نوشته‌ها

اقبال دشمنان اسلام بر روی تفکر تشیع انگلیسی است/افراطی گرایی مذهبی امروز در درون تشیع در حال توسعه است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام مهدی مسائلی در نشست علمی بررسی و نقد نو غالیان سیاسی شیعه که با محوریت کتاب «مرجعیت موروثی و تشیع انگلیسی»  در قم برگزار شد اظهار داشت: از جمله امتیازات برجسته و ممتاز این اثر آنست که در حوزه ای ورود کرده که بسیاری از افراد عالم و محافظه کار نسبت به این جریان وتفکر سکوت کرده و موضع گیری ندارند.

این نویسنده و محقق حوزه علمیه افزود: عده ای که رفتار و اقدامات این جریان تشیع انگیسی را می بینند و نسبت به آن آگاهند تنها به جهت آنکه موقعیت شان خدشه برندارد نسبت به این مساله سخن نمی گویند.

حجت الاسلام  مسائلی ادامه داد: افراطی گرایی مذهبی امروز در درون تشیع در حال توسعه و نشر است و لازم است برخی مواقع مقابل آن ایستاد و حتی برخورد کرد نسبت به این موضوع بسیاری از علما و شخصیت های برجسته ای که جلساتی با آنان داشته ام نسبت به این مساله تاکید کرده اند و ضرورت آگاه بخشی در سطح عموم جامعه را سفارش کرده اند.

وی بیان داشت: به هر حال تالیف و تدوین این کتاب بسیار ارزشمند است و لذا اگر بخواهیم نقدی وارد کنیم نسبت به ساختار آن می توان صحبت کرد.

وی گفت: ارائه مطالب پراکنده، عدم سیر مشخص مطالب، مطالبی که پیرامون جریان شیرازی یا تشیع انگلیسی و یا شیعه انگلیسی مطرح شده است باید در شماره جدید کتاب به نکاتی توجه شود .

استاد حوزه علمیه اصفهان افزود: شیعه انگلیسی مزدور دشمن بوده و همگان نسبت به آن اتفاق نظر دارند و کسی مزدوری آنان را رد نمی کند، افرادی که هزینه های خود را از سیستم های جاسوسی انگلیسی تامین می کنند مانند فردی همچون یاسر الحبیب که به عنوان شیعه انگلیسی مطرح است.

وی ادامه داد: این در حالی است که تفکر تشیع انگلیسی در واقع مراد و خواسته دشمنان اسلام است، تفکری است که دشمنان از آن به بهترین نحو برای ضربه زدن به تشیع بهره می برند و سعی به انحراف کشیدن افراد دارد و یا آنان را در مقابل انقلاب اسلامی و یا گفتمان واقعی اهل بیت(ع) قرار دهند.

نویسنده کتاب « لعن های نا مقدس » اظهارداشت: آنچه مسلم است افرادی که در میدان تشیع انگلیسی قرار دارند شیعه انگلیسی نیستند، بعضا کسانی هستند که به جهت تعصبات مذهبی، جاه طلبی به این مسیر افتاده اند. به عنوان مثال آن فرد انتحاری که خودش را منفجر می کند در واقع مروجّ اسلام آمریکایی است ، اما  آیا از آمریکا مامور شده یا پول گرفته که این کار را انجام بدهد، یا پیاده نظام اسلام آمریکایی است که به واسطه اینکه در مسیر نادرست قرار گرفته به دام دشمن افتاده و از بین رفته است.

وی با بیان اینکه خطر جریان شیعه انگلیسی بیشتر از خطر شیوخ وهابی است، افزود: رفتارهای وحدت‌شکن و افراطی جریان موسوم به شیعه انگلیسی در واقع این جریان انحرافی وحدت اسلامی را به معنای وحدت مذهبی تعریف می‌کند و آن را به شیعه نسبت می‌دهد، این گروه در عمل به دنبال وحدت مذهبی هستند و می‌گویند از طرفداران داعش گرفته تا اهل تسنن و حتی همه شیعیان باید به نحوی رفتار کنند که آن‌ها درست می‌دانند.

نویسنده کتاب «پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت» ادامه داد: جریان شیعه انگلیسی با نسبت دادن مسئله وحدت به برخی از شخصیت‌هایی که راهشان از مسیر انقلاب جدا شده، سعی دارد موضوع وحدت را در چشم دوستداران انقلاب، اشتباه جلوه دهد، این در حالی است که لزوم وحدت اسلامی از فرمایشات اهل بیت علیهم‌السلام گرفته می‌شود.

این پژوهشگر حوزه علمیه در ادامه به بیان دو معنای مهمی که اهل بیت (ع) در موضوع وحدت به آن اشاره کرده‌اند، مسئله «وحدت اسلامی» را اولین این موضوعات عنوان کرد و افزود: وحدت اسلامی یعنی هرکس توحید و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول داشته باشد و شهادتین را بر زبان آورد، مسلمان است، البته اخیرا برخی می‌گویند ما وحدت را قبول داریم، اما به معنای وحدت سیاسی، به این معنا که ما با اهل سنت دشمن هستیم و هیچ اشتراکی با هم نداریم، اما فعلا به خاطر وجود دشمن مشترک، اقدام به وحدت تاکتیکی می‌کنیم!!

حجت الاسلام مسائلی با اشتباه خواندن چنین برداشتی از موضوع وحدت، اظهارداشت: پایه اصلی وحدت اسلامی بر اساس حقیقتی به نام اسلام است و اگر ما از اهل سنت دفاع می‌کنیم، برای تقویت شیعه نیست، بلکه برای تقویت اسلام است، زیرا در این صورت هم شیعه و هم سنی قوی خواهند شد.

وی با تاکید بر این که وحدت ما وحدت حقیقی است، گفت: در وحدت استراتژیک تنها مصلحت شیعه در نظر گرفته می‌شود، درصورتی که در وحدت اسلامی مصلحت اسلام بر تمام فرق و مذاهب می‌چربد، کما اینکه در سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز در موارد متعدد شاهد این امر هستیم که هر کجا مصلحت اسلام در خطر است، با اینکه مصلحت شیعه گاه امر دیگری را اقتضا می‌کند، حضرت به عمل مطابق مصلحت اسلام می‌پردازند.

وی خاطرنشان کرد: معمولا در بیان ضررهای ناشی از بی احترامی به عقاید طرف مقابل به بحث خسارت جانی و اینکه خون شیعیان در نقاط مختلف با این کارها ریخته می‌شود، اشاره می‌کنند، اما ضرر بالاتر این است که ما عده‌ای را از پذیرش عقاید شیعه محروم می‌کنیم و آسیب این خطر به مراتب بیشتر است.

حجت الاسلام مسائلی به مفهوم “سوء تبلیغ” و “تبلیغ سوء” اشاره کرد و افزود: برای مثال اگر یک شیخ وهابی چندین جلسه صحبت کند، اثرآن به مراتب از کمتر یک تبلیغ نابه‌جای ما است، نکته جالب این که در روایات ائمه اطهار (ع) این موضوع مورد توجه قرار گرفته و ایشان گناه این رفتارها را بسیار سنگین‌تر از به ‌شهادت رساندن ائمه(ع)دانسته‌اند، چرا که شمر و یزید جان اهل بیت(ع) را گرفتند، اما نتوانستند خللی در تعالیم آن‌ها ایجاد کنند، اما کسی که با تبلیغ غلط و نابجا تعالیم آن‌ها را تخریب می‌کند، کارش از امام کشی نیز بدتر است.

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه تفرقه بین شیعه و سنی از مهمترین فعالیت های شبکه های شیعه نماست، افرود: جریان داعش یک شبه به وجود نیامده است، سال ها این جریان در پیروان اهل سنت جریان داشته و اکنون به مرحله اجرا درآمده است.

شیعه انگلیسی دشمن اهل بیت (علیهم السلام) است/ خاندان پیامبر اسلام (علیهم السلام) مایه وحدت هستند

به گزارش قادمون ، آیت‌الله محسن اراکی در هفتمین ‌همایش‌‌ هیأت‌های ‌محوری ‌و برگزیده کشورکه در سالن همایش‌های مجتمع فرهنگی آموزشی یاوران مهدی(عج) برگزار شد، با اشاره به اینکه بر اساس روایات ائمه اطهار(ع) رابطه نزدیکی میان صبر و تشیع وجود دارد، اظهار کرد: تشیع در بصیرت خلاصه و این عنصر سبب تمایز مذهبی شیعی نسبت به دیگر مذاهب شده است.

وی با تاکید بر اینکه قوام نعمت ولایت در بصیرت است، اضافه کرد:‌ مشکل جوامع اسلامی در دوره‌های مختلف محروم شدن از نعمت ولایت بوده است.

دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی نتیجه بصیرت را صبر دانست و خاطرنشان کرد: افراد با بصیرت اهل صبر بوده و صابران به امامت فردی یا جمعی می‌رسند.

وی با اشاره به اینکه مفهوم شیعه رسیدن جامعه به امامت جمعی است، مطرح کرد: قیام امام عصر(عج) مقدمه شکل‌گیری امتی است که می تواند جامعه را امامت کند و شرط امامت جمعی یا فردی صبر است.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه صبر یکی از ویژگی‌های حضرت علی(ع) است، عنوان کرد: هنر حضرت زهرا(س) نیز صبر است به همین علت شیعیان این خاندان باید صبر را پیشه کنند و نخستین شرط صبر این است که بتوانیم نام پیامبر(ص) را صبورانه در جامعه احیا کنیم.

وی خاطرنشان کرد:‌ باید نام حضرت رسول(ص) را زنده نگه داریم و اجازه ندهیم پرچم ایشان به زمین بیافتد چراکه این مسئله جامعه را به سمت جدایی و اختلاف پیش می‌برد و اگر به سمت اختلاف و انشقاق برویم نمی‌توانیم به صبر و بصیرت برسیم.

آیت‌الله اراکی معنای بصیرت را ماندگاری در خط اهل بیت(ع) دانست و مطرح کرد: نباید از سیره آنان تخطی کرده بلکه باید با برادران دینی خود در یک جبهه قرار گرفته و با مخالفان مقابله کنیم؛ در دیداری که با آیت‌الله وحید داشتم، ایشان بیان کردند که لعن علنی بزرگان اهل سنت حرام است به همین علت باید به جای تاکید بر آموزه‌های منفی به آموزه‌های مثبت تاکید کرد.

وی افزود: معنی جمله مذکور این است که اصل برائت باید رعایت شود اما اعلام برائت با رعایت این اصل، فرق دارد و این‌ها را باید از هم جدا کنیم.

آیت‌الله اراکی با تاکید بر اینکه دنیا جایگاه حضرت علی(ع) را درک نکرده است، عنوان کرد: تاکنون نتوانسته حضرت علی(ع) را به دنیا بشناسانیم و نتوانسته نام حضرت فاطمه(س) را به مردم خودمان برسانیم.

این استاد برجسته خاطرنشان کرد: برخی می‌خواهند با شایعه‌سازی‌ها، کینه مردم مظلوم غزه را در دل ما ایجاد کنند تا دولت و مردم دست از حمایت مظلومان بردارند.

وی با اشاره به اینکه شیعه انگلیسی دشمن مذهب تشیع و اهل بیت(ع) است، اضافه کرد: رهبران این گروه تاکنون در مورد جنایات رژیم صهیونیستی و دیگر ظالمان سخنی بیان نکرده و اکنون در یمن همراه آل‌سعود علیه مردم مظلوم این کشور می‌جنگند.

آیت‌الله اراکی از محبت گروهی از اهل سنت نسبت به اهل بیت(ع) یاد کرد و ادامه داد: خاندان پیامبر اسلام(ص) مایه و منشا وحدت هستند و مخالفت با این افراد عامل اختلاف است؛ وحدت حقیقی زیر پرچم اهل بیت(ع) همانند حماسه اربعین رقم زده می‌شود در این حماسه شیعه و سنی در کنار یکدیگر حضور یافتند.

لازم به ذکر است، برگزیدگان دومین کنگره شعر وحدت اسلامی در پایان مراسم افتتاحیه این همایش با حضور آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، علی انسانی و مهدی سلحشور از اساتید برجسته مداحی تقدیر شدند.

منبع : خبرگزاری تقریب

سید حسن نصرالله : تشیع انگلیسی روی دیگر تکفیر است

امت اسلام بیشترین نیاز را به دیدگاه های وحدت بخش دارد

ما الان در شرایطی هستیم که بیشترین نیاز را به  شیخ عبدالناصر الجبری و امثال او، افکار و روش او، روحیه و صداقت او و روش برادرانه اش داریم ، چرا که جهان  اسلامی ما امروز با پدیده ای بسیار خطرناک که پدیده تندروی فراری از همه محدودیت هاست، مواجه شده است. این پدیده هم در برخی محافل سنی و هم در برخی محافل شیعی دیده می‌شود .

زمانی که پدیده تکفیر و جریانات تکفیری را دنبال کنیم ، می بینیم که قبل از سال ۲۰۰۰ و در دهه ۹۰ قرن گذشته میلادی نیز  این جریان ها وجود داشته است ، اما در برخی کشورها و در برخی عرصه های محدود. اما این جریان تکفیری به این شکل که امروز معرفی  می کند، خود را نشان نداده بود. تکفیریها در پایگاههای اینترنتی فکری و اعتقادی یا در پایگاههای رسانه ای یا سیاسی یا میدانی، امروز بدون هیچ حد و مرزی و بدون هیچ قانونی موضع خود را بیان می کنند و مسائل را به فراتر از آن نیز می برند و این بسیار خطرناک است. امروز در نبرد تکفیر، آنها تنها به تکفیر اکتفا نمی کنند ، بلکه تکفیر به قتل، کشتار، جنایت، سر بریدن، شکافتن سینه، غارت و چپاول نیز گسترش پیدا کرده است . این خطرناکترین چیزی است که امت اسلام  در آن به سر می برد.

تشیع انگلیسی روی دیگر تکفیر است

متاسفانه در برخی محافل شیعی نیز گرایشهای مشخصی وجود دارد که حضرت امام خامنه ای آن را تشیع لندنی یا تشیع انگلیسی می نامند. این محافل شیعی نیز روش تکفیر و خیانت و اهانت به همه مقدسات و نمادها را در دستور کار قرار داده و نه تنها به مقدسات و نمادهای برادران اهل سنت ما، بلکه به مقدسات و نمادهای شیعه و علما و مراجع و اسوه های اخلاقی شیعیان نیز اهانت می کند.

لذا امروز می بینیم که همه امکانات برای این دو گرایش یعنی گرایش تکفیر و غلو و تندروی فراهم است، همه رسانه ها فضای لازم را برای گرایشهای تکفیر، غلو، تندروی، اهانت، توهین، اتهام، قتل و کشتار فراهم می کنند. شبکه های مقاومت از عرب ست، نیل ست و ماهواره های اروپایی حذف می شود، اما همه درهای جهان به روی شبکه های فتنه انگیز مانند وصال، صفا، فدک و غیره باز است.

اختلاف امت اسلام برنامه سرویس های جاسوسی غربی است

خواهران و برادران و ای حضرات علما!، آنچه اتفاق می افتاد، تصادفی نیست، بلکه کشورها و سرویسهای جاسوسی و مراکز مطالعاتی وجود دارند که شبانه روز فعالیت می کنند، آنها فهمیده اند که بیداری اسلامی به وجود آمده است و امت اسلامی و ملتهای مسلمان بیدار شده و به پا خاسته اند و فهمیده اند این ملتها مواضع روشنی در برابر سلطه طلبی آمریکایی و استکباری در کشورهای مسلمان و منطقه ما اتخاذ کرده اند و موضع روشن و قاطعی در پیش گرفته اند، آنها وقتی پیروزیهای مقاومت را برابر اسرائیل دیدند فهمیدند که باید اختلاف بین این امت به وجود بیاورند و هیچ راهی برای مقابله با این قیام مردمی در کشورهای اسلامی و به ویژه کشورهای عربی ندارند به جز اینکه همه این مسیرها را به طرف فتنه منحرف کنند و اختلاف بیندازند و برای پروژه های استکباری آنها هیچ چیز بهتر از این نیست که این نبرد را از عرصه واقعی و درست خود به عرصه های دیگر مانند جریانهای تکفیر و غلو منتقل کنند.

ما امروز بیش از هر زمان دیگری باید مسئولیتمان را همانند مرحوم شیخ عبدالناصر بپذیریم. ما باید از طرفی آن افراد را محاصره و با آنان مقابله و آنها را ساکت کنیم و از طرف دیگر باید برای نزدیکی و همکاری و برادری و وحدت و همگرایی بیشتر تلاش کنیم زیرا هدف تکفیری ها و تندروها و اربابان آمریکایی و صهیونیستی شان این است که بین ما جدایی بیفتد و ما از همدیگر دور شویم و هر کس به راه خود برود.

اصرار ما بر دیدار و کار مشترک بر اساس چارچوبهای سیاسی و مقاومت، بهترین پاسخ و چالش و حتی بهترین دستاوردی است که از طریق آن به شکست پروژه مقابل پی می بریم.

مثلث «پول»، «رسانه» و «تشکیلات»؛ نقشه راه چنددهه فعالیت جریان شیرازی‌ها

به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری فارس-: «مرجعیت»، «امام حسین فارسی، عربی و انگلیسی»، «الانوار»، «المهدی»، «الشعائر» و «‌خدیجه» مهمترین شبکه های رسمی جریان شیرازی هستند که نامشان در سالهای اخیر مطرح شده است. شام غریبان عاشورای سال گذشته سیدصادق شیرازی لزوم تاسیس ۱۲۰۰ شبکه ماهواره‌ای توسط شیعیان را مطرح کرد و گفت «در جهان با هفت میلیارد جمعیت، دوازده هزار شبکه ی سیاسی، تجاری، فرهنگی، خبری و تفریحی سالم و غیر سالم وجود دارد. حال اگر جمعیت شیعیان جهان را ده درصد بدانید ـ که بیشتر هم هست ـ حداقل و متناسب با جمعیت خود باید ۱۲۰۰ شبکه ی ماهواره ای داشته باشیم، اما ما در کجای این معادله قرار داریم؟» امسال و در آخرین روزهای محرم شبکه ماهواره‌ای «الزهراء»- به عنوان چهارمین شبکه مجموعه امام‌حسین(ع)- به زبان ترکی کار خود را آغاز کرد.

شاید تا همین چند سال قبل کمتر کسی در ایران جریان «شیرازی‌ها» را می‌شناخت؛ اما طی چندسال اخیر با کمک پول‌های نجومی این جریان در هیآت مذهبی، تاسیس شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای و فضاسازی گسترده در فضای مجازی؛ تفکرات انحرافی آنها ضریب بیشتری پیدا کرده است. مروری بر سابقه فعالیتهای تبلیغی شیرازی‌ها درچنددهه اخیر نشان می‌دهد این اولین بار نیست که آنها برای افزایش نفوذشان از «رسانه» کمک گرفته‌اند.

شیرازی‌ها و امام‌حسین علیه‌السلام ؛ از مبارزه تا تحجر

برخلاف «دینِ منهای سیاست» که در سالهای اخیر توسط صادق شیرازی ترویج می‌شود؛ برادر بزرگتر او سیدمحمدشیرازی که پیش از او چندین دهه مرجع تقلید این جریان بود از مهمترین مروجان «اسلام سیاسی» در عراق بود. از آنجایی که شیرازی‌ها به طور سنتی کوشیدند «حوزه کربلا» را در برابر «حوزه نجف» عَلم کنند از ابتدا «امام‌حسین علیه‌السلام» در تفاسیر و آموزه‌های آنان پررنگ بوده است. اما امام حسینِ‌(علیه‌السلام) معرفی شده در آن زمان توسط شیرازی‌ها که نماد مبارزه حق و باطل معرفی می‌شود؛ با امام‌حسینِ معرفی شده در سالهای اخیر توسط صادق شیرازی بسیار متفاوت است. اولی برای توجیه فعالیتهای سیاسی و ضداستعماری و ضداستکباری سیدمحمد تبلیغ و ترویج می‌شد و دومی برای توجیه عدم ورود سیدصادق به فعالیتهای سیاسی و تشیع به‌ظاهر غیرسیاسی.

درحالی که فضای غالب حوزه نجف همیشه غیرسیاسی بود و مراجع عراق جز در موارد خاص در سیاست دخالت نمی‌کردند، «جریان شیرازی‌ها» که سیدمحمد شیرازی پیشانی‌اش بود در سالهای دهه چهل و پنجاه شمسی جزو  پیشتازان مبارزه با استعمار و استکبار در کشورهای اسلامی و عراق و حامی دغدغه‌هایی چون فلسطین و مبارزه با اسرائیل و صهیونیسم بود.

در طول سالهای حیات سیدمحمد شیرازی، مبارزه با استعمار و نقشه‌های آنان یکی از دغدغه‌های اصلی و محور سخنان و تالیفات او بوده است. جزوات و نوشته‌هایی چون«منطق استعمار»، «دنیا بازیچه یهود»، «به سوی اتحاد اسلامی»، «نجات مسلمین»، «حسین پرچمدار آزادی» و « جهاد امام حسین علیه السلام ویارانش در شهر شهادت» از مهمترین آنهاست. سیدمحمد شیرازی در بخشی از کتاب «حسین پرچمدار آزادی» می‌نویسد: «نهضت امام حسین(ع) مربوط به زمان مخصوصى نبود تا در زمان هاى بعد فراموش شود بلکه یک نبرد حق بر باطل، عدالت بر ظلم، انسانیّت بر وحشى گرى و هدایت بر گمراهى بود، از این رو تا دنیا برقرار است حسین و جهادش فراموش نشدنى است و هرگاه بین دو گروه حق و باطل پیکارى درگیر شود این خاطره تجدید مى شود.»

سیدمحمد شیرازی که به خاطر فعالیتهایش علیه دیکتاتوری صدام همیشه مورد اذیت و آزار این رژیم قرار داشت و چندین سال در کویت مستقر بود، مدت کوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ایران مهاجرت کرد. در دوران جنگ تحمیلی صدام رسما  از او  نام برد و گفت: او که محکوم به اعدام است  از عراق به کویت و از آن جا به ایران رفته و در قم ساکن شده تا در پناه حضرت معصومه جان سالم به در برد. در حالى که حضرت معصومه در ساوه مدفون است نه در قم و من قم را تارومار مى کنم و همان جا او را از بین مى برم. این تهدید عملی و نزدیک محل سکونت او بمباران شد.  پس از این اقدام صدام بود که سیدمحمد شیرازی مدتی از قم به مشهد رفت و مدتی در آنجا ساکن شد.

سید حسن شیرازی برادر سیدمحمد نیز با همین دغدغه‌ها به سوریه رفت و در دهه پنجاه حوزه علمیه زینبیه را راه‌انداخت. سیدحسن شیرازی ۱۲ اردیبهشت ۵۹  به شهادت رسید و مراسم تشییع او در قم با عکسهای امام‌خمینی و سیدمحمد شیرازی برگزار شد. اما‌م‌خمینی فرزندش حاج‌احمدآقا را به قم فرستاد تا از جانب ایشان شهادت او را به دو برادرش تسلیت بگوید و در بخشی از پیام تسلیت خود خطاب به سیدمحمد شیرازی نوشتند: «از خبر تأسف بار و مصیبت وارده متأثّر شدم و آن را به جنابعالی تسلیت می گویم. در این گونه ترورهای ناجوانمردانه که به وسیله ایادی مزدور بعث عراق صورت می گیرد، دست جنایتکار امریکای جهانخوار به وضوح پیدا است. امید است با هوشیاری و اتحاد کامل مسلمانان به زودی قطع گردد. از خدای تعالی سلامت و موفقیت آن جناب را مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.»

 اما رابطه سیدمحمد شیرازی با انقلاب و امام اندک‌اندک تیره شد و  اعتراضات و  بدگویی‌های او آنقدر پیش رفت که نهایتا به حصر خانگی او انجامید. پیرو تغییر نگاه سیاسی سیدمحمد شیرازی  نسبت به انقلاب و جمهوری اسلامی، کم‌کم مزاج فقاهتی خاندان شیرازی نیز تغییر کرد و از «تشیع مبارز و سیاسی» به «تشیع غیرسیاسی و متحجر» تبدیل شد.

جریان شیرازی‌ها تا سال ۱۳۸۰ که سیدمحمد فوت کرد دیگر بروز و ظهور چندانی نداشت. با فوت سیدمحمدشیرازی در آذرماه ۱۳۸۰ رهبرانقلاب در پیام تسلیتی که صادرکردند از «جهاد فرهنگی و سیاسی برای اعلای کلمه‌ی اسلام و ترویج مکتب اهل بیت علیهم‌السّلام» و «تألیفات متعدد ایشان در علوم اسلامی و مبارزه با صهیونیزم و استکبار» که «متضمن مجموعه‌ی بزرگی از معارف دینی و سیاسی است» تمجید کرده و از خداوند متعال «علوّ درجات و حشر با اجداد طاهرینش را برای آن عالم بزرگوار» مسالت کردند.

با فوت سیدمحمد، برادر کوچکترش سیدصادق به عنوان مرجع بعدی خاندان شیرازی معرفی شد. او نیز چندسال اولیه‌ی مرجعیتش را در انزوا سپری کرد تا اینکه دست به ابتکاری جدید زد. جذب هیاتهای مذهبی داخل ایران و تاسیس شبکه های ماهواره‌ای. با توجه به تغییر دیدگاه فقهی-سیاسی شیرازی‌ها و تقابلشان با جمهوری اسلامی و تشیع سیاسی؛ این بار «تشیع غیرسیاسی و متحجر» در دستور کار تبلیغی آنها قرار گرفت. گویا برای آنها دشمن تغییر کرده بود و «استعمار و صهیونیسم» جایش را به «جمهوری اسلامی» داده بود.  به همین خاطر «عاشورای مبارزه با باطل و ظالم»ِ سیدمحمدشیرازی جایش را به «عاشورای سکولار»‌ی سیدصادق شیرازی داد.

«مثلث رهایی»؛ الگوی فعالیت شیرازی‌ها

حقیقت این است که جریان شیرازی‌ها از ابتدا نسبت به مساله «رسانه و انتقال پیام» و «پول» توجه ویژه‌ای داشته‌اند. سیدمحمد شیرازی که نیمه اول دهه پنجاه به خاطر فعالیتهایش علیه صدام در کویت ساکن شده بود؛ موفق شد با تجار و سرمایه‌داران شیعه‌ی کشورهای حاشیه‌خلیج‌فارس ارتباط خوبی بگیرد. همین مساله تا اکنون هم توانسته پشتوانه‌مالی خوبی برای جریان شیرازی‌ها فراهم کند.

در سالهای دهه پنجاه و شصت که هنوز رسانه‌های دیداری و شنیداری فراگیر نشده بود «کتاب» و «جزوه» یکی از مهمترین رسانه‌ها بود. به همین خاطر سیدمحمد شیرازی یکی از کارویژه‌های خود را نگارش و پخش کتابها و جزوات مختلف تبیینی قرار داده بود. هواداران او پس از فوتش درباره‌اش نوشته‌اند «او آن قدر نوشت تا انگشتان دستش از کار افتاد و در اواخر عمر بوسیله ضبط صوت مطالب ضبط و سپس از نوار پیاده مى شد.» شیرازی‌ها به خاطر اینکه بتوانند خود را در برابر مراجع و حوزه نجف، مطرح و پر سر و صدا نگه دارند راهی نداشتند جز اینکه به تبلیغات اهمیت بدهند.

بهکارگیری عنصر «پول» -که در قالب وجوهات شرعی تجار و شیعیان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نصیب شیرازی‌ها می‌شد- در مساله «تبلیغات» رمزموفقیت مطرح شدن شیرازی‌ها در برابر حوزه‌ی پرسابقه و پرنفوذ نجف در عراق بود. سیدمحمد شیرازی در سالهای ابتدایی انقلاب دیداری با «بنیاد تعالیم اسلامی» دارد که مروری سخنانش در آن دیدار، مشخص می‌کند خاندان‌شیرازی در طول این چنددهه با تکیه بر چه روشهایی توانسته رشد کند.

سیدمحمد شیرازی حرکت پیامبر در صدر سلام را داری سه پایه معرفی می‌کند و می‌گوید ما شیعیان و مسلمانان نیز باید در دنیای امروزی مبارزه خود را بر اساس همین سه پایه-که او از آن به عنوان «مثلث رهایی» نام می‌برد- استوار کنیم: «پول» که در حرکت پیامبر بر عهده حضرت خدیجه سلام الله علیها بود. «تبلیغ» که بر عهده خود پیامبر بود. ‌«قوه»[به معنای تشکیلات و سازماندهی] که برعهده حضرت ابوطالب بود.

او درباره نقش مهم پول می‌گوید: «حداقل پولی که شما باید در ظرف زمانی کم یعنی سه سال دربیاورید صدمیلیون تومان است. این حداقل پول است وگرنه صندوق خیریه و حسینیه خیلی هست و شما یک چیز جدیدی نیستید. اگر توانستید در ظرف سه سال با سختی و نقشه حداقل صد میلیون دربیاورید تازه ممکن است انسان بگوید در راه افتاده اید.

فرض کنید ده هزار صندوق خیریه درست کنید، صندوقهای کوچک.  ما در کویت درست کرده بودیم و خیلی هم پول جمع می‌کرد. یک موسسه برایش درست می‌کنید مشرف بر این ده هزار صندوق؛ یک رئیس و یک سِکرتر و چند کارمند. اینها موظفند و روزی هشت ساعت باید کارکنند که این صندوقها کجاست و چطور جمع می‌شود. این کار را بکنید یک وقت می‌بینید روزی ده هزار تومن جمع می‌کنید. مثلا در ماه سیصدهزار تومن جمع میکنید. سالی چند میلیون از این طریق جمع می کنید. انسان هرقدمی بخواهد بردارد پول میخواهد.»

سیدمحمد شیرازی درباره رکن دوم یعنی تبلیغات می‌گوید «امروزه‌ی دنیا اینقدر تبلیغات درست شده که ماها واقعا توش غرقیم. در سال شصت و هفت یا شصت و شش مسیحی یعنی چار یا پنج سال قبل ما کویت بودیم. در منشور میخواندم که شوروی در آن سال بیست میلیارد کتاب  چاپ کرده است.  آن زمان میگفتند جمعیت بشر چهارمیلیارد است. یعنی به عد هر نفر پنج تا کتاب کمونیستی پخش کرده بود! تازه این فقط شوروی بود. چین چطور؟ همان موقع نوشته بودند چین معادل تمام دنیا کتاب چاپ کرده است…ما مقابل اینجور تبلیغات هستیم. آنوقت فلان آقا کتاب چاپ می‌کند تیراژ ده هزار، این یعنی مسخره اصلا. بله ممکن است ده هزار در برابر تعداد ما که در این اتاقیم خیلی به نظرمان بیاید ولی در مقابل خود تهران که شش میلیون جمعیت دارد هم مسخره است. یعنی شما اگر شش میلیون از این کتاب چاپ کنید تازه به هرکدام ازاهالی تهران یک کتاب می رسد. مثل اینکه پانزده‌تا دونه برنج بیاورید و بگویید این شام است…پوستر همینجور. شما اگر در ایران یک میلیون پوستر چاپ کنید نصیب هر دِه شش یا هفت پوستر بیشتر نمی‌شود…. درتبلیغات مرحله اول مال تلویزیون است، مرحله دوم مال رادیو است، مرحله سوم مال جراید است، مرحله چهارم مال مجلات، مرحله پنجم مال پوستر و اعلامیه است، مرحله ششم نوبت کتاب می‌رسد.»

او درباره اهمیت تشکیلات و سازماندهی نیز با اشاره به کادرسازی منافقین می‌گود:

«شما ببینید این آقایانی که نمی‌خواهم اسمشان را بیاورم اینجا [سازمان منافقین] اینها چقدر دارند در ایران فعالیت می‌کنند و یک رئیس خاص هم دارند که میدانید. اینها رئیسهایشان هم یکی دوتا بیشتر نیستند اما از ته ایران تا سرِ ایران اینها جوان دارند دختر و پسر. یک آقایی آمده بود اینجا من بهش گفتم اینها حداقل صدهزار جوان دارند، گفت صدهزار؟ در تهران فقط صدهزارتا جوان دارند. اینها جوانهای اسلامی و مسلمان هستند اما آنها گرفتندشان. او همت دارد و اینها را گرفته، ما همت نداریم.

باید یک دستگاه داشته باشید برای جذب جوانها، دختر و پسر هم فرق نمیکند.. ما در مقابل تنظیمات[سازمانها] صهیونیّت، تنظیمات مسیحیت و تنظیمات شیوعیت(کمونیسم) قرار داریم. چقدر فرد دارند، چقدر تنظیم دارند، چقدر پول دارند. که میبینید با شهرهای ما مثل پر بازی می‌کنند، عراق را تنظیمات صلیبی باهاش بازی می کنند، افغانستان را تنظیمات شیوعی باهاش بازی می‌کنند، امریکا را تنظیمات صهیونی باهاش بازی میکنندو آمریکای ۲۵۰ میلیونی زیرنظر صهیونیها فر میخورد. با اینکه به نظر برخی تمام یهود دنیا ۱۸ میلیون هستند ولی چون تنظیمشان قوی است با آمریکای به این بزرگی بازی میکنن. اونوقت ما مسلمانها و شیعه‌ها مقابل این دستگاه هستیم نه درمقابل دستگاههای کوچک.»

شبکه‌های ماهواره‌ای شیرازی‌ها؛ وقتی چاقو دسته‌اش را می‌بُرد

با توجه به سخنان سی و چندسال قبل سیدمحمدشیرازی و مروری بر فعالیت‌های رسانه‌ای_سیاسی این جریان در یک دهه اخیر، راحت‌تر می‌توان شیرازی‌ها را تحلیل کرد. با توجه به نگاه ویژه شیرازی‌ها به استفاده از رسانه‌های به روز، طبیعی است که تاسیس شبکه های ماهواره‌ای را دردستورکار خود قرار دهند و برای تحقق «تشکیلات»ِ مطلوبشان روی «هیاتهای عزاداری» سرمایه‌گذاری کنند. «مثلث رهایی» که قرار بود علیه استعمارگران فعالیت کند، علیه جمهوری‌اسلامی و تشیع سیاسی فعال شده است.

اوایل دهه هفتاد شمسی که «ماهواره»-که آن زمان اغلب محتوای غیراخلاقی داشت- به عنوان یک بحران در ایران و کشورهای مسلمان مطرح بود، سیدمحمد شیرازی جزوه‌ای در‌همین‌باره نوشت. او ضمن پیشنهادهای سلبی مثل «فشار بر دولت‌هاى اسلامى براى جلوگیرى از ورود و نصب و به کارگیرى آنتن هاى ماهواره اى»؛ پیشنهادهای ایجابی مثل «ایجاد و راه اندازى کانالهاى تلویزیونى که از طریق ماهواره برنامه هاى سالم پخش نموده و بتواند فرهنگ اسلامى را با به کارگیرى روشهاى نوین هنرى و فنى به نحو کاملا جذاب و مورد پسند ارائه دهد.» را نیز مطرح کرد.

دی‌ماه ۱۳۸۷ صادق شیرازی در سخنرانی روز عاشورای خود از لزوم «ایجاد یک شبکه ماهواره ای به نام حضرت سید الشهدا علیه السلام با هدف پوشش دادن تمام نقاط جهان با نام آن حضرت و ترویج شعائر حسینی» سخن گفت. چندماه بعد در مرداد ۸۸  «شبکه جهانی امام‌حسین۱» به زبان فارسی آغاز به کار می‌کند. «شبکه امام‌حسین ۲» به زبان عربی آذرماه ۱۳۹۰ و «شبکه امام‌حسین۳» به زبان انگلیسی اذرماه ۹۱ تاسیس می‌شوند.

به لطف حمایتهای مادی و معنوی شیرازی‌ها، روند تاسیس شبکه‌های ماهواره‌ای همسو با آنها روند رو به رشدی می‌گیرد. شبکه‌های متعدد که مروج تشیع به ظاهر غیرسیاسی هستند و اغلب کارویژه خود را توهین و فحاشی علیه مقدسات اهل تسنن تعریف کرده‌اند و با معرفی اقداماتی چون قمه‌زنی وجهه نامطلوبی از تشیع را عرضه می‌کنند.

حالا همانطور که سیدمحمد شیرازی ترسیم کرده بود «پول» و «تبلیغات» و «تشکیلات» دست به دست هم داده‌بودند و در شبکه‌های متعدد ماهواره‌ای و هیات‌های مذهبی غیرسیاسیِ مروج شیرازی‌ها خود را نشان می‌دادند.

به جز شبکه‌ی امام‌حسین دفتر اغلب این شبکه‌ها درخارج از ایران و حتی در انگلستان مستقر است. در حالی که یک روی پروژه‌ی اسلام‌هراسی آمریکا فراهم کردن فضا برای دیده‌شدن اسلام تکفیری و داعش است، تشیع قمه‌زن و غیرسیاسی هم به راحتی و بدون سنگ‌اندازی آمریکا و انگلستان در فضای ماهواره‌ای فعالیت می‌کند.

به این ترتیب تصویری شبکه‌های ماهواره‌ای حامی شیرازی‌ها از تشیع نشان می‌دهند، مطلوب‌ترین تشیع برای آمریکا و انگلستان و تکمیل‌کننده دوگانه  ی تفرقه‌افکنانه ‌ی تشیع افراطی_تسنن تکفیری است. تشیعی که به جای دفاع منطقی از فرهنگ اهل‌بیت، در فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت و بزرگنمایی مراسماتی چون «قمه‌زنی» به عنوان شعائر حسینی خلاصه شده و  سخنرانی‌های صادق شیرازی هم به طور زنده از این شبکه‌ها پخش می‌شود

این‌ها در حالی است که شبکه‌های همسو با اسلامِ سیاسی و ضداستعماری مثل «المنار» ، «سحر»، «العالم» و «presstv» با محدودیتهای متعدد برای فعالیت روبرو هستند.

تشیع انگلیسی و تسنن وهابی، بلای جان امت اسلامی/ شبکه های فتنه انگیز فدک و وصال را بهتر بشناسیم

به گزارش قادمون به نقل از خبرگزاری شبستان؛ شبکه خبری “الفاطمیه” مصر در مقاله ای آورد: آیا ائتلاف «آمریکا» و «انگلیس» و به دنبال آنها «عربستان سعودی» و«اردن» در صدد ایجاد جنبش های افراطی شیعه در امتداد خطوط  افراطی جنبش سنی سلفی وهابی است؟ در حقیقت من برای مسلمانان شیعه از ایجاد جنبش های تکفیری توسط دستگاه اطلاعات «آمریکا» و «انگلیس» همانند اندیشه تکفیری و تروریستی سنی وهابی می ترسم.

به همین دلیل خبر افراط گرایی شیعه و هشدار نسبت به آن در صفحات رسانه ها مدام افزایش می یابد و این موضوع در برخی اظهارات شیوخ به ظاهر شیعی منعکس می شود، اما مقر آنها در «انگلیس» بوده و در واقع تئوری تکفیر را ابزاری برای کسب فوائد مالی و اطلاعاتی در راستای منافع ویژه قرار داده اند. مانند «یاسر الحبیب» و کانال انگلیسی «فدک» همراه با شعارهای به ظاهر شیعی  را می توان ذکر کرد که ممکن است همگان از خروج چنین فرقه های به اصطلاح شیعی غافلگیر شوند، همان گونه که در میان اهل تسنن نیز اتفاق افتاد. اما همه می دانند که چنین رویکرد اهل تسنن به کادرهای نظامی و خطبای مساجد تحت حمایت «آمریکا» و «انگلیس» برای ایجاد فتنه است که با استفاده از ابزار خلیجی برای تحریک فرقه ای صورت می گیرد. «انگلیس»نیز بسیاری از فرصت طلبان تکفیری شیعه را برای همین مقصود گرد هم آورده و تمام ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی را برای حمایت از آنها به کار گرفته است.

شبکه “فدک” وابسته به “یاسر حبیب” به طور کلی تفاوتی با شبکه “وصال” ندارد؛ تنها تفاوت این دو شبکه این است که شبکه “فدک” از لندن پخش می شود و شبکه “وصال” از ریاض؛ ولی شیوه هایشان تفاوتی نمی کند و به یک طرح توطئه گرانه واحد خدمت می کنند.

پشت این وضعیت جدید، یک داستان قدیمی نهفته است که به گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا در سال 2007 در آینده نزدیک شاهد افراط گرائی شیعی و مسیحی در نقاط مختلف جهان خواهیم بود. در حقیقت اطلاعات غرب بیهوده نمی گوید بلکه نشان می دهد که آنان زمینه مناسبی را برای ایجاد چنین جنبش های افراطی جهت متقاعد کردن افکار عمومی در جهت اثبات مشکل بودن دین فراهم کرده اند، مقصود از دین به مفهوم کلی آن در تمام اشکال و انواع آن است.

این حوادث دردناک چگونه می تواند رخ دهد؟ پاسخ کاملا ساده است، اکثریت رسانه های ما به حال خود واگذار نمی شوند و حقیقت جنایات تروریسم آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی را برای افکار عمومی انعکاس نمی دهند بلکه حتی برخلاف اصرار ملت «آمریکا» بر تقلبی بودن پرچم سازمان تجارت جهانی در «نیویورک»، «سیا» جهت کسب اهداف اقتصادی و استعماری، اما باز تمام شبکه های عربی بر حمایت از اطلاعات «آمریکا» و توجیه اتهام به اسلام و عرب و «اسامه بن لادن»، مزدور خود این سازمان «سیا» اصرار دارند.

یک مسلمان شیعه چگونه می تواند پشت چنین فتنه ای با استناد به طرح های شیطانی «آمریکا» بایستد و چگونه می تواند در برابر چهره هایی قرار گیرد که ستون این طرح شیطانی بوده و بازیگران آن، مردان عرب و مسلمان هستند که مانند «یاسر حبیب» در «انگلیس» پناهنده شده اند.

«یاسر حبیب» که در حقیقت طرح فتنه انگیز وهابیت تکفیری در جهان عربی و اسلامی است، مورد نکوهش و نفرین تمام علمای شیعه قرار گرفته است. شبکه «فدک» نیز با این بهانه که کانال هایی پیوسته شیعه را مورد تهاجم قرار می دهند، ما نیز تسنن را مورد حمله قرار می دهیم. تمام این شبکه ها در راستای ایجاد فتنه و آشوب در حوزه خلیج فارس عمل می کنند.

به طور خلاصه تمام اقدامات این نوع شبکه ها توسط مأموران اسرائیلی اداره می شود و اگر حتی مورد حمایت مستقیم آنها نباشد، از طریق نفوذ آنها در ایجاد تفرقه و فتنه در بین مسلمانان عمل می کنند. بنا بر این هیچ تفاوتی بین چنین شبکه هایی با سربازان فرقه گرا در اصل هدف وجود ندارد.

سیدالشهداء علیه السلام محور وحدت جهان اسلام است / آل سعود ، حامی تشیع انگلیسی است

به گزارش قادمون ، آیت الله محسن اراکی دبیر کل مجمع جهانی تقریب جمعه گذشته در گفت و گو با برنامه «گفتگوی جمعه» شبکه قرآن، با بیان اینکه آنچه همه اسلام، قرآن کریم و نام رسول اکرم(ص) را زنده نگه داشته است قیام عظیم سیدالشهداء است، اظهار داشت: در منابع معتبر دینی آمده است که بنی امیه اعلام کرده بودند که قصدشان امحا نام محمد است اگر قیام سیدالشهداء نبود این فاجعه رخ می داد بنابراین کل مسلمین مدیون سیدالشهداء هستند و کل اسلام و حیات اسلام مدیون قیام حسینی هستند.
 
وی افزود: در منابع اسلامی تأکید شده است که اهل بیت(ع) تضمین کننده وحدت مسلمین هستند و این وحدت است که مسلمین را از خطرات و نابودی نجات می دهد.
 
دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ادامه اظهار داشت: در منابع اهل سنت و هم در منابع تشیع آمده است که رسول اکرم (ص) می فرماید: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بیتی أمان لامتی من الاختلاف» (همان گونه که ستارگان برای مردم زمین در پیدا شدن راه و جلوگیری از غرق شدن امان هستند، اهل بیت من نیز برای امت اسلامی نقش وحدت آفرینی دارند).
 
آیت الله اراکی با تاکید بر اینکه اهل بیت(ع) و بویژه سیدالشهداء(ع) محور وحدت جهان اسلام هستند و این یک اصل مسلم است ٬ افزود: هرجا دوری از اهل بیت(ع) بوده و دشمنی با اهل بیت شعار و مسلک قرار داده شده است آنجا اختلاف، دشمنی و کینه توزی شروع شده است اما در مقابل هرجا محبت اهل بیت(ع) و دوستی با آنها وجود داشته آرامش و وحدت حکمفرما شده است.
 
دبیرکل مجمع جهانی تقریب تأکید کرد: اگر می خواهیم عزت داشته باشیم اگر می خواهیم در دو جهان سعادتمند شویم باید محبت اهل بیت(ع) را شعار خود قرار دهیم.
 
آیت الله اراکی با اشاره به حدیث ثقلین «إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض ما إن تمسّکتم بهما لن تضّلوا و لن تزّلوا» (من در میان شما امت دو چیز نفیس وزین و گرانبهایی را باقی گزارده ام که کتاب خدا و عترت من، که اهل بیت منند، که این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند تا وقتی که بر من نزد حوض کوثر وارد شوند. مادامی که به این دو تمسک بجویید گمراه نمی شوید و نمی لغزید)، اظهار داشت: هیچ آیه ای در قرآن کریم بدون بیان محمدی و نبوی نیست و این حدیث نیز تفسیر آیه «واعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرّقوا» است.
 
دبیر کل مجمع جهانی تقریب در ادامه اظهار داشت: امروز عربستان سعودی به پایگاه تفرقه در جهان اسلام مبدل شده است سردمداران این رژیم قبور ائمه در قبرستان بقیع را تخریب کردند که این عدم محبت به اهل بیت(ع) موجب شده که عربستان به پایگاه تفرقه در جهان اسلام مبدل شود اما در مقابل جمهوری اسلامی ایران پایگاه وحدت در جهان اسلام چون ایران دوستدار و محب اهل بیت(ع) و مرکز محبت به اهل بیت است.
 
وی افزود: حتی مسئله عزاداری سیدالشهداء هم منشأ وحدت است در خیلی از منابع اهل سنت این روایت مسلم است که نبی اکرم(ص) بر سید الشهداء گریسته است بنابراین گریه سنت رسول اکرم(ص) است اینکه سوگواری می کنیم سنت رسول الله است. اهل سنت کشورمان و اهل سنت سایر کشور های اسلامی مسئله سنت سوگواری بر سیدالشهداء را انجام می دهند که این منشأ وحدت است.
 
آیت الله اراکی در پاسخ به سوالی پیرامون اینکه اکنون در آستانه بیست وششمین سالروز تأسیس مجمع جهانی تقریب قرار داریم و مجمع جهانی تقریب تاکنون چه تأثیرات در این زمینه داشته است، اظهار داشت: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از زمان تأسیس تا کنون تلاش کرده است گام های بسیار بلندی در این راستا بردارد اگر تلاش های مجمع جهانی تقریب نبود امروز شاهد منزوی شدن گروههای تکفیری نبودیم و اکنون به تدریج یک اجماع بین المللی علیه گروههای تکفیری و گروههای تفرقه گرا شکل گرفته است.
 
وی افزود: اینکه شیخ الازهر و بسیاری از علمای اهل سنت جهان اسلام در کنفرانس گروزنی که اخیر در چچن برگزار شد اعلام کردند که وهابیت جزء فرق اسلامی نیست یک اتفاق بسیار خوبی است که در این عرصه رخ داده است.
 
آیت الله اراکی گفت: یک پیام برای برادران اهل سنت دارم و آن این است که رسانه هایی که امروز با نام شیعه به خلفای اسلام و همسر پیامبر توهین می کنند و استراتژی آنها نشر تفرقه و دشمنی و کینه توزی است این رسانه ها به وسیله عربستان سعودی پشتیبانی مالی می شوند.
 
وی افزود: این جریانی که از آنها تحت عنوان شیعه انگلیسی یاد می شود اکنون بیش از ۲۵ شبکه ماهواره ای تبلیغاتی راه اندازی کرده اند که هدف این شبکه ها مقابله با اهل سنت و ایجاد تفرقه در جهان اسلام است و اینها از سوی دشمنان اسلام و رژیم آل سعود حمایت می شوند.
 

حسینیه اعظم زنجان، نماد جهانی وحدت و همبستگی تشیع و مخالف تفرقه افکنی تشیع انگلیسی است

به گزارش قادمون ، مرتضی صفری در جلسه هماهنگی برگزاری دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان که در محل این مسجد و با حضور اعضاء هیئت امناء و مدیران واحدهای مختلف و برنامه سازان مرکز برگزار شد، با اشاره به ترفندهای نوین مبتنی بر نفاق نظام سلطه جهانی تصریح کرد: بارزترین هدف تشیع انگلیسی ایجاد تفرقه در جهان اسلام و برجسته سازی اختلاف دیدگاهها بین شیعه وسنی می باشد وبرابر نظر رهبر معظم انقلاب، هر حنجره ای که برای تفرقه باز شود بلندگوی دشمن است.
 
وی هدف دیگر تشیع لندنی را سکولاریزه کردن هیئت مذهبی عنوان کرد و گفت: تبلیغ تئوری منحط جدائی دین از سیاست در قالب همین راهکار دشمن است.
 
صفری در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اهمیت پوشش بی نقص وپایدار این حرکت عظیم بعنوان نماد جهانی وحدت و همبستگی تشیع خاطر نشان کرد:همکاران مرکز با اخلاص وعاشقانه ، همانند سالهای گذشته وپرشکوهتراز قبل آماده ثبت این واقعه بزرگ فرهنگی-دینی هستند ودر این خصوص هماهنگی لازم با مبادی ذیربط در سازمان صورت گرفته است.
 
وی بهره گیری از۳واحد سیار تلویزیونی، یک واحد سیار رادیویی، ۱۸دوربین تصویربرداری ثابت ومتحرک، استفاده از بالگرد و کوادکم، سیستم صدابرداری پارابولیک با برد زیاد وپوشش مناطق انتهایی مسیردسته عزاداری تا مقابل امازاده سید ابراهیم(ع) را از جمله پیش بینی های صورت گرفته در راستای پوشش این مراسم معنوی بیان کرد.
 
رئیس هیئت امناء حسینیه اعظم نیز با تشکراز تلاش شبانه روزی رسانه ملی واستانی، پخش صحنه های بی بدیل دسته عزاداری این مسجد را عامل مهمی در جذب قلوب عاشقان ودلدادگان ابا عبدا..الحسین دانست.
 
غم پرور عنوان پایتخت شور وشعور حسینی را نشان اوج عشق وارادت مردم ولایتمدار استان زنجان به ساحت اهل بیت عنوان کرد وافزود: کار ارزشمند صداوسیمای مرکز زنجان در پخش زنده برنامه جمع خوانی قرآن درماه مبارک رمضان وعزاداری بی آلایش وبدور از خرافه، بهترین تبلیغ واشائه فرهنگ شیعی است.
 

اختتامیه نشست جریان شناسی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی

جریان شناسی تشیع انگلیسی

جریان شناسی تشیع انگلیسی -نشست مشترک علما و چهره های تقریبی شیعه و اهل سنت مناطق تلفیقی خراسان رضوی با عنوان نشست جریان شناسی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکاییامروز در مشهد پایان یافت.

به گزارش خبر گزاری صدا و سیما، مدیر اجرایی حوزه علمیه خراسان امروز در این مراسم گفت: یکپارچگی مردم و استقلال کشور بزرگترین نعمت است و دشمن درصدد است از طریق نفوذ، آزادی و وحدت را از بین ببرد پس باید اختلافات را کنار بگذاریم و بیش از پیش متحد شویم.

حجت الاسلام اکبر فرجام افزود: ولایت تعیین کننده مرز بین کفر و حق است و برای جلوگیری از نفوذ دشمن باید شیعه و سنی و همه اقشار اجتماع گوش به فرمان رهبری باشند.

وی گفت: اینکه امروز به نام اسلام، در دنیا مسلمان کشی به راه انداخته اند نشان می دهد مرزهای بین کفر و اسلام جا به جا شده است.

مدیر اجرایی حوزه علمیه خراسان گفت: رسالت علما در این برهه معرفی دین به مردم است تا عناصر افراطی فرصت نیابند تا به نام اهل بیت(ع) اهل سنت را تهدید کنند یا جوانان اهل سنت را در مقابل شیعه بشورانند.

حجت الاسلام فرجام نشست جریان شناسی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی افزود: اختلاف در دین پذیرفته است اما تنازع پذیرفته نیست و باید اختلافات بین شیعه و سنی در مجالس بحث و وعظ بیان و ختم شود تا زمینه ای برای پیکار و دشمنی نشود.

جریان شناسی تشیع انگلیسی

مدیر اجرایی حوزه علمیه خراسان همچنین انقلاب اسلامی را مرکب از سه ضلع ایمان مردم، وحدت ملت و رهبری اعلام کرد و افزود:دشمنان لحظه به لحظه اوضاع را رصد می کنند و برای تخریب نظام از هر سه ضلع وارد میشوند تا مثلث انقلاب را برهم بریزند.

معاون فرهنگی اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی نیز گفت: نشست جریان شناسی تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی با حضور 120 نفر از علما و چهره‌های تقریبی شیعه و اهل سنت مناطق تلفیقی خراسان رضوی در زائرسرای کارگران مشهدبرگزار شد.

علما در چهار کمیسیون مجزا با موضوعات حج، وحدت، دشمن شناسی و تقریب مذاهب مشکلات را استخراج و راهکارها را تبیین کردند.

مدیر کل ادیان و مذاهب سازمان تبلیغات اسلامی کشور گفت: تفرقه بین ادیان و مذاهب، نقشه شوم دشمنان است و مسلمانان از تفرقه منع شده اند.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، حجت الاسلام و المسلمین احمد حاتمیان در نشست مشترک علما و چهره های تقریبی شیعه و اهل سنت مناطق تلفیقی خراسان رضوی افزود: شکوفایی و باروری همه علوم در سایه اختلاف اندیشه ها و تفکرات اندیشمندان ایجاد شده و این گونه اختلاف ها امری طبیعی است، اما آن چه در اسلام از آن منع شده، تفرق و تنازع است.
حاتمیان ادامه داد: مشکل امروز ما جهالت عده ای است که برداشتی غیرصحیح و گمراه شده از اسلام دارند.
او تصریح کرد: در شرایط امروز، حضور شوم دو جریان افراط گرای تشیع و تسنن در جهان اسلام مشکلاتی را ایجاد کرده است که از تفکر انگلیسی و یا آمریکایی سرچشمه می گیرد.
حجت الاسلام و المسلمین حاتمیان با اشاره به بخشی از نقشه های این دو جریان برای جذب مسلمانان اهل سنت و شیعه، افزود: فعالان این جریان ها از واژه های زیبا و فضیلت و ارزش های اسلامی مقدس همچون هجرت، جهاد، شهادت و خلافت رسول الله استفاده می کنند و مسلمانان را از سراسر جهان به سمت خود می کشانند تا اهداف خود را دنبال کنند.
او بر ضرورت هم اندیشی و همراهی عالمان اهل سنت و شیعه برای مقابله با این جریان ها تاکید کرد.
امام جمعه اهل سنت تربت جام، هم در این نشست با اشاره به آیات قرآن کریم،گفت: اگر کسی به دنبال تفرقه برود، قطعا بر خلاف دستور صریح خداوند در قرآن مجید عمل کرده است.
مولوی شرف الدین جامی الاحمدی افزود: این دوران فصلی حساس از تاریخ اسلام را تشکیل می دهد که باید علما و اندیشمندان آن را بشناسند و به اهل سنت و شیعه معرفی کنند تا دیگر فریب این فرقه سازی ها را نخورند و البته وظیفه سنگین تر علما و دولتمردان مسلمان در ایران و در دیگر نقاط، چه شیعه و چه اهل سنت، این است که خود در گفتار و عمل عامل اتحاد داشته باشند و تفرقه پرهیز کنند.
دستیابی به تفاهم مشترک درباره مسائل و مشکلات جهان اسلام و راههای مبارزه با افراطی گری از اهداف برگزاری این نشست بود.
برگزاری کارگروه های راهکارهای اجرایی وحدت و تقریب، سبک زندگی در آرمان وحدت، حج ابراهیمی و دشمنان وحدت و روش مواجهه با توطئه آن ها از برنامه های این نشست بود .

این نشست با هدف تولید مطالب محتوایی برای علما برای استفاده در سخنرانیها و مجالس و استخراج راهکارهای عملی برای تحکیم وحدت برپاشد.

 منبع خبر:

ویدئوهای وب سایت قادمون را  در آپارات دنبال کنید

مقصر کشتار شیعیان نیجریه ، ایران است ! + فیلم

به گزارش  قادمون ، پس از کشتار تعداد زیادی از شیعیان نیجریه و جریحه‌دار شدن قلب مسلمانان جهان از این جنایت ، جریان انحرافی صادق شیرازی و حسن اللهیاری ، به توجیه این جنایت دولت نیجریه پرداختند.

 

در همین راستا ، فرقه‌ی انحرافی صادق شیرازی که سال‌هاست از صدور و گسترش فکر و روحیه‌ی ضد استکباری ِجمهوری اسلامی ایران در جهان که برخاسته از اسلام ناب محمدی است ، بیمناک است و خود را به‌دروغ تنها میراث دار تشیع راستین معرفی می‌کند ، با وقاحت تمام این کشتار مظلومانه را به گردن جمهوری اسلامی انداخته است !

 

این جریان تکفیری که دقیقاً روی دیگر وهابیت در عصر حاضر است و همواره توهین و تکفیر بزرگان شیعه را در کارنامه‌ی ذلت‌بار خویش دارد ، این بار نیز به‌جای محکومیت دولت‌های اسلام‌ستیز خصوصاً آمریکا ، صهیونیست و عربستان جنایت‌کار که اختلاف بین مسلمین و تفرقه‌افکنی را نشانه رفته‌اند ، بار دیگر کینه‌ی شیطانی و نفسانی خویش را آشکار کرده و علت این کشتار وحشیانه را عکس‌های بزرگی از امام راحل و عظیم‌الشأن و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، معرفی می‌کند که شیعیان مظلوم نیجریه در حسینه ها و مراکز خویش نصب نموده‌اند !!!

 

این شیعیان تکفیری و انگلیسی هرگز نیندیشیده‌اند که دشمنان دنیای اسلام هیچ‌گاه با عکس و تصویر کسی دشمنی نکرده‌اند بلکه با تبلیغ آموزه‌های اسلام ناب محمدی و روحیه‌ی استکبارستیزی و دفاع از مظلوم ، دشمن‌اند ؟

 

آیا دشمنان اسلام با بیت شیرازی‌ها در لندن نیز چنین برخوردی می‌کنند و محدودیتی برای آن‌ها در انگلیس فراهم می‌کنند یا بلکه در حمایت‌های رئوفانه ی مادی و معنوی ملکه‌ی انگلیس ، به‌راحتی به تکفیر و تفسیق علمای شیعه می‌پردازند و آب تفرقه در آسیاب دشمن می‌ریزند ؟

 

آیا مشکل دشمن تنها تصویر اشخاص است نه حضور آزاد و فعالانه­ ی آن­ها؟ آیا آزادی بی‌حدواندازه‌ی بیت شیرازی‌ها در انگلیس و انجام امور محوّله در تفرقه‌افکنی و سب و لعن مقدسات اهل سنت ، وهابیت تکفیری را تحریک به مقابله و کشت و کشتار نمی‌کند بلکه تصاویر امام خمینی و امام خامنه‌ای موجب برافروخته شدن تعصبات وهابیت می‌شود ؟

 

098

 

از آمریکا نیز ، شیخ حسن اللهیاری که همواره با اظهارنظرهای مخالف اعتقادات شیعه مورد تمسخر مردم قرارگرفته ، در جدیدترین سخنان خود بیان کرد که دولت نیجریه برای جلوگیری از گسترش حزب‌الله مجبور شده تا شیعیان را قتل‌عام کند.

 

وی که ابتدا عدم آگاهی خود را از حقیقت این جنایت اعلام می‌کند، در ادامه به تحلیل این جریان می‌پردازد و به نحوی توجیه آل سعود و دولت نیجریه را برای این کشتار ـ که عبارت است از جلوگیری از روحیه مقاومت و استکبارستیزی ـ منطقی قلمداد می‌کند.

 

کوته‌بینی‌های این شیخ لس‌آنجلسی به اینجا ختم نمی‌شود و با توهین به شیعیان جهان و مزدور و جاسوس خواندن آن‌ها، کینه خود را از جمهوری اسلامی ایران به نمایش می‌گذارد، و بیان می‌کند تا زمانی که جمهوری اسلامی وجود دارد، شیعه کشی نیز دیده می‌شود.

 

باید این نکته را به این روحانی‌نما متذکر شد که به شهادت خود شیعیان نیجریه اولاً شیخ زکزاکی و شیعیانی که در نیجریه به شهادت رسیدند، همه متأثر از انقلاب اسلامی و به برکت انقلاب اسلامی به مذهب تشیع گرویده‌اند، ثانیاً امروزه در جهان تعداد بی‌شماری از انسان‌ها به سبب آشنایی با جمهوری اسلامی، مذهب تشیع را برگزیده‌اند، چگونه می‌توان توقع داشت که آن‌ها از این انقلاب اعلام بیزاری کنند؛ ثالثاً آیا عزتی که شیعیان از این انقلاب کسب کرده‌اند، بالاتر است یا شیعیان مظلومی که براثر نفرت پراکنی های امثال اللهیاری، به دست وهابیت کشته می شوند؟

 

خطر جریان شیعه انگلیسی بیشتر از خطر شیوخ وهابی است

به گزارش قادمون ، حجت الاسلام مهدي مسائلي، در جمع طلاب مدرسه علميه عباسقلي‌خان مشهد با اشاره به رفتارهاي وحدت‌شكن و افراطي جريان موسوم به شيعه انگليسي، گفت: اين جريان انحرافي وحدت اسلامي را به معناي وحدت مذهبي تعريف مي‌كند و آن را به شيعه نسبت مي‌دهد. اين گروه در عمل به دنبال وحدت مذهبي هستند و مي‌گويند از طرفداران داعش گرفته تا اهل تسنن و حتي همه شيعيان بايد به نحوي رفتار كنند كه آن‌ها درست مي‌دانند.

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت» ادامه داد: جريان شيعه انگليسي با نسبت دادن مسئله وحدت به برخي از شخصيت‌هايي كه راهشان از مسير انقلاب جدا شده، سعي دارد موضوع وحدت را در چشم دوستداران انقلاب، اشتباه جلوه دهد، اين در حالي است كه لزوم وحدت اسلامي از فرمايشات اهل بيت عليهم‌السلام گرفته مي‌شود.

*مفهوم وحدت در سیره اهل بیت(ع)

اين پژوهشگر حوزوي در ادامه به بيان دو معناي مهمي كه اهل بيت عليهم السلام در موضوع وحدت به آن اشاره كرده‌اند، مسئله «وحدت اسلامي» را اولين اين موضوعات عنوان كرد و افزود: وحدت اسلامي يعني هركس توحيد و نبوت حضرت رسول(ص) را قبول داشته باشد و شهادتين را بر زبان آورد، مسلمان است، البته اخيرا برخي مي‌گويند ما وحدت را قبول داريم، اما به معنای وحدت سياسي، به اين معنا كه ما با اهل سنت دشمن هستيم و هيچ اشتراكي با هم نداريم، اما فعلا به خاطر وجود دشمن مشترك، اقدام به وحدت تاكتيكي مي‌كنيم!!

*دفاع شیعه از اهل سنت

حجت الاسلام مسائلي با اشتباه خواندن چنين برداشتي از موضوع وحدت، خاطر نشان كرد: پایه اصلی وحدت اسلامي بر اساس حقيقتي به نام اسلام است و اگر ما از اهل سنت دفاع مي‌كنيم، براي تقويت شيعه نيست، بلکه براي تقويت اسلام است، زيرا در اين صورت هم شيعه و هم سني قوي خواهند شد.

*تفاوت “وحدت استراتژیک” و “وحدت اسلامی”

وي با تاکید بر این که وحدت ما وحدت حقيقي است، ابراز داشت: در وحدت استراتژيك تنها مصلحت شيعه در نظر گرفته مي‌شود، درصورتي كه در وحدت اسلامي مصلحت اسلام بر تمام فرق و مذاهب مي‌چربد، كما اينكه در سيره اميرالمؤمنين(ع) نيز در موارد متعدد شاهد اين امر هستيم كه هر كجا مصلحت اسلام در خطر است، با اينكه مصلحت شيعه گاه امر ديگري را اقتضا مي‌كند، حضرت به عمل مطابق مصلحت اسلام مي‌پردازند.

*تاکید اهل بیت(ع) بر تقریب مذاهب

حجت الاسلام مسائلي، بحث “تقريب مذاهب اسلامي” را دومين امري دانست كه اهل بيت عليهم‌السلام به آن اشاره كرده‌اند، افزود: ما خيال مي‌كنيم بحث تقريب مذاهب اسلامي در سال‌هاي اخير به وجود آمده، درحالي كه معنا و اهداف اين بحث در سيره اهل بيت(ع) وجود دارد.

این محقق حوزوی بيان اين كه امامان معصوم عليهم‌السلام، ائمه تمام مسلمين هستند، نه فقط ائمه شيعه، خطاب به سردمداران جریان شیعه انگلیسی گفت: در فضايي كه شما به مقدسات طرف مقابل توهين و تمام عقايد او را طرد كنيد، كسي قطعا حرف شما را گوش نخواهد كرد، چرا که تقريب مذاهب اسلامي تنها در يك فضاي دوستانه امكان‌پذير است.

*تندروی ها عامل ریخته شدن خون شیعیان

وی خاطرنشان کرد: معمولا در بيان ضررهاي ناشي از بي احترامي به عقايد طرف مقابل به بحث خسارت جاني و اينكه خون شيعيان در نقاط مختلف با اين كارها ريخته مي‌شود، اشاره مي‌كنند، اما ضرر بالاتر اين است كه ما عده‌اي را از پذيرش عقايد شيعه محروم مي‌كنيم و آسیب اين خطر به مراتب بيشتر است.

*روایتی از امام صادق(ع)

حجت الاسلام مسائلی به مفهوم “سوء تبليغ” و “تبليغ سوء” اشاره کرد و افزود: براي مثال اگر يك شيخ وهابي چندين جلسه صحبت كند، اثرآن به مراتب از كمتر يك تبليغ نابه‌جاي ماست. نكته جالب اين كه در روايات ائمه اطهار عليهم‌السلام نيز اين موضوع مورد توجه قرار گرفته و ايشان گناه اين رفتارها را بسيار سنگين‌تر از به ‌شهادت رساندن ائمه عليهم‌السلام دانسته‌اند، چرا كه شمر و يزيد جان اهل بيت عليهم‌السلام را گرفتند، اما نتوانستند خللي در تعاليم آن‌ها ايجاد كنند، اما كسي كه با تبليغ غلط و نابجا تعاليم آن‌ها را تخريب مي‌كند، كارش از امام كشي نيز بدتر است. از اين جهت است كه در حديثي از امام‌صادق عليه‌السلام آمده است «يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّ الْمُذِيعَ لَيسَ كَقَاتِلِنَا بِسَيفِهِ بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْراً بَلْ هُوَ أَعْظَمُ وِزْرا؛ يا ابْنَ النُّعْمَانِ، إِنَّهُ مَنْ رَوَى عَلَينَا حَدِيثاً فَهُوَ مِمَّنْ قَتَلَنَا عَمْداً وَ لَم يقْتُلْنَا خَطَأً.[1] اي پسر نعمان، فاش‌كننده سرّ [ما] مثل كُشنده ما با شمشير خودش نيست؛ بلكه گناه او سنگين‌تر است. اي پسر نعمان، هركس حديثى ضد ما نقل كند، از شمار كسانى باشد كه ما را به‌عمد كشته است، نه به‌خطا.»

نویسنده كتاب «پيشوايان شيعه، پيشگامان وحدت»  تصریح کرد: مخاطب اصلي اين روايت كساني هستند كه حرف‌هاي صحيح ائمه اطهار عليهم‌السلام را نابجا و بدون در نظر گرفتن ملاحظات تبليغي بيان نموده و با اين كار، ديگران را از مكتب اهل بيت عليهم‌السلام رويگردان مي‌كنند.

*وحدت اسلامي؛ اساس مبارزه با وهابيت

حجت الاسلام مسائلي با بيان اين مطلب كه وحدت اسلامي اساس مبارزه با وهابيت است، خاطر نشان كرد: افكار داعش سال‌هاست در حال تبليغ درميان اهل سنت است. القاعده از بين رفت، داعش آمد، داعش هم از بين برود چيز ديگري به جاي آن خواهد آمد.

وي صحبت با علماي اهل سنت و ايجاد زمينه جهت فتوا دادن عليه داعش توسط اين افراد را چاره کار دانست و افزود: بايد با علماي معتدل اهل سنت ارتباط بگيريم. زماني طرف گفتگوي ما الازهر بود، اما امروزه متاسفانه شاهد آن هستيم كه عربستان و جريان وهابيت محور گفتگوها را به سمت خود مي‌كشاند. ‌ما بايد خود اهل سنت را ترغيب كنيم تا عليه وهابيت كتاب بنويسند.

منبع : خبرگزاری«حوزه»

پشتیبانی یهود از فرقه ی شیرازی ها !

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران تازه‌ترین جلسه اخلاق خود را که در شب میلاد فرخنده پیامبر(ص) و امام صادق(ع) برگزار شد، به این موضوع اختصاص داد که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

 

حالا علّت این که یک عدّه با هفته وحدت مخالف هستند، چیست؟ جز یهود ملعون، چه کسی از اختلافات سود می‌برد؟!

 

ما نباید کاتولیک‌تر از پاپ شویم، مگر ما از ائمّه دین‌شناس‌تر هستیم؟! آن‌ها برای حفظ اتّحاد، خلفا را یاری کردند تا دین بماند. برای همین است که خودشان گفتند: «لو لا علی لهلک …». چون حضرت آن‌ها را یاری می‌کردند.

 

حالا معلوم می‌شود کسانی که در این زمانه، کاسه داغ‌تر از آش شدند، اصلاً متوجّه اسلام و دین نیستند، سیّاس کیّاس نیستند، در حالی که بیان شده: «المؤمن کیّس» مؤمن، مکر ندارد، ولی سیاست و کیاست دارد و مراقب است که دشمن از حرکاتش سوء استفاده نکند.

 

لذا با کمی دقّت متوجّه می‌شویم که این تکفیری‌ها و عوامل اختلاف در مسلمین، از کجا سرچشمه می‌گیرند. وقتی این‌ها مجروح می‌شوند، به بیمارستان‌های تل آویو و حیفا منتقل می‌شوند تا درمان شوند. حالا کدام آدم عاقلی است که متوجّه نشود دست یهود در کار است؟!

 

این باند شیرازی‌ها هم که سبب اختلاف‌افکنی شدند، از همان طریق پشتیبانی می‌شوند. آن‌ها به فتوای مراجعمان که بیان فرمودند: نباید لعن علنی بیان شود هم اعتراض کرده و این مراجع بزرگوار، اهانت و جسارت می‌کنند.

 

لذا با کمی تأمّل می‌فهمیم که عامل این اختلافات، یهود است. چون آن‌ها به خصوص بعد از انقلاب دیدند که این اسلام ناب تا کجاها رفته و چگونه دراد گسترش پیدا می‌کند، لذا تصمیم بر نفوذ و تفرقه‌افکنی در آن گرفتند. شیخ زکزاکی، مالکی مذهب بود، امّا با جریان انقلاب اسلامی ایران، به این اسلام ناب پیوست و میلیون‌ها نفر را به اسلام ناب دعوت کرد. وقتی فهمیدند که این‌طور دارد گسترش می‌یابد شروع به خرابکاری کردند.

 

برای همین است که بیان شده قبل از ظهور ما باید تمرین امام و امّتی داشته باشیم. امام المسلمین یکی بیش نیست. اصلاً بحث بیان کردن لفظ امام به این دو سیّد بزرگوار همین است.

 

همان‌طور که بیان کردم: امام وقتی در نجف بودند و رساله‌شان چاپ شد و دیدند بر روی آن نوشته شده: زعیم حوزه‌های علمیّه، سریع اعتراض کردند و فرمودند: بروید آن را بردارید و مجدّد چاپ کنید. اطرافیان چون می‌دانستند امام در بحث اسراف بسیار دقیق هستند، گفتند: آقا! دیگر چاپ شده، اسراف است. امام برآشفتند و فرمودند: شما می‌خواهید اسراف را به من یاد بدهید، بروید عوض کنید. وقتی به چاپخانه رفتند، مسئول آن‌جا گفت: این سیّد کیست که برای این مطلب معترض شده، ما این را برای تمام مراجع می‌نویسیم و کسی تا به حال اعتراض نکرده است!

 

امّا همین امام در سنّ هشتاد سالگی که به ایشان امام گفتند، هیچ اعتراضی نکردند، آیا در آن سن، تازه حبّ به ریاست پیدا کرده بودند؟! خیر، ایشان می‌دانستند که در این دوره باید بحث امام و امّت تمرین شود و إلّا خودشان هم می دانستند که معصوم نیستند. حالا در مورد امام المسلمین هم همین‌طور است، خدا لعنت کند کسانی را که نگذاشتند بعد از امام، به ایشان هم امام گفته شود.

 

امّت، یازده امام را قدر ندانستند، خدا هم آخرین ذخیره خود را تا آمادگی نبیند، نمی‌فرستد. پس حداقل در میان ما که داعیه‌دار اسلام ناب هستیم باید بحث امام و امّت تمرین شود تا حضرت ظهور کنند.

 

پس همان‌طور که بیان شد توأمان شدن این دو ولادت بحث وحدت است و این که دین غیر از یک دین نیست و مذاهب همه تراشیده یهود هستند. دشمن این وحدت را نمی‌خواهد. وهابیّت و بهائیّت دو بازوی یهود هستند. وهابیّت را در بین اهل جماعت ایجاد کردند. اوایل علمای اهل جماعت اعتراض کردند و آن‌ها را تکفیر کردند، امّا بالاخره در آن‌جا نفوذ پیدا کردند و الآن هم حکومت می‌کنند و تکفیری‌ها هم شکل داده‌اند. امّا بهائیّت در این‌جا از بین رفت. حالا که دیدند از آن، نتیجه‌ای نگرفتند، سراغ افرادی که به ظاهر در لباس مرجعیّت هستند و به ظاهر هم خیلی ولایت اهل بیت را دارند، رفتند و از طریق آن‌ها در بین شیعیان اختلاف افکنی می‌کنند و شبکه‌های ماهواره‌ای زیادی در اختیارشان قرار دادند. امّا در حالی که این افراد، دروغ‌گویان عالم هستند و از لحاظ علمی هم در حدّ مرجعیّت که هیچ، حتّی طلبه‌های ما هم حاضر به مناظره با آن‌ها هستند.

 

امّا آنچه حائز اهمیّت است، این است که هر دو گروه،هم تکفیری‌ها و هم این افرادی که ظاهر ادّعای ولایت اهل‌بیت را دارند، با جمهوری اسلامی مخالفند. یعنی می‌توان فهمید که وجه مشترک آنان، از بین بردن اسلام ناب است. یهود می‌خواهد عالم اسلام را با هم درگیر کند و همدیگر را بکشند و خودش هم از دور نظاره کند.

 

همین افراد که ادّعای تشیّع می‌کنند، سید حسن نصرالله عزیز را لعن می‌کنند و می‌گویند: موشک‌های آنان بر سر زنان و فرزندان یهود فرود می‌آید. یعنی خودشان هم دارند نشان می‌دهند که داعیه‌دار دفاع از یهود هستند، در حالی که اصلاً صهیونیست‌ها عمداً آمدند و سرزمین فلسطینی‌ها را اشغال کردند. مشخّص است که وقتی افرادی با این پول‌های انگلیسی تغذیه شوند، از یهود هم دفاع خواهند کرد. / فارس

 

تاریخچه و بیان واقعیت جریان انحرافی شیرازی ها + صوت

به گزارش قادمون ، کارشناس مسائل بین‌الملل و منطقه ظهر امروز در دانشگاه اصفهان، اظهار کرد: بحث تشیع انگلیسی از مباحث مهم و خطرناک امروز ماست، مسائل سیاسی خیلی راحت واکاوی می‌شود ولی مبحث تشیع لندنی بسیار حساس است.

 

سید هادی سیدافقهی در همایش اسلام ناب، وحدت اسلامی مبحث تشیع انگلیسی را مثل ترکش اصابت شده به نخاع تشبیه کرد و گفت: اگر پزشکان برای بیرون آوردن این ترکش دقت لازم را به عمل نیاورند و در مسئله تشیع لندنی که بحث مربوط به مرجعیت است حساسیت لازم رعایت نشود، ضربه زیادی به پیکره شیعه وارد می‌شود.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام عنوان کرد: اگر دشمن موفق شود جایگاه رفیع مرجعیت در شیعه را لوث و آسیب‌پذیر کند، چیزی برای شیعه باقی نخواهد ماند و تفرقه گسترش پیدا می‌کند و با مرجع تراشی‌ها عمود اصلی تشیع را تخریب و شکننده می‌کند.

 

وی دلیل اینکه رهبری مکرراً خطر تشیع لندنی را هشدار می‌دهند، به دلیل این است که آن‌ها با ابزار رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند و تیغ رسانه برنده‌تر از تیغ شمشیر است و نفوذش بیشتر است، شمشیر با جسم ارتباط دارد ولی قلم‌های مسموم کانون عشق و نفرت یعنی قلب را مورد هدف قرار می‌دهد.

 

سیدافقهی تصریح کرد: رهبر فریاد می‌زند رابطه با آمریکا همه‌اش ضرر است و نفعی ندارد بعد برخی آقایان چند روز بعد می‌گویند شرایط ارتباط با امریکا مهیا شده است.

 

 

وحدت (25)

 

 

تحلیل‌گر مسائل اسلام تهاجم غرب از طریق غلبه سکولار بر اسلام را نخستین استراتژیک ضد اسلامی عنوان کرد و ادامه داد: جبهه درون اسلامی یعنی اسلام علیه اسلام همچون وهابیت تکفیری بانام و نماد اسلام علیه شیعه، اهل تسنن و دیگر مذاهب جبهه‌گیری می‌کند که همان اسلام آمریکایی علیه اسلام مسلمانان است و جریان شیعه علیه شیعه، سه تاکتیک علیه اسلام ناب هستند.

 

وی اشاره‌ای به دو نامه رهبری خطاب به جوانان اروپا و غرب کرد که ایشان در جهت رسوا نمودن چهره غیرواقعی اسلام، ابتدا در حمله وهابیت به دفتر مجله شارلی هبدو و سپس حمله همین گروه تکفیری به پاریس، فرصتی پیدا شد و ایشان از آن نهایت استفاده را برده و اسلام ناب محمدی را معرفی کردند.

 

سیدافقهی اظهار کرد: منظور از جریان شیرازی‌ها، جریان انحرافی است که توسط خاندان شیرازی‌ها و از زمان سید محمد شیرازی شروع به فعالیت کرده است و جریان شیرازی‌ها در مسند مرجعیت نشسته و چندین شبکه ماهواره‌ای برای آن‌ها فعالیت می‌کند.

 

کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام بابیان اینکه در حال حاضر رهبر و لیدر این جریان، سید صادق شیرازی است، افزود: دگر ستیزی، دُگماتیسم و جدایی دین از سیاست، شاخصه‌های مهم این جریان است، این جریان همچون وهابیت تکفیری، مخالفین خود را تکفیر می‌کنند.

 

وی، تضعیف جریان مرجعیت انقلابی، مقابله و ضدیت با جریان انقلاب اسلامی ایران، تضعیف جایگاه رهبری، تخریب وجهه اسلام در جهان، از یکسو وهابیت تکفیری و از سوی دیگر شیعه لندنی که به گفته رهبری از یک اتاق فکر آن‌ها دستور می‌گیرند را از منطق‌های این جریان انحرافی عنوان کرد.

 

سیدافقهی از دیگر راهبردهای جریان شیرازی، ترسیم چهره خشن، خونین، افراطی و دگر ستیز از تشیع، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و اهل تسنن و حرکت در راستای اهداف استکبار جهانی خصوصاً استعمار پیر انگلیس «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بیان کرد.

 

وی ادامه داد: سید صادق شیرازی، مرجع خود خوانده‌ی جهان تشیع، بحث صلاحیت علمی و مرجعیت ایشان مطرح است، مرجعیت الزامات دارد و ایشان موروثی این مرجعیت را ظاهراً به ارث برده است! این شخص آیت‌الله بهجت را ملحد و زندیق خطاب کرده است.

 

کارشناس مسائل جهان اسلام، سید مجتبی شیرازی را روحانی نمای فحاش و هتاک معرفی کرد که انسان شرمش می‌آید حرف های آن‌ را بازگو کند، از الفاظ رکیک علیه دیگر علمای شیعه استفاده می‌کند.

 

سیدافقهی رویکرد فقهی و اعتقادی جریان شیرازی را مخالف با اصل ولایت‌فقیه تحت عنوان غصب امامت و ولایت امام زمان (عج)، قائل به ولایت شورای فقها، ترویج مسلک اخباری گری و مخالفت با فلسفه و عرفان، همچون علمای وهابیت، تکفیر شیعیان دعوت‌کننده به وحدت اسلامی و سطحی‌نگری و کمیت گرایی در نگاه به مسائل فقهی و علمی بیان کرد.

 

وی گفت: الآن رژیم صهیونیستی و آمریکا، شیعه کشی را صدر برنامه‌های خود قرار داده است و این جریان انحرافی بر طبل اختلافات می‌کوبد ولی رهبری می‌فرمایند: توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

 

این کارشناس مسائل بین‌الملل، تلاش برای مرجع تراشی با بسترسازی بیگانگان، مخالفت صریح و آشکار با انقلاب اسلامی ایران و اغفال جوانان و تشویق به عدم پیروی از انقلاب اسلامی، تخریب شخصیت حضرت امام خمینی (ره) مقام معظم رهبری، مخالفت با مسئله فلسطین (فلسطینی‌ها را ناصبی می نامند)، عدم مخالفت با سیاست های تجاوزکارانه استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی، حمایت از منافقین، همسو بودن با جریان فتنه، همسویی با انجمن حجتیه در انحرافات سیاسی و پیروی از دکترین جدایی دین از سیاست، سکوت، نفاق و اتخاذ مواضع دوگانه نسبت به تحولات عراق و جریان تکفیری، حمله به نمادهای اهل تسنن و پروژه شهید سازی را از رویکردهای سیاسی جریان شیرازی‌ها عنوان کرد.

 

سیدافقهی تشابه تشیع انگلیسی (جریان شیرازی‌ها) و تسنن آمریکایی (وهابیت تکفیری) را ضدیت با آرمان قدس و مردم فلسطین، برداشت گزینشی و سطحی از آیه‌های قرآن و احادیث نبوی، ضدیت با نظام جمهوری اسلامی ایران، ضدیت با سازمان‌های جهادی و انقلابی مقاومت، تکفیر علمای شیعه و سنی، استفاده از شیوه‌های عوام‌فریبی، دروغ، نفاق و ریاکاری برای دستیابی به اهداف استکبار، حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی استکبار هر دو گروه و ایجاد بحران، تشنج و جنگ‌افروزی در میان امت اسلام، عنوان کرد.

 

وی برخی راهبردهای مقابله با جریان شیرازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: به چالش کشیدن تفکرات اعتقادی و مذهبی این گروه توسط علمای آگاه، انقلابی و فاضل حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های دینی، بیان نقاط انحراف و ضعف این جریان برای قشر جوان، برگزاری جلسات هم‌اندیشی توسط مدیران رسانه جهت مقابله با شبکه‌های حامی جریان شیرازی‌ها، برگزاری جلسات آگاه‌سازی برای مسئولین هیئات عزاداری سیدالشهدا، تشریح و تبیین هم سویی راهبردی جریان شیرازی‌ها باسیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی.

 

دانلود فایل صوتی

 

منبع : صاحب نیوز 

 

دشمنان اسلام با پرورش تکفیری ها و تقویت شیعه لندنی درصدد ضربه به اسلام اند

به گزارش قادمون ، آیت‌الله حسین نوری‌ همدانی در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم برگزار شد، ضمن تبریک هفته وحدت و ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) اظهار کرد: هفته وحدت از تدابیری بود که امام خمینی(ره) اتخاذ کردند که باید بر آن تاکید کرد.

وی خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) وحدت کلمه را از جمله رموز موفقیت دانستند و در واقع باید در بین شیعه و سنی تبلور پیدا کند.

این مرجع تقلید سوء استفاده دشمنان را مورد توجه قرار داد و گفت: دشمنان از همین امر استفاده کرده تکفیری‌ها و سلفی‌ها را پرورش دادند و از طرفی به تقویت شیعه لندنی می‌پردازند تا به وسیله آن به اسلام ضربه بزنند.

وی تاکید کرد: همواره باید به این موضوع توجه داشت که شیعه و اهل سنت با یکدیگر برادر بوده بنابراین باید بر اساس آموزه‌های قرآنی در کنار یکدیگر زندگی کنند، البته نباید از وحدت در حوزه و عرصه سیاسی غفلت کرد.

آیت‌الله نوری‌همدانی با اشاره به اینکه اهمیت وحدت در دوران کنونی بیش از هر زمان دیگر است، گفت: باید نسبت به این موضوع توجه داشت که اگر به اختلاف دامن زده شود، دشمن از این امر سوء استفاده کرده و آن را به فتنه تبدیل می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: باید به اطاعت از ولی فقیه و رهبر معظم انقلاب بپردازیم و با توجه به فرا رسیدن ایام انتخابات باید رای و نظر قانون را بپذیریم و هر اقدامی که برای حمایت از آرمان‌های انقلاب لازم است، انجام دهیم.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به فرارسیدن 9 دی گفت: وحدت زیر سایه ولایت فقیه از جمله عواملی بود که توانست چشم فتنه را کور کند زیرا استکبار قصد و توطئه نابودی انقلاب را در سر می‌پروراند که بصیرت مردم در خنثی‌سازی توطئه‌های دشمنان بسیار موثر واقع شد.

وی به سخنی از رهبر معظم انقلاب اشاره و عنوان کرد: حماسه 9 دی باید پرشور برگزار شود و به عنوان یوم‌الله به آن توجه شود تا دشمن تصور و فکر فتنه‌گری در کشور نداشته باشد.

آیت‌الله نوری همدانی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب فرمودند هنوز تحلیل، تبیین و روشن کردن فتنه 88 که دشمن طراحی کرده بود جای کار زیادی دارد، دشمن محاسبات خیلی دقیقی کرده بود، ولی غلط از آب درآمد زیرا مردم ایران را نشناخته بود. / فارس

شبکه‌های ماهواره‌ایِ اللهیاری ، شیرازی ها و یاسر الحبیب ، مروج کینه میان شیعه و سنی هستند

حجت‌الاسلام علیرضا حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بیرجند، اظهار داشت: یکی از ملزومات دینی که در قرآن کریم و سیره و سنت پیامبر(ص) به آن تأکید شده، وحدت میان مسلمانان است.

وی با بیان اینکه در قرآن کریم با الفاظ گوناگونی بر وحدت میان مسلمانان سفارش شده است، افزود: از آن‌جایی که انقلاب اسلامی یک انقلاب دینی و رهبر آن نیز انسانی دین‌شناس بود و بر آموزه‌های دین مبین اسلام احاطه کامل داشت، از همان ابتدا مسیر وحدت را در پیش گرفت.

 

امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود

امام جمعه درمیان با بیان اینکه امام راحل منادی وحدت میان مسلمانان بود، بیان داشت: قبل از امام خمینی (ره) نیز افرادی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده نسبت به مقوله مهم وحدت اسلامی به تبعیت از قرآن و سیره و روش ائمه(ع) و پیامبر(ص) قدم‌هایی برداشتند اما امام (ره) تشکیل امت واحده اسلامی را مطرح کردند.

حسینی با بیان اینکه امام راحل در مسیر تشکیل امت واحده اسلامی، بر تعیین حکومت اسلامی تأکید داشتند، اذعان داشت: زمانی می‌توان از وحدت اسلامی صحبت کرد که همه مسلمانان حول محور ولایت باشند.

وی ادامه داد: خاستگاه مسئله ولایت و اطاعت از ولی‌امر سوره احزاب است که در این سوره یکی از مصادیق اولی‌الامر را حاکمان صالح و شایسته معرفی می‌کند که نسبت به اقامه شعائر دینی اشراف داشته باشد.

امام جمعه درمیان با اشاره به جنبه سیاسی وحدت اسلامی، تصریح کرد: یکی از شگردها و راهبردهای سیاسی امام (ره) این بود که انقلاب را مختص یک گروه، جناح و با مذهب ندانست بلکه همه مردم و گروه‌ها را در انقلاب شریک کرد.

وی اذعان داشت: امام (ره) بر تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی تأکید داشتند و امروز می‌بینیم این مجمع با جلسات بین‌المللی خود در دنیای اسلام روشنگری می‌کند.

شبکه‌های ماهواره‌ای مروج کینه و نفاق میان شیعه و سنی هستند

امام جمعه درمیان در رابطه با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و ماهواره علیه وحدت میان شیعه و سنی، تصریح کرد: اهل تشیع و تسنن نباید تحت تأثیر القائات این‌چنینی قرار بگیرند چراکه همان‌طور که یک کتاب می‌تواند مروج افکار پلید باشد، یک رسانه و شبکه ماهواره‌ای و تلویزیونی نیز می‌تواند از طریق اتاق فکرهایی کنترل شود که مروج کینه و نفاق باشند.

حسینی با بیان اینکه هر فرهنگ و ایده‌ای برای تبیین و تبلیغ خود از یک سری ابزارها استفاده می‌کند، ادامه داد: شبکه‌هایی در ماهواره توسط افرادی مانند حسن الهیاری، شیرازی‌ها و یاسر الحبیب راه‌اندازی شده که در حقیقت این افراد در کویت به دلیل افراطی‌گری و تفرقه میان شیعه و سنی بازداشت شدند و دولت انگلیس از آنها در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای حمایت کرد.

وی افزود: صاحبان این شبکه‌ها طرفداران انگلیس و آمریکا هستند و قصد دامن زدن به آتش کینه و عداوت بین امت اسلامی را دارند.

امام جمعه درمیان گفت: اجلاس سراسری تقریب مذاهب یکی از راهکارها برای خنثی کردن توطئه‌های این شبکه‌های ماهواره‌ای است و فریاد وحدت اسلامی را به گوش جهانیان می‌رساند.

رسانه‌های حق باید ارتباط بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند

حسینی با اشاره به هوشیاری مردم، بیان داشت: رسالت رسانه‌های حق این است که با اقدام خود هجمه رسانه شیطان را خنثی کنند و ارتباط‌گیری بالایی با علمای اندیشه تقریب داشته باشند.

وی با اشاره به اهمیت نقش آموزش در تقویت وحدت امت اسلامی، تصریح کرد: باید مراقب آموزش‌های کلاسیک و حوزوی در میان امت شیعی و سنی بود چراکه برخی از اندیشه‌های انحرافی حتی در مساجد نیز رسوخ می‌کند.

امام جمعه درمیان تأکید کرد: والدین باید در کنار اشراف اطلاعاتی نیروهای امنیتی، از حضور فرزندان خود در مراکز آموزشی دینی مطلع باشند و هر حرکت و فکری را جدی بگیرند و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند.

شهرستان درمیان دارالتقریب است

حسینی با بیان اینکه هر شهری افتخاری دارد و افتخار شهرستان درمیان نیز این است که دارالتقریب است، گفت: جمهوری اسلامی ایران نماد وحدت اسلامی است اما در شهرستان درمیان با توجه به جمعیت بالای اهل تسنن در کنار اهل تشیع، هیچ نمونه‌ای از تفرق میان دو گروه مشاهده نشده است.

وی با بیان اینکه علمای اهل تسنن و تشیع در شهرستان درمیان ارتباط صمیمانه‌ای با یکدیگر دارند، اظهار داشت: صحبت از وحدت در درمیان یک تاکتیک و یا ویژه هفته وحدت نیست بلکه ایجاد وحدت یک اعتقاد قلبی است که به دنبال دستور امام صادق(ع)، امام(ره) و مقام معظم رهبری شکل گرفته است.

امام جمعه درمیان بیان داشت: همان‌طور که دشمن از محافل خصوصی علیه اسلام استفاده می‌کند، علمای تشیع و تسنن نیز باید در محافل خصوصی یکدیگر مانند مراسمات ترحیم و عروسی حضور صمیمی داشته باشند چراکه وجهه تأثیرگذار و خوبی میان مردم دارد.

حسینی با اشاره به نمونه‌هایی از وحدت میان شیعه و سنی در درمیان، گفت: در دهه ولایت و امامت روزهایی که به عید قربان نزدیک‌تر است، علمای تشیع به دیدار علمای اهل تسنن می‌روند و در روزهای نزدیک به عید غدیر نیز برادران اهل تسنن برای عرض تبریک به دیدار شیعیان می‌آیند.

وی افزود: در مراسمات عزاداری شیعیان، به مداحان اجازه توهین به بزرگان اهل تسنن داده نمی‌شود و این مداحی‌های حتی جنبه وفاق و وحدت دارد.

برگزاری جشن وحدت مذاهب در کنار وحدت محاذب در درمیان

امام جمعه درمیان با اشاره به برگزاری جشن 12ربیع‌الاول که در میان اهل تسنن به میلاد پیامبر(ص) مشهور است، تصریح کرد: به دلیل همزمانی 17 ربیع‌الاول با حماسه 9 دی سعی شده تا برنامه‌ها علاوه بر وحدت مذاهب، وحدت محاذب(احزاب) را نیز دربرگیرد.

حسینی با بیان اینکه وحدت به معنای پذیرفتن سلایق گوناگون است نه یکنواخت و همسان‌شدن، خاطرنشان کرد: ولایت‌فقیه و شهدا نقطه اتصال میان تمام گروه‌ها و جریان‌ها است. / فارس

شیعه لندنی و وهابیت ، وحدت را یک شعار موقت و تاکتیک معرفی می کنند !

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدعلي علوي، از اساتيد برجسته‌ي فقه و اصول، و از شاگردان درس خارج فقه رهبر انقلاب معتقد است نوع نگاه رهبر انقلاب به موضوع وحدت، برخاسته از روش اجتهادي ايشان است. روشي كه اصطلاحا به آن روش اجتهادي خردگرايانه مي‌گويند. با او در اين‌باره به گفت‌وگو نشستيم.

* يكي از موضوعاتي كه انقلاب اسلامي از بدو پيروزي خود همواره آن را دنبال كرده، موضوع وحدت جهان اسلام بوده است، اما گويا اين موضوع مخالفان جدي‌اي هم دارد، دلايل مخالفين چيست؟

مهم‌ترين دليلي كه مخالفين اين موضوع -كه مي‌توان گفت جريان وهابيت و تكفيري‌ها در رأس آن است- بيان مي‌كنند اين است كه مي‌گويند وحدت از نظر جمهوري اسلامي، يك شعار موقت است. مي‌گويند نظام جمهوري اسلامي كه دم از وحدت مي‌زنند، يك فريب و دروغ است. مدعي‌اند كه ما اهل تسنن را كافر و دشمن مي‌دانيم و فقط در جهت تأمين منافع موقت خودمان، شعار وحدت را مطرح كرده‌ايم. وقتي هم به قدرت برسيم، اهل‌سنت را يا كنار مي‌زنيم يا اگر دستمان برسد، آن‌ها را از بين مي‌بريم. آن‌ها روي ترويج اين تفكر برنامه‌ريزي فراواني انجام داده‌اند. تأسف‌آور است كه جريان شيعه‌ي لندن‌نشين هم دقيقاً همين مسير را دنبال مي‌كنند. هر دوي اين‌ها آبشخورشان يا به‌صورت آگاهانه به غرب مي‌رسد و يا ناآگاهانه در خدمت تأمين منافع غرب فعاليت مي‌كنند.

حتي بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم بسياري از افراد و جريان‌هاي ديني و سياسي داخل كشور هم به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. مي‌گويند ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست. در حالي‌كه رهبر انقلاب به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند…به‌خوبي مفهوم وحدت را نفهميده‌اند. لذا مي‌گويند موضوع «وحدت» درست نيست و در بهترين حالت بايد بگوييم ما با اهل‌سنت فقط «اتحاد» داريم، ما فقط با آن‌ها متحد مي‌شويم براي مقابله با دشمن، ولي اينكه به وحدت برسيم، هرگز صحيح نيست.

در حالي‌كه ما معتقديم علماي شيعه و خصوصاً امام خميني رحمةالله‌عليه و مقام معظم رهبري، به وحدت به‌عنوان يك حربه و تاكتيك مقطعي نگاه نمي‌كنند.

* اما رهبر انقلاب هم بعضاً به موضوع دشمن مشترك به‌عنوان عامل وحدت جهان اسلام اشاره ‌مي‌كنند.

بله، حضرت آقا به دشمن اشاره مي‌كنند، اما نه به‌عنوان تمام بحث، بلكه به‌عنوان «حداقل» و پايين‌ترين مرتبه‌ي وحدت. ولي تأكيد دارند كه هم شيعيان و هم اهل‌سنت بايد بدانند همه‌ي اين فتنه‌ها، براي اين است كه اسلام را از بين ببرند. اين هم خواست دشمن است كه مسلمانان را درگير خود كنند و تجربه‌ي خيلي خوبي هم در اين مسئله دارند. آن‌ها در ايجاد اختلاف داخلي تخصص دارند و نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه بيداري اسلامي را كه يك خيزش و حركت تاريخي با آن درجه از اهميت بود را توانستند در برخي كشورها مانند مصر منحرف كنند. اين كار دشمن مشترك است.

بنابراين وقتي رهبر انقلاب بحث وحدت را مطرح مي‌كنند، عامل «دشمن مشترك» را صرفا به‌عنوان حداقل عامل وحدت و كف خواسته‌هاي ما معرفي مي‌نمايند. اين را مي‌شود در بيانات مختلف ايشان ملاحظه كرد. براي مثال به بيانات معظم‌له در ديدار اقشار مختلف مردم در سالروز ميلاد اميرالمؤمنين عليه‌السلام در سال ۱۳۸۵ توجه كنيد. آقا مي‌فرمايند: «سم مهلك دنياي اسلام، تفرقه است. اين تفرقه، ملت‌ها را از هم جدا مي‌كند، دل‌ها را از هم جدا مي‌كند… دل سني را نسبت به شيعه، دل شيعه را نسبت به سني، آن‌چنان چركين مي‌كنند كه نتوانند با اين‌همه مشتركات، كنار هم قرار بگيرند. اين، كار دشمن است. چرا ما اين حقيقت را نمي‌فهميم؟ سال‌هاي متمادي است (از زمان مرحوم آيت‌الله بروجردي رضوان‌الله‌تعالي‌عليه و بعضي از بزرگانِ علماي اهل‌سنت در مصر) كه اين فكر پيدا شده كه بياييد اختلافات را كنار بگذاريد. سني، سني بماند، شيعه، شيعه بماند. عقايد خودتان را داشته باشيد، اما باهم، دست‌دردست هم بگذاريد. قرآن از زبان پيامبر اكرم به مسيحيان آن زمان مي‌گويد: تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا.»

ببينيد در اينجا رهبر انقلاب به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي مباركه‌ي آل عمران استناد مي‌كنند. يعني مبناي تفكر ايشان در موضوع وحدت، مبناي قرآني است. اين وحدت مدنظر حضرت آقا با توجه به اين آيه چگونه حاصل مي‌شود؟ اين‌گونه حاصل مي‌شود كه ما «نقاط مشترك» را بشناسيم و روي آن‌ها متمركز شويم.

* پس صحيح‌تر اين است كه به‌جاي تمركز روي دشمن مشترك، به اصل مشتركات فراوان شيعيان و اهل‌سنت اشاره شود.

بله، دقيقا. اگر تكيه‌ي ما «صرفاً» روي دشمن مشترك باشد، وحدت يك تاكتيك و امر موقتي و زمان‌دار مي‌شود، اما اگر روي «نقاط مشترك» سرمايه‌گذاري كنيم، ديگر وحدت تبديل به استراتژي مي‌شود، زيرا مشتركات ما با آن‌ها ابدي است. لذا بزرگ كردن اختلافات جزئي در مقابل اشتراكات فراوان، كار عاقلانه‌اي نيست. اگر من و شما يك وحدت و يك نقطه‌ي مشترك ابدي داشته باشيم، اختلاف‌ها را حل مي‌كنيم. وقتي اين‌گونه شد، وحدت ديگر وسيله و ابزار نيست، بلكه هدف و ايده‌آل است. تبديل تاكتيك به استراتژي و وسيله به هدف، بستگي به آن نقطه‌ي مشترك دارد. اگر آن نقطه‌ي مشترك، نقطه‌ي مشترك موقتي مانند دشمن مشترك باشد، مي‌شود تاكتيك، چون با از بين رفتن آن دشمن، عامل وحدت هم از بين مي‌رود. اما اگر آن نقطه‌ي مشترك امر پايدار و دائمي و مستقر و مستمري باشد، مي‌شود هدف و استراتژي.

* به آيه‌ي ۶۴ سوره‌ي آل‌عمران اشاره كرديد، به غير از آن، چه دلايل ديگري وجود دارد براي اينكه ما اثبات كنيم موضوع وحدت در بينش قرآني، تاكتيك نيست، بلكه هدف و استراتژي دائمي و به‌معناي يكي شدن است؟

قرآن كريم در طي سه مرحله، اين مسئله را به زيبايي تبيين نموده است. قرآن به‌صورت تدريجي و در سير نزول خودش، جامعه را از حد زير صفر و جاهليت تبديل مي‌كند به متمدن‌ترينِ جوامع. كاري مي‌كند مردمي كه حتي نمي‌شد نام جامعه را بر آن‌ها گذاشت، تبديل به امت شوند. امت يعني جامعه‌اي كه شعور، فكر، خرد و هدف متعالي مشترك دارد. هدف، هدف مادي نيست كه به‌خاطر منافع مادي و اقتصادي دور هم جمع شده باشند، بلكه براي هدف مشترك متعالي و داشتن امام و امت گرد هم آمده‌‌اند؛ امامي كه جامعه را به‌‌طرف توحيد رهنمود مي‌كند. سير تكاملي و تربيتي قرآن اين‌گونه است.

در مرحله‌ي نخست قرآن مي‌فرمايد: «وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكم» (انفال: ۴۶). خداوند مي‌فرمايد اولاً بدانيد كه بايد خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد. اين به‌معني تكيه بر مشتركات است. بعد مي‌فرمايد نزاع و كشمكش نكنيد، چرا؟ چون سست مي‌شويد و قدرت و شوكت شما از ميان مي‌رود. اين اختلاف‌ها باعث مي‌شود ابهت و قدرتتان از بين برود. اين اولين قدم است، ولي در اين مرحله نمي‌ماند. اين اعجاز و زيبايي قرآن است. در مرحله‌ي دوم و بالاتر مي‌فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: ۴۹). مي‌فرمايد نه‌تنها نزاع نكنيد، بلكه بدانيد شما بالاتر از اين، بايد مانند برادر با همديگر باشيد. مرحله‌ي سوم و نهايي، كار را به‌جايي مي‌رساند كه مي‌فرمايد شما نه‌تنها نبايد اختلاف كنيد، نه‌تنها بايد مانند برادر باشيد، بلكه يك «نفس واحده» هستيد و كلمه و واژه‌هايي به‌ كار مي‌برد كه شما يكي هستيد. مثلاً مي‌فرمايد: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُيوتًا فَسَلِّمُوا عَلَي أَنفُسِكمْ» (نور: ۶۱). شما وقتي وارد خانه‌اي مي‌شويد، به خودتان سلام كنيد؛ يعني شما وقتي به اهالي آن خانه سلام مي‌كنيد، در حقيقت داريد به خودتان سلام مي‌كنيد. آن‌ها با تو فرق نمي‌كنند، چون يك نفس هستيد. يا در جاي ديگري درخصوص مسئله‌ي «إفك» و تهمت به همسران پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در سوره‌ي نور مي‌فرمايد چرا اين‌كار را كرديد؟ ديگر اين‌كار را نكنيد. قرآن با عتاب خطاب مي‌كند. آيه‌ي بعد اين است: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا» (نور: ۲۴). يعني مؤمنين و مؤمنات در يك جامعه‌ي اسلامي، يكي هستند. قرآن با لطافت بيان مي‌كند كه شما نفس واحده هستيد. بايد به خودتان ظن خوب داشته باشيد. بعد زيبايي آيه اين است كه از حالت خطاب به حالت غائب درمي‌آيد. مي‌فرمايد اگر شما اين‌طوري نيستيد، به ايمان خودتان شك كنيد و اگر در ايمان خودتان شك داريد، اين را بدانيد كه مؤمنين و مؤمنات همچون نفس واحده، يكي هستند. البته روايات فراواني هم در اين رابطه داريم.

* دلايل روايي و حديثي ما بر وحدتي كه حاكي از نفس واحده باشد، چيست؟

روايات زيادي داريم كه نشان مي‌دهد مسلمانان باهم مانند نفس واحدند. مثلا پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم در روايت بسيار زيبايي مي‌فرمايند: مؤمنان در دوستي و روابطشان با يكديگر همانند يك پيكر عمل مي‌كنند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.» خيلي بيان مهمي است. حضرت مي‌فرمايند مانند يك پيكر واحدند كه هرگاه اندامي از آن به درد آيد، ديگر اندام‌ها در بي‌خوابي و تب، با او هم‌ناله‌اند. آن شعر معروف سعدي كه «بني آدم اعضاي يك پيكرند/كه در آفرينش ز يك گوهرند» نيز دقيقاً از همين مضمون روايي گرفته شده است.

حديثي كه خواندم، درباره‌ي وحدت مسلمانان بود، اما مولاي متقيان علي عليه‌السلام از اين‌هم بالاتر مي‌فرمايند. در عهدنامه‌ي مالك‌اشتر مي‌فرمايند كه مردم بر دو دوسته هستند: «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي اَلدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي اَلْخَلْقِ»، يا برادر تو در دين‌اند يا همانند تو در آفرينش هستند؛ يعني حتي غيرمسلمان هم يك نوع رابطه‌اي با ما دارد كه بايد با آن‌ها ارتباط‌هاي انساني داشته باشيم. در واقع ما با غيرمسلمان‌ها هم مشتركات فراواني داريم كه بايد در تنظيم روابط، بر آن‌ها تكيه كنيم. اينكه گفتيم وحدت تاكتيك نيست و استراتژي و هدف متعالي ماست، براي همين است. ما نه‌تنها با خويشان و مسلمانان، نه‌تنها با هم‌دين و هم‌مذهب خودمان، بلكه با ديگران هم معتقديم كه بايد رابطه‌ي برادري داشته باشيم، زيرا ملاك ما افتراق‌ها نيست، ملاك مشتركات است و انسانيت بزرگ‌ترين اشتراك ماست.

مقام معظم رهبري هم بارها روي همين معيار تأكيد ويژه داشته‌اند. اصلاً براساس همين بينش قرآني است كه ايشان به جوانان غربي هم نامه نوشتند و با آن‌ها درباره‌ي «درد مشترك» صحبت كردند. ايشان در بياناتشان تأكيد دارند كه اصل مشترك پايدار براي وحدت ما، مشتركات ابدي و هميشگي ماست. مشتركاتي مانند توحيد كه قرآن مي‌فرمايد: «يا اهل الكتاب تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا»؛ يعني شما مي‌گوييد خدا را مي‌پرستيد، ما هم مي‌گوييم خدا را مي‌پرستيم. پس بياييد با همديگر صحبت كنيم. البته اين توحيد لوازمي دارد. براي مثال، مي‌فرمايد: «لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»؛ يعني لازمه‌ي توحيد اين است كه كسي ديگري را استعمار نكند. همه بنده‌ي خدا هستيم. تمام مشكلات بين مذاهب و حتي بين اديان و انسان‌ها، با تكيه روي آن نقطه‌ي مشترك، قابل حل است.

* گويا دشمن بهتر از برخي خودي‌ها به اهميت اين مشتركات پي برده است و لذا روي آن‌ها متمركز شده است.

بله، نقطه‌ي مشترك ما، اصل دين اسلام و پيامبر اسلام و قرآن است و دشمن هم دقيقاً همين نقاط مشترك را هدف گرفته است. اگر به تبليغات رسانه‌اي غرب عليه اسلام توجه كنيد، مي‌بينيد كه هتك‌حرمت به پيامبر و قرآن، همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. از طرف ديگر، تمام هم‌وغم حضرت آقا در اين سال‌ها، در ديدار با نخبگان داخلي و ساير مذاهب و مكاتب، روي اين مسئله متمركز شده است كه اين نقاط كانوني مشترك ابدي و دائمي را به كشورهاي اسلامي و به ملل اسلامي بشناسانيد. اگر اسلام را بشناسند، ديگر اين مسائل و اختلاف‌ها پيش نمي‌آيد، چون اسلام دين رحمت و رأفت است. اگر به سيره‌ي نبوي و دستورات قرآني عمل كنيم، بسياري از اين مشكلات حل خواهد شد. البته اين نگرش رهبر انقلاب برخاسته از روش فقهي ايشان است كه اصطلاحاً به آن «روش اجتهادي خردگرايانه» مي‌گوييم. اين روش البته پيشينه‌ي تاريخي دارد و شايد بتوان گفت اولين شخص در اين‌ زمينه، شيخ مفيد بوده و از آن‌موقع اين موضوع همچنان ادامه پيدا كرده است.

شیعه انگلیسی خلاف مشی اهل بیت (علیهم السلام) عمل می‌کند

به گزارش قادمون ، شیخ نعیم قاسم معاون دبیر کل حزب الله لبنان در پاسخ به این سوال که راه مقابله با شیعه انگلیسی و تسسن امریکایی که مخالفان وحدت جهان اسلام هستند چیست اظهار داشت: بهترین تحلیل و نظر در مورد اسلام انگلیسی و امریکایی همان سخنان مقام معظم رهبری است و ایشان به بهترین شکل این گروه افراطی را معرفی کردند.

وی افزود: آنهایی که تشیع انگلیسی را دنبال می کنند عده ای افراطی هستند که رنگ و بویی از اسلام نبرده اند.

شیخ نعیم قاسم بیان داشت: مدعیان تشیع افراطی و یا همان شیعه انگلیسی به گونه ای عمل می کنند که گویا از اسلام اهل بیت (ع) دفاع می کنند اما در صورتی که بر خلاف مشی اهل بیت(ع) هستند.

معاون دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرد: طرفداران این جریان در حمایت از اهل بیت(ع) همواره غلو می کنند اما هیچ ارتباطی با دستگاه اهل بیت و فرمایشات معصومین(ع) ندارند بلکه هدفشان ایجاد اختلاف در دنیای اسلام است.

وی افزود: مرکز این شیعیان افراطی در انگلستان است و از امکانات و سرمایه انگلیسی ها استفاده می کنند. اگر کسی ادعای اسلام داشته باشد به گونه ای رفتار نمی کند که میان مسلمانان اختلاف به وجود آورند.

شیخ نعیم قاسم با تاکید بر وحدت جهان اسلام در مقابل دشمنان گفت: تسنن آمریکایی و شیعه انگلسی همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند مورد توجه غربی ها هستند و ما از گروههای منحرف شیعه و سنی اعلام انزجار می کنیم.

وی افزود: اگر میخواهیم اهداف اسلام ناب محمدی را گسترش دهیم باید افراطی گری در میان مذاهب اسلام حذف شود . / فارس

کلیپ صوتی / باهم باشیم

به گزارش قادمون ، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت هفته‌ی وحدت، کلیپ صوتی «با هم باشیم» را درباره‌ی لزوم اتحاد دنیای اسلام منتشر کرد.

 

 

 

 

 

 

 

دانلود

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:

* امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند؛ همه‌ی این دستها هم اگر جستجو کردید، میرسد به مراکز جاسوسی و اطّلاعاتی دشمنان اسلام؛ نه دشمنان ایران، نه دشمنان شیعه فقط؛ دشمنان اسلام.
دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس اسلامی ۱۳۹۳/۱۰/۹۱

* ما اطلاع داریم، بنده هم امروز اطلاع دارم، هم از گذشته اطلاع دارم که پولها دارد خرج میشود برای اینکه این‌ها کتاب فحش ودشنام و تهمت بنویسند علیه آن‌ها، آن‌ها کتاب فحش و دشنام و تهمت بنویسند علیه این‌ها؛ پول هر دو را هم یک مرکز میدهد؛ پول هر دو کتاب و نشر هر دو کتاب از یک جیب خارج میشود. این‌ها هشداردهنده نیست؟
دیدار جمعی از مردم در روز عید غدیر ۱۳۸۷/۰۹/۲۷

* دعوا ایجاد کردن جز بَغضاء و جدائی و دشمنی هیچ اثر دیگری ندارد و این بغضاء‌ ودشمنی و جدائی همان چیزی است که امروز آمریکا میخواهد، صهیونیست‌ها میخواهند و دارند برای آن تلاش میکنند.
دیدار جمعی از مردم در روز عید غدیر ۱۳۸۷/۰۹/۲۷

* اگر ما با هم باشیم، کشورهای اسلامی، ملّتهای مسلمان – سنّی و شیعه و فِرَق مختلف تسنّن و تشیّع – با یکدیگر دلهایشان صاف باشد، نسبت به یکدیگر سوءظن نداشته باشند، سوءنیّت نداشته باشند، به یکدیگر اهانت نکنند، ببینید در دنیا چه اتّفاقی خواهد افتاد؛ چه عزّتی برای اسلام درست خواهد شد! وحدت؛ وحدت.
دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس اسلامی ۱۳۹۳/۱۰/۹۱

 

روز مبارک نهم ربیع الاول و لعن های نامقدس !

تَبَرِّی از دشمنان دین و فاصله‌گرفتن از آنها، یکی از آموزه‌های تأکید شده در دین مُبین اسلام است که به‌خصوص در نزد شیعیان، ارزش و جایگاهی ویژه دارد. در مکتب تشیع، تبرّی از دشمنان دین در کنار تَوَلِّی با دوستان خدا، از ارکان دین و از نشانه‌های ایمان واقعی به حساب می‌آید. همین خصوصیت باعث شده است که شیعیان در هر زمان و هر موقعیتی، روحیه ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی داشته باشند.

واژه تبری، مصدر باب تَفَعُّل از ماده «بری» بوده و به‌معنای دوری‌کردن و جداشدن است. تبری در اصطلاح و استعمال دینیِ آن نیز به‌معنای بیزاری از دشمنان و منکران دین و دوری‌گزیدن از آنهاست. از مجموع آیات و روایات می‌توان فهمید که مؤمنان باید در سه بُعد از دشمنان حق تبری جویند: قلب، گفتار و رفتار.

اما با این وجود، تبری در گفتار، اظهار و اعلام تبری است، نه خود تبری و برائت. یعنی اصل و حقیقت تبری در قلب و رفتار انسان‌ها تحقق پیدا می‌کند، پس اگر کسی در سخن از چیزی تبری جوید، ولی در باطن آن را دوست داشته باشد و در عمل از آن فاصله نگیرد، او در واقع از چیزی تبری نجسته است بلکه این اظهار تبری نشان از نفاق و دورویی او دارد، همچون کسی که در سخن و گفتار کلمه توحید یعنی «لا اله الا الله» را اظهار می‌کند، ولی اعتقاد و عملی مشرکانه دارد. چنین کسی را هیچ‌گاه نمی‌توان موحد نامید.

البته برائت لسانی و یا به تعبیر دیگر «اظهار تبرّی» به گونه‌های متفاوتی می‌تواند صورت گیرد که بعضی از این روش‌ها، همچون فحاشی و دشنام‌گویی، اصولا در شأن مؤمن نبوده و بر فطرت پاک و زلال انسان نمی‌نشیند، از همین رو در آیات و روایات بسیاری، مسلمانان از دشنام‌گویی به صورت مطلق و حتی نسبت به کفار نهی شده‌اند. (در کتاب‌لعن‌های نامقدس این موضوع به صورت مستقل بررسی شده است.)

بعضی دیگر از صورت‌های «اظهار تبرّی» نیز همچون لعن و نفرین، اگرچه به خودی خود اشکالی ندارند، ولی با توجه به جایگاه اظهار آنها و شرایط زمانی و مکانی، دارای محدودیت‌ها و قوانین خاص خود است. البته همین محدودیت‌ها و قوانین حتی در اظهار تولی نیز وجود دارد، و طبق آیات و روایات ائمه اطهار علیهم‌السلام، مؤمنین و شیعیان در جایی که جانِ خودشان و یا دیگری در خطر باشد، نباید به اظهار تولی بپردازند، بلکه حتی می‌توانند از سرِ تقیّه و ناچاری، در زبان و گفتار از اولیای الهی نیز تبری بجویند و هیچ گناهی بر آنها نیست.

به دیگر سخن، همان‌گونه‌ که ممکن است زمان و مکان اقتضا کند که به جهت تقیه، از دوستان و اولیای الهی اظهار تبری کنیم، یا بالعکس به دشمنانی که تبری از آنها واجب است، اظهار محبت نماییم، قوانین و محدودیت‌هایی نیز برای این نوع اظهار تبری، یعنی لعن، وجود دارد که همواره باید آنها را در نظر داشته باشیم.

با این همه، متأسفانه عده‌ای از شیعیان با تفسیری خاص از تبری، نه‌تنها آن را به محدوده گفتار منحصر ساخته‌اند، بلکه آن را معادل دشنام و لَعْن و توهین به مقدساتِ اهل سنت قرار داده‌اند و کسانی را که به تبیین محدودیت‌ها و قوانین اظهار تبری می‌پردازند، مخالف اصل تبری و برائت معرفی کرده و با تهمت‌های فراوانی از سخنان آنها استقبال می‌کنند.

نهی از دشنام‌گویی و ارتباط آن با لعن 

این درحالی است که بنابر آیات و روایات، «اظهار تبرّی» باید عاری از هر گونه دشنام به مقدساتِ مخالفان مذهبی باشد؛ چنان‌که خداوند متعال خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«وَ لاتَسبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»[۱]

[شما مؤمنان] به [معبود] آنان‌که جز خدا را می‌خوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها [نیز] از روى دشمنى، به‌نادانى خدا را دشنام گویند. ما بدین‌سان براى هر امتى عملشان را زینت دادیم.

آنگونه که از ظاهر آیه شریفه پیداست، این آیه درباره دشنام به مقدسات مشرکان است؛ اما تعلیل موجود در آیه، عمومیت حکم به تمام ادیان و مذاهب را بیان می‌کند. تعلیل دشنام و واکنش مشرکان در برابر دشنام دادن موحدّان این‌چنین است: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ بدین‌سان براى هر امتى کارشان را بیاراستیم.» آیه می‌فرماید مقدسات هر ملتی نزد آنان محبوب است و در مقابل دشنام به آن ساکت نمی‌نشینند و از آن دفاع می‌کنند؛ پس تحریم دشنام، به موحد و مشرک اختصاص ندارد.

افزون بر این‌، می‌توان از این آیه نوعی اولویت تحریم درباره هتک مقدسات ادیان و مذاهب الهی استنباط کرد؛ زیرا با وجود اینکه بت‌پرستی از بزرگ‌ترین گناهان است، خداوند متعال از دشنام دادن به بت‌ها نهی می‌فرماید. پس بی‌تردید هتک مقدسات هر ملت و گروهی جایز نیست؛ چه موحد باشد و چه مُلحد و مشرک، چه مسلمان باشد و چه از صاحبان ادیان دیگر.[۲]

فراتر از این، در روایاتی ائمه علیهم‌السلام شیعیان را به رعایت دستور این آیه شریفه در برخورد با سایر فرقه‌های اسلامی توجه داده و موضوع آن را بر تعامل شیعه با مذاهب دیگر نیز تطبیق داده‌اند.[۳] همچنان‌که در روایات مستقل دیگری نیز شیعیان از دشنام‌گویی و توهین به مقدسات اهل سنت بر حذر داشته شده‌اند؛ چنانچه هنگامی که امیرمؤمنان علیه‌السلام در جنگ صفین آگاه شد که حُجْر‌ بن‌ عَدِی و عَمْرو‌ بن‌ حَمِق‌، اهل شام را دشنام می‌دهند و آنها را لعن و نفرین می‌کنند، ضمن بازداشتن ایشان از این عمل، خطاب به آنها فرمود:

کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ شَتَّامِینَ، تَشْتِمُونَ وَ تَبْرَئونَ، وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِئَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ لَوْ قُلْتُمْ مَکَانَ لَعْنِکُمْ إِیاهُمْ وَ بَرَائتِکُمْ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ احْقُنْ دِمَائهُمْ وَ دِمَائنَا وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَینِهِمْ وَ بَینِنَا وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ یرْعَوِی عَنِ الْغَی وَ الْعُدْوَانِ مِنْهُمْ مَنْ لَجَّ بِهِ لَکَانَ أَحَبَّ إِلَیَّ وَ خَیْراً لَکُم‌.[۴]

نمی‌پسندم که از دشنام‌گویان و لعن‌کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که در نتیجه، ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند.] چه‌بهتر است که اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: «از جمله سیره [زشت] آنان چنین‌وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است.» این بهترین بیان و استدلال است. نیز اگر به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: «خداوندا، جان ‌ما و ایشان را حفظ کن و بین ما و ایشان را اصلاح بگردان و آنان را از گمراهی‌شان نجات ده تا آن‌که حق را نمی‌داند، بشناسد و آن‌که از آن سرپیچی می‌کند، به آن گردن نهد»، این را بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.

با این همه، بعضی با پذیرش اینکه دشنام‌گویی به مقدسات دیگران عملی خلاف و نادرست است، می‌گویند حساب لعن را باید از دشنام جدا دانست و لعن در هر صورتی جایز است، زیرا لعن نوعی نفرین بوده و اصلا «دشنام» به حساب نمی‌آید، پس نه‌تنها لعن به مقدسات اهل سنت حرام نیست، بلکه تکلیفی الهی است که باید بر آن تأکید داشت.

البته ما نیز می‌پذیریم که کلمه «لعن» به خودی خود معنای نفرین دارد و در این معنا به کار می‌رود، ولی «لعن» در بعضی از مصادیق، نوعی دشنام‌گویی و توهین نیز به شمار می‌آید. توضیح بیشتر اینکه لعن‌های علنی و آشکاری که با تصریح به نام افراد بیان می‌شوند، افزون بر اینکه مصداق نفرین هستند، از مصادیق دشنام‌گویی نیز به حساب می‌آیند. این سخن، مطلبی بدیهی است که وجدان هر کس به آن اقرار می‌کند؛ چون هر گاه کسی مقدسات یا افراد محترم نزد دیگری را لعن کند، وی این لعن را توهینی بزرگ به حساب می‌آورد. فرض کنید کسی پدر و مادر دیگری را لعن کند و بگوید: «خدا پدرت را لعنت کند.» مسلم است که برداشت طرف مقابل از چنین سخنی، فقط جنبه نفرین بودن آن نیست؛ بلکه وی این سخن را دشنام به حساب می‌آورد و با آن برخورد می‌کند. حال این برخورد یا در قالب لعن و دشنام متقابل به مقدسات آن طرف است، یا برخوردی خشن‌تر.

این تلقی و برداشت از لعن، حقیقتی روشن و انکارنشدنی است که حتی تجویزکنندگان لعن نیز در عمل به آن پایبندند. شکی نیست که اگر جاهلی با استدلال‌های باطل و بر اثر اعتقادات نادرستش، نعوذ بالله به یکی از ائمه طاهرین علیهم‌السلام لعن کند، آنها وی را از مصادیقِ «سَابُّ النبِی أَوْ أَحَدِ الْأَئِمهِ علیهم‌السلام» به حساب آورده و طبق دستورهای دینی، شدیدترین برخورد ممکن را با او خواهند داشت. تأیید و تبیین این سخن را می‌توانیم در فرهنگ‌های معتبر لغتِ عرب نیز بیابیم. ادیب و لغت‌شناس مشهور عرب، خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدى در کتاب العین آورده است:

اللَّعِین: المشتوم المسبوب‌. لَعَنْتُهُ‌: سَبَبْتُهُ.[۵]

«لعین» به معنای «دشنام داده شده» و «سبّ داده شده» است. «او را لعن کردم» به‌معنای «او را دشنام دادم» است.

همچنین فیومی در «المصباح المنیر» یکی از معانی لعن را سبّ و دشنام دانسته و آورده است:

لَعَنَهُ (لعناً): طَرَدَهُ و اَبْعَدَهُ أو سَبَّهُ.[۶]

«لعن» [از جانب خداوند] به معنای «طرد ساختن» و «دور کردن» یا [از جانب بندگان] به معنای دشنام دادن است.

ابن اثیر نیز در «نهایه»، لعن را اینگونه معنا می‌کند:

اللَّعْن‌: الطّردُ و الإبعادُ من اللّه، و من الخَلق السَّبُّ و الدّعاءُ.[۷]

«لعن» از جانب خداوند به معنای «دور کردن» و «طَرد ساختن» بوده، و از جانب مخلوقات به‌معنای «دُشنام» و «نفرین» است.

در توضیح این معانی باید بگوییم لغت‌شناسان با مراجعه به استعمال عرب، مشاهده کرده‌اند که لعن کردن در بسیاری اوقات حالت دشنام‌‌گویی و توهین دارد؛ زیرا معمولا کسی که به‌صورت آشکار دیگران را لعن می‌کند، هدفش این است که با توهین و تحقیر و زجر طرف مقابل، به تَشَفّیِ خاطر خویش بپردازد. از این جهت لغت‌نویسان هنگام ذکر معنای لعن، دشنام را یکی از معانی آن به حساب آورده‌اند.

مطلب دقیق‌تر اینکه حتی گاهی در استعمال، لعن معنای نفرین بودن خود را از نیز دست می‌دهد و فقط عنوانِ دشنام دارد و این در هنگامی است که لعن بدون استناد به خداوند و به‌صورت جمله غیردعایی به کار رود و مثلا گفته شود: «لعنت بر فلانی باد.» نیز گاه ممکن است لعن در ظاهر به‌صورت نفرین بیان شود؛ اما در واقع قصد و انگیزه از انشای آن، دشنام به طرف مقابل باشد، نه نفرین به او.

حاصل سخن اینکه لعن اگر آشکار و با تصریح به نام افراد بیان شود، عنوان دشنام و توهین دارد و از آنجا که شرع مقدس اسلام، مؤمنان را از هرگونه توهین و دشنام به مقدسات دیگران نهی کرده است، این‌گونه لعن‌ها رفتاری خلاف شرع و نامقدس است.

لعن علنی مخالف با وظیفه تقیه

با این وجود حتی اگر همه این بحث‌ها را قبول نداشته باشیم و بر این مطلب تأکید کنیم که لعن علنی معنای دشنام ندارد، باز نیز طبق دیگر دستورات صریحی که از اهل بیت علیهم‌السلام رسیده است، نباید لعن‌های ما صورت آشکار داشته باشد. زیرا تقیّه وظیفه و تکلیفی مهم برای شیعیان است که در روایات، اهتمام نداشتن به تقیه معادلِ بی‌دینی فرض شده است؛ «إِنَّ التَّقِیَّهَ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَهُ‌[۸]؛ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد.»

در روایات، تقیه از دو جهت بر شیعیان لازم دانسته شده است:

۱- تقیه خوفی، که برای حفظ جان، ناموس یا مال شیعیان انجام می‌گیرد.

۲- تقیه مداراتی، بر اثر ترس و به‌منظور حفظ جان و عقیده انجام نمی‌شود؛ بلکه این نوع تقیّه به‌منظور حسن معاشرت با اکثریت مسلمانان یعنی اهل سنت تشریع شده است. تقیه مداراتی در حقیقت نشان دهنده اهتمام و عزمِ مذهب تشیع به همزیستی مسالمت‌آمیز و حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان است تا در پرتو آن، شیعیان بتوانند مسئولیت دینی خود را در هدایت و ارشاد دیگران به انجام رسانند.

این در حالی است که لعن علنی و آشکار، با برانگیختن تعصبات و احساسات اهل سنت، از یک طرف منجر به تنفر و بدبینی آنان نسبت به مکتب اهل بیت علیهم‌السلام می‌شود، و از طرفی توجیه کننده تکفیر شیعیان و قتل عام آنها است، امروز لعن خلفای اهل سنت برای آنها از فحش و دشنام نیز صورتی زشت‌تر دارد و واکنش آنها در مقابل لعن به صحابه و خصوصا خلیفه اول و دوم، شدیدتر از هنگامی است که به آنها دشنام داده ‌شود. حتی بعضی از فقهای اهل سنت دشنام به شَیْخَیْن[۹] را موجب فسق می‌دانند؛ ولی همینان درباره لعن این دو، به کفر و قتل لعن کننده فتوا داده‌اند.[۱۰] همچنین ابن‌ حَجَر هَیْتَمی در کتاب الصَواعِق المُحْرقه می‌آورد:

«لعنُ الصدیقِ و سَبُّه مُحَرمان و اللَعنهُ اَشَدّ.[۱۱]؛ لعن و دشنام به صدیق [ابوبکر] هر دو حرام است و حرمت لعن شدیدتر است.»

پس همچنان که علتِ نهی از دشنام به مقدسات مخالفان، احترام و ارزشی است که در نگاه آنها برای این مقدسات وجود دارد: «کَذَلِک زَینَّا لِکلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ»؛ در لعن نیز چنین اقتضائی وجود داشته و  لعن به مقدسات آنها موجب می‌شود آنها نیز به مکتب و تعالیم شیعه، لعن و توهین کرده یا به عِرض و جان شیعیان تجاوز کنند: «فَیسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، و همانگونه که توهین کننده به معصوم و قاتل شیعیان، به عذاب الهی گرفتار خواهد شد، سبب این توهین‌ها و قتل‌ها نیز دچار غضب الهی خواهد شد. کسی که مقدسات اهل سنت را لعن کند، در این گناهان بزرگ سهیم است؛ اگرچه شیعه بوده و با انگیزه تبری، مقدسات اهل سنت را لعن کرده باشد. چنانچه امام باقر علیه‌السلام نقل می‌فرماید، خداوند عزوجل در یکی از مناجات‌ها با موسى بن عمران علیه‌السلام که در تورات آمده است، فرمود:

یا مُوسَى، اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ، وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیتِکَ الْمُدَارَاهَ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی، وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی‌.[۱۲]

اى موسى، راز پنهان مرا در باطن خویش پوشیده دار و در آشکارت، سازگارى و مُدارای من را با بندگانم که دشمن من و تو هستند، اظهار کن. با اظهار راز پنهانم، سبب دشنام دادن آنها به من مشو، تا در دشنام دادن به من، شریک دشمن خود و دشمن من شوی.

همچنین هنگامی که عُمَر طَیالِسِی از امام صادق علیه‌السلام درباره این آیه شریفه سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «آیا دیده‌ای کسی به خداوند دشنام دهد؟» او گفت: «جانم به فدایت، پس [معنای آیه]چگونه است؟» امام فرمود:

مَنْ سَبَّ وَلِی اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّه‌.[۱۳]

کسی‌که اولیای خدا را دشنام دهد، مانند این است که خدا را دشنام داده است [و کسی که سببِ دشنام به آنان شود، مانند کسی است که سبب دشنام به خداوند شده است.]

با این بیان، مشخص شد حتی اگر کسی لجاجت کند و لعن آشکار را مصداق سب و دشنام نیز نداند، تعلیل عقلی که در آیه شریفه برای نهی از دشنام وجود دارد، در لعن نیز جاری است و آن را ممنوع قرار می‌دهد. افزون بر آنکه بنابر وظیفه تقیه نیز، پنهان داشتن لعن امری لازم و ضروری است.

 

حجت الاسلام مهدی مسائلی


 

 

پاورقی‌ها

[۱]. انعام، ۱۰۸.

[۲]. عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۲۶، ص۵۳۳.

[۳]. در ادامه این نوشتار به بعضی از این روایات اشاره خواهیم کرد.

[۴]. ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص ۱۰۳؛ بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۳۹۹؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، ص ۱۶۵؛ ابن ابی الحدید، شرح ‌نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۸۱. گزیده‌ای از این روایت را سید رضی نیز در نهج البلاغه آورده است: شریف رضی، نهج البلاغه، ص ۳۲۳، خطبه ۲۰۶.

[۵]. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج‌ ۲، ص ۱۴۱.

[۶]. فیومی، المصباح المنیر، ص ۵۴۴.

[۷]. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج‌ ۴، ص ۲۵۵.

[۸]. محمد‌ بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۵۶۶. مضمون این روایت به طرق و الفاظ مختلف از ائمه اطهار نقل شده است؛ به‌گونه‌ای که تردیدی در آن باقی نمی‌گذارد.

[۹]. شیخین: خلیفه اول و دوم.

[۱۰]. بهوتی، کشف القناع، ج ۶، ص ۲۱۸. وی در کتابش می‌آورد: «أما من سبهم (أی الصحابه) سبا لا یقدح فی عدالتهم و لا دینهم مثل من وصف بعضهم ببخل أو جبن أو قله علم أو عدم زهد و نحوه، فهذا یستحق التأدیب و التعزیر و لا یکفر و أما من لعن و قبح مطلقا فهذا محل الخلاف، أعنی هل یکفر أو یفسق؟ توقف أحمد فی کفره و قتله، و قال یعاقب و یجلد و یحبس حتی یموت أو یرجع عن ذلک و هذا المشهور من مذهب مالک و قیل: یکفر، إن استحله.

[۱۱]. احمد بن حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ۵۲. وی در ادامه در بیان اینکه چرا حرمتِ لعن از دشنام شدیدتر است، می‌آورد: «و تحریم لعن الصدیق معلوم من الدین بالضروره لما تواتر عنه من حسن إسلامه و أفعاله الداله علی إیمانه و أنه دام علی ذلک إلی أن قبضه الله تعالی هذا لا یشک فیه و لا یرتاب و إن شک فیه الرافضی.»

[۱۲]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج‌ ۳، ص ۳۰۳.

[۱۳]. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج‌ ۱، ص ۳۷۳.

 

نمونه‌ای از تحریف تاریخی نهم‌ ربیع‌الاول/ سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

تشیع به عنوان مسیر حقیقی اسلام که ریشه در مبانی نظری و عملی مکتب پیامبر(ص) دارد. التزام به این عقاید و رفتارهای برخاسته از آن باعث سعادت دین و دنیا می‌شود، خصوصاً در عرصه اجتماعی و سیاسی، هر چه التزام عملی بیشتر باشد، اهداف اسلامی بیشتر در دسترس خواهد بود، هر چه زاویه بیشتری از این معیارها ایجاد شود از اهداف اسلام دور می‌شویم و حاصل این زاویه، نزدیک شدن به جاهلیت و بهره‌برداری بیشتر دشمنان اسلام از آن خواهد بود، همانگونه که سران کفر و صاحبان سرمایه و قدرت در دوران جاهلیت از نمادها و عبادات دینی به سود خود بهره می‌بردند.

در عصر ما نیز برخی تفسیرها و برداشت‌ها از موضوع ولایت و امامت و چگونگی رابطه اما و امت باعث شده است که به نام بهره‌گیری و تبعیت از اهل بیت و وفاداری به عشق اهل بیتی کارهایی انجام شود که باعث افتراق امت اسلام و به هدر رفت جان، ناموس و منافع عظیم مسلمانان وامت اسلامی شود.

برخی از تجربیات به نام اسلام که به تشیع انگلیسی معروف شده‌اند، از مناسبت‌های اسلامی شیعی سوء بهره‌برداری می‌کنند؛ از جمله این مناسبت‌ها نهم ربیع‌الاول است که به نام سالروز آغاز امامت امام عصر(عج) مزین شده است؛ اما بنابر برخی از ادله ضعیف به کشته شدن یکی از خلفاء به بهانه جشن و سرور و احیای امر اهل بیت، گفتارها و رفتارهایی نسبت به مقدسات دیگر مذاهب اسلامی واقع می‌شود که توهین آمیز و تفرقه‌افکنانه است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نهم ربیع‌الاول به عنوان آغاز سالروز امامت امام عصر(عج)» به قلم جواد اسحاقیان و حجت حیدری چراتی از کارشناسان مرکز تخصصی مهدویت است:

تبعات حرکات این جریان در امت اسلامی

«شیخ عبدالعزیز آل الشیخ» مفتی اول سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: بعد از اسائه ادب این اشخاص به ام‌المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیع در کشورهای عربی و اسلامی متوقف شده است، وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: سخنان این روحانی شیعه باعث شد تا بسیاری از اهل سنت که تمایلی به تشیع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند. آل الشیخ ادامه داد: مخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند، عده زیادی از اهل سنتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‌های این شخص … به مذهب حق برگشته‌اند.

تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر(ص) اسلام حرام است، این موضوع، شامل زنان همه پیامبران ـ‌به‌ویژه سیدالانبیاء پیامبر(ص) اعظم‌ـ حضرت محمد(ص) می‌شود»، فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و… به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

برخی از علمای اسلام با توجه به اهمیت این موضوع و خطر انحرافات واقع شده، کمک و همیاری به این جریان را تعاون بر اثم دانسته‌اند و در فتوای خود کمک به این جریانات و صرف وجوه شرعی به اینها را مجزی ندانسته‌اند. مانند آیت‌الله محقق کابلی.

یکی از اقدامات این جریان مشکوک، نام‌گذاری هفته برائت در ربیع‌الاول سال پیش بود، این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست‌گذاری شبکه جهانی امام حسین(ع) در بیانیه‌ای اعلام داشت: روز نهم ربیع‌الاول طبق فرموده اهل‌بیت(ع) روز غدیر ثانی نامگذاری شده است… از این رو بر خود لازم می‌دانیم که از روز نهم لغایت 15 ربیع‌الاول را به‌ عنوان هفته برائت نامگذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع‌الاول

این گروه‌ها به جای پرداختن به آغاز امامت امام زمان(عج) در این روز، موضوع قتل خلیفه دوم را به غلط مطرح می‌کنند؛ لذا برنامه‌هایی مانند هفته برائت و مطالب توهین‌آمیزی درمورد مقدسات دیگر مذاهب اسلامی را بدین بهانه اجرا می‌کنند.

با رجوع به کتب تاریخی روشن می‌شود که به‌ اتفاق، ذی‌الحجه را به‌ عنوان زمان قتل خلیفه دوم دانسته‌اند و وقوع این حادثه در ماه ذی‌الحجه از امور متواتر و قطعی بوده است. علاوه بر مورخان، فقهای بزرگ شیعه نیز بر این مسأله اتفاق و اجماع دارند.

شیخ مفید در کتاب تواریخ(مسار الشیعه ص 42)، سید بن طاووس در اقبال الاعمال(ج 3 ص 113)، ابن ادریس حلی(سرائر ج 1 ص 418)، علامه حلی(عدد القویه ص 328-331/ منتهی المطلب ج 2 ص 612 و…) و شیخ ابراهیم بن علی کفعمی (مباح ص 510)

با این وجود برخی از افراد با اغراض خاص، نسبت دادن این روزها با قتل خلیفه دوم را برجسته کرده‌اند و با برگزاری جشن‌ها و اعمال خاص در این روز که به اسم شاد کردن اهل‌بیت(ع) انجام می‌شود، آتش اختلاف و درگیری بین مذاهب اسلامی را شعله‌ور می‌کنند و دانسته یا ندانسته مسیر اهداف دشمن در استحاله و جنگ نرم را هموار می‌‌کنند. یکی از ضربه‌هایی که در این راستا به منافع امت اسلامی وارد می‌شود خدشه‌دار شدن اتحاد و انسجام اسلامی است که می‌توانست سدی محکم در برابر نفوذ باشد.

اتحاد اسلامی و آسیب‌های موجود در رابطه با آن

مفهوم وحدت و تفاوت آن با تسامح اعتقادی: هدف وحدت حفظ آرمان‌های مشترک و تقویت جبهه اسلام و نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می‌کند:‌ «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ‌سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌یحُکُمْ وَاصْبِرُ‌وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ﴿٤٦﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ‌جُوا مِنْ دِیَارِ‌هِمْ بَطَرً‌ا وَرِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَیَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَاللَّه بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ﴿٤٧﴾»، براساس آیه 46، اگر اطاعت خدا و رسول محقق نشود، تنازع و اختلاف ایجاد‌شده و قوت و استحکام و ابهت و آبروی امت اسلام مخدوش می‌شود.

اهمیت امت واحده نیز در آیات دیگر قرآن مورد اشاره واقع شده است؛ از این رو اقامه شعائر و آیین‌های مذهبی باید در خدمت این آرمان کلان باشد. در آیه 47 اشاره می‌فرماید که حرکت و اقدامات شما و لو به نام دین و جهاد و… باشد، نباید ریایی باشد که موجب انسداد راه الهی و منجر به شکست خواهد شد، بنابراین اتحاد، راهبردی برای پیروزی جبهه مسلمین است، اما این به معنای تکثرگرایی در حق و کنار گذاشتن عقاید حق خود نیست. مقام معظم رهبری با توجه دادن به این نکته می‌فرمایند: مسأله، مسأله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیده خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیده‌ای رسید، درست است. مسأله این است که اصحاب عقاید مختلف، بایستی به وسوسه دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند.

این موضوع آن چنان اهمیت دارد که قرآن حتی رعایت وحدت در مشترکات اسلام و ادیان ابراهیمی دیگر را مهم می‌داند: خداوند در آیه 64 آل عمران می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»؛ بگو: ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریکت او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد؛ پس اگر [از این پیشنهاد] روی گرداندند، بگویید: شاهد باشید که ما مسلمانیم.

وقتی با اهل کتاب دستور به همدلی داده شده و اینکه در مشترکات همراه باشند به طریق اولی در مورد شیعه و سنی ضرورت همدلی و اشتراک مساعی بیش‌تر شده است، به‌ طور کلی هر جا سخن از ولایت و صراط مستقیم الهی است، مقارن موضوع وحدت و حفظ آبرو و ابهت امت اسلامی است، در قرآن هم این مسأله مورد توجه قرار گرفته است.

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا ۚ وَاذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِنَ النَّارِ‌ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»﴿١٠٣﴾، این آیه که مربوط به نقش ولایت (پیامبر) در اتحاد مسلمین است نشان می‌دهد که حضور ولی خدا باعث همدلی در مسیر اتحاد امت اسلامی می‌شود مانند جریان پیمان اخوت در مدینه.

البته روشن است که هرگونه اتحاد بر محور ولایت باید صورت بگیرد، نه آنکه خود وحدت موضوعیت داشته باشد، اما در هر حال این پیام مهم وجود دارد که ولایت و یاران ایشان به گونه‌ای عمل می‌کنند که گروه‌های مختلف اسلامی زیر پرچم اتحاد قرار بگیرند و آموزه‌ها و رفتار ولو به نام اسلام و اهل‌بیت(ع) باشد، موجب اختلاف نمی‌شود.

مستندات روایی وحدت

دسته‌های متعددی از روایات در مورد وحدت وجود دارد، برخی از آن‌ها با ارائه ملاک، عوامل اتحاد را برمی‌شمارند: «قال رسول‌الله(ص) ..فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تحت النعمه و اجتمعت الفرقه و ائتلفت الکلمه»؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: شما اهل‌ بیت(ع)، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی برطرف‌ شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

از این‌گونه روایات می‌توان این پیام را هم به‌ دست آورد که در معیار وحدت هم خود اهل‌ بیت(ع) باید محور قرار بگیرند، لذا نوع برخورد آنان با مذاهب و گروه‌های اعتقادی در اینجا باید مورد توجه واقع شود و نباید به سلیقه و رأی شخصی خود به نام اهل‌بیت(ع) عمل کرد. چنانکه در شیعه انگلیسی هم بنا بر تفسیر و سلیقه خود عمل می‌کنند. در ادامه این نوشتار، سیره اهل‌ بیت(ع) در این موضوع خواهد آمد.

در روایت دیگر آمده است: «إِلهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟»؛ امام علی(ع) فرمود: خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است. آیا آن‌ها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می‌کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می‌کنند؟

در برخی از روایات اهداف و فواید وحدت نمایان می‌شود: «قال النبی(ص) ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم»؛ مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه‌اند. اکنون با توجه به وضعیت فعلی مسلمانان و توطئه‌های متعدد آنان در سرکوب کشورهای اسلامی و حتی حمایت از تکفیر و کشتار داخلی مسلمین، اهمیت و عمق این روایات روشن می‌شود.

دسته دیگر روایات مربوط به همراهی مذاهب اسلامی در آیین‌های دینی: روایت مبنی بر اینکه هر کس به سنی در نماز اقتدا کند، گویی به پیامبر(ص) اقتدا کرده است، امام صادق(ع) می‌فرماید: «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»، مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روایات داله بر استحباب شرکت در نماز جماعت اهل سنت و شرکت در صف اول نماز آن‌ها اختصاص داده است.

سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در اتحاد اسلامی

حضرت امیر(ع) به‌عنوان امام اول و نیز صحابی برتر از دید مسلمانان (و همچنین یکی از خلفای مورد احترام امت اسلام)، می‌تواند الگوی مهمی در نحوه اتحاد مسلمانان باشد، خصوصاً که برخی از رفتارهای ضد وحدت به بهانه این انجام می‌شود که لازم است به مظلومیت ایشان توجه شود و فریاد حقانیت و مظلومیت ایشان را به جهان برسانیم. با توجه به اینکه ادله قاطع و متواتری بر حقانیت ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) وجود داشته و دارد نوع رفتار ایشان در حوادث پس از پیامبر(ص)، راهگشای امروز ما خواهد بود. نکته مهم آن است که حق خلافت و تحقق ولایت سیاسی ایشان امر شخصی و یک حق جزئی و فرعی نبوده است که قابل اغماض باشد، اما با همه این احوال، آن حضرت مصالح کلی جهان اسلام را مورد توجه قرار می‌دهند و به جبهه‌بندی خارجی دشمنان اسلام را مهم‌تر از صف‌بندی‌های خود مسلمانان می‌دانند.

شهید آیت‌الله مطهری در این مورد می‌گوید: علی(ع) از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد، با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه‌های فراوانی در نهج‌البلاغه شاهد این مدعی است. در عین حال این تظلم‌ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود. در جمعه و جماعت شرکت می‌کرد، سهم خویش را از غنائم جنگی آن زمان دریافت می‌کرد، از ارشاد خلفا دریغ نمی‌نمود، طرف شور [و مشورت] قرار می‌گرفت و ناصحانه نظر می‌داد. در جنگ مسلمین با ایرانیان که خلیفه وقت مایل است خودش شخصا شرکت کند، علی پاسخ می‌دهد: خیر، شرکت نکن، زیرا… اگر شخصا به میدان نبرد بروی، خواهند گفت: هذا اصل العرب: ریشه و بن عرب این است. نیروهای خود را متمرکز می‌کنند تا تو را از بین ببرند و اگر تو را از بین ببرند با روحیه قوی‌تر به نبرد مسلمانان خواهند پرداخت. بنابراین روشن می‌شود که حفظ جان خلیفه و مرکزیت جهان اسلام برای امیرالمؤمنین(ع) چنان اهمیت دارد که برای در امان ماندن آن از خطرها راهکار مستدل ارائه می‌کند.

در جریان پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوسفیان از امیرالمؤمنین(ع) خواست که با هم طرح مشترکی داشته باشند که خلافت را بازپس بگیرند و دیگران را کنار بزنند، اما حضرت امیر این درخواست را قبول نکرد که این رفتار ایشان دلایل مختلفی داشت، اما یکی از آنها حفظ اصل اسلامی و جلوگیری از تفرق در شرایط خاص است، بنابراین در زمان ما هم این مصالح عام لازم است رعایت شود. در اینجا برخی از گروه‌های انحرافی تصور و برداشت دیگری دارند و می‌گویند نمی‌توان رفتار معصوم را در زمان خودمان پیاده کنیم، زیرا آن زمان نیروی کافی برای امام نبوده است و ضمنا معصوم هر زمان تشخیص خود را دارد که قابل الگوگیری برای ما نیست، اما این برداشت باطل است، زیرا ملاک در زمان ما همان معیار رفتار زمان معصوم است. با آنکه امامت یک حق شخصی نبود و مهم‌ترین حق اجتماعی و سیاسی است، ولی مصالح بالاتر جهان اسلام باعث می‌شود که امام این‌گونه عمل کنند. در واقع رفتار حضرت یک حرکت استراتژیک است و تبعیت ما از ایشان در زمان خودمان هم به‌ عنوان یک عمل راهبردی عقلی است، نه یک الگوگیری ساده مذهبی.

تقابل دشمن برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی

انقلاب اسلامی هم براساس این میراث ولایی و رفتار استراتژیک شکل گرفت و همان آرمان‌های وحدت‌آفرین را دنبال می‌کند: تقابل دشمنان با انقلاب اسلامی برای نابود کردن ظرفیت اتحاد اسلامی زمانی که انقلاب اسلامی واقع شد، باعث جذب دل‌های مختلف شد و آحاد مسلمانان که شیعه هم نبودند، مجذوب انقلاب شدند؛ لذا دشمنان برای انتقام گرفتن از این حرکت سعی دارند به تحریک گروه‌های شیعه و سنی بپردازند تا در قالب مراسم خاص مذهبی و تعصبات هر کدام، چالش‌هایی در برابر انقلاب اسلامی و نظام ایجاد کنند.

این مسأله در حالی اتفاق می‌افتد که ظرفیت انقلاب اسلامی می‌تواند دنیای اسلام را به اتحاد هدایت کند و ذخائر مادی معنوی امت اسلام را احیا کند و از زیر یوغ استعمار و استکبار خارج کند، چنانکه با تحقق‌بخشی از اهداف انقلاب و صدور پیام آن به کشورهای اسلامی می‌توانیم این هدف‌گیری و حرکت رو به جلو را مشاهده کنیم، اما شبکه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دشمن با درک این موضوع سعی می‌کنند نیروهای امت اسلام را به اصطکاک بکشانند و انقلاب را هم یک حرکت متعصبانه مذهبی خاص جلوه دهند تا امت اسلام از گرایش به آن و اهدافش دور بماند؛ لذا می‌بینیم حرکت‌های اختلاف‌افکنانه گروه‌های خاص به نام تشیع و اهل‌بیت(ع) هم مورد حمایت آنان قرار می‌گیرد.

یکی از شبهاتی که در برابر ایده اتحاد بین شیعه و سنی مطرح می‌شود آن است که مثلاً شیعیان و انقلاب اسلامی کمک‌های متعدد به فلسطینی‌ها و برخی نهضت‌های اسلامی می‌کند که شیعه هم نیستند و آنها هم نه تنها قدردان نیستند، بلکه معمولاً در برابر ایران می‌ایستند. در این‌ صورت کمک و همدلی در این موارد چه توجیهی دارد؟

پاسخ آن است که این ناسازگاری‌ها و برخوردهایی که با ایران و شیعیان می‌شود و در کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی مسلمان منطقه و… می‌شود، مربوط به سران و کانون‌های قدرت و ثروت است، اما توده مردم همراهی خاصی با جریان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دارند، لذا در اجتماعات و نهضت‌هایی که در امت اسلامی نمایش داده می‌شود و در کل دل‌های شیعیان و اهل سنت در این جریان‌ها نزدیک است.

تقابل این جریان‌ها با انقلاب و نظام اسلامی

این گروه‌ به بهانه‌های مختلف به تقابل و توهین نسبت به نظام اسلامی اقدام کردند، به‌ عنوان نمونه در جریان تشییع یکی از عناصر این جریان با آنکه رهبر معظم پیامی هم برای وفات ایشان صادر کرد و در یکی از حرم‌های اهل‌ بیت(ع) مکانی برای دفنش در نظر گرفت‌، اما برخی از طرفداران وی به بلوا و آشوب در مراسم او پرداختند.

در طی فتنه 88، نیز به‌ صورت کامل در برابر نظام اسلامی ایستاند. در دوران فتنه با سخنرانی‌های عجیب، به جای محکوم کردن اهانت‌کنندگان به امام حسین(ع) و منافقین و فرقه‌های ضاله (که در این اهانت‌ها همکاری داشتند)، به محکوم کردن نظام پرداختند؛ این کار ایشان موجب شادمانی گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از این گروه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است.

این گروه، علاوه بر آنکه موجبات وهن شیعه، در منظر عموم انسان‌های مسلمان و غیرمسلمان فراهم می‌سازد، مواضع وحدت‌بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت کرده و با ترویج برخی رفتارهای اصطلاحاً مذهبی که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می‌شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه‌ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه‌ای عید غدیر ثانی.

از سوی دیگر با وجود اینکه آنها بیش‌تر اهتمامشان به اصطلاح احیای شعائر شیعی و حمایت از تشیع و اهل‌بیت(ع) است، اما در اقدامی عجیب، علیه مقاومت اسلامی در لبنان (که از شیعیان حزب‌الله متشکل هستند) فعالیت می‌کنند. نمونه دیگر اینکه این جریان با وجود اینکه ادعای حمایت و پشتیبانی از تمام شیعیان و محبان اهل‌بیت(ع) را دارد، اما در ماجرای سوریه (و تهدید حرم حضرت زینب(س) و کشتار شیعیان) کوچک‌ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی که دشمن درصدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(س) بود هیچ عکس‌العملی از این فرقه نشان داده نشد.

حمایت استعمار و سران استکبار از فعالیت‌های مربوط به این جریان‌ها

استعمار و استکبار در تاریخ پیدایش و تکامل خود همواره از سیاست اختلاف‌افکنی برای دوام خود بهره گرفته است، تنها در یک نمونه از اقدامات آنها در دو قرن اخیر، پس از آنکه از شروع نهضت بیداری مسلمانان هراسان شدند، به ایجاد فرقه‌هایی جداگانه در عالم تشیع و تسنن اقدام نمودند که همگی هدف مشترکی در فرسایش امت اسلام داشتند.

یکی از اقداماتی که استعمارگران مانند انگلیس در دوره معاصر (برای ایجاد تفرقه مذهبی بین شیعه و سنی و ایجاد پروژه شیعه‌هراسی) انجام دادند، آن است که طرح هلال شیعی را به میان آوردند که در این طرح ادعا می‌کنند برخی از کشورهای اسلامی دارای گرایش‌های شیعه سعی دارند یک منطقه خاص در امت اسلامی را تصرف کنند و اهل سنت را در حصر و محاصره خود دربیاورند تا تدریجاً دیگر مسلمانان را تحت نفوذ و سیطره خود درآورند. قابل ذکر است که برجسته کردن موضوع هلال شیعی به زبان ملک عبدالله اردنی مطرح شد که این نشان می‌دهد استکبار در راستای مراحل جنگ نرم به مشغول ساخت مذاهب اسلامی به همدیگر و شیعه‌هراسی و یا سنی‌هراسی اقدام کرده است.

تشکیل دفترها و مراکز حمایتی برای این گروه‌ها در انگلیس و دنبال کردن پروژه مرجع‌سازی در برابر حوزه‌های علمیه و مراجع معظم، یکی از راه‌های دخالت بیگانگان در دنیای اسلام، حمایت از رفتارها و جریانات دینی است که منافع عام آن به این کانون‌های استعماری بر می‌گردد. از جمله برخی از اشکال عزاداری که در این جریان‌ها انجام می‌شود مانند قمه‌زنی مورد حمایت قرار می‌گیرد در اینجا مستندانی در این مورد ذکر می‌کنیم:

علامه محمد جواد مغنیه از علمای بزرگ عراق در کتاب تجارب خود بحثی دارد تحت عنوان «کفن‌هایی برای زنده‌ها» می‌گوید: دولت انگلیس در ماه محرم، هزار کفن به قمه‌زنان هدیه کرد و هنگامی که دولت آمریکا از آن با خبر شد، برای آنکه فرصت را از دست ندهد، دو هزار کفن به آنها هدیه کرد.

جامعه‌شناس عراقی «ابراهیم الحیدری» در کتاب Sozioloyie آورده است، اشاره می‌کنیم: سفیر انگلیس در بغداد بعد از جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با کاهش مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها در بازار، مقدار زیادی چای و سیگار مورد نیاز هیأت‌ها و مجالس عزاداری را از طریق شخص ثالثی به بعضی از مسئولان هیأت‌ها تقدیم کرد؛ جالب اینکه به این هیأت‌ها مقدار زیادی پارچه سفید هم برای استفاده در مراسم قمه‌زنی داده شد.

دکتر تیجانی نیز در کتاب «اهل بیت (ع)؛ کلید مشکل‌ها» در این‌باره می‌نویسد: یکی از علمای گذشته می‌فرمود: … انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، (برای قمه‌زنی) در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند./فارس

ایام ربیع الاول و تقابل آشکار جریان انحرافی شیرازی با وحدت مسلمین

آیین‌ها و مناسبت‌های دینی، اعیاد و وفیات اهل بیت(ع) از ظرفیت‌های موجود است. غدیر، عاشورا و جشن‌های مهدوی مانند نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم امکان و نهم ربیع‌الاول سالرزو آغاز امامت امان زمان (عج) چنان شورانگیز و تأثیرگذار است که علاوه بر برانگیختگی احساسات و عواطف معنوی و انسانی مردم و مشارکت بالای آن‌ها در اجرای آن، پیام‌ها و درس‌هایی به دنبال داشته که زیربنای فکری فرهنگی بسیاری از نهضت‌ها و جنبش‌های اسلامی و آزادی‌بخش بوده است، مانند قیام‌های صدر اسلام (توابین، زید شهید، شهید فخ و …) و نیز جریان نهضت تنباکو، مشروطه و سرانجام انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت و بیداری اسلامی.

ولی متأسفانه گروه‌های انحرافی از مناسبت‌های مذهبی به خصوص نهم ربیع سوءاستفاده کرده و با اجرای برخی از برنامه‌های ناخوشایند، وحدت جامعه اسلامی را از بین می‌برند.

 

شعائر اسلامی و اولویت‌های دینی

 

در اسلام، بحث شعائر دینی داری اهمیت ویژه است. قرآن، تعظیم شعائر را نشانه تقوا دانسته است: «ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ امر چنین است و هر کس که شعائر الهی را بزرگ بدارد، این امر از پرهیزگاری دلهاست، «شعائر» یعنی علامات و نشانه‌هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب کرده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی می‌نامد، لذا هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عمل او از تقوای قلبش نشان می‌گیرد، چون حقیقت تقوی و از مصادیق تقوی آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب کند که این عمل امری معنوی و قائم به دل انسان است.

بر اساس آیه مذکور، شعائر، مجرای تحقق رضایت الهی و تقوا است، اما مشاهده می‌شود که گاهی برخی از مسلمانان، رفتارهای خلاف تقوا و در برابر رضایت خداوند و اولیای الهی در مراسم‌های مربوط به شعائر انجام می‌دهند که این نشان دهنده عدم تحقق تعظیم شعائر در کار ایشان است.

 

نهم ربیع‌الاول مظهر وحدت

 

این مناسبت از اهمیت خاصی برای تحقق اهاف دین برخوردار است؛مثلاً شکرگزاری نعمت امام حی و زمینه‌سازی برای تحقق جهانی شدن اسلام به وسیله امام و موعود ادیان و نیز لزوم برقراری ارتباط معنوی با ایشان و اینکه اطاعت از وی زمینه برقراری آموزه‌های جهانی اسلام را فراهم می‌کند. از سوی دیگر جهانی شدن اسلام معادل برقراری انسانیت، توحید و رفاه همراه با عدالت جهانی برای انسان است که همه این‌ها به رهبری امام زمان (عج) محقق می‌شود.

در حالی که گروه‌هایی مانند شیعه انگلیسی در پوشش بزرگداشت این مراسم، برنامه‌ها و تبلیغاتی دارند که در جهت عکس این اهداف و فرصت‌هاست؛ فعالیت‌های آن‌ها با ایجاد نفرت نسبت به تشیع و باورهای مربوط به این امام(عج) و نیز مقابل قرار دادن عموم انسان‌ها با آموزه‌های به نام تشیع، مانعی در پذیرش عمومی جهانیان نسبت به آموزه‌های اسلام می‌شود.

 

بررسی جریان‌های انحرافی معاصر در سوء استفاده از شعائر

 

برخی از این نوع جریان‌ها در پوشش علمی و نام اجتهاد به تبلیغ برداشت‌های غیرعلمی خود از دین و شعائر اهل بیت می‌پردازند. در این گروه‌ها به جای آنکه اجتهاد از طریق مرسوم و متقن حوزه‌ها اثبات شود، آن را امری موروثی کرده‌اند. نوع دیگری از سوء‌استفاده‌های این جریان، آن است که با صرف تلبس به لباس روحانیت و تبلیغات گسترده در شهرهای تحت نفوذ خود، مرجعیت را برای خود تثبیت می‌کنند.

تضعیف و تخریب جریان مقاومت اسلامی در سده اخیر: به عنوان نمونه در لبنان بین طرفداران امام موسی صدر و افرادی از این جریان درگیری رخ می‌دهد که منجر به زخمی شدن چند نفر می‌شود. بنابر گزارش ساواک در تاریخ 2536/27 در حرم حضرت زینب(ع)‌ این درگیری شدید با دخالت پلیس و زد و خورد پایان یافت. شهید چمران در جایی در این مورد می‌گوید:‌ «… عده‌ای از مسلمانان قشری و متعصب را به دور خود جمع و با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند، زیرا فتوایی برای قتال از مرجع (مورد قبول خود این گروه) وجود ندارد… ».

این ناهمگونی و تقابل با نهضت‌های اسلامی، مورد تأیید و رضایت ضمنی شبکه‌های جاسوسی مانند ساواک در زمان طاغوت قرار گرفته است. در امتداد مخالف عالمان و مجاهدان با این جریان، امام خمینی(ره) پرداخت هر نوع سهم امام به این گروه را حرام اعلام کردند. ایشان فتوا دادند که پرداخت هر نوع سهم امام به حوزه علمیه زینبیه و شاگردان این جریان حرام است و به دستور ایشان در آینده هیچ نوع حقوق به طلبه‌هایی که نزد آنها درس می‌خوانند پرداخت نخواهد شد. این جریان در برنامه‌های رسانه‌ای خود که عمدتاً از لندن پخش می‌شود، توهین‌هایی به مراجع معظم تقلید مانند حضرت آیت‌الله بهجت ره و رهبر معظم انقلاب داشته است.

شیعیان واقعی به دنبال طرح عالمانه این موضوع هستند، ولی دشمنان به دنبال آن هستند که اسم ولایت دائما موضوعی برای سرگرمی و مشغولیات مسلمان باشد، (گاهی هم خود جریان‌ها توسط دشمن بازیچه قرار می‌گیرند) در جریان فعالیت این گروه‌ها هم تحت شبکه‌های رسانه‌ای این برخورد با موضوع ولایت انجام می‌شود و اشخاص معلوم الحالی هم مدیریت و اجرای این موضوع را به عهده گرفته‌اند.

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین 1، 2 و 3 مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس،‌ الانوار‌، خدیجه‌، الزهرا، المهدی و … اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ برخی مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند.

نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که این گروه اداره می‌شود، آن هم دقیقا در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آورد. نمونه دیگری از اعمالی که باعث ایجاد چهره ناشایست از تشیع می‌شود مسأله قمه‌زنی است که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را به نحوی رد کرده‌اند، اما این گروه‌ها فتوای استحباب صادر کرده‌اند. البته اینگونه رفتارهای ناشایست، با برخورد و عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

برخی از فعالیت‌های رسانه‌ای مربوط به این جریان

 

شبکه فدک: یکی از فعالان این جریان که در دادگاه محکوم هم شده است، در لندن منبر می‌رود و شبکه فدک را مدیریت می‌کند. چگونگی ورود او به انگلیس هم قابل توجه است، قبل از آنکه به حمایت انگلیسی‌ها به لندن برود در کویت فعالیت داشت، اما تنها سه سال از راه‌اندازی «هیأت خدام المهدی» توسط وی در کویت می‌گذشت که تندروی‌های وی، دولت کویت را مجبور کرد هیاتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

او حضور چشمگیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. او روزنامه‌ای با نام Shianewspaper منتشر می‌کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه‌اندازد و در سال 2010 نیز مکان هیاتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیدالشهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه،‌ هیات، دفتر کار، موسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی می‌دهد. رمضان المبارک 1341 قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد، در امتداد کارهای خود اشخاص دارای سابقه قضایی را در شبکه فدک جذب کرد. یکی از این اشخاص که در فرانسه زندگی کرده بعدها وارد ایران می‌شود و از سوی دادگاه، متخلف شناخته می‌شود و از ایران خارج شده و در این رسانه‌ها فعالیت می‌کند. شخص دیگری نیز به عنوان همکار و کارشناس این شبکه از بیروت فعالیت می‌کند که او هم از متخلفین در دادگاه شناخته شده است.

شبکه سلام: مدیرمسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که در مسایل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده تا در این شبکه از قمه‌زنی دفاع کند! این در حالی است که در خلال مصاحبه‌های خود، جمهوری اسلامی را نیز بارها متهم به دیکتاتوری کرده است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین‌المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه‌زنی است.

 

تأمل علمی بر افکار و اقدامات این گروه

 

اگر به سیر اقدامات گروه‌های تفرقه افکن و شبکه‌های رسانه‌ای شیعیان انگلیسی دقت شود، روشن می‌‌شود که این اقدامات نتوانسته است غیر شیعیان را به تشیع جذب کند و بلکه برعکس تعصب افراد را به مذهب خود بیشتر کرده است و جان و مال و عرض دیگر شیعیان را هم به خطر انداخته است، بنابراین در یک جمع‌بندی حرکت این گروه‌ها نتایج معکوسی برای دنیای اسلام ایجاد کرده است، عملکرد این اشخاص در مورد عایشه کاملاً با سیره امیرالمومنی (ع) متفاوت است. حضرت امیر (ع) کسانی که به عایشه افترا زدند و اهانت کردند را مجازات کرد. در جنگ جمل نیز با وجود اقدامات تخریبی که عایشه علیه امیرالمؤمنین(ع) انجام داد، ایشان فرمود: با وجود آنچه که گفتم عایشه احترام گذشته را دارد و حسابش با خداست.

این رفتار امام، بازخورد خوبی در رفتار عایشه داشت و او بعدا بارها گریه می‌کرد و می‌گفت: کاش قبل از ماجرای جمل مرده بود و در آن حادثه حضور نمی‌یافتم. پس از پایان جنگ جمل وی دیگر در مسایل سیاسی وارد نشد و در مدینه مستقر شد.

در روز جنگ جمل مردی شروع به دشنام دادن و نسبت ناروا دادن به عایشه شد، مردم گرد او جمع شدند، عمار وقتی مطلع شد و به آن مرد گفت: خاموش باش این ناستوده «عو عو» می‌کنی، آیا به زنی که همسر پیامبر(ص) بود، دشنام می‌دهی و تهمت می‌زنی؟ این در حالی است که عمار دست‌پرورده امیرالمؤمنین(ع) است و سمبل دفاع از ولایت و بصیرت‌افزایی در آن دوران است، ولی این رفتارها را مذموم می‌داند./ فارس