دو کشور که نیک دریافته‌اند تنها راه جلوگیری از نفوذ  پیشرفت همه‌جانبه مسلمانان سرگرم کردن آنها به اختلافات درونی و در نتیجه غفلت از دشمن مشترک است، تاکنون حمایت‌های بی‌دریغی را از مروجان توطئه اختلاف و چنددستگی بین مسلمین به‌عمل آورده‌اند.

تاسیس چندین شبکه‌ماهواره‌ای در کشور انگلیس به قصد اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و ترویج عزاداری‌های خشن و به دور از شان اهل بیت(علیهم السلام) از جمله همین پشتیبانی‌هاست و البته در ورای فعالیت این فرقه افراطی و غریبه با اسلام، اهداف بلندمدت دیگری نیز در سر توطئه‌گران پرورانده می‌شود.

اهمیت “تشیع وابسته و اختلاف‌افکن” برای سرویس جاسوسی انگلیس تا آنجا است که هر شخصی از هر تابعیتی که باشد اگر وابسته به این فرقه باشد، به آسانی موفق به گرفتن تابعیت انگلیس شده و حتی به دست آوردن شناسنامه انگلیسی نیز برای وابستگان تشیع انگلیسی، کار دشواری نیست.

از انگلیس خبیث و آمریکای جنایتکار که بگذریم، کشوری چون “عربستان سعودی” که داعیه خادمیِ حرمین شریفین را دارد،- و البته خیانت آنان به اسلام دست کمی از کینه و دشمنی صهیونیسم نسبت به اسلام ندارد- از فرقه شیرازی پشتیبانی زیادی کرده و روادید سفر وابستگان این فرقه برای سفر به این کشور، خیلی سریع و با تشریفات کم صادر می‌شود.

13940126000050

اختلاف‌افکنی بین شیعه و  اهل تسنن و جلوگیری از ایجاد وحدت بین مسلمانان، مساله تازه‌ای نیست؛ بلکه در کتاب خاطرات همفر- جاسوس انگلیسی- به‌عنوان اولین مورد از نقاط ضعف مسلمین “اختلاف بین شیعه و سنی” ذکر شده و در جاهای دیگر به تقویت و تعمیق این اختلاف تاکید شده است.

در بخش دیگری از کتاب خاطرات این جاسوس، به نقاط قوت مسلمانان اشاره شده و راه‌های از بین بردن آن را نیز متذکر شده است. از جمله راهبردهای مقابله با ممالک اسلامی، “دامن زدن به اختلافات مذهبی با ایجاد حس بدگمانی و سوء ظن در میان مسلمانان شیعه و سنی” بوده که امروزه نیز بر مبنای همین هدف، برنامه‌های کشورهای غربی با پیش‌قدمی افرادی نفوذی، اجرا می‌شود.

شوربختانه باید گفت، اکنون توهین‌های فعالین تشیع انگلیسی مانند: “یاسرالحبیب” و یا افرادی مثل مجتبی شیرازی (برادر منتسب به صادق شیرازی ) به مقدسات اهل سنت و همسران پیامبر اعظم(صل الله علیه و آله وسلم)، به‌عنوان موضع‌گیری شیعه علیه اهل تسنن پمپاژ شده، ولی فتوای مراجع عالیقدر تقلید از جمله: مقام معظم رهبری مبنی بر “حرمت سب صحابه و همسران پیامبر” چندان ترویج نمی‌شود.

مطابق این کتاب، یکی از دیگر از نقاط قوت جامعه اسلامی که باید برای مقابله آن اقدام شود،”برپا داشتن مراسم عزاداری امام حسین(ع) از سوی شیعه در ماه‌های محرم و صفر که در استحکام مبانی ایمان مسلمین تاثیر انکارناپذیری دارد” بوده که در همین راستا نیز برای “ترویج عزاداری‌های خشن”، “تشویق به قمه‌زنی”، “تبلیغ نهضت امام حسین(ع) به‌عنوان قیامی غیرسیاسی”، در شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به فرقه “صادق شیرازی” برنامه‌هایی تولید و پخش می‌شود و دیگر رسانه‌های آنها نیز بر اجرای دسیسه دشمن اصرار ویژه‌ای دارند.

IMG-20150105-WA0007

“برهم زدن رابطه دوستی آمیخته با احترام بین عالمان دین و مردم وظیفه‌ای است که هیچ مامور انگلیسی نباید فراموش کند”، بندی دیگر از توطئه استعمار پیر یعنی انگلیس برای تسلط بر جوامع اسلامی بوده که به دو روش توصیه شده است: یکی “تهمت وارد ساختن به علما و مراجع” و دیگری “ورود برخی از عالم‌نمایان وابسته به انگلیس در لباس دین” است.

با کمال تاسف امروزه مشاهده می‌شود که در هر دو راستا اقدامات مشکوکی صورت می‌گیرد. در شبکه‌های ماهواره‌ای مروج تشیع انگلیسی به علمای بزرگ دین مانند: مرحوم “آیت الله بهجت”، “آیت الله مکارم شیرازی” و دیگر بزرگان موافق وحدت، توهین‌های بی‌شرمانه‌ای می‌شود.

از سوی دیگر افرادی با تفکرات انگلیسی و ضد وحدت را وارد حوزه‌های علمیه کرده و از طریق ترویج تحجر و خشونت در اسلام، راه پیش‌رونده فتح سنگرهای کلیدی جهان توسط اسلام را می‌بندند.

خیانت تفرقه و تکه‌تکه کردن جامعه عظیم اسلامی که منجر به “ریخته شدن خون مسلمان به دست مسلمان” شده و برخی از نتایج آن اکنون در کشورهای اسلامی مشاهده می‌شود، گناه نابخشودنی است که افرادی مانند: “صادق شیرازی” از مسببین آن هستند و باید در پیشگاه خداوند متعال، پیامبر اعظم(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) پاسخگو باشند، حتی اگر نام “منافق” نیز بر آنها نهاده نشود.

چه نام مناسبی بر کتاب نهاده بودند: “چگونه اسلام را نابود کنیم؟” و چه خوب افرادی آگاهانه- و عده زیادی ناآگاهانه- به‌نام اسلام قدم در مسیر طراحی شده توسط دشمنان قسم‌خورده اسلام و مسلمین بر می‌دارند و به دست خود تیشه بر ریشه نهال سر به فلک کشیده اسلام می‌زنند و چه معجزه‌آسا خداوند از این دین آسمانی محافظت می‌کند؛ چرا که قرار بود بعد از یک قرن نامی از اسلام باقی نماند و اما از آن روز نزدیک به سه قرن گذشته و اسلام هر روز بالنده‌تر از دیروز می‌شود. براستی “متناقض‌نمایی” عجیب است!

ترسیم چهره خشن، خونین وافراطی از تشیع، راهبرد جریان مرموز شیرازی ها با محوریت مرجع خودخوانده، صادق شیرازی است

به گزارش قادمون ، برنامه متن، حاشیه این هفته طی گفت و گو با دکتر سید هادی سید افقهی – تحلیلگر مسائل خاورمیانه و جهان عرب – و حجت الاسلام کاشانی -کارشناس امور دینی-، ابعاد و زوایای تشیع انگلیسی را مورد بررسی قرار داد.

در ابتدای این برنامه، دکتر سید هادی سید افقهی در خصوص تاریخچه پیدایش تشیع انگلیسی گفت: در حدود چهل سال پیش و قبل از اینکه این جریان از عراق به کویت و از آنجا به ایران مهاجرت کنند، شاهد یک سری ویژگی های انحرافی در زیر پوست این جریان بودیم. البته این جریان هیچ گاه، ظهور و بروز اخیر را نداشته چرا كه در حال حاضر آنها دارای ۱۷ شبکه ماهواره ای، فعالیت گسترده در فضای سایبر و مجازی و همچنین نفوذ موذیانه در برخی هیات های بزرگ شهر تهران و برخی مراکز استان ها دارند.

وی افزود: از سوی دیگر با توجه به تذکرات و هشدارهای مقام معظم رهبری در مورد خطرات این جریان و مسئله اسلام آمریکایی که امام خمینی(ره) از آن نام می بردند و امروز به دو بخش تشیع لندنی یا انگلیسی و تسنن آمریکایی تقسیم شده، خلاء پژوهش و تحقیق در این زمینه احساس شد.

این كارشناس مسائل جهان اسلام در ادامه اظهار داشت: کاری که ما انجام دادیم در واقع پیش درآمدی است که باید ابعاد تاریخی و فرهنگی و دینی آن توسط فضلای حوزه علمیه و متخصصانی که نسبت به این فرق آگاهی دارند برای نسل جوان تبیین شود و استدلال های علمی و تاریخی بدون حب و بغض و اهانت در برابر این جریان خطرناک ارائه گردد و مشخص شود که مستندات و نقاط تکیه این جریان چیست و پاسخی درخور به آن داده شود. کار تحقیقی ما نیز در اجابت بیانات مقام معظم رهبری و روشنگری در این رابطه انجام شد.

جریانی هم ارز با وهابیت، بهائیت و بابیت

سیدافقهی در رابطه با چرایی اطلاق “تشیع انگلیسی” به این جریان گفت: اولا به لحاظ اینکه مرکزیت رسانه ای و فعالیت های تبلیغی و تخریبی این جریان در لندن قرار دارد؛ به آنها تشیع انگلیسی گفته می شود و مصداق دیگر آن این است که استعمار پیر انگلستان تخصص خاصی در ایجاد این فرقه ها و جریاناتی همچون فرقه های، وهابیت، بابیت و بهائیت دارد.

وی در ادامه بحث اهداف راهبردی تشیع انگلیسی را به هشت دسته تقسیم كرد و گفت: جریان معروف به “شیرازی ها” در واقع منظومه ای است با محوریت مرجع خودخوانده سیدصادق شیرازی و روحانی نمای دیگری به نام حسن اللهیاری از آمریکا که مکمل هم هستند و هیچ مرجعی غیر خود را قبول ندشته و هر که برخلاف تفكر آنها باشد را تکفیر می کنند.

وی در ادامه با اشاره به راهبرد تضعیف جریان مرجعیت انقلابی در حوزه های ایران، عراق، لبنان، افغانستان و… از سوی استكبارگران گفت: تشیع انگلیسی هر شخصیت اهل فضل و روحانی که در راستای مبارزه با استکبار جهانی و ترویج مفاهیم انقلاب اسلامی حرکت کند را هدف بی رحمانه تهمت ها و ناسزاها قرار می دهد.

تضعیف جایگاه ولایت فقیه در تیررس جریان شیرازی ها است

سیدافقهی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران را سومین راهبرد جریان مرموز شیرازی ها دانست و گفت: تضعیف جایگاه ولایت فقیه همواره در تیررس جریان شیرازی ها بوده است.

وی افزود: برادر سیدصادق شیرازی با نام مجتبی در لندن صاحب حوزه علمیه و شبکه فدک می باشد و از این طریق هر بی حرمتی که می تواند را بر زبان می آورد و تحت پوشش مرجعیت خودساخته به شخصیت های دینی و انقلابی مثل سید حسن نصرالله، شیخ عیسی قاسم مرجع شیعیان بحرین، علامه شهید سیدمحمدباقر صدر، مرحوم بهجت، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم شیرازی و … ناسزا می گویند و هیچ حرمت و حدود اخلاقی را رعایت نمی کنند.

این كارشناس مسائل جهان اسلام تخریب وجهه اسلام در جهان را هدف دیگر این گروه عنوان كرد و افزود: یكی دیگر از راهبردهای جریان مرموز شیرازی ها، ترسیم چهره خشن، خونین وافراطی از تشیع است.

دكتر سید هادی سیدافقهی افزود: این راهبرد خطرناك در حالی پیگیری می شود كه تشیع، مذهبی استدلالی، فقهی و اخلاقی است و آنها درصدد هستند تا با رواج بدعت هایی همچون قمه زنی، راه رفتن روی خار، رفتن زیر سم اسب و … چهره ای خشن از آن ترسیم كرده و فلسفه نهضت سیدالشهدا(ع) را در این آئین های غلط و افراطی خلاصه کنند.

وی تشدید اختلافات مذهبی میان تشیع و تسنن را هدف دیگر این جریان توصیف كرد و گفت: امروز شیعه و سنی به دست داعش سربریده می شوند اما اینها هیچ گاه متعرض آن نمی شوند ولی مرتب به نمادهای برادران اهل سنت حمله و اهانت می کنند و حتی از نسبت های ناروا به همسران پیامبر(ص) نیز فروگذار نمی کنند.

بازی جریان تشیع انگلیسی در پازل “تفرقه بیانداز و حکومت کن”

دكتر سیدافقهی راهبرد دیگر جران شیرازی ها را حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصا استعمار پیر انگلیس مبنی بر سیاست قدیمی ” تفرقه بیانداز و حکومت کن” عنوان كرد.

وی در رابطه با فعالیت های این جریان مرموز در داخل کشور گفت: آنها در بعضی مكان ها، حضور علنی دارند؛ مثل منزل سیدصادق شیرازی در قم که جلسات و شبکه مخصوص به خود به نام مرجعیت را دارد و در مناسبت های مختلف سخنرانی و مباحث فقهی خود را مطرح می کند و بد نیست که این موارد از سوی متخصصین فقه، مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا عمق فقهی این مرجع خودخوانده نمایان شود.

سیدافقهی با بیان اینكه روش آنها ورود به سیاست در پوشش مذهب است، افزود: در برخی استان ها نیز، در قالب كمك به حسینیه ها و تشکل های مذهبی سعی دارند در پوشش مجلس عزاداری امام حسین(ع) و اهل بیت خود را وارث حقیقی قیام سیدالشهدا و مدافع حقیقی اهل بیت معرفی نمایند و دیگران را منحرف می خوانند و دقیقا همان روشی که وهابیت نسبت به سایر مسلمانان دارند را پیاده می كنند.

جریان شیرازی به دنبال تضعیف مرجعیت است

در ادامه حجت الاسلام حامد کاشانی در گفت وگوی تلفنی با “متن، حاشیه” در مورد نفوذ این جریان در بدنه هیات های مذهبی گفت: متاسفانه این جریان مخاطبین خود را از میان قشر مذهبی و معتقد و عاشق اباعبدالله الحسین(ع) انتخاب می کند و گستره تبلیغاتی آنها معطوف به این بخش از جامعه شده است.

وی در مورد نوع فعالیت این جریان انحرافی توضیح داد: با توجه به اینکه جریان تشیع انگلیسی یک جریان سیاسی است، مبانی اعتقادی محکمی ندارد و هدف اصلی آن جدا کردن قشر مذهبی از بدنه نظام است.

این کارشناس مسائل دینی افزود: زمانی که فرقه ای مثل بهائیت در حال فعالیت است نمی تواند از میان افراد مذهبی عضوگیری کند چون یک مکتب جعلی بیرون از اسلام است. اما این جریان برای اینکه بتواند جامعه مذهبی را از بدنه نظام اسلامی جدا کند، بررسی كرده که جامعه مذهبی ما به چه چیزهایی عقیده دارد.

حجت الاسلام كاشانی در ادامه افزود: یکی از نقاط قوت شیعه ارتباط با مرجعیت است و شیعیان همواره در پی اطاعت از مراجع خود بوده اند، همانطور که در جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی به مرجعیت یک رهبر فرزانه پیروز شدند یا در واقعه تنباکو تحت مرجعیت شیرازی به پیروزی رسیدند و آنها از همین راه برای تضعیف مكتب تشیع قدم برداشته اند.

وی در ادامه گفت: این جریان سعی در ایجاد شکاف میان قشر مذهبی و مراجع نموده است. بی حرمتی ای که این جریان به مراجع تقلید و علما برجسته روا داشته تا حدی است که در طول تاریخ نمی توان به تعداد انگشتان دست برای آن نمونه پیدا کرد.

حجت الاسلام کاشانی درباره مرجعیتی که این جریان معرفی می کند گفت: مرجع در جریان شیرازی ها، پیرو عوام است و هر رفتاری در مورد عزاداری را مشروع قلمداد می کند.

وی در پاسخ به سؤالی در مورد ترویج قمه زنی از سوی این جریان مرموز گفت: مسئله قمه زنی در چند عرصه باید مورد بررسی قرار گیرد. عرصه اول حکم اولیه آن است، اینکه آیا این عمل از ابتدا یک عمل عزاداری شمرده می شده یا نه؟ که ممکن است بین نظر مراجع تقلید گذشته اختلاف نظر وجود داشته باشد، برخی آن را بدعت بدانند و برخی هم می گویند بدعت نیست.

حجت الاسلام كاشانی افزود: اما نکته حائز اهمیت این است که عامل تازه ای برای این موضوع پیدا شده و نیاز به حکم ثانویه می باشد. یعنی اگر تا صد سال پیش هم این عمل بنابر نظر برخی علما انجام می شده و با آن مخالفتی نمی شده، اما در آن زمان اینطور نبوده که این حرکات ضبط و ثبت شود و در اقصی نقاط عالم وقتی می خواهند تشیع را معرفی کنند از این تصاویر برای مخدوش كردن چهره اش استفاده کنند، عاملی که در اینجا به عنوان حکم ثانویه مطرح است، وهن مذهب است.

استاندارد دوگانه غرب در برخورد با تشیع واقعی و تشیع انگلیسی

این كارشناس مسائل مذهبی درباره استقبال استكبار از رفتارهای موهن این فرقه گفت: کشور انگلستان که همایش شیرخوارگان حسینی را ممنوع اعلام كرده و مانع برگزاری آن است و چون می داند مظلومیت شیرخوار اباعبدالله الحسین(ع) به حقانیت امام حسین(ع) و تشیع کمک می کند؛ نه تنها با رواج قمه زنی مشکلی ندارد بلکه حتی رسانه، سایت اینترنتی و شبکه های ماهواره ای در اختیار اینها قرار می دهد تا قمه زنی ترویج كنند.

در ادامه برنامه دکتر افقهی در رابطه با رویکرد تشیع انگلیسی نسبت به گروه های تروریستی و تکفیری نیز گفت: این جریان به جای تکیه بر ارزش های انسان ساز اسلام، بر روایاتی بسیار ضعیف که محل مناقشه است تاکید دارد. از سوی دیگر وقتی با گروه تروریستی مثل داعش که مظهر ظلم افراطی است مواجه می شوند، سکوت می کنند و حتی کلمه ای در جهت اعلام جهاد با آن سخن نمی گویند!

وی افزود: خود را حافظ خون سیدالشهدا می دانند اما در برابر گروههای تروریستی چون داعش که دشمن ترین دشمنان امام حسین (ع) هستند و در عراق و سوریه، مسلمانان را قتل عام می کنند و هدف خود را تخریب حرم حضرت زینب(س) و حرم امام حسین(ع) عنوان می کند هیچ موضعی نمی گیرند.

وی در تشریح نگرش این جریان نسبت به مسئله فلسطین و صهیونیسم گفت: این جریان نه تنها ضدصهیونیسم نیست بلکه در مقابل روز جهانی قدس را زیر سوال می برد. همانگونه که در مقابل “هفته وحدت”، “هفته برائت” را عنوان می کنند، “روز جهانی قدس” را نیز “روز آزادسازی سامرا” نام نهادند و به شدت مخالف مسئله فلسطین هستند. فلسطینیان را ناصبی معرفی می کنند و حمایت از مردم فلسطین را حرام می دانند.

دکتر افقهی درباره راهكارهای مقابله با جریان تشیع انگلیسی چند مورد را برشمرد:

– بیان نقاط ضعف و انحراف این جریان برای نسل جوان

– برگزاری جلسات هم اندیشی توسط مدیران رسانه

– برگزاری جلسات آگاه سازی برای مسئولین هیاتها

– تشریح و تدوین همسویی راهبردی جریان شیرازی ها با سیاست های تفرقه افکنانه استکبار جهانی

– جلوگیری از فعالیت های میدانی این جریان در عرصه کتاب، جلسات، فضای مجازی و شبکه های ماهواره

– تدوین مبانی اسلام ناب محمدی و تشیع حقیقی علوی از منابع معتبر و از طریق آیات عظام و علمای اسلام

 

منبع : جهان نیوز

صادق شیرازی و برادرش ، بر خلاف اصول اسلامی، قمه‌زنی و بدعت‌های دیگر را ترویج می‌کنند

به گزارش قادمون ،  آیت‌الله محسن مجتهد شبستری، در دیدار با انجمن‌های اسلامی ناحیه 5 مساجد تبریز، با اشاره به اینکه نصرت دین خدا عامل سعادت انشان در دنیا و آخرت می‌باشد، اظهار داشت: خداوند مقرر داشته که نصرت دین الهی و احیای امر خداوند، از طریق خود مردم صورت گیرد تا آنان دین خداوند را یاری کنند.

وی افزود: نصرت دین الهی، با 3 راه نصرت زبانی، مالی و جانی امکان‌پذیر است.

نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان‌شرقی، با اشاره به نصرت زبانی و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، گفت: در طول تاریخ، عده‌ای جاهل با توهین به انبیای الهی درصدد انحراف مسیر حق بودند، ولی این بزرگان هرگز از مسیر الهی جدا نشدند.

وی افزود: اگر فریضه واجب نماز چند جوان فدای عزاداری مستحب برای سیدالشهداء(ع) می‌شود، باید مأدبانه به این جوانان تذکر دهیم.

آیت‌الله مجتهد شبستری، با اشاره به موضوع نصرت مالی و ضرورت کمک به تمامی محرومین در سراسر جهان، خاطرنشان کرد: موارد نصرت مالی فراوان است، اما در شرایط کنونی وضعیت مسلمانان در یمن و سوریه بسیار اسفناک می‌باشد.

وی افزود: کمک به جبهه مقاومت و مردم مظلوم در این مناطق، اولویت دارد.

عضو مجلس خبرگان رهبری، با اشاره به فداکاری مسلمانان صدر اسلام برای عزت این دین، اظهار داشت: در 8 سال دفاع مقدس چه جوانان رعنایی در راه دین خدا فدا شدند و آخرین سردار این قافله، سردار شهید حسین همدانی بود.

وی افزود:امروز فرمان رهبر معظم انقلاب بر پوشیدن لباس نظامی و نبرد نیست اما باید با نصرت زبانی و مالی، دین خدا را یاری کنیم.

آیت‌الله مجتهد شبستری، با اشاره به دوری هیأت‌های عزاداری حسینی از اقداماتی همچون قمه زنی، اظهار داشت: باید پیرو ائمه اطهار(ع) باشیم و از ابداع و ترویج هرگونه بدعتی که اهل بیت(ع) بدان راضی نیستند، اجتناب ورزیم.

وی افزود: اصول عزاداری باید منطقی و شرعی بوده و مورد رضایت صاحب الزمان(عج) باشد.

امام جمعه تبریز، با هشدار نسبت به تحرکات تشیع لندنی در مجالس حسینی، خاطرنشان کرد: این فرد در قم با همکاری برادرش در اروپا، 16 شبکه مذهبی را تاسیس کرده اند که بر خلاف اصول اسلامی، قمه‌زنی و بدعت‌های دیگر را ترویج می‌کنند.

وی ازود: این قرائت، زمینه تفرقه اکنی در میان مجالس عزاداری را ایجاد می‌کنند.

 

منبع :  خبرگزاری تسنیم

جهل و توطئه ، دو اصل غیر قابل انکار در تشیع انگلیسی

به گزارش قادمون به نقل از  خبرنگار مهر، ، به مناسبت عید سعید غدیر، عید اکمال دین و اتمام نعمت، طی گفتگویی تفصیلی با آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی به اهمیت واقعه غدیر در تاریخ اسلام و نوع نگرش صحیح به غدیر و نحوه ترویج آن پرداخته ایم. در خلال این گفتگو که به بحث درباره تشیع انگلیسی و ضرورت حفظ وحدت اسلامی و پرهیز از تفرقه نیز کشید، خاطرات جالبی از مناظره با علمای سایر فرق اسلامی نیز نقل شده است.

آیت الله قزوینی، علاوه بر مدیریت شبکه جهانی ولایت، مشاور بین المللی آیت الله مکارم شیرازی و از استادان حوزه علمیه قم است. وی علاوه بر اجتهاد در حوزه علمیه، دکترای فلسفه و تقارن ادیان از دانشگاه اسلامی الحره هلند را دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی آل البیت و مؤسس و مدیر موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(ع) است. وی همچنین به عنوان یکی از چهره های ماندگار استان قزوین شناخته شده است.

*با توجه به اینکه واقعه غدیر ۳ روز به طول انجامیده و پیامبر خطبه بسیار مفصلی خوانده و در آن به مباحث مهدویت نیز اشاره کرده و حتی ۲۱ ویژگی امام زمان را برشمرده است و می توان گفت این واقعه نه تنها مختص به انتصاب حضرت علی(ع) نیست بلکه انتصاب ۱۲ امام است، به نظر شما علیرغم اهمیت فوق العاده غدیر در تاریخ اسلام، چرا این واقعه، آن گونه که باید و شاید حتی در بین شیعیان بزرگ داشته نمی شود؟

ما باید دست به دست هم بدهیم و غدیر را احیا کنیم. برای این کار ابتدا باید ببینیم که آیا به این واقعه صرفاً به صورت یک حادثه تاریخی می خواهیم نگاه کنیم یا اینکه آن را به عنوان یک قضیه تعیین کننده در سرنوشت آینده اسلام باید تلقی کنیم. اگر نگاه ما به غدیر مثل جنگ خیبر، احزاب یا قضایای دیگری است که در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است، مبدل به امری عادی و تاریخی می شود ولی اگر آمدیم غدیر را به عنوان درخشش نور رسالت در قالب امامت معرفی کردیم، این نگاه، خیلی عوارض دارد و نگرش ما را به غدیر تغییر می دهد. غدیر را باید به عنوان استمرار رسالت جهانی نبی مکرم، در زیر پرچم امامت و ولایت معرفی کنیم.

تعدادی از افراد که مسلمان شده بودند، چون شنیده بودند از تورات و انجیل، که پیامبری می آید و جهان را تسخیر می کند و دین آخر است، مسلمان شده بودند که از اسلام به یک نوایی برسند. با این واقعه تمام منافع خود را در خطر می دیدند. واقعه ای که در رأس آن شخصی به عنوان ولی معرفی می شود که در تمام جنگ های بزرگ فاتح بوده است. به قول خلیفه دوم که می گوید: «لولا سیف علی لما قام عمود الاسلام»، اگر شمشیر علی(ع) نبود پرچم اسلام برافراشته نمی شد اما خیلی‌ها بغض علی(ع) را داشتند فلذا پیغمبر(ص) به صراحت فرمود «ضَغَائِنُ فِی صُدُورِ أَقْوَامٍ ، لا یُبْدُونَهَا لَکَ إِلا مِنْ بَعْدِی»کینه هایی از علی(ع) در سینه های مردم می بینم که بعد از من به منصه ظهور می رسند.

*چه شد که واقعه غدیر به آن عظمت فراموش شد؟

در اینجا حرف های زیادی دارم برای اینکه توضیح دهم که چه شد غدیر به فراموشی سپرده شد. قریش و در رأس آن بنی امیه ۲۱ سال علیه اسلام جنگیدند، ۱۳ سال پیغمبر(ص) در مکه بود، ۸ سال هم در مدینه، و اینها سال هشتم هجری در فتح مکه در زیر شمشیر بران سربازان اسلام مسلمان شدند. امیرالمومنین(ع) در خطبه ۱۶ نهج البلاغه، قسم شدید و غلیظ می خورد و قسم به خدای هستی آفرین و خدای جان آفرین که آنهایی که در فتح مکه مسلمان شدند، تظاهر به اسلام کردند و کفر واقعی خودشان را مخفی کردند و امروز در جنگ صفین کفر واقعی شان را ابراز داشتند.

غدیر در حقیقت فصل جدیدی از تاریخ اسلام است که با معرفی علی ابن ابیطالب(ع) به عنوان ولی امر مسلمین، دین الهی کامل می شود، اکملت لکم دینکم و نعمت های الهی دیگر به آخرین مرحله های پایانی می رسد، اتممت علیکم نعمتی و دین اسلام به عنوان دین رسمی مرضی خداوند معرفی می شود؛ و رضیت لکم الاسلام دینا. اینها که ۲۱ سال با اسلام جنگیدند تازه فهمیدند که با رفتن پیامبر(ص)، اسلام خاموش نمی شود. علی(ع) آمد جای پیغمبر(ص) معرفی شد و دیدند که گفته خداوند صحیح است که فرمود: ان شانئک هو الابتر.

دیدند که بعد از علی(ع)، فرزندان پیغمبر(ص) هم جای علی(ع) خواهند نشست و لذا اینهایی که ۲۱ سال دشمنی کرده بودند، دست به دست هم دادند تا این نور غدیر را به یک نوعی خاموش کنند. شما ببینید حضرت امام(ره) از دنیا رفت مردم چه غوغایی کردند، از کجا آباد از روستاهای دور دست مردم پاشدند برای مراسم دفن امام(ره) آمدند. خود امام(ره) که خود را خاک زیر پای فرزندان پیامبر(ص) می دانست از دنیا می رود این همه هجوم می آورند، حالا پیامبر از دنیا رفته اند و هنوز پیکر روی زمین است، نه غسل کردند نه کفن کردند نه دفن کردند، رفتند در سقیفه بنی ساعده… از همانجا روشن شد که چه مسائلی پشت پرده در جریان است، لذا به تعبیر مقام معظم رهبری، برکه غدیر فراموش شد، گودی قتلگاه به وجود آمد. دست هایی که در غدیر ۳ روز بیعت کردند همه بیعت شکستند.

سه روز پیغمبر از تمام صحابه، مهاجرین و انصار برای علی(ع) بیعت گرفت. آبی پر از طشت کردند و علی(ع) دستش را داخل این طشت کرد و زن ها دستشان را داخل طشت کردند تا بیعت کنند. همان کاری که پیغمبر در عقبه کرد. این دستان بیعت در غدیر فراموش شد نتیجه اش این شد که دست قمر بنی هاشم قطع شد. دست این زنها که در غدیر بیعت کردند، فراموش شد، دست فرزندان حضرت زهرا(س) به زنجیر اسارت بسته شد. در یک جمله کوتاه باز از مقام معظم رهبری نقل می کنم که می گویند در غدیر بیعت گرفته شد اما همه بیعت شکستند. در غدیر بیعت کردند ولی جفا کردند اما در شب عاشورا بیعت برداشته شد اما وفا کردند. مقایسه کنید طلحه ها، زبیرها با آن سوابق درخشان شان، حالا ما کاری به شیعه و سنی نداریم، امیرالمومنین(ع) خلیفه چهارم عزیزان اهل سنت ماست اما چه شد و چه عواملی دست به دست هم داد که طلحه و زبیر در برابر خلیفه ای که با او بیعت کردند، شمشیر کشیدند؟

از آن طرف مسلم ابن عوسجه، زهیربن قین و غیره را ببینید که در شب عاشورا امام حسین(ع) می فرماید بیعت از شما برداشتم، بروید، می گویند اگر خدا به ما هزار جان دهد، آن را برای تو فدا می کنیم اما در غدیر این چنین نیروهایی نداشتیم. ابوذرها بودند آمدند اعتراض کردند، مقداد اعتراض کرد اما شما تاریخ را بخوانید و ببینید با اینها بعد از سقیفه چه کار کردند. دست و پای مقداد را زدند خرد کردند. دنده های سلمان را خرد کردند، مقداد را تکه پاره اش کردند. در همین سقیفه بنی ساعده، حباب ابن منذر را دندانهایش را خرد کردند. اینها گفتنی نیست؟

ما اهانت نمی کنیم ولی حقایق تاریخ را هم باید گفت. داستانی را مرحوم مظفر در کتاب دلائل الصدق دارد. می گوید یک سنی از عالم شیعه سئوال کرد چرا برای امام حسین(ع) که ۱۳۰۰ سال قبل از دنیا رفته، هر سال شما عزاداری می کنید؟ گفت: ما غدیر را نادیده گرفتیم، شما انکار کردید، می ترسیم اگر عاشورا را هم فراموش کنیم و نادیده بگیریم شما فردا بگویید امام حسین(ع) سرماخوردگی داشت و آنفلوآنزا گرفته بود و خدا رحمتش کند از دنیا رفت.

بنده حدود ۴۸ سال است که در حوزه هستم و حالا قطعاً رزومه مرا دوستان دیده اند از سال ۶۸ گواهی اجتهاد دارم. دکترای حوزه سطح ۴ دارم دکترای فلسفه و ادیان از دانشگاه بین المللی هلند دارم. مدرک پروفسوری از دانشگاه بین المللی لندن انگلیس دارم و بیش از ۴۰۰ کتاب تألیف کردم همه هم به زبان عربی، غیر از یک کتاب که در رابطه با وهابیت است و به زبان فارسی است. تعدادی از کتابهایم کتاب برگزیده سال شده اند. بنده ندیدم در یک جا پیغمبر اکرم(ص) چیزی بگوید و ادامه دهند که حاضرین به گوش غایبین برسانند، معاصرین به گوش آیندگان برسانند، اما در غدیر ببینید چند مورد داریم که ایشان تأکید می کنند که حاضرین به غایبان برسانند، پدران به پسران برسانند، حاضرینی که حرف مرا می شنوید! موظف هستید و مسئولیت دارید پیام مرا به آیندگان برسانید اما متأسفانه ما این جمله پیغمبر(ص) که فرمود «انکم مسئولون» را فراموش کردیم، «فیبلغ الشاهد الغایب»، فراموش شد و نتیجه اش این شد که می بینیم.

*وقتی در مدینه پیامبر(ص) رحلت می کند و سقیفه بنی ساعده تشکیل می شود و خلیفه تعیین می شود، طبعاً  روال باید اینگونه باشد که پیک هایی به شهرهای مهم جامعه اسلامی بفرستند و خبر دهند که پیامبر(ص) رحلت کرده و ابوبکر خلیفه شده است. آنهایی که در غدیر بودند و با علی(ع) بیعت کردند، در شهرهای مختلف جامعه اسلامی چه موضع و واکنشی نسبت به آن خبر داشتند؟

اولاً در سقیفه بنی ساعده چند نفر بودند؟ مجموع اینها ۲۰ نفر بودند. تمام کسانی که آمدند و بیعت با ابوبکر را مطرح کردند، ۲ نفر بودند؛ عمر و ابوعبیده جراح. بزرگان اهل سنت نقل کرده اند و در صحیح بخاری هم هست که خلیفه دوم می گوید: «انما کانت بیعت ابی بکر فلته»، فلته یعنی یک کار عجله ای و بدون تدبیر. خلافت ابوبکر کاری بود که عجله ای و بدون تدبیر صورت گرفت.

جالب این است که بزرگان اهل سنت می گویند ما در خلافت ابوبکر اجماعی نداریم. خود ابن تیمیه، بنیانگذار فرقه وهابیت در منهاج السنه جلد ۸ ص ۱۴۴ می گوید ما نیازی نداریم در امامت اجماعی باشد. چرا؟ زیرا در خلافت ابوبکر اجماعی در کار نبود. یا آقای قرطبی که از علمای بزرگ اهل سنت است در تفسیر قرطبی جلد اول، ص ۲۶۹ می گوید اگر یک نفر هم از اهل حله بیاید با کسی بیعت کند، آن می شود خلیفه مسلمانها، دلیل ما چیست؟ آن است که عمر رضی الله عنه با ابی بکر، بیعت کرد و ابی بکر با بیعت یک نفر به خلافت رسید. وقتی بیعت کرد همه باید بیایند با او بیعت کنند.

وقتی قبیله اسلم که یک قبیله چماق به دست بودند، از اطراف مدینه آمدند، هر کس با ابوبکر بیعت نمی‌کرد سر و گردن او را با آن چماق‌ها لت و پار می‌کردند. ما هم نمی گوییم. اینها را خودشان می‌گویند. ما این مسائل را بارها در شبکه ولایت مطرح کردیم به وهابی‌ها گفتیم بیایید به ما جواب دهید. ما در مباحث امامت و خلافت گفتیم با اهل سنت مناظره نمی‌کنیم. اصلا و ابدا، صلاح ما هم نیست. صلاح اهل سنت هم نیست ولی وهابی‌ها که می‌گویند ما نماینده اهل سنت هستیم ما حاضریم بیایند با ما مناظره کنند اگر راست می‌گویند. شما ببینید این قضایا به این شکلی اتفاق افتاد و همچنین ببینید امیرالمومنین(ع) تا ۶ ماه با ابوبکر بیعت نمی‌کند و این مطلب در صحیح بخاری است.

 بنده این قدر مناظره کرده ام که دیگر آدرس‌ها را حفظی می‌گویم. صحیح بخاری جلد ۵ صفحه ۸۰ درحدیث ۴۲و۴۱ می‌گوید علی‌ابن‌ابیطالب تا ۶ ماه بیعت نکرد. بعد جالب این است که نه تنها علی(ع) تا ۶ ماه بیعت نکرد، بلکه هیچ یک از بنی‌هاشم با ابوبکر بیعت نکردند. مگر علی و بنی‌هاشم جزو صحابه نبودند؟ تا ۶ ماه هم که صحیح بخاری می‌گوید علی بیعت نکرد. از آن طرف هم ابن حزم اندلسی متوفی سال ۳۴۵ هـ ق می‌گوید لعنت خدا بر آن اجماعی که علی داخل آن اجماع نباشد.

*شما گفتگوها و مناظرات فراوانی داشته اید در دفاع از اعتقادات تشیع. خاطراتی اگر از بعضی از این گفتگوها دارید برای ما بگویید.

یک روزی یکی از اندیشمندان اهل سنت به قم آمده بود برای تحقیق و بررسی، یکی از دوستان از جامعه المصطفی با بنده تماس گرفتند، سپس خود آیت‌الله سبحانی بعد از نماز مغرب و عشاء به من زنگ زد گفت یکی از این آقایان قرار است بیاید پیش من سئوالی دارد، من فرصت ندارم می‌فرستم منزل شما، با او صحبت کن، آمد، گفت که آقا من مذهب اهل سنت را مذهب مبتنی بر دموکراسی می‌دانم، گفتم ما هم قبول کردیم اما من سئوالی از شما دارم، اگر این سئوال را به من جواب دادی من همینجا سنی بودنم را اعلام می‌کنم، شما برو همه جا اعلام کن که قزوینی سئوالی از من کرد من جواب دادم و سنی شد. گفتم بهتر از این مگر می‌خواهی؟ گفت نه سئوالت را بپرس. گفتم شما می‌فرمایید که خلافت خلفای سه گانه، همه مبتنی بر دموکراسی بوده در همین شورای ۶ نفره‌ای که خلیفه دوم، جناب عمر آمد ۶ نفر را برای انتخاب رهبر آینده معرفی کرده این دموکراسی است. ولی ببینید در این متنی که حکم را ابلاغ کرده چه چیزی نوشته است.

تاریخ طبری را باز کردم، گفتم جناب عمر در این حکمی که برای خبرگان رهبری داده نوشته این ۶ نفر را در یک اتاق دربسته نگاه دارید به صورت قرنطینه تا سه شبانه روز، نه اینها حق دارند بیرون بروند و نه کسی از بیرون حق دارد به آنجا برود. اگر چنانچه ۵ نفر به کسی رای دادند یک نفر مخالفت کرد همانجا گردن آن یک نفر را بزنید، اگر ۴ نفر رای دادند ۲ نفر مخالفت کردند، گردن آن ۲ نفر را بزنید. گفتم برادر بزرگوارم به من جواب بده، این چه دموکراسی است که اگر کسی بیاید رای مخالف دهد گردنش زده می‌شود؟ در کجا به آن دموکراسی می‌گویند؟ گفتم این کتاب هم مال شماست. تاریخ مدینه، جلد دوم صفحه ۸۲، تاریخ طبری جلد ۲ صفحه ۵۸، کامل ابن اثیر جلد ۲ صفحه ۴۶۱. هرسه هم چاپ دارالکتاب بیروت هستند.

گفتم این یک سئوال من است جواب بده، گفتم سئوال دوم من این است در همین حکمی که عمر به این ۶ نفر داده نوشته اگر ۳ نفر یک رای دادند ۳ نفر رای دیگر و با هم برابر شدند اینجا چه کار کنیم. می گوید آنجا پسرم عبدالله عمر را صدا کنید او با هر کدام رای‌اش موافق بود او برنده و پیروز است. یعنی اگر ۳ به۳ شدیم، عبدالله عمر را بگویید بیاید او نظر دهد. نظر به هر کدام داد او برنده است. گفتم این خیلی خوب است حداقل یکی از صحابه می آید. ولی گفتم یک جمله ای از عمر در رابطه با عبدالله ابن عمر است باز در طبقات الکبری، جلد۳ صفحه ۳۴۳ که سئوال کردند از عمر چرا پسرت عبدالله بن عمر را نمی خواهی خلیفه کنی؟ عمر به طعنه گفت مادرت به عزایت بنشیند، خدا بکشدت پسر من عبدالله بن عمر بلد نیست زنش را طلاق دهد. او را خلیفه کنم؟، گفتم سئوال من این است که عمر می‌گوید پسرم عرضه طلاق زنش را ندارد حالا می‌خواهد در یک امری که سرنوشت ملت اسلامی به او بسته است، وامت اسلامی سرنوشتش به این مسئله گره خورده است، اظهار نظر کند و رأیش فصل الخطاب باشد؟

خدا را شاهد می‌گیرم این بنده خدا سرش را پایین انداخت، حدود شاید دو دقیقه فکر کرد سرش را بلند کرد به من گفت دکتر تابحال کسی چنین سئوالی از من نکرده بود. آن چنان تو مرا در بن‌بست قرار دادی، من هر چه فکر می‌کنم جوابی به تو دهم و این کار را توجیه کنم، نمی‌توانم جوابی بدهم. گفتم برادرم شاید الان به ذهنت نرسد، شما بزرگواری کن تشریف ببر، من هستم، آدرس مرا هم بلدی، من پست دولتی هم ندارم، حوزوی هستم، برو از عُلمای بزرگ، شخصیت‌ها و اساتید دانشگاه سئوال کن و اگر جواب درستی داشتی بیا به من بده. اگرجوابت قانع‌کننده بود، من روی حرفم هستم. حاضرم به دست جنابعالی تغییر مذهب دهم و به شما هم اجازه می‌دهم که بروید در همه رسانه‌ها اعلام کنید قزوینی مذهبش را تغییر داد. دیگر از این بهتر؟ ایشان از من خداحافظی کرد و تقریباً بعد از سه ماه رفت خدمت آیت الله مکارم و به دست ایشان به مذهب شیعه مشرف شد و الان در یکی از کشورهای آسیای میانه از مبلغین سخت‌کوش شیعه است. فقط یک سئوال از او کردم، نه به او توهین کردم، نه فحش دادم نه جسارت کردم. آدم منصفی بود.

خاطره دیگری تعریف کنم. سه چهار شب قبل ۱۲ میهمان از مصر داشتم. خودم دعوتشان کرده بودم. از آنها پذیرایی کردم، زیرا برای من، بسیار عزیز بودند. همه‌شان از اصحاب رسانه بودند، خبرنگار روزنامه‌های کثیرالانتشار، یا جزو مسئولان تلویزیون‌های پربیننده بودند. با یکی از این آقایان گفتگو می کردیم، گفتم ما خلافت ابوبکر را قبول نداریم، خیلی ناراحت شد. گفت شما که دم از وحدت می‌زنید، چرا ابوبکر را قبول ندارید. گفتم برای اینکه نه روایت و نه آیه‌ای داریم در تأیید مشروعیت خلیفه. اگر داریم بیان کنید. گفت آیا شما برای خلافت علی دارید؟ گفتم بله، پیغمبر(ص) فرمود: «علی ولی کل مومن من بعدی» ، علی ولی امر تمام مومنین بعد از من است. (کتاب مستدرک جلد ۳ صفحه ۱۱۰)، حاکم نیشابوری، می گوید صحیح است، ذهبی، می‌گوید روایت صحیح است. آقای البانی که بزرگ سردمدار رجال وهابی‌هاست در سلسله الاصحاب جلد ۳ صفحه ۲۲۰ می‌گوید روایت صحیح است. السنه ابن ابی قاسم صفحه ۵۵۱ می‌گوید روایت معتبر است.

یکی از اینها که اطلاعاتش بیشتر بود و تقریباً سرگروه هم بود، گفت یکی از دلایل ما برای حقانیت ابوبکر، نماز ابوبکر به جای پیغمبر(ص) است. اگر علی(ع) شایسته تر بود پیامبر علی(ع) را می فرستاد به جای ایشان نماز بخواند. حاج آقا سبحانی نقل می کرد رفته بودند در مسقط ۵۰، ۶۰ تا از علما جمع شده بودند و همین مسأله را بیان کردند و گفتند آقای سبحانی ما تأسف می‌خوریم شما راه گمراهی را رفتید  و ابوبکر را قبول ندارید. پیغمبر اکرم(ص) آخر عمر حضرت ابوبکر را فرستاد به جای خودش نماز خواند. پیغمبر(ص) وقتی فرمود در امر دین ابوبکر پیش نماز و امیر شماست خب در مسائل دنیوی جای خود را دارد.

۲۰ دقیقه ایشان صحبت کرد، آقای سبحانی گفت من گفتم بله، فقط یک مسأله است «ان الرجل لیهجر»، نعوذ بالله پیغمبر داشت هذیان می‌گفت. آیت الله سبحانی می‌گوید وقتی این را گفتم همه‌‌شان زدند زیر خنده، این سرش را پایین انداخت و تا آخر جلسه دیگر حرفی نزد. چطور شد وقتی پیغمبر(ص) می‌گوید کاغذی بیاورید من وصیتی بنویسم تا گمراه نشوید می‌گویند پیغمبر هذیان می‌گوید ولی وقتی می‌گوید ابوبکر برو نماز بخوان، این می شود بهترین دلیل خلافت ابوبکر؟ یک بام و دو هوا؟

اما نماز ابوبکر! گفتم صحیح بخاری جلد اول صفحه ۱۷۴ حدیث شماره ۷۱۳، روایت از عایشه همسر پیغمبر(ص) است. می‌گوید به ابوبکر گفتم برود نماز بخواند، رفت نماز خواند. پیغمبر حالش به قدری خراب بود که نمی‌توانست راه برود، یک دست در گردن علی و یک دست در گردن عباس، پاهای پیغمبر(ص) هم بر زمین کشانده می‌شد یعنی داشتند پیغمبر را می‌کشاندند رفت ابوبکر را کنار زد، نشسته نماز خواند. بعد صحیح بخاری می‌گوید کان ابوبکر یقتدی برسول‌الله و الناس یقتدون بابی‌بکر، ابوبکر به پیغمبر اقتدا کرده بود، مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند، گفتم سئوالی از شما دارم پیغمبر که نشسته نماز می‌خواند، نماز پیغمبر صحیح بود یا نبود، اگر صحیح است همه چرا به پیغمبر اقتدا نمی‌کنند و فقط ابوبکر دارد به پیغمبر اقتدا می‌کند. اقتدا کردن به نماز نشسته اگر صحیح است، خب همه به پیغمبر اقتدا کنند و اگر نماز پیغمبر باطل است، ابوبکری که به نماز پیغمبر اقتدا کرده، نماز او هم باطل است؛ در نتیجه نماز مردم هم باطل است. گفتم برادر بزرگوار شما بروید حداقل این کتاب صحیح بخاری خودتان را یک دوره از اول تا آخر بخوانید. این بنده خدا دیگر تا آخر جلسه حرفی نزد.

*برخی طرح بحث وحدت میان امت اسلامی را مستلزم از میان رفتن اختلافات عقیدتی می دانند و با همین برداشت ناصواب از مساله وحدت شیعه و سنی احساس خطر می کنند که عقاید را به خطر بیندازد در حالی که اساسا وحدت برای همین است که در عین اختلاف عقیده از تفرقه و دشمنی پرهیز کنیم. از نظر شما معنای وحدت چیست؟

ما عقیده به خلافت ابوبکر نداریم ولی اهل سنت را برادر خودمان می‌دانیم و آنها را مسلمان می‌دانیم. پشت سر سنی‌ها نماز می‌خوانیم. امام صادق(ع) فرمود هر کس پشت سر اهل سنت نماز بخواند مثل این است که پشت سر پیغمبر(ص) نماز خوانده است. ما ازدواج با اهل سنت را جایز می‌دانیم، هم دختر می‌دهیم هم دختر می‌گیریم. ذبیحه سنی را مباح می‌دانیم یعنی گوشت حیوانی که توسط برادر اهل سنت مان ذبح شده باشد را پاک می دانیم.

ما معتقد به امامت علی(ع) هستیم. شما اهل سنت هم ما را کافر نمی‌دانید. این معنای وحدت است. شما به عقیده خودتان باشید و ما هم به عقیده خودمان. بحث‌های علمی هم با هم می‌کنیم. بحث‌های علمی است. شما می‌گویید، من هم می‌گویم یا شما قانع می‌شوید یا من. با اینکه ما معتقد به خلافت ابوبکر نیستیم شما، ما را کافر نمی‌دانید و ما هم شما را که معتقد به خلافت بلافصل علی(ع) نیستید، کافر و فاسق و کثیف نمی‌دانیم، معنای وحدت هم همین است.

یک عده هستند که به اختلاف افکنی دامن می زنند و واقعه غدیر را طوری طرح می کنند که به وحدت لطمه بزنند. وقتی می خواهیم غدیر را به دنیا و همه مسلمان ها معرفی کنیم این معرفی چگونه باید باشد که به وحدت لطمه نزند و چطور باید بگوییم که غدیر برای همه مسلمان هاست و مختص به شیعه نیست؟

معتقدم کسی که بخواهد غدیر را معرفی کند اگر فقط بچسبد به خطبه غدیر، صد درصد کارش اشتباه است. پیغمبر اکرم(ص) یک سری زمینه‌سازی کرده است به صورت متعدد بعد از آن زمینه‌سازی‌ها آمده گفته است: «من کنت مولا فهذا علی مولا» ما متاسفانه چه در منبر چه در حوزه خبری‌مان چه در کتاب‌هایمان فقط این جمله از پیغمبر را بلدیم، اولاً پیغمبر اکرم(ص) از مدینه دارد می‌رود حج، اعلام عمومی می‌کند، طبق شهادت علمای بزرگ اهل سنت ۱۲۰ هزار یا ۱۲۴ هزار با او هستند. شما مراجعه کنید به دایره‌المعارف فرید وجدی، کتاب جدیدی هم است می‌گوید بعضی‌ها ۹۰ هزار بعضی‌ها ۱۲۴ هزار نفر تخمین زدند، این همه جمعیت را پیغمبر برای چه دارد می‌برد؟ برای اینکه یک همایش بی‌نظیری می‌خواهد تشکیل دهد و در آن همایش، می‌خواهد پیامی داشته باشد.

این یک زمینه‌سازی است. می‌رود روز ۴ ذی‌الحجه پیغمبر(ص) به مکه رسید و در کنار کوه منا سخنرانی کرد. همانجا توصیه به اهل بیت کرده است. رفتند عرفات پیغمبر آنجا سخنرانی کرد ولی در هیچ جا سخنرانی عرفات پیغمبر را مطرح نمی‌کنند، در حالی که شیعه و سنی سخنرانی پیغمبر در عرفات را نقل کرده‌‌اند. در همان‌جا باز بحث وحدت میان مسلمان‌ها و بحث ثقلین را طرح می کنند. تعبیر مهمی پیامبر(ص) در سخنرانی خود در منا دارد. البته در آن زمان منا در دست آل‌سعود نبود که این طور مردم را بکشند و الحمدالله صحابه از کشت و کشتار سالم ماندند.

پیامبر فرمود نضَّرَ الله عبدًا سَمِع مقالتی فوعاها، فبَلَّغها مَن لَم یَسْمعها، می‌گوید: فرخنده باد چهره آن کسی که سخن مرا بشنود و از سخن من پاسداری کند و او را به دیگران انتقال دهد. این سخنرانی قبل از غدیر و روز دهم است و هنوز هشت روز به غدیر مانده است. بعد در همان‌جا ایشان توصیه می‌کند مسلمان‌ها با همدیگر یکی باشند و مردم را سفارش می کنند به اینکه وحدت میان مسلمانان را حفظ کنید. تفرقه میان مسلمان‌ها ایجاد نکنید، بعد از من خون همدیگر را مباح نکنید، به جان هم نیفتید، به بهانه‌های مختلف همدیگر را نکشید. هم در خطبه عرفه و هم در خطبه منای ایشان هست.

این سخنان پیامبر قبل از غدیر است که حدود چهار، پنج خطبه از پیغمبر داریم. اینها همه زمینه‌سازی است. بعد در روز ۱۸ ذی‌‌الحجه که آیه شریفه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک به ایشان نازل می‌شود، حضرت، مردم را در یک بیابانی جمع می‌کند و می فرماید آنهایی که رفتند برگردند، آنهایی که عقب ماندند، برسند و ایشان خطبه می‌خواند. یک نکته مهم همین است که همیشه می‌گویند خطبه غدیر، حدیث غدیر نمی‌گویند. خطبه غدیر یعنی سخنرانی.

پیغمبر اکرم(ص) نماز ظهرش را خوانده تا نماز عصر، نزدیک به دو ساعت و نیم خطبه خوانده اند، تمام کتاب‌های اهل سنت را گشتیم خطبه پیدا کنیم که این خطبه غدیر چه بوده است. همه می‌گویند پیغمبر خطبه‌ای خواند و غیره، موعظه کرد و فرمود «من کنت مولا فهذا علی مولا»، دیدیم طبرانی در قرن چهارم هجری در معجم کبیرشان جلد ۶ صفحه ۱۸۰ می‌آید یک صفحه در رابطه با خطبه غدیر حرف می‌زند اما در این چهار قرن چرا از خطبه غدیر هیچ خبری در میان اهل سنت نیست؟

شهاب‌الدین زهری، از آخوندهای درباری و از تقویت‌کنندگان حکومت اموی است و در شام در مجلسی نشسته، فردی بحث غدیر را پیش می‌آورد، بلند می‌شود به او اعتراض می‌کند که مثل اینکه سرت به  تنت سنگین آمده، داری در یک شهری که علی را روزی صد مرتبه لعن می‌کنند، حدیث غدیر نقل می‌کنی؟ از احمد بن حنبل که رئیس مذهب حنابله است، سئوال می‌کنند معنای من کنت مولا فهذا علی مولا چیست، می‌گوید لا تکلم فی هذا، حرف غدیر نزن، ببینید همه وحشت دارند. اصلاً اگر قرار است غدیر به معنای محبت باشد، محبت علی مگر جرم است؟ اصلاً علی(ع) خلیفه پس از پیامبر نیست، اول ما اسلم هم نیست، داماد پیغمبر نیست، شوهر زهرا، پدر حسنین نیست، ولی مسلمان که هست، محبت مسلمان از واجبات است. المومنون بعضهم اولیا بعض، ولی می‌گویند ولی تو حق نداری پیش من از من کنت مولا فهذا علی مولا حرف بزنی. این هم باز در کتاب‌السنه پسر احمدبن حنبل، عبدالله جلد ۲ صفحه ۳۸، است. مشخص است قضیه چیست.

به قول آیت‌الله بروجردی که می‌گفت اگر بخواهیم وحدت میان شیعه و سنی را درست کنیم باید همگی بنشینیم در کنار سفره معنوی اهل‌بیت(ع) ببینیم اهل‌بیت چه می‌گویند. زیرا اهل سنت هم اهل‌بیت را قبول دارند و محبت به اهل‌بیت دارند. بارها گفتم یک سنی در عمرم ندیدم که نسبت به اهل‌بیت خدای ناکرده ارادت نداشته باشد. حالا حساب وهابی‌ها جداست. البته ۹۰ درصد از آنها هم به اهل‌بیت ارادت دارند. حالا ۱۰ درصدشان ناصبی هستند وحسابشان جداست ولی اهل سنت به اهل‌بیت ارادت دارند.

من بیش از ۲۵۰ مناظره در عربستان داشتم حتی با مفتی اعظمشان در طائف یک ساعت بگو مگو داشتم ولی ندیدم یک سنی نسبت به اهل‌بیت جسور باشد. بهترین راه این است که بیاییم بحث اهل‌بیت را که در غدیر مطرح شد و بحث توصیه نبی‌اکرم(ص) به وحدت اسلامی که در مقدمات غدیر مطرح شده را ملاک قرار دهیم و همگی در کنار سفره اهل‌بیت بنشینیم و کاملاً هم بحث ما علمی است و سیاسی نیست. اصلاً خلیفه ابوبکر یا عمر بوده به ما چه مربوط است؟ ما می‌خواهیم کنار این سفره بنشینیم، ببینیم من که الان می‌خواهم به حج بروم، می‌خواهم نماز بخوانم، اهل‌بیت چطور نماز می‌خواندند. مقاله‌ای تحت عنوان «درخشش فقه امام صادق(ع) در میان اهل سنت» دارم شما ببینید در این ۵۰، ۶۰ سال اخیر در مصر، امارات و کویت چقدر حقوق مدنی را تغییر دادند و آمدند به طرف فقه اهل‌بیت.

*درباره انگیزه های جریان موسوم به تشیع انگلیسی و آسیبی که به چهره تشیع می زنند توضیح بفرمایید.

در رابطه با تشیع انگلیسی دو مرتبه مقام معظم رهبری صحبت کردند. صحبت ایشان این بود تشیعی که از انگلیس و آمریکا پخش می‌شود، به درد شیعه نمی‌خورد و مرتبه دوم فرمود نه تشیع انگلیسی به درد ما می‌خورد نه تسنن آمریکایی. بعضی از اصحاب رسانه تشیع انگلیسی را مثل بادکنک باد کردند، اما متأسفانه اصلاً اسمی از تسنن آمریکایی نمی‌‌آورند. تشیع انگلیسی همین یاسر الحبیب است، سید مجتبی شیرازی است که به عنوان نماد تشیع انگلیسی امروز فحش به خلفا و اتهام فحشا به همسر پیغمبر شعارشان است. الان عامل اصلی شهادت شهید شحاته همین مصاحبه این آقای خبیث بوده که به طوری که خود آیت‌الله مکارم شیرازی گفت ایشان آدمی است که عقل ندارد و سفیه است.

*این جریان عامدانه آسیب می زنند یا واقعاً به این نوع از تشیع معتقدند؟

ببینید دو مسأله است؛ یک مسأله جهل و برداشت غلط از نصوص اسلامی است. یک روایت را می‌خوانند دهها روایت را کنار می‌اندازند. مثلاً می‌آید چهار روایت می‌خواند. هر کس دشمنان اهل‌بیت را لعنت کند، چقدر ثواب دارد! اولا اینها سواد ندارند که ببینند روایت سندش صحیح است یا نیست. روایت را مادامی که سندش صحیح نباشد، نمی‌توانیم به معصوم نسبت دهیم. فرض بگیریم این روایت‌ها هم که آمده در رابطه با سب و لعن دشمنان اهل‌بیت صحیح باشد، در کنار اینها روایات دیگری هم داریم، مرحوم شیخ صدوق در کتاب اعتقادش یعنی در کتابی که اعتقادات شیعه را دارد مطرح می‌کند و روایتی که در کتاب الاعتقادات می‌آید، همه پل‌های رجالی را پشت سر گذاشته و جلو رفته است، در این کتاب می‌گوید به امام صادق(ع) گفتند فردی در مسجد می‌نشیند دشمنان شما را ناسزا می‌گوید و اسم هم می‌برد امام صادق(ع) گفت خدا لعنتش کند. ما را در معرض فحش دشمن قرار می‌‌دهد. آدرس این هم کتاب اعتقادات شیخ صدوق صفحه ۱۰۷ است. بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۲۱۷ نیز همین روایت را آورده است. خب این روایت خواندنی نیست؟

در جلد دوم صفحه ۶۳۶ حدیث شماره چهار و پنج از امام صادق(ع) سئوال می‌کنند ما با اهل سنت چطور برخورد کنیم، امام نمی‌گوید برخوردتان خوب یا بد باشد. می‌گوید شما ائمه و پیشوایانی دارید و بر خودتان واجب می‌دانید از آنها تقلید کنید. پیشوایان شما ما هستیم، به خدا قسم همسایه سنی ما مریض می‌شود من (امام صادق) به عیادتش می‌روم، اگر همسایه سنی من از دنیا برود من تشییع جنازه‌اش می‌روم، امانت به من بسپارد، امانتداری می‌کنم، می‌گوید اخلاقتان را با اهل سنت خوب کنید مایه افتخار من باشید. زینت ما باشید. اگر برخورد شما با اهل سنت خوب بود می‌گویند خدا امام صادق(ع) را رحمت کند چه سربازان و شیعه‌های خوبی تربیت کرده، اما اگر رفتارتان با اهل‌سنت بد بود، می‌گویند امام صادق(ع) عرضه نداشتند شیعه را تربیت کنند، این روایت‌ها هم خواندنی است. هر دو روایت هم صد درصد صحیح است. اینها هم خواندنی است.

این آقایان می‌روند چهار روایات ضعیف را می‌خوانند تصور می‌کنند اگر آمدند به عمر و ابوبکر و عایشه فحش دادند دیگر هم خدا، هم پیغمبر از آنها راضی می‌شود و حضرت زهرا(س) را خشنود کرده‌اند و امام زمان (عج) را هم خشنود کرده‌اند. فردای قیامت هم قبل از پیغمبر(ص) به بهشت می‌روند. این یکی از عللش، برداشت غلط از نصوص اسلامی و نشأت گرفته از جهل اینهاست. این یک مساله است. تومنون ببعض و یکفرون ببعض را قرآن نسبت به یهودی ها می‌گوید که اینها به بعضی از آیات ایمان می‌آورند، به بعضی کفر می‌ورزند، این شیعه های انگلیسی هم همان صفات یهودی‌ها را دارند، بعضی از روایت‌ها را می‌گیرند بعضی دیگر را رها می‌کنند. نکته دوم توطئه و دسیسه های غیر قابل انکار است.

بنده ۴۰ روز در آمریکا بودم سال ۹۰، اکثر ایالت‌هایش رفتم و در اکثر مراکز اسلامی آنجا هم سخنرانی داشتم و در همان شهری که الله‌یاری است یعنی سن دیه گو سخنرانی داشتم و علیه الله‌یاری هم یک ساعت و نیم همان‌جا سخنرانی کردم. تمام مردم و جوان‌ها گفتند فلانی ما خجالت می‌کشیم این الله‌یاری مایه ننگ ما شده است، گفتند ایشان به مادرش دست‌ درازی کرد. همین آقایی که خودش را آیت‌الله العظمی می‌داند و می‌‌گوید علمم از همه مراجع بالاتر است، به مادرش دست درازی کرد پدرش از خانه بیرونش کرد. خودش می گوید که از اف بی آی پیش من آمدند و یک چمدان پر از دلار روی میز من گذاشتند و گفتند آقای الله‌یاری این دلارها را برای نابودی جمهوری اسلامی و برای فرج امام زمان(عج) مصرف کنید. تصور کنید این چه امام زمانی است که اف بی آی برای ظهورش پول خرج می کند!

*سفارش شده که در غدیر اطعام کنید. به عنوان آخرین سوال بفرمایید چه روایاتی در این زمینه وجود دارد که می توان برای احیای سنت اطعام و ضیافت غدیر به آنها استناد نمود؟

در منابع اهل سنت، کتاب تاریخ بغدادی، جلد هشتم صفحه ۲۸۴ دارد اگر کسی روز عید غدیر را روزه بگیرد گویا به اندازه ۶۰ سال روزه گرفته است، اطعامش هم به همین شکل است.

در روایات داریم هیچ پیامبری مبعوث نشده جز اینکه خدای عالم دستور داده روز ۱۸ ذی‌الحجه را عید بگیرند، قبل از اینکه روز ۱۸ ذی‌الحجه در اسلام روز غدیر باشد، در سابق نیز روز عید بوده است. حضرت داوود، سلیمان را روز عید نصب کرد. حضرت عیسی شمعون را روز عید نصب کرد، حضرت موسی وصی‌اش را روز عید نصب کرد. یعنی روایات هم از شیعه هم از سنی در این قضیه وجود دارد.

منبع : خبرگزاری مهر